• بازدید : 114 views
  • بدون نظر
خرید ودانلود فایل تحقیق سكولاريسم و‌ آسيب‌شناسي فرهنگي،  اجتماعي نسل‌ها-دانلود رایگان تحقیق سكولاريسم و‌ آسيب‌شناسي فرهنگي،  اجتماعي نسل‌ها-خرید اینترنتی تحقیق سكولاريسم و‌ آسيب‌شناسي فرهنگي،  اجتماعي نسل‌ها-دانلود رایگان مقاله سكولاريسم و‌ آسيب‌شناسي فرهنگي،  اجتماعي نسل‌ها
این فایل در ۳۴صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

آنچه كه امروز بعنوان صفت مميزة غرب از مشرق زمين قلمداد مي‌گردد يعني تفكر سكولاريسم، در ابتداي امر مكتبي الحادي نبوده اما بعدها در اثر همكاري اين مكتب با جنبش‌هاي ضد ديني اواخر قرن نوزدهم از طريق آثار چارلز برادلو سكولاريسم عموماً بصورت تز جداسازي دين از دولت نمايان گرديده و با مفهوم فرانسوي ليزاسيون  به معناي سياست خارج ساختن امور از كنترل دولت كه از عصر روشنفكري و انقلاب فرانسه نشأت گرفته نزديكي و تقرب زيادي دارد. 
بررسي مفهومي دنياگرايي (Secularism)
مقطعي از قرن يا ميان دور (Generation) مفاهيم تحت الفظي هستند كه براي واژه secular از ريشه لاتين seculum برگزيده شده است. در فرهنگ تفكر اجتماعي بيان شده كه: 
سكولاريسم secularism مكتبي است كه مي كوشد تا مجموع اصولي براي رفتار انساني مبتني بر تجربه و معرفت عقلاني، در برابر رفتار مبتني بر ماوراء الطبيعه و الاهيات ايجاد كند. 
همچنين در فرهنگ علوم سياسي، سكولاريسم را به معناي جدايي سياست از دين، جدايي انگاري دين و دولت، اعتقاد به انتقال مرجعيت از نهادهاي ديني به اشخاص و يا سازمانهاي غيرديني آورده اند. 
بنيان‌گذار بزرگ مكتب سكولاريسم هوليواك  بود كه در خانواده‌اي مذهبي از قشر صنعتگر بدنيا آمد و بعدها از حملة اعضاي هيأت تبليغي اجتماعي اوئني شد و خود از پايه‌گذاران سكولاريسم گرديد. 
در زبان عربي نيز دو واژه العلمانيه و العلمانيه را براي  تبيين سكولاريسم قرار داده‌اند. اما همانگونه كه از تعداد واژگان پيداست اختلاف قرائت بحث‌هاي بسياري را بين متفكران عرب پديد آورده است. 
طرفداران ترجمان العلمانيه، به بعد علم‌گرايي سكولاريسم توجه و آن را مشتق از علم مي‌دانند و سكولاريسم را علم‌گرايي تعبير كرده‌اند و با اين تعبير علماني را شامل كسي مي دانند كه به امكان معرفت اخلاقي يا ديني معتقد نبوده و گرايش به الگو قرار دادن علوم طبيعي و تجربي براي انواع شناخت دارند. 
طرفداران ترجمان العُلمُانيه، به بعد عالم و دنياگرايي سكولاريسم توجه و علمانيه را مصداق نقش انسان در عالم دانسته و بر استقلال عقل در تمام عرصه‌هايي كه نماد يابد صححه مي‌گذارند. 
البته جان كين در خصوص اين اختلاف قرائت بر اين باور است كه فقدان اصطلاحي در زبان عربي براي وصف سكولاريسم، سكولاريته و سكولار باعث اختلاف شده است. 
۲- تعريف سكولاريسم
از سكولاريسم دو دسته تعريف ارائه شده است: 
تعاريف مبتني بر نتايج و هدفهاي سكولاريسم
تعريف سكولاريسم 
تعاريف مبتني بر مباني فكري و فلسفي سكولاريسم
مثلا ماكس وبر آلماني معتقد است: 
آنجا كه جامعة ديني از جامعه سياسي جدا گرديده بصورتي كه دولت حق هيچ گونه اعمال قدرتي در امور كليسا را نداشته و بلعكس كليسا نيز حق هيچ گونه دخالتي در امور سياسي را نداشته باشد مفهوم سكولاريسم تبلور مي‌يابد. 
اين تعريف بر مبناي نتايج كاركردي سكولاريسم و هدفهاي آن تبيين شده است در صورتيكه حليم بركات در كتاب “المجتمع العربي المعاصر” بيان مي‌كند كه: 
سكولاريسم نظامي عقلاني است كه روابط بين افراد ، گروهها و موسسات را با نهاد دولت بر اساس مبادي و  احكام عمومي كه متضمن تساوي افراد جامعه در قبال آن است تضمين مي كند همچنين وي نه ويژگي را براي سكولاريسم با اين تعريف قائل است كه عبارتند از: 
۱- جدايي دين از دولت 
۲- طرد قوم گرايي و طايفه گري سياسي 
۳- برقراري مساوات بين افراد ملت، علي‌رغم اختلاف ديني كه محاكم مدني عمومي آن را تضمين مي كند. 
۴- تساوي بين زن و مرد در قانون و احوال شخصي 
۵- منشاء قانونگذاري، جامعه است كه بر اساس نيازها و مشكلات قانون وضع مي‌كند. 
۶- حاكميت و مشروعيت حكومت از ملت است. 
۷- منزلت داشتن فرهنگ علمي و عقلاني 
۸- به رسميت شناختن حقوق مذاهب و قوميت‌هاي ديني گوناگون 
۹- آزادي دين از سيطرة دولت و دولت از سيطره دين 
 
ب: زمينه‌هاي پيدايش سكولاريسم 
۱- زمينه‌هاي فكري: 
A – نهضت علمي 
B – علم و فن‌آوري 
۲- وقايع اجتماعي 
۳- زمينه‌هاي فرهنگي: 
A  – كليسا و عملكرد آن
B – نهضت اصلاح ديني 
(Reformation) 
 
معاني شش گانه  سكولاريزاسيون 
آقاي شاينر در مقاله‌اي به نام The sociology of Religion به شش معني از سكولاريزاسيون اشاره مي‌نمايد كه عبارتند از: 
۱- افول دين: 
در اين تعريف جامعة بي‌دين جامعه‌اي است كه نمادهاي مورد قبول گذشته و نهادها و عقايد پيشين، اعتبار و نفوذ خود را از دست داده و در نقطة اوج دنيايي شدن قرار گرفته‌اند. 
۲- سازگاري با اين جهان:
در اين معني گروه مذهبي يا جامعه‌اي كه بطور ديني شكل يافته توجهش را از ماوراء برگردانده و بيشتر به اين جهان متمايل است. 
نقطة اوج سكولاريزاسيون در اين معني عبارتست از جامعه‌اي كه بوسيله وظايف عملي اين جهاني پرشده و گروه ديني آن، از ديگر گروه‌هاي اجتماعي متمايز نباشد. 
۳- عدم دل مشغولي به دين:
در اين شكل جامعه خود را از درك مذهبي كه قبلاً هويت آن را شكل داده مجزا كرده تا خود را به صورت واقعيت مستقل رسميت بخشد و در نتيجه مذهب را به زندگي خصوصي محدود كرد. 
در نقطة اوج چنين جامعة سكولاريستي در جامعه فقط ادياني در محدودة گروه‌هاي ديني حضور داشته و اديان حاضر نيز با خصلت كاملاً دروني كه تقريباً خنثي بوده و بر نهادهاي اجتماعي بي‌تأثير است و كنش‌هاي جمعي نيز تأثير‌پذيري از آن ندارد. 
هانا آرنت در كتاب “بين گذشته و آينده”، دنيايي شدن را به جدايي دين و سياست تعريف كرده است. 

۴- جابجايي عقايد و نهاد ديني: 
معرفت، الگوهاي رفتاري و ترتيب هاي نهادين كه جنبه‌هاي از نيروهاي الوهي هستند و به ضرورت در محدودة وابسته به دين، در معناي چهارم رفته رفته به جنبه‌هايي از عقايد و تجاربي تبديل مي شوند كه از مفهوم مقدس خود تغيير يافته، به مفهومي صرفاً انساني تبديل مي‌شوند. 
نقطه اوج اين نوع از فرآيند سكولاريزاسيون، زماني است كه دين به طور كامل شخصي مي‌گردد و جامعه‌اي وجود داشته باشد كه همة كاركردهاي پيشين نهادهاي ديني را زدوده و جايگزين گردد. 
۵- تقدس زدايي از جهان: 
زماني كه انسان و طبيعت، موضوع تبيين علي و عقلاني و دخل و تصرف قرار مي‌گيرند جهان به تدريج از ويژگي‌  قدسي خود تهي مي‌ شود غايت اين معني عبارتست از جامعة جهاني كاملاً عقلاني شده كه در آن پديده‌هاي فوق طبيعي يا حتي رمز و رازها نقشي ندارند. 
اريك كالر مي‌نويسد كه سكولاريزاسيون آن است كه انسان از دين مستقل شده و با عقل زيسته (تجربه) و طبيعت عيني و فيزيكي مواجه است. 
۶- حركت از جامعة مقدس به جامعة دنيايي: 
مفهوم كلي تغيير اجتماعي، اين است كه از ميان دوره‌هاي متوالي بر متغيرهاي متعدد تأكيد مي‌كند. 
به اعتقاد هاواردبكر در اين شكل از  سكولاريزم كه جامعه مقاومتي در برابر اين تغيير نمي كند و بعبارت ديگر جامعه هر گونه پايبندي‌اش به ارزش‌ها و عملكردهاي سنتي را رها كرده و دگرگوني را مي‌پذيرد و همه تصميم‌هايش را بر اساس عقل فايده گرا اتخاذ مي كند. 
البته برنارد ميلاند نيز معتقد است در اين شكل از  سكولاريسم جامعه از سمت هنجارها و حساسيت هايي كه بطور سنتي پذيرفته به سوي علايق و عادت‌هاي مادي خودش حركت مي‌كند. 
البته تعريف ميلاند فقط شامل ارزش‌ها و هنجارهاي ديني نمي‌شود بلكه كليه هنجارها و ارزش‌هاي اجتماعي را در بر مي‌گيرد. 
تفاوت سكولاريسم با  سكولاريزاسيون: 
سكولاريزاسيون را فرآيندي از كاهش و افت فعاليتهاي ديني، باورها و روش‌هاي انديشه ديني و نهادهاي ديني كه بطور عمده همراه با تحول اجتماعي بطور ناخودآگاه يا آگاهانه صورت مي‌پذيرد دانسته اند در صورتيكه سكولاريسم يا اصالت دنياگرايي، ايدئولوژي بوده و اعتقاد به امور و مفاهيم ماوراء الطبيعه و حتي كاركردهاي آن را در همه اشكال طرد و تخطئه مي‌نمايد و از اصول غيرديني و ضد ديني به صورت مبناي اخلاق شخص و سازمان‌ اجتماعي حمايت مي‌كنند. 
سكولاريزاسيون ايدئولوژي نيست بلكه روندي اجتماعي است كه شدت و ضعف آن بسته به عوامي است. 
تفاوت سكولاريسم و لائيسم: 
اگر چه واژه لائيك و سكولار تقريباً مترادف بوده و مفاهيمي نسبي‌اند كه شامل طيف وسيعي از الحاد تا پذيرش دين بعنوان يك نهاد را در بر مي‌گيرند ولي لائيسم در اصل به معناي آييني است كه مي‌خواهد بنيادهاي اجتماعي و تأسيسات اجتماعي را از تسلط مذهب خارج كند. 
بعبارت ديگر سكولاريسم به جدايي دين از سياست قائل بوده و دين را در حد يك نهاد اجتماعي مي‌پذيرد. 
اما لائيسم كلاً منكر آن است. 
 
ب: زمينه‌هاي پيدايش سكولاريزم
۱- زمينه‌هاي فكري 
A – نهضت علمي 
B – علم و فن‌آوري 
۲- وقايع اجتماعي 
۳- زمينه‌هاي فرهنگي 
A – كليسا و عملكرد آن 
B – نهضت اصلاح ديني 
 

عتیقه زیرخاکی گنج