• بازدید : 50 views
  • بدون نظر
این فایل در ۹صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

جملۀ ” حسدأ من عند انفسهم ” ( انگیزۀ آنها حسدی از ناحیۀ خودشان است ) ممکن است اشاره به این باشد که حسد گاهی در شکل هدف منعکس می شود و آب و رنگ دینی به آن می دهند ، ولی حسدی که آنها در این زمینه نشان می دادند حتی این رنگ را نیز نداشت بلکه صرفأ جنبه شخصی داشت .(۱) این احتمال وجود دارد که اشاره به حسدی باشد که در جان آنها ریشه دوانده است .
“حسد” که در فارسی از آن تعبیر به “رشک” می کنیم به معنی آرزوی زوال نعمت از دیگران است ، خواه آن نعمت به حسود یا نرسد ، بنابراین کار حسود در ویران کردن و آرزوی ویران شدن متمرکز می شود ، نه اینکه آن سرمایه و نعمت حتمأ به او منتقل گردد . حسد سر چشمۀ بسیاری از نابسامانیهای اجتماعی است از جمله اینکه : 
۱- حسود تمام یا بیشتر نیروها و انرژیهای بدنی و فکری خود را که باید در راه پیشبرد اهداف اجتماعی به کاربرد در مسیر نابودی و ویران کردن آنچه هست صرف می کند ، و از این رو هم سرمایه های وجودی خود را از بین برده و هم سرمایه های اجتماعی را . 
۲- حسد انگیزۀ قسمتی از جنایات دنیا است و اگر عوامل و علل اصلی قتلها ، دزدیها ، تجاوزها و مانند آن را بررسی کنیم خواهیم دید که قسمت قابل توجهی از آنها از عامل حسد مایه می گیرد ، شاید بخاطر همین است که آن را به شراره ای از آتش تشبیه کرده اند که می تواند موجودیت حسود و با جامعه ای را که درآن زندگی می کند به خطر بیندازد . 
یکی از دانشمندان می گوید ” حسد و بد خواهی ” از خطرناکترین صفات است و باید آن را به منزلۀ موحشترین دشمن سعادت تلقی کرد و در دفع آن کوشید . جوامعی که افراد آن را اشخاص حسود و تنگ نظر تشکیل می دهند جوامعی عقب افتاده هستند ، زیرا همانطور که گفتیم حسود همیشه می کوشد تا دیگران را به عقب بکشد و این درست بر خلاف روح تکامل و ترقی است . 
۳- از همۀ اینها گذشته حسد اثرات بسیار نا مطلوبی روی جسم و سلامت انسان می گذارد ، و افراد حسود معمولأ افرادی رنجور و از نظر اعصاب و دستگاههای مختلف بدن غالبأ ناراحت و بیمارند ، زیرا امروز این حقیقت مسلم شده که در بیماریهای جسمانی در بسیاری از موارد عامل روانی دارند ، و در طب امروز بحثهای مشروحی تحت عنوان بیماریهای ” روان تنی ” دیده می شود که به این فسمت از بیماریها اختصاص دارد . جالب اینکه در روایات پیشوایان اسلام روی این موضوع تکیه شده است :
در روایطی از حضرت علی (ع) می خوانیم :” صحة الجسد من قلة الحسد : تندرستی از کمی حسد است ” و در جای دیگر می فرماید : ” العجب لعقلة الحاد عن سلامة الاجساد : عجیب است که حسودان از سلامت جسم خود بکلی غافلند ” و حتی درباره ای از احادیث می خوانیم که حسد پیش از آنکه به محسود زیان برساند از حسود شروع می کتد ، و تدریجاً او را به قتل می رساند ! 
۴- از نظر معنوی حسد نشانۀ کمبود شخصیت و نادانی و کوتاه فکری و ضعف و نقص ایمان است . زیرا حسود در واقع خود را ناتوان تر از آن می بینید که مقام محسود و بالاتر از آن برسد و لذا سعی می کند محسود را به عقب برکرداند ، به علاوه او عملاً به حکمت خداوند که بخشندۀ اصلی این نعمت ها ست معترض است و نسبت به اعطای نعمت به افراد از طرف خداوند ایراد دارد ، و لذا در حدیثی از امام صادق (ع) می خوانیم ” الحسد اصلة من عمی القلب و الجود لفضل الله تعالی و هما جناحان للکفر و با لحسد وقع ابن آدم نی حسرة الابد و هلک مهلکا لا ینجونه ابداً : حسد و بدخواهی از تاریکی قلب و کوردلی است و از انکار نعمتهای خدا به افراد سرچشمه می گیرد ، و این او ( کوردلی و ایراد بر بخشش خدا ) دو بال گفر هستند ، به سبب حسد بود که فرزند آدم در یک حسرت جاودانی فرو رفت و به هلاکتی افتاد که هرگز از آن رهائی نمی یابد ” (۱) 
قران مجید می گوید : نخستین قتل و کشتاری که در روی زمین واقع شده عامل حسد بود (۲) 
و در نهج البلاغه از علی (ع) ،نقل شده که فرمود ” ان الحسد یأ کل الایمان کما تأکل النار الحطب : حسد تدریجاً ایمان را می خورد همانطور که آتش هیزم را تدریجاً از بین می برد .(۳) 
چه این که شخص حسود تدریجاً سوء ظنش به خدا و حکمت و عدالت او بیشتر می شود و همین سوء ظن است که او را از وادی ایمان بیرون می کشد . زیانهای معنوی و مادی ، فردی ، اجتماعی حسد فوق العاد و زیاد است و آنچه گفتیم در حقیقت فهرستی از آن به شمار می رود . 
(۱) مستدرک الوسائل جلد ۲ ص ۳۲۷
(۲) مائده آیه ۲۷ .
(۳) نهج البلاغه خطبۀ ۸۶ .

جزء ششم ،سوره مائده آیه ۲۷-۲۹ ، ص ۳۴۹ 
نقش قتل بر اثر حسد :
بعضی از مفسران معتقدند که قبول عمل یکی ، ورد عمل دیگری ، از طریق وحی به آدم به آنها اعلام گشت و عتت آن هم چیزی جز این نبود که هابیل مردی با صفا و فداکار و با گذشت در راه خدا بود ولی فابیل مردی تاریکدل و حسود و لجوج بود ، و سخنانی که قرآن در همین آیات بعد از این دو برادر نقل می کند بخوبی روشنگر چگونگی روحیه آنها است . 
۴- از این آیات بخوبی استفاده می شود که سرچشمۀ حسد بوده ، و این موضوع ما را به اهمیت این رذیله اخلاقی و اثر فوق العاده آن در رویدادهای اجتماعی آشنا می سازد . 

ص۱۵۷ 
کینه و حسد 
سوره اعراف آیه ۴۲-۴۳ جزء هشتم 
در حقیقت یکی از بزرگترین ناراحتیهای انسانها در زندگی دنیا که سرچشمۀ پیکارهای وسیع اجتماعی می شود و علاوه بر خسارتهای سنگین جانی و مالی آرامش روح رابه کلی بر هم می زند همین ” کینه توزی ” و “حسد ” است . بسیاری را می شناسم که از زندگی هیچ چیز کم ندارد ، تنها رنج و عذاب الیم آنها حسد نسبت به وضع دیگران ، و کینه توزی است که زندگی مرفه آنها را عرصۀ تاخت و تاز لشکر اندوه و غم و فعالیتهای خسته کنندۀ ، بی دلیل می سازد . بهشتیان بکلی از بدبختیهای ناشی از اینگونه صفات ب کنارند ، نه کینه ای دارند و نه حسدی و نه عواقب شوم این صفات زشت ، آنها با هم در نهایت دوستی و محبت و صفا و صمیمیت و آرامش زندگی می کنند ، همه از وضع خود راضیند ، حتی آنها که در مقامات پائینتری قرار دارند نسبت به وضع کسانی که مقام آنها بالاتر است ، رشک و حسد نمی برند ، و به این ترتیب بزرگترین مشکل همزیستی سالم آنها حل شده است . بعضی از مفسران روایتی نقل کرده اند که ” هنگامی که بهشتیان به سوی بهشت روان شدند بر در بهشت درختتی می بینید که از ریشۀ آن سرچشمه جاری است ” . 

ص۳۲۶
 نقش ویرانگر حسد در زندگی انسانها : 
حسد گاهی در ۶ مفهوم غبطه ، حسد ، بخل ، ایثار: 
درس مهم دیگری که از این داستان که چگونه حسد می تواند آدمی را تا سر حد کشتن برادر و یا تولید دردسرهای شدید برای او پیش ببرد و چگونه اثر این آتش درونی مهار نشود ، هم دیگران را به آتش می کشد و هم خود انسان را . 
* اصولاً هنگامی که نعمتی به دیگری می رسد و خود شخص از او محروم می ماند ، چهار حالت مختلف در او پیدا می شود : 
* نخست اینکه آرزو می کند همانگونه که دیگران دارند ، او هم داشته باشد ، این حالت را “غبطه ” می خواند و حالتی است که قابل ستایش چرا که انسان را به تلاش و کوشش سازنده ای وا می دارد ، و هیچ اثر مخربی در اجتماع ندارد 
* دیگر این که آرزومی کند آن نعمت از دیگران سلب شود . و برای این کار به تلاش و کوشش بر می خیزد این همان حالت بسیار مذموم “حسد ” است ، که انسان را به تلاش و کوشش مخرب درباره دیگران وا می دارد ، بی آنکه تلاش سازنده ای دربارۀ خود کند . 
* سوم اینکه آرزو می کند خودش دارای آن نعمت شود و دیگران از آن محروم بمانند ، و این همان حالت ” بخل ” و انحصار طلبی است که انسان همه را برای خود بخواهد و از محرومیت دیگران لذت ببرد . 
* چهارم اینکه دوست دارد دیگران در نعمت باشند ، هر چه خودش در محرومیت بسر ببرد و حتی حاضر است آنچه را دارد در اختیار دیگران بگذارد و از منافع خود چشم بپوشد و این حالت را ” ایثار ” می گویند که یکی از مهمترین صفات بر جستۀ انسانی است . بهر حال حسد تنها برادران یوسف را تا سر حد کشتن برادرشان پیش نبرد بلکه گاه می شود که حسد انسان را به نابودی خویش نیز وا می دارد .  
سوره یوسف آیه ۷-۱۰ جزء دوازدهم ، ص ۳۲۷ ، حسد از نظر روایات و احادیث اسلامی : 
به همین دلیل در احادیث اسلامی برای مبارزه با این صفت رذیله تعبیرات تکان دهنده ای دیده می شود . به عنوان نمونه : از پیامبر اکرم (ص) نقل شده که فرموده : خداوند موسی بن عمران را از حسد نهی کرد و به او فرمود : ” ان الحاسد ساخط ؟؟؟؟ صاد لقسمی الذی قسمت بین عبادی و ؟؟؟؟ یک کذلک فلست منه و لیس منی : شخص حسود نسبت به نعمتهای من بر بندگانم خشمناک است ، و از قسمتهائی که میان بندگانم قائل شده ام ممانعت می کند ، هر کس چنین باشد نه او از من است و نه من از اویم ” . (۱) 
از امام صادق (ع) :” آفته الذین الحسد و العجب و الفخر ، آفت دین را ایمان سه چیز است : حسد و خود پسندی و فخر فروشی ” . در حدیث دیگری از همان امام (ع) می خوانیم : ان المومنین غبط و لا یحسد ، و المنافق یحسد و لا یغبط :” افراد با ایمان غبطه می خورند ولی حسد نمی ورزند  ، ولی منافق حسد می ورزد و غبطه نمی خورد ” . (۲)  
(۱) اصول کافی جلد ۲ ص ۳۰۷ 
(۲) اصول کافی جلد ۲ ص ۳۰۷
عوامل نابودی ثواب عمل :
از نکات حساسی که در آیات مختلف قرآن از جمله  آیۀ مورد بحث ، به آن هشدار داده شده است که مومنان مراقب باشند که اعمالشان همچون کفار حبط و نابود نشود .
و به تعبیر دیگر اصل عمل مطلبی است ، و نگاهداری آن مطلبی مهمتر ، یک عمل پاک و سالم و مفید عملی است که از آغاز سالم و بی عیب باشد و محافظت و مراقبت از آن تا پایان عمر بشود . 
عواملی که اعمال آدمی را به خطر می افکند یا نابود می سازد بسیار است از جمله : 
۱- ” منت گذاردن و آزار دادن ” است ، چنانچه قرآن می گوید : 
رئاءِ الناس و لا یؤمن بالله و الیوم الاخر :« ای کسانی که ایمان آورده اید انفاقها و بخشش های خود را با منت و آزار باطل نسازید ، همانند کسی که خود را برای نشان دادن به مردم انفاق می کند و ایمان به خدا و روز قیامت ندارد . (بقره – ۲۶۴ ) . 
در اینجا دو عامل بطلان عمل یکی “منت و آزار ” و دیگری ” ریا و کیفر ” مطرح شده است که اولی بعد از عمل می آید ، و دومی مقارن آن ، و اعمال نیک  را به آتش  می کشند . 
۲-“عجب ” عامل دیگری است برای نابودی آثار عمل ، چنانچه در حدیث آمده است العجب یا کل الحسنات کما تا کل النار الحطب : « عجب حسنات انسان را می خورد همانگونه که آتش هیزم را »! . (۱) 
۳- “حسد ” نیز یکی از این گونه اعمال است که دربارۀ آن نیز تعبیری شبیه به “عجب ” آمده که همچون آتش ، حسنات را نابود می کند ، پیغمبر گرامی اسلام صلی الله علیه و اله فرمود : ایاکم و الحسد فان الحسد یأکل الحسنات کما تاکل النار الحطب (۲) .
اصولا همانگونه که حسنات ، سیئات را از بین می برد ( ان الحسنات یذهبن السیئات ) (سوره هود – ۱۱۴ ) همچنین گاهی سیئات ، حسنات را به کلی از اثر می اندازد . 
۴- مسأله حفظ ایمان تا پایان عمر مهمترین شرط بقای آثار عمل است چرا که قران به صراحت می گوید : « کسانی که بی ایمان از دنیا بروند تمام اعمالشانن حبط و نابود می شود » (۳) .
(۱)« روح البیان » جلد ۸ صفحه ۵۲۲
(۲) « بحار الانوار » جلد ۷۳ صفحه ۲۵۵
از اینجا است که به اهمیت و مشکلات مسألۀ نگهداری اعمال پی می بریم ، و لذا در حدیثی از امام باقر علیه السلام آمده که فرموده : الابقاءِ علی العمل اشد من العمل ، قال و ما الابقاء علی العمل ؟ قال یصل الرجل بصلة و ینفق نفقة لله وحده و لا شریک له ، فکتب له سراً ثم یذکرها فتمحی فتکتب له علانیة ، ثم یذکرها فتمحی و تکتب له ریاء ! : 
« نگهداری عمل از خود عمل سختتر است » .
راوی سؤال می کند منظوراز نگهداری عمل چیست .
پاسخ فرمود انسان بخششی می کند و یا انفاقی در راه خداوند یکتا و به عنوان یک انفاق پنهانی برای او ثبت می شود ، سپس در جائی آنرا مطرح می کند این انقاق پنهائی حذف می شود و بجای آن انفاق آشکار نوشته می شود . دگر بار درجائی دیگر آنرا مطرح می کند باز حذف می شود و به عنوان ریاء نوشته می شود » ! .
آیۀ مورد بحث اشارۀ سر بسته ای به همۀ این امور کرده می گویند : و لا تبطلوا اعمالکم .
« شح » به معنی بخل توأم با حرص است ، و می دانیم این دو صفت رذیله از بزرگترین موانع رستگاری انسان ، و بزرگترین سد راه انفاق و کارهای خیر است ، اگر انسان دست به دامن لطف الهی زند و با تمام وجودش از او تقاضا کند و در خودسازی و تذهیب نفس بکوشد و از این دو رذیله تجات یابد سعادت خود را تضمین کرده است . 
گر چه در بعضی از روایات از امام علیه السلام آمده است : من ادی الزکاة فقدوقی شح نفسه : « کسی که زکات را بپردازد از بخل و حرص رهائی یافته » . 
ولی روشن است که این یکی از مصداقهای زندۀ ترک بخل و حرص است ، نه تمام مفهوم آن .
در حیث دیگری می خوانیم که امام صادق علیه السلام از شب تا صبح طواف خانه خدا بجا می آورد و پیوسته می فرمود : اللهم قی شح نفسی : « خداوندا ! مرا از حرص وبخل خودم نگاهدار » یکی از یارانش عرض می کند : فدایت شوم ، امشب نشنیدم غیر لز این دعا ، دعای دیگری کنی فرمود : چه چیز از بخل و حرص نفس مهمتر است در حالی که خداوند می فرمود : و من یوق شح نفسه فاولئک هم المفلحون .
سپس برای تشویق به اتفاق و جلوگیری از بخل و شح نفس می فرماید :  
« اگر شما به خدا ، قرض الحسنه دهید ، آن را برای شما مضاعف می سازد ، و شما را مشمول آمرزش خویش می گرداند ، و خدا شکر گذار و برد بار است » . 

عتیقه زیرخاکی گنج