• بازدید : 57 views
  • بدون نظر
این فایل در ۸صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

درفصل نخست به بحث پيرامون(مديريت اسلامي)ومفاهيم آن ازديدگاه (مطلب)و(علم)پرداختيم.گفتيم كه مديريت اسلامي براساس ادله بيان شده پيش ازآن كه (علم)باشديك(مكتب)است وازهمين رووظيفه ي مكتب ارائه راه حلهائي است كه بامفهوم  عدالت خواهي سازگارباشد .اگرعلم هم خواهان اين امراست كه در(خدمت)مكتب ياتعالي انسانهاباشدبايدباسيرمطالعاتي مكتبي كه دريك سيراكتشافي است بدين نتيجه رسيدكه جهان بيني حاكم بركاربرداين(علم)درحيطه(توليد)يك جهان بيني الهي ونشانه گرفته ازسرچشمه(وحي)است.لذاست كه سيرمطالعاتي مكتبي پيرامون(مديريت اسلامي)يك سيراكتشافي است وبايداز(روبنا)به(زيربنا)باشدكه باروش مطالعه(علمي)كه از(زيربنا)به (روبنا)ويك سيرتكويني است متفاوت است. همچنين نخستين مبناي(مديريت اسلامي)كه عبارت ازضرورت حضوري ووجودي (مكتب)است بيان شد.بدين معنا كه ازابتدائي  ترين اصول(مديريت)كه اسلامي هم باشداينست كه ارزشهاوضدارزشهاي آن مبتني ومتكي بر(مكتب)حيات بخش اسلام باشد.اصولا(مديريت)حتي درنظامهاي گوناگون و مختلف جهان نيز هميشه برمبناي مكتبي استوار بوده است حال اين مكاتب هرچند مادي ياالحادي ولي ازآنجا كه اصولا مديران دردوران سازمانها كارگزاران حكومتي وحكومتها در جوامع هميشه داراي يك سري ازارزشها وضدارزشها درذهنيات وياتئوري هاي حكومتي براي خود بوده اند 
لذامديران نيزكه كارگزاران يامجريان سياستهاي فوق درسازمانها ميباشند ناچارا در(مديريت)پاي بند بدان ارزشها بوده ومسلما مديري در حيطه  انجام مسئوليت خودموفق تربوده  است  كه درجهت اهداف مكتبي نظام سياسي حاكم برجامعه دردوران سازمان موفق ترباشد.اماوجه تمايز(مديريت اسلامي)باااشكال ديگر(مديريت)ها درجوامع كاپيتاليستي ياكمونيستي وياهرنوع جامعه ديگري كه اداره امورمردم دردست عده اي ازسردمداران حكومتهاست دراين نيست كه نظامهاي (مديريت)ديگرصاحب (مكتب) يادرحقيقت ايدئولوژي يا(روش)خاص اداره نظام اجتماعي خودنمي باشد بلكه وجه تمايزدر(اسلامي)بودن نظام مديريت كنوني ومتكي ومبتني بودن اين نظام برپايه اصول لامتغير (وحي)وبيان شده توسط خداوند متعال وپيامبراكرم (ص)است ومادي ياالحادي بودن مكاتب(مديريت)مقابل است.لذاساده انديشي است اگرگروهي ازمديران ياكارگزاران جوامع يامتخصصان (علم)مديريت براين انديشه باشند كه در نظامهاي سياسي مختلف اگربرمسند(مديريت)قرارمي گيرندبدون اتكاء بر(مكتب) ياارزشهاي خاص حاكم برآن نظام ياجامعه ، گرداننده مسائل و موارد معتنا به دستگاه اداري خويش مي باشند!درحاليكه برعكس ! آن نظام اداري نيز براي خودصاحب مكتبي است منتهي اگراين مكتب متكي بر(وحي) نيست متكي بر(عقل) يا(شهوت) يا(شهرت) انسانهائي است كه حاكميت سياسي آن نظام را دراختيار دارند ومسلما اين انسانها نيز تازماني اجازه حضور ووجود به مديران دردوران سازمانهاي اجرائي كشور ميدهند كه آن ((مديران))حداقل درچارچوب ارزشهاي حاكم شده توسط آن گروه رهبردرسياست ومذهب واقتصادو…عمل كنند هرچند اگرظاهرا اعتقادي هم بدين امرنداشته باشد.ازانرو ازمباني لامتغير((مديريت))بخصوص اگر بخواهد اسلامي باشد((مكتب)) است وبعقيده نويسنده اصولا درهيچ زمان ومكان بشردر((مديريت))زيردستان خود فاقد((مكتب))يا((روش))اداره امورجمع زيردست خودنبوده است حتي اگر بصورت دست نشانده عمل نموده باشد.
وجه ديگرتمايز ياافتراق مديريت((اسلامي))با((مديريت))در جوامع ديگر كه تحت  تاثير مكاتب ديگر هستند نيز همين است كه اصولا دراين شكل ازمديريت چون ((مكتب))متكي بر((وحي))و((وحي))ازخارج ازعالم ((ماده))بربشرابلاغ گرديده است لذا امردست نشاندگاني ياحكومت((مردم))بر((مردم))يافردبر((مردم))وتشويق استثمار،استعمارواستحمارانسان راكاملا منتفي ساخته است.
بدين ترتيب ملاحظه ميشود كه چگونه ((الهي))بودن مكتب اسلام درمقابل مكاتب((مادي))ديگر باعث رهانيدن انسانها اززيريوغ انسانهاي  ديگرومديران اززيريوغ كودتاگران ويازورمدان تاريخ درجهت تحميل افكار وعقايدخودبرنوع بشرميشود.
وجه تمايزديگرمديريت اسلامي با((مديريت))درجوامع ديگر،حتي اگرمبتني برمكاتب مختلف  باشند كه هستند ، اصل لامتغيربودن ارزشهاي بيان  شده براي هميشه زمان ومكان يادرحقيقت ارزش مستمروهميشگي است كه اصول بيان شده درمديريت اسلامي واداره انسانها دارد كه درمكاتب ((مادي))چنين ارزشي نميتواند وجود داشته باشد.بدين ترتيب ازآنجاكه علوم مادي مبتني بريك سيرمطالعاتي وتفكراتي تكويني است لذا هر روزدرسراسر عالم انواع افكار وعقايداز جانب متفكران ، اين مكاتب رادستخوش تغييرات ودگرگوني برارزشها ميسازد چنانكه همانگونه كه امروز ملاحظه ميشودهنوز۲۰۰سال ازعمر ماركس وماركيست نگذشته است بيش از۲۰۰۰ماينفست برعقايد وافكار ماركس ولنين كه يك مكتب الحادي ومبتني برتكوين است نگاشته شده است ونوشتن اين افكار تكويني وتكميل ارزشهاي حاكم براين مكتب مادي باعث آن گرديده است كه اگر پيروي هم براين تعاليم حضورداشته باشد ازگيجي وحيران بودن برهزارها راهي كه بايك نام برسرراه اوقرارداده شده است متحيراست كدام راانتخاب وبركدام ارزش صحه گذارد!؟
ودراين ميان وضع ((مدير))درچارچوب اداره سازمان كه همان اداره انسانها وتحقق ارزشهاي مكتبي حكومت درچارچوب نظام اداري سازمان است بسي دشوارتروگيج كننده تر است.لذامشاهده ميشودكه امروز دردنياي شرق وغرب هرچند((مديريت)) مبتني برمكاتب ((سوسياليست)) و ((كاپيتاليست))انجام وظيفه مي نمايدوسعي درحفظ منافع اين مكاتب  درسازمانها دارد ولي درعمل اين ((مديران))برروي خطوط بسيلركلي نظير سرمايه، كار،كارگر،سودوزيان كار مي كنندودرپرداختن به جزئيات درزمينه ارزشهاي مكتبي غافل وعاجزهستند.چه اينكه درهردو بلوك شرق وغرب تنها  محورهاي سرمايه وسرمايه داري ياسوسيال وسوسياليست رادرجامعه وسازمان تشكيل ميدهند وواردشدن درجزئيات امرجزايجادتفرقه ها وتشتت وپراكندگي به لحاظ تنوع افكاروانديشه ها دراين زمينه ها چيزي رابدنبال ندارد.((مديريت)) دراين سازمانها به لحاظ عدم حضور يك اعتقاد ((مكتبي))مشترك بين تمامي انسانهاي مشغول دردرون سازمان صاحب يك وحدت عقيدتي يامكتبي كه متعالي ترين وكارآمدترين شكل وحدت براي نوع بشراست نخواهدشدوناچارا بايدانسانهاراحول محورهاي ((مادي))ونه ((مكتبي))يعني باانگيزه هاي ((سود))افزائي و((پول))افزائي ياحول محور((دلار))و…هماهنگ ومشترك سازد.ازآنجا كه اين محورپول پرستي ياحرص وطمع بشرونوع انسانها كه فاقد اخلاق ومكتب هستندهيچگاه  سيري پذير نيست ، بازهم حركت انگيزه هاي ((مادي))دردرون سازمان حركت قرصهاي مسكني است كه پس ازپايان عمرمفيدواثرتسكين بخش آن قرص مجددا بيماررانيزمجددبه قرص ديگري است تاآنجاكه براثراعتيادبه اين قرصها ديگر آثار قرص هم برروحيه وروان وي ازميان رفته وانسانها رادچار خمودگي ، افسردگي ،بيكاري،بازنشستگي وسپس راهي خانه سالخوردگان وبالاخره قبرستان مردگان مينمايد.
بديهي است اين سيري كه ترسيم شدازجمله مواردومواضع وعواقب كاركنان سازمانهائي است كه براساس مكاتب((مادي)) اداره ميشوند امادر((مديريت اسلامي))وآنجاكه انسانها انگيزه هاي((مادي))وشهوتهاي دروني رابامعيارهاي ((الهي))ولاينتاهي التيام مي بخشندواهداف وجهت ها حول محور يك((مكتب))كه آن مكتب مبتني بر((وحي))است ولامتغير واين ((مكتب)) ((اكتشافي))است ونه ((تكويني))بدين معنا كه هرآن برداشت جديدي وتازه اي بايد از متن همان مكتب وازچاه زلال وعميق معاني همان ((قرآن))برداشته شودوياازتعاليم رسول خداوائمه اطهار،لذاهرگونه سيرتكويني برافكار((الهي))ممنوع وبدين ترتيب راه تفرقه درعقيده كاملا مسدود وانسانها مجبور به اطاعت ازتعليم ودستورهاي ((الهي))ومديران به تبع ارزشهاي ابلاغ شده توسط رهبران حكومت اسلامي كه سياست آن جدا ازديانت آن نيست وسياست آن متكي ومبتني برفرامين((الهي))مجري اين ارزشها دردرون سازمانها ودرنهايت انسانهاي مشغول بدون حرص وطمع وبا اعتقاد به كار براي ((خدا))ونه ((خود))هم ((تعالي))خويش راتضمين وهم ((توليد))جامعه راتامين مينمايند.

عتیقه زیرخاکی گنج