• بازدید : 54 views
  • بدون نظر
این فایل در ۳۸صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

اغلب مردم فکر می کنند استخوان یک قسمت مرده از بدن انسان است. در حالیکه اینطور نیست استخوان ها مثل سایر بافت های بدن زنده اند و به مرور زمان تغییر و تحولاتی پیدا می کنند. بدن ما، در کودکی و نوجوانی مدام استخوان سازی می کند تا اینکه در حدود ۳۰ سالگی جرم و سختی استخوان های ما به حداکثر می رسند.
یک لحظه خودتان را بدون استخوان تصور کنید. در آن صورت بدن شما مثل خمیر نانوایی برروی زمین پهن می شد
ستون فقرات از ۲۴ مهره متحرک (۷ مهره گردنی ، ۱۲ مهره  پشتی، ۵ مهره کمری) و تعدادی مهره ثابت (۵ مهره ساکروم و تعدادی استخوان دنبالچه) تشکیل یافته است. این ستون آنقدر محکم است که می تواند بدن را حمایت کرده و نخاع را در درون خود به خوبی محافظت نماید، و در  مقابل تا آنجا انعطاف پذیر است که اجازه می دهد حرکات متنوعی بر حول آن انجام گیرد. این انعطاف پذیری بیشتر مدیون صفحات یا دیسک های بین مهره های متحرک (به جز دو مهره اول گردنی) و زاویه اتصال سطح مفاصل در مناطق مختلف ستون فقرات است.
هر بخشی از ستون فقرات (گردنی، پشتی و کمری) ویژگی های خاص خود را دارند. همچنین در هر بخش تفاوتهای ناچیزی به چشم می خورد.
نخاع شوکی در میان ستون فقرات محاط شده است. ریشه های عصبی از نخاع  منشعب شده و از میان سوراخهای بین مهره ای بخش های قدامی که از پدیکولهای مهره های مجاور هم تشکیل شده بیرون می آیند 
مهره گردنی 
مهره های گردنی کوچکترین مهره های ستون فقرات هستند. به شکل دوک می باشند و در مقایسه با اندازه مهره از جلو به پشت، مهره از پهلو به پهلو پهن تر است. از سوراخ های عرضی مهره ها سرخرگ مهره ای می گذرد.
اولین مهره گردنی اطلس نام دارد که به جمجمه متصل می شود. اطلس دارای جسم مهره ای نیست، اما به وسیله زائده  دندانه ای دومین مهره گردنی یا آسه (axis) نگهداری می شود. این زائده به سر و مهره اطلس اجازه می دهد تا بر روی سطوح مفصلی مهره آسه بچرخند. هفتمین مهره گردنی به طور طبیعی انحنای ملایمی دارد که از بخش قدامی محدب است. زمانیکه این مهره آسیب می بیند،  عضلات حاشیه مهره دچار اسپاسم شده و انحنای آن از میان می رود انحنای اضافی می تواند وضعیت عمومی و طبیعی ستون فقرات و لگن را دچار اختلال سازد.
عضلات گردنی 
از آنجائیکه گردن تحرک زیاد را با حفاظت کافی از نخاع توام کرده است، وجود عضلات بهم پیوسته و پیچیده و در این ناحیه به حمایت و حفاظت از گردن کمک زیادی می کنند. یک هماهنگی مشترک در استفاده از عضلات وجود دارد بطوریکه حرکت و حمایت می توانند بطور همزمان رخ دهند. برخی از عضلات مهمی که در ارتباط با حرکت مهره های گردنی فعالند به شرح زیر می باشند.
۱- Iongissimus cervicis (عضله طویل گردنی): از زوائد عرضی مهره های چهارم و پنجم پشتی شروع می شود و تا داخل زائده عرضی دومین تا ششمین  مهره گردنی ادامه می یابد. وظیفه : گردن را باز می کند.
۲- Iongissimus capitis (سری طویل): از نیمه پائینی Iigamentum nuchae و خارهای ۷c تا ۸T ادامه دارد و به زائده ماسئوئید الحاق  می گردد. وظیفه : گردن را باز کرده و سر را می چرخاند.
۳- Splenius capitis (مهره ای سری): از نیمه پائینی Iigamentum nuchae  و مهره های  7c تا ۸T ادامه دارد. یا عضله به زائده ماستوئید الحاق می گردد.
۴- Splenivs cervicis (مهره های گردنی): از مهره های ۳T 6 T ادامه دارد،و به زوائد عرضی ۱  C   تا ۳ C  ملحق می شود.
وظیفه عضلات مهره ای باز کردن گردن در موقعی است که دو طرف گردن با هم کار می کنند، زمانیکه یک طرف گردن بطور جداگانه کار می کند، سر به یک طرف کشیده شده و صورت به همان سمت می چرخد.
۵ – Iliocostalis cervicis : از زوایای شش دنده اول شروع شده و به زوائد مهره های  چهارم  تا ششم گردنی ملحق می گردد. وظیفه : گردن را باز میکند.
۶- عضلات دیگری که در رابطه با حرکات گردن می باشند عبارتند از: 
الف: ذوذنقه ای
ب: بالابرنده کتف
ج: جناغی- چنبری- پستانی (Sternocleidomastoideus)
 شبکه های عصبی مهره های گردنی 
 دو شبکه عصبی از ستون مهره های گردنی انشعاب پیدا می کند. شبکه سرویکال  که از انشعاب قدامی ۱C ، ۲C ، ۳C، ۴C، تشکیل می یابد و دارای سه شاخه اصلی کوتانئوس (پوستی) ، حرکتی، و فرنیک. شبکه براکیال از انشعاب قدامی ۵C، ۶C، ۷C، ۸C، ۱T جدا می شود و عصب تغذیه کننده اندام های فوقانی را می سازد. شبکه براکیال از ریشه هائی شکل گرفته که به هم می پیوندند و تنه ها را بوجود می آورند و سپس تقسیم می شوند تا طناب های شبکه براکیال را بسازند. از این طناب ها اعصاب اولنار،رادیال، مدیال، و ماسکولوکوتانیوس (musculocutaneous) منشعب می شوند.
گردش خون :
گردن از رگهای خونی حیاتی تغذیه می شوند  که  مغز را نیز مشروب می کنند. بخش قدامی از رگهای خونی کاروتید داخل و خارجی تشکیل شده،  در حالیکه رگهای مهره ای در بخش خلفی و از میان مهره ها می گذرند.
دفورمیتی ها 
دفورمیتی ها که به صورت  اکتسابی یا مادرزادی هستند می توانند بیانگر ناهنجاری زمنیه ای استخوان یا مفصل یا نسج نرم باشند.
دفورمیتی های مادرزادی 
دفورمیتی های با اشکال غیر طبیعی مادرزادی بنا به تعریف ، در اثر اختلال در تکامل نسج به محدوده آنها دفورمیتی ها را در زمان تولد می توان مشاهده نمود ولی برخی از آنها تا قبل از سپری شدن مدت زمانی از تولد قابل تشخیص نیستند .شدت این دفورمیتی ها از حد بسیار زیاد بطوری که منجر به مرگ جنین در داخل رحم می شوند تا حد خفیف به گونه ای که اختلال چندانی در فعالیت ساختمان مربوطه به وجود نمی آورند متغیر است . میزان شیوع دفورمیتی های مادرزادی در کشور های مختلف و نزد نژادهای گوناگون فرق می کند مثلاً در بریتانیا دو تا سه درصد از افراد دچار ناهنجاری قابل توجهی در قسمتی از بدن خود می باشند و نیمی از این ناهنجاری ها مربوط به دستگاه اسکلتی حرکتی است.
علل دفورمیتی های مادرزادی 
اختلال در تکامل ساختمان بدن می تواند به علت ناهنجاری ژنتیکی یا شرایط نامناسب محیط یا هر دو باشد متخصصین ژنتیک با مطالعه بستگان افراد بیمار و همچنین دوقولهای یکسان توانسته اند به اثر عوامل محیطی و ژنتیک در ایجاد بسیاری از ناهنجاری های شناخته شده پی ببرند .
ناهنجاری های ژنتیک نظیر جهش در یک کروموروم کامل با جهش در قسمتی از کروموزوم یا یک ژن می توانند به بروز ناهنجاری ساختمانی بینجامند . به عنوان مثال منگولیسم یا سندروم داون در اثر تریزومی کروموزوم بیست و یک به وجود می آید و اکندروپلازی به علت جهش در قسمتی از یک کروموزوم ایجاد می گردد . ناهنجاری ژنتیک ممکن است از والدین به ارث نرسد بلکه در اثر بروز جهش در سلول زاینده ایجاد شود .
شرایط نامناسب محیط تاکنون بخوبی مورد بررسی قرار نگرفته اند. مطالعات انجام شده بر روی حیوانات نشان می دهد که بسیاری از عوامل محیطی نظیر غذا، هورمون، ترکیبات شیمیایی، عوامل فیزیکی و میکرو ارگانیسمهای عفونت زا بر تکامل  ساختمان بدن اثر می گذارند و بسته به آن که عامل محیطی در چه زمانی از دوران بارداری اثر می گذارد، عضوی از بدن که عمدتاً دچار ناهنجاری می شود فرق می کند. با این  حال از میان عوامل مذکور، فقط نقش چند تا از آنها (در صورتی که در مراحل اولیه بارداری اثر بگذارند) در بروز ناهنجاریهای انسان به اثبات رسیده است. از عواملی  که تاثیر شان در بروز ناهنجاریهای انسان مشخص  شده است می توان رادیاسیون، ویروس سرخجه و داروهایی نظیر آمینوپترین و تالیدمید را ذکر کرد.
تاثیر توام عوامل ژنتیک و محیطی. بر اساس مطالعات انجام شده بر روی بستگان فرد بیمار و دو قلوها به نظر می رسد که شایعترین انواع ناهنجاریهای مادرزادی انسان به علت تاثیر توام عوامل  ژنتیک و محیطی بروز می کنند. میزان تاثیر یک عامل محیطی احتمالا بر روی جنینهای در حال رشد مختلف فرق می کند بطوری که برخی از جنینها بطور طبیعی نسبت به آن عامل مقاوم هستند و برخی دیگر نسبت به آن آسیب پذیر می باشند. با توجه به توضیحات مذکور به نظر می رسد ناهنجاری مادرزادی در موقعی بروز می کند که عامل محیطی بر روی سلولهایی که بخاطر ژنومشان نسبت به آن عامل آسیب پذیر هستند اثر کند. 

عتیقه زیرخاکی گنج