• بازدید : 37 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۳صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

از نظر اسلام، تعليم و تربيت كودك، گام به گام انجام مى گيرد و اگر چه معلم و مدرسه و امكانات ديگر به كمك خانواده ها مى شتابند، ليكن اولين گام را خانواده ها بر مى دارند و تا آخرين گام نيز به همراه كودكان و نوجوانان خواهند بود.
خانواده، مأمن و مأوا و مهدِ كودكان است و تنها نهادى است كه تا روزى كه به مرحله استقلال مى رسند و به تشكيل خانواده جديد مى پردازند با آنهاست. بعد نيز اين پناهگاه همچنان موقعيت خود را از لحاظ عاطفى و ارشادى و حمايت هاى مادى و معنوى حفظ مى كند و خانواده جديد را با چندين خانواده، ارتباط مى دهد
نكته مهمى كه تذكر آن را به همه خانواده هاى مسلمان و علاقه مند به رهنمودهاى تربيتى اين دين مبين، لازم مى بيند اين است كه: روش هاى جديد تعليم و تربيت موجود، خانواده را از لحاظ تربيتى در حاشيه قرار مى دهد و وظيفه اصلى را به دست مهدهاى كودك و كودكستان ها و پانسيون ها مى سپارد؛ اما در روش تربيتى اسلام، خانواده در متن است و در حقيقت، مسؤول اصلى خانواده است و در عين حال، هيچ مانعى نيست كه اشخاص يا مؤسسات در اداى اين وظيفه بزرگ، پشتيبان و حامى خانواده ها باشند.
امروز، به شكل بسيار گسترده اى دولت ها جاى خانواده ها را گرفته اند. دولت همچون خانواده بزرگى است كه كودك را از روز تولد، گام به گام همراهى مى كند و مسؤوليت هاى او را در كودكستان ها و مدرسه ها و دانشگاه ها و سربازخانه ها و سرانجام ادارات و مراكز و مؤسسات دولتى مى پذيرد.
مى توان گفت: هر چه نقش دولت ها گسترش بيشترى پيدا مى كند، نقش خانواده ها محدودتر مى شود و در حقيقت، خانواده را در حد يك ماشين توليد كودك، تنزل مى دهند!.
ما مدعى دولت ها نيستيم و زحمات آنها را در اين راه ناسپاسى نمى كنيم، ولى از عواقب سوء و ناگوار بريدن كودكان از خانواده ها و سست شدن روابط عاطفى والدين و جگر گوشه هاى آنها نگرانيم.
صرف نظر از اين كه پيشرفت روز افزون و چشمگير اين رويه، موجب محروميت كودكان از شهد گواراى محبت مى شود و آنها را – همچون گله اى كه زير نظر يك چوپان چماق به دست، صبح به صحرا و كوهستان و كنار چشمه و رودخانه مى روند و شب سر به زير و آرام و چشم و گوش بسته به آغل بر مى گردند! – به يك زندگى يك نواخت و دور از فراز و نشيب و بسيار تصنعى معتاد مى سازند، براى خود خانواده ها نيز بى ضرر و زيان نيست.
كودكان هر چه به خانواده نزديك تر باشند، بر استحكام پيوند والدين خود مى افزايند و چه بسيار رنجش ها و گلايه ها را كه آنها به لبخند نشاط بخش ثمره هستى خويش، از جان و دل مى زدايند!.
در خانواده هاى سنتى طلاق كمتر است – اگر نگويم صفر است! – و در خانواده هاى غرب زده و شرق زده و شيفته روش هاى تربيتى شرق و غرب، آمار طلاق روز افزون است.
در خانواده هاى – واقعاً – اسلامى، از آن جا كه زن و شوهر، پس از رسيدن به يكى از هدف هاى زندگى (عروس شدن و داماد شدن!) به فكر جهش و ارتقا به سوى هدف بعدى (پدر شدن و مادر شدن!) هستند و مى خواهند براى فرزند دلبند خود واقعاً پدر و واقعاً مادر باشند، هر چه انسان فكر مى كند دليلى براى جدايى و طلاق نمى يابد.
با ديدى كه نگارنده به مسأله مى نگرد و توضيحات مفصلى كه داده است، طلاق به معناى درجا زدن و خراب نمودن سنگر مقدس پدرى و مادرى و سرنوشت كودكى را به بازى گرفتن است.
البته گاهى به حكم ضرورت بايد قدرى عقب گرد كرد. كسى كه مى خواهد پرش كند، ناگزير است چند قدمى به عقب برگردد تا بتواند فاصله مورد نظر خود را كه سقوط در آن بى خطر هم نيست، طى كند. ما هم اين ضرورت را به ناچار مى پذيريم و به همين دليل، راه را براى طلاق و جدايى باز مى گذاريم و طلاق را به عنوان يك حلال منفور مى پذيريم، اما توصيه مى كنيم كه: طلاق براى يك انسان مسلمان، كمال نيست، بلكه نقص و عقب گرد است!.
علت اين كه درخانواده هاى اسلامى، طلاق از نظر آمارى، درصد بسيار ضعيفى دارد، همين است كه با تولد كودك، بلافاصله عروس و داماد ديروز، پدر و مادر امروز مى شوند و به همراه مفتخر شدن به اين دو عنوان، وظيفه هاى سنگينى بر دوش آنها گذارده مى شود كه چون در انجام آنها گام به گام بايد پيش روند، به طور مستمر، با هميارى و همكارى و همفكرى بايد تلاش كنند و در اين صورت، فرصتى هم براى جر و دعوا و طلاق نخواهند داشت!.
بگذاريد دولت هاى غربى و شرقى و ملت هاى غرب و شرق، چوب فاصله گرفتن از خدا و انبياى او را بخورند و در مسأله مهم خانواده، روز به روز گرفتار فجايع و مصايب بزرگ تر بشوند؛ باشد كه روزى پيشانى آنها به سنگ بخورد و پشيمان و نادم از گذشته اسف بار خود، به سوى خدا و پيامبران بازگردند.
دولت ها وظيفه دارند حامى خانواده ها باشند و تعليم و تربيت را بر عهده خود خانواده ها بگذارند و اين مسؤوليت سنگين را بر دوش نگيرند و عواقب شوم آن را متوجه خانواده ها و نسل هاى نوخاسته نسازند.
اسلام، طرفدار و پشتيبان اين رويه است و پدرها و مادرها را از مسؤوليت، رها نمى سازد.
قرآن مى فرمايد:.
وَأمُرْ أهْلَكَ بِالصَّلوةِ وَاصْطَبِرْ عَلَيْها؛(۱).
خانواده خود را به نماز فرمان بده و بر نماز آنها شكيبا باش.
مى گويند: هنگامى كه اين آيه بر پيامبر گرامى اسلامْ نازل شد، روزى پنج نوبت به درخانه على و زهرا مى رفت و اين خانواده الگوى اسلامى را توصيه مى كرد كه:.
الصَّلاةَ، الصَّلاةَ، يَرْحمُكُمُ اللّهُ؛(۲).
نماز را به پاى داريد، خدا شما را رحمت كند.
و بدين ترتيب، رهبر بزرگ اسلام به عنوان بزرگ خانواده و پدر و پدر بزرگ، گام به گام در تعليم و تربيت كودكان خانواده حركت مى كرد و در اين راه، شكيبا و استوار بود تا هرچه بهتر بتواند اين وظيفه سنگين را انجام دهد و براى ديگران نيز (اسوه) و الگو باشد.
قرآن توصيه مى كند كه:.
قُوْا أنْفُسَكُمْ وَاَهْليكُمْ ناراً؛(۳).
خود و خانواده هاى خود را از آتش دوزخ حفظ كنيد.
يك مسلمان، تنها تكليفش اين نيست كه خودش را به دوزخ نكشاند، بلكه وظيفه دارد افراد خانواده را نيز از سقوط در ورطه هولناك عذاب و بدبختى حفظ كند.
درحقيقت، اين مسلمان، گام به گام همراه اعضاى خانواده است و ناظر اعمال و اخلاق و عقايد آنهاست و با اداى رسالت تربيتى خويش، هموار كننده راه سعادت و سربلندى آنهاست.
مردم شايسته، همان گونه كه به خود مى انديشند، به فرزند خود مى انديشند و على وار، فرزند را پاره اى از وجود خود، بلكه مجموعه هستى و كل وجود خود مى شناسند.(۴) به همين جهت، قرآن در ترسيم سيماى عصمت گونه آنها مى فرمايد:.
حَتّى إذا بَلَغَ أشُدَّهُ وَبَلَغَ أرْبَعِينَ سَنَةً قالَ رَبِّ أوْزِعْنى أنْ أشْكُرَ نِعْمَتَكَ الَّتى اَنْعَمْتَ عَلَىَّ وَعَلى والِدَىَّ وَاَنْ أعْمَلَ صالِحاً تَرْضاهُ وَأصْلِحْ لى فى ذُرِّيَّتى؛(۵).

همين كه به حد رشد رسيد و چهل ساله شد، مى گويد: پروردگارا! به من الهام كن كه نعمتت را كه به من و والدينم داده اى سپاس گزارى كنم و عمل صالحى كه مورد پسند تو باشد، انجام دهم و ذريه مرا براى خاطر من شايسته گردان.
مسلمان يعنى اين! مسلمان از دو سو خود را مرتبط به ديگران مى داند: از سويى به والدين و از سويى به فرزندان. اين گونه پيوندهاى استوار خانوادگى است كه در تعليم و تربيت مى تواند معجزه گر باشد و انسانيت را اعتلا و ارتقا بخشد و هر جامعه اى كه اين پيوند را سست و متلاشى كند، تيشه به ريشه خود مى زند.

عتیقه زیرخاکی گنج