• بازدید : 44 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

چه چيزي سرطان را ايجاد مي كند؟ افزايش بيماري سرطان چگونه قابل توجيه است؟ در آغاز دهه ۱۹۵۰ پروفسور ژان برنارد سرطان شناس معروف فرانسوي، در مراسم افتتاح كنگره بين المللي سرطان، چين اظهار نظر كرده بود: (آنچه كه ما راجع به مبدا سرطان ميدانيم مي توانيم روي يك كارت ويزيت نوشت.)
امروزه كامپيوترهاي بزرگي لازم است تا بتوانيم اطلاعات جمع آوري شده در مورد بيماري سرطان عبارت از رشد غيرعادي يكي از بافت هاي بدن است. اگرچه اين بيماري از قرنها پيش شناخته شده بود، ليكن مبدا سلولي آنرا دانشمندي بنام ويرشو پيشنهاد كرد كه مورد تاييد قرار گرفت
. به موجب اين فرضيه سرطان از توليد مثل غيرعادي سلولها در يك عضو ايجاد مي شود. حال بايد ديد، چه چيز باعث اين تليد مثل غير عادي مي شود و بچه علت مكانيسم طبيعي سلولها مغشوش مي گردد؟ بيشتر اطلاعاتيكه در مورد بيماري سرطان در سالهاي اخير بدست آمده شامل فعل و انفعال مولكولي است كه در اثر بكارگيري اين اطلاعات است كه تشخيص پيشرس سرطان ممكن شده است و از اين راه درمان آن با موقيت بيشتري همراه گرديده است. پيش بيني مي شود كه در آينده با به كارگيري روشهاي مهندسي ژنتيك بتوان اختلال حاصله در مكانيسم سلولهاي سرطاني را با دستكاري مستقيم سرطان زا درمان نمود.

مراحل سرطاني شدن سلول
ظهور سرطان يك حادثه واحد و ساده نيست، مرحله نهايي مجموعه اي از حالات گوناگون است و مي توان اميدوار بود كه در يكي از مراحل بتوان از پيشرفت آن جلوگيري كرد. در آغاز پروتواونكوژنها قرار دارند كه ژنهاي طبيعي و لازم براي تكثير و تمايز سلولها هستند و در بعضي شرايط و تحت تاثير عوامل گوناگون اين ژنها تبديل به ژنهاي سرطان زا يا اونكوژن مي شوند و مي توانند سلول را تغيير حالت داده و آن را از نظر سرعت توليد مثل تقريبا بدوره جنيني برگردانند و اين سلول در نتيجه تكثير، سلولهايي توليد خواهد كرد كه به طور ناقص تخصصي بوده و قادر بهمانند سازي خواهند بود ولي هنوز بوسيله ارگانيسم قابل منترول مي باشند. يكي از اين سلولها، امكان دارد تحت تاثير عوامل و شرايط ديگري توليد سلول سرطاني كند كه تكثير اين سلولها بهيچوجه بوسيله سيستم دفاع بدن قابل كنترول نبوده و اگر فورا حذف نشوند همانندسازي آنها بودن پايان ادامه خواهد يافت.
در اينجا بدو ترديد جالب خواهد بود كه توضيح داده شود كه ر جريان بررسيهاي دشوار و طولاني كه منجر به كشف اونكوژنها و چگونگي سرطاني شدن سلولها گرديد، بعضي مسايل كه حقايق انكارناپذير بنظر مي رسيدند مردود شناخته شدند: مثلا با كشف ويروسها نظريه عدم امكان وداخله ويروس در ايجاد سرطان باين دليل كه سرطان بيماري واگير يست مورد سوال قرار گرفت و چگونگي دخالت ويروسها يا ويروسهاي پس نورد و خاصيت قابل توجه آنها در مداخله در ساختار ژنتيك سلولها، مسئله غيرقابل تغيير بودن ساختار ژنتيك سلول و روش انتقال خصوصيات ارثي از DNA به RNA و توليد پروتئين مردود شناخته شد و ثابت گرديد كه ساختار ژنتيك سلول قابل تغيير مي باشد.
با اين مشاهدات نه تنها پايه هاي دانش بشري متزلزل نشد، بلكه برعكس موجب گسترش بررسيها در اين زمينه ها گرديد و در نتيجه تحقيقات بيشتر در ويروسهاي پس نورد مسلم شد كه اطلاعات ارثي كه در مولكول اسيد دزوكسي ريبونوكلئيك هسته سلولها وجود دارد، قابل دوباره نويسي بوده و مي تواند تغيير ماهيت دهد، بنابراين قابل پيش بيني است كه در آينده پژوهنگان با توليد رتروويروسهاي تغيير شكل يافته از طريق مهندسي ژنتيك بتوانند ژنهاي سرطان زا(اونكوژن) موجود در DNA سلولها را تبديل به پروتواونكوژن نمايند و بعلاوه با اين روش درمان بيماريهاي ارثي نيز امكان پذير خواهد شد.
در حال حاضر اطلاعات كافي در مورد فاكتورهائيكه بروز سرطان را تسهيل مي كنند وجود دارند، كه اين فاكتورها موجب فعاليت ژنهاي سرطان زا مي شوند. همانطوري كه قبلا توضيح داده شد بروز سرطان مراحل مختلفي دارد و مي توان پيش بيني كرد كه براي جلوگيري از پيشرفت هر يك از اين مراحل به مرحله بعدي راهي وجود دارد. پيشگيري از سرطان را نبايد بيهوده و بي معني تصور كرد. اين موضوع با بررسيهاي گسترده بعمل آمده به ثبوت رسيده است .
خطرات محيط زيست
تبديل سلولهاي سالم به سلولهاي سرطاني تحت تاثير ژنهاي سرطان زا صورت مي گيرد. مشاهده شده است كه عوامل و شرايط خاصي جهت بروز اين حالت و پيشرفت آن ضرورت دارد، به همين جهت به منظور مشخص نمودن اين عوامل و شرايط، محيط زندگي مبتلايان به عوارض سرطاني مورد برسي قرار گرفته است.
ضرورت اينگونه بررسيها، هنگامي بيشتر مورد توجه واقع شد كه پژوهشگران مشاهده كردند كه انتشار بيماري سرطان در بين انسان در كشورهاي مختلف به صورت متفاوت وجود دارد و براي بررسي در اين زمينه جع آوري آمار بيماران سرطاني در مناطق مختلف لازم تشخيص داده شد. در اين مورد اپيدميولوژيست ها بويژه گروه ريچارددال از انگلستان انتشار بيماري سرطان را در بين گروههاي مختلف اجتماعي، جغرافيايي و نژادي مورد بررسي قرار دادند و نتايجي كه بدست آوردند بسيار جالب توجه بوده است.

نسبت عوامل گوناگون كه در بروز سرطانها موثر دانسته شده
۱-تغذيه                             35%                           5-امور جنسي            7%
۲-توتون                             30%                           6-الكل                   3%
۳-ارث و ساير فاكتورها          12%                          7-نور آفتاب             3%
۴-ويروس                           10%

بروز سرطان بستگي به دخالت سه عامل دارد
سرطان بطور كلي عارضه اي نيست كه تصور شود بطور ارثي ژنهاي آن در سلول هاي انسان پايه گذاري شده و در اين حالت ابتلاء به آن بيماري را سرنوشت غير قابل اجتناب دانست. براي بروز سرطان علاوه بر وجود ژنهاي سرطان زا، عامل مهم ديگري ضرورت دارد تا موجبات آغاز فعاليت ژنهاي سرطان زا را فراهم كند و اين وضع در اثر دخالت عوامل خارجي و روش زندگي و عادات فردي پيش خواهد آمد. عامل سوم هنوز به درستي شناخته نشده است و ممكن است مربوط به دخالت جمعي چندين عامل مستعدكننده باشد، از قبيل وجود نقص موضعي در سيستم ترميم كنده ژنتيك سلولها- دخالت يك عامل بيماري زا- كمبود موقتي و طولاني بعضي مواد كه حافظ بدن شناخته شده اند مانند ويتامين A و –E نارسائي در سيستم ايمني بدن كه در اثر عوامل گوناگون ممكن است ايجاد شده باشد. از آنجاييكه اين عامل دقيقا شناخته نشده، كارشناسان انگليسي آن را پيش آمد و اتفاق بد ناميده اند.
عامل اول مربوط مي شود به اونكوژنها كه قبلا توضيح داده شده است. همچنين اعمال ژنهاي كنترول كننده سيتوكين ها و هورمونها و بالاخره عمل ژنهايي كه در فعل و انفعال سلولي بويژه در تغيير و تبديل شيميايي مواد سرطان زا دخالت دارند. به طوريكه ملاحظه مي شود در عامل اول ژنهاي متعددي دخالت دارند كه حضور آنها در سلولها مورثي است، ولي وجود آنها در سلولهاي انسان بدين معني نيست كه شخص بدون ترديد مبتلا به سرطان خواهد شد. همانطوريكه قبلا هم اشاره شد وجود اين ژنها در انسان يك خطر محسوب مي شود ولي اين ژنها به تنايي نمي توانند سرطان ايجاد نمايند و فاكتورهاي خارجي مساعد كننده ديگر بايد در اين عمل مداخله نمايند.
اين عوامل ممكن است مربوط به عادتهاي انسان و نوع تغذيه و مواد شيميايي و فاكتورهاي بيولوژيك و فيزيك باشند كه زمينه را براي فعاليت ژنهاي بيماري زا مساعد ميكنند و اگر اين عوامل حذف شوند خطر بروز سرطان بسيار كاهش خواهد يافت.

دخالت عامل ديگري غير از ويروس در اين بيماري
مسئله مهم كه در مورد اين سرطان توجه كارشناسان را جلب نموده، دخالت عامل ديگري علاوه بر ويروس در ايجاد اين بيماري است. مخصوصا با توجه باينكه اين سرطان اختصاص به نواحي معيني دارد. مثلا در چين بيشتر در ناحيه كانتون ديده مي شود و در ساير نقاط چين نادر است. به همين جهت چنين به نظر كارشناسان رسيد كه روش زندگي اشخاص علاوه بر ويروس بايد در بروز اين بيماري دخالت داشته باشد.
ضمنا بايد اضافه نمود كه با ازمايش هاي گسترده اي كه متعاقبا در خصوص ارتباط ويروس در سلولهاي سرطاني و پادتنIgA به عمل آمد، مشخص گرديد كه اين پادتن با نسج سرطاني نامبرده ارتباط دارد و لزوما با حضور ويروس مرتبط نيست (اين آزمايش شامل تجسس اسيد نوكلئيك ويروس در سلولهاي نمونه برداري شده و از اشخاصي كه مظنون به ابتلا به سرطان نامبرده بوده اند صورت گرفته و معلوم شده كه حضور ويروس هميشه همراه با پادتن IgA نيست) آيا اين بدان معني نيست كه حضور ويروس در نسج انفي- حلقي باسرطان اين نسج ارتباط ندارد؟ البته هنوز چنين برداشتي زود است و مسئله اينست كه اين ويروس در نزد اشخاص سالم و سرطاني ديده مي شود. و معلوم نيست كه چگونه اين ويروس سلولهاي غشاء مخاطي را سرطاني مي كند.

نتيجه گيري از بررسي هاي انجام شده براي پيشگيري
بعد از انتشار مشاهدات دو پژوهشگر انگليسي دكتر دال و دكتر پتيو در مورد چگونگي انتشار انواع سرطانها در كشورهاي مختلف و اظهار نظر در خصوص امكان پيشگيري از بيماريهاي سرطاني، بحث زيادي در اين مورد بين كارشناسان درگرفت. مانند همه بحث هاي مربوط به انتخاب يك روش اساسي، دو نظريه مخالف ابراز گرديد. از يك طرف محافظه كاران كه نظرات دكتر دال و دكتر پتيو را ظاهرا جالب دانسته، اما مناسب و عملي براي پيشگيري از سرطانها ندانستند. مخصوصا با تكيه بر مطالعاتي كه درباره مهاجري انجا گرفته بود و اين معاملات نشان مي دادند كه كاهش خطر ابتلاء به سرطان شايعه در كشور مبدا در مقابل خطر ابتلا به سرطان جديد شايعه در محل اقامت جديد همراه است، لذا تغيير عادت را براي پيشگيري عملي ندانستند.
طبق نظر اين دسته از كارشناسان موفقيت در مورد مبارزه با اين بيماريها منوط به فهم درست مكانيسم اصلي، يعني سلولي و مولكولي توليد سرطان است و هرگاه بتوان از فعاليت هاي ژنهاي سرطان زا جلوگيري كرد، مبارز با اين بيماريها به طور موثر امكان پذير خواهد شد. نتيجه منطقي اين نظريه بيشتر به تحقيقات بيولوژي مولكولي است. البته شكي نيست كه اين قبيل تحقيقات بجاي خود بايد ادامه يابند. تا بعضي از مكانيسم هاي ناشناخته در اعمال سلولي روشن گردند. تحقيقات و كسب دانش جديد در زمينه هاي گوناگون يك هدف عالي است كه بطور دائم ادامه خواهد داشت.

عتیقه زیرخاکی گنج