• بازدید : 77 views
  • بدون نظر

دانلود رایگان تحقیق ساختمانهای بتونی-خرید اینترنتی تحقیق ساختمانهای بتونی-دانلود رایگان مقاله ساختمانهای بتونی-تحقیق ساختمانهای بتونی

این فایل در ۳۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

  • بازدید : 35 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲۵صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

زمانبندي در گريدهاي محاسباتي مهمترين نقش را در بهبود كارايي ايفا مي كند. زمانبندي ضعيف باعث افزايش زمان اجراي كار و در نتيجه كاهش گذردهي گريد مي شود. سيستم گريد صدها يا هزاران كار را به طور همزمان اجرا مي كند و در نتيجه تصميم گيري ضعيف در مورد مكان اجراي كار مي تواند به طور چشمگيري باعث كاهش كارآيي شود. اما زمانبندي موثر يا به عبارت ديگر تصميم گيري خوب در مورد مكان اجراي كار يك مساله بسيار دشوار و NP – Complete است كه با چالش هاي مختلفي روبروست. يكي از اين چالشها ارتباطات بين وظايف يا زير كارهاي موجود در يك كار است
يكي از مهمترين ويژگي هاي زمانبندي گريد كه آن را از ديگر زمانبندي ها(مانند زمانبندي كلاستر) متمايز مي كند، قابليت مقياس پذيري آن است     بسيار ساده اي(مانند زمانبندي تصادفي، چرخشي تكراري و …) استفاده مي كنند و زمان ارتباطات بين وظايف يك كار و همچنين زمان ارسال يك كار از يك نقطه گريد به نقطه ديگر را ناديده مي گيرند. علاوه برآن با توجه به اين كه غالب زمانبندها عمل زمانبندي را در يك سطح انجام مي دهند و با عناصر پردازنده و وظيفه سروكار دارند، معمولاً قابليت مقياس پذيري خوبي ندارند.
در اين تحقيق به منظور مقياس پذير بودن، مساله زمانبندي در دو سطح بررسي شده است. در سطح بالا كه همان زمان بندي در سطح گريد است، زمانبند با عناصر كلاستر يا سايت و كار سروكار دارد. در حقيقت گريد مجموعه اي از سايت ها در نظر گرفته شده كه هر يك نماينده يك سازمان يا فرد است . از يك تا چند صد ماشين دارد. تاكيد اصلي تحقيق نيز بر روي همين زمانبند سطح بالا است كه به آن گلوبال يا سراسري نيز گفته مي شود و وظيفه آن اختصاص كل يك كار(با تمام وظايف موجود در آن) به يك كلاستر است. سپس زمانبند سطح پايين (زمانبند سطح كلاستر) وظايف موجود در كار را بر روي نودهاي موجود در كلاستر زمانبندي و اجرا مي كند. پيشتر، زمانبندي هاي سطح كلاستر خوبي طراحي و پياده سازي شده است.


زمانبند گلوبال پيشنهادي با درنظر گرفتن از يك طرف نيازهاي ارتباطي بين وظايف يك كار، زمان مورد نياز براي انتقال يك كار از يك نقطه گريد به نقطه ديگر و علاوه برآن نياز پردازشي و محاسباتي كار و از طرف
 ديگر اطلاعات راجع به بار كلاسترها(سايت ها)، ميزان ترافيك موجود در شبكه هر كلاستر و گريد، سعي در تصميم گيريهاي موثر دارد. به منظور برخورد كيفي با اين پارامترهاي مختلف از منطق فازي استفاده شده است تا تطابق بين نيازهاي كار و ورودي و ويژگي هاي فعلي هر كلاستر تعيين شود و در نهايت كار به كلاستر با بالاترين تطابق ارسال شود
  1 مقدمه 
 
محاسبات مدرن روز به روز با بهبود توان محاسباتي ، قابليت ذخيره سازي و ارتباطات روبه رو مي شود.عليرغم اين توسعه ها شرايط بسيار زيادي وجود دارد كه منابع محاسباتي نياز ما را برآورده نمي كنند.اين امر هم در محيط هاي علمي و هم اقتصادي اتفاق مي افتد و دلايل خاص خود را دارد. به عنوان مثال ده سال پيش، زيست شناس ها مايل به محاسبه ساختار تك مولكول بودند اما امروزه آنها مي خواهند ساختار تركيبات پيچيده اي از مولكول را محاسبه كنند. بسياري از پروژه هاي علمي صدها مگابايت داده را در ظرف يك ثانيه توليد كرده و نيازمند بررسي و پردازش سريع آن ها هستند. راه حل اين مشكلات در مقوله ي جديدي به نام محاسبات گريدي نهفته است كه براي اولين بار در سال ۱۹۶۹ توسط Leonard Kleinrock به صورت زير توصيف شد. احتمالاً به زوری شاهد گسترش تسهیلات کامپیوتری خواهیم بود که همانند تسهیلات برق و تلفن امروزی  خانه ها و ادارات را سرویس خواهد داد.
در سالیان منتهی به سال ۲۰۰۰ میلادی تحقیقات در حوزه محاسبات گریدی منجر به توسعه گرید توان محاسباتی شد که زیر ساختی برای محاسبات عظیم توزیع شده و موازی است. زیر ساخت گرید امکان ا شتراک و انتخاب منابعی که از نظر جغرافیایی در مکان های مختلف قرار دارند 
و متعلق به سازمان های متفاوت هستند را فراهم می کند. این منابع شامل ایستگاه های کاری ، کلاسترها، سیستم های ذخیره سازی، دستگاه های خاص و غیره است.اشتراک منبع سودمند است زیرا اجازه استفاده از توان چندین منبع را می دهد. مثلاً به جاری اجرای یک برنامه محاسباتی عظیم بر روی سخت افزار خاص (مانند یک ابر کامپیوتر) می توان آن را به صورت موازی بر روی کامپیوترهای موجود در یک کلاستر که بسیار ارزان تر هستند اجرا کرد.
يک سيستم گريد محاسباتي برنامه هايي را بر روي منابع موجود در زير ساخت گريد اجرا مي کند تا يک سيستم واحد از منابع متعامل را تشکيل دهد. اين برنامه ها عمل تعامل بين منابع را آسان مي کنند. به مجموعه برنامه هايي که تعامل بين منابع را مديريت مي کنند، ميان افزار سيستم گريد گفته مي شود زيرا يک لايه نرم افزاري بالاي سيستم عامل است که عمل تعامل بين منابع موجود در گريد را کنترل مي کند. کاربر سيستم گريد مي تواند برنامه هاي کاربردي خود را بر روي منابع متنوعي از گريد اجرا کند. او اين کار را با اجراي برنامه کاربردي در بالاي لايه ميان افزاري انجام مي دهد. يک سيستم گريد مي تواند تعداد زيادي از اين برنامه هاي کاربردي را به طور همزمان اجرا کند. يک نوع ازبرنامه هاي کاربردي که معمولاً در سيستم گريد اجرا مي شوند، ساختارهاي تک برنامه چند داده (SPMD) هستند که به آنها

برنامه هاي داده-موازي  نيز گفته مي شود. اين برنامه ها به چندين وظيفه   تقسيم مي شوند که هر يک محاسبات را بر روي قسمت مجزايي از مجموعه داده انجام مي دهد. اين وظايف به همراه يکديگر کار مي کنند تا کل مجموعه داده را پردازش کنند و در مجموع به آنها يک کار  گفته ميشود. از اين مدل برنامه معمولاً در حل مسايل محاسباتي علمي استفاده مي شود. اجراي اين کارها ممکن است چندين ساعت يا روز به طول بکشد و مي تواند مقدار زيادي از منابع سيستم را مصرف کند . اين کارها معمولاً مقدار زيادي محاسبات يا ارتباطات بين وظايف و يا هر دو را انجام مي دهند.
مطالعه فضاي پارامتر  يک نوع کار است که به طور تکرار شونده حجم زيادي از محاسبات را بر روي بازه اي از پارامترهاي برنامه انجام مي دهد. مجموعه کل پارامترها را مي توان به عنوان کل مجموعه داده در نظر گرفت. هر تکرار برنامه را مي توان به طور موازي در سيستم گريد اجرا کرد و به اين طريق در مدتي بسيار کوتاهتر از زمان اجراي سريال برنامه، نتايج آن را مشاهده کرد.
يک سيستم گريد با کارايي بالا بايد تلاش کند تا گذردهي کار سيستم را ماکزيمم کرده و زمان اجراي کار را مينيمم کند. اين دو هدف گاهي در مقابل يکديگر قرار ميگيرند به عنوان مثال اگر دو کار، هر يک نيازمند P  پردازنده باشند و گريد تنها بتواند ۲P-1 پردازنده را فراهم کند، نمي توان کارايي بهينه را به طور همزمان براي هر دو کار بدست آورد. اگر هر دو کار به طور 


همزمان اجرا شوند حداقل دو وظيفه بر روي يک پردازنده قرار مي گيرد که باعث مي شود زمان اجراي هر دو کار افزايش يابد. اما اجراي سريال دو کار گذردهي کار سيستم را پايين مي آورد.
سيستم مديريت منابع گريد استفاده از منابع را کنترل مي کند تا به هدف سيستم گريد با کارآيي بالا دست يابد. زمانبند يکي از اجزاي سيستم مديريت منابع گريد است که از اطلاعات سيستم گريد و کار استفاده مي کند تا يک انتساب از وظايف کار ورودي به ماشين ها ايجاد کند. به اين عمل انتساب، زمانبندي گفته مي شود. تصميم گيرهاي زمانبندي مؤثر معمولا تلاش در مينيمم كردن زمان اجراي كار دارند . سيستم مديريت منابع گريد تلاش دارد تا زمانبندي هاي مؤثري انجام دهد زيرا  زمانبندي ضعيف باعث افزايش زمان اجراي كار مي شود و در نتيجه گذردهي كار را كاهش مي دهد. با اين وجود توليد زمانبندي مؤثر و خوب براي كارهاي گريد يك مساله بسيار دشوار است كه پيچيدگي هاي خاص خود را دارا ست. 
  • بازدید : 42 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲۲صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

برای مشخص کردن بتن با دوام در برابر خوردگی ميلگردها روشهای مختلفی ارائه شده است که هر آزمايش و روش پيشنهادی به پارامتر معينی توجه دارد . آزمايشهای بسيار ساده تا بسيار مشکل و پر هزينه در اين مجموعه قرار دارد و معمولا” آزمايشهای دقيق تر و معتبر تر پر هزينه و زمان بر 
می باشند . دست اندرکاران همواره بدنبال آزمايشهای ساده ، کم هزينه و سريع هستند هر چند از دقت کمتری ممکنست بر خوردار باشند
معمولا” آزمايشهائی معتبر تلقی می گردند که مستقيما” به مسئله خوردگی ميلگردها می پردازند . آزمايشهای غير مستقيم همواره غير معتبرتر تلقی ميشوند ولی کاربرد آنها در دنيا رواج زيادی دارد . 
آزمايشهای زير از جمله اين موارد است و در هر بررسی بايد مشخص کرد که از کدام آزمايش زير بهره گرفته ايم .

۱- آزمايش جذب آب حجمی اوليه ( کوتاه مدت ) و نهائی ( دراز مدت ) بتن BS1881 و ASTM C 642 
۲- آزمايش جذب آب سطحی ( ISAT ) بتن   BS 1881 
۳- آزمايش جذب آب موئينه بتن                   RILEM 
۴- آزمايش مقاومت الكتريكي بتن 
۵- آزمايش نيم پيل ( پتانسيل خوردگی )   ASTM C 876 
۶- آزمايش پتانسيل و شدت خوردگی ) G 109 ) بروش گالوانيک 
۷- آزمايش شدت خوردگی بروش گالواپالس 
۸- آزمايش درجه نفوذ يون کلر بتن       AASHTOT259 
۹- آزمايش تعين عمق نفوذ يون کلر در بتن 
۱۰ – آزمايش تعين پروفيل يون کلر و ضريب نفوذ آن
                                                          C114  و C1218  و ASTM C1152 
۱۱ – آزمايش شاخص الکتريکی توانائي بتن برای مقابله با نفوذ يون کلر
ASTM 1202                                                                                         

هرچند عنوان برخی استانداردها و يا شماره آن در بالا ذکر شده است اما اين آزمايشها ممکن است با تغييرات اندک و يا زياد در استانداردهای ديگر نيز انجام شود که نتيجه آن الزاما” مشابه به استانداردهای ديگر نيست و از مفهوم واحد برخوردار نمی باشند .


آزمايش جذب آب حجمی اوليه کوتاه مدت و دراز مدت :

انواع آزمايش جذب آب حجمی وجود دارد . شکل و ابعاد نمونه ، طرز خشک کردن ( دما و مدت ) ، نحوه قرارگيری در آب ، دمای آب ( معمولی و جوشان ) ، مدت قرار گرفتن در آب و نحوه گزارش نتيجه از موارد اختلاف استانداردهای مختلف می باشد . بسياری از استانداردها برای کنترل کيفيت قطعات بتنی پيش ساخته از اين آزمايش استفاده می نمايند . مکعبی ۱۰ ×۱۰ و استوانه ای کوچک به قطر ۵/۷ تا ۱۰ سانتی متر از اشکال و ابعاد رايج است . دمای خشک کردن نمونه ها از ۴۰ تا ۱۱۰ درجه متغير می باشد. مدت خشک کردن از ۲۴ ساعت ( دمای ۱۱۰ ) تـــــــا ۱۴ روز 
( دمای ۴۰ تا ۵۰ ) پيش بينی شده است . در برخی استانداردها نحوه خاصی برای قرارگيری در آب و ارتفاع آب روی نمونه در نظر گرفته اند . دمای آب از ۲۰ تا جوشانيدن آب منظور می شود . مدت قرار گيری در آب قرائت های مربوط به ۱۰ دقيقه ، ۳۰ و ۶۰ دقيقه تا بيش از ســـــه روز 
می باشد . در اکثر استانداردها تعريف جذب آب حجمی نسبت وزن آب جذب شده به وزن نمونه خشک اوليه است . لازم به ذکر است اگر بخواهيم اين ويژگی را در بتن های سبک با بتن معمولی مقايسه کنيم بهتر است نسبت حجم آب جذب شده به حجم نمونه را مد نظر قرار دهيم ، بهرحال مقايسه نتايج جذب آب حاصله از آزمايش طبق استانداردهای مختلف کاملا” گمراه کننده است . برخی کتب ، بتن ها را از نظر ميزان جذب آب طبقه بندی می نمايند . بطور مثال گفته می شود جذب آب اوليه مربوط به ۳۰ دقيقه طبق BS1881 بهتر است کمتر از ۲ درصد باشد تا بتنی با دوام داشته باشيم . معمولا” گفته می شود جذب آب کوتاه مدت برای کنترل دوام بتن معتبر تر است زيرا خصوصيات سطحی بتن را به نمايش می گذارد . 

جذب آب سطحی : 

اين آزمايش عمدتا” در انگليس کاربرد دارد و جذب يک جهته را در روی نمونه خاص در منطقه محدود اندازه گيری می نمايند . نوع خشک کردن اوليه بتن ، زمان و وسايل مربوطه در اين استاندارد مشخص شده است . اين آزمايش عملا” در ايران کاربرد کمی دارد . 

جذب آب موئينه بتن : 

بسياری معتقدند مکانيسم جذب آب بتن در مناطق مرطوب ، جــــــذر و مد و پاشش آب يا شالوده های واقع در منطقه خشک و بالای سطح آب با مکانيسم جذب موئينه شباهت دارد . Rilem آزمايش جذب آب موئينه را بر روی نمونه های مکعبی ۱۰ سانتی متری بصورت زير توصيه ميشود . 
نمونه ها در دمای ۴۰ تا ۵۰ در آون خشک می شوند ، سپس چنان در بالای سطح آب 
قرار می گيرد که ۵ ميلی متر آن داخل آب باشد . در زمانهای مختلف و ترجيحا” پس از ۳ ، ۶ و ۲۴ و ۷۲ ساعت وزن نمونه اندازه گيری و وزن آب جذب شده تعيين می شود . سپس وزن آب 
( حجم آب ) بر سطح نمونه ( حدود Cm2100 ) تقسيم می گردد تا ارتفاع معادل آب جذب شده بدست آيد . (i برحسب ميليمتر ) 
                                      
                                
 C ثابت جذب موئينه و s ضريب جذب موئينه است . اين مقادير از برازاندن خطی بر نقاط 
بدست آمده در صفحه مختصات   بدست می آيد .
هر کدام از اين پارامتر ها دارای مفهوم خاصی است ولی s اهميت بيشتری دارد و آهنگ جذب را نشان می دهد و هر چه کمتر باشد بهتر است . در انتهای آزمايش گاه نمونه را شکسته و ارتفاع واقعی جذب آب را بطور متوسط بدست می آورند و برای اين منظور در آب ماده رنگی 
( مانند لاجورد ) می ريزند . ارتفاع زياد موئينه نشانه خوبی برای بتن نيست . در واقع بتن هائی که خلل و فرج ريزي دارند ممکنست ارتفاع موئينه زيادی داشته باشند و اين نکته مهمی است که معمولا” در مفهوم نفوذ پذيری در برابر آب ، خلل و فرج ريزتر مطلوب تر تلقی می شوند . 

آزمايش مقاومت الکتريکی بتن : 

خوردگی پديده الکترو شيميائی است . عملا” ميلگرد بصورت آندو بتن کاتد می شود و يک جريان الكتريکی بين ميلگرد و سطح بتن بوجود می آيد . مسلما” دراين حالت تحرک يون ها را شاهد هستيم . هر چه اين حرکت بيشتر و سهل تر انجام شود به مفهوم آنست که مقاومت در برابر تحرک يونی کمتر است و با هدايت الکتريکی بتن بيشتر می باشد . بنابراين بايد گفت يکی از راههای ساده آزمايش دوام بتن ، تعيين مقاومت ويژه الکتريکی آن می باشد .  مقاومت الکتريکی بتن نيز مانند مقاومت هر جسم مرکب ديگر تابع اجزاء آن و ارتباط اجزاء با يکديگر است . مقاومت الکتريکی سنگدانه ها و خميــــــر سيمان سخت شده و نسبت مقدار هر يک در بتن و همچنين کيفيت وجه مشترک ( ناحيه انتقالی ) و مصرف افزودنيهای پودری معدنی تأثير زيادی در مقاومت الکتريکی بتن دارد . وجود رطوبت و اشباع مقاومت الکتريکی را کم می کند . وجود ترکهای ريز که با آب پر شود به شدت مقاومت الکتريکی را کاهش می دهد . حتی اگر بجای آب از محلول آب نمک يا آب دريا استفاده کنيم افت شديدی در مقاومت الکتريکی مشاهده خواهيم نمود . بنابراين سعی می شود مقاومت الکتريکی بتن های اشباع با آب نمک يا آب دريا اندازه گيری شود . اندازه گيری مقاومت الکتريکی ساده است . کافی است دو صفحه برنجی يا مسی را کاملا” در تماس با سطح نمونه بتن قرار دهيم و با يک اهم متر مخصوص ، مقاومت الکتريکی را بدست آوريم . اما اين مقاومت الکتريکی بايد بدون توجه به اثر ابعاد گزارش شود يعنی بايد مقاومت ويژه الکتريکی تعيين و اعلام گردد تا بتوان آنرا با ساير بتن ها مقايسه نمود . برای اين منظور از رابطه زير 
استفاده می شود .

  مقاومت ويژه الکتريکی بتن بر حسب اهم متر 
R مقاومت الكتريكي قرائت شده از دستگاه
A سطح نمونه ( سطح تماس صفحه برنجي با بتن )
L فاصله بين دو صفحه تماس ( طول نمونه )
                           

اعتقاد بر آن است که هرچه مقاومت ويژه الکتريکی بيشتر باشد بتن با دوام تر و مطلوب تری داريم. 

          
 مقاومت ويژه الکتريکی  بتن اشباع                  نوع بتن از نظر دوام در برابر خوردگی
                  بيشتر از ۲۰۰                                                           عالی
                  200 -120                                                             خوب 
                  120- 50                                                              متوسط
                 کمتر از ۵۰                                                              ضعيف
برای اتصال مناسب صفحه برنجی با بتن معمولا” لايه نازکی از خميــر سيمان نسبتا” شل را بکار می برند و صفحه را با فشار به خمير سيمان و سطح بتن چسبانيده و اندازه گيری را به انجام 
می رسانند .
ميتوان گفت هيچ آزمايشی به سادگی و اعتبار اين آزمايش برای تعيين کيفيت بتن بويژه از نظر تحرک يون کلر و OH در داخل بتن نمی باشد . اما جالب است بدانيم اين آزمايش هنوز دارای دستورالعمل استانداردی نيست . هم چنين اختلاف نظر علماء بتن برای اندازه گيری R  
( مقاومت اهمی ) و Z ( مقاومت ظاهری با در نظر گرفتن اثر القائی و خازنی ) بحث برانگيز است . برخی اعتقاد دارند کافی است R را بسادگی اندازه گيری کنيم و برخی معتقدند که در بتن اثر خازنی وجود دارد و بايد وسايلی را بکار برد که بتواند Z را مشخص نمايد ( بويژه در بتن های ميکروسيليس دار ) ، برخی نيز معتقدند که تفاوت چندانی بين Z و R عملا” وجود ندارد .
اميد است در آينده بتوان برای کنترل دوام بتن از اين آزمايش سريع و کم هزينه استفاده نمود و بايد دانست الزاما” مقاومت فشاری بيشتر به معنای مقاومت ويژه الکتريکی نمی باشد . 
بتن های حاوی ميکروسيليس بسته به ميزان ميکروسيليس ، مقاومت الکتريکی ۳ تا ۱۰ برابر مقاومت الکتريکی بتن مشابه ولی بدون ميکروسيليس را دارا است در حاليکه مقاومت فشاری بتن ممکنست فقط ۵ تا ۱۵ درصد افزايش يابد . البته بايد گفت اندازه گيری مقاومت ويژه الکتريکی بتن سخت شده داخل قطعه کار دشواری است .
اگر ميلگرد و بتن را مانند يک مدار برقی در نظر بگيريم اختلاف پتانسيل ، مقاومت و شدت جريان در آن وجود دارد . بديهی است هر چه مقاومت الکتريکی بيشتر شود شدت جريان کمتر می گردد و شدت خوردگی نيز کم می شود . ضمن اينکه مقاومت الکتريکی بيشتر ، آغاز خوردگی را به تأخير می اندازد . 
برخی اعتقاد دارند بايد مقاومت الکتريکی بتن سطحی ( پوشش روی ميلگرد ) را اندازه گيری کرد که منطقی بنظر می رسد . 

آزمايش نيم پيل ( Half Cell ) : 

همانگونه که گفته شد واقعا” يک جريان الکتريکی در بتن مسلح وجود دارد . پس بايد بتوان آن را اندازه گيری نمود . اگر يک  سر سيم را به ميلگرد وصل کنيم و سر ديگر سيم را به کمک يک الکترود به سطح بتن مرطوب بچسبانيم و در اين فاصله ولت متری را قرار دهيم ، اختلاف پتانسيل را بر صفحه دستگاه مشاهده می نماييم که در حدود چند ده تا چند صد ميلی ولت است.
بسته به نوع الکترود مصرفی ، ولتاژ قرائت شده متفاوت خواهد بود و قابل تبديل به يکديگر 
می باشند ، آزمايش نيم پيل دارای دستور العمل استاندارد برای کارگاه می باشد اما دستور استاندارد آزمايشگاهی ندارد . در کارگاه ASTM الکترود مس ـ سولفات مس را توصيه کرده است و در آزمايشگاه معمولا” از الکترود کالومل اشباع استفاده ميشود . 
ASTM . C876 شروع فعاليت خوردگی را به صورت احتمالی و بشرح ذيل مشخص کرده است.


احتمال شروع فعاليت خوردگی             اختلاف پتانسيل v با الکترود مس ـ سولفات مس (mv ) 
بيش از ۹۰ درصد                                                          350< v 
حدود ۵۰ درصد                                                        200<v<350 
کمتر از ۱۰ درصد                                                          v < 200 

در اين آزمايش بايد ميلگردها بصورت متصل تداوم داشته باشند و قطع در آنها باعث اختلال در نتايج می گردد . بايد دانست که اين آزمايش فقط اختلاف پتانسيل موجود را به دست می دهد که پتانسيل خوردگی نام دارد و به هيچ وجه آهنگ خوردگی يا ميزان خوردگی ميلگرد را به نمايش نمی گذارد .
در آزمايشهای آزمايشگاهی معمولا” ميلگردی را داخل يک استوانه بتنی قرار می دهند و بخش عمده ای از بتن را در داخل آب دريا يا آب نمک ( با غلظت های متفاوت ) می گذارند و يک سر سيم را به ميلگرد خارج از آب و الکترود را داخل آب دريا يا آب نمک قرار می دهند و ولتــاژ را قرائت می کنند . 
اين آزمايش مستقيما” کيفيت بتن را بدست نمی دهد فقط می توان کيفيت بتن را در مقايسه با يکديگر ارزيابی کرد ونشان داد کدام نمونه زودتر و کدام يک ديرتر فعاليت خوردگی را آغاز 
می نمايند .
آزمايش نيم پيل و ارقام ذکر شده فقط برای ميلگردهای بدون پوشش ( گالوانيزه ، اپوکسی و .. . . ) کاربرد و مفهوم دارند و برای ميلگردهای پوشش دار و صنعت متفاوت خواهد بود.

آزمايش پتانسيل و شدت خوردگی گالوانيکی ( ASTM  G109 ) : 

هر چند دستور آزمايشگاهی فوق بصورت استاندارد برای تعيين تأثير افزودنيها بر خوردگی ميلگرد ارائه شده است اما اين آزمايش را با تغييرات خالص می توان برای تعيين کيفيت دوام بتن نيز       بخوبي بکار برد . 
در يک منشور بتنی دو رديف ميلگرد در بالا و پائين قرار داده می شود که سر و ته آنها مارپيچ            شده است و بين آنها يک مقاومت ۱۰۰ اهمی قرار دارد .  در بالای منشور يک حوضچه چسبانيده ميشود و داخل آن با آب نمک ( غلظت ۳ درصد و بيشتر ) می ريزيم . نفوذ آب نمک باعث 
آند شدن ميلگرد فوقانی و کاتد شدن ميلگرد تحتانی می شود و خوردگی گالوانيکی رخ می دهد . 
بين دو ميلگرد ميتوان اختلاف پتانسيل و مقاومت الکتريکی را بدست آورد ( با وجود مقاومت 
۱۰۰ اهمی يا بدون آن ) همچنين می توان اختلاف پتانسيل و مقاومت الکتريکی بين حوضچه و ميلگرد فوقاني ( بدون مقاومت ۱۰۰ اهمي ) و مانند آن اختلاف پتانسيل و مقاومت الكتريكي بين
  • بازدید : 48 views
  • بدون نظر
این فایل در ۳۷صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

سقف بتني مجوف و بلوك سقفي حاصل از عناصري كه وزن هر متر مربع آن در مقايسه با سقفهاي توپر متداول نظير تير آهن ضربي كمتر است. عناصر متشكله آن عبارتند از:
الف: تيرچه‌هاي پيش‌ساخته( فلزي يا بتني) بعنوان عنصر كششي و باربر
ب: قطعات پركننده توخالي(مجوف) بعنوان قالب
ج: بتن به عنوان عنصر تركيبي، پوششي و فشاري
د: ميلگردهاي حرارتي و توزيع بار
عناصر فوق‌ا لذكر با مشخصات مشروحه زير تهيه مي‌گردند.
الف- تيرچه‌هاي پيش‌ساخته
۱- تيرچه تمام فولادي – كه قطعات نبشي، سپري، تسمه و يا ورق خم شده تهيه مي‌شود. تيرچه فلزي كه بطور معمول از ورق خم شده تهيه مي‌گردد از دو قسمت فوقاني و تحتاني تشكيل مي‌گردد. اتصال اين دو قسمت بوسيله تسمه و با ضمائمي كه بوسيله پرس در ورق ايجاد گشته با جوش الكتريكي صورت مي‌گيرد.
لازم به تذكر است كه بدليل مصرف زياد ورق آهن تيرچه‌ها و سنگيني ناشي از آن، در حال حاضر اين تيرچه‌ها متداول نمي‌باشد.( شكل ۱)
۲- تيرچه‌هاي تمام بتن مسطح- از بتن و ميلگرد( آجدار* )تهيه مي‌شوند( شكل ۲). خرباي بعضي از انواع اين تيرچه‌ها از ورق و يا تواماَ ارزاق و ميلگرد مي‌باشد.( شكل ۳)


۳- تيرچه‌هاي با قالب  سفالي-  از قرار دادن ميل‌گرد آجدار و بتن ريزي در قالب سفالي تهيه مي‌گردند.
۴- تيرچه‌هاي بتني پيش تنيده- اين نوع تيرچه معمولاَ با يك سطح مقطع سپري شكل كه در قسمت تحتاني توسط سيم(تك رشته‌اي) و يا كابل( چند رشته‌اي) مسطح شده است تهيه مي‌گردد بدين صورت كه بمنظور ازه يادتاب كششي تيرچه و تقليل ابعاد آن و همچنين اقتصادي بودنش قبل از بتن‌ريزي تيرچه‌ها در كارخانه، ميلگردها با روش خاص و وسايل مخصوص كشيده شوند كه اصطلاحاَ به آنها تيرچه‌هاي بتني پيش‌تنيده مي‌گويند.( شكل۵)


ب- قطعات پركننده توخالي( مجوف)
اين قطعات كه در بين تيرچه‌ها قرار مي‌گيرند جنبه قالب داشته و علاوه بر آن عايق حرارتي و صوتي نيز مي‌باشند. قطعات مذكور بصورت بلوكهاي سفالي يا بتني توليد ميگردند كه بسته به فواصل تيرچه‌ها (كه در ضخامت سقف اثر ميگذارد) ابعاد آنها تغيير ميكنند و بهمين دليل با مشخصات گوناگون تهيه ميگردند.(شكل۶)
 
ج- بتن
بتن بعنوان عنصر تركيبي و پوششي مقاومت فشاري را در سطح مقطع بالاي تير تحمل كرده و نهايتاَ به تيرچه‌ها منتقل ميكند. بتن با تيرچه و جداره خارجي قالبها مقطع مركبي را تشكيل ميدهد كه اساس محاسبات اين نوع سقفها ميباشد. ابعاد اين مقطع مركب بستگي به دهانه سقف، بارهاي وارده و فواصل تيرچه‌ها داشته و شكل ظاهري آن به طرح تيرچه و بلوك بستگي دارد(شكل ۷)
د- ميلگرد‌هاي حرارتي و توزيع بار
اين ميلگردها يكي از اعضاي مقطع مركب ميباشد كه پس از قرار دادن تيرچه‌ها و سفالها ميبايستي نصب گردند و جهت تقسيم و توزيع تنش‌هاي ناشي از نيروي فشاري و انبساط حرارتي سطح بتن بكار ميروند. اين ميلگردها در جهت عمود بر تيرچه‌هاي پيش ساخته بافصله‌هاي مشخص نصب ميگردند و اكثراَ در مورد تيرچه‌هاي پيش فشرده ميايستي بصورت شبكه قرار گيرند.

 
مسائل فني
مسائل فني كه ميبايستي در سقفهاي تيرچه و بلوك در نظر گرفته شود شامل موارد زير است:
۱- مرحله توليد در كارخانه
الف- تيرچه پيش ساخته معمولي
ب- بلوك
۲- مسائل حمل و نقل به محل كارگاه و دپوكردن آنها
۳- مرحله نصب و اجراء در محل
۱- مرحله توليد در كارخانه
الف- تيرچه پيش ساخته معمولي- اين نوع تيرچه‌ها براساس مشخصات فني كارخانجات مختلف محاسبه و در ابعاد گوناگون تهيه ميگردند ليكن نبايد عرض آنها از ۱۰ سانتي‌متر و ضخامت بتن تيرچه از ۴ سانتي‌متر كمتر باشد و بايد طوري طرح و محاسبه گردند كه وزن خود را نيز تحمل كنند.
مسئله مهم نحوه اجراي خرپاي داخل تيرچه ميباشد كه يكي از موارد با اهميت آن خم كردن ميلگرد‌هاي مهاري و اتصال آن به ميلگرد‌هاي تحتاني و فوقاني است كه سطح مقطع فولاد تيرچه را تشكيل ميدهند، اين خمها معمولاَ بوسيله ماشين آلات مخصوصي انجام ميگردد، براي اتصال آنها حتي‌الامكان بايد از جوش برق(نقطه جوش – داغ جوش) استفاده شود. (عدم رعايت اين نكته و انجام غير فني عمليات جوشكاري باعث ميشود ميلگرد ضعيف و سطح آن نيز كم شود.). ميلگردهاي كششي خرپا در طول تيرچه ميبايستي يكسره و بدون استفاده از تكه ميلگردهاي جوش شده باشند. 
ارتفاع خرپا بستگي به ابعاد دهانه‌اي كه تيرچه براي آن استفاده ميگردد دارد بهر صورت اندازه آن بهتر است طوري انتخاب گردد كه بتوان از ميلگرد قسمت بالايي خرپا بعنوان ميلگرد حرارتي نيز استفاده نمود.  
قطر ميلگردهاي طولي نبايد از ۸ ميليمتر و قطر ميلگردهاي مهاري از ۶ ميليمتر كمتر باشد و نيز در قسمت كششي حداقل بايد ۲ ميلگرد بكار برده شود. 
  • بازدید : 57 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۶صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

شيوه اجراي بادبند كنشي (ميلگرد) در سوله ها و سازه ها شيوة عمل به اين نحو است كه ابتدا مي بايست يك صنعة فلزي به ابعاد طول جوش مورد نظر به نحوي به ۴ گوشة دهنه مورد نظر  بسته شود كه توانايي تحمل بار كشش معادل با حداكثر مجاز ميلگرد ها را داشته باشد . نكته اساسي در جوش اين نوع بادبند در اين است كه در جوشكاري ميلگرد مي بايست آمپر دستگاه بسيار پايين باشد و جوشكاري نبايد در راستايي كه ميلگرد ها كشيده مي‌شوند صورت مي گيرد . 
پس از نصب ۴ صنعة موردنظر به هر صنعه يك ميلگرد را مطابق با طراحي و بر اساس توضيحات جوشكاري فوق نصب مي كنيم و انتهاي آنرا به وسيله‌اي كه شامل يك پيچ دو طرفه و دو مهره متصل به ميلگرد جوش مي دهيم . از آنجايي كه اين ميلگردها فقط در حالت كشش عمل مي كنند مي بايست آنها را در ابتدا مقداري كشيد كه آزادي عمل نداشته باشد و به وسيله همان پيچهاي دو طرفه كه ميلگرد ها به دو سر مهرة آنها آن جوش شده اين عمل صورت مي گيرد و ميزان كشيدگي بسته به نظر طراح دارد . 
توضيح آزمايشهاي جوشكاري : 
در سازه هاي فلزي به جرآت مي توان گفت مهمترين مسئله كه از لحاظ كنترل 
در كارگاه هاي ايران حائز اهميت است جوشكاري مي باشد و به علت اينكه اين مقوله مربوط به شركتهاي متالورژي چك كنده جوش مي گردد و (تست تفسير ،پرتوسنج ، سنجش ازتو و …) توضيح مختصري پيرامون آن ارائه مي‌گردد . 
تست RT (رايوگرافي تست) : شيوة آن به اين شكل است كه همانند دوربين عكاسي از يك صنعة حساس به پرتوهاي راديويي و يك دستگاه پرتوافكن استفاده مي شودچون پرتوهاي راديويي موردظنر (موجبلند) از فلز عبور مي‌نمايد دز صورتي كه در جوشكاري دو نوع فلز (دو نوع الكترود و يا ميلگرد پنهان در جوش) استفاده شده باشد و اگر فضاي خالي (حوضچه تركها و حباب) در جوش باشد بر روي صنعة حساس عكس آن افتاده و مشخص مي‌گردد كه از حد مجازي نبايد بيشتر باشد . 

تست M+ (مگنت تست) 
اين تست توسط دستگاه ايجاد كننده ميدان مغناطيس نسبتاً قوي صورت مي‌گيرد و شيوه عمل به اين نحو است كه ابتدا در محل جوش از رنگة مخصوص استفاده مي گردد كه معمولاً سفيد است و كاربرد آن براي بهتر مشخص شدن تركهاي سطح جوش است سپس بر روي آن مايعي كه داراي ذرات ريز فلزي مي باشد ريخته مي شود (سياه رنگ) سپس دستگاه توليد ميدان مغناطيس را در نزديك آن قرار ي دهيم در صورتي كه سطح جوش يكنواخت نباشد و ترك داشته باشد ذرات فلز موجود در مادة سياه رنگ شروع به نفوذ به داخل تركها مي كند و باعث مي گردد تركها مشخص گردد . 

تست U+ (اولتراسونچك تست) 
اين تست كامل ترين نوع تست مي باشد كه مانند دستگاه سونوگرافي عمل مي‌كند اما به صورت بازتاب اشعه و شامل يك دستگاه پرتوسنج و پرتو فرست مي كرد و داراي يك صفحة نمايش ديجيتالي بوده و به وسيلة آن مي‌توان هر نوع حباب ، ناخالص و يا حتي بعد نفوذ جوش را بدست آورد . 
كاربرد اصلي اين نوع تست سنجش جوشهاي نفوذي است . 

سقف تبريد در سازه هاي فلزي 
در سازه هاي فلزي  بتني سقف تيرچه محركه كاربرد دارد اما در سطوح شيب‌دار از آن بيشتر مورد استفاده قرار مي گيرد چون به علت شيب زياد اين سطوح در موقع‌ اجرا اگر از سقف تيرچه محرك استفاده نشود (كامپوزيت يادال) مي بايست از دو طرف (بالا و پايين) قالب بندي انجام شود كه در سقف تبريد بلوك به اين نحو نيست . 
روش اجراي سقف تيرچه بلوك به اين نحو است كه ابتدا با توجه به نقشة اجراي جهت و تعداد تيرچه ها ، تيرچه ها را به اندازه هاي دهانه اي كه مي‌بايست بر روي آن قرار گيرد در آورده به نحوي تيرچه را بر روي بالهاي پلهاي كناري قرار مي دهيم كه ميلگرد بالاي تيرچه روي بال بالايي قرار گيرد و ميلگردهاي پايين به نحوي بر روي بال پايين پل قرار مي گيرد كه كف سفال هم تراز باكف پايين بال پايين پل باشد .
پس از قرار دادن تيرچه ها در فواصل موردنظر و بسته به نقشه به صورت دوبل يا تكي سفالها را بين آنها قرار مي دهيم و در قرار دادن سفالها به اين نكته توجه شود كه براي اينكه بتوان كلاف افقي سقف را نيز اجرا نمود مي‌بايست در محل قرار گرفتن كلاف سقف بين بلوكها به اندازه ۱۰ سانت (طبق نقشه) فاصله داد و نكته ديگر اينكه هيچ گاه نبايد در انتهاي سقف در صورت نبودن تيرچه در كنار بلوك وزن بلوكها را بر روي شمع قرار داد و همواره مي بايست وزن تيركها بر روي تيرچه و يا پل كناري سقف باشد . 
پس از قرار دادن بلوكها مي بايست ميلگردهاي برش + و – را در انتهاي هر تيرچه اجرا نمود و شيوه شيوة اجرا به اين شكل است كه ميلگرد برش + از يك طرف بر روي بال پل كناري و از طرف ديگر تا ۷۰ سانت (طبق نقشه) با ميلگرد بالايي تيرچه اولر لب مي شود و ميلگرد برش مخفي از يك طرف بر روي پل كناري كه تيرچه روي آن سوار است و از طرف ديگر در كنار ميلگردهاي پايين تيرچه اولرلب مي گردد . 
پس از نصب ميلگرد برش نوبت به نسب ميلكهاي + و – در كلاف سقف مي‌شود كه يكي در كف سقف و ديگري در بالاي سقف هم تراز با ميلگرد بالايي تيرچه قرار مي گيرد . 
سپس نوبت به اجراي ميلگردهاي حرارتي مي شود كه به صورت مش و با اورلب مورد نياز بسته به قطر ميگرد اجرا مي گردد در اجراي مش (شبكة) ميلگردهاي حرارتي به اين نكته توجه مي شود كه بهتر است در كل سقفها كه به صورت صلب عمل مي كند متصل باشد و در هر سقف قطع نشود . 
در اينجا نوبت به شمغع گذاري مي گردد كه به اين نحو عمل مي گردد كه تخته‌هايي در زير سقف در زير كلاف افقي و در محلهاي ديگر در جهت عمود بر تيرچه ها قرار مي گيرد و در زير تخته از شمع هاي چوبي با فلزي كه به اين تخته ها ميخ مي شوند استفاده مي گردد و در زير اين شمعها از گوه براي تنظيم ارتفاع سقف استفاده مي شود توجه شود كه در شمع گذاري گوه در زير سقفها  يا بخ اندازه اي هزار داده شود كه در تيرچه ها با اثر منفي   طول دهانه و يا به نظر طراح هر عدد ديگري شكل گيرد . 
  • بازدید : 45 views
  • بدون نظر
خرید ودانلود فایل تحقیق مقاوم سازي ساختمانها بوسيله ميراگرهاي اصطكاكي-خرید اینترنتی تحقیق مقاوم سازي ساختمانها بوسيله ميراگرهاي اصطكاكي-دانلود رایگان مقاله مقاوم سازي ساختمانها بوسيله ميراگرهاي اصطكاكي-دانلود رایگان تحقیق مقاوم سازي ساختمانها بوسيله ميراگرهاي اصطكاكي-تحقیق مقاوم سازي ساختمانها بوسيله ميراگرهاي اصطكاكي
این فایل در ۹صفغحه قابل ویرایش تهیه شده وامل موارد زیر است:
با توجه به ضرورت حفظ سرمايه هاي ملي كشورمان در برابر بلاياي طبيعي از جمله زمينلرزه ، مقاله اي تحت عنوان مقاوم سازي ساختمانها بوسيله ميراگرهاي اصطكاكي و مقايسه آنها با جداسازهاي لرزه اي ، تقديم مي گردد در ادامه برای آشنایی بیشتر شما با فایل توضیحات مفصل تری می پردازیم.

جداسازهاي لرزه اي يكي از راه حلهاي موثر براي محافظت ساختمانهاي بزرگ از خسارت زلزله مي باشد، ولي اين راه حل پرهزينه است زيرا كل ساختمان بايد به تكيه گاههاي غلتكي يا الاستومتريك كه در سرتاسر سازه توزيع شده باشند مجهز گردد ، امّا ميراگرهاي اصطكاكي داراي نتايجي مشابه ولي در عوض هزينه پايين تري متحمل مي شود و به راحتي نصب مي شود .
در اين مقاله اول به معرفي ميراگرهاي اصطكاكي و كارهايي كه ديگران بر روي اين نوع ميراگر مطالعه كرده اند مي پردازيم و به دنبال آن به مدلسازي ساختماني ۵ طبقه با قاب خمشي همراه با ميراگرهاي اصطكاكي و مقايسه آن با ساختماني مشابه همراه با جداساز ، و در آخر تأثيرات ميراگرها در برش پايه ، تغيير مكان طبقات و تغيير مكان نسبي بررسي مي شود و نتيجه گيري از نمودارها و تفسير نتايج انجام مي شود .
مقدمه:
مقاوم سازي ساختمانها در برابر زلزله از موضوعات مهمي است كه امروزه دانشمندان بر روي آن كار مي كنند، چون جان انسانهاي بسيار زيادي بر اثر زلزله در خطر است و از نظر مالي خسارات زيادي را در بر دارد.
در اين مقاله يكي از روشهاي مقاوم سازي ساختمان را مورد بررسي قرار مي دهيم. اين متن به ميراگرهايي كه از مكانيسم اصطكاك جامدات جهت فراهم نمودن اتلاف انرژي مورد نياز استفاده مي كند مي پردازد . بنابراين ، در اينجا اصطكاكي كه بين دو جسم جامد كه نسبت به هم مي لغزد در نظر گرفته ميشود. فرآيندهايي از اين نوع به طور زيادي در طبيعت وجود دارند و همين طور در بسياري از سيستمهاي مهندسي بكار گرفته شده اند . براي مثال، اصطكاك جامد نقش بسيار مهمي در كنترل كلي حركات تكتونيكي و ايجاد زمينلرزه ها بازي مي كند. در يك مقياس بسيار كوچكتر ، اصطكاك در ترمز اتومبيلها به عنوان عاملي براي تلف نمودن انرژي جنبشي حركت نيز استفاده مي شود. بر اساس شبيه سازي ترمز ماشين،Pall et al.(1980) شروع به توسعه ميراگرهاي اصطكاكي منفعل جهت بهبود پاسخ لرزه اي سازه ها نمودند.
در مورد سازه هاي بزرگ اثبات گرديده است كه جداسازي پايه سازه يك راه حل مفيد براي كاهش دادن و مستهلك كردن تمايلات لرزه خيزي سازه است، با اين حال اين كار مي تواند پرهزينه باشد و سازه هاي بزرگ را دچار تغييرات كند . در حال حاضر امكان ايمن سازي سازه تا حد قابل قبول در برابر زلزله با استفاده از ميراگرهاي اصطكاكي وجود دارد بدون آنكه مجبور به جداسازي در سازه شويم.
معرفي ميراگر اصطكاكي:
از تمام روش هاي در دسترس استخراج كردن انرژي جنبشي از يك جسم متحرك ، بي ترديد اصطكاك ترمز است كه قابل اعتماد و به طور اقتصادي انرژي از بين مي رود. در اين اواخر اصل اصطكاك ترمز ، Pall توسعه و الهام بخشيد. مشابه اتومبيلها ، جنبش ارتعاش ساختمان مي تواند به آهستگي پايين بيايد و بوسيله اصطكاك انرژي از بين برود .
انواع مختلفي از ميراگرهاي اصطكاكي توسط Pall ايجاد شده است. ميراگرهاي اصطكاكي ساده و خطاناپذير در ساختمان و ارزان از نظر اقتصادي است. اساساً ، ميراگرهاي اصطكاكي شامل مي شوند از يك سري ورقهاي مخصوص كه به صورت قابل اعتمادي رفتار مي كنند و اصطكاك ايجاد مي كنند. اين ورقها با پيچهاي فولادي با مقاومت بالا با همديگر گيردار مي شوند. ميراگرهاي اصطكاكي طراحي شده اند كه در جريان باد لغزش نكنند و در طي زلزله شديد، لغزش ميراگرهاي اصطكاكي در يك بار بهينه از پيش تعيين شده، در عضوهاي ديگر ساختمان تسليم رخ مي دهد و قسمت اصلي از انرژي لرزه ايي از بين مي رود.
ميراگرهاي اصطكاكي در مقابل زلزله هاي بزرگ اجازه مي دهد كه ساختمان در حالت الاستيك باقي بماند يا حداقل با تاخير به حد تسليم برسد .
پيشرفتهاي قابل ملاحظه اي بين سالهاي في مابين صورت گرفته است و تعدادي از اين نوع تجهيزات ساخته شده اند. چند نوع از ميراگرهاي اصطكاكي در شكل (۱) نشان داده شده است. اتصال اصطلاح پيچ شده لغزش محدود (Limited Slip Bolted, LSB) كه ابتداً توسط Pall et al.(1980) ساخته شد در شكل (۱-الف) نشان داده شده است. اين سيستم براي كنترل لرزه اي سازه هاي پانل بزرگ در نظر گرفته شده است. طرح LSB از بالشتكهاي ترمز بين طفحات فولادي جهت فراهم نمودن يك پاسخ نيرو-جابجايي دقيق استفاده مي نمايد. شكل (۱-ب) يك طرح گزينه اي ديگر را كه توسط Pall & Marsh(1982) پيشنهاد شده است براي استفاده در قابهاي با مهاربندي ضربدري نشان ميدهد.بار ديگر، بالشتكهاي ترمز براي صفحات لغزشي به كار رفته اند. دو نوع جديد از ميراگرهاي اصطكاكي تك محوري در شكل(۱-پ) و (۱-ت) نيز نشان داده شده است. اولين آنها ميراگر اصطكاكي سوميتومو(sumitomo) است كه در كشور ژاپن به كار رفته است(Aiken& Kelly). در اين ميراگر بالشتكهاي اصطكاكي ساخته شده از آلياژ مس در امتداد سطح داخلي يك پوشش فولادي استوانه اي مي لغزد. نيروي عمودي مورد نياز از طريق عملكرد يك فنر در مقابل گوه داخلي و خارجي فراهم ميشود. شكل(۱-ت) نوع ديگري از قيد اتلاف انرژي پيچيده تري را كه توسطNims et al(1980a) توصيف شده است نشان ميدهد. در آخر شكل(۱-ث) كه يك اتصال پيچي شياردار كه براي استفاده در قابهاي با مهاربندي هم مركز طرح شده است را نشان ميدهد .
تمام تجهيزاتي مه در اين مقاله مورد تحقيق قرار ميگيرند از اصطكاك اجسام جامد به عنوان مكانيزم اصلي اتلاف استفاده مي كند. بنابراين در ميراگرهاي اصطكاكي كار غير قابل برگشت توسط نيروي مماسي مورد نياز براي لغزش يك جسم صلب در امتداد صفحه ديگري انجام مي شود . يكي از اهداف ، بيشينه نمودن انرژي تلف شده مي باشد. سطوح تماس عموماً مي بايد در طي عمليات خشك باقي بمانند. جزئيات بيشتر به همراه مراجع متعددي در مقاله Tybor(1981) ، Larsen-Basse(1992) و در كتب درسي مي توان يافت.
به علت نبود تئوريهاي كاملاً توسعه يافته ، اعتماد نمودن به آزمايشهاي فيزيكي به منظور ساخت ميراگرهاي اصطكاكي نياز است.
اولين تحقيقات در اين زمينه توسطFillatrault&Cherry(1987) دنبال شد كه آنها عملكرد ميراگرهاي اصطكاكي با مهاربندي ضربدري را مورد ارزيابي قرار دادند.دو قاب سازه اي مشابه فولادي سه طبقه ۳/۱ با مقباس ساخته شده اند بصورتيكه تبديل ما بين سه پيكربندي قابهاي MR,BMR,FDB ميسر بود.
مطالعات تجربي بيشتر بر روي ميراگرهاي با مهاربندي ضربدري توسط Iken et al.(1988) دنبال شد. يك سازه فولادي سه دهانه ۹ طبقه با مقياس ۴/۱ بر روي يك تشابه ساز زمين لرزه اي براي هر يك از قابهاي MR,FDBبه طور كامل آزمايش شد. المانهاي اتلاف گر در طرح FDB شامل يك بالشتك لقمه ترمزي با فصل مشترك اصطكاكي از جنس فولاد زنگ نزن مي شد. در ابتدا فركانس هاي طبيعي و نسبتهاي ميرايي در دامنه كم براي هر يك از پيكربندي هاي ميرايي در دامنه كم براي هر يك از پيكربندي هاي FR,FDB تعيين شد. فركانسهاي اصلي براي قابهاي MRوFDB به ترتيب برابر با ۲٫۰ و ۲٫۲۳ هرتز بود. اما نسبتهاي ميرايي مرتبط با آنها به ترتيب ۲٫۴% و ۵٫۶% بدست آمدند.ساره تحت اثر ده سيگنال لرزه اي متفاوت با دامنه هاي مختلف قرار گرفت. همانطوريكه انتظار مي رفت براي يك زمين لرزه خاص افزايش در دامنه شتاب سبب افزايش موثر بودن ميراگرهاي اصطكاكي مي شد. براي مثال ، هنگامي كه حداكثز شتاب زمين لرزه به ترتيب برابر با ۲٫۰ و ۲٫۲۳ هرتز بود. اما نسبتهاي ميرايي مرتبط با آنها به ترتيب ۲٫۴% و ۵٫۶% بدست آمدند.ساره تحت اثر ده سيگنال لرزه اي متفاوت با دامنه هاي مختلف قرار گرفت. همانطوريكه انتظار مي رفت براي يك زمين لرزه خاص افزايش در دامنه شتاب سبب افزايش موثر بودن ميراگرهاي اصطكاكي مي شد. براي مثال ، هنگامي كه حداكثر شتاب زمين لرزه EL centro از ۰٫۳gبه ۰٫۸۴g افزايش يافت ، نسبت شتاب بام به شتاب زمين از ۱/۳ به ۰/۲ تنزل نمود


عتیقه زیرخاکی گنج