• بازدید : 37 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

به سند وعتبر از حضرت موسي بن جعفر (ع) منقول است كه حضرت ابراهيم عليه‌السلام متيظ و آگاه شد به عبرت گرفتن بر معرفت حق تعالي و احاطه كرد دلايل او بعلم ايمان بخدا و او پانزده ساله بود. و از حضرت رسول (ص) منقول است كه اول كسي را كه او در قيامت بخوانند من خواهم بود پس از جانب راست عرش خواهم ايستاد و حلة سبزي از حله‌هاي بهشت در من خواهند پوشانيد پس پدر ما ابراهيم (ع) را خواهند طلبيد و از جانب راست عرش در ساية عرش باز خواهد داشت و حلة سبزي از حله‌هاي بهشت در او خواهند پوشانيد پس منادي از پيش عرش ندا خواهد كرد 
نيكو پدريست پدر تو ابراهيم و نيكو برادري است برادر تو علي. و به سند معتبر از موسي بن جعفر (ع) منقول است كه حقتعالي از هر چيز چهار چيز اختيار فرموده است : از پيغمبران براي شمشير و جهاد اختيار فرموده است ابراهيم و داوود و موسي و مرا، و از خانه آبادها چهار خانة آباده را اختيار فرموده است چنانچه در قرآن مجيد است كه خدا برگزيد آدم و نوح و آل ابراهيم و آل عمران را بر عالميان.
از حضرت اميرالمؤمنين (ع) منقول است كه ابراهيم (ع) از پيغمبراني است كه ختنه كرده متولد شدند و اول كسي بود كه امر فرمود مردم را بختنه كردن.
و بسند معتبر از اميرالمؤمنين (ع) منقول است كه ابراهيم (ع) اول كسي بود كه مهماني كرد و اول كسي بود كه موي سفيد در ريش او بهم رسيد پرسيد اين چيست؟ وحي باو رسيد كه اين وقار است در دنيا و نور است در آخرت. بدانكه حق تعالي در چند موضع از قرآن مجيد فرموده است : اخذ كرد خدا ابراهيم را خليل خود ( و خليل يار و دوستي را گويند كه هيچگونه خلل در شرايط دوستي نكند ) و در سبب آنكه حق تعالي او را خليل خود گردانيد احاديث بسيار وارد شده است از آنجمله : به سند معتبر از حضرت رضا (ع) منقول است كه خدا براي آن ابراهيم (ع) را خليل خود فرموده كه هيچكس از او چيزي سؤال نكرد.
به سند صحيح از حضرت صادق (ع) منقول است كه آن حضرت را خدا براي اين خليل خود گردانيد كه سجده بر زمين بسيار مي‌كرد. به سند معتبر از حضرت امام علي‌النقي (ع) منقول است كه براي اين او را خليل خود گردانيد كه بسيار صلوات بر محمد و آل محمد (ص) مي‌فرستاد. از رسول خدا (ص)  منقول است كه ابراهيم (ع) را خدا خليل خود نگردانيد مگر براي طعام خوارانيدن به مردم و نماز كردن در شب در هنگاميكه مردم در خواب بودند. مؤلف مي‌گويد : در ميان احاديث منافاتي نيست و آن حضرت را حق تعالي خليل خود گردانيد براي انكه به مكارم اخلاق بشريه همگي آراسته بود و در هر حديث بعضي از آنها كه مدخليت عظيم در خلت داشته براي ترغيب خلق بمثل آن بيان فرموده‌اند.
به سند معتبر از امام محمد باقر (ع) منقول است چون خدا ابراهيم (ع) را خليل خود گردانيد بشارت خلت را ملك موت آورد بصورت جواني سفيدرو كه دو جامة سفيد پوشيده بود و از سرش آب و روغن مي‌ريخت چون ابراهيم خواست داخل خانه شود ديد كه او از خانه بيرون مي‌آيد، ابراهيم مردي بود بسيار با غيرت و چون پي كاري مي‌رفت در را مي‌بست و كليد را با خود برمي‌داشت، پس روزي پي كاري بيرون رفت و در را بست چون برگشت و در گشود ناگاه مردي را ديد كه ايستاده است در غايت حسن و جمال! او را غيرت از جا بدر آورد گفت : اي بندة خدا كي ترا داخل خانة من كرده است؟ گفت : پروردگار خانه مرا داخل خانه كرده است! فرمود : پروردگارش حق است از من، پس تو كيستي؟ گفت : ملك موتم! حضرت ابراهيم (ع) ترسيد فرمود : آمده‌اي قبض روح من بكني؟ گفت : نه وليكن خدا بنده‌اي را خليل خود گردانيده است آمده‌ام كه اين بشارت را به او برسانم؛ فرمود كيست آن بنده شايد خدمت او كنم تا بميرم؟ گفت تو آن بنده‌اي، پس آمدم بنزد ساره و فرمود خدا مرا خليل خود گردانيده است. به سند معتبر از حضرت صادق (ع) منقول است كه چون رسولان ملائكه از جانب خدا بسوي ابراهيم (ع) آمدند براي هلاك كردن قوم لوط براي ايشان گوساله بريان آورده فرمود بخوريد بگوئيد ( بسم الله ) و چون فارغ شويد بگوئيد ( الحمدالله )، پس جبرئيل رو كرد برفقايش و ايشان چهار نفر بودند و جبرئيل سر كردة ايشان بود و گفت سزاوار است كه خدا وا را خليل خود گرداند – پس حضرت صادق(ع) فرمود : چون ابراهيم (ع) را در آتش انداختند جبرئيل در هوا او را ملاقات كرد در وقتيكه به زير مي آيد و گفت : اي ابراهيم آيا ترا حاجتي هست؟
فرمود : اما بسوي تو پس نه. به سند معتبر از حضرت صادق (ع) منقول است كه ابراهيم (ع) اول كسي بود كه براي او ريگ آرد شد در وقتيكه رفت بنزد دوستي كه در مصر داشت كه از او طعامي قرض كند و او را در منزل خود نيافت و نخواست بار بردار  خود را خالي برگرداند پس هميان خود را پر از ريگ كرد چون داخل خانه شد چهار پا را را با ساره گذاشت و از خجلت بخانه رفت و خوابيد! چون ساره هميان را گشود آردي در آن ديد كه از آن بهتر نتوان بود! آنرا نان پخت و بنزد آن از نزد خليل مصري آورده ابراهيم (ع) فرمود از كجا آوردي اين را؟ عرض كرد از آن آردي كه از نزد خليل مصري آورده بودي؛ فرمود : آنكه آرد بمن داده است خليل من هست ام مصري نيست و باين سبب خدا او را خليل خود خواند ؛ پس خدا را شكر و حمد كرد و از آن طعام تناول نمود.
به سندهاي معتبر از حضرت صادق (ع) منقول است كه چون روز قيامت شود محمد(ص) را بخوانند و حله سرخي به رنگ گل بر او بپوشانند و او را در جانب راست عرش باز دارند پس بخوانند ابراهيم (ع) را و بر او حلة سفيدي بپوشانند و در جانب چپ عرش او را باز دارند پس بطلبند امير المؤمنين (ع) را و حلة سرخي بر او پوشانند و در جانب راست رسول خدا (ص) باز دارند پس بطلبند اسمعيل (ع) را و حلة سفيدي بر او بپوشانند و در جانب چپ ابراهيم (ع) باز دارند پس حضرت امام حسن (ع) را بطلبند و حلة سرخي بپوشانند و در جانب راست امير المؤمنين (ع) بازدارند پس بطلبند حضرت امام حسين (ع) را و جامة سرخي بپوشانند و در جانب راست امام حسن (ع) باز دارند و همچنين هر امامي را بطلبند و حلة سرخي بپوشانند و در جانب راست امام سابق باز دارند پس شيعيان ائمه را بطلبند و در پيش روي ايشان باز دارند پس بطلبند فاطمه (ع) را با زبان و فرزندان و شيعيان و داخل بهشت شوند بي‌حساب پس منادي از ميان عرش از جانب رب‌العزه و از افق اعلي ندا كند : خوب پدري است پدر تو اي محمد (ص) و او ابراهيم (ع) و خوب برادري است برادر تو و او علي بن ابيطالب (ع) است و نيكو فرزند زاده‌هايند فرزند زاده هاي تو ( يعني حسن و حسين (ع) ) و نيكو جنيني كه در شكم شهيد شده است جنين تو كه آن محسن است و نيكو امامان راهنمايند ذريت تو امام زين‌العابدين (ع) تا آخر ائمه و نيكو شيعه‌اند شيعيان تو بدرستي كه محمد و وصي او و فرزند زاده‌هاي او و امامن از ذريت او ايشان رستگارانند پس امر كنند ايشان را بسوي بهشت، اينست آنچه حق تعالي مي‌فرمايد : هر كه دور كرده شود از آتش جهنم و داخل شود در بهشت پس بتحقيق كه او رستگار است از حضرت امام حسن (ع) منقول است كه حضرت ابراهيم (ع) سينه‌اش پهن و پيشانيش بلند بود. از رسول خدا (ص) منقول است كه فرمود : هر كه بخواهد ابراهيم (ع) را ببيند در من نظر كند.
و در حديث صحيح از امام جعفر (ع) مرويست كه مردم قبل از زمان حضرت ابراهيم (ع) ريش ايشان سفيد نمي‌شد پس حضرت ابراهيم (ع) روزي موي سفيد در ريش خود ديد گفت پروردگارا اين چيست؟ وحي به او رسيد كه اين باعث وقار است ؛ عرض كرد، خداوندا وقار مرا زياد گردان.
به سند معتبر از حضرت امام محمد باقر (ع) منقول است كه روزي حضرت ابراهيم (ع) چون صبح كرد در ريش خود موي سفيدي ديد گفت : الحمدالله رب‌العالمين كه مرا باين سن رسانيد و يك چشم زدن معصيت خدا نكردم. به سند معتبر از اميرالمؤمنين (ع) منقول است كه فرمود : پيشتر چنان بود كه هر چند آدمي پير مي‌شد ريشش سفيد نمي‌شد و گاه بود شخصي به جمعي مي‌آيد با پسرانش و در آن مجلس حاضرين پدر را از فرزندان تميز نمي‌دادند و مي‌پرسند كدام يك پدر شما است؟ چون زمان حضرت ابراهيم (ع) شد عرض كرد خداوندا براي من علامتي قرار ده كه بآن شناخته شوم ؛ پس موي سر و ريشش سفيد شد. به سند معتبر مروي است كه محمد بن عرفه بحضرت صادق (ع) عرض كرد : جمعي مي گويند ابراهيم (ع) ختنه كرد خود را بتيشه بر روي خمي؟ فرمود : سبحان‌الله چنين نيست كه آنها مي‌گويند، دروغ گفتند بلكه پيغمبران در روز هفتم ناف و غلاف ايشان با هم مي‌افتد.

عتیقه زیرخاکی گنج