• بازدید : 57 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲۸صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

در زمانی که ساکنان حجاز واطراف آن به خاطر موقعیت جغرافیایی خود از قافله ی تمدن عرب واپس مانده بودند و به چادرنشینی روزگار می گذراندند محمد (ص) به پیامبری مبعوث گردید و عربی که گمراه عبادت بت ها بود به سوی پرستش خدای یگانه هدایت شد. اندیشه های نهفته و فکرهای بکری که در سرما بود با راهنمایی های حضرت محمد به راه صحیح ایمان به خدای لایزال افتاد و اعتقادی که این مردم نسبت به اسلام پیدا کردند به اتکا درک روز افزون فلسفه ی اسلامی آنان را بر پهنه های گسترده تری از جهان چیره ساخت
مسلمانان چون به دیگر ممالک سفر کردند و با پرستشگاه های یونانیان و رومیان و کلیساها و کاخ های دیگر کشورها رو به رو شدند و آنها را در کمال تزئین مشاهده کردند به دگرگون ساختن محیط زیست خود راغب شدند. نقل و انتقالات ونیازهای زمانی سبب گردید که به صنعت و هنر روآورند و نکته ها بیاموزند تا زیباسازی خانه های خود را برابر با پیشرفت های زمان و اعتقادات خود همراه کنند. 
همانطور که می دانیم مساجد اولیه شامل قطعه زمینی به شکل مربع یا مربع مستطیل بود که اطراف آن را محصور کرده و حوضی برای وضو گرفتن در میان آن ساخته و سقفی از بوریا یا دیگر مصالح ساختمانی بربالای آن قرار داده بودند که آنان را از گزند بادهای محلی و باران های موسمی مصون دارد. این تقلیدی بود از آتشکده ی ساسانیان و نمونه هایی از این گونه مساجد هنوز در بعضی از شهرها دیده می شود. از جمله فی المثل مسجد مصلی در تخت فولاد اصفهان یا مسجدی در سامرا و غیراینها. 
اعراب در دوران پیش از اسلام اصولا اشتیاقی به جذب صنعت و هنر و پرداختن به پیشه های مربوط به اینها نداشتند. گسترش اسلام آنان را وادار کرد که با دیگر ملل دنیا رفت و آمد برقرار کنند و با صنعتگران و هنرمندان ایران ، مصر، یونان ، سوریه ، ایتالیا و دیگر کشورهایی که سنن گوناگون و سابقه ی دیرینه ی صنعتی و هنری داشتند آشنا گردند. 
در زمان پیغمبر مسجدی بسیار ساده در محل مسجد النبی کنونی برپاشده بود و از این محل بود که حضرت محمد ندای الهی را به گوش مردم می رساند. 
این سادگی مسجد تا زمانی ادامه یافت که خلافت به امویان رسید و مقر خلافت از مدینه به دمشق انتقال یافت. با اینکه قمار می گساری و استفاده از البسه ی فاخر و ادوات موسیقی و دیگر اسباب لهو و لعب بر مسلمانان حرام شده بود خلفای لذت جوی اموی دستورهای دین را نادیده گرفتند و کاخ هایی بس مجلل ساختند و لباس هایی از ابریشم پوشیدند و شاعران و خوانندگانی هنرمند را به دور خود جمع کردند. 
بدین سان در این زمان یک سلسله فعالیت ساختمانی آغاز شد که تزئین درونی و بیرونی بنا را شامل گردید.
اعراب در سال ۲۶ هجری در زمان خلافت عمر بر اصفهان چیره شدند. این شهر در آن عصر کانون مسلمانان ایران بود و تا سیصد سال زیر نفوذ خلفا باقی ماند به طوری که تاریخش با تاریخ بغداد توام گردید. 
اسلام به سرعت در ایران پیشرفت می کرد. گسترش اعتقاد مردم نسبت به خدای یکتا و پیغمبر او محمد (ص) و دستورات دین مبین اسلام سبب توسعه ی هر چه بیشتر بناهای مذهبی می شد. مراکز مذهبی یی که از دوره ی ساسانیان باقی مانده بودند به مساجدی تبدیل می شدند که معماری شان با معماری ساسانی هماهنگ بود . ذوق معماران ایرانی آن چنان به تکامل زیبایی شناسی بنای مسجد آغاز کرد که ابتدا مسجد به یک ایوانی و در اندک زمانی به چهار ایوانی تبدیل گشت و گسترش روز افزون معماری ایران به نقاط نفوذ پذیر اسلام کشیده شد. 
صنعتگران و هنرمندان مسلمان در طی سفرهای خود از کشورهای مختلف نکته ها آموختند و با دستمایه ی خویش در آمیختند به طوری که متدرجا هنری پرتوان پدیدار شد که امروز بدان هنر اسلامی اطلاق می شود.
در سال ۳۱۶ هجری مرداویج برای تصرف اصفهان لشکر کشید و بین سپاهیان وی لشکریان مظفر بن یاقوت که خلیفه یی مقتدر و حاکم اصفهان بود جنگی در گرفت. دراین جنگ مرداویج غالب آمد و بر اصفهان تسلط یافت. 
مرداویج که می خواست دین عرب را از اصفهان ریشه کن کند به مدت یکسال مردم اصفهان را زیر فشار قرار داد. در سال ۳۲۳ هجری دستور داد در کنار زاینده رود جشنی برپا دارند و از بالای کوه صفه تا دامنه ی آن که نزدیک زاینده رود است چراغانی کنند و مشعل های آلوده به نفت به پای مرغان ببندند و آنها را به پرواز درآورند… در تدارک این چنین جشنی بودند که ترکان غلام مرداویج را فریب دادند و سلطان را درحمام بکشتند . حسن بن عمید وزیر مرداویج جنازه ی وی را به ری فرستاد که در همین شهر به خاک سپرده شد. 
در پی تحولات بسیاری که باز گفتشان از مقوله ی ما خارج است فرقه ی اسماعیلیه از زمان مسعود تا سال ۶۰۰ هجری در اصفهان باقی ماند و قدرتی روزافزون کسب کرد به طوری که سلاطین سلجوقی از مزاحمت های پی در پی آنها آسوده نبودند. در سال ۴۳۸ هجری طغرل بیک موسس سلسله ی سلجوقیان سپاه خود را گردهم آورد و پس از جنگی سخت با ابومنصور شهر اصفهان را به محاصره درآورد. دیری نگذشت که عرصه بر مردم شهر اصفهان تنگ گردید و ابومنصور که وضع را چنین دید به آشتی کنار آمد و قرار شد که سالیانه خرابی به طغرل تادیه کند.
لیکن بین ابومنصور و طغرل هرگز صفایی پیش نیامد. تا آنکه در محرم سال ۴۴۲ اصفهان دیگر باره به محاصره ی طغرل گرفتار شد و این محاصره در حدود یک سال طول کشید. کار بر مردم شهر آنچنان مشکل شد که مسجد جامع اصفهان را ویران کردند تا از چوب هایی که در بنای آن به کار رفته بود استفاه کنند.
شهر سرانجام در مقابل طغرل تسلیم شد و فرمانروای سلجوقی اصفهان را به پایتختی برگزید. پس از مدتی تمام مهمات را از شهر ری به اصفهان نقل مکان داد و بنای خوشرفتاری با مردم را نهاد.
ملکشاه در آبادانی اصفهان کوشید . در عصر فرمانروایی او مرزبان ابن حسن فیروز به سال ۴۸۱ گنبد مسجد جامع و خواجه نظام الملک مدرسه ی صدریه ی اصفهان را برای طالبان علم بنا کرد. خواجه نظام الملک همچنین خانقاهی ساخت و امیر محمد را که از علویان فاضل وصوفی بود به خادمی آن منصوب کرد. ملکشاه در مال شوال سال ۴۸۵ هجری در دارالسلام بغداد وفات یافت و کالبد او را به اصفهان انتقال دادند. 
بعد از وفات ملکشاه و زد و خوردهایی که بین پسران او در گرفت آخرالامر سلطان محمد ملکشاه به پادشاهی رسید. در چهارم ذی حجه ی سال ۵۱۱ هجری سلطان محمد درگذشت . پس از او سلطان محمود پسر سلطان محمد عازم اصفهان شد و سلطنت را به دست گرفت. در این سال در مسجد جامع اصفهان حریقی رخ داد که در طی آن قسمتی از مسجد از بین رفت و قسمتی دیگر آسیب دید. 
اگر چه مسجد جامع اصفهان از کهنترین مساجد است که قدمت آن را می توان در حدود ۱۲۵۰ سال تخمین زد لیکن بنای آن چندین بار خراب و بازسازی شده و قبل از این ۱۲۵۰ سال نیز بنا به روایاتی عبادتگاه و آتشکده ی زمان ساسانیان بوده است. قدیمی ترین تاریخی که در این مسجد یافت شده ۴۸۵-۴۶۵ هجری قمری است که در گنبد قبله دیده می شود.
شاردن تاریخ نویس فرانسوی الاصل بر اساس کتیبه هایی که ترجمه کرده است نتیجه می گیرد که این بنا در ابتدا کوچک بوده و به امرالمنصور خلیفه ی عباسی در ۷۵۵ میلادی ساخته شده و بعدها توسعه یافته است.
محمد مهدی در کتاب خود (اصفهان) می نویسد : آنچه معروف است و کتیبه ی آن گواهی می دهد این مسجد را سلطان ملکشاه بن آلب ارسلان به سرکاری خواجه نظام الملک طوسی بنا نمود و شبستان آن  که از بناهای معروف و بسیار محکم و قابل تعریف و ذکر است بنام آن وزیر بی نظیر مشهور است.
یاقوت در سفرنامه خود می نویسد این مسجد قسمت قدیمی تری داشته که در زمان محاصره اصفهان به دست طغرل بیک خراب شده است این مسجد کتابخانه بزرگی داشت که فهرست کتب آن سه مجلد بزرگ می شد این کتابخانه در سال ۵۱۵ هجری در زمان سلطان محمود بن ملک شاه در طی حریق دیگری که در این مسجد اتفاق افتاد شبانه به آتش کشیده شد . 
مافروخی می نویسد : خطیب بن مسلم مسجد جامع را وسعت داد و در زمان مقتدر بالله احمد بن مسرور به سال ۳۰۷ بر بنای آن افزود در اوایل قرن چهارم ابوعلی بن مسلم ملحقاتی بدان اضافه کرد و عمر بن عبدالعزیز عجلی والی اصفهان در مجاورت مسجد جامع در سمت شرق مسجدی که هنوز هم به نام مسجد عمر بن عبدالعزیز مشهور است بنا کرد نا گفته نماند که محمد مهدی در کتاب خود می نویسد که انتساب بنای این مسجد به عمربن عبدالعزیز به ماخذی مستند نیست . 
اشرف افغان این صفه را تعمیر کرد  و محل نماز سنیان قرار داد تا در موقع نماز از شیعیان جدا باشند در پیرامون این مسجد کتیبه ای بود که بر آن اسامی خلفای ثلاث خوانده می شد و چون عمر نزد شیعیان اجل خلفاست آن صفه به نام او مشهور گردید. 
معماران و هنر دوستان دوره صفویه این کتیبه را که با کاشی خوب ساخته شده بود حفظ کردند در نقل است که بعدا اشرف افغان و سپاهیان وی خرابش کردند . 
در دوره حکومت عباسیان که با پشتیبانی ایرانیان به خلافت رسیدند و یکی از درخشانترین دوره های حکومت اسلام را به وجود آوردند هنر موقعیت خود را حفظ کرد به اعتبار سیاست عباسیان ونفوذی که ایرانیان در دربار آنان داشتند معماری ایران که زبانرد جهانیان شده بود در کشورهای غربی جای پیدا کرد. و تا زمان هارون الرشید که خلافت عباسیان در هم کوشیده و به نفوذ ایرانیان خاتمه داده شد ادامه یافت. 
در تاریخ ۲۰۵ هجری طاهر ذوالیمینین در خراسان حکومتی مستقل ایجاد کرد و سلسله طاهریان را بنیان نهاد از اینرو می توان قرن سوم هجری را سرفصل تجدید استقلال ایرانیان شمرد این استقلال به تدریج قوت گرفت و دوره هایی چون صفاریان ،سامانیان ،آل بویه و غزنویان را پشت سر گذاشت و دست اعراب را به طور کلی از ایران کوتاه کرد ولی به واسطه انتشار و گسترش دین مبین اسلام نفوذ عرب در روح ایرانی به جا ماند و ایرانیان تعلیمات عرب را برابر ذوق خود پذیرفتند و تمدن و اندیشه خود را در روح او جای دادند بنابراین هنر اسلامی در آغاز پیدایش از ویژگی های هنری و معماری خاص ایرانیان برخوردار گردید. 
یکی از آن ویژگی ها هنر کاشی سازی بود که در تزئینات مساجد ،مدارس ،مقابر و اماکن متبرکه و کاخ های با عظمت دوره های مختلف به کار برده شد ایرانیان تا پیش از رواج کاشی کاری بناهای خود را با نقاشی و رنگ تزئین می کردند . این نقاشی و رنگ از گل و بته منظره و از این قبیل موضوعات تجاوز نمی کرد نقاشی روی دیوار تا حدود قرن چهارم ادامه یافت اما دراین اوان رفته رفته کاشی کاری جای آنرا گرفت و نقش مهمی در معماری ایران پیدا کرد کاشی هایی که تا سده های چهارم و پنجم هجری به کار می رفتند از نوع قلیایی بودند و کاربرد آنها به تزئین داخل و خارج ابنیه تعمیم یافت و سرآغاز کاشی کاری ایرانی گردید. 
استفاده از کاشی اول در کتیبه ها شروع شد چرا که بلندترین نقطه ساختمان کتیبه اطراف باغ است که به کمال در معرض دید قرار دارد در مواردی نیز برای آنکه آیات و کلمات زینت بخش کتیبه ها خوانا تر و مرئی تر گردند در آنها از کاشی های با ضخامت بیشتر استفاده شد. نخستین کتیبه ای که در تزئین آن کاشی به کار رفت متحملا کتیبه مناره مسجد سین در نزدیکی اصفهان است که تاریخ ساختمان آن در حدود ۵۰۰ هجری است از آن پس طولی نکشید که کاشی نقش مهمی در معماری ایران ایفا کرد .
در دوره سلجوقیان که مرزهای ایران وسیع تر از گذشته شده بود مناطقی چون عربستان ماوراءالنهر، سوریه و دیگر کشورهایی زیر پوشش آن بودند. سلجوقیان از قبایل ترکمن بودن و از دشت های قرقیزستان به بخارا و بعد به ایران حمله ور شدند و حکومتی جهانی به وجود آورند که منطقه آسیا را در بر می گرفت و گاهی تا حد منطقه اروپا پیش می رفت. سلسله ایلخانان بوسیله هلاکوخان که از نوادگان سلجوقیان بود و حکم قتل آخرین خلیفه عباسی را در بغداد صادر کرد تاسیس گردید. 
در قرن چهارم یعنی هنگامی که طغرل بیک موفق شد به سلطنت برسد آسیای صغیر به زودی زیر سلطه او قرار گرفت درطی قرن ششم سرزمین های تحت حکومت طغرل بیک به دولتهای کوچکی تقسیم شد در بعضی قسمت ها خاندان سلجوقی و بعضی فرماندهانی مانند اتابکان به حکومت رسیدند و سلسله های تازه ای بنیان نهادند که با حمله مغول در قرن هفتم برچیده شدند .
 با اینکه هنر در بین ترکان سلجوقی رایج نبود ولی با دادن سفارش هایی به تشویق هنرمندان کوشش می شد سلجوقیان از طرفداران مذهب سنی بودند با روی کار آمدن آنها علاوه بر مسجد سازی ساختن مقابر و اماکن متبر که به عنوان مهمترین بناهای مذهبی اهمیت پیدا کرد.
 معماری سلجوقی به طور پراکنده در نقاط مختلف خاورمیانه دیده می شود. که می توان از چند بنای آن نام برد از جمله بنای گنبد قابوس در گرگان مقبره مومنه خاتون  در نخجوان برج طغرل در شهر ری مقبره سلطان سنجر در مرو و برج رادکان در مشهد . 
سلجوقیان در راه مقابله با سایر دانشگاه ها به ساختن مدرسه هایی جهت فراگیری علوم دینی دست زدند در آن دوره دانشمندانی چون خواجه نظام الملک حسن صباح و حکیم عمر خیام می زیستند از این رو به علم هنر توجه خاصی مبذول می شد  بطوریکه موجی از هنر سراسر منطقه را فرا گرفت .
کاشی کاری از هنرهای همین دوره به شمار می رود که در طی آن تکامل بسیار یافت نقاشی روی کاشی یا سفال به سبک های گوناگون ارائه شد و با روح و سنن ایرانی پیوند و هماهنگی پیدا کرد . 
در حفاری های تخته سلیمان که در ۵۰ کیلومتری شمال تکاب واقع است و در حدود سده ششم هجری بدست جانشینان هلاکو ساخته شده بود انواعی از کاشی یافت شد که دنباله سبک کاشی های دوره سلجوقی است اینها از قطعات ستاره ای شکل و سلیبی شکل که بنام چهارسلی معروف است تشکیل شده اند و همراه با نقوش گیاهان و جانورانی که به رنگ های فیروزه ای ،لاجوردی و سفید در حاشیه بعضی از آنها به شکل شمسه ترسیم شده اند اشعار فارسی و تاریخ اجرای کار خوانده می شود. کاشی های دوره سلجوقیان و بعد از آن به ضخامت زیاد ساخته می شد.
یکی از کسانی که در ساختن ابنیه و تشویق هنرمندان سهم بسزا داشت خواجه نظام الملک وزیر عصر سلجوقی بود که با پشتیبانی عمر خیام مدارس بسیاری در طوس ،بغداد و نیشابور ساخت و دیگر بزرگان نیز به تبعیت از او مدارس متعددی در نقاط مختلف بنا کردند و به راه مذهب و فراگیری علم وقف داشتند در ساختمانهایی که جنبه مذهبی داشتند در محوری که رو به سوی مکه قرار می گرفت محراب ساختند تا مسلمین به طرف قبله نماز گذارند. 

عتیقه زیرخاکی گنج