• بازدید : 52 views
  • بدون نظر
این فایل در ۴۶صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

وقتی‌ موجوداتِ‌ مشهود خود را در جهان‌ با دقت‌ می‌نگریم، بخوبی‌ درمی‌یابیم‌ که‌ آنها از نظر کمالات‌ وجودی‌ (آثار و منشأ آثار نوین) برابر نیستند و آثار وجودی‌ بعضی‌ بر آثار وجودی‌ بعضی‌ دیگر برتر و بیشتر است.
موجوداتی‌ را که‌ در اطراف‌ خود می‌بینیم‌ از این‌ نظر به‌ چهار دسته‌ تقسیم‌ می‌شوند:
-۱ جمادات‌ یا موجودات‌ بی‌جان‌ مانند انواع‌ سنگها، گازها و مایعات‌ که‌ دارای‌ آثار وجودی‌ خاصی‌ هستند و به‌ بعضی‌ از آنها اشاره‌ می‌کنیم: جمادات‌ حجم‌ دارند یعنی‌ فضا اشغال‌ می‌کنند، وزن‌ دارند، رنگ‌ دارند، بو دارند، خواص‌ عنصری‌ مختلفی‌ دارند و…
۲ نباتات‌ یا گیاهان‌ که‌ دارای‌ کمالات‌ و آثار وجودی‌ بیشتری‌ نسبت‌ به‌ جمادات‌ می‌باشند یعنی‌ علاوه‌ بر اینکه‌ آثار وجودی‌ جمادات‌ را دارند، دارای‌ آثار وجودی‌ مخصوصی‌ هستند که‌ جمادات‌ فاقد آنها می‌باشند. از قبیل: نباتات‌ رشد و نمو دارند، تغذیه‌ می‌کنند، تولیدمثل‌ می‌کنند، تا اندازه‌ای‌ دارای‌ حس‌ و حرکت‌ هستند و از وضعیت‌ ضعف‌ اندام‌ به‌ قدرت‌ بدنی‌ زیاد می‌رسند. ناگفته‌ نماند که‌ نباتات‌ علاوه‌ بر این‌ آثار ویژه، در بعضی‌ آثار جمادی‌ مثل‌ رنگ‌پذیری‌ و داشتن‌ بو، از جمادات‌ قابلیت‌ بیشتری‌ نشان‌ می‌دهند و تنو‌ع‌ رنگها و بوها در گلها و میوه‌ها دیده‌ می‌شود. بنابراین‌ گیاهان‌ از نظر کمال‌ وجودی‌ برتر از جمادات‌ هستند.


-۳ حیوانات‌ که‌ دارای‌ کمالات‌ و آثار وجودی‌ بیشتری‌ نسبت‌ به‌ گیاهان‌ و جمادات‌ می‌باشند و علاوه‌ بر آثار وجودی‌ جمادات‌ و گیاهان، دارای‌ وجودی‌ مخصوص‌ هستند که‌ دو قسم‌ قبلی‌ فاقد آنند. از قبیل‌ اینکه‌ حیوانات‌ شعور و اراده‌ دارند، کار و تلاش‌ می‌کنند، همسرگزینی‌ و مسکن‌گزینی‌ دارند، دارای‌ شهوت‌ جنسی‌ و غضب‌ هستند، در بعضی‌ از انواع‌ آنها زندگی‌ اجتماعی‌ وجود دارد، در زندگی‌ اجتماعی‌ دارای‌ تقسیم‌بندی‌ و مراتب‌ شغلی، تفریح‌ و اجتماعی‌ مختلف‌ هستند. به‌ عبارت‌ دیگر رتبه‌ و مقام‌ و پَستی‌ و برتری‌ شغلی‌ در بین‌ آنها وجود دارد. از حریم‌ خود و خانوادة‌ خود در برابر خطرات‌ و دشمنان، محافظت‌ می‌کنند. از حریم‌ همنوع‌ و حتی‌ گاهی‌ غیرهمنوع‌ در برابر خطرات‌ و دشمنان‌ دفاع‌ می‌کنند. در بین‌ حیوانات‌ همنوع‌ و گاهی‌ غیرهمنوع‌ جهت‌ گذراندن‌ زندگی، تعاون، همکاری‌ و خدمات‌ متقابل‌ و مسالمت‌آمیز دیده‌ می‌شود. تا اندازه‌ای‌ قابل‌ تربیت‌ هستند یعنی‌ تربیت‌ محدود می‌پذیرند. دارای‌ احساسات‌ و عواطفند. در آنها صفات‌ روحی‌ خوب‌ و مثبتی‌ که‌ ما در زندگی‌ از آنها به‌ اخلاق‌ تعبیر می‌کنیم‌ در انواع‌ مختلفشان‌ دیده‌ می‌شود؛ صفاتی‌ از قبیل‌ وفاداری، امانتداری، خدمت‌ به‌ همنوع، نجابت‌ و…

-۴ انسان. انسان‌ از آن‌ جهت‌ که‌ انسان‌ است‌ و اشرف‌ مخلوقات‌ می‌باشد، نه‌ جماد است، نه‌ نبات‌ است‌ و نه‌ حیوان. این‌ بدان‌ معنا نیست‌ که‌ فاقد کمالات‌ و آثار وجودی‌ جمادات، نباتات‌ و حیوانات‌ است، بلکه‌ به‌معنای‌ این‌ است‌ که‌ آنچه‌ مایة‌ انسانیت‌ انسان‌ و شرافت‌ او بر سایر موجودات‌ است‌ امری‌ غیر از کمالات‌وجودی‌ سه‌ قسم‌ گذشته‌ است. چرا که‌ انسان‌ در آن‌ آثار وجودی‌ با سه‌ قسم‌ دیگر مشترک‌ است‌ و فضیلتی‌ در آنها ندارد. فضیلت‌ و شرافت‌ یعنی‌ برتری، و برتری‌ یعنی‌ داشتن‌ چیزی‌ که‌ در دست‌ دیگران‌ نباشد. بنابراین‌ نمی‌توان‌ فضیلت‌ و برتری‌ 
انسان‌ بر سایر موجودات‌ مشهودمان‌ را به‌ داشتن‌ کمالات‌ جمادی، گیاهی‌ و حیوانی‌ بدانیم. هرچند انسان‌ در ظهور آن‌ کمالات‌ از خود قابلیت‌ بیشتری‌ نشان‌ دهد، زیرا قابلیت‌ بیشتر داشتن‌ در یک‌ کمال، آن‌ کمال‌ را از حقیقت‌ و مرتبة‌ خود خارج نمی‌کند. به‌عنوان‌ مثال‌ اگر انسان‌ در غضب‌ و یا شهوت‌ جنسی‌ قابلیت‌ بیشتری‌ نسبت‌ به‌ حیوانات‌ از خود نشان‌ داد هرگز غضب‌ و شهوت‌ از مرتبة‌ کمالات‌ حیوانی‌ فراتر نمی‌روند و به‌ مرتبة‌ یک‌ کمال‌ انسانی‌ نمی‌رسند. به‌ عبارت‌ دیگر انسان‌ فقط‌ توانسته‌ یک‌ کمال‌ حیوانی‌ را بیشتر از خود حیوانات‌ نشان‌ دهد، نه‌ اینکه‌ شهوت‌ و غضب‌ کمال‌ انسانی‌ شده‌ باشند. در این‌ صورت‌ می‌گوییم‌ انسان‌ یک‌ حیوان‌ قویتر است. همچنین‌ وقتی‌که‌ انسان‌ دارای‌ قدرت‌ بدنی‌ زیادی‌ می‌شود می‌گوییم‌ او یک‌ گیاه‌ قویتر شده‌ نه‌ یک‌ انسان‌ بهتر. به‌ عبارت‌ دیگر همان‌طور که‌ گفتیم‌ قدرت‌ بدنی‌ یک‌ کمال‌ گیاهی‌ است‌ نه‌ یک‌ کمال‌ انسانی؛ یعنی‌ اگر انسانی‌ از نظر قدرت‌ بدنی‌ قویتر از دیگران‌ بود، او فقط‌ در یک‌ صفت‌ گیاهی‌ قویتر است‌ نه‌ اینکه‌ انسان‌ بهتری‌ است‌ و در انسانیت‌ بالاتر است. همچنین‌ است‌ وقتی‌ انسان‌ لباسی‌ زیبا و رنگارنگ‌ و فاخر بر تن‌ می‌کند، می‌گوییم‌ او یک‌ کمال‌ گیاهی‌ را به‌ استخدام‌ درآورده‌ و مورد استفاده‌ قرار داده‌ است‌ نه‌ اینکه‌ او با پوشیدن‌ لباسی‌ زیباتر و با جنسی‌ بهتر و یا برخورداری‌ از قیافه‌ و صورتی‌ زیباتر، در انسانیت‌ و شرافت‌ از دیگران‌ پیشی‌ گرفته‌ باشد.چرا که‌ برتری‌ حقیقی‌ انسان‌ به‌ برتری‌ در حقیقت‌ انسانیت‌ و آن‌ آثار و کمالاتی‌ است‌ که‌ ویژة‌ اوست‌ و در حیوانات‌ و گیاهان‌ و جمادات‌ یافت‌ نمی‌شود، که‌ اگر در آنها یافت‌ شود آن‌ کمالات‌ دیگر کمال‌ ویژه‌ انسانی‌ محسوب‌ نمی‌شوند بلکه‌ جزء کمالات‌ مشترکند.اگر قایل‌ به‌ برتری‌ انسان‌ نسبت‌ به‌ سایر موجودات‌ باشیم‌ و او را اشرف‌ مخلوقات‌ بدانیم‌ که‌ چنین‌ نیز هست، بدین‌ معناست‌ که‌ در انسان‌ کمال‌ یا کمالاتی‌ وجود دارد که‌ در سایر موجودات‌ قبلی‌ نیست‌ والا‌ برتری‌ و شرافت‌ او معنا نداشت.
با توجه‌ به‌ مطالب‌ گذشته‌ به‌ این‌ نتیجه‌ می‌رسیم‌ که‌ انسان‌ جماد، گیاه‌ و حیوان‌ نیست. بنابراین‌ اگر آثار و کمالاتی‌ که‌ در حد کمالات‌ این‌ سه‌ قسم‌ هستند از خود نشان‌ داد در مرتبة‌ همانهاست‌ و هیچ‌ فضیلتی‌ از نظر انسانی‌ بر سایر انسانها ندارد. مثلاً‌ از آن‌ جهت‌ که‌ شهوت‌ جنسی‌ دارد و تمایل‌ به‌ جنس‌ مخالف‌ پیدا می‌کند و همسرگزینی‌ می‌کند، یک‌ حیوان‌ است‌ و نیز از آن‌ جهت‌ که‌ کار و تلاش‌ می‌کند، مسکن‌گزینی‌ دارد، زندگی‌ و مشارکت‌ اجتماعی‌ دارد، در سلسله‌ مراتب‌ اجتماعی‌ بالا می‌رود، به‌ همنوع‌ خود کمک‌ و خدمت‌ می‌کند و دارای‌ بعضی‌ از صفات‌ اخلاقی‌ نیکو و پسندیده‌ است، یک‌ حیوان‌ خوب‌ است، چراکه‌ همه‌ اینها در حیوانات‌ نیز یافت‌ می‌شود. همچنین‌ وقتی‌که‌ رشد می‌کند و قدرت‌ بدنی‌ فوق‌العاده‌ای‌ (مثلاً‌ در اثر ورزش) پیدا می‌کند و یا دارای‌ صورتی‌ زیبا می‌شود و زیباییها را به‌ استخدام‌ درمی‌آورد، یک‌ گیاه‌ خوب‌ است، چراکه‌ همه‌ اینها در گیاهان‌ نیز یافت‌ می‌شود.
‌انسان‌ چیست؟
منظور از مختــصات‌ انسان‌ یعنی‌ چیزهایی‌ که‌ فقط‌ در انسان‌ وجود دارد و جماد و گیاه‌ و حیوان‌ را به‌ کمالات‌ ویــژه‌ راهی‌ نیست. انسان‌ دارای‌ نیروی‌ عقل‌ و فکر است‌ که‌ با آن‌ حقایق‌ وجود را می‌شناسد و پیشرفتهای‌ مادی‌ و معنوی‌ تحصیل‌ می ‌کند.انسان‌ موجودی‌ آزاد و مختــار است‌ که‌ می‌تواند با آزادی‌ و اختیار، مسیر و هدف‌ خود را انتخاب‌ کند و به ‌سوی‌ آن‌ حرکت‌ نماید.انسان‌ با برخورداری‌ از روح‌ یــــا نــــــفحة‌ الهی، قدرت‌ علمی‌ نـــــامحدود و نیز قدرت‌ تربــــیــت‌پذیری‌ نامحدود دارد، تا جایی‌که‌ می‌تواند اسمــــأ و صفات‌ خداونــــد را در خود ایـــــجاد و مستقر کند و مراتب‌ کمال‌ و تــــقرب‌ به‌ خدا را یکی‌ پـــس‌ از دیــــگری‌ طـــی‌ کنـــد و آینه‌ و مظهر کامل‌ صفـــات‌ خداونـــد شود. ایــــن‌ همان‌ مقام‌ خلیـــــفة‌اللهی‌ است‌ که‌ انسان‌ برای‌ وصول‌ به‌ آن‌ خلق‌ شده‌ است.
  • بازدید : 41 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۵صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

يکي از آفريده هاي خداوند متعال موجودي بنام جن است اين موجود همانند انسان داراي تکليف است و هدف از خلقت او همانند انسان عبادت و بندگي خداوند است. قرآن در سوره ذاريات آيه ۵۶ مي فرمايد: جن موجودي است که از آتش آفريده شده است چنانچه قرآن در سوره الرحمان آيه ۱۵ مي فرمايد: « و خلق الجان من مارج من نار» 
اگرچه جن موجودي است که قدرت انجام کارهاي استثنايي و فوق العاده را دارد ولي از نظر سازمان وجودي ضعيفتر از انسان است و تحت تسخير اوست زيرا همين موجودات قوي در حکومت حضرت سليمان پيامبر خداوند در تحت سلطه آن حضرت بودند و نيز پيامبري که از جنس انسان ها براي آنان برانگيخته شود پيامبر جنيان گفته مي باشد. 
امام معصوم عليه السلام که به اذن خداوند قدرت تصرف و هر چيزي را دارد و مي تواند هر کاري را انجام دهد و هر چيزي را بداند، بر موجوداتي بنام جن نيز سلطه دارد و در تاريخ زندگاني ائمه عليه السلام موارد متعددي که آنان جنيان را استخدام کرده اند به چشم مي خورد و يا خود جنيان براي انجام خدمت و کمک اعلام آمادگي نموده اند زيرا امام معصوم عليه السلام براي گروه جن نيز امام است و پرسش هاي ديني و مشکلات خود را با مراجعه به امام عليه السلام بر طرف مي کنند
خلاصه گفتار آن که جنيان همدوش با انسان آفريده شده اند و در تکليف و مواخذه و اختيار و اراده و ثواب و عقاب و رهسپار شدن به سوي بهشت و يا فرود افتادن در دوزخ يکسان هستند وابسته وجودشان از انسان ضعيف تر است همانطور که افراد خود انسان هم در قوت ضعف تفاوت دارند و همچنين انسان از جن قوي تر است بر اين اساس پيامبر جنيان از انسان است و آنها از ميان خود پيامبري ندارند. 

بنابراين اين گفتار که جن در قرآن بمعناي ميکروب است يا بعضي از انواع آن، ميکروب ها هستند که موجودات زنده ريز و ذره بيني هستند گفتاري باطل و نادرست است. آيا مي توان گفت ميکروب ها را خدا روز قيامت محشور مي کند و مورد عذاب و مواخذه قرار مي گيرند؟ 

آيا آنها هستند که با انسان ها و در رديف آنها در جهنم ريخته مي شوند؟ آيا ميکروب ها هستند که در مکه به حضور حضرت رسول رسيده و ايمان آوردند و گفتارشان را خدا در قرآن حکايت فرموده است و آن محل اکنون بنام مسجد جن مستحب است که حاجيان در آنجا دو رکعت نماز گزارند؟ 
جن 

)) جن » چنانکه از مفهوم لغوي اين کلمه بدست مي آيد موجودي است ناپيدا که مشخصات زيادي در قرآن براي آن ذکر شده، از جمله اينکه : 

۱- موجودي است که از شعله آتش آفريده شده است بر خلاف انسان که از خاک آفريده شده« و خَلَقَ الجانّ من مارج من نار » (الرحمن / ۱۵ 
۲- داراي علم و ادراک و تشخيص حق از باطل و قدرت منطق و استدلال است،آيات مختلفي از سوره جن بر اين مطلب دلالت مي نمايد. 
۳- داراي تکليف و مسئوليت هستند. آيات سوره جن و آياتي از سوره الرحمن دلالت دارند. 
۴- گروهي از آنان مؤمن صالح و گروهي کافر هستند (و انّا منا الصالحون و منّا دون ذلک ) (جن / ۱۱ ) ۵- آنها داراي حشر و نشر و معادند (و امّا القاسطون نکانوا لجهنم حطباً) (جن / ۱۵ ) ۶- آنها قدرت نفوذ در آسمانها و خبر گيري و استراق سمع داشتند و بعداً ممنوع شدند. (جن / ۹ ) ۷- در ميان آنها افرادي يافت مي شوند که از قدرت زيادي برخوردارند همانگونه که در ميان انسانها نيز چنين است (نمل / ۳۹ ) ۸- آنها قدرت انجام بر انجام بعضي از کارهاي مورد نياز انسان دارند. (سباء ۱۲ – ۱۳ ) ۹- خلقت آنها بر روي زمين قبل از خلقت انسانها بوده. (هجر / ۲۷ ) 
موجودات ماوراء‌الطبيعه
شايد به جرات بتوان بحث در وادي موجودات ماوراءالطبيعه را به قدمت تاريخ بشري دانست، چه در ميان عوام و چه در ميان روشنفكران، دانش پژوهان ومحققين هر عصر. از اين رو بعد از گذشت قرنها اين بحث هنوز هم به همان تازگي دنبال شده و چنانچه وقتي نوشته اي، گفتگويي، داستاني و يا حتي فيلمي درمورد آن تهيه مي شود از استقبال عموم برخوردار مي گردد، چرا كه بشر هميشه تشنه برداشتن حجاب از مستورهاي پيرامون خويش است، تا بتواند حس غريزي كنجكاوي خود را نسبت به اين موجودات، به طريقي تسكين بخشد. شايد يك وجه اشتراك را بتوان در ميان عوام و روشنفكران و دانشمندان يافت و آن شك و ترديد نسبت به واقعيت وجودي آنان است؛ چرا كه حتي سير تكاملي علم در قاره اروپا و امريكا هم نتوانسته آن را از محالات بداند و علي رغم همه پيشرفتهاي علوم بشري هيچ راه حل علمي براي پي بردن به چگونگي اين موجودات عنوان نشده و همه چيز مانند ازل در شك و ترديد است. اما در جهان بيني اسلامي همه چيز زيبا و بجا آفريده شده است،حتي موجود ماوراءالطبيعه‌اي با نام «جن»، موجودي كه حتي برخي از مسلمانان، روشنفكران و دانش پژوهان در زمينه ديني يا به ديده شك و ترديد در آن نگريسته، و يا سكوت كرده اند
جن يك واقعيت است يا افسانه
در ميان انسانها بر سر خلقت نظام عالم دو ديدگاه كلي وجود دارد، عده اي كه همه چيز را ناشي از خلقت ذات الهي مي دانند و گروهي ديگر كه سرمنشا خلقت نظام عالم را در طبيعت جستجو مي كنند. اگرچه ميان آنان اختلاف نظرها بسيار عميق و اساسي است، ولي هيچ يك از اين دو گروه نتوانسته اند وجود موجودات ماوراؤالطبيعه را انكار كنند. آنهايي كه خداباورند و به روح و معاد معتقدند (غير از مسلمانان) از آنها به عنوان ارواح خبيثه و يا ارواح شرير و يا شيطان ياد مي كنند، برخي هم آنها را موجودات فضايي قلمداد مي كنند، ماديون هم كه اعتقادي به ذات الهي و قدرت پروردگار ندارند، اين موجودات را همان انسانهاي اوليه اي مي دانند كه در سير تكامل بين انسان و ميمون حيران مانده و به شكل و شمايل غريب درآمده اند و يا حتي برخي از آنان معتقدند كه اينان انسانهاي وحشي و بدوي در اعماق جنگل هستند و گاهي خود را نمايان ساخته و موجب اذيت و آزار انسانهاي متمدن مي شوند. و اما مسلمانان : بنا به نص صريح قرآن، موجودات عالم به سه گروه گروه تقسيم مي شوند: ۱ـ جمادات ۲ـ نباتات ۳ـ حيوانات؛ كه يا داراي عقلند مانند انسان، فرشتگان و جنيان و يا فاقد عقل و شعورند مانند حيوانات و باز بنا به آيات نوراني قرآن كريم، بايد بدانيم كه بدون هيچ شك و ترديدي موجودي با نام «جن» در جهان آفرينش وجود دارد كه از نظر تكليف و شايستگي مورد خطاب پروردگار قرارگرفته و مشابه انسان مي باشد، چرا كه، ۱ـ سي و چهار بار نام جن در قرآن كريم آورده شده است. ۲ـ هفتاد و دومين سوره قرآن با نام اين موجود مزين گرديده است. ۳ـ احاديث و روايات فراواني از پيامبر اكرم (ص)، حضرت علي (ع)، امامان و بزرگان علوم ديني در اين خصوص، موجود بوده و در دسترس قرار دارد. ۴ـ به وسيله بسياري از انسانها رويت شده اند. به آياتي از قرآن كريم كه وجود جن را مبرهن مي داند اشاره مي كنيم:
 سپاهيان سليمان از جن و آدمي و پرنده گرد آمده و به صف مي رفتند. (سروه نمل، آيه ۱۷)
 براي خدا شريكاني از جن قرار دادند و حال آن كه جن را خدا آفريده است. (سوره انعام، آيه ۱۷)
 بگو اگر جن و انس گرد آيند تا همانند اين قرآن را بياورند، نمي توانند، هر چند كه يكديگر را ياري دهند. (سوره اسرا، آيه ۸۸)
 سخن پروردگارت بر تو مقرر شد كه جهنم را ازجن و انس انباشته مي كنيم. (سوره هود، آيه ۱۱۹)
 اي گروه جنيان و آدميان، اگر مي توانيد كه از قطر آسمان و زمين بگذريد، بيرون رويد ولي بيرون نتوانيدرفت مگر با قدرتي. (سوره الرحمن، آيه 
 مرحوم شيخ مفيد در كتاب «ارشاد» آورده است: «در آثاري از ابن عباس نقل شده: زماني كه پيامبر اسلام (ص) به قصد جنگ با قبيله بني مصطلق از مدينه خارج شد، هنگام شب به دره وحشتناك و صعب العبوري رسيد. اواخر شب جبرئيل بر آن حضرت نازل شد و خبر داد كه طايفه اي از جن در وسط دره جمع شده و قصد مكر و شر و آزار و اذيت شما و اصحابتان را دارند». (ارشاد ص ۳۹۹)
 از حضرت امام صادق (ع) روايت شده : روزي حضرت رسول (ص) نشسته بود، مردي به خدمتشان رسيد كه بلندي قامتش مثل درخت خرما بود. سلام كرد، حضرت جواب داد و سپس فرمود: «خودش و كلامش شبيه جن است». سپس به او فرمود: كيستي؟ عرض كرد: من هام، پسر هيم، فرزند لاتيس، پسر ابليس هستم (بحارالانوار ص ۸۳)
 بانو حكيمه دختر امام كاظم (ع) گويد: «برادرم امام رضا (ع) را ديدم كه جلو در اتاقي با كسي صحبت مي كرد در حالي كه تنها بود، عرض كردم: با چه كسي سخن مي گوييد؟ فرمودند: فردي از جن آمده تا مسائلي بپرسد و از چيزهايي شكايت كند» (اصول كافي ص ۳۹۵) علامه طباطبايي (ره) مي فرمودند: «روزي آقاي بحريني كه يكي از افراد معروف ومشهور در احضار جن و از متبحرين در علم ابجد و حساب مربعات بود در مجلس ما حضور يافت،چادري آوردند، دو طرفش را به دست من داد و دوطرف ديگر را به دستهاي خود گرفت. اين چادر به فاصله دو وجب از زمين فاصله داشت. در اين حال جنيان را حاضر كرد، صداي غلغله و همهمه شديدي از زير چادر برخاست. چادر به شدت تكان مي خورد چنان كه نزديك بود از دست ما خارج شود. من محكم نگه داشته بودم، آدمكهايي به قامت دو وجب در زيرچادر بودند و بسيار ازدحام كرده و تكان مي خوردند و رفت و آمد داشتند، من با كمال فراست متوجه بودم اين صحنه، چشم بندي و صحنه سازي نبوده و صد درصد وقوع امر خارجي بوده است» (رجايي، تهراني جن و شيطان ص ۴۷)
اينها شمه اي بود از آيات قرآن كريم و احاديث و روايات كه هر گونه شك و شبهه اي را در وجود واقعيت جن به يقين تبديل مي سازد. 
جن چگونه موجودي است؟
به واقع جن چگونه موجودي است و آيا مي توان توسط علوم پيشرفته امروزي آن را اثبات كرد؟جن در لغت به معناي مستور و پوشيده است،همان طور كه بچه در رحم و پنهان از چشم ما را «جنين» گويند و جنت اشاره به باغي است كه درختان آن مانع از به چشم آمدن زمينش مي گردد. و شايد علت شك و ترديد در وجود جن نيز همان مستور و پنهان بودنش از انظار و حس بشري است، كه علت آن در ذات خلقتش نهفته است. قرآن كريم خلقت جن را چنين بيان مي دارد:
 و جان (كه در بعضي از متون اسلامي آمده است، جان پدر جن است همان طور كه آدم، پدر انسان) را پيشتر، از آتش زهرآگين آفريديم. (سوره حجر، آيه ۲۷)
 خدا انسان را از گل خشك شده اي چون خاك سفال آفريد و جنيان را از شعله اي بي دود. (سوره الرحمان، آيه ۱۴ و ۱۵)
 مرا از آتش خلق كردي و او (انسان) را از گل آفريدي.
از اين آيات در مي يابيم كه جن، آتش است و انسان از جنس خاك، و اين چنين دريافت مي شود كه جنيان قبل از انسان خلق شده اند، و از آن جايي كه هر دو از ماده آفريده شده اند پس مادي هستند، ولي دو تفاوت اساسي آنها را از ساير موجودات متمايز مي سازد:
۱ـ مي توانند خود را به هر شكل و قيافه اي درآورند (آكام المرجان) (به استثناي پيامبران و ائمه معصوم و بنا به برخي روايات حتي اشيعيان). 
۲ـ از چشم موجودات ديگر پنهانند. ملاصدرا پنهان و آشكار شدن جن را با هوا قياس مي كند و اين طور عنوان مي دارد: «بدن هاي لطيف آنها در الطاف و نرمي متوسط بوده و از اين رو آماده جدايي و يا گردآمدن هستند، چون گرد هم آيند قوام آنها بهتر گشته و مشاهده مي گردند و چون جدا گردند قوامشان نازك و جسمشان لطيف مي شود و از ديده پنهان مي مانند، مانند هوا كه وقتي ذراتش گرد هم مي آيند غليظ مي شود و به صورت ابر درمي آيد و وقتي ذرات از هم جدا مي شوند لطيف شده و ديده نمي شوند.» (ملاصدرا، مفاتيح الغيب) 
همين ذات وجودي جنيان به آنها اين امكان را مي دهد كه خود را به هر شكلي و با هر حجمي درآورند، چه به اندازه سرسوزن و چه در اندازه اتاقي بزرگ. آنها به واسطه همين ويژگي، بعد زمان برايشان معنا ندارد، و مسافتي را كه بشر مدتها بايد آن را طي كند، در لحظه اي مي پيمايند و اعمالي را كه از توان انسان خارج است آنها به راحتي قادر به انجامش هستند. عمده ترين علت شك و ترديد در وجود آنان هم همين پنهان بودن از چشم انسانهاست، كه البته از نظر علمي هم توجيه پذير است. چرا كه در جهان هستي چيزهاي زيادي وجود دارد كه به چشم ما قابل رويت نيستند ولي قدرتشان از نظر جسمي از انسان به مراتب بيشتر است، مثل الكترونها، امواج الكتريسيته، نورهاي ماوراي بنفش، اشعه ايكس، باكتريها و ويروسها، آميب ها، جانداران تك سلولي و از همه مهمتر ذات اقداس الهي كه ديده نمي شود ولي كدام عقل سليمي مي تواند آن را انكار كند؟ بنابراين صرف اين كه با حواس خود قادر نيستم آنان را درك كنيم، دليل بر نبودن آنها نيست
آيا جن ها برتر از انسانند؟
همه ما واژه «از ما بهتران» را به كرات شنيده ايم. اين واژه در فرهنگ عاميانه ما اغلب براي جن به كار مي رود ولي آيا واقعا اين چنين است؟ آيا جن موجودي برتر از انسان است؟ خداوند در قرآن كريم مي فرمايد: «و ما فرزندان آدم را بر بسياري از مخلوقات خود برتري و فضيلت كامل بخشيديم.» (سوره اسرا، آيه ۷۰) 
و همچنين واجب شدن سجده شيطان و فرشتگان بر انسان نيز، خود دليلي براي برتر بودن نوع انسان است در پيشگاه خداوند. يك انسان كامل بر همه موجودات برتري دارد و حتي بعضي از انسانها كه راه برقراري ارتباط با جنيان را مي دانند (مديوم‌ها) مي توانند بر آنها تسلط يابند. باز به قرآن كريم استناد مي كنيم كه مي گويد: «از پريان بودند كه به فرمان پروردگارش برايش كار مي كردند و هر كه از آنان از فرمان سرمي پيچيد به او عذاب آتش سوزان را مي چشانديم. براي وي هر چه مي خواست از بناهاي بلند و تنديسها و كاسه هايي چون حوض و ديگهاي محكم مي ساختند. » (سوره سبا، آيه ۱۲و ۱۳)اگر چه قرآن كريم در مورد تسلط بر جن فقط از حضرت سليمان ياد كرده است ولي در بسياري از كشورها و حتي در كشور خودمان هم نمونه هاي زيادي ديده شده كه اشخاصي با عنوان جن گير و يا احضاركنندگان ارواح توانسته اند از آن ها بهره گيرند، كه البته در مبحثي جدا به آن خواهيم پرداخت. در هر حال بايد دانست كه در پيشگاه خداوند انسان، اشرف مخلوقات است و يك انسان كامل و مومن بر همه خلايق برتري دارد. 
حيات و زيستن جن بر روي زمين چگونه است
بنا بر آيه كريمه قرآن:
 اين موجود عجيب پيش از آفرينش انسان، خلق شده است. (سوره حجرآيه ۲۷)
 جنيان از شعله هاي آتش آفريده شده اند. (سوره الرحمن، آيه ۱۴)
 جنيان چون انسانها دسته دسته به دنيا آمده اند، تا زمان مرگ زندگي كرده و بعد به جهان آخرت خواهند رفت. (سروره فصلت، آيه ۲۵)
 آنها نيز نر و ماده دارند. (سوره جن، آيه ۶)
 آن ها نيز تمايلات نفساني دارند. (سوره الرحمن، آيه ۵۶)
 تعداد جنيان بيش از آدميان است. (سوره انعام، آيه ۱۲۸) 
همان طور كه پيش از اين گفته شد، جن موجودي است مادي كه از آتش خلق شده است. از آنجايي كه ماده است، بنابراين حيات دارد و از آنجايي كه داراي حيات است و طبق آيات الهي زاد و ولد مي كند پس نر و ماده دارد، خواب و خوراك دارد و پايان زندگي اش با مرگ توام است و باز بنا بر آيات كريمه، زندگي پس از مرگ نيز خواهد داشت كه در مبحث ديگري به آن خواهيم پرداخت
تغذيه جنيان
از آنجا كه هر موجودي براي ادامه حيات خود احتياج به تغذيه و خوراك دارد جنيان نيز به طور قطع از چيزهايي تغذيه مي كنند. چنان كه «ابن بابويه» نقل كرده است: «گروهي از طايفه جن خدمت پيامبر اكرم (ص) شرفياب شدند و عرض كردند: اي رسول خدا چيزي براي خوردن به ما عطا فرما، حضرت هم استخوان و بازمانده غذا را به آنها عطا كرد.» (وسايل الشيعه، جلد۱، ص ۲۵۲)
و نيز امام صادق (ع) مي فرمايد: «استخوان و ضايعات غذاي جنيان است». (وسايل الشيعه)

سخن گفتن جنيان
فطرت انسان به گونه اي است كه او را محتاج به سخن گفتن و ارتباط برقرار كردن با همنوعان خود ساخته است. از طرفي اصوات در حيوانات هم به طريق علمي و هم تجربي ثابت شده و همچنين در قرآن و روايات ذكر شده كه بعضي از پيامبران (مانند حضرت نوح و سليمان) زبان حيوانات را دانسته و مي توانستند با آنها سخن گويند، در جنيان نيز به همين گونه است، از آنجايي كه جنيان نيز مادي هستند و زندگي اجتماعي آنها ايجاب مي كند كه با يكديگر سخن بگويند، پس به طور قطع و يقين آنها اصواتي براي انتقال مفاهيم به يكديگر دارند ولي در فهم ما نيست. البته كساني مي توانند به طريقي حرفهاي آنها را دريابند و با آنها سخن گويند; چنانكه حضرت رسول و برخي از امامان با آنها صحبت مي كردند و افرادي بنا بر تواناييهاي خاصي مي توانند با آنها ارتباط برقرار كنند. (ارتباط دهندگان يا جن گيران) از امام صادق (ع) نقل شده است : «روزي اميرالمومنين (ع) در كوفه بر فراز منبر مشغول خطبه بود كه ناگهان اژدهايي در حالي كه به شدت به طرف مردم مي دويد و آنها از او مي گريختند پديدار شد. حضرت فرمود: «راه را براي او باز كنيد. » اژدها جلو آمد و از منبر بالا رفت و پاهاي حضرت (ع) را بوسيد و خود را به پاهاي مبارك حضرت ماليد و سه بار دميد، سپس پايين آمد و رفت و حضرت خطبه را ادامه داد. وقتي مردم توضيح خواستند ايشان فرمود: او مردي از جن بود كه مي گفت : فرزندش را يكي از انصار به نام جابر بن سميع، بدون اين كه به او آزاري رسانده باشد با سنگ كشته است و اكنون خون فرزندش را مي طلبيد.» (بحارالانوار، ص ۱۷۲) قابل ذكر است، دري كه اژدها از آن وارد و خارج شده بود به «باب الثعبان» (درب اژدها) مشهور شد. 
پس از شهادت اميرالمونين (ع)، معاويه كه نمي خواست ذكري از فضايل آن حضرت گفته شود دستور داد فيلي آوردند و به آن در بستند. آن‌قدر فيل را در آنجا نگاه داشت تا به باب‌الفيل مشهور شد و هم اكنون نيز، «باب الفيل» (درب فيل) ناميده مي‌شود. (بحارالانوار،ص ۱۷۱)

عتیقه زیرخاکی گنج