• بازدید : 94 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

بنا بر گرايش ها و اعتقادهاي موجود ميان تمام انسان ها در اديان مختلف مي توان با وجود تفاوت ها و اختلافهاي ميان آنها به نكته اي توجه كرد كه نشان دهندة يك باور در ميان آنها است. نكته اي كه باعث شد كه دين هايي مثل اسلام. مسيح، يهود…   هر كدام به گونه اي باهم پيوند داشته باشند.
اعتقاد به ظهور يك منجي و نجات دهنده و اجر اكننده عدل و عدالت در جهان، خود پيوندي ميان اين اديان مي باشد و اين موضوع باعث شد تا من از اين نكته استفاده كرده و تحقيق خود را در مورد اين موضوع بنويسم كه نه تنها باعث شناخت من نسبت به دين هاي ديگر شده بلكه مرا بر اين باور داشته كه تمام اديان با هر تفاوت و اختلاف در پايان به نكته اي خواهند رسيد كه اعتقاد و باور همه مي باشد. همين موضوع باعث مي شود كه ما مسلمانان با داشتن آخرين و كاملترين دين هيچ ديني را رد نكنيم زيرا هر ديني در زمان خود كاملترين بوده و با گذشت زمان كاملتر شد تا به اسلام كه كاملترين دين و آخرين مي باشد رسيده، چه بسا كه با آمدن موعود ما يعني حضرت مهدي (عج) دين اسلام كامل و جامع تر شود
حال با عنايت به مقدماتي كه گذشت سئوال كلي و جامع بحث اين است كه:
( جايگاه و ضرورت بحث“ منجي موعود” در اديان مهم و مطرح بشري چيست؟)
اين سئوال با پيش فرض اعتقاد اديان بشري به ظهور منجي موعودي در آخرالزمان طرح شده است و لذا اميد مي رود در اين نوشتار كوتاه، با مروري بر ديدگاه اديان بزرگ همچون يهوديت، مسيحيت و اسلام، كاوشي در شأن موضوع داشته باشيم.
همچنين نوع موضوع انتخابي با توجه به وسعت حيطه زماني و مكاني آن و عموميت موضوع هر گونه توضيحي در رابطه با محدوديتهاي زماني و مكاني در بحث را منتفي مي سازد.
پيشينه تاريخي
از سپيده دم تاريخ مالامال از ويرانگري و قهر و خشونت بشري همواره انديشه اي اميد بخش و تحرك آفرين در قالب اعتقاد به ظهور يك “ منجي موعود” و غلبة نهائي عدل و داد بر بيداد و ستم و استقرار صلح و نيكبختي و آباداني بر گستره زمين در صدر باورهاي ديني و ملي اقوام و ملل گوناگون جلوه گر بوده و غالباً الهام بخش بسياري از جنبش هاي عدالتخواهانه مردمي عليه نظامهاي اهريمني حاكم بر جوامع بشري بوده است.
تجلي اين “ منجي موعود” را مي توان بروشني در سوشيانس زرتشتيان، كاكلي برهمنان۲، بوداي پنجم بودائيان۱ ، مسيح يهوديان، نارقليط عيسويان و مهدي (عج) مسلمانان اشاره كرد. از سوئي با توجه به قدمت و ريشه دار بودن اين باور در قلب و انديشه مردم، تاريخ كراراً شاهد خيزش هاي خونبار و عميقي از سوي برخي تشنگان جاه و قدرت تحت نام ن منجي موعود” با سوء استفاده از احساسات پاك و بي آلايش اقوام دين باور بوده است. 
ما در اين نوشتار بر آنيم با سود جست از منابع معتبر موجود، اعتقاد به “ منجي موعود آخرالزمان” را در سه دين بزرگ آسماني، يهود، مسيحيت و اسلام مورد كند و كاو قرار دهيم.
تعريف واژه ها
۱- اديان بشري: دين ها و مكاتب مهم هستند كه در هر زمان برنامه زندگي انسان ها با توجه به شرايط مقتضي زماني و مكاني از طرف خداوند متعال و به وسيلة پيامبران الهي به انسان هاي هر عصر ارائه مي دهند. اديان مهم و مطرح جامعه بشري عبارتند از: دين يهود، دين مسيح، و دين مقدس اسلام
۲ـ منجي موعود: آن فردي است كه بعد از احاطة ظلم و فساد و بي عدالتي بر گسترة گيتي از طرف خالق بي همتا با هدف دادخواهي و پاكسازي جهان از هر گونه پليدي ظهور خواهد كرد و حضور و ظهور وي در جهان در اديان الهي با مشتركات فراواني وعده داده شده است. 
يهود و منجي موعود
تورات، كتاب مقدس يهوديان در بخشي از مندرجات خود صراحتاً علت عدم نزول رحمت الهي و نجات آدميان از شور بختي را غوطه وري در منجلاب فساد و گناه دانسته و شرط تحقق عدالت خداوندي را گرايش آنان به انصاف و رعايت اصول انساني معرفي مي كند: ۱ 
۱ـ هان دست خداوند كوتاه نيست تا نرهاند و گوش او سنگين نيست تا نشنود.
۲ـ ليكن خطاهاي شما درميان شما و خداي شما حايل شده و گناهان شما روي او را از شما پوشانيده است تا نشنود.
۳ـ زيرا كه دست هاي شما به خون و انگشت هاي شما به شرارت آلوده است، لب هاي شما به دروغ تكلم مي نمايد و زبانهاي شما به شرارت سخن مي گويد.
۴ـ احدي به عدالت دعوت نمي كند و هيچ كس براستي داوري نمي نمايد.
۵ـ به بطالت توكل دارند و به دروغ تكلم مي نمايند، به ظلم حامله شده شرارت را مي زايند.
۶ـ پاهاي ايشان براي بدي دوان و به جهت ريختن خون بيگناهان شتابان است افكار ايشان افكار شرارت است و راه هاي ايشان ويراني و خرابي است.
۷ـ بنابراين انصاف از ما دور شده است و عدالت به ما نمي رسد. انتظار نور مي كشيم و اينك ظلمت است و منتظر روشنائي هستيم اما در تاريكي غليظ راه مي پيماييم.
(در بخشي ديگر از تورات خداوند قريب الوقوع بودن تحقق عدالت خويش را بشارت داده و مؤمنان را به اجراي عدالت فرا مي خواند:۱ )
“۱ـ و خداوند چنين مي گويد انصاف را نگاه داشته عدالت را جاري نمائيد زيرا كه آمدن نجات من و منكشف شدن عدالت من نزديك است.”
تورات به دنبال وعده تحقق الهي، صالحان و حليمان را وارثان حقيقي زمين معرفي كرده و آنان را به انقطاع نسل شروران مژده مي دهد:۲ 
۸ـ اما حليمان وارث زمين خواهند شد و از فراواني سلامتي متلذذ خواهند شد.
۹ـ زيرا شريران هلاك مي شوند. بلي مثل دود فاني خواهند شد.
۱۰ـ و اما نسل شرير منقطع خواهند شد.
۱۱ـ“ صالحان وارث زمين خواهند بود.”
البته تحقق اين وعده بدست “ منجي موعود” حضرت مسيح صورت خواهد پذيرفت:۱ 
“۱ـ برخيز و درخشان شو زيرا نور تو آمده و جلال خداوند بر تو طالع گرديده است.
۲ـ زيرا اينك تاريكي جهان را و ظلمت غليظ طوايف را خواهد پوشانيد اما خداوند بر تو طلوع خواهد كرد و جلال وي بر تو ظاهر خواهد شد.
۳ـ و امت ها به سوي نور تو و پادشاهان به سوي درخشندگي طلوع تو خواهند آمد.
۴ـ چشمان خود را به اطراف خويش برافراز كه جميع آنها جمع شده نزد تو مي آيند.”
به دنبال ظهور “ موعود” تورات و نابودي اشرار و استقرار عدالت، هر گونه تضاد و تخاصمي از ميان برخواهد خاست و نهال صلح و آشتي خواهد باليد۱ :
۱ـ مسكينان را به عدالت داوري خواهد كرد و به جهت مظلومان زمين براستي حكم خواهد نمود و جهان را به عصاي دهان خويش زده، شرير را به نفحة لبهاي خود خواهد كشت.
۲ـ و كمربند كمرش عدالت خواهد بود و كمربند ميانش امانت.
۳ـ و گرگ با بره سكونت خواهد داشت و پلنگ با بزغاله خواهد خوابيد و گوساله و شير و گوسفند باهم.
۴ـ و طفل كوچك، آنها را خواهند راند.
۵ـ و گاو با خرس خواهد چريد و بچه هاي آنها باهم خواهند خوابيد و شير مثل گاو كاه خواهد خورد.
۶ـ و طفل شيرخواره بر سوراخ مار بازي خواهد كرد و طفل از شير بازداشته شده، دست خود را بر خانة افعي خواهد گذاشت.
۷ـ و در تمامي كوه مقدس من ضرر و فسادي نخواهند كرد زيرا كه جهان از معرفت خداوند پر خواهد شد مثل آبهايي كه دريا را مي پوشاند.
و آدميان كه روزگاري بس دراز جز بذر قهر و نبرد و خشونت هيچ نمي افشاندند سلاح بر زمين نهاده به آباداني و سازندگي ميل خواهند كرد۱ :
…. و ايشان شمشيرهاي خود را براي گاو آهن و نيزه هاي خويش را براي اره ها خواهند شكست و امتي بر امتي شمشير نخواهند كشيد و بار ديگر جنگ را نخواهند آموخت.
تورات در مضامين فوق ضمن پيش گوئي صريح ظهور “ منجي موعود” از بين رفتن شرور، حاكميت صالحان بر زمين و محو نهائي هر گونه خصومتي از ميان موجودات به نكته اي قابل تأمل اشاره دارد و آن دعوت خلايق به رعايت عدل و انصاف پيش از آمدن نجات خداوندي و كشف عدالت در زمين است. اين نكته به طرز فكر آناني كه شرط تعجيل در ظهور نجات دهنده جهان بشري را نابودي كامل ارزشهاي معنوي و در بر گرفتن مطلق فساد و تباهي در جوامع بشري مي دانند خط نابودي مي كشد.
مسيحيت و منجي موعود
انجيل مقدس ضمن پيش بيني قيام منجيان دروغين در آخر الزمان صراحتاً رواج فساد و گناه و وقوع جنگهاي پي در پي و حوادث ويرانگر طبيعي را از مقدمات علائم ظهور “ موعود منجي” مي داند۱ :
“۱ـ…. و( عيسي) چون به كوه زيتون نشسته بود و شاگردانش در خلوت نزد وي آمده گفتند به ما بگو كه اين امور كي واقع مي شود و نشان آمدن تو و انقضاي عالم چيست.
۲ـ عيسي در جواب ايشان گفت زنهار كسي شما را گمراه نكند.
۳ـ از آن رو كه بسا به نام من آمده خواهند گفت كه من مسيح هستم و بسياري را گمراه خواهند كرد.
۴ـ و جنگها و اخبار جنگها را خواهيد شنيد. زنهار مضطرب نشويد زيرا كه وقوع اين همه لازمست ليكن انتهاء هنوز نيست.
۵ـ زيرا قومي با قومي و مملكتي با مملكتي مقاومت خواهند نمود و قحطي و وباها و زلزله ها در جايها پديد آيد.
۶ـ اما همه اينها آغاز دردهاي زايمان است.
۷ـ آنگاه شما را به مصيبت سپرده خواهند كشت و جميع امتها به جهت اسم من از شما نفرت كنند.
۸ـ و در آن زمان بسياري لغزش خورده يكديگر را تسليم كنند و از يكديگر نفرت گيرند.
۹ـ و بسا انبياء دروغين ظاهر شده بسياري را گمراه كنند.
۱۰ـ و به جهت افزوني گناه محبت بسياري سرد خواهد شد.
۱۱ـ ليكن هر كه تا به انتها صبر كند نجات يابد.
۱۲ـ و به اين بشارت ملكوت در تمام عالم موعظه خواهد شد تا بر جمع امتها شهادتي شود آنگاه انتهاء خواهد رسيد.”
  • بازدید : 36 views
  • بدون نظر
این فایل در قالب PDFتهیه شده وشامل موارد زیر است:

اصولاً اعتقاد به دوره آخرالزمان و انتظار منجی عقیده¬ای است که در کیشهای آسمانی؛ یهود ، مسیحیت عموماً و دین مقدس اسلام خصوصاً، به مثابه یک اصل مسلّم، مورد قبول واقع شده است. شور و التهاب انتظار موعود آخرالزمان، در تاریخ پرفراز و نشیب این ادیان موج می¬زند.
یهودیان، مسیحیان در سراسر تاریخ محنت¬بار خود هرگونه خواری و شکنجه را به این امید بر خود هموار کرده¬اند که روزی «مسیحا» خواهد آمد. در این مقاله سعی بر این است تا ضمن بررسی سیر اندیشه و اعتقاد به ظهور منجی در هر یک از ادیان فوق، به مشترکات آن اشاره نماییم.
همه پيروان اديان الهي و برخي از پيروان غير اديان الهي عقيده دارند كه در يك عصر بحراني جهان كه فساد و ظلم بيداد ميكند، نجات دهنده بزرگ و مصلح جهاني ظهور ميكند و اوضاع آشفته جهان را اصلاح نموده و عدل را گسترش ميدهد. گرچه در اين كه مصلح جهاني كيست، داراي چه ويژگيهايي است، نام او چيست و منسوب به كدام ملت و دين است، اختلاف نظر دارند. هر ملتي او را با لقب مخصوص و ويژگيهايي ميشناخته و او را از خودشان ميدانند. جهودان، از بني اسرائيل و عيسويان او را مسيح موعود ميخوانند وبا همه اين اختلاف ها نكته اي وجود دارد كه باعث ميشود كه دين هايي مثل اسلام. مسيح، يهود… هر كدام به گونه اي باهم پيوند داشته باشند.اعتقاد به ظهور يك منجي و نجات دهنده و اجر اكننده عدل و عدالت در جهان، خود پيوندي ميان اين اديان مي باشد .همين موضوع باعث مي شود كه ما مسلمانان با داشتن آخرين و كاملترين دين هيچ ديني را رد نكنيم زيرا هر ديني در زمان خود كاملترين بوده و با گذشت زمان كاملتر شد تا به اسلام كه كاملترين دين و آخرين مي باشد رسيده، چه بسا كه با آمدن موعود ما يعني حضرت مهدي (عج) دين اسلام كامل و جامع تر شود.

ديدگاه دين اسلام درباره ظهور منجي موعود
ديدگاه قرآن درباره ظهور منجي موعود
در دين مقدس اسلام، مسأله موعود و منجي، به روشني مطرح شده است. قرآن، كتاب آسماني مسلمانان، در آيات متعدد به حاكميت صالحان بر زمين و غلبه دين حق، اشاره دارد.(وَ لَقَدْ كَتَبْنا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُها عِبادِيَ الصَّالِحُونَ)(آیه ۱۰۵ سوره انبیاء) خداوند، در اين آيه تصريح مي كند كه زمين را بندگان صالح من، به ارث مي برند و در اختيار مي گيرند. همچنين تصريح مي كند كه اين امر، حقيقتي است كه در كتب انبياي گذشته نيز بدان اشاره شده است. بر اساس آيه “وعد الله الذين…” خداوند، به انسان هايي كه ايمان بياورند و عمل صالح انجام دهند وعده مي دهد كه خلافت و حكومت در زمين را به آنان وا مي گذارد و دينشان را پابرجا و برقرار مي سازد، و در چنين زماني، آرامش و امنيت كامل، در جهان ايجاد مي شود و آدميان به عبادت و بندگي خدا مي پردازند.
خداوند در سه جاي قرآن تصريح مي كند، دين اسلام بر همه اديان غلبه خواهد كرد؛ هر چند كافران و مشركان نخواهند و خود را شاهد بر چنين رويدادي معرفي مي كند.(توبه/۳۳، فتح/۲۸، صف/۸)
البته با توجه به رواياتي كه در تفسير و تبيين آيات الهي از پيشوايان معصوم صادر شده است مي توان دريافت كه بيش از ۲۵۰ آيه از آيات قرآن، به امام مهدي(علیه السلام) و حاكميت عدل و دين اشاره دارد.( معجم احاديث الامام مهدي، ج۵).
علاوه بر قرآن كريم، روايات متعددي از پيامبر و ائمه معصومين(علیه السلام) درباره ظهور موعود و منجي، صادر صادر شده است كه در آخر الزمان، فردي از فرزندان پيامبر كه هم نام او است، قيام خواهد كرد و جهان را پر از عدل و داد مي كند، همان گونه كه پر از ظلم و جور شده است.اعتقاد به ظهور امام مهدي(علیه السلام) چنان در ميان مسلمانان ريشه دارد كه علاوه بر آنكه مورد قبول همه فرقه ها است و در كتب روايي مانند صحاح سته، روايات متعددي درباره او ذكر شده است. كتاب هاي متعددي نيز ويژه آن حضرت به رشته تحرير در آمده است.
پيامبر گرامي (ص) فرمود:
مهدي از عترت من از نسل فاطمه (س) است.
در سنن ابوداوود كه از كتابهاى مهم اهل سنّت است، در باب «ما جاء فى المهدى» حديث شماره ۳۷۳۵ از امسلمه نقل شده است که رسول خدا فرمودند:«مهدى، از عترت من از نسل فاطمه است». در حديث شماره ۳۷۳۶ از ابى سعيد خدرى نقل شده است كه رسول الله(ص) فرمود: «المهدى منّى اجلى الجبهة اقنى الانف يملأ الأرض قسطا و عدلا كما ملئت جورا و ظلما؛ مهدى، از من است.پيشاني او آشكار و هويدا است ، بيني بلند و كشيده دارد ، زمين را از عدل و داد پر ميكند ، همان طور كه از ظلم و جور پر شده است.» ،( الطرائف في معرفة مذاهب الطوئف ، ص ۱۷۷ ، ح ۲۷۸)ذكر اين نكته مناسب است كه به اعتقاد شيعه، امام مهدي(علیه السلام) فرزند امام حسن عسكري(علیه السلام) است كه در سال ۲۵۵ هـ . ق به دنيا آمد و اكنون در پرده غيبت قرار دارد تا زماني كه خداوند اذن ظهور و قيام دهد. بر اين اساس او زنده است، ولي به اعتقاد اهل سنت، او به دنيا نيامده، بلكه در آخر الزمان و حدود چهل سال قبل از ظهورش، متولد خواهد شد.
اعتقاد به موعود در مسیحیت
مسیحیان و بازگشت مسیح
قدیمی تر عهد جدید مانند رساله اول و دوم پولس به تسالونیکیان به خوبی منعکس گشته است. اما در

رساله های بعدی مانند رساله های پولس به تیموتاؤس و تیطس، همچنین رساله های پطرس به بعد اجتماعی مسیحیت توجه شده است. این مسأله از آن جا ناشی می شد که عیسویان با گذشت زمان پی بردند که بازگشت مسیح علیه السلام برخلاف تصور آنان نزدیک نیست.(توفيقي،ج۱،ص۱۷۰) هراقلیتی از آنان بر این عقیده ماندند که عیسی به زودی خواهد آمد و حکومت هزارساله خود را تشکیل خواهد داد؛ حاکمیتی که به روز داوری پایان خواهد یافت. از همین رو، از دیر باز گروه های کوچکی به نام هزاره گرا در مسیحیت پدید آمده اند که تمام سعی و تلاش خود را صرف آمادگی برای ظهور دوباره عیسی در آخرالزمان می کنند.(توفيقي،بي تا،ص۱۴۲۰) البته، وجود آیاتی در انجیل این حالت انتظار را تشدید می کند و با اشاره به عدم تعیین وقت ظهور، آن را ناگهانی معرفی می کنند. به عنوان مثال، در انجیل متّا از زبان عیسی این گونه نقل شده است: «شما نمی توانید زمان و موقع آمدن مرا بدانید؛ زیرا این فقط در ید قدرت خداست. هیچ بشری از آن لحظه (زمان ظهور) آگاهی ندارد حتی فرشتگان، تنها خدا آگاه است»(متا،باب۲۴،ص۳۶)
روشن نگه داشتن چراغ انتظار در لابه لای انجیل به چشم می خورد: «کمرهای خود را بسته و چراغ های خود را افروخته بدارید، باید مانند کسانی باشید که انتظار آقای خود را می کشند که چه وقت از عروسی مراجعت کند. تا هر وقت آید و در را بکوبد، بی درنگ در را برای او باز کنند. خوشا به حال آن غلامانی که آقای ایشان چون آید، ایشان را بیدار یابد. پس شما نیز مستعد باشید؛ زیرا در ساعتی که شما گمان نمی برید پسر انسان می آید.»(لوقا،باب۱۲۰،ص۳۵۴)
مسیحیت ضمن تأکید بر غیرمنتظره بودن بازگشت عیسی، هدف از این بازگشت را ایجاد حکومتی الهی در راستای حکومت الهی آسمان ها ارزیابی می کند.(متا،باب۱۰،ص۶) علاوه بر این، ظهور مسیح یگانه راه حل برای ادامه حیات و زندگانی برشمرده می شود(متا،باب۲،ص۳۴) و عیسی منجی انسان ها و پادشاهِ پادشاهان معرفی می گردد.(مكاشفه،باب ۱۷،ص۱۴) وی براساس سخنان دانیال نبی، نظام اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، تربیتی و مذهبی جهان را عوض خواهد کرد و جهانی بر راه وروش خدابنا می کند.(دانيال،باب ۲،ص۴۴۴۵)
مفسران در تفسیر آیه ۱۵۹ سوره نساء، آن را با بازگشت حضرت مسیح در آخر الزمان مرتبط می دانند و این آیه را در همین رابطه ارزیابی می کند.(مكارم شيرازي،ج۴،ص۲۰۴) به هر حال، مسأله فرود آمدن مسیح و بازگشت وی در آخرالزمان، از موضوعات مشترک اندیشه انتظار نزد مسلمانان و مسیحیان است. البته، اسلام در این رابطه منجی موعود را مهدی علیه السلام معرفی نموده، او را پیشوای آخرالزمان تلقی می کند: «چگونه خواهید بود، آن گاه که عیسی بن مریم در میان شما فرود آید و پیشوای شما از خود شما باشد.»(مجلسي،ج۱۴،ص۳۴۴) یا آن که در روایتی دیگر از امام باقر علیه السلام نقل شده است: «پیش از قیامت (عیسی) به دنیا فرود می آید و هیچ کس از ملت یهود و مسیحی نمی ماند مگر آن که پیش از مرگ به او ایمان آورد و آن حضرت پشت سر مهدی نماز می گذارد.»(همان،ص۳۴۹)
بی گمان بر هر پژوهشگر آگاه روشن است که روایات اسلامی و اعتقادات مسیحی در رابطه با مسأله ظهور بسیار به هم نزدیک هستند. مقایسه خبرهای رسیده از روایات اسلامی در رابطه با پیشرفت غیرقابل تصور علوم در زمان ظهور(همان،ج۵۲،ص۳۳۶)، ایجاد رفاه اجتماعی(همان،ج۵۱،ص۶۸)، علایم ظهور(محمدي ري شهري،ج۱ ،ص۱۷۷) و سایر موارد با آنچه آمد به روشنی این مدعا را ثابت می کند.
این مسأله به خودی خود می تواند زمینه های گفت وگو و هم اندیشی بین انتظار اسلامی و مسیحی را فراهم آورد. ناگفته نماند که حتی در برخی از انجیل های مورد پذیرش گروهی از پروتستان ها، به روشنی از ظهور نجات دهنده ای صحبت به میان می آید که از فرزندان پیامبر عربی است: مسیح در وصایای خود به شمعون پطرس می فرماید: «ای شمعون! خدای من فرمود، تو را وصیت می کنم به سید انبیا، که بزرگ فرزندان آدم و پیغمبران امی عربی است. او بیاید، ساعتی که فرج قوی گردد و نبوت بسیار شود و مانند سیل جهان را پرکند.»(روزنامه همشهري،۲۶/۱۰/۷۴)

اعتقاد به منجی موعود در یهود
دین یهود یکی از ادیان آسمانی و ابراهیمی به شمار می‌رود که با مسیحیت و اسلام به ‌لحاظ تاریخ و نیز شماری از آموزه‌ها گره خورده است. باور به ظهور منجی موعود و تصور آینده‌ای درخشان نیز به منزلۀ نقطۀ اشتراک میان ادیان ابراهیمی است که در همۀ این ادیان وجود دارد.
براساس باور دینی کهنی، یهودیان معتقدند پادشاهی از نسل داوود به نام” ماشیح” روزگاری وعدۀ خدا در حق این قوم را که به باور خودشان، قوم برگزیدۀ خدایند، عملی خواهد ساخت و پادشاهی ابدی خدا را بر زمین استوار خواهد کرد.
یهودیان برخلاف برخی اقوام دیگر که دوران طلایی تاریخ خود را در گذشته‌های تاریک و بسیار دور می‌بینند، به آینده چشم دوخته‌اند و انبیای بنی‌اسرائیل بارها به «روزهای آخر» که هنوز فرا نرسیده است، به عنوان دوران اعتلای نهایی و عظمت ملی یهود اشاره کرده‌اند. امید به آیندۀ نورانی و مشحون از سعادت در دل عامۀ مردم، روز‌به‌روز نه‌تنها شدت یافت، بلکه به رؤیاهای شگفت‌انگیزی هم دامن زد.
نام منجی موعود قوم یهود «ماشیح» یا «تدهین‌شده با روغن مقدس» است که از جانب خدا مأمور آغاز این دوران تازه و پر از شگفتی است و محور آیندۀ درخشان قوم یهود است.
اعتقاد به ماشیح و آمدن او چنان جایگاهی‌ در میان قوم یهود دارد که آن را نقشۀ خدا برای نجات بشر می‌دانند و معتقدند وقتی هیچ نبود، ماشیح یا مسیحا وجود داشت.
البته هر ملتى او را با لقبى مخصوص مى‏شناسد; زرتشتیان او را به نام سوشیانس; یعنى نجات دهنده جهان، عیسویان به نام مسیح موعود، یهودیان به نام سرور میکائیلى و مسلمانان به نام مهدى موعود مى‏شناسند.
هر ملتى نیز آن موعود نجات بخش را از خودش مى‏داند; مثلا زرتشتیان او را ایرانى و از پیروان زرتشت مى‏دانند، عیسویان او را هم کیش خودشان مى‏شمرند، یهودیان او را بنى‏اسرائیلى و از پیروان موسى مى‏شمرند و مسلمانان او را از دودمان بنى هاشم و فرزند پیامبر صلى الله علیه و آله مى‏شمارند، که البته اسلام، به‏طور کامل‏ومشخص، این شخصیت جهانى و موعود کل را معرفى‏نموده اما در سایر ادیان چنین نیست.
نکته قابل توجه این که علائم و مشخصاتى که در سایر ادیان براى آن نجات دهنده بزرگ ذکر شده، در مورد مهدى، موعود اسلام; یعنى فرزند بلا فصل امام حسن عسکرى علیه السلام نیز قابل انطباق است; زیرا مى‏توان او را از نژاد ایرانى شمرد، چرا که مادر حضرت سجاد علیه السلام که جد امام زمان علیه السلام است، یک شاهزاده خانم ایرانى به نام شهربانو، دختر یزدگرد، پادشاه ساسانى بود . همچنین مى‏توان او را از دودمان بنى اسرائیل شمرد; زیرا بنى هاشم و بنى اسرائیل، هر دو از نسل ابراهیم خلیلند; بنى‏هاشم از نسل اسماعیل و بنى‏اسرائیل از نسل اسحاق‏اند . با عیسویان نیز نسبت دارد; زیرا مادر حضرت صاحب الامر (عجل الله تعالی فرجه) یک شاهزاده خانم رومى به نام نرجس بوده که به صورت شگفت‏انگیزى خود را به امام حسن عسکرى علیه السلام مى‏رساند (طاهري،۱۳۷۸،ص۱۲۵-۱۲۶)
عشق به صلح و عدالت، در درون هر کسى وجود دارد . همه از صلح و عدالت لذت مى‏برند و با تمام وجود، خواهان جهانى سرشار از صلح و عدالتند و بر همین اساس، همه اقوام و ملل، منتظر مصلح کلند.
بررسى دیدگاه ادیان آسمانى و بلکه همه مذاهب در مورد موعود و مصلح جهانى، بسیار قابل توجه است ولى مسلمانان کمتر به این مهم توجه کرده‏اند . وقتى بشریت‏به این مهم توجه پیدا نماید که عقیده به ظهور یک نجات دهنده فوق العاده جهانى، یک عقیده مشترک دینى است که از مصدر وحى سرچشمه گرفته و همه پیامبران بدان بشارت داده و همه ملل در انتظار او هستند، در این صورت، مسلمانان بویژه شیعیان، به خیالبافى، عقاید خرافى و نظایر آن متهم نمى‏گردند.

یهود; انتظار مسیح علیه السلام و محورهاى آن
از برخى تعالیم دین یهود روشن مى‏شود که شخص منجى و موعود منتظر، کسى جز حضرت عیسى مسیح علیه السلام نیست و در واقع، این عقیده، یکى از اشتراکات این دین، با مسیحیت مى‏باشد .
برخى از انبیا، مانند حزقیال و ملاکى، اعلام داشتند که خدا بزودى یک مسیح را از نسل داوود براى بازگرداندن شکوه بنى‏اسرائیل خواهد فرستاد . انتظار مى‏رود که مسیح یاد شده، قوم خود را از دست‏حاکمان مشرک رهایى بخشد و قدرت شریعت‏خدا را براى گروه کوچکى که در زمان تنگى، وفادار و مطیع فرمان خدا باقى خواهند ماند.
برخى از انبیا مژده دادند که این سلطنت تنها براى یهود نیست، بلکه همه ملتهاى جهان از آن برخوردار خواهند شد.
بحران پیش از ظهور از نظر یهود
از نظر یهود، دوران پیش از ظهور، همراه با ستم به قوم بنى اسرائیل خواهد بودامتها در ستم کردن به بنى اسرائیل بر یکدیگر سبقت‏خواهند گرفت و هر گرفتارى تازه، چنان شدید خواهد بود که گرفتاریهاى قبلى را از یادها خواهد برد.

کیفیت ظهور مصلح یهود

همان طور که گذشت، یکى از اعتقادات یهود، ظهور مصلح در آخرالزمان است . اوست که اخلاق فاسد مردم را تطهیر کرده و اصلاح مى‏نماید . یهود منتظرند که قائمى از اولاد داوود پیغمبر علیه السلام ظهور کند; به طورى که اگر لبهایش به دعا حرکت کند، تمام امتها نابود شوند و این موعود منتظر، به گمان یهود، همان مسیح است که وعده او به یهود داده شده است . (شريف قرشي،بي تا،ص۱۳۳)همچنین، در باب کیفیت ظهور مصلح یهود، در تعالیم این دین، از قول یکى از پیامبرانشان به نام اشعیا چنین آمده است:
“بزودى کسى از اصل و نسب ابى داوود خروج، و روح رب بر او حلول مى‏کند و روح حکمت و فهم و قدرت و معرفت‏خوف رب بر او حاکم مى‏باشد . او به نفع بیچارگان، حکم به عدل مى‏کند و بر آنان انصاف مى‏نماید و منافق را نابود مى‏کند و امنیت و آرامش برقرار خواهد کرد; به طورى که همه براحتى و در کنار هم زندگى مى‏کنند .” (همان،ص۱۲۲)
الف- دیدگاه های مشترک ادیان:
۱-وعده بشارت ظهور
۲-شخصیت والا و منتخب منجی
۳-حکومت جهانی
۴-برقراری صلح و عدالت و شکست بساط ظلم
۵-وارثان زمین شدن صالحان و مظلومان.

ب- دیدگاه های متفاوت ادیان:
۱-هویت منجی موعود و القاب وی
۲-جایگاه و مراتب معنوی موعود.

عتیقه زیرخاکی گنج