• بازدید : 48 views
  • بدون نظر
این فایل قابل ویرایش می باشد وبه صورت زیر تهیه شده:

پژوهشكده زبان و گويش سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري اقدام به تهيه اطلسي شامل ريز جزييات كتيبه‌ها همراه با خط، ترجمه فارسي و آوانويسي انگليسي و عكس كرده است تا پژوهشگران تاريخ و فرهنگ ايران بتوانند علاوه بر استفاده از تجربيات دانشمندان و استادان پيشين كه در اين زمينه به نتايجي رسيده‌اند، خود نيز به تحقيق بپردازند. 
دكتر سعيد عريان، رييس پژوهشكده زبان و گويش ، استاد و پژوهشگر دانشگاه‌هايي مثل دانشگاه شهيد بهشتي و دانشگاه آزاد اسلامي در زمينه زبانشناسي، زبان‌ پهلوي، ساخت زبان فارسي و تاريخچه زبان‌هاي ايراني است. از اين استاد دانشگاه تا كنون چندين كتاب و مقاله پژوهشي به چاپ رسيده است. از ميان كتاب‌ها مي‌توان به متون پهلوي با مقدمه و كتابنامه با قرائت و ويرايش جديد، دستور زبان آرامي كتاب مقدس، كتيبه‌هاي ايراني ميانه و زبور پهلوي كه همگي در سال ۸۳ به چاپ رسيده‌اند
مطلع شديم در اين پژوهشكده اطلسي تهيه شده به نام اطلس كتيبه‌هاي ايران باستان. اين اطلس چگونه و با چه هدفي شكل گرفته است؟ 
ما در اينجا سه پژوهشكده داريم . يكي از اين گروه سه‌گانه روي زبان‌ها و گويش‌هاي رايج كار مي‌كند. يك گروه ديگر روي اسناد و مدارك و مواد نوشتاري دوره اسلامي كار مي‌كند مثل طلا و سكه‌ها و كتيبه‌ها و مهرهاي دوره اسلامي و يكي ديگر از اين گروه‌ها روي كتيبه‌ها و مواد نوشتاري ايران پيش از اسلام كار پژوهشي مي‌كند كه تمام كتيبه‌ها و سكه‌ها و مهرهاي ايران پيش از اسلام را در بر مي‌گيرد. در بين اين مواد نوشتاري كتيبه‌ها خيلي جايگاه مهمي دارند. اين كتيبه‌ها در ايران از نظر جغرافيايي، پراكندگي بسيار متنوعي دارند و بعضا در جاهاي بسيار دورافتاده‌اي قرار دارند كه اين دورافتادگي مشكلات زيادي را هم از نظر كار تحقيقاتي و هم از نظر پژوهشي براي ما ايجاد مي‌كند. اگر بخواهيم روي خود اين كتيبه‌ها كار پژوهشي و تحقيقاتي كنيم، حتي اگر بخواهيم فقط اين كتيبه‌ها را ببينيم مستلزم طي يك مسافت بسيار طولاني است آن هم در جاهاي بسيار دورافتاده و نه الزاما مراكز استان‌ها؛ مسئله ديگر اينكه همين دورافتادگي باعث مي‌شود كه ما اطلاعات زيادي از اين كتيبه‌ها نداشته باشيم و اين كتيبه‌ها دستخوش بسياري از مسايل ديگر شود كه من راجع به آن قبلا خيلي بحث و صحبت كرده‌ام. كار كردن و پژوهش كردن روي اين كتيبه‌ها در هر زباني و به هر دليلي و به هر صورتي نيازمند داشتن مجموعه‌اي از اطلاعات لايتغير در ارتباط با خود اين كتيبه‌ها است. اينكه به هر حال پژوهشگر بداند اين كتيبه كجاست؟ به چه زباني نوشته شده است؟ از نظر فيزيكي داراي چه خصوصياتي است؟ خطش چيست؟ متعلق به چه كسي و چه دوره‌اي است؟ و مسايل ديگر. اينها خصوصياتي است كه در كتيبه تغيير نخواهد كرد و در واقع دچار برداشت‌هاي متفاوت هم نخواهد شد و براي هر تحقيقي كه بخواهيم شروع كنيم لازم است. اين گروه، قبل از آمدن من به اين پژوهشكده وجود داشت و تا آنجايي كه لازم بود و امكان داشت كار كرده بود. مجموعه‌اي از اطلاعات در مورد اين كتيبه‌ها جمع شده و روي كاغذ نوشته شده بود. در واقع براي هر كتيبه‌اي يك پرونده درست شده بود و اطلاعات داخل اين پرونده‌ها به روز درمي‌آمد، اضافه مي‌شد يا تغيير مي‌كرد ولي به هر حال در اينجا حفظ شده بود و آن زمان وقتي من پرسيدم اين مجموعه چيست، گفتند آرشيو كتيبه‌هاست و ما هم به همين نام به آن اشاره مي‌كرديم. بعد از سال ۷۹ وقتي كار روي اين كتيبه‌ها خيلي جدي‌تر صورت گرفت، طبيعتا حجم اطلاعات افزايش پيدا كرد خصوصا اينكه در ارتباط با كتيبه‌ها يك كار ديگري همزمان در اين پژوهشكده صورت گرفت كه تا آن موقع اتفاق نيفتاده بود و آن تهيه مولاژ از اين كتيبه‌ها بود. من زماني كه به اينجا آمدم البته كار مولاژ روي كتيبه‌ها شروع شده بود ولي به دلايلي كه حالا جاي بحثش اينجا نيست، اين كار متوقف ماند و تا آن زمان سه كتيبه بيشتر مولاژ نشده بود كه الان هم هست. ما دوباره از سال ۷۹ كار مولاژ را شروع كرديم و كار روز به روز گستردگي بيشتري پيدا كرد. الان چيزي حدود پنجاه و چند مولاژ در كاخ نياوران وجود دارد كه منتظريم كه در آنجا ساماندهي و فضاسازي شود و بزرگ‌ترين نمايشگاه مولاژ كتيبه‌ها را در آنجا برپا كنيم كه فعلا قولش را به ما داده‌اند. وجود اين مولاژها و تحقق پيدا كردن آنها نيازمند آن بود كه در كنار مولاژها مجموعه‌اي از اطلاعات بسيار دقيق در ارتباط با تك‌تك اين كتيبه‌ها شكل بگيرد. ما ديگر نمي‌توانستيم اين اطلاعات را در قالب كاغذ و در قالب پرونده در اختيار كساني قرار بدهيم كه مي‌خواستند اين مولاژها را ببينند يا مي‌خواستند رويش كار كنند و به هر حال اصلا درست نبود كه عده‌اي را هر روز بكشانيم اينجا. پس به اين نتيجه رسيديم كه بايد اين اطلاعات رايانه‌اي شود يعني اطلاعات وارد رايانه شود. در آغاز تصميم گرفتيم كه تمام اين آرشيو را رايانه‌اي كنيم ولي بعد متوجه شديم كه رايانه‌اي كردن هم مشكل چنداني را حل نمي‌كند و بهتر است كه برنامه‌ريزي بكنيم و اين مجموعه اطلاعات را تبديل به مجموعه‌اي پويا كنيم و به زعم خودمان آن را تبديل به يك اطلس تبديل كنيم.
– آيا اين اطلس ، شكل معمول اطلس ها را خواهد داست؟
تصوير متعارفي كه از يك اطلس در ذهن همه هست، در واقع يك كتاب بزرگ است كه تمام مطالب در آن به شكل عكس يا نقشه آمده و در كنار هر كدام از آنها كم و بيش توضيحاتي داده شده است. در حالي كه به اعتقاد من درست كردن اطلس‌هايي به اين صورت نه مقرون به صرفه است و نه اصلا همپاي تحولاتي كه امروز در دنيا اتفاق مي‌افتد مي‌تواند پيش برود. به طور مثال ، تصور كنيد ما بياييم ميليون‌ها تومان هزينه كنيم. مثلا صد كتيبه را به يك اطلس مكتوب تبديل كنيم. شما ببينيد چاپ اين اطلس چقدر هزينه برمي‌دارد و بعد آن را در اختيار مردم قرار دهيم. درست يك سال بعد متوجه مي‌شويم كه بسياري از اطلاعات بايد تغيير كند چون كهنه شده و بايد تغيير يابد. حالا در اينجا دو اتفاق مي‌تواند بيفتد، اتفاق اول اين است كه ما بياييم اين ميليون‌ها تومان پول يا هزينه را بگذاريم كنار دوباره براي يك چيز جديد هزينه كنيم و درست كنيم كه خوب اين هم دو سال ديگر همين اتفاق برايش مي‌افتد يا اينكه، بگوييم اصلا اين تغييرات را هم در آن نمي‌دهيم، هركسي اطلاعات جديد مي‌خواهد برود جاي ديگر به دنبالش بگردد و خودش به اينها اضافه كند كه اين در سيستم اطلاع‌رساني امروز سيستم موجهي نيست كه اطلاعات را اينگونه در اختيار كسي قرار دهيم. اما اگر بياييم اين كار را رايانه‌اي بكنيم يعني به صورت يك برنامه پويا دربيايد، كاربر ما مي‌تواند در هر لحظه در كنار آن قرار بگيرد و با آن كار كند، هر اطلاعاتي كه مي‌خواهد به دست بياورد. ما با كمترين هزينه مي‌توانيم مدام اين اطلاعات را به روز كنيم. مثل بسياري از برنامه‌هاي ديگري كه شما در كامپيوتر مي‌بينيد و اصلا هم متوجه نمي‌شويد كه اين اصلاح چه وقت اتفاق افتاده. فقط مي‌دانيد كه اصلاحات جديدي دارد صورت مي‌گيرد؛ اين هزينه كمتري دارد چون يك هزينه اوليه دارد و بعد هزينه‌اش بسيار كم مي‌شود.مضافا بر اينكه اگر كسي هم بخواهد آن را به صورت شخصي تبديل به كتاب كند باز اين امكان برايش وجود دارد، مي‌تواند از تمام اين اطلس پرينت بگيرد و صحافي كند و يك اطلس مكتوب هم در كنار منابع ديگرش داشته باشد. به هر حال خيلي كارها روي اين اطلس مي‌شود كرد. به همين دليل ما به اين نتيجه رسيديم كه يك اطلس درست كنيم و اين كار را كرديم. امكاناتي كه اين اطلس دارد و موادي را كه در اختيار كاربر مي‌گذارد بسيار متنوع و زياد است و من بعيد مي‌دانم و نديده‌ام كه در برنامه‌اي اين همه اطلاعات در مورد كتيبه‌ها در اختيار كسي قرار گرفته باشد.
ـ در مورد رئوس اطلاعاتي كه اين برنامه مي‌دهد، توضيح دهيد.
ببينيد، اين برنامه تقريبا مجموعه چشمگيري از كتيبه‌هاي ايران پيش از اسلام را در خودش جمع كرده كه مطالب آن در حال اضافه شدن است. يعني اين برنامه اصلا به نظر ما پايان‌پذير نخواهد بود. اطلاعاتش به طور دايم بايد تغيير كند يا اضافه شود. منتها در هر مقطعي شما اطلاعات كاملي را دريافت خواهيد كرد. شما در اين برنامه از مواد متفاوتي مي‌توانيد استفاده كنيد. اين برنامه تمام مشخصات فيزيكي كتيبه‌ها را در اختيار شما قرار مي‌دهد. يعني ابعاد ، خط و خصوصيات فيزيكي كتيبه را، اينكه آيا اين كتيبه آسيب‌ديدگي دارد يا نه، اينكه وابسته به يك بناست يا نيست، نقش برجسته دارد يا ندارد، از نظر جغرافيايي دقيقا در كجا قرار گرفته، نوع جنس كتيبه چيست، به چند زبان ايران باستان نوشته شده، نوع خطش چيست، يك سري اطلاعات محتوايي از موضوع كتيبه از قبيل اينكه متعلق به كدام دوره و كدام شاه ايران پيش از اسلام است، اعلام كتيبه را در اختيار شما مي‌گذارد، اينكه اعلام چه اشخاصي در آن به كار رفته، اعلام جغرافيايي كتيبه را در اختيار شما مي‌گذارد و شما هر كدام از اينها را مي‌توانيد جست‌وجو كنيد. يعني وقتي اين برنامه را باز مي‌كنيد مي‌توانيد از برنامه بخواهيد كه تمام كتيبه‌هايي را كه مثلا اسم «نرسي» در آن به كار رفته به شما بدهد. يا مي‌توانيد از برنامه بخواهيد كه تمام كتيبه‌هايي را كه مثلا در فلان نقطه قرار گرفته به شما بدهد كه برنامه اين كار را مي‌كند و آن را با مشخصات جغرافيايي دقيق به شما مي‌دهد. 
– تصاوير اين اطلس داراي جه ويژگي هايي است؟
ما دو گونه عكس از كتيبه‌ها در اين برنامه آورده‌ايم. يك گروه ، عكس‌هايي است كه همه جا ديده‌ايد و آن عكس‌هاي كلي كتيبه است يعني شما يك نماي كلي از كتيبه را مي‌بينيد كه اصلا قابليت پژوهش ندارد.. ما اين عكس را مخصوصا گرفته‌ايم و در اين برنامه آورده‌ايم كه كاربر موقعيت قرار گرفتن كتيبه را در جايگاه طبيعي خودش ببيند. اما تصوير نوع دومي كه در اين اطلس به كار رفته و خيلي مهم است ، اين است كه اين عكس‌ها همه با جزييات است. يعني آمده‌ايم از تكه‌تكه‌هاي هر كتيبه عكس‌هايي را گرفته‌ايم كه با همديگر درصدي همپوشاني پيدا مي‌كنند . در نتيجه وقتي شما اين را موزاييك كنيد كل كتيبه را در بر مي‌گيرد. اين به خاطر آن است كه شما بتوانيد كتيبه را دقيقا بخوانيد. يعني بدون اينكه خود كتيبه را ببينيد يا اين همه راه را به محل آن برويد، آن را دقيقا ببينيد .جالب است بدانيد بچه‌هاي ما در اين رشته و حتي بسياري از محققان و پژوهشگران اين رشته عمدتا از طريق استنساخ‌هايي كه از اين كتيبه‌ها صورت گرفته، با اين كتيبه‌ها آشنا شده‌اند. يعني فرض بفرماييد كتيبه حاجي‌آباد را از طريق استنساخ نيبرگ مي‌شناسند، كتيبه نرسي در پايكلي را از طريق استنساخي كه هرتسفلد كرده مي‌شناسند، يا كتيبه‌هاي ديگر را به همين صورت، شما كتيبه بيستون را از طريق استنساخي كه كه كنت كرده مي‌شناسيد. يعني اگر بخواهيد خودتان يك تحقيق و پژوهش خيلي گسترده و دقيق بكنيد، در بعضي جاها نياز است كه خودتان كتيبه را ببينيد و بدانيد كه آيا واقعا آن جايي كه اشترولينگ مي‌گويد افتادگي دارد يا ايشان نديده است؛ يا مثلا جايي را كه ايشان يا نيبرگ يا مثلا هومباخ بازسازي كرده اند ، آيا واقعا مي‌توانسته اين گونه بازسازي بشود؟ اين مسئله خيلي مهمي است پس ما بايد خود كتيبه را ببينيم. اين عكس به شما امكان مي‌دهد كه اين كار را با كتيبه بكنيد.مضافا بر اينكه مولاژ خود كتيبه را هم مي‌توانيد ببينيد. اين تصور جزء به جزء كتيبه خيلي كار مهمي بود. مثلا ما كتيبه داريم كه از آن دويست و خرده‌اي تصوير جزء به جزء تشكيل شده است كه روي هم يك كتيبه را كامل مي‌كند. مثالي مي زنم. خيلي ها معتقدند كه كتيبه كرتير در سرمشهد قابل خواندن نيست كه البته شايد همه اين را نشنيده باشند، ولي كمتر كسي مي‌داند كه چرا قابل خواندن نيست. آيا واقعا ديده‌اند كه بدانند چرا قابل خواندن نيست؟ خوب در اين برنامه مي‌توانند ببينند چقدر آن قابل خواندن است و چقدر قابل خواندن نيست. به هر حال اينها امكاناتي است كه اين اطلس در اختيار كاربر قرار مي‌دهد.
– آقاي دكتر، اطلسي يا اين قابليت هاي متنوع ، تا چه اندازه مورد استقبال كاربران واقع شده است؟
من متاسفم كه با وجود اين كه خيلي از پژوهشگران و متخصصان ما مستقيم يا غيرمستقيم در جريان اين اطلس قرار گرفتند، اما اقبال نشان نمي‌دهند كه بيايند و ببينند و استفاده كنند. البته دانشجويان اين كار را مي‌كند، ما دانشجويان يا پژوهشگران زيادي داريم كه خودشان به اينجا مي‌آيند. اينها استفاده‌كننده‌هاي اطلس هستند. به هر حال اطلس كاري را كه بايد بكند، كرده و دارد مي‌كند اما چقدر خوب است كه وقتي چنين اتفاقي مي‌افتد، متخصصان بيايند ببينند و نظر بدهند و كار متحول شود. .. اين كار ملي است، ما اين كار را براي خودمان نكرديم ، بلكه براي همه انجام داديم. خوب است اين امكانات را ببينيم.
– آقاي دكتر اين اطلس چطور در اختيار علاقه‌مندان قرار مي‌گيرد؟
اين اطلس هنوز به صورت يك برنامه است. الان فقط در اينجا قرار مي‌گيرد. يعني هركس بيايد اينجا مي‌تواند استفاده كند. اينكه چه گونه بايد از اين اطلس استفاده شود، تصميم‌گيري‌اش با شخص من نيست. در درجه اول بارييس سازمان، رييس پژوهشگاه و بعد يكي دو تن از مديريت‌هايي است كه با اين قضيه ارتباط دارند. البته ما جلساتي را گذاشته‌ايم و راجع به اين مسئله صحبت كرده‌ايم. در مورد اين بايد تصميم گرفته شود كه به چه صورتي بايد در اختيار قرار بگيرد ؛چون صورت‌هاي متفاوتي مي‌تواند داشته باشد كه بايد متناسب با سياست‌هاي سازمان باشد. البته من هم عضوي از افراد نظردهنده هستم اما در مجموع اين تصميم را بايد سازمان و پژوهشگاه بگيرد كه اين كار در حال انجام است، البته زمان زيادي نخواهد گذشت.
  • بازدید : 41 views
  • بدون نظر
این فایل در ۳۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

 همانگونه كه مي دانيم آثار باستاني و ميراث فرهنگي يك كشور بيان كننده و فرهنگ هويت يك ملت مي باشد و فرهنگ نيز به عنوان پديده اي پويا، از اساسي ترين جنبه هاي حيات اجتماعي هر جامعه مي باشد. در حقيقت همانگونه كه افراد شخصيت و هويت خاص خود را دارند چنانچه جامعه را موجودي حقيقي بنگاريم و نه اعتباري، فرهنگ، شخصيت و هويت جامعه را معرفي و مشخص مي نمايد پس بررسي شيوه هاي زندگي و چگونگي چهره بي تاريخي مردمي كه هزارها سال است در عرصه معيني از زمين به سر مي برند و يكي از با نام و نشان ترين و پايدارترين فرهنگهاي جهاني را به خود اختصاصش داده اند كار ساده اي نيست.
بدين قرار هر قدر كه بداهتاً نام ايران مشخص از نام و خصوصيات ممتاز عناصر انساني مغالي باشد كه در زمانهائي بين سه تا چهار برار سال بيش بدين مملكت پاي نهاده اند مسلم است كه ساكنان كنوني كشور بدون استثناء از ميراثهاي مشترك همه مردمي برخوردارند كه از كهن ترين روزگاران تا حال در آن به سر برده اند و آثار ماندني بيشماري در عرصه هاي مختلف حيات فرهنگي، اقتصادي، سياسي، اجتماعي، نظامي، و…. بر جاي نماده اند. 
فرضيه هاي تحقيق:
۱- آيا رابطه معناداري بين ضعف توريست و اشتغال وجود دارد؟
۲- آيا رابطه معناداري بين آثار باستاني و جذب توريست وجود دارد؟
۳- آيا ربطه معناداري بين فرهنگ يك ملت و جذب توريست وجود دارد؟
۴- آيا رابطه معناداري بين تاريخ و فرهنگ يك جامعه وجود دارد؟
ضرورت تحقيق:
از چند جهت ارائه اين تحقيق لازم است:
۱- از جمله ضروريات امر را اينگونه مي توانيم بيان كنيم كه فرهنگ هر كشور ريشه در آثار باستاني و ارزشهاي فرهنگي آن دارد.
۲- بتوانيم با ارائه اين تحقيق مشكلات موجود بر سر راه جذب توريست را بررسي نمائيم.
۳- در صورت شناخت مشكلات راه حلي براي آنان پيدا كنيم.
۴- چون كشور ما سابقه اي چند بزار ساله دارد و براي آثار باستاني متعددي مي باشد پس به مراتب جذب توريست بايد افزايش يافته باشد نه كاهش.
هدف تحقيق:
كارها را انگيزه ها پيش مي برند و انگيزه نگارنده از اين تحقيق نيز يك نگراني و راهكارهاي مناسب جهت استفاده بهينه از ميراث فرهنگي مي باشد. نگرانيها  غالباً پيامتد تجربه هاي تلخ است. با دريغ بايد گفت كه در نيم قرن اخير بسياري از جلوه هاي هستي فرهنگي از يكسو آماج بدسگاليهاي بيگانگان و از ديگر سو، دستخوش برخي ندانم كاريهاي خود باختگان و بي خردان بوده است. در اين رهگذر بسياري از آثار و پديده هاي زندگي پيشينيان ما كه مي توانست مايه سرفرازي امروزيان باشد از ميان رفت. اين آثاركه امروزه مي توانست در جذب توريست نقشي مهم داشته باشد متأسفانه از ميان رفته است و همانطور كه مي دانيم يكي از راههاي نگهداشت هويت فرهنگي مردمان و سرزمينها، شناساندن ارزشهاي آن است و كشور ما با سابقه چند بزار ساله و آثار فرهنگي متعدد مي تواند سياهان و جهانگردان را به سمت خود جلب و جذب نمايد تا علاوه بر منافع اقتصادي، هويت فرهنگ و ارزشهاي فرهنگي را نمايان كند.
مشكلات و محدوديت ها:
كار تحقيق ناشناخته هاست بديهي است كه در اين وادي مسائل و مشكلات عديده اي نهفته است كار محقق نيز در واقع غلبه بر مشكلات و تنگناهاي موجود است تا اينكه سرانجام ناشناخته و يا سوال مطروحه به پاسخي كارآمد و مفيد منجر شود. در اين تحقيق، با توجه به ماهيت و اهداف والاي آن، مشكلات نسبتاً زيادي وجود داشت كه برخي از آنها به شرح زير مي باشد:
كمبود شديد منابع اطلاعاتي مكتوب و نتايج تحقيقات مرتبط قبلي 
تنگناهاي زماني و مالي كه امكان توسعه جامعه مورد و بررسي و ورود به عمق بيشتر خصايص مورد اندازه گيري را مانع مي گرديد.
كمبود وقت نيز عادل ديگري در اين رابطه بود.
واژه ها و اصطلاحات اين تحقيق:
ميراث فرهنگي: آثار بجامانده از پيشينيان كه نشانه فرهنگ، اصالت و هويت چند بزار ساله ماست. 
توريست: سياحان و جهانگرداني كه از ديگر كشورها جهت آشنائي با ميراث فرهنگي و آثار باستاني كشور ديگر به آن كشور مي روند.
فرهنگ: ادب و تربيت، دانش، علم و معرفت و مجموعه آداب و رسوم
فصل دوم
ادبيات تحقيق
تاريخچه موضوع:
بررسي شيوه هاي زندگي و چگونگي چهره هاي تاريخي مردمي كه هزارها سال است در عرصه معيني از زمين به سر مي برند و يكي از با نام و نشان ترين و پايدارترين فرهنگ هاي جهاني را به خود اختصاص داده اند كار ساده اي نيست. به ويژه كه اگر چنين مردمي در درازاي عمر پرزحمت شود مخاطره هاي بسياري را از سر گذرانيده باشند و محيط موصوف و مسكن مألوف آنان نيز در عمر هيچ شكي از دستبرد هجوم هاي مكرر خارجيان و اغتشاش هاي كوچك و بزرگ داخلي بركنار نمانده باشد.
بدين قرار هر قدر كه بداهتاً نام ايران مشتق از نام و خصوصيات ممتاز عناصر انساني فعالي باشد كه در زمانهائي بين سه تا چهار بزار سال پيش بدين مملكت پاي نهاده اند مسلم است كه ساكنان كنوني كشور بدون استثناء از ميراثهاي مشترك همه مردمي برخوردارند كه از كهن ترين روزگاران تا حال در آن به سر برده اند و آثار ماندني بيشماري در عرصه هاي مختلف حيات فرهنگي، اقتصادي، سياسي، نظامي، اجتماعي و… بر جاي نهاده اند. 
ايران چگونه پديد آمد؟
مقصود از ايران، حتي در مفهوم فلات و نجد، گسترده و ميدان جغرافيائي خاصي نيست كه فرهنگ ايراني در آن رواج دارد، چه اين خود ميداني همواره گسترده بوده است بلكه كليت يكپارچه اي است كه در هر دو سايه نهاد سياسي مسلط متبعث از آن كه همان نهاد دولت باشد قرار گرفته است. بدين سان و بنا به تعريف فلسفي و جامعه شناختي ملت ايران به عنوان كلي يكپارچه همواره با بعد مكمل خود يعني دولت ايراني كه مشتركاً در شرايط تاريخي خاصي پديد آمده اند بر روي هم ايران را پديد آورده اند و همراه با جغرافياي تاريخي مربوط كشور ايران را ايجاد كرده اند.
بزاره ها پيش از آنكه ملتي و دولتي و كشوري به نام ايران وجود داشته باشد، تيره ها و قبيله هاي بسياري كه داراي زبان و فرهنگ ايران بودند را در بر مي گرفت.
نام ايران:
با آنكه علي الظاهر لفظ ايران از نام آخرين اقوامي كه براي سكونت دائم به اين كشور آمده اند استقاق يافته، تفحصي مختصري در تحول لغوي آن بي فايده نمي نمايد. قديمي ترين نشانه اي كه از نام سرزمين آريائي ها باقي مانده در اوستاست كه اسامي شانزده كشور مسكن اقوام مزبور را بيان مي كند كه به تعدادي از آنها اشاره اي داريم:
۱- آيران وراج ت ملكت اريانها ۲- باخذي= باختر ۳- وهژگان = گرگان ۴- رگ= ري۵- سخر يا چخر = شاهرود
صرف نظر از اطلاق نام « ايران و بيج» يا « ايران ويژه» بر منطقه اي از سرزمينهاي مسكوني اين اقوام، آنچه از تفضيل زندگي آنها بر مي آيد اين است كه ايرانيان نواحي شرق فلات كه سرزمين مشترك خويش را ترك گفته بودند بعدها با شوق و حسرت از آن ياد مي كردند و محل تجمع اوليه اقوام آريائي را در صفحات مختلفي چون آسياي مركزي، تركمنستان، شمال قفقازيه، شبه جزيره كريحه، اروپاي شمالي و برخي ديگر از نواحي نيمكرده شمالي دانسته اند.
اشارت ديگري كه در بايست است، اين است كه سرزمين ايران در خلال هزاره هاي متمادي نام و هويت تاريخي خود را حفظ كرده علي رغم همه پيشامدهاي سوء و حوادث ناموافق، كماكان به صورتي واحد، زنده و مستقل و بر سر پا باقي مانده است. 
فرهنگ:
فرهنگ يك قوم يا ملت، به مثابه شخصيت يك فرد، بيانگر هويت جامعه و تعيين كننده نحوه احساس، انديشه و رفتار اعضاي جامعه است. در واقع فرهنگ تجلي ارزشي و بيانگر كيفيت زندگي اجتماعي مردم يك جامعه محسوب شده و از اين رو عنايت به آن از اهميت بسزائي برخوردار است. در اين زمينه، امام خميني در مورد جايگاه و نقش فرهنگ مي فرمايند:
« بي شك بالاترين عنصري كه در موجوديت هر جامعه دخالت اساسي دارد، فرهنگ آن جامعه است. اساساً فرهنگ هر جامعه، هويت و موجوديت آن جامعه را تشكيل مي دهد و با انحراف فرهنگ، هر چند جامعه در بعدهاي اقتصادي، سياسي، صنعتي و نظامي قدرتمند و قوي باشد ولي پوچ، پوك و ميان تهي است. اگر فرهنگ جامعه اي وابسته و متأثر از فرهنگ مخالف باشد، ناچار ديگر ابعاد آن جامعه، به جانب مخالف گرايش پيدا مي كند و بالاخره در آن مستهلك مي شود و موجوديت خود را در تمام ابعاد از دست مي دهد.» در دنياي امروز مطرح شدن و پرداختن به مسائلي نظير اشاعه فرهنگي، تمام فرهنگي، تأخر فرهنگي و تجدد فرهنگي، فرهنگ ديني، پويائي فرهنگي و هدايت و مديريت امور فرهنگي و نظاير آن به ايجاد يا توسعه سازمان ها و مراكز مختلفي منجر شده كه بر اساس اهداف و وظايف خويش، به بحث و بررسي، هدايت  برنامه ريزي و سياستگذاري درباره اين مهم مي پردازند. 
  • بازدید : 67 views
  • بدون نظر

کتاب الکترونیکی ميراث فرهنگی و بررسی جنبه های مختلف آن

دوستان عزیز از آنجا كه هر سياستي با تكيه بر تعاريف شكل مي گيرد برداشتن گامي در جهت قبول تعريفي براي ميراث فرهنگي ضروري بنظر مي‌رسد. 

از آنجا كه هر سياستي با تكيه بر تعاريف شكل مي گيرد برداشتن گامي در جهت قبول تعريفي براي ميراث فرهنگي ضروري بنظر مي‌رسد.

بهر حال انتخاب كلمات يك تعريف، بسيار كار حساس وقابل تأملي است زيرا هر كلمه يا عبارت مي‌تواند عاملي تعيين كننده درشناسايي، ارزيابي وحفاظت از بقاياي تاريخي باشد. همچنين عوامل مهمي در هر تعريف وجود دارد كه كلمات كليدي انتخابي براي آن بايد توانايي  پاسخگويي به جنبه‌هاي مختلف آن را داشته حتي المقدور متضمن آگاهي‌هاي لازم در آن باشند.

از سوي ديگر با توجه به نقش اساسي وفزاينده‌اي كه شناخت مباني هر پديده يا رويدادي دردرك ماهيت و سيرتكاملي آن دارد، در مبحث دوم به بررسي اين موضوع مي‌پردازيم.

  • بازدید : 45 views
  • بدون نظر
این فایل در ۴صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

به راستی جهد در  جمع آوری معماران ایرانی که در معماری ایران موثر بوده اند ناقص خواهد ماند اگر چیزی راجع به هوشنگ سیحون ننویسیم .هوشنگ سیحون به حق نیمی از معماری و نقاشی دوره پهلوی است چون او در زمینه معماری و نقاشی در دوره پهلوی هم ساخته و هم پرداخته و هم تر بیت کرده به راستی آسمان تاریخ فرهنگ و هنر ایران دگر همچون سیحون را بر تارک خود نخواهد دید .سیحونی که تک  مضرابهای خوش معماری مدرن ایران را زده است . معماری مدرنی که با شکوه وبا رویایی وصف ناپزیر شروع شد ولی در ادامه راه از شکوه. جلال .حشمت. معرفت و شعور دور شد و به ….رفت.
هوشنگ سیحون معمار ی صاحب سبک با خطوطی دراماتیک و استوره ای در معماری مدرن ایران است هر گز نمی توان خطوط دراماتیک او را در طراح آرامگاهای: ابو علی سینا و با با طاهر در همدان و حکیم عمر خیام و کمال الملک را در نیشابور را از یاد برد .و  نمی توان از آن خطوط استوره ای در آرامگاه نادر شاه افشار و فردوسی پاکزاد  در مشهد یاد نکرد.
او را می توان در زمره معماران پیشروی معماری مدرن ایران دانست که توانستند که به بیانی نوین از تلفیق معماری سنتی و مدرن ایران دست یابند  و آثاری به یاد ماندنی برجای بگذارند.
سیحون در سال ۱۲۹۹شمسی در خانوادهای هنر مند در تهران متولد شد . و در سال ۱۳۱۹ در رشته معماری دانشکده هنرهای زیبای تهران که در ان سال بوسیله عده ای از معماران و باستان شناسان فرانسوی و عدهای از شاگردان کمال الملک.تازه تاسیس شده بودثبت نام کرد و مشغول به تحصیل معماری شد.(شایان ذکر است دانشگاه نخبگان ایران .دانشگاه تهران توسط یک معمار فرانسوی طراحی شده و در به وجود آمدن خوشنام ترین وبا سابقه ترین کانون علمی ایران .ایرانی نقش چندانی نداشته.) و در سال ۱۳۲۳سیحون جوان با نمره عالی از دانشکده معماری دانشکده هنرهای زیبا فارغ التحصیل شد.
 فارغ¬التحصيلي سيحون مصادف بود با پايان جنگ جهاني دوم که به گفته خودش، اين مقطع تاريخي از چندين جهت يکي از مقاطع سرنوشت¬ساز زندگي او به شمار مي¬رود: اول از اين جهت که چون ايران به عنوان پل ارتباطي براي حمل تسليحات متفقين از خليج فارس به روسيه، نقش مهمي در پيروزي متفقين داشت، متفقين پس از پايان جنگ ايران را به عنوان پل پيروزي معرفي و نشان افتخارآميزي به دولت و راه¬آهن ايران اعطا کردند. راه¬آهن ايران نيز به مناسبت اين افتخار بزرگ تصميم گرفت در ايستگاه تهران ساختماني بسازد که طراحي آن را به مسابقه گذاشت و طرح سيحون جوان برنده و در نهايت با تغييراتي، بر خلاف نظر او، ساخته شد. دوم اينکه انجمن آثار ملي که سال¬هاي جنگ را بصورت مخفي گذرانده بود، با پايان جنگ فعاليت مجدد خود را شروع کرد و به مناسبت جشن هزاره بوعلی سینا تصميم به ساخت آرامگاهي براي او در همدان گرفت که طراحي اين آرامگاه به مسابقه گذاشته شد و سیحون در عنفوان جوانی موفق شد تا در این مسابقه هم برنده شود.و بعد از این 
مسابقه بود که هوشنگ سیحون . شاگرد اول دانشکده هنرهای زیبا .با معرفی ریس وقت دانشکده  –آندره گدار- او  بعنوان بورسیه به کشور فرانسه رفت.سیحون جوان مدت ۴سال در فرانسه درس خواند و  همزمان با شروع ساخت مقبره بوعلی سینا به وطن بازگشت و در سمت دانشيار دانشكده هنرهاي زيباي تهران و ۵ سال بعد به عنوان استاد معماري مشغول تدريس شد. همزمان با تدريس در دانشكده، دفتر كار خود را در سال ۱۳۲۸ تاسيس كرد و در سال ۱۳۱۴ به عنوان سومين رييس دانشكده هنرهاي زيباي تهران انتخاب شد. از همين سال فعاليت‌هاي زيادي در دانشكده هنرهاي زيبا و از جمله تاسيس سه رشته شهرسازي، تئاتر و موسيقي انجام داد.
و هوشنگ سیحون در سال ۱۹۸۰ایران را به قصد غزیمت در ونکور کانادا ترک کرد. و تا به امروز ما نتوانستیم از وجود و حضور بزرگ مردی همچون او بهره مند شویم . او در سمینارهای زیادی در اقصی نقاط ایران و جهان شرکت کرده و آثار نقاشی او نیز چه به صورت گروهی و چه بصورت انفرادی به نمایش گذاشته شده.و از سوی کمیته برگزار کننده جشن بزرگ جمعاوری اعانه برای دانشنامه ایرانیکا جایزه ویژه معماری و یک عمر فعالیت فرهنگی و هنری را از آن خود کرده است.
طرح‌هاي او در كتابي به نام نگاهي به ايران در پاريس در سال ۱۹۷۳
  مجموعه دستاورد زندگي حرفه‌اي او (معماري – نقاشي) در كتابي به نام هوشنگ سيحون در كانادا در سال ۱۹۹۹ به چاپ رسيده است.
 
و حال نگاهی به کارنامه هوشنگ سیحون بیندازیم (البته ممکن است بعضی از آئار او را حقیر نتوانسته جمع آوری کند که از یان بابت پوزش می طلبم.خدایش مارا ببخشد.)
سال‌هاي ۱۳۲۸ – ۱۳۳۳
منزل و مطب دكتر فرهاد، منزل آقاي بابك، ساختمان پست فشار قوي، ساختمان اداري مركز برق ، منزل سرلشكر فيروز، دفتر هوشنگ سيحون و خوابگاه‌ها و گاراژهاي آتش‌نشاني در تهران و ساخمان آرامگاه بوعلي در همدان.
سال‌هاي ۱۳۳۲ – ۱۳۳۵
منزل آقاي شيبان (دروس)، منزل آقاي محمدي (تپه اماميه)، منزل آقاي مقدم (تپه اماميه)، سازمان نقشه‌برداري كل كشور (جاده قديم كرج)، آرامگاه نادر (مشهد)، كارخانه يخ‌سازي و ريسندگي كورس (جاده شهر ري)، كارخانه كانادادراي (خيابان آزادي)، پرورشگاه كودكان (خيابان وليعصر)، سينما آسيا (خيابان جمهوري)
سال‌هاي ۱۳۳۵ – ۱۳۴۰
سينما سانترال (تهران)، كارخانه كانادادراي (آبادان)، لابراتوار عبيدي و شركا (جاده قديم شميران)، منزل آقاي بشارت (الهيه)، منزل آقاي فرازيان (زرگنده)،‌منزل دكتر كاظمي (شميران)، منزل خانم ابتهاج (زعفرانيه)، مجموعه ويلاهاي آقاسي‌پور (پاسداران)، منزل آقاي هدايت (دروس)، مجموعه ويلاهاي ايپك چي (حصارك)، كتابخانه مجلس شوراي ملي با همكاري محسن فروغي، كيقباد ظفر بختيار و علي صادق، آرامگاه خيام (نيشابور)، آرامگاه كمال‌الملك (نيشابور)
سال‌هاي ۱۳۴۰ – ۱۳۴۵
تجديد بناي آرامگاه فردوسي (طوس)، بناهاي اطراف آرامگاه فردوسي (طوس)
سال‌هاي ۱۳۴۵ – ۱۳۵۰
منزل دولت‌آبادي (نياوران)، ساختمان مركزي بانك سپه (تهران)، منزل سيحون (دروس)، مجتمع آموزشي فرح (جاده آرامگاه)، ضلع جديد بيمارستان ميثاقيه (تهران)
از سال ۱۳۵۰ به بعد
بازارچه ميرچخماق (يزد)، منزل سيحون (در كلكان در راه شمشك)
 
توضیحی راجع به انجمن آثار ملی:
پس از كودتاي سوم اسفند ماه ۱۲۹۹، در سال ۱۳۰۱ گروهي از رجال سياسي – فرهنگي و علاقه‌مند به هنر ايران براي حفظ و نگهداري و تعمير ساخمان‌هاي تاريخي و به پاس حرمت يادگارها و مفاخر فرهگي و هنري ايران گردهم آمده و جمعيتي به نام «انجمن آثار ملي» تشكيل دادند. از اقدامات اوليه انجمن آثار ملي، طرح ساخت مقبره حكيم ابوالقاسم فردوسي بود. كريم طاهرزاده بهزاد طرح آرامگاه فردوسي را پيشنهاد كرد و اين طرح در سال ۱۳۱۳ افتتاح شد. به علت ناآشنايي سازندگان به فنون آزمايش خاك، محاسبه نكردن دقيق و بي‌اطلاعي در وضعيت آب‌هاي زيرزميني ناحيه طوس، ساختمان از همان نخستين سال‌ها شروع به نشست كرد و پس از ۳۰ سال هوشنگ سيحون با حفظ طرح اوليه و الحاقات جديد بناي جديدي ساخت.
گفتني است پس از برگزاري جشن هزاره فردوسي و آغاز جنگ جهاني دوم به علت عدم تامين اعتبار مالي تا سال ۱۳۲۳ انجمن آثار ملي عملا فعاليتي نداشت و در آذر ۱۳۲۳ فعاليت خود را از نو آغاز كرد. دو اقدام اوليه انجمن آثار ملي در دوره دوم فعاليت خود توجه به ساخت آرامگاه بوعلي سينا و آرامگاه سعدي (طرح مشترك محسن فروغي و علي صادق به سال ۱۳۲۸) بود.
نکته:اما متسفانه اگر به تازگی سری به آرامگاه ناجی زبان پارسی  سری زده باشید خواهید دید که چقدر میراث فرهنگی کم لطفی و کم توجهی به آرامگاه مردی کرده است که به گفته خودش:
  بسی رنج بردم در این سال سی            عجم زنده کردم بدین پارسی
از کجایش برایتان بگویم :
از جاده ای که بیش از ۴۰ سال است که تر میم نشده و مانند جگر زلیخا تکه و پاره است و مایع شرمسا ری .تا آن موزه جدیدی که میراث به تازگی در همین ۲ سال اخیر اقدام به بازگشایی ان کرده که متاسفانه موزه ای در تناقض شدید با اطراف و باغ ایرانی  .اگر داخل آن شوید بیشتر به یاد زندانهای دوره صفوی می افتید تا جایی که میراث فرهنگی ماندگار ترین مردمان  دنیا را نگهداری میکند.ویا از طرح بکر و زیبا یشان مبنی بر کوچک کردن حوض ورودی باغ ایرانی با وجه تسمیه رنج سی ساله فردوسی و تکه کردن آن حوض به ۳۰بخش  کوچک. به راستی چرا قواعد باغ بکر و زیبای ایرانی را داریم با دست خودمان خراب می کنیم .قواعدی که در همه باغهای ایرانی من جمله باغ شاهزاده کرمان اثری زیبا و شگرف رعایت شده و اندازه حوض جلوی ساختمان اصلی ثابت بوده است.
  • بازدید : 47 views
  • بدون نظر
این فایل در ۶صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:
این بنا جزئی از مجموعه کاخ- باغهای شمیران است که محل گذراندن ییلاق
 اشراف قاجار بوده و به دستور محمد شاه ساخته شده است . اشاره و توصیف 
شکوه و زیبایی معماری باغ فردوس در خاطرات و نوشته های رجال و شخصیت 
های سیاسی و فرهنگی آن دوران و نیز در سفرنامه های فرنگی به شیوه های 
مختلف به چشم می خورد . مالکیت این مکان تاریخی چندین بار تغییر کرد تا 
سرانجام به املاک دولتی پیوست. در سال ۱۳۱۶ هجری شمسی به دستور وزیر 
معاونت وقت مرمت شد و به عنوان دبستان و دبیرستان مورد استفاده قرار گرفت .
پس از انقلاب اسلامی این عمارت در اختیار مرکز آموزش اسلامی فیلم سازی 
قرار گرفت و سرانجام در سال ۱۳۸۱ به عنوان موزه سینمای ایران میزبان بازدید
 کنندگان شد.به دستور محمدشاه قاجار ،درسال ۱۲۶۴ ق‌، قصری برای او در
 نزدیکی تجریش ساخته شد؛ اما هم زمان با بیماری و مرگ او قصر نیمه تمام 
ماند و و ی در همان قصر نیمه تمام به نام محمدیه (در محل محمودیه فعلی‌) از 
دنیا رفت‌. 
هم زمان با ساخت قصر محمدیه‌، درباریان نزدیک به او نیز در همان حوالی اقدام به احداث باغ یا عمارت ییلاقی کردند. از جمله‌ حسین‌علی‌خان معیرالممالک باغی احداث کرد که به باغ فردوس مشهور شد. عمارت باغ فردوس در دو طبقه به سبک قاجاریه و معروف به گوش فیل بنا گذاشته شد. زمین‌های قسمت جنوبی و سراشیبی باغ نیز با سنگ چین‌هایی به صورت هفت قطعه مسطح و مطبق در آمد و روی هریک از قطعات‌، استخری با فواره‌های متعدد احداث شد. استخرها به گونه‌ای ساخته شده بودند که از فواصل دورتر، بزرگ‌تر به نظر می آمدند.
سپس‌، دوست‌علی‌خان‌، پسر حسین‌علی‌خان‌، به همت معماران اصفهانی و یزدی‌، ساختمانی در قسمت جنوبی باغ برپا کرد و نام آن را رشک بهشت گذاشت‌. پلکان و بخش‌های دیگری از ساختمان از مرمر اعلای یزد و دیوارهای داخل اتاق با کاغذهای طلایی برجسته پوشانده شده بود. اما دوست‌علی‌خان اعتنای چندانی به باغ و ساختمان آن نکرد و با گذشت زمان ساختمان رو به خرابی گذاشت تا حدی که سنگ‌های مرمر آن کنده و به عمارت امیریه (مدرسه‌نظام‌) برده شد. بعد از آن مالکیت باغ چند بار دست به دست شد تاسرانجام ،در سال ۱۳۱۸ ق‌، در زمان سلطنت مظفرالدین شاه قاجار، محمدولی‌خان سپهسالار تنکابنی آن را از ورثه امین‌الملک خرید. سپهسالار، علاوه بر ایجاد فواره و استخرهای مطبق‌، قنات باغ فردوس را نیز احیا کرد و سر دری با شکوه در مظهر قنات (میدان گاه فعلی باغ فردوس‌) ساخت‌. ولی به دلیل بدهی به تجارت‌خانه طومانیانس‌، باغ را به او داد و طومانیانس نیز باغ را در ازای بدهی‌ به دولت رضاخان واگذار کرد. سرانجام‌، درسال ۱۳۱۶ ش‌، وزارت معارف (آموزش و پرورش‌) آن‌جا را خرید و ساختمان را مرمت و دبیرستان    شاپور تجریش را در آن تأسیس کرد 
درسال ۱۳۵۰ ساختمان موجود در باغ به مرکز فرهنگی و هنری و نمایشگاهی تبدیل شد و پس از انقلاب نیز در اختیار وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی قرار گرفت‌. 
 در این باغ برای اولین بار بوته گوجه فرنگی کاشته شد و در غذا مورد استفاده قرار گرفت. این باغ زیبا و ساختمان آن از بناهای بی نظیر دوره ناصری بوده و سالها به عنوان عمارت ییلاقی خاندان معیرالممالک مورد استفاده قرار می گرفته است.
موقعیت طبیعی

ساختمان و باغ فردوس در محدوده اراضی محمدیه قدیم یعنی حدود اراضی  محدود
از شمال به اسد آباد ، ولنجک و از غرب به رو دخانه ولنجک و از شرق به باغ 
کاضمی (کوچه کاضمی ) و از جنوب به جاده تجریش اوین بوده است.
 موقعیت فعلی
 باغ و ساختمان کاخ فردوس در خیابان ولیعصر،کوچه بخشایش،۶ متری دلبر قرار
گرفته است. ارتباط محدوده باغ و ساختمان توسط فضای سبزی که پیش تر
 قسمتی از همین باغ بوده با خیابان ولیصر به فاصله حدود ۱۰۰ متر بر قرار
 است. این قطعه در ضلع شرقی خیابان ولیعصر مابین کوچه بخشایش و کوچه 
طوسی قرار دارد . 
مشخصات بنا
 
در مقطع ساختمان نحوه جالبی از ترکیب فضا ها را می توان دید. به طوریکه 
قسمت میانی ساختمان ۲ طبقه و هردو جبهه شرقی و غربی عمارت ۳ طبقه می 
باشند .نیم طبقه نیز در طبقه سوم در ضلع غربی ساخته شده است. لازم به گفتن
است که طبقه سوم به صورت ایوان در ضلع شرقی و غربی ساختمان بوده که در
زمان بازدید رضا شاه از عمارت دستور ساخت طبقه سوم به صورت حال داده
 شد.
یک ایوان بزرگ با ۴ ستون در نمای شمالی و مرتبط با باغ قرار دارد و ایوان 
کوچکتری در طبقه سوم با ۴ ستون کار شده ، در نمای جنوبی قرار دارد.
قسمت میانی عمارت دارای دو تالار بزرگ به عرض ۱۰ متر و طول ۱۹ متر در
 دو طبقه روی هم می باشدکه تالار طبقه اول به ارتفاع ۲۰/۸ متری زیر طبقه
سوم ادامه دارد و تالار بالایی به ارتفاع ۷ متر روی تالار زیرین قرار گرفته 
است . سقف تالار اول تماما از مقرنس های گچی و به شکل خاص پوشیده شده 
است و در قدیم با تختته نمدی که مخصوص همین تالار بوده در یزد ساخته شده .

عوامل تزئین شده
در مرحله اول ورودیه محوطه باغ نمای عمارت با و جود گچبری بسیار پرکار و
ارسی ها در مجموعه همگون بوده است . تناسبات و از تناسبت جالبی بر خوردار
 است همچنین و جود آینه کاری در پنجره ها و گچبری ها ی بیرونی ، نمای  شمالی را بر 
تر از نما های دیگر کرده است.در کل بنا می توان گفت سبک تزئینات
 و الحاقات به بنا ، التقاطی و همان سبک متداول دوران قاجار است که تاثیر گرفته
از نمونه تزئینات اروپایی ( به خصوص در گچبری ها ) بوده در تمام فضاها دیده می شود.
از بارز ترین قسمت عمارت ، می توان تالار طبقه اول را نام برد . سقف آن به  شیوه 
استادانه ای از مقرنس های گچی به شکل قندیل پوشیده شده و ارسی زیبا وایوان آن نیز با
 عث شگفت است . همان طور که گفته شده تمامی در و پنجره ها نیز بسیار زیبا و دارای
 تناسبات چشم نوازی هستند.
 نوع بهره برداری
کاربرد اولیه عمارت همان کاخ و باغ بوده که مکان آمد و شده دربار ئ اعیان بوده
 است در پی سالیان متمادی و نقل و انتقالات فراوان چندین بار بنا و باغ مورد بی 
اعتنائی و در نتیجه تخریب قرار گرفته و مجددا مرمت شده است. همین مورد 
موجب تغیرات فراوان در بنا گشته و دخل و تصرف انجام شده است ناشی از 
همین امر می باشد. 
همانطور که در تاریخچه بنا ذکر شده عمارت نیز جنبه استراحت 
گاه ییلاقی داشته ، تا اینکه به وزارت انتقال یافت و به صورت دبیرستان شاهپور
 وشروع به کار کرد. تعدادی از ار تعغیرات انجام شده نظیر تیغه کشی های طبقه  سوم به 
همین زمان می باشد. که در اثرات نامطلوبی به جا گزشته است . بعد ازانقلاب اسلامی این 
بنا زیر نظر و تحت اختیار وزارت ارشاد اسلامی به مدیریت
آموزش فیلمسازس انقلاب اسلامی داده شده و کتابخانه و اداره مربوط در آن
 تشکیل شده است.در حال حاظر این عمارت تحت حمایت سازمان میراث فرهنگی استان
 تهران می باشد.
  • بازدید : 61 views
  • بدون نظر

این فایل در ۲۰۶صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

ادبیات فارسی چهره‌های بین المللی شناخته شده‌ای دارد که بیشتر آن‌ها شاعران سده‌های میانه هستند. از این میان می‌توان به رودکی، فردوسی، نظامی، خیام، سعدی، مولانا و حافظ اشاره کرد. گوته باور دارد: «ادبیات فارسی، یکی از چهار ارکان ادبیات بشر است» ادبیات ایران پیش از اسلام
ادبیات در ایران پیش از اسلام به سروده‌های اوستا در حدود ۱۰۰۰ قبل از میلاد باز می‌گردد. این سروده‌ها که بخشی از سنت شفاهی ایرانیان باستان بوده‌اند سینه به سینه منتقل شده و بعدها بخش‌های کتاب اوستا را در دوران ساسانی پدید آوردند. اوزان باستانی شعر در ایران ضربی و هجایی بودند و به نظر می‌رسد این شیوه در زبان فارسی باستان نیز مورد استفاده بوده‌است. در دوره اشکانیان ادبیات ایران تحت تاثیر نفوذ هلنیسم دچار دگرگونی شد. خنیاگران پارتی سرودهای محلی که تا پس از اسلام نام پهلوی نیز داشتند را قرائت می‌کردند و این نوع شعر با آلات موسیقی توام می‌شده‌است. با نفوذ فرهنگ مانوی در ممالک ایران و هنرگرایی آنان نوعی ادبیات شعرگونه مانوی به زبان‌های پارتی، پارسی میانه و سغدی در ایران پدید آمد. در آثار بدست آمده از واحه تورفان در کشور چین آثار فارسی زیادی کشف شده که به این مقوله باز می‌گردند. در دوران ساسانیان نگارش بهبود یافت و آثار فقهی و دینی و داستانی زیادی به نگارش درآمد که برخی مانند درخت آسوریک، یادگار زریران (هردو از دوره‌ی اشکانی)، کارنامه اردشیر بابکان و ماتیکان یوشت فریان دارای جنبه‌های ادبی نیز بودند. با فروپاشی شاهنشاهی ساسانی بسیاری از این متون از میان رفت و برخی نیز توسط زرتشتیان نجات یافت و عمدتاً به هندوستان منتقل گردید که امروزه به ادبیات پهلوی شهرت دارند. خط مورد استفاده در دوران پیش از اسلام برای نگارش آثار ادبی خط پهلوی، خط مانوی و خط سغدی بوده‌است و برخی آثار هم به پازند نوشته شده و به دین دبیره بوده‌اند. گاهی بهرام گور شاه ساسانی را دارای قریحه شاعرانه توصیف کرده و ابیاتی را بدو منسوب ساخته‌اند مانند:
منم آن شیر دمان
من آن ببر یله
این منم بهرام گور
منم شیر شنبله
تاریخ ادبیات کلاسیک ایران
تاریخ ادبیات فارسی
ادبیات کلاسیک فارسی در دوران اولیه اسلام در ایران که تحت حاکمیت عرب‌های اموی و حکمرانان محلی آنان بود به صورت شفاهی آغاز به کار کرد. در این دوران نشانه‌هایی از علاقه‌ی مردم به شعر کهن در برخی متون ثبت شده‌است که ترانه‌ی کودکان بلخ و بصره نمونه‌هایی از آن است. به هرحال تحت تاثیر صنعت شعری عرب، گونه‌ای جدید از ادبیات در ایران پدید آمد که بیشتر مبتنی بر شعر بود. این شعر قالبی، گاهی در قالب های بومی عرب و گاهی در قالب های ابداعی ایرانی سروده می‌شد.
در زمان بغتسما (۲۰۵ – ۲۵۹ ه. ق.) شاعری به نام حنظله بادغیسی (ف.۲۲۰) ظهور کرد. در عهد بغتسما محمد بن وصیف و فیروز مشرقی و ابوسلیک گرگانی به سرودن شعر پرداختند. پس از آن در دوره‌ی حاکمیت عباسیان و فرمان یافتن عمال ایران عباسیان برای حکم راندن بر بخش‌هایی از سرزمین‌های ایران زبان فارسی دارای گونه‌هایی از شعر شد که عمدتاً قطعه‌های دوبیتی بود. در دوره‌های بعدی این آثار با روی کار آمدن سامانیان گسترش یافت. با این‌حال نویسنده‌ی کتاب تاریخ سیستان آغاز ادبیات فارسی رسمی را به دوره صفاریان و شاعرانی مانند محمد وصیف سگزی و بسام کورد می‌رساند.
در سده‌های اولیه اسلامی
در دوره سامانی شعر و نثر فارسی هر دو راه کمال سپرد. در شعر شهید بلخی، رودکی سمرقندی، ابو شکور بلخی، ابو الموید بلخی، منجیک ترمذی، دقیقی طوسی، کسائی مروزی، عماره مروزی. در نثر رساله در احکام فقه حنفی تصنیف ابوالقاسم بن محمد سمرقندی، شاهنامه ابو منصوری، کتاب گرشاسب و عجائب البلدان هر دو تالیف ابو الموید بلخی، ترجمه‌ی تاریخ طبری توسط ابو علی بلعمی، ترجمه‌ی تفسیر طبری توسط گروهی از دانشمندان، حدود العالم (در جغرافیا)، رساله استخراج تالیف محمد بن ایوب حاسب طبری پرداخته شد.
در دوره آل بویه منطقی رازی و غضایری در شعر نامبردارند و در نثر دانشنامه رازی علایی و رگ‌شناسی به قلم ابن سینا پرداخته شد و ابوعبید جوزانی بخش ریاضی دانشنامه را به رشته‌ی تحریر درآورد و قصه‌ی حی بن یقظان به فارسی ترجمه و شرح شد.
در دوره غزنوی فردوسی، عنصری بلخی، عسجدی، فرخی سیستانی و منوچهری شعر فارسی سبک خراسانی را به کمال رسانیدند و ابو نصر مشکان نویسنده‌ی مکتوبات درباری سبکی بدیع در نثر پدید آورد.
سلجوقیان و خوارزمشاهیان
در زمان سلجوقیان و خوارزمشاهیان شاعران بزرگ چون اسدی، ناصرخسرو، قطران تبریزی، مسعود سعد سلمان، عمر خیام، امیرمعزی، انوری، خاقانی، نظامی، ازرقی، ادیب صابر، رشید وطواط، ظهیر فاریابی، جمال‌الدین اصفهانی، مجیر بیلقانی، ابوالفرج رونی، سیدحسن غزنوی، عبدالواسع جبلی، سنایی، عطار، مختاری غزنوی، عمعق بخاری و جز آنان ظهور کردند.
در نثر نمایندگانی مانند نظام‌الملک نویسنده‌ی سیاست‌نامه، امیر کی‌کاووس مولف قابوس‌نامه، محمدبن منور نویسنده‌ی اسرارالتوحید، عطار نویسنده‌ی تذکرهالاولیاء، گردیزی مولف زین‌الاخبار، ابوالفضل بیهقی نویسنده‌ی تاریخ بیهقی، راوندی نویسنده راحهالصدور، غزالی مولف کیمیای سعادت، نصرالله‌بن عبدالحمید مترجم کلیله و دمنه، نظامی عروضی مولف چهار مقاله، رشید وطواط نویسنده‌ی حدائق‌السحر، حمیدالدین بلخی نویسنده‌ی مقامات حمیدی، زین‌الدین اسماعیل مولف ذخیره خوارزمشاهی (در طب) ظهور کردند.
حمله مغول و دوران تیموری
حمزه‌نامه مجموعه داستان مصور فارسی است که موضوع آن دلاوری‌ها و قهرمانی‌های حمزه عموی محمد بن عبدالله (پیامبر اسلام) است. برای نگارش این اثر بیش از یکصد نقاش و صحاف و خطاط به دربار اکبرشاه رفتند که بیشتر ایرانی بودند. نگاره، نبردی موسوم به نبرد مازندران را به صورت نقاشی به تصویر کشیده‌است.
شعر فارسی در دوره مغول بر روی هم متمایل به سادگی و روانی بود و اگر چه بعضی شاعران به پیروی از قدما یا به سبب تمایل به آرایه‌های ادبی و تکلف‌های شاعرانه به شعر مصنوع روی آوردند؛ این امر عمومیت نداشت و حتی همان شاعران مقلّد و گاه متصنع، در مقابل اشعار دشواری که به منظور اظهار مهارت و استادی‌شان می‌سرودند، اشعار ساده‌ی بسیار داشتند که قصّه‌ی دل و ندای ذوقشان بود. بیشتر مثنوی‌ها و همه‌ی غرل‌ها و غالب قصیده‌ها به زبان ساده‌ی روان و گاه نزدیک به زبان محاوره ساخته می‌شد. یکی از سبب‌های سستی برخی از بیت‌ها و یا به کار بردن ترکیب‌های نازل در پاره‌ای از شعرهای این دوره، همین نزدیکی به زبان محاوره‌است. اما این که بیشتر شاعران، به خصوص غزل‌سرایان، در پایان این دوره به زبان ساده‌ی تخاطب متمایل شده بودند؛ به این علّت بود که رابطه‌ی گروهی از آنان با آثار استادان بزرگ پیشین نقصان یافته و نیز دسته‌ای از آن شاعران ترک‌زبانی بودند که فارسی را می‌آموختند و هنگام سخن‌گویی ناگزیر ساده‌گویی می‌کردند. همراه این سادگی، بیان یک خاصیت دیگر توجّه به نکته‌سنجی و نکته‌یابی و نکته‌گویی است؛ یعنی گنجانیدن نکته‌هایی باریک در شعرها همراه با خیال دقیق و نازک‌بینی تام که معمولاً از آن‌ها در شعر به مضمون تعبیر می‌شود. چنین نازک‌خیالی‌ها و نکته‌پردازی‌ها در شعر فارسی، به ویژه شعر غنایی ما از قدیم وجود داشت؛ امّا هر چه از قرن‌های پیشین به زمان‌های متأخّر نزدیک شویم، قوّت آن را محسوس‌تر و به همان نسبت سادگی الفاظ را برای سهولت بیان بیشتر می‌یابیم. در قرن‌های هفتم و هشتم، شاعرانی چون خواجو و سلمان و به خصوص حافظ توانسته‌اند، نکته‌های دقیق بسیار در الفاظ عالی منتخب بگنجانند و خواننده را گاه از قدرت شگفت‌انگیز خود به حیرت افکنند و همین توانایی ساحرانه‌است که باعث شد جانشینان آنان و به ویژه شیفتگان حافظ، دنباله‌ی کارش را در نکته‌آفرینی بگیرند؛ غافل از آن که «قبول خاطر و لطف سخن خدادادست» لازمه‌ی پیروی از نکته‌آفرینی‌های حافظ احراز قدرت فکری و لفظی اوست؛ ولی شاعران عهد تیموری غافل از این اصل به گونه‌ای روزافزون به تکاپوی یافتن نکته‌های باریک افتادند و در گیرودار این تکاپو گاهی از رعایت جانب الفاظ باز ماندند و با این عمل مقدمات ایجاد سبکی را در ادبیات فارسی فراهم کردند که از آغاز قرن دهم، قوت آشکار یافت و در دوره‌ی صفویان به تدریج کار را به جایی کشانید که یکی از سرآمدان شیوه‌ی خیال‌پردازی میرزا جلال اسیر در اسارت مطلق مضامین افتاد و در شکنجه‌های این اسارت مطلق، گاه زبان مادری خود را در ترکیب الفاظ از یاد برد و از بیان عبارت‌های نامفهوم ابا نکرد. سخن در این است که هر چه از آغاز این عهد، به پایان آن نزدیک‌تر شویم، مبالغه در مضمون‌یابی و مضمون‌سازی را بیشتر و به همان نسبت دقت در الفاظ و یک‌دست نگاه داشتن آن و انتخاب را در آن کمتر می‌بینیم. بی‌شک گرد مضمون‌ها و نکته‌های تازه‌ی بدیع در شعر، خاصه در غزل، گردیدن بسیار شایسته و در خور است؛ بدان شرط که اوّلاً در این راه مبالغه نکنند و ثانیاً به خاطر معنی لفظ را مهمل نگذارند ولی بیان از این نکته خالی از فایده نیست که سخن‌گویان این عهد نکته‌پردازی و مضمون‌یابی را از وظایف شاعر می‌پنداشتند و شعر ساده‌ی بی‌نکته را ماندنی نمی‌دانستند.
  • بازدید : 73 views
  • بدون نظر

این فایل شامل نمونه سوالات آزمون جامع تورلیدری می باشد.

این فایل شش صفحه ای شامل ۶۰ سوال آزمون جامع تورلیدری می باشد که به همه ی سوالات صحیح پاسخ داده شده است. 
با توجه به تکرار شدن سوال ها در آزمون های سال های مختلف جهت آشنا شدن شما عزیزان داوطلب با سوالات آزمون های جامع تورلیدری و نیز آشنایی با نحوه ی سوالات به عنوان یک محقق و تورلیدر توصیه می کنم حتما این سوالات را تهیه و مطالعه فرمایید.


عتیقه زیرخاکی گنج