• بازدید : 43 views
  • بدون نظر
این فایل در قالب PDF تهیه شده شوامل موارد زیر است:

نشانه‌های ظهور به مجموعه رویدادهایی گفته می‌شود که به‌باور بسیاری از شیعیان در آستانهٔ ظهور حجت بن حسن (مهدی) در آخرالزمان رخ خواهند داد. این نشانه‌ها را به دو دستهٔ نشانه‌های حتمی و نشانه‌های غیرحتمی تقسیم می‌کنند[۱] [۲][۳]. روی‌دادن نشانه‌های غیرحتمی الزامی نیست؛ چون بداپذیر هستند.
ویژگی‌های دوران غیبت در بسیاری از احادیث شیعه و اهل سنت آمده‌است خروج سفیانی
خروج سفیانی
به‌باور شیعه، سفیانی از نسل ابوسفیان است و در نهایت به‌دست حجت بن حسن (مهدی) شکست خورده و کشته می‌شود. از علی بن حسین زین‌العابدین (امام چهارم شیعیان) نقل شده: «امر قائم از سوی خداوند حتمی است، و امر سفیانی نیز از جانب خداوند قطعی است. قائم ظهور نمی‌کند مگر پس از آمدن سفیانی
خروج یمانی[۷]
 سید یمانی
خروج یمانی از یمن (احتمالاً در ماه رجب) از یمن که به پشتیبانی از اهل بیت علیه سفیانی قیام می‌کند و مردم را به حق و عدل فرامی‌خواند. این سپاه در عراق با سپاهی که از خراسان آمده متحد می‌شوند.
 صیحه آسمانی
صدای آسمانی در ماه رمضان (احتمالاً سحرگاه بیست‌وسوم). که صدای جبرئیل و در حمایت از اهل بیت محمد است. به‌گونه‌ای که هر کس در هر کجای زمین، آن‌را خواهد شنید و معنی آن را به زبان خود خواهد فهمید. احتمالاً در همان روز صدایی دیگر شنیده می‌شود که از طرف شیطان و در حمایت از سفیانی است، که سبب تردید مردم می‌شود.[۸]
کشته شدن نفس زکیه
نوشتار اصلی: کشته‌شدن نفس زکیه
کشته شدن نفس زکیه (انسان بی‌گناه)[۹] در خانه خدا (مسجدالحرام) و بین حجرالاسود و مقام ابراهیم. احتمالاً در ۲۵ ذی‌الحجه. احتمالاً هم‌زمان با کشته شدن این فرد پسرعمو و دخترعموی او هم در شهر مدینه کشته می‌شوند و جنازه آن‌ها را جلوی درب مسجد محمد یا مسجدالنبی آویزان می‌کنند.
فرورفتن لشکر سفیانی در سرزمین بیدا
فرورفتن لشکری که سفیانی به عربستان فرستاده در بیابانی به نام بیدا که بین مکه و مدینه واقع شده‌است.[۱۰]
علی بن ابی‌طالب در آیهٔ ذیل وَلَوْ تَرَی إِذْ فَزِعُوا فَلَا فَوْتَ می‌گوید: «کمی پیش از قیام مهدی، سفیانی خروج می‌کند؛ سپس به‌اندازه دوران حاملگی یک زن که نزدیک به ۹ ماه است حکومت می‌کند. لشکریان او وارد مدینه می‌شوند تااین‌که به بیداء می‌رسند و خداوند آنان را در زمین فرومی‌برد.»[۱۱]
نشانه‌های غیرحتمی
نشانه‌های دیگری که رخ دادنشان حتمی نیست، عبارتند از:[۲][۱۲]
اختلاف بنی‌عباس در ریاست دنیا و زوال حکومت ایشان
کشته شدن آخرین پادشاه بنی‌عباس به نام «عبدالله».
خورشیدگرفتگی در نیمه ماه رمضان، برخلاف عادت
ماه‌گرفتگی در آغاز یا آخر آن ماه رمضان، برخلاف عادت
خروج مردی از قزوین که همنام یکی از پیامبران است و جور و ستم زیادی به مردم می‌کند.
خروج شیصبانی
فرو رفتن بخش غربی مسجد دمشق
فرو رفتن یکی از روستاهای شام به نام خرشنا در زمین.
ویرانی بصره
کشتن فردی که علیه سفیانی قیام کرده در پشت کوفه همراه هفتاد نفر از یارانش.
ویران شدن دیوار مسجد کوفه.
به‌اهتزاز درآمدن پرچم‌های سیاه از جانب خراسان. این سپاه در منطقه‌ای نزدیک شیراز با سپاه سفیانی خواهد جنگید و اولین شکست را بر آنان تحمیل خواهد کرد. این پرچم‌ها تا زمانی که به بیت‌المقدس برسند، پایین آورده نخواهند شد.
ظهور مغربی در مصر و حکومت او بر مردم شام.
فرود ترک‌ها به جزیره.
ورود رومیان به رمله.
طلوع ستاره درخشان در سمت مشرق که همچون ماه می‌درخشد سپس دو جانب آن خم گردد که نزدیک شود که آن دو جانب به همدیگر متّصل شوند.
پدید آمدن سرخی در آسمان که در فضا پراکنده گردد.
آتشی در طول مشرق، آشکار شود و سه روز یا هفت روز در آسمان باقی بماند.
آزادی عرب از اسارت و حکومتشان بر شهرها و کشورها.
بیرون رفتن عرب از تحت نفوذ سلطان عجم (غیرعرب).
کشتن امیر مصر، توسّط مردم مصر.
ویرانی گسترده در شام و عراق.
کشمکش سه گروه در شام (اصهب و ابلق و سفیانی)
به جنبش در آمدن بیرق‌های قیس از مصر.
آمدن اسب‌هایی از جانب مغرب، تا اینکه در کنار حیره (نزدیک کوفه) بسته شوند.
برافراشته شدن پرچم‌های سیاه از جانب مشرق به سوی حیره.
طغیان آب فرات، به طوری که سرازیر کوچه‌های کوفه گردد.
خروج شصت دروغگو که همه آنان ادّعای پیامبری می‌کنند.
خروج دوازده نفر از نژاد ابوطالب که همه آنها خلایق را به اطاعت خویش می‌خوانند.
سوزاندن مردی بلندمقام از شیعیان بنی‌عبّاس بین سرزمین جلولاء (واقع‌در هفت‌فرسخی خانقین) و سرزمین خانقین.
بستن پلی نزدیک محله «کرخ» بغداد.
برخاستن باد سیاهی در بغداد، در آغاز روز.
زمین‌لرزه شدید در بغداد.
فرو رفتن بیش‌تر شهر بغداد در زمین بر اثر زمین‌لرزه.
ترس عمومی که عراق و بغداد را فراگیرد.
مرگ‌های سریع و عمومی در بغداد.
کم شدن اموال و انسان‌ها و محصول کشاورزی.
دو بار پیدایش ملخ، یکی در فصل خود و دیگری در غیر فصل خود؛ تاآن‌جاکه زراعت‌ها و غلاّت را از بین ببرد.
کم شدن غلاّت و محصولات گیاهی و بروز قحطی
اختلاف و کشمکش دو صنف از عجم (غیرعرب)، و خونریزی بسیار میانشان.
خرابی ری
جنگ بین جوانان ارمنی و آذربایجانی.
بیرون آمدن بردگان از زیر فرمان اربابان و کشتن اربابان.
مسخ شدن گروهی از بدعت‌گذاران به میمون و خوک.
پیروزی بردگان بر شهرهای اربابان.
ندای غیرعادی از آسمان بر همه جهان به طوری که هرکسی در هر زبانی باشد آن ندا را به زبان خودش می‌شنود.
در کل ۵ صدا از آسمان شنیده خواهد شد که فقط مورد چهارم (که در ماه رمضان است) حتمی است. ۳ صدای اول در ماه رجب و به این شکل خواهد بود:
* ندای اول: «ألا لعنة الله علی القوم الظالمین»؛ «بدانید لعنت خدا شامل حال جمعیت ظالم و ستمکار می‌شود.»
* ندای دوم: «یا معاشرالمؤمنین أزفة الآزفة؛ «ای گروه مؤمنان! قیامت (ظهور) نزدیک شده‌است.»
* ندای سوم: (که همراه با بدن آشکار و نمایانی است): «ألا إن الله بعث مهدی آل محمد للقضاء علی‌الظالمین»؛ «بدانید که خداوند مهدی آل محمد (ص) را برای اجرای قضای خود بر ستمکاران برانگیخت و فرستاد.»
* صدای چهارم که در ماه رمضان (احتمالاً سحرگاه بیست‌وسوم) است و از طرف جبرئیل خواهد بود، در حمایت از اهل بیت شهادت خواهد داد.
* صدای پنجم که از طرف شیطان است (احتمالاً غروب بیست‌وسوم) به‌طرفداری از سفیانی خواهد بود.
پیدایش چهره و سینه انسان (احتمالاً چهره علی یا عیسی) در قرص خورشید که همه او را خواهند شناخت.
مردگانی زنده از قبرها بیرون آیند و به دنیا بازگردند و به دیدوبازدید با همدیگر بپردازند.
در پایان همه، ۲۴ بار، باران پی‌درپی می‌آید و زمین خشک را پس از مرگش، زنده و سبز و خرّم می‌کند و به دنبال آن برکت‌های زمین بروز می‌نماید و در دسترس قرار می‌گیرد. (احتمالاً پس از ظهور رخ می‌دهد.)

  • بازدید : 51 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲۶صفحه قابل ویرایش تهیه شده شوامل موارد زیر است:

هر رويكرد جهانى كه در عرصه ى گيتى تحقق يافته و مى يابد ناگزير از نشانه هايى است. بويژه رخدادهايى كه توسط پيامبران الاهى خبر داده شده است. در اين ميان حركت جهانى امام عصر ـ ارواحنا فداه ـ از اين قانون مستثنى نبوده و از نشانه هايى برخوردار است تا بشريت متوجه نزديك شدن و يا فرا رسيدن آن شوند.
از وحى پيرامون زمان دقيق ظهور حضرت صاحب الزمان ـ ارواحنا فداه ـ سخنى نرسيده است بلكه دستور داده اند كه هرگاه كسى زمانى را تعيين كرد، او را تكذيب كنيد; ليكن براى آمدن آنحضرت نشانه هايى بيان فرموده اند كه برخى از آن علائم حتمى شمرده است. به اين معنا كه پس از تحقق اين امور ظهور آن امام قطعى است
امام امير مؤمنان على ـ عليه السلام ـ فرموده اند: آنچه كه بطور حتم پيش از قيام قائم تحقّق خواهد يافت، بپا خاستن سفيانى و فرو رفتن گروهى در زمين بيدا و كشته شدن نفس زكيه و فريادى كه از آسمان بلند شده و خروج فردى از يمن است.
ساير علائمى كه در اين مورد بيان شده قابل تغييرند حتّى پر شدن زمين از ظلم. اگر چه تحقّق اين مطلب قريب به حتم است; امّا رواياتى از معصومين ـ عليهم السلام ـ وارد شده كه اگر همه ى مردم دعا كنند امر غيبت به انتهاء (پر شدن زمين از ظلم و جور) نمى رسد. اين خود حكايت از غير حتمى بودن اين نشانه ها دارد.
ممكن است چنين تصور شود كه آمدن سفيانى دربرگيرنده ى ظلم و جور فراوانى است! در جواب مى گوييم: اين در صورتى است كه مدّت سلطنت او طبق روايات نُه ماه طول بكشد وليكن نُه ماه طول كشيدن حكومت وى نيز غير حتمى است و ممكن است در آن بداء شده و زمان حكومتش يك ماه يا كمتر طول بكشد و آنچه حتمى است تنها قيام است. بلكه برخى در مورد محتوم بودن همين پنج علامت نيز بيانى دارند كه وقوع اين رويدادها حتمى نيست بلكه علامت بودن آنها براى ظهور حتمى است. بدين معنى كه اگر اينها واقع شود حتماً ظهور و قيام آنحضرت را در پى داشته و اين امر تخلّف ناپذير است; ولى ممكن هست اينها نيز اتّفاق نيفتد و در اصل وقوع اينها بداء حاصل شود چنانچه حضرت جواد ـ عليه السلام ـ حتمى بودن خروج سفيانى را تأييد نموده و سپس بداء را در آن ممكن مى شمارد و از ديگر سوى رواياتى اشاره به ناگهانى بودن امر فرج كرده و هم چنين شيعه را به انتظار لحظه بلحظه فرا مى خواند، كه مى بايست تحقّق اين امر در هر لحظه حتى در صورت عدم به وقوع پيوستن نشانه هاى حتمى، امكان پذير باشد.
خروج سفيانى
همانگونه كه ذكر شد پديد آمدن سفيانى از نشانه هاى حتمى ظهور مى باشد امام باقر ـ عليه السلام ـ در تفسير آيه شريفه (ثمّ قضى أجلا وأجل مسمى عنده) فرمودند:
انّهما أجلان، أجل محتوم لا يكون غيره، أجل موقوف للّه فيه المشيّة لا واللّه انّ أمر السفياني من المحتوم . 
آن دو مهلت است يكى حتمى و ديگر غير حتمى كه مشيت الهى در آن كارگر خواهد بود. به خدا قسم كار سفيانى حتمى است.
در بين حديث شناسان اتفاق نظر وجود دارد كه اين فرد از فرزندان ابو سفيان است و به همين جهت او را سفيانى مى گويند.
اميرالمؤمنين على ـ عليه السلام ـ مى فرمايند:
 يخرج ابن آكلة الأكباد من الوادي اليابس وهو رجل رَبْعة وحش الوجه ضخم الهامة بوجهه أثر جدري إذا رأيته حسبته أعور اسمه عثمان وأبوه عنبسة وهو من ولد أبي سفيان حتّى يأتي ارضا ذات قرار و معين فيستوى على منبرها([۴]).
فرزند زن جگرخوار از بيابان خشك خروج مى كند و او مردى چهارشانه با چهره اى وحشتناك است. داراى سرى بزرگ و در چهره اش نشان زخمى چركين ديده مى شود وقتى او را مى نگرى گويى يك چشم ندارد. نامش عثمان و پدرش عنبسه و از فرزندان ابو سفيان است. حركتش را تا سرزمينى كه داراى آرامش و آب خوش گوار ]كوفه[ است ادامه مى دهد و بر فراز منبر آن مى نشيند.
خروج سفيانى قبل از قيام امام ـ ارواحنا فداه ـ واقع مى شود.
عن جابر الجعفى قال: سألت أبا جعفر الباقر ـ عليه السلام ـ عن السفياني، فقال انّي لكم بالسفياني حتّى يخرج قبله الشيصباني يخرج من أرض كوفان ينبع كما ينبع الماء فيقتل وفدكم، فتوقعوا بعد ذلك السفياني وخروج القائم ـ عليه السلام ـ([۵]).
جابر جعفى از امام باقر ـ عليه السلام ـ درباره سفيانى مى پرسد. او مى فرمايد: شما را با سفيانى چكار؟! پيش از او شيصبانى از كوفه خروج مى كند و چون آب از زمين مى جوشد و گروه شما را به خاك و خون مى كشد پس از وى منتظر خروج سفيانى و پس از او قيام قائم ـ عليه السلام ـ باشيد.
امام رضا ـ عليه السلام ـ  فرمودند:
 قبل هذا الأمر السفياني واليماني والمرواني وشعيب بن صالح فكيف يقول هذا هذا؟([۶])
قبل از امر فرج، سفيانى و يمانى و مروانى و شعيب بن صالح پديدار خواهند شد!! چگونه مى گويد اين همان (مهدى) است (در حالى كه هيچ يك پديدار نشده اند).
 شخصيّت سفيانى (تفكّرات، رفتار)
نام او عثمان بن عنبسه و از نژاد امويان است مردى سفاك و خون آشام كه انسانها را مانند پشه به آسانى مى كشد هر حرامى را حلال نموده و به هر جنايتى دست مى يازد. در احاديث پيرامون تفكرات وى به گونه اى سخن رفته كه گويى هيچ اعتنايى ندارد اگر چه تظاهر به اسلام مى كند ليكن صليبى از طلا بر گردن آويخته است. از كارهاى سفيانى و جنايات هولناك او نيز بسيار سخن رفته است او سنگدلترين انسانهاست كه عاطفه در قاموس زندگيش وجود ندارد و مهر و رحم در آن ديده نمى شود. او و يارانش دلهايى مالامال از كينه و نفرت، نسبت به خاندان پيامبر ـ صلّى اللّه عليه وآله وسلّم ـ دارند.
در اين زمينه اكتفا مى كنيم به حديثى از وجود مقدس حضرت ختمى مرتبت محمّد ـ صلّى اللّه عليه وآله وسلّم ـ كه درباره ى وى مى فرمايند:
أشدّ خلق اللّه شرّاً وأكثر خلق اللّه ظلماً شَرِسٌ، قاسي القلب، يجمع له ولجيشه من كافّة الأقطار الاسلامية فيهزمهم ويقتلهم وينادي شعار له في حروبه هو: يا ربّ ثاري ثمّ النّار يا ربّ النّار ولا العار([۷]).
شر او از همه بندگان خدا بيشتر و سختتر است و بيش از همه ى مردم ستم مى كند. بد خلق و سنگ دل مى باشد از تمام كشورهاى اسلامى عليه او بسيج مى شوند آنگاه همگى را شكست داده و به خاك و خون مى كشد و شعارش در جنگها اين است، اى خدا! انتقام و سپس آتش. خدايا! آتش آرى! اما عار و ننگ هرگز.
و نمونه اى از كشتار او در كلام اميرالمؤمنين ـ عليه السلام ـ در خطبه ى بيان اين چنين ترسيم شده است.
فيقتل بالزوراء سبعين ألفاً ويبقر بطون ثلاثمأة امرأة حامل. ([۸])
آنگاه در شهر زوراء هفتاد هزار نفر را به خاك و خون مى كشد و شكم سيصد زن حامله را مى درد.
 فتنه گرى سفيانى
نشانه ى خروج سفيانى، پديدار شدن سه پرچم و شعلهور شدن آتش جنگ بين آنهاست. پرچمى از سوى غرب حركت كرده و وارد مصر مى شود و در آنجا دست به جنايات بسيارى مى زند و پرچمى از بحرين از جزيره ى (اُوال) از منطقه ى «فارس» به اهتزاز در مى آيد. و پرچمى ديگر نيز از شام.
اين ماجرا يك سال ادامه خواهد يافت و پس از آن مردى از فرزندان عبّاس خروج مى كند و اهل عراق مى گويند: گروه پابرهنگان يا بيدادگران و صاحبان نظرهاى گوناگون آمدند. اهل شام و فلسطين دچار ترس و واهمه مى گردند و بسوى سردمداران شام و مصر روى مى آورند و به آنان گفته مى شود: شما برويد و پسر فرمانروا (يعنى سفيانى) را بخواهيد و او را به يارى طلبيد. آنان سفيانى را دعوت مى كنند و او با خواست آنان موافقت مى نمايد و در نقطه اى از دمشق بنام «حرستا» فرود مى آيد و دايى ها و وابستگان فكرى خويش را در آنجا جمع مى نمايد. در بيابان خشك كه منطقه اى در دمشق است، گروههاى متعددى طرفدار دارد كه به او مى پيوندند. سفيانى دعوت آنان را اجابت مى كند و روز جمعه به همراه همه ى آنان در دمشق به مسجد مى رود و براى نخستين بار بر فراز منبر رفته و در نخستين منبر آنان را دعوت به جهاد مى كند و آنان نيز با شنيدن سخنانش با او بيعت مى كنند.
سپس به نقطه اى بنام «غوطه» مى رود و همه ى مردم بر گرد او اجتماع مى كنند و اينجاست كه سفيانى در رأس گروههايى از مردم شام خروج مى كند و سه گروه با يكديگر درگير مى شوند.
۱ ـ پرچم از ترك و عجم كه سياهرنگ است.
۲ ـ پرچم زرد رنگ كه پرچم فرزند عباس است.
۳ ـ پرچمى از سفيانى و سپاه او.
در نقطه اى بنام «بطن ارزق» پيكار سختى در ميان آنان رخ مى دهد و شصت هزار كشته بر زمين مى ماند و سفيانى پيروز مى شود و مردم بسيارى را قتل عام مى كند و سرزمين و مراكز قبايل را تصرف كرده و در ميان آنان نخست عادلانه رفتار مى كند به گونه اى كه مى گويند: هر آنچه از بيدادگرى سفيانى به ما گزارش شده بى اساس است . . .
به هر حال مدتى كوتاه با آنان خوشرفتارى مى كند و سپس نخستين حركت خود بسوى «حمص» را آغاز مى كند و از آنجا به دروازه ى مصر مى رسد و در نقطه اى كه قريه «سبا» نام دارد رخداد عظيم و پيكار سهمگين خواهد داشت كه خبر آن همه جا منتشر مى گردد و دلها ـ از خشونت و شقاوت او ـ لبريز از ترس و دلهره مى گردد و شهرها يكى پس از ديگرى در مقابل او سقوط مى كند و سپس مستانه و مغرور به دمشق باز مى گردد([۹]).
 سفيانى در عراق
وقتى سفيانى با پيروزيهاى متعدد در دمشق مستقر شد سپاهى را بسوى عراق گسيل مى دارد آنها وارد سرزمين بابل كه همان شهر نفرين شده ى بغداد است، فرود مى آيند و بيش از سه هزار نفر را مى كشد و بيش از صد زن را به زور تصاحب و هتك حرمت مى كنند و سيصد نفر از چهره هاى مهمّ بنى عبّاس([۱۰])را نابود مى سازد و بعد از آن به كوفه سرازير مى شوند و خانه هاى اطراف آن را تخريب مى كنند و پس از آن سپاه بسوى شام باز مى گردد امّا در بين راه پرچم نجات و هدايتى در كوفه به اهتزاز در مى آيد و در راه به آنها مى رسد و ضمن پيكار شديدى همه را نابود مى سازد بگونه اى كه يك نفر از سپاه سفيانى باقى نمى ماند تا خبر شكست لشكر را به سفيانى باز گويد([۱۱]).
 
  • بازدید : 58 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲۱صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

  سلمان فارسى مى گويد: آمدم خدمت حضرت اميرالمؤ منين عليه السّلام عرض كردم قائم از فرزندان شما كى قيام مى كند؟ آن حضرت آهى كشيده ، فرمودند:
 لايظهر القائم حتى يكون امور الصبيان و يضيع حقوق الرحمن و يتغنى بالقرآن فاذا قتلت ملوك بنى العباس اولى العمى و الالتباس اصحاب الرمى عن الاقواس بوجوه كالتراس و خربت البصرة هناك يقوم القائم من ولد الحسين عليه السّلام
قائم ظاهر نمى شود تا اينكه چند نشانه به وجود آيد:
كارها به دست نوجوانان و افراد ناآگاه قرار گيرد.
حقوق خداوند رحمان (احكام دين خدا) ضايع گردد.
 قرآن را با تغنى (به غنا) بخوانند.
پادشاهان بنى عباس كه از ديدن حق محروم ، و از شناخت آن ناتوانند، به دست تيراندازان و كماندارانى كشته شوند، كه صورتهايشان همانند سپر مى باشد (منظور مغولها هستند كه در نهج البلاغه – خطبه ۱۲۸ – از آنها ((المجان المطرقة )) يعنى : سپرهاى چكش خورده ، تعبير شده است ).
حضرت امام امير المومنين و وسايل نقليه زمان حكومت حضرت مهدى (ع )
   امام امير المومنين (ع ) درباره وسايل نقليه دوران جهانگيرى حضرت بقيه الله روحى له لفدا چنين مى فرمايد:
 ثم يامر المهدى بالنشاء مراكب يبنى اربعمائه سفينه فى ساحل عكا و يوافى المهدى طرطوس فيفتحها و يتقدم الى انطاكيه فيفتحها و يهاجم القسطنطنيه فيفتحها و يتوجه الى بلاد الروم فيفتح روميه مع اصحابه . 
آنگاه حضرت مهدى (ع ) امر مى فرمايند مركبهاى سوارى بسازند و در كرانه عكا چهار صد كشتى ساخته مى شود و به طرف طرطوس به حركت در مى آيند و آنجا را فتح مى كند و از طرطوس به سمت انطاكيه مى رود، آنجا را هم فتح مى كند و از انطاكيه به طرف قسطنطنيه  هجوم مى آورد، آن سرزمين را هم فتح مى كند و به جانب بلاد روم (كشورهاى غربى ) حركت مى كند و همه آن كشورها را مسخر مى نمايد (اللهم عجل فرجه ) .
اميرالمؤ منين و نزول حضرت عيسى عليهماالسلام
  امام اميرالمؤ منين عليه السّلام به تشريف فرمايى حضرت عيسى بن مريم على نبينا و عليه السّلام در روزهاى اول ظهور اشاره مى فرمايند، آن هم در بيت المقدس روز جمعه:
 ثم ان المهدى يرجع الى بيت المقدس فيصلى بالناس اياما فاذا كان يوم الجمعة وقد اقيمت الصلوة ينزل عيسى بن مريم فى تلك الساعة من السماء و عليه ثوابان احمر ان كانما يقطر من راءسه الدهن و هو رجل صبيح المنظر والوجه اشبه الخلق بابراهيم فياءتى المهدى و يصافحه و يبشره بالنصر فعند ذلك يقول له المهدى تقدم يا روح الله وصل بالناس فيقول عيسى بل الصلوة لك يا ابن رسول الله فعند ذلك يؤ ذن عيسى و يصلى خلف المهدى.
مهدى ما به جانب بيت المقدس برمى گردد و چند روزى در آنجا با مردم نماز مى خواند تا روز جمعه مى رسد و مردم آماده نماز هستند كه ناگهان حضرت عيسى بن مريم در همين ساعت از آسمان به زير مى آيد، در حالتى كه دو لباس قرمز به تن دارد و قطرات عرق از سر و صورتش مانند قطرات روغن مى ريزد. مردى زيبا و خوش اندام است كه شبيه ترين مردم به حضرت خليل الرحمن (عليه السّلام ) است پيش مى آيد و با حضرت بقية الله مصاحفه مى كند و بشارت به فتح و پيروزى مى دهد. در اين موقع حضرت مهدى عليه السّلام تعارف مى فرمايد به حضرت عيسى كه جلو بايستيد و با مردم نماز بخوانيد. حضرت عيسى مى فرمايد: اى فرزند رسول خدا! ((بل الصلوة لك )). كنايه از اينكه پيشوايى ديگر مخصوص به شماست . در اين موقع حضرت عيسى اذان مى گويد و حضرت بقية الله ارواحنا له الفداء جلو مى ايستد و جناب عيسى عليه السّلام به آن حضرت اقتدا مى كند (اللهم عجل فرجه ).
      امام اميرالمومنين و نشانه هاى پيش از قيام
امام صادق (ع ) از وجود مقدس حضرت اميرالمومنين سلام عليهما روايت مى كنند كه آن سرور فرمودند:
 قال امير المؤ منين عليه السلام لياتين على الناس زمان يظرف فيه الفاجر و يقرب فيه الماجن و يضعف فيه المنصف قال فقيل له متى ذاك يا امير المؤ منين فقال (اذ اتخذت الامانه مغنما و الزكاه مغرما و العباده استطاله و الصله منا قال فقيل له متى ذلك يا امير المؤ منين فقال (ع )) اذا تسلطن النساء وسلطن الاماء و امر الصبيان. 
مسلما زمانى بر مردم خواهد آمد كه افراد فاجر و گناهكار را مورد احترام خاص قرار مى دهند، سخن چين و بد زبان را مقرب خود مى سازند و افراد با انصاف را ضعيف و ناتوان مى شمارند . عرض كردند: يا امير المؤ منين ! كى خواهد شد؟ فرمودند: (هر وقت ديديد امانت را غنيمت مى شمارند (خيانت به امانت مى كنند)، دادن زكات را براى خود زيان و غرامت مى پندارند، عبادت را بار و سنگينى بر دوش خود مى دانند وصله كردن را با منت انجام مى دهند . عرض كردند: يا امير المؤ منين ! كى خواهد شد؟ فرموند:) هرگاه ديديد زنان تسلط پيدا كردند (بر امور اجتماعى و سياسى و غيره ) و نيز هر وقت ديديد كه اماء و كنيزان استيلا يافتند و نوجوانان به زمامدارى رسيدند.
اگر دقت كنيد تمام اين علامتها در اجتماع ما در ابعاد مختلف ديده مى شود.
انتظار از منظر قرآن مجيد
آياتي كه در قرآن كريم از طرف خداوند بزرگ به وسيله رسول اكرم (ص) به ما رسيده از منبع علم خدايي سرچشمه گرفته است . يكي از بشارتهايي كه در قرآن مجيد آمده است مسأله قيام جهاني حضرت بقيته الله (ارواحنا الفداء) و سيطره عدل و داد در عالم ( بعد از پر شدن آن از ظلم و جور ) است ، عدالت در حكومت حضرت مهدي (ع) طبق نص صريح آيات قرآن و تفاسير رسيده است از اهل بيت عصمت و طهارت (ع) پس از پر شدن عالم از ظلم و جور ، قسط و عدل بر آن حاكميت خواهد يافت .
نشانه هاي پيدايش اين حكومت :
دومين چراغ از چلچراغ انتظار : آيه شريفه ۵۳ از سوره آل فصّلت :
ممكن است نشانه هاي آفاقي همان صيحه آسماني باشد و منظور از آيات انفسي همان رعب و ترس باشد كه در دلها جاي مي گيرد .
علائم و نشانه هايي كه براي بشر تمام مجهولات را از بين ببرد و پرده از روي حقايق و ملكوت عالم بردارد در صحنه گيتي ديده نشده است اما با توجه به اينكه خداوند خلف وعده نخواهد فرمود و اين كار بايد بشود ، غير از قيام آخرين نماينده و سفير اعظم او يعني حضرت بقية الله ( روحنا و ارواحنا له الفداء ) نشانه ديگري نخواهد بود .
سومين چراغ از چلچراغ انتظار : آيه شريفه ۱۵۶ از سوره بقره :
محمد بن مسلم از امام صادق (ع) روايت مي كند كه پيش از قيام مهدي ما (ع) مردم به انواع بلا ها مبتلا مي شوند . موفقيت با صابران است .
بنابر اين نشانه هاي قبل از ظهور در اين روايت عبارت است از :
وحشت و اظطرابي كه در حال حاظر در ميان بعضي از كشور هاي اسلامي ديده مي شود .
 گرسنگي و قحطي كه در بعضي از كشورهاي جهان مشهود است ( به طور متوسط روزانه چند صد هزار تن از گرسنگي مي ميرند مانند برخي از قسمتهاي آفريقا و هندوستان )
 فساد در تجارت و بازرگاني و كمبود درآمد بعضي از اقشار جامعه
 تلفان جاني ( مانند تلفات در جنگ ايران و عراق ) و نقصان زراعت و ميوه جات ناشي از آفات و كمي بركت آنها 
اكنون به اصل روايت كه امام صادق (ع) نقل كرده اند توجه فرماييد : 

چهارمين و پنجمين چراغ از چلچراغ انتظار : آيه شريفه ۷  از سوره آل عمران :
عن محمد بن مسلم عن ابي عبدالله جعفر بن محمد (ع) أنه قال إن قدام قيام القائم علامات بلوي من الله تعالي اعباده المومنين قلت و ما هي قال ذلك قول الله عزوجل « و لنبلونكم بشيءٍ من الخوف و الجوع و نقص من الاموال و الانفس و الثمرات و بشر الصابرين » قال لنبلونكم (يعني المؤمنين ) بشيء من الخوف من ملوك بني فلان في آخِرِ سلطانهم (والجوع)بغلاءِ اسعارهم( ونقص من الاموال ) فساد التجارات و قلة الفضل فيها ( و الانفس‌) قال موت ذريغٌ (والثمرات) قلة ريع ما يزرع و قلة بركة الثمار ( و بشر الصابرين )عند ذلك بخروج القائم (ع) ثم قال لي يا محمد هذا تأويله انَّ الله عزوجل يقول « و مايعلم تأويله الاّ الله و الراسخون في العلم »
محمد بن مسلم نقل كرده است كه امام صادق (ع) فرموده اند : پيش از قيام قائم نشانه هايي است جهت آزمايش از جانب خداوند نسبت به بندگان مؤمنش . عرض كردم : آنها چيست : فرمودند : آن ، گفتار خداوند عزوجل است كه فرموده است : «ولنبلونكم » يعني هر آينه بيازماييم شما مومنان را « بشيءٍ من الخوف » به مقداري و چيزي از ترس از ملوك بني فلان (بني عباس) در پايان زمام داريشان و «الجوع» و گرسنگي به خاطر بالا بودن قيمتها «و نقص من الاموال » و كاستي از مالها و فساد تجارتها « و الانفس » و جان ها ( مرگ سريع ) « والثمرات » و محصولات ( كم شدن كشاورزي ) و كمبود بركت محصولات « و بشر الصابرين » بشارت ده صابران را در چنين وقت به خروج قائم (ع) سپس به من فرمود : اي محمد ! اين است تأويل حكم خداوند عزوجل كه مي فرمايد : « و مايعلم تأويله ….» نمي داند تأويل قرآن را جز خداوند وپايدارانش در دانش .
ششمين چراغ از چلچراغ انتظار : آيه شريفه۳۷  از سوره انعام :
در تفسير اين آيه به چند نشانه از نشانه هاي ظهور حضرت ولي عصر (ع) اشاره شده است كه عبارتست از :
خروج دابّة الارض 
دجال
نزول عيسي بن مريم (ع) 
طلوع خورشيد از مغرب

ابي الجالود مي گويد : امام باقر (ع) در تفسير آيه « انَّ اللهَ قادِرٌ الخ » فرمودند : زود است كه در آخر الزمان آيات و نشانه هايي از قدرت خداوند مي بيني 

عتیقه زیرخاکی گنج