• بازدید : 44 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲۷صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

طی سال های قرون وسطی ، تنها موسیقی غیر اروپایی که در تماس با موسیقی مسیحیت قرار گرفت، موسیقی اسلامی بود.
تا صدها سال پس از وفات حضرت محمد (ص) در ۶۳۲ میلادی ، پیروان عرب او تمامی سواحل مدیترانه ای –  از تنگه ی بسفر تا جبل الطارق- (اسپانیا) را مورد هجوم قرار داده و موسیقی مستعربی ( عربی- اسلامی) را از خود بر جای گذاشتند.
مسلمانان هیچ گاه از هنرهای رزمی غفلت نمی کردند؛ اما اعراب، ایرانیان و ترک ها به رشد و پرورش ادبیات و موسیقی نیز ادامه دادند. زمانی که مسیحیان در قرن یازده، اسپانیا را باز پس گرفتند، با مردمی روبرو شدند که اگر از لحاظ فرهنگی برتر از آنان نبودند، با آن ها کوس برابری می زدند. این جنگ قرن ها طول کشید و با فتح گرانادا توسط حاکم مسیحی ، پایان یافت.
در این جا به رابطه ی این دو نوع موسیقی می پردازیم که ریشه های آن ها با موسیقی تمام خاورمیانه مشترک بود. تا زمانی که مسیحیان به تدریج لحن های مربوط به مراسم مذهبی خود را ترویج کردند، ایرانیان ، اعراب و کرد های دوران پیش از اسلام ، صاحب سازهایی از فرهنگ مدیترانه ای غربی بودند که اغلب ، اساس نام هایشان یکی بوده است؛ برای مثال : کناره ( کیتارا یا بربط) همان کیتور عربی و نی که سازی مردمی بوده و همچنان نزد مردم مسلمان به نام ارغول شناخته می شود.
موسیقی غیر مذهبی اصولا نقشی در فرهنگ اسلامی نداشت. هرچند قرآن به هیچ وجه کلامی علیه موسیقی نمی گوید اما پیروان پاکدین، اصلاح طلب و متعصب پیامبر پس از مرگ ایشان، چنین اظهار کردند که حضرت محمد(ص) موسیقی و بخصوص موسیقی سازی را لذتی ممنوع می دانستند. پس به تحریف و تکفیر لوت (برگرفته از بربط ایرانی) ، چنگ (جنک) و فلوت (نای ایرانی یا قشابه ی عربی) پرداختند. آنان سازهای کوبه ای مانند
تبیره ( طبل) و طبل دستی (دف) که در عربی به آن تف می گویند را در جشن ها و مناسبات اجتماعی مرسوم، مجاز می دانستند. البته دعوت به نماز ، تلاوت آهنگین قرآن – که شاید همتای مزمور خوانی یهودیان باشد- خواندن اشعاری در بزرگداشت تولد پیامبر (مولودی)، نمازها، حمدها و تواشیح مقولات دیگری بودند؛ آن ها برای مسلمین موسیقی محسوب نمی شدند و از لحاظ سبک تفاوت چشمگیری داشتند. 
تواشیح هجایی، وزن دار و بدون زینت است. مولودی سرشار از تحریر های سلیس و روان است؛ ولی در آن ها  هیچ جمله ی موسیقایی یا ملودی اجباری ثابتی در ارتباط با یک متن بخصوص وجود ندارد. به همین شکل، موذن نیز به شیوه ی خود مسلمانان را به نماز می خواند و اغلب اوقات مقام یا دستگاه دلخواه و شناخته شده اش را انتخاب می کند.
در دوران خلفای بنی امیه (۶۶۱ تا۷۵۰) -که مغرب و مراکش تحت لوای ایشان فتح شد- خلفا عاشق موسیقی بودند. ایشان نوازندگانی را که غالبا دخترانی از خراسان بودند، به خدمت می گرفتند. این دختران آوازخوان و نوازنده ی دو تار خراسانی بودند. دوتار سازی گردن بلند و دارای دو سیم بود و با انگشت یا زخمه نواخته می شد. این دختران هنرمند، مهارت و نبوغ خود را در زینت پردازی آوازی و سازی به نمایش می گذاشتند ولی به مرور زمان نوازندگان مرد جای آنان را گرفتند.
خلفای عباسی – که در سال ۷۶۸ میلادی بغداد را پایتخت خود قرار دادند- موسیقی را نیک می دانستند. در این امر هیچ کس به پای هارون الرشید نمی رسید. هم پای موسیقی درباری، فرم کنسرت نیز – که بعد ها نوبه خوانده شد و خاستگاهش آسیای میانه بود – نیز پدید آمد. چینی ها از مدتی پیش با فرم کنسرت آشنایی داشتند. این فرم از آغاز حکومت عباسیان شروع به رشد کرد و هنوز هم مهم ترین فرم موسیقی اسلامی به شمار می رود. (۱)
موسیقی ملل مشرق زمین با موسیقی كشور ما بی رابطه نیست ؛ فینیقی ها ، یهودی ها و اهالی فلسطین و سوریه آلات موسیقی دیگری – كه با اختلافات جزئی شبیه به سازهای مذكور در فوق است – داشته اند. با توجه به اشاراتی كه در كتاب تورات شده می توان فهمید كه موسیقی یهود اهمیت داشته و عده ی زیادی سرایندگان و نوازندگان به آن می پرداختند و حتی زبور داود با الحان مخصوصی خوانده می شده است. همچنین اهالی آسیای صغیر مانند ساكنان لیدیه ، فریگیه و درینها از موسیقی یونانی نیز اقتباساتی كرده بودند ؛ هنگامی که این كشورها نیز به تصرف شاهان هخامنشی درآمد، موسیقی شان بر روی موسیقی ما تاثیراتی گذاشت. (۲)
موسیقی دوره ی اسلامی 
 پس از حمله ی اعراب و اضمحلال دولت ساسانی ، موسیقی ایران در كشور های عربی زبان هم متداول شد . عرب ها موسیقی را نیز مانند سایر علوم ، آداب و صنایع از ایران اقتباس كردند. عرب دوره ی پیش از اسلام از موسیقی بهره ای نداشت و تنها شاعر عرب كه قبل از اسلام به اشعار خود تغنی كرد  اعشی بن قیس بود كه از شاعران معروف دوره ی پیش از اسلام است. 
این شاعر در مجلس ملوك حیره و ایران آمد و رفت داشت . گفتنی است که وی در دوران انوشیروان راهی مدائن شده و موسیقی ایرانی را فرا گرفته است . آشنایی اندکش با زبان فارسی در حدی بوده كه كلمات فارسی و اسامی آلات موسیقی از قبیل نای ، سنج و بربط را در اشعار خود در آورده است. آمده است اولین بار در زمان عبد الله بن زبیر كه معماران و بناهای ایرانی مشغول مرمت خانه ی كعبه  بودند، در حین عمل آواز می خواندند . بین این كارگران بعضی از موسیقی اطلاع داشتند ، آوازهای ایرانی را فرا گرفته و اشعار عربی را با الحان ایرانی می خواندند.  سعید بن مسجع مجذوب موسیقی ایرانی شد؛ وی به همین  منظور مسافرتی به ایران كرده و پس از مراجعت نغمات فارسی را كه
فرا گرفته بود در مكه رواج داد. 
از جمله موسیقیدانان ایرانی یكی نشیط فارسی (متوفی ۸۰ هجری) است كه از موالی عبدالله بن جعفر بن ابی طالب بود. دیگر ابن محرز است كه دوره ی هشام بن عبدالملك را درك كرده و یونس كاتب كه در دیوان مدنیه كاتب بوده است. ابن ندیم در كتاب الفهرست می نویسد كه یونس كتاب هایی راجع به موسیقی نوشته و از آن جمله اسم كتاب النغم را به نام وی ذكر می كند كه فعلا اثری از آن باقی نیست. ابوالفرج اصفهانی نیز در اغانی از كتاب موسیقی یونس نام می برد و چنین به نظر می رسد كه این اول كتابی است كه بعد از اسلام راجع به موسیقی، نمونه وسرمشق كتاب اغانی ابوالفرج بوده است. 
چون اسلام موسیقی را ممنوع كرد ، این صنعت در صدر اسلام به خصوص در دوره ی خلفای راشدین – كه قوانین شرع را با كمال شدت اجرا می كردند – تقریبا متروك شد. ولی پس از آن كه خلفای اموی، مسند خلافت را به مقام سلطنت تبدیل كردند و از شدت احكام شرع كاسته شد ، موسیقی نیز وارد مجالس آن ها گردید و موسیقیدانان ایرانی قرب و منزلتی تمام یافتند. آن ها پس از آشنائی به زبان عربی، اشعار عرب را با الحان فارسی خواندند و بیشتر طرف توجه شدند. البته همه خلفای اموی نسبت به موسیقی یك عقیده نداشتند؛ چنان كه سلیمان بن عبدالملك با موسیقی مخالف بود . وی اهالی این فن را به دمشق برد و به این وسیله موسیقی ایران از حجاز قدم بیرون نهاد و در دیگر شهر های اسلامی منتشر شد. 
در دوره ی پیش از اسلام زندگانی اعراب بسیار ساده و بی تكلف بود ولی پس از ظهور اسلام ، فتح ایران و سایر كشورها ، تشكیل دولت بزرگ اسلامی و آشنایی اعراب با زندگانی پر تجمل پادشاهان قدیم ایران و روم – به خصوص در دوره ی عباسیان كه خلافت ایرانی در لباس عربی جلوه كرد – خلفای عباسی خلافت را تبدیل به سلطنت نمودند ؛ برای خود دربانان و خادمان مخصوص برگزیدند ، در حرم خلیفه كنیزان زیباروی از ملل مختلف گرد آمدند و خلفا اوقات فراغت را به عیش و نوش پرداختند. این چنین بود که ثروت هنگفتی از اطراف ممالك اسلامی به مركز خلافت آمد. 
این شیوه ی زندگی خلفا طبعا اوضاع اجتماعی ، ادبی و علمی را متحول و در پیشرفت صنعت موسیقی كمك موثری کرد. از طرف دیگر وزرای خلفای عباسی – كه اغلب از خاندان ایرانی بودند، مانند برامكه و بنی سهل – به احیای آداب و عادات ایرانی علاقه ی شدیدی داشتند . قدرت مادی و معنوی ، ثروت و تجمل زندگانی شان نیز برای پرورش اهل هنر مشوق دیگری بود. خلاصه دیری نگذشت كه بغداد – مقر خلفای عباسی – مركز علم و ادب ومحل اجتماع ثروتمندان و اهل عیش و نوش گردید. طبعا غزل سرایی ، غناء و آواز رونقی به سزا یافت . مطربان ، خوانندگان و نوازندگان در اطراف خلیفه و اعیان جمع شدند. به طوری كه از كتاب اغانی بر می آید اوضاع خانه های بغداد و كنار جسر و رود دجله هنگام شب به صورتی حیرت انگیز در آمد ، از هر طرف صدای ساز و آواز بلند شد ، تغزل ، رقص ، سرایندگی و نوازندگی انتشار غریبی یافت. (۳)
شكی نیست كه خلفای عباسی نخست به خوشگذرانی اشتیاق نداشتند ؛ چرا که تازه روی كار آمده ، دشمنان زیادی داشتند و به واسطه ی جنگ های پی در پی فرصت عیش و نوش نمی یافتند. چنانكه عبدالله سفاح اولین خلیفه ی عباسی و برادرش منصور (خلیفه ی دوم) با عیش و نوش مخالف بودند . گویند : “غوغایی شنید ؛ پرسید چه خبر است؟ گفتند یكی از بندگان در میان كنیزان مشغول طنبور زدن است. منصور بر سر آن جمع رفت و همه از ترس او پراكنده شدند. آنگاه منصور طنبور را از دست خادم گرفت و چنان بر سر او كوفت كه شكست و خادم را به واسطه ی ارتكاب به این عمل فروخت تا دیگر
 

روی اورا نبیند. “
مهدی خلیفه ی سوم عباسی هنرهای زیبا از جمله موسیقی را دوست می داشت ، ولی نغمه ی نوازندگان و خوانندگان را از پشت پرده گوش می داد. پسرش ابراهیم عاشق این هنر بود و فن خوانندگی و طرب را در خانه فرا گرفت. وی آوازی خوش داشت و از سرایندگان معروف این دوره بشمار می رفت . اهل صنعت هم چون خلیفه را بی ترغیب ندیدند در تغزل ، وصف می و معشوق و تحریض مردم به خوش گذرانی كوشش كردند. 
در این موقع اشعار بشاربن برد) شاعر غزل سرای ایرانی) رونق زیادی یافت ؛ او بدون پروا مردم را به عیش و نوش و باده گساری دعوت می كرد ، تا آن جا كه مردم از عفت نوامیس خود به هراس افتادند و مهدی امر كرد كه بشار حق غزل سرایی ندارد. اما او همچنان در خفا شعر سرود و شیوه ی خود را ترك نكرد. عاقبت طرفداری بشار از افكار و عقاید ایرانی ، علاقه ی او به طریقه ی شعوبیه ، افراط در فن تغزل ، سوء استفاده از ذوق لطیف شعری خود و بدگویی زیاد از عرب ها كه شیوه او و سایر طرفداران شعوبیه بود به ضرر او تمام شد ؛ وی در سال ۱۶۸ هجری به دست مهدی خلیفه ی عباسی كشته شد. 
هارون الرشید خلیفه ی عباسی از یك طرف در زهد و تقوی و از طرفی در عیش و نوش و خوشگذرانی و باده نوشی افراط می نمود . پسرانش امین و مامون نسبت به موسیقیدانان ، نوازندگان و خوانندگان محبت زیادی می كردند . مامون غناء را بسیار دوست می داشت ؛ در دوره ی او اهل این هنر قرب و منزلتی به سزا یافتند. 
از حكایاتی كه راجع به خوانندگان و نوازندگان در كتاب اغانی ذكر شده می توان به این موضوع پی برد كه در دوره ی عباسی به خصوص در زمان هارون و مامون – كه درخشان ترین زمان خلافت عباسیان است – فن موسیقی بسیار ترقی كرده و جمعیت موسیقیدانان زیاد و اغلب ایرانی بوده اند. از جمله معاریف موسیقی شناسان این دوره دو نفر موسیقیدان مشهورند موسوم به ابراهیم موصلی و پسرش اسحق كه حكایات نوازندگی و خوانندگی آن ها به تفصیل در كتاب اغانی مسطور است . اینك به طور خلاصه از آن ها نام می بریم. 

ابراهیم موصلی : وی در یك خانواده ی نجیب و اصیل ایرانی و در كوفه متولد شد. در پی مسافرتش به ری و بغداد ، از استادان فن موسیقی ، نواختن عود و خواندن آواز را فرا گرفت.
مهدی خلیفه ی عباسی علاقه ای شدید به او داشت. ابراهیم در نظر هارون نیز مورد احترام بود. آنچنان كه به عنوان موسیقیدان و ندیم خاص وی قرار گرفت . به سبب هدایایی كه از هارون و سایر بزرگان عایدش می شد ، به ثروتی هنگفت دست یافت.شاگردان متعددی داشت كه به آن ها موسیقی تدریس می کرد. چند دختران جوان را برای فن خوانندگی تعلیم داد. تا پیش از این زنانی كه فن آواز می دانستند ، كنیزان سیاه رو بودند ؛ او برای اولین بار چند دختر سفید روی و زیبا صورت را در فن آواز تربیت كرد . سیمای دلنشین باعث موفقیت این خوانندگان شد. ابراهیم از قدرت شنوایی دقیقی برخوردار بود ؛  بین ۳۰نفر دختر عود نواز سیمهای ناكوك را فورا تشخیص می داد .  ابراهیم ۹۰۰ نغمه ی موسیقی ساخته بود. پسرش اسحق بین این الحان ۳۰۰ نغمه را شاهكار پدر دانسته ، ۳۰۰ نغمه را متوسط و ۳۰۰ نغمه ی دیگر را مبتذل و عادی تشخیص داده است. ابراهیم مسافرتی به ری كرد و در آن جا موسیقی قدیم ایران را از جوانویه ی زرتشتی فرا گرفت. 

اسحق ابن ابراهیم ( ۲۳۵-۱۵۰  : ( وی نوازنده ، سازنده ، خواننده ، شاعر و ادیبی مشهور بوده است. موسیقی را از پدرش و سایر اساتید فن از قبیل منصور زلزل ایرانی فرا گرفت. او نیز مانند پدرش از هدایایی كه به او داده می شد ثروتی هنگفت به دست آورد. صاحب اغانی او را به دریا و سایر موسیقیدانان را به جوی و نهرها تشبیه كرده ، وی را صاحب سبكی خاص در موسیقی دانسته و می نویسد: ” اسحق ، اوزان موسیقی را تحت نظم و ترتیب مخصوصی در آورده و در كتابی كه حاوی تصانیف او است نغمات موسیقی اش را از حیث وزن طبقه بندی كرده است.”  گویند اسحق به قدری از كیفیت فواصل و پرده های موسیقی مطلع بود كه قطعات دشوار موسیقی را بر روی عود ناكوك می نواخت ،  این توانایی به دلیل دقت در شنوایی ، مهارت انگشتان و آشنایی او با عود بوده است. متاسفانه از كتاب هایی كه او نوشته چیزی در دست نیست ، ولی بی شك این كتاب ها مرجع كتاب اغانی ابو الفرج اصفهانی بوده است. پس از مرگ اسحق ، خلیفه ی عباسی با اظهار تاسف گفت : ” مجلس خلیفه بدون وجود اسحق دیگر زیور و رونقی نخواهد داشت. ” (۴)
اسحق شاگردی به نام زریاب داشت كه ندیم و خواننده ی مخصوص خلیفه بود. وی سراینده و شاعر ی معروف بود که موسیقی را در بغداد و نزد اسحق فرا گرفت . خواننده ی دربار هارون شد و سپس به اسپانیا سفر کرد. خلیفه عبدالرحمن  ثروت گزافی در اختیارش قرار داد . چنان كه در موقع عبور از معابر صد بنده در خدمت خود داشت . 

نهضت علمی موسیقی 
موسیقی ایران در دوره ی قبل از اسلام ، موسیقی عملی بود و نوازندگان و سرایندگان در صدد جستجوی قواعد ارتباط اصوات و الحان نبودند.  چنان كه باربد بزرگترین موسیقیدان دوره ی ساسانی را به نام نوازنده و سراینده معرفی كرده اند ؛ الحان ساخته شده توسط وی دلیل بر آن نیست كه از دیدگاه علمی در موسیقی زبده بوده است. زیرا امروز در كشور ما بسیاری از نوازندگان كه سازنده ی نغمات هستند از اصول و قوائد علمی موسیقی اطلاعی ندارند و فقط به مقتضای ذوق طبیعی ، الحانی را تركیب و تنظیم می كنند. 
جای تعجب است چرا که با وجود كتاب هایی که در فن موسیقی نوشته شد ، این كتب هیچ گاه تغییری در موسیقی ما به وجود نیاورد ، راه پیشرفت آن را باز نكرد و هرگز تحولی در سبك نوازندگی و سازندگی ایجاد ننمود. در حقیقت می توان گفت كه كتاب هایی كه راجع به این موضوع نوشته شد علم را با عمل توام نكرد و تنها اثری که باقی گذاشت این بود كه ما بتوانیم به طور خیلی ساده و مختصر درباره ی موسیقی دوران گذشته این سرزمین صحبت كنیم ؛ زیرا در هیچ یك از این رسالت نه قائده ای برای نوشتن الحان موسیقی بیان شده و نه از سبك سازندگی و تركیب نغمات و الحان گفتگویی به میان آمده است. از طرف دیگر نویسندگانی كه در زمینه ی موسیقی بحث كردند همگی مقلد یكدیگر بودند و آن هایی كه ابتكاری داشتند فقط از رویه ی نویسندگان پیشین انتقاد كرده و مطالب بسیار مختصری بر نوشته ی گذشتگان افزوده اند . نوشته های آن ها نیز ابدا تاثیری در سبك نوازندگان و سرایندگان نداشته است. 

ابو نصر فارابی ( ۳۳۹- ۲۵۹ ) : اولین كسی كه در دوره ی اسلامی كتابی در فن موسیقی نوشته و در آن از قوانین صوت و نسبت های ریاضی صداها گفتگو كرده است . فارابی در كتاب الموسیقی الكبیر می گوید، مطالبی را كه قدما و گذشتگان راجع به موسیقی نوشته اند بررسی كرده ، بنابراین قواعد و اصول اولیه ی موسیقی را از فیلسوفان یونان اتخاذ كرده است. فارابی به خوبی از عهده ی بیان قواعد اصلی موسیقی بر آمده به طوری كه دیگران – كه بعد از او در این فن كتاب نوشته اند – نوشته های او را به عنوان اصل مسلم قبول و تنها دنباله ی افكار او را تعقیب كرده اند.
 

عتیقه زیرخاکی گنج