• بازدید : 54 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۶صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

قبل از اسلام خطوط مختلفي ار جمله ميخي و پهلوي و اوستائي در ايران متداول بوده است با ظهور دين اسلام نياكان ما الفبا وخطوط اسلامي را پذيرا شدند خط متداول آنزمان كه نزديك دو قرن قبل از اسلام شكل گرفته بود خط كوفي و نسخ قديم بودكه از دو خط قبطي و سرياني اخذ شده بود در اوايل قرن چهارم سال ۳۱۰ هجري قمري ابن مقله بيضاوي شيرازي خطوطي را بوجود آورد كه به خطوط اصول معروف شد كه عبارتند از محقق – ريحان – ثلث – نسخ – رقاع و توقيع كه وجه تمايز آنها اختلاف در شكل حروف و كلمات و نسبت سطح و دور در هر كدام مي باشد و براي اين خطوط قواعدي وضع كرد و ۱۲ اصل نوشت 
تركيب-كرسي-نسبت-ضعف-قوت-سطح-دور-صعود مجازي-نزول مجازي-اصول-صفا و شأن بعد از ابن مقله ( حدود يك قرن) علي ابن هلال مشهور به ابن بواب براي خط نسخ قواعد جديدي بوجود آورد و آنرا كامل تر كرد و بعد در قرن هفتم جمال الدين ياقوت مستعصمي به خطوط ششگانه ياد شده غنا و تكامل بخشيد . 
مقارن پيشرفت خطوط فوق، حسن فارسي كاتب، خط تعليق را از خطوط نسخ و رقاع بوجود آورد كه به نام ترسل نيز ناميده مي شد 
در قرن هشتم ميرعلي تبريزي (۸۵۰ هجري قمري) ار تركيب و ادغام دو خط نسخ و تعليق خطي بنام نسختعليق بوجود آورد كه بسيار مورد اقبال واقع شد و موجب تحول عظيمي در هنر خوشنويسي گرديد خطي كه حدود يك دانگ سطح و مابقي آن دور است و نام آن در اثر كثرت استعمال به نستعليق تغيير پيدا كرد. 

و بايد اذعان نمود كه بحق از زيباترين و ظريفترين ومشكلترين خطوط ايراني و ميتوان گفت كه عروس خطوط ايراني استپس از ميرعلي تبريزي پسرش ميرعبدالله و بعد از او ميرزا جعفر تبريزي و اظهار تبريزي در تكامل خط نستعليق كوششها كردند تا نوبت به سلطانعلي مشهدي رسيد كه خدمات شاياني به اين هنر اصيل نمود . اساتيد زيادي بعد از سلطانعلي مشهدي در تكامل خط مذكور زحمات فراواني كشيدند كه بعد از حدود يك قرن، خشنويس نامي و آشناي همه، ميرعمادالحسني ( ۱۰۲۴ هجري قمري) معاصر شاه عباس صفوي پا به عرصه ظهور نهاد كه با نبوغ خود تغيرات و سبكي در خط نستعليق بوجود آورد كه هنوز از گذشت قريب ۴۰۰ سال مورد استفاده و الهام بخش خشنويسان است او پايه خط را به جائي نهاد كه از زمان پيدايش خط نستعليق تا كنون هنرمندي خشنويس را ياراي برابري با او نبوده است و همزمان او هنرمند بزرگ ديگري چون عليرضا عباسي رقيبي براي او بشمار مي رفت كه علاوه بر خط نستعليق خفي و جلي در خط ثلث نيز استاد بود بطوري كه قالب كتيبهه هاي مساجد و بناهاي تاريخي اصفهان به خط ثلث و يا به سرپرستي او انجام شده است . 
بطور كل قرنهاي نهم ، دهم و يازدهم هجري قمري را ميتوان قرنهاي درخشان در هنر خوشنويسي دانست . 
در اواسط قرن يازدهم سومين خط خالص ايراني يعني شكسته نستعليق به دست مرتضي قلي خان شاملو حاكم هرات از خط نستعليق احداث گرديد علت پيدايش آن تند نويسي و راحت نويسي و ديگر، ذوق و خلاقيت ايراني مي توانست باشد همانطوري كه بعد از پيدايش خط تعليق ، ايرانيان به خاطر سرعت در كتابت، شكسته تعليق آنرا نيز بوجود آوردند .
خط شكسته نستعليق به دست ميرزا شفيعا هراتي كاملتر شد و درويش عبدالمجيد طالقاني قواعد جديدي وضع نمود و آنرا به كمال نوشت چهار تن ازخوشنويسان نامي كه در چهار خط ثلث، نسخ، نستعليق و شكسته نستعليق به اركان اربعه هنر خوشنويسي مشهور گشته اند عبارتند از : 
در خط ثلث : جمال الدين ياقوت ( ۶۹۸ هجري قمري)
در خط نسخ : ميرزا احمد نيريزي (اواسط قرن ۱۲)
در خط نستعليق : ميرعماد الحسني (۱۰۲۴ هجري قمري)
در خط شكسته نستعليق : درويش عبدالمجيد طالقاني ( ۱۱۸۵ هجري قمري)
در قرن ۱۳ در دوره قاجاريه خطاطان بزرگي پا به عرصه ميدان نستعليق و ديگر اقلام نهادند و سختيهاي اين هنر ظريف را بجان خريدند و در توسعه آن كوشيدند كه اسامي معروفترين آنها از آن زمان تاكنون به شرح ذيل مي باشد : 
عباس نوري- وصال شيرازي- احمد شاملو مشهدي – فتحعلي حجاب  – ميرحسيني خوشنويس- اسداله شيرازي – ميرزا آقا خمسه اي – ابوالفضل ساوجي – عبدالرحيم افسر – محمدحسين شيرازي – عبدالحميد ملك الكلامي – علي نقي شيرازي – 
ميرزا محمد ابراهيم تهراني (ميرزا عمو) – ميرزا غلامرضا اصفهاني – ميرزا محمدرضا كلهر- محمدحسين عمادالكتاب – مرتضي نجم آبادي – سيدحسن ميرخاني – سيدحسين ميرخاني – علي اكبر كاوه – ابراهيم بوذري – حسن زرين خط – غلامحسين اميرخاني – عباس اخوين – يداله كابلي خوانساري – كيخسرو خروش و … 
پروفسور مينايي

خط‌ نستعليق‌
اين‌ مبحث‌ گوشه‌ نوينی از بررسيهای نظری وتكنيكی در مورد صنعتی كردن‌ توليدات‌ دستي‌كتابت‌ به‌ خط‌ نستعليق‌ بوده‌ و بنا به‌ تقاضاي‌زمان‌ به‌ مثابه‌ گامی مبتنی بر اصول‌ علمی وآزمايشی است‌ كه‌ برای نخستين‌ بار در جهت‌گسترش‌ خط‌ مزبور به‌ صورت‌ نوشتارهاي‌چاپی معاصر برداشته‌ مي‌شود.
اصولاً خط‌ نستعليق‌ قبل‌ از اين‌ كه‌ خواندنش‌مفهومی را القا كند يك‌ نوع‌ «تصوير گري‌»است‌. در جهان‌ هنرهای زيبای اسلامی اززيباترين‌ شيوه‌های «ششگانه‌ خط‌ عربي‌»(۱) به‌شمار ميرود. خط‌ نامبرده‌ در خلال‌ قرن‌ چهارده‌ميلادی به‌ خامه‌ و ابتكار انديشمندی بزرگوار به‌نام‌ «خواجه‌ مير علی تبريزي‌» ابداع‌ ودر اندك‌زمانی صيت‌ شهرتش‌ اغلب‌ اقطار آسيا را فراگرفت‌ و از سوی ساكنين‌ بومی اين‌ مناطق‌ از آن‌استقبال‌ و تعزيز بی سابقه‌ای به‌ عمل‌ آمد.گذشته‌ از اين‌ سبك‌ خوشنويسی به‌ نستعليق‌مورد توجه‌ بزرگان‌ كشوری و لشگری نيز واقع‌شده‌، بدربار امپراتوريهای هند – مغول‌ وايران‌آن‌روز راه‌ يافت‌ ودر كارگاههای هنر وكتابخانه‌های سلطنتی در آرايش‌ و كتابت‌ آثارادبي‌، تاريخی و علمی و مرقّعات‌ / آلبوم‌ /مزين‌ به‌ خط‌ و مينياتور به‌ خدمت‌ گرفته‌ شد.امروز بخش‌ بزرگی از اين‌ آثار موجب‌افتخارات‌ اغلب‌ موزه‌های مشهور جهان‌ مااست‌. 
نفوذ دائره‌ خط‌ نستعليق‌ در نوشتارهای بومي‌قرون‌ وسطی كه‌ روزگاری از اوج‌ منزلت‌ و اوج‌قدرت‌ هنری «رقم‌ نسخ‌ بر خط‌ و كشيده‌ تعليق‌مي‌كشيد…»(۲) از قرن‌ ۱۷ ميلادی همزمان‌ باآغاز توسعه‌ و رونق‌ «عصر ماشينيزيم‌» جاي‌خود را به‌ خط‌ نسخ‌ داده‌ و تنها منوط‌ به‌نوشتجات‌ دستخطی معمول‌ در بين‌ مردم‌محدود مي‌گردد! دليل‌ حالت‌ ركود نستعليق‌ ورواج‌ نسخ‌ در مطبوعات‌ چاپی اين‌ ادوار را كه‌باقوالی نادرست‌ «بحران‌ هويت‌ نستعليق‌!»مي‌نامند، از ديدگاه‌ تحليل‌ هنری و منطق‌ علمي‌چنين‌ مي‌توان‌ توجيه‌ كرد كه‌: پيكره‌ حروف‌خط‌ نستعليق‌ از حيث‌ شكل‌ خارجی بنا به‌ دارابودن‌ عناصر متموج‌ و پيچكهای كشدار متمايل‌به‌ بالا و پائين‌، چون‌ مانند عناصر منكسر وزاويه‌دار حروف‌ مربوط‌ به‌ سبكهای خطی هند- اروپايی و از آن‌ جمله‌ ساميه‌ / سئميتيك‌ /،بر پايه‌ يك‌ خط‌ سير مفروض‌ بنيادی استقرارنمي‌يابد. از اين‌ رو نتواسته‌ است‌ تا كنون‌ ازتكنيك‌ صنايع‌ پوليگرافی معاصر، متكی به‌موازين‌ و پرنسيپهای پيشرفته‌ به‌ سيستم‌«گوتنبرگ‌» بهره‌ ياب‌ گردد.
به‌ منظور دستيابی به‌ يك‌ راه‌حل‌ اصولی درانتفاء اين‌ كمبود، از دو قرن‌ پيش‌ افرادی ازسلك‌ ميسيونر و برخی كمپاني‌های خارجی وموسسات‌ تيپوگرافی مشهور كشورهايی نظيرانگلستان‌، آلمان‌ و روسيه‌، با همت‌ و نقش‌فزاينده‌، ژانر نستعليق‌ در رابطه‌ با توسعه‌معارف‌ و فرهنگ‌ بومی و نياز خواندن‌ و نوشتن‌مردم‌ غير عرب‌ ممالك‌ خاورميانه‌ و نزديك‌،پی برده‌ و با همكاری خطاطان‌ و خط‌شناسان‌معروف‌ محلی در زمينه‌ ساختن‌ «شريفت‌چاپي‌» برای خط‌ نستعليق‌ كوششهائی انجام‌داده‌اند. ولی اقدامات‌ آنها متاسفانه‌ جز در چندمورد كوچك‌ نتيجه‌ دلخواه‌ به‌ دست‌ نداده‌است‌
  • بازدید : 54 views
  • بدون نظر
این فایل در ۳۳صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

جامعه بشري دائماً در حال تغيير و تحول است. روز به روز مسائل جديدي پيش مي آيد كه از جنبه هاي مخلف نياز به بررسي و پژوهش دارد.
علم حقوق نيز ناگزير است تا همزمان با اين تحولات، توسعه يابد تا جوابگوي نيازهاي جامعه باشد چون در غير اينصورت مشكلات عديده اي بر سر راه جامعه قرار مي گيرد. لذا فقدان قانون در مورد مسائل جديد منجر به هرج و مرج مي گردد. يكي از مسائل جديد كه از جنبه هاي مختلف قابل بررسي است تا مسئاله روشهاي جديد باروري به طريقه مصنوعي مي باشد. مسئاله تلقيح مصنوعي ابتداءاً در مورد گياهان و حيوانات انجام شد و كم كم در مورد انسان هم انجام شد و نتايج مثبتي داشت. تلقيح مصنوعي مي تواند باعث حل مشكلات بسياري از خانواده ها شود كه از نعمت داشتن فرزند محروم اند. ولي البته همچون ديگر مسائل جديد، باعث نگراني ها و مخلفت هايي هم شده است. اين مسئاله فقط از جنبه حقوقي اهميت ندارد و چه بسا جنبه هاي اخلاقي و اجتماعي آن مهمتر از جنبه حقوقي آن باشد. مسائلي همچون تركيب اسپرم با تخمك در خارج از رحم، انتقال جنين زوجين به رحم زن ثالث، تركيب اسپرم مرد وزن بيگانه، پرورش جنين در لوله آزمايشگاه، اهداء تخمك/ جنين و ….. سئوالات بيشماري را ايجاد مي كند.
تلقيح مصنوعي عبارت است از داخل كردن مني مرد به وسيله آلات پزشكي و يا  هر وسيله ديگر غير از مقاربت در رحم زن.
طفل حاصل از عمل مزبور را طفل حاصل از تلقيح مصنوعي مي نامند
لقاح در لغت به معناي آبستن شدن و تلقيح به معناي آبستن كردن است.
بنابر اين معناي لغوي لقاح از معناي حقوقي آن دور نگرديده است چون لقاح مصنوعي د اصطلاح حقوقي يعني بارور شدن جنس مؤنث ( اعم از انسان و حيوان و گياه) با وسايل مصنوعي و تلقيح مصنوعي هم به معناي باروركردن  جنس مؤنث ( اعم از انسان و حيوان و گياه) از راه وارد كردن اسپرم در رحم جنس مؤنث با وسايل مصنوعي است بدون انجام مقاربت طبيعي
نسب: 
نسب از نظر لغت، مصدر و به معني قرابت و علاقه و رابطه بين دو شيئي است و در زبان فارسي، آن را نژاد مي گويند  
نسب از نظر اصطلاح حقوقي:
در قانون مدني ايران تعريفي از نسب نشده است ولي علماء حقوق تعاريفي ارائه داده اند:  از جمله آقاي محمد عبده بروجردي نسب را چنين تعريف كرده است:
« نسب علاقه اي است بين دونفر كه به سبب تولد يكي از آنها از ديگري يا تولدشان از شخص ثالث حادث مي شود»
آقاي دكتر سيد حسن امامي نسب را چنين تعريف كرده است:« نسب، مصدر است و به معني قرابت و خويشاوندي مي باشد. و اضافه كرده است: « نسب امري است كه به واسطه انعقاد نطفه از نزديكي  زن و مرد به وجود مي آيد. از اين امر، رابطه طبيعي خوني بين طفل وآن دو نفر كه يكي پدر و ديگري مادر باشد موجود مي گردد»  
نسب، اعم از پدري يا مادري ممكن است مشروع باشد يا نامشروع و همچنين ممكن است حاصل از نزديكي طبيعي باشد يا حاصل از تلقيح مصنوعي
روش تلقيح مصنوعي توانسته است باعث از بين رفتن مشكلات خانواده هايي شود كه به دلايلي از جمله عنن يا انزال سريع و يا عيوب مجاري آلات تناسلي زن و مرد از نعمت داشتن فرزند محروم بوده اند.


۲- تعريف مسئاله و موضوع تحقيق:
در حال حاضر امكان فرزند دارشدن زوجين نا بارور از طريقي جديد وجود دارد كه در اين جريان ممكن است از اسپرم مرد بيگانه و يا تخمك زن بيگانه استفاده شود ويا تخمك و اسپرم زن و شوهر در خارج از رحم تركيب شوند و يا از رحم زن ثالثي استفاده شود و يا از جنين اهدايي استفاده شود كه بررسي وضعيت حقوقي طفل حاصل از اين روشها از اهميت فراواني برخوردارمي باشد.
۳- سئوالات اصلي تحقيق:
۱- آيا نسب طفل ناشي از تلقيح مصنوعي از نظر شرعي مشكلي دارد يا خير؟
۲- آيا طفل ناشي از تلقيح مصنوعي در انواع گوناگون آن ارث مي برد يا خير؟
۳- نسب طفل ناشي از تلقيح مصنوعي به چه كسي مي رسد و از چه كسي ارث مي برد؟
۴- فرضيه هاي تحقيق:
۱- نسب طفل ناشي از باروري مصنوعي در انواع مختلف آن مشروع و قانوني است.
۲- در حالت مادر جانشين، طفل منسب به پدر و مادرحكمي خواهد شد.
۵- اهداف تحقيق:
۱- تبيين و روش ساختن نسب وارث طفل ناشي از تلقيح مصنوعي
۲- بررسي موانع و مشكلات تلقيح مصنوعي از جمله در مورد نسب وارث كودك ناشي از آن 
۵- بررسي وضعيت طفل در شرع و قانون
۶- اهميت تحقيق:
با توجه با اينكه اين مسائل در جامعه ظهور مي كند و انجام مي شود و تقاضاي زيادي هم ممكن است براي آن وجود داشته باشد و از طرف ديگر در مورد مسائل حقوقي و تكاليف و وظايف حقوقي طرفين ابهام و پيچيدگي وجود دارد، اهميت اين تحقيق روشن ميشود.
۷- روش تحقيق و شيوه گرد آوري مطالب:
روش اين تحقيق، روش تحليل منطقي و استدلالي است.و روش اصلي گرد آوري مطالب، روش كتابخانه اي است و همچنين استفاده از شبكه هاي اطلاعاتي كامپيوتري.
 
فصل دوم

تاريخچه تلقيح مصنوعي:
تلقيح مصنوعي به شكل علمي تقريباً موضوعي جديد است كه توانستد مشكلات خانواده هايي  را برطرف كند. تلقيح مصنوعي در ابتدا نژاد يا تكثير نسل حيوانات مورد استفاده قرار گرفت و اولين آزمايش را در اين مورد يك دانشمند آلماني به نام Lud wig Jacobi در سال ۱۷۶۵ ميلادي روي ماهي ها انجام داد. در نيمه اول قرن نوزدهم تلقيح مصنوعي روي ماريان و گاو وگوسفند انجام شد و نتيجح مثبت حاصل گرديد. در اواخر قرن نوزدهم يكي از دانشمندان روسي به نام Elie Ivenoff تلقيح مصنوعي را در چهار پايان با متدي خاص معمول ساخت كه بعدها آن روش به طور گسترده مورد عمل قرار گرفت.
با پيشرفت صنايع و فنون، دامنة تلقيح مصنوعي به انسان نيز سرايت نمود. تكنيك هاي جديد تلقيح مصنوعي در امر توالد موجود انساني به كار گرفته شد و دنبالة آزمايش ها روي انسان انجام پذيرفت. يك پزشك انگليسي در سال ۱۷۹۹ گزارش در اين زمينه به دولت انگلستان داده است كه گزارش مزبور مضبوط است.  يكي از پزشكان فرانسوي در سال ۱۸۶۸ ميلادي طي گزارش خود خاطر نشان ساخته است كه در فرانسه ده مورد تلقيح مصنوعي در روي زن ها انجام شده و قديمي ترين آنها را مربوط به سال ۱۸۳۸ دانسته است.  
در ايلات متحده امريكا دكتر Marion Sins اولين آزمايش خود را درسال ۱۸۶۶ ميلادي در بيمارستان زنان نيويورك سيتي به مرحله اجرا در آورد.
ازسال ۱۹۱۴ به بعد تقريباً موضوع تلقيح مصنوعي كاملاً توجه علماء و پزشكان را به خود جلب كرد. در سال ۱۹۱۴ ميلادي يكي از اطباي انگليسي مقيم مصر موسوم به دكتر جامسيون شنيده بود كه در ميان بدويان طريقه اي براي معالجه زنان عقيم وجود دارد كه گاه منجر به آبستن شدن زنها مي شود و گاهي اين گونه زنان مي ميرند. اين اتفاق نظر پزشك انگليسي را به خود جلب كرد و در اثر بررسيهاي فراوان، دريافت كه زنان بدوي به قطعه اي از پشم حيوانات افسون مي خوانند و آن را به زن نازا مي دهند تا به رخم خود بمالد و معتقد بودند كه زن با اين روش حامله خواهد شد يا خواهد مرد.  اين پزشك با تحقيقات بيشتر سرانجام دريافت كه زنان بدوي پشم را به نطفه مردان آغشته كرده و سپس آن را به زن عقيم مي دهند تا آن را استعمال نمايد كه علاوه بر نطفه مقدار زيادي از ميكروب هاي مضر موجود در پشم وارد رحم زن مي گرديد و اگر زن داراي بنيه قوي مي بود در مقابل ميكروبها مقاومت مي كرد و الا از پا در مي آمد و مي مرد.
دكتر جامسيون پس از خاتمه جنگ جهاني اول به انگلستان مراجعت كرد و به خاطر او چنين رسيد كه به وسيله تلقيح مصنوعي و از راه صحيح علمي هزاران زن را كه آرزوي مادر شدن داشتند بارور كند و به وسيله آلات مصنوعي و لوله آزمايش نطفه مرد را به رحم زن منتقل نمايد. كم كم تلقيح مصنوعي در انگلستان رواج پيدا كرد و  البته اعتراضاتي را هم به دنبال داشت با وجود اعتراضات مذكور از تلقيح مصنوعي جلوگيري نشد و امروزه در انگلستان اطفال ناشي از تلقيح مصنوعي به طور چشم گير مشاهده مي گردند.
در ايتاليا و در شهر واتيكان پاپ رهبر كاتوليك هاي جهان تلقيح مصنوعي را تحريم كرد. ولي بعضي از كشورهاي اروپائي و امريكائي تلقيح مصنوعي را مباح دانسته اند.  
در حقوق اسلام بحث تلقيح مصنوعي سابقه ندارد ولي مصاديقي وجود دارد كه با تلقيح مصنوعي مشابهت دارد. از جمله احاديثي كه در اين زمينه وجود داردمربوط به مساحقه  است كه به طور خلاصه مفاد حديث چنين است كه ابا جعفر و ابا عبدلله عليهما السلام مي گفتند حضرت امام حسن در مجلس پدرش حضرت علي (ع) حضورداشت كه عده اي وارد شدند و مي خواستند مسئاله را از حضرت علي (ع) سئوال كنند. بعلت عدم حضور آن حضرت در مجلس مسئاله در نزد امام حسن (ع) مطرح گرديد و آن مسئاله چنين بود كه مردي با زن خود جماع كرده است و زن در همان حالت با دختر با كره اي مساحقه نموده و در نتيجه اين عمل نطفه از رحم زن وارد رحم دختر گرديده و دختر حامله شده است. تكليف چيست؟
حضرت امام حسن(ع) فرمودند كه مهر دختر باكره را از زن بايد گرفت و به دختر داد زيرا طفل حاصل از اين مساحقه از رحم دختر خارج نخواهد شد مگر با ازاله بكارت وي سپس زن را چون محصنه بوده است بايد رجم كرد و پس از آنكه طفل متولد گرديد بايد اين طفل به صاحب نطفه تحويل شود و دختر مزبور را بايد تازيانه زد.

عتیقه زیرخاکی گنج