• بازدید : 43 views
  • بدون نظر

درحال حاضر، پرداختن به۷حوزه پژوهشي اعم از صنايع الكترونيك و فن‌آوري اطلاعاتي و آموزشي، حمل و نقل زميني و هوايي، صنايع شيميايي، صنايع غذايي- كشاورزي، علوم مربوط به نوآوري محصولات، پژوهش پزشكي وفن‌آوريهاي محيط زيست ، از جمله مهمترين اولويتهاي دولت فرانسه درحوزه پژوهش محسوب مي‌گردد.به‌منظور نيل به تحقق سياست مذكور،وزارت پژوهش فرانسه به استخدام پژوهشگران جوان و گسترش تحرك همگاني جوانان فرانسوي طي سالهاي اخيرمبادرت نموده است.

مأموريت آژانس ملي پژوهش(Anvar)، ارتقاء فرهنگ پژوهش، برقراري ارتباط ميان پژوهشگران و موسسات پژوهشي و نيز اجراي پژوهشهاي كاربردي است.شايان ذكر است كه دراين راستا، تشكلهايي تحت عنوان(GIP) درجهت تحقق برنامه‌ها و طرحهاي پژوهشي مصوب، ايجاد شده كه به سازماندهي مراكز پژوهشي و دانشگاه‌ها مي‌پردازند.ازجمله مهمترين اين تشكلها ميتوان به سازمان Sophia Antipolis درمونپليه، سازمانSaint-Quentin-en-yvelines و سازمان Cergy-Pontois درپاريس اشاره نمود.هدف دولت از ايجاد چنين تشكلهايي برقراري مشاركت واقعي ميان مؤسسات بزرگ علمي‌و دانشگاه‌ها به‌منظور برنامه‌ريزيهاي كلان درجهت تطابق با دانش مدرن ميباشد.كشورفرانسه پس از ايالات متحده امريكا، ژاپن و آلمان دررديف چهارم كشورهاي پيشرفته جهان قرار داشته و ۴/۲% توليد ناخالص داخلي(PIB) را به مقوله پژوهش و توسعه اختصاص داده است.كشورفرانسه همچنين به توليد ۷/۴% انتشارات علمي‌جهان و ۸/۱۶% انتشارات اتحاديه اروپا مبادرت مينمايد.دانلود فایل پايان نامه سياستهاي آموزشي-نظام آموزشی فرانسه

  • بازدید : 45 views
  • بدون نظر

این فایل در ۱۷صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

كشورژاپن با داشتن يكي از عالي ترين استاندارد‌هاي آموزشي، از نرخ باسوادي بالايي برخوردار  مي‌باشد. در حدود ۹۳ درصد كودكان وارد مقطع تكميلي متوسطه شده، و تقريباً تمامي آنان فارغ التحصيل مي‌شوند. ژاپن در سال ۲۰۰۰، با نرخ ۴۰ درصد بالاترين نرخ تعداد ثبت نام را در جهان توسعه يافته دارا بوده و تعداد كثيري دانشگاه دولتي و خصوصي جهت خدمت به مردم داشته است.ژاپن به طرزي شگفت انگيز با تغيير ساختار جمعيت مواجه  مي‌شود
در ادامه برای آشنایی بیشتر شما توضیحات مفصلی میدهیم
امروزه ،۹۵% دانش‌آموزان ژاپني در نوعي از برنامه پيش دبستاني شكل كودكستان و يا در مهد كودك روزانه ثبت نام مي‌كنند(پيك ۱۹۹۲، توبين و ووداويدسون۱۹۸۹) دانش‌آموزان پس ۶ سال را در مدرسه ابتدايي(شوگاكو)، ۳ سال در دوره مقدماتي متوسطه (چوگاكوه)، و۳ سال را در دبيرستان (كوتاگاكو)سپري مي‌كنند.تقريباً ۳۰% از دانش‌آموزان سطح دبيرستان در مدارس خصوصي ثبت نام مي‌كنند (اداره آمار ۱۹۹۳).همچنين مدارس ويژه‌اي در تمام سطوح براي دانش‌آموزان داراي معلوليت‌هاي جدي ونيز براي تعداد اندكي از نخبگان وجود دارد كه توسط ملت سرمايه گذاري شده و دبيرستان‌‌هاي ۵ ساله هستند. با اين وجود، ثبت نام در مدارس ويژه و مدارس ۵ ساله درصد اندكي از كل ثبت نام ‌ها را شامل  مي‌شود. 

روند ثبت نامي كودكان در مدارس مختلف طي سال ۱۹۹۶

درصد پسران خصوصي دولتي سطح مدرسه 
۸/۵۰% ۱۴۷۴۶۶۱ ۳۷۷۵۲۲ مراكز پيش دبستاني 
۲/۵۱% ۶۷۶۰۹ ۸۵۱۵۲۶۲ مدارس ابتدايي 
۲/۵۱% ۲۳۱۴۰۶ ۴۴۴۹۷۶۰ مدارس مقدماتي متوسطه 
۳/۵۰% ۱۴۵۷۶۰۷ ۳۴۰۵۱۲۰ مدارس تكميلي متوسطه 
۳/۶۲% ۸۸۵ ۸۶۳۳۴ مدارس استثنايي 
۳/۸۲% ۴۸۴۸۱۹ ۳۸۸۱۹ آموزش عالي 
۷/۶۸% ۱۸۲۰۴۰۷ ۶۶۱۳۹۸ دانشگاه‌ها 

آموزش براي دانش‌آموزان از ۶ تا ۱۵ سال اجباري است (يعني براي دانش‌آموزان سطوح ابتدايي و راهنمايي). 

اين آموزش رايگان است، اگر چه كه والدين بايد وسايل لازم همچون روپوش، كيت‌هاي رياضي، ومجموعه ‌هاي خوشنويسي را تهيه نمايند مدارس ابتدايي معمولاً در مناطق نزديك به خانه كودك قرار دارند، و در طول سال‌هاي دبستان گروه‌هاي كوچكي از كودكان (به راهنمايي دانش‌آموزان بزرگتر يكي از، والدين يا معلم ) را  مي‌توان ديد كه پياده روانه مدرسه هستند. در پايان سال سوم راهنمايي، دانش‌آموزان بايد دبيرستاني را كه خوا‌هان ورود به آن هستند، انتخاب كنند و اغلب بايد در امتحانات ورودي آن شركت كنند درحاليكه تقريباً تمام كودكان تا سطح دبيرستان ادامه تحصيل  مي‌دهند، اما ضمانتي براي قبولي آن‌ها در دبيرستان وجود ندارد.

دانش‌آموزان چند امكان براي ورود به دبيرستان دارند. اول از همه،دبيرستان ‌هايي دولتي، خصوصي، وتعدادي معدودي دبيرستان‌هاي با سرمايه گذاري ملي وجود ندارند.در بخش خصوصي ودولتي، دبيرستان‌هاي علمي يا غير علمي مي‌توانند شامل حال دانش‌آموزان شوند. حدود ۲۵% دانش‌آموزان بالاخره وارد بخش غيرعلمي مي‌شوند، اگر چه كه بيشتر آن‌ها اصولاً اميد دارند كه به دبيرستان‌هاي علمي وارد شوند (منبوشوMombusho(1993)). آنهايي كه نمي‌توانند وارد دبيرستان ودولتي تمام وقت يا خصوصي شوند ممكن است در دوره ‌هاي مكاتبه‌اي و آموزشگاه‌هايي وجود ندارند كه آماده پذيرش دانش‌آموزاني هستند كه نتوانست‌هاند جاي ديگري در سيستم آموزشي پيدا كنند.
ساختار آموزشي
سيستم اساسي آموزش برپايه تركيبي از نظام‌هاي آموزشي انگلستان، فرانسه و آمريكا قالب ريزي شده و شايد مدل آموزش آمريكا بيشترين تأثير را داشته است. نظام آموزشي زاپن به طور كلي از مقاطع آموزشي مختلف به شرح ذيل متشكل ميگردد:

مراكز پيش دبستاني

مدارس ابتدايي (شوگاكو(

مدارس مقدماتي متوسطه (چوگاكو(

مدارس تكميلي متوسطه (كوكو ؛ كوتايگاكو(

مراكز دانشگاهي

الگوي اصلي نـظام مدرسه در ژاپن سيستمي يكپارچه مي باشد . اين سيستم بعد از سال ۱۹۴۷، و با اصلاح سيستم دو گانه قبلي بنا نهاده شد. مدارس عالي فنّي در سال ۱۹۶۲ بعنوان مؤسسه اي اضافي بر مؤسسات سيستم يكپارچه و با هدف تربيت متخصّصان مهندسي درجة مياني ايجاد شدند، امّا تعداد اين مدارس هنوز به نسبت پايين است . 

۶ سال مدرسه ابتدايي و ۳ سال مقطع مقدماتي متوسطه اجباري است. درصد حضور در مدرسه در هر دوسطح ۹۹٫۸ درصد مي باشد.حدود ۹۶٫۸ درصد از كساني كه دوره مقدماتي متوسطه را به اتمام رسانده اند، پس از گذراندن امتحان ورودي به مقطع تكميلي متوسطه راه مي يابند كه خود به سه نوع تقسيم مي شوند : 


مدارس آموزش عمومي

مدارس حرفه اي كه دانش كاربردي و تكنيكهاي صنعت ، كشاورزي، بازرگاني و غيره را آموزش ميدهند.

مدارس مكاتبه اي تركيبي

بسياري از مراكز تكميلي متوسطه هم دروس عمومي و هم دروس حرفه اي راارائه ميدهند . 

دوره حضور در مراكز تكميلي متوسطه براي دانش آموزان تمام وقت ۳ سال و براي دانش آموزان پاره وقت سه سال يا بيشتر مي باشد. دانش آموان پاره وقت ۷/۰درصد كلّ تعداد دانش آموزان مراكز تكميلي متوسطه را تشكيل ميدهند. بعلاوه ،دروس مكاتبه اي در سطح دبيرستان در دسترس مي باشند . تحت اين سيستم، يك دانش آموز كتابهاي داده شده را مطالعه مي كند و در فواصل معيّن مقالات تخصّصي اي در مورد موضوعات داده شده ارائه ميدهد، و براي دوره اي معيّن آموزش مي بيند و اگر در امتحانات قبول شود، به او ديپلم متوسطه اعطا مي شود .مدارس عالي عموماً براساس دوره هاي دوساله عمل مي كنند. كالجهايي وجود دارند كه دوره هاي سه ساله ارائه مي دهند، امّا تعدادشان كم است . يكي از ديژگيهاي اين كالجها اين است كه تعداد زيادي از آنها مختص زنان مي باشند.تعداد كلّ مدارس عالي در اول ماه مي ۱۹۹۷ ، ۵۹۵ مدرسه بوده است.از كلّ ثبت نام ،۲/۹۰درصد را دختران تشكيل ميدهند . دوّمين ويژگي اين مدارس اين است كه تعداد قابل توجهي از آنها مؤسساتي خصوصي هستند . مدارس عالي خصوصي ۷/۸۴ درصد كلّ مدارس عالي را تشكيل ميدهند سوّمين ويژگي، روند اخير مستقر سازي مدارس عالي درشهرستانهاي كوچك، متوسط و مناطق روستايي مي باشد.كالجها يا دانشگا هها مطابق با دوره هاي چهار ساله عمل مي كنند. دانشجويان در طول اين چهار سال، دورة آموزش عمومي ( شامل سه بخش ادبيات و علوم انساني، علوم اجتماعي و علوم طبيعي)، زبان خارجي، دوره هاي بهداشت و بدنسازي، و دوره هاي تخصّصي را مي گذرانند . امّا دانشجويان پزشـكي بايد دوره هاي ۴ سالة علـوم پزشـكي را بـگذرانند و دو سال هم بيشتر از دانشـجويان رشته هاي ديگر صرف تحصيل كنند. برخي از دانشگاه ها دوره هاي پنج سالة شبانه اي براي جواناني فراهم مي آورند كه در طول روزكار مي كنند. در سال ۱۹۹۷،۲/۵ درصد كلّ دانشجويان دانشگاه دوره هاي شبانه را مي گذراندند . علاوه بر آن، چند دانشگاه هم دوره هاي مكاتبه اي ارائه ميدهند. تفاوتهاي گسترده اي ميان يك مؤسسه آموزش عالي و مؤسسه ديگر براساس نوع مؤسسه سنّت و تاريخ و بسياري عوامل ديگر وجود دارد .تفاوتهاي عظيمي هم مي تواند در تسهيلات و كيفيّت آموزش مشاهده شود.به اين علّت، كالجها و دانشگاه ها براساس اعتبارشان درجه بندي مي شوند.در نتيجه ، نرخ تقاضاي ورود به مؤسسات بسيار معتبر بسيار بالاست.

دانشگاه هاي كارشناسي ارشد ، دوره اي دوساله براي مدرك فوق ليسانس و دورة سه ساله جهت مدرك دكتراي بعد از دوره كارشناسي ارشد ارائه ميدهند.دانشجويان فوق ليسانس مدرك فوق ليسانس يا دكترا را بعد از گذراندن امتحان دريافت ميدارند.با اين حال در مورد دانشجويان پزشكي، از آنجا كه بايد دورة ۶ سالة كارشناسي را بگذرانند، فقط دورة دكتري در سطح فوق ليسانس ارائه ميشود.

نگاهي گذرا
در طول دورة طولاني مدت فئودالي پيش از دوران اصلاحات ميجي در سال ۱۸۶۸، تشكيلات آموزش مختلفي جهت ارائه خدمت به نياز‌هاي طبقات مختلف اجتماعي توسعه يافتند. لرد‌هاي ايالتي، مدارس ويژه‌اي براي كودكان طبقه رزمنده، و مدارسي براي اعضاي ثروتمندتر طبقه كشاورز و بازرگان راه اندازي كردند كه توسط جامعه روستايي اداره  مي‌شدند. نوع ديگري از مدارس خصوصي تراكويا بود كه خواندن و نوشتن و رياضيات را به كودكان مردم عامي آموزش  مي‌دادند و اغلب در مناطق شهري قرار داشتند.يك سيستم مدرن و ملي آموزشي در سال ۱۸۷۲ در ژاپن مطرح شد. در اين زمان بود كه دولت مدارس ابتدايي و راهنمايي را در سراسر كشور راه اندازي كرد. در سال ۱۸۸۶، هر كودكي بايد ۳ يا ۴ سال در مدرسه ابتدايي حضور  مي‌يافت. در سال ۱۹۹۰ آموزش اجباري رايگان شد، و در سال ۱۹۰۸، دورة‌ آن تا ۶ سال توسعه يافت. بعد از جنگ جهاني دوم ،‌اين دوره مجدداً توسعه يافت و به ۹ سال فعلي رسيد ،‌كه دوران ابتدايي و راهنمايي را شامل  مي‌شد. ساختار اصلي و اصول نظام آموزش فعلي در ۲ قانون مصوبه ۱۹۴۷ طرح ريزي شدند كه قانون اساسي آموزش و قانون آموزش مدرسه‌اي  مي‌باشند. يك اصل پايه‌اي كه در قانون اساسي تشريح شده، تساوي فرصت آموزش براي همه  مي‌باشد. اين قانون تبعيض بر اساس نژاد، طبقه، جنسيت، موقعيت اجتماعي، شرايط اقتصادي يا سوابق خانوادگي را ممنوع  مي‌كند.هدف اصلي نظام آموزش، خلق شهرونداني متكي به خود از ملتي دموكرات و صلح طلب مي‌باشد كه به حقوق بشر احترام بگذارند و به حقيقت و صلح عشق بورزند. اين قانون بر اهميت آگاهي سياسي و بردباري ندهي در رشد شهرونداني سالم تأكيد  مي‌ورزد، اما بالاخص هر گونه رابطه‌اي را ميان احزاب سياسي يا مذهبي و آموزش ممنوع  مي‌كند. مطالعات اجتماعي شامل عنصر مركزي برنامة آموزش مدارس دولتي منطبق با قانون اساسي آموزش  مي‌باشد، كه از دولت و مسئولان محلي نيز درخواست  مي‌كند مؤسساتي چون كتابخانه، موزه و تالار شهرداري را تأسيس كنند.در حال حاضرنظام آموزشي زاپن به ۵ مرحله به شرح ذيل تقسيم  مي‌شود : 

 قطع پيش دبستاني (يك تا سه سال(

مقطع ابتدايي (شش سال(

مقطع مقدماتي متوسطه (سه سال(

مقطع تكميلي متوسطه (سه سال(

مقطع مقدماتي آموزش عالي (معمولاً ۴ سال(

مدارس عالي نيز وجود دارند كه دورة تحصيلي ۲ يا ۳ ساله ارائه ميدهند. بعلاوه بسياري از دانشگاه‌هاي دوره ‌هاي فوق ليسانس، تحصيلات پيشرفته را فراهم  مي‌آورند.آموزش براي كودكان ۶ تا ۱۵ سال اجباري و رايگان است. با اين حال، اكثريت عظيمي از فارغ التحصيلان، مدارس راهنمايي مصمم به ادامة تحصيل هستند، و در واقع در حال حاضر، دبيرستان بخش مهمي از آموزش مي‌باشد. در سال ۱۹۹۵، ۹۷% از كل دانش‌آموزان وارد دبيرستان شدند، كه اين ميزان مشابه ميزان ورودي‌هاي به دبيرستان ايالات متحده مي‌باشد،و ۴۵ درصد از دانش‌آموزان دبيرستان تا سطح دانشگاه ادامه تحصيل دادند. اين درصد پايين تر از درصد دانش‌آموزان آمريكايي  مي‌باشد، در آمريكا تقريباً نيمي از دانش‌آموزان وارد دانشگاه  مي‌شوند، اما درصد مربوط به ژاپن بالاتر از درصد مربوطه به كشور‌هاي اروپاي غربي  مي‌باشد.علاوه بر مدارس عالي و دانشگاه‌ها، تعدادي از دانش‌آموزان وارد مدارس حرفه‌اي  مي‌شوند. به علاوه، در سال ۱۹۸۵، دانشگاه هوايي افتتاح شد تا فرصتي براي ادامة تحصيل بزرگسالان از طريق گرفتن فرستنده‌اي كه خطابه ‌ها را در راديو و تلوزيون پخش ميكند، فراهم آورد.علاوه بر تسهيلات آموزشي در دسترس عامه، در تمام مراحل اين نظام، مدارس خصوصي هم وجود دارند. اين مدارس نقش مهم و ويژه‌اي در آموزش پيش دبستاني و دانشگاه ايفا  مي‌كنند، كه هر دو فراتر از محدودة نظام اجباري  مي‌باشند. از ماه  مي‌سال ۱۹۹۴، ۸۰ درصد كودكان كودكستاني و ۷۳ درصد دانش‌آموزان دانشگاهي در مؤسسات خصوصي ثبت نام كردند و ۳۰ درصد دانش‌آموزان دبيرستاني در مدارس خصوصي حضور يافتند.تعداد دانش‌آموزان ژاپني كه در خارج از كشور تحصيل  مي‌كنند، رو به افزايش است. در سال ۱۹۹۴،۰۰۰/.۱۵۱ دانش‌آموز دركشور‌هاي خارجي درس مي‌خواندند.در سال ۱۹۹۴، ۵۴۰۰۰ دانش‌آموز خارجي در ژاپن بودند كه حدود نود درصد آن‌ها از آسيا بودند.
آموزش پيش دانشگاهي

آموزش پايه

سن آغاز دوره : ۶ سال

سن اتمام دوره : ۱۵سال

آموزش ابتدايي 

مدت زمان دوره: ۶سال

بين سنين۶ تا ۱۲سال 

گواهينامه اعطايي: گواهينامة پايان دورة ابتدايي 

آموزش مقدماتي متوسطه

نوع مدارس ارائه كننده: مدارس راهنمايي 

مدت زمان دوره: ۳سال

بين سنين ۱۲ تا ۱۵ سال

گواهينامه اعطايي:  Chugakko  Sotsugyo  Shameisho( گواهينامة پايان دورة سيكل ( 


آموزش تكميلي متوسطه

نوع مدارس ارائه كننده: مدارس متوسطه مكاتبه اي 

مدت زمان دوره: ۴سال

بين سنين ۱۵ تا ۱۹سال 

نوع مدارس ارائه كننده: مدارس متوسطه پاره وقت 

مدت زمان دوره: ۴ سال

بين سنين ۱۵ تا ۱۹سال 

گواهينامه اعطايي:  Kotogakko  Sotsugyo  Shomeish( گواهينامة ديپلم متوسطه)

نوع مدارس ارائه كننده: دبيرستانها

مدت زمان دوره: ۳ سال

بين سنين ۱۵ تا۱۸سال 

گواهينامه اعطايي: Sotsugyo  Shomeisho Kotogakko (مدرك پايان دبيرستان)
چالشهاي اساسي
سيستم آموزش ژاپن رو به تغيير است ، امّا با اين وجود و عليرغم اينكه مردم هم به اين عامل اذعان دارند،گرايش براينست كه بجاي تمركز بر برخي از تأثيرات اين تغييرات ، بر جنبه هاي ساختار اين سيستم آموزشي تأكيد شود ( بعنوان مثال سيستم ۳-۳-۶ و تغييرات در سرمايه گذاري در آموزش عالي ( 

البتّه بخشي از دلايل اين موضوع بر اين است كه بعلّت ادامه دار بودن اين اصطلاحات ، هميشه امكان درك اينكه چه تغييراتي روي داده است ، و اينكه اين تغييرات كوتاه مدت هستند يا دراز مدت وجود ندارد .روند اصلاحات جاري ريشةعميقي در اصلاحات دهة ۸۰ دارد. 
  • بازدید : 66 views
  • بدون نظر
این فایل در ۳۵صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

اصول: احکامی که از مدلها و نظریه ها اخذ می شوند
این اصول باید با اصول ارزشی و اخلاقی جامعه هماهنگ باشد.
عوامل اصلی آموزش و پرورش در جوامع ابتدائی
۱- زندگی خانوادگی 
۲- کار گروهی 
۳- مراسم دینی 
« نظام آموزش و پرورش »
الگوی کلی نهادها،مؤسسات و سازمانهای رسمی جامعه که چندین وظیفه را برعهده دارند اصطلاحا نظام آموزش و پرورش نام دارند.
عمده ترین این وظایف  عبارتند از:
۱- انتقال فرهنگ وشکوفائی آن
۲- پرورش همه جانبه فرد در جامعه 
 
 

ضرورت و اهمیت مدیریت آموزشی
– رشد تقاضا برای آموزش و پرورش
– افزایش تعداد شاگردان
– ضرورت استخدام معلمین بیشتر.
– فراگرد آموزش و پرورش و انسان
– پیچیدگی انسان،فرآیند آموزش و پرورش را دشوار کرده است
مدیریت فعالیتی است که :
در یک موقعیت سازمان یافته ، برای هماهنگی و هدایت امور  و در جهت اهداف معین صــورت می گیرد.

مدیران آموزشی  باید:                                                 
۱- راه حل خلاق ارائه دهند
۲- اقدامات پیشگیرانه بعمل آورند
۳- پویا باشند
امروزه مدیران آموزشی :
۱- فقط با مسائل جزئی سرکار دارند
۲- درگیر فعالیتهای اداری هستند
مدیر آموزشی چگونه به نگرش آگاهانه در کار خویش دست می یابد؟
اقدام برای تربیت مدیران آموزشی نباید هدف باشد بلکه هدف باید بهبود بخشیدن کیفیت شرایط آموزش و پرورش باشد.
 
زمینه فرهنگی-اجتماعی مدیریت نظام آموزشی
تحلیل وظایف و مسئولیتهای سازمانهای رسمی از دید پارسونز
در سطح فنی  مشخص می شود :
۱- چه افرادی؟
۲- چگونه؟
۳- با چه وسایلی؟
۴- در جهت چه اهدافی؟
باید آموزش ببینند
بخش عمده کارکردهای مدیریت آموزشی در مدرسه و کلاس درس توسط ماهیت  وظایف فنی مشخص می شود .
همه اقدامات سطح فنی زیر نظر سطح «اداری» قرار دارند
 سطح اداری :
اداره کننده امور داخلی سازمان
میانجی سازمان و جامعه
واحدهای سازمانی مسئول وظایف اداری کدامند؟
کلیه واحدهای اجرایی و ستادی اداره کننده آموزش و پرورش
مدیریت آموزشی در سطح اداری  دارای چه ویژگیهایی است؟
دارای شباهت تام با مدیریت های دیگر
دارای وظایف کارکردهای عمومی مدیریت
 
« نظام آموزشی و فرهنگ »
فرهنگ دلالت دارد بر نحوه و روش زندگی که هر جامعه ای برای رفع نیازهای اساسی خود اختیار می کند.
در هر جامعه ای،نظام آموزشی در درجه اول به منظور فرهنگ پذیری به وجود می آید،
فرهنگ پذ یری= جریان هماهنگ کردن فرد با فرهنگ جامعه
نظام آموزشی و فرهنگ در چه زمینه هایی به امر فرهنگ پذیری کمک می کند؟
– یادگیری عادات و رسوم
– زبان،کسب و کار
– ارزشهای جامعه
هدفهای آموزش و  پرورش مشتق از:



هستند .
فرهنگ:
۱- عناصر ثابت و پایا
۲- عناصر مورد اختلاف
عناصر پایا:
۱- طرز لباس پوشیدن
۲- طرق استعمال زبان
۳- آداب معاشرت
عناصر نایگانه و مورد اختلاف:
۱- نوآوریهای فرهنگی
۲- شیوه های نوظهور رفتار و کردار
مدیریت نظام آموزشی بر اثر مداخله عوامل مختلف عملا فراگردهای آموزش و پرورش را به جهات مختلف هدایت می کند.
جهات مورد نظر از دید « ون میلر » عبارتند از:
۱- حفظ فرهنگ و تداوم و بقای وضع موجود
۲- تحکیم جامعه ای بدون اختلاف عقیده ای
۳- اهرم ویژه رشد و توسعه جامعه
۴-پیشرفت مدام جامعه و بهبود شرایط زندگی
۱- حفظ فرهنگ و تداوم و بقای وضع موجود:
– این هدف،هدف اصلی جوامع واپسگرای سنتی است
– عناصر و ارزشها فرهنکی در این جوامع ثابت هستند
۲-  تحکیم جامعه بدون اختلاف عقیده ای:
– در پاره ای از کشورها به وقوع پیوسته است
– نظام آموزشی
      1- ابزاری در دست دولت
       2- برای بقای گروه
۳- تحکیم جامعه بدون اختلاف عقیده ای:
هدف
ابزاری در دست دولت
برای بقای گروه
توجه به اهداف فنی
۳- آموزش و پرورش عامل پیشرفت و بهبود شرایط زندگی:
   – عدم توجه به پیامدهای اجتماعی پیشرفت فنی 
    – بالا رفتن سطح زندگی مردم
     – عدم توجه به روابط انسانی
در هدایت نظام آموزشی در جهت پیشرفت جامعه  دو چیز شایان توجه است:
۱- آگاهی از ماهیت ارزشهای فرهنگی
۲- فهم ماهیت ارزش های جدید
« کنترل آموزش و پرورش »
– کنترل نظام آموزشی امری ضروری است
– کودکان در ابتدا توسط پدر و مادر کنترل می شوند
– والدین تأثیر عمیقی بر شخصیت کودکان دارند
در جوامع امروز نیاز کودکان به آموزش و پرورش فراتر از چیزی است که والدین فراهم می کنند و برای رفع این نقیصه،آموزشگاه ها تأسیس می شوند
تجربه نشان می دهد که :
۱- در هر جامعه ای والدین اهمیت تعلیم و تربیت کودکانشان را تشخیص نمی دهند
۲- برخی از افراد که علاقه نشان می دهند صرفا قصد انتفاع دارند 
۳- نظرات مردم در شهرها مؤید آراء متفاوتی است.
نتیجه: در سطح جامعه باید برنامه ای برای آموزش و پرورش طراحی و اجرا شود.
سوال مهم: چه کسانی باید آموزش و پرورش را کنترل کنند؟
سوال مهم: آیا آموزش و پرورش باید بوسیله دولت یا حکومت کنترل شود ؟
رلرو مورفت:کنترل آموزش و پرورش از سه بعد قابل تأمل است؛
۱- کنترل مذهبی
۲- کنترل دولتی
۳- کنترل بوسیله سایر گروهها
« کنترل مذهبی »
– از قدیم الایام نفوذ دین و مذهب قابل ملاحظه بوده است.
– جوانبی از آموزش و پرورش را دین عهده دار بود.
– این نفوذ تا عصر حاضر هم ادامه دارد.
نکته مهم:در اکثر کشورهایی که رهبران آنها
به یک دین رسمی تعلق دارند،آموزش و پرورش
بوسیله مقامات دینی برنامه ریزی و کنترل می شود
دلایل کشمکش دین و دولت
رهبران ملی: نهاد دینی کودکان را قالب اندیش بار می آورد.
              – رشد ذهنی کودکان را محدود می کند.
رهبران دینی: رهبران ملی از مدارس به عنوان وسیله بدآموزی و کژاندیشی به زیان دین و بشریت استفاده می نمایند.
  • بازدید : 45 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲۲صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

نهضيت مديريت علمي و اصولي كه تبليغ مي كرد مديريت آموزشي را متأثر ساخته و توجه انديشمندان و محققان آموزشي را به خود جلب نمود. هواداران مديريت علمي در نظامهاي آموزشي به كاربرد اصول آن همت گماشتند. آنها مدرسه را مشابه كارخانه تلقي مي كردند كه در آن دانش آموران مانند مودا خام، بايد در فراگيري آموزش و پرورش، متناسب با كيفيات و مشخصات مورد انتظار جامعه تغيير و تحول پيدا كنند. بنابراين نظامهاي آموزشي بايد براي تحقق اين هدف، كاركنان واجد صلاحيت، ابزارها و روشهاي فني ويژه مورد نياز با معيارها و استانداردهاي از پيش تعيين شده فراهم سازند
با تلاش و همت اين افراد، در تاريخ مديريت و رهبري آموزشي ايالات متحده دوره‌اي به وجود آمد كه عصر پرستش كارآئي نام گرفت.
طالبان اوليه مديريت آموزشي، گرچه دقت نطر مهندسان انسان را نداشتند ولي همانند مديران عملي تيلور رفتار سازمان آموزشي را مورد تجزيه و تحليل قرار مي دادند، و سعي مي كردند كه اصول مديريت علمي را در محيط هاي آموزشي پياده كنند. و پيشنهادهايي در جهت انجام امور به حداكثر رساندن كارآيي اراده‌اند.
تجزيه و تحليل مدارس به سويله ريموند كالاهان در سالهاي ۱۹۱۰ تا ۱۹۳۰ فعاليتهاي غلمي متأثر اصول مديريت علمي را به خوبي نشان مي دهد. با اين حال تا سال ۱۹۴۰ مديريت آموزشي تحت تأثير مطالعات هارتون قرار داشت. مديريت دموكراتيك تصميم‌گيري دموكراتيك و تدريس دموكراتيك شعار اين دوره بود تا سال ۱۹۵۰ مديريت آموزشي بيشتر تحت تأثير فرضيه هاي تئوريك قرار داشت. ولي در سالهاي ۱۹۵۰ تا ۱۹۶۰ رفتار گرايان پا به عرصه وجود گذاشتند و نهضتي جدي براي مطالعه و تدريس مديريت آموزشي به وجود آوردند و از اين طريق مفاهيم زيادي از ديگر رشته هاي علمي در مورد و مديريت آموزشي گردآوري شد.
در دهة ۱۹۷۰ بحرانهاي اجتماعي و سياسي مانند بحرانهاي نفتي و ركور اقتصادي در غرب مطالعات تئوريك و عملي در مديريت آموزشي را تحت تأثير قرار داد و انتقاداتي نيز بر رويكرد علوم رفتاري مطرح گرديد به طوري كه «گريفتيز» مديريت آموزشي را تا سال ۹۷۹ به عنوان رشته اي در آشوب روشنفكري توصيف مي كند.
ولي در سال ۱۹۷۹ با انتشار مقاله اي از طرف وران ادمونرز كه رهبري قوي داري در يكي از خصوصيات مدارسي كه در زمينه تدريس، اثر بخش بودند معرفي كرد.
اين موضوع نقطه عاطفي شد كه توجهي تجدد به مديريت آموزشي را جلب نمود و در اواسط دهه ۱۹۸۰ منجر به ظهور رهبريت آموزشي تدريس گرا گرديد كه استاندارد آموزشي جديدي براي مديريت تعيين مي كرد. در اين الگو مدير مهمترين منبع دانش براي رشد برنامه هاي آموزشي مدرسه تلقي مي گرديد. در ايالات متحده مراكز آموزشي ايجاد گرديد كه بتواند توانايي هايي از قبيل توانايي بهبود بخشيدن روشهاي تدريس معلمين و … داشتن انتظاراتي بيشتر از عملكرد معلمين و دانش آموزان سرپرستي نزديك در كلاسهاي درس، هماهنگي مواد درسي نظارت بر پيشرفت تحصيلي دانش‌آموزان را در مديران پرورش دهند.
به لحاظ ظهور متغيرهاي محيطي جديد در دهة ۱۹۹۰، بطور كلي عقيده گروهي بر اين است كه نظام آموزش و پرورش دانش اموزان را به طور كارا و مؤثر براي ايفاي نقششان در جامعه آينده آماده نمي كند، از اين رو سياستگذاران آموزشي بر آن شدند تا فرصتهاي اساسي و زيربناي آموزشي و پرورش را مورد بررسي و تجزيه و تحليل قرار دهند.
پيشنهادهاي اين افراد بر اين فرض استعداد است كه نياز بيشتري به روشهاي پويا وجامع در تدريس و يادگيري وجود دارد، در نتيجه مواردي چون تفويض اختيار از نواحي آموزش و پرورش به ندارس در ارتباط با تصميم گيريهاي مرتبط با مواد درسي، افزايش نقش معلمين و والدين در فرآيند تصميم گيري و تأكيد بيشتر بر تدريس پويا و يادگيري فعالانه را پيشنهاد مي كنند.
اداره مراكز آموزشي از گذشته هاي دور يعني از همان زمان كه اولين آموزشگاه هاي بوجود آمده صورت مي گرفته است. اما توجه بيش از حد به مديريت آموزشي در واقع بعد از انقلاب صنعتي در قرن هجدهم و شروع آموزش و پرورش همگاني آلمان، انگلستان، فرانسه و آمريكا بود كه به تربيت مديران آموزشي همت گماردند.
دركشور ما توجه به مسأله مديريت آموزشي تقريباً از ۳۵ سال پيش ابتدا از طريق ورودي و سپس ايجاد رشته هاي تحصيلي دانشگاهي آغاز گرديد. اخيراً در پي گسترش روز افزون نظام آموزشي ضرورت بهسازي كيفيت نتايج آموزشي مسئله مديريت و رهبري آموزشي در آموزش و پرورش بارندگي و رشد  توسعه اقتصادي و… توجه چنداني نداشته است. اكنون با تغييرات و تحولات جهاني و اجتماعي دريافته است كه مديريت آموزشي فعاليتي است پويا كه بايد همه وظايف مربوط به آن مانند:برنامه ريزي«تعيين هدفها»، سازماندهي، هماهنگي، هدايت، و رهبري، نوآوري و ايجاد انگيزه و ..و كاملاً در نظر گرفت.
 
تعريف مديريت آموزشي
مديريت با توجه به آموزشهاي حاكم بر جوامع و زيربناي اعتقادي و فلسفه اجتماعي آن تعريف مي شود به زعم دكتر كمبل و اين مديريت آموزشي داراي معاني و مفاهيم مختلفي است و هركس برحسب تجربيات و احتياجات و مقاصد خود براي آن مفهومي را در نظر مي گيرد.
فرهنگ لغات بين المللي تعليم و تربيت مديريت آموزشي راه بكار بردن تكنيكها و روشهاي اداره سازمان هاي تربيتي با در نظر گرفتن هدفها و سياستهاي كلي تعليم و تربيت تعريف مي كند.
از نظر كنزويچ مدير آموزشگاهي فرآيند اجتماعي مربوط به هويت دادن، نگهداشتن، برانگيختن كنترل كردن و وحدت بخشيدن تمام نيروهاي رسمي و غير رسمي انساني و مادي سازمان يافته در يك نظام واحد و يكپارچه مي باشد كه براي دستيابي به هدفهاي از پيش تعيين شده طراحي است.
دكتر مير كمالي مديريت آموزشي را«فرآيندي اجتماعي مي داند كه با بكارگيري و مهارتهاي علمي، فني و هنري كليه نيروهاي انساني و مادي را سازماندهي و هماهنگ نموده و با فراهم آوردن زمينه هاي انگيزش رشد، با تأمين نيازهاي منطقي فردي و گروهي معلمان، دانش آموزان و كاركنان به طور صرفه جويانه به هدفهاي تعليم و 
تربيت مي رسد.»
دكتر واينر بر اين اعتقاد است هر عملي كه بتواند معلم را در امر آموزش يك قدم پيش‌تر ببرد مدير و رهبر آموزي خوانده مي شود»هدايت و رهبري آموزش در محيط مدرسه محدود به فردي كه عنوان مدير يا راهنما را دارد نمي شود. از نظر وي رئيس آموزش و پرورش، مدير مدرسه، دبيران، متخصصين وسايل سمعي و بصري فيلم هاي آموزشي، كتابدار و حتي سرايدار مدرسه كه بتواند قدم در امر آموزش بردارد رهبر و مدير آموزش تلقي مي گردد به اين دليل كه هر يك از آنان به گونه هاي مختلف مي‌توانند دبيرران و همكاران خودشان را در جهت آموزش دانش آموزان ياري كنند.
دكتر علاقه بند در تعريف مديريت آموزشي مي گويد:
مديريت آموزشي عبارت است از فرآيند برنامه ريزي، سازماندهي، هدايت، نظارت ارزشيابي و در مجموع اداره كردن كليه امور و فعاليت هاي مربوط به اموزش و پرورش در كتاب رهبري و مديريت آموزشي تأليف دكتر سيد محمد مير مكالي مديريت آموزشي اينچنين شده است:
مديريت آموزشي فرآيندي است اجتماعي كه با استفاده از دانش مديريت و تجربه عملي و با آگاهي و بهره گيري از علوم تربيتي، كليه امكانات و منابع مادي و انساني در جهت تقويت و ياري و بهبود تعليم و تربيت هم سو و هماهنگ نموده و براي رسيدن به اهداف آموزشي محيط مساعد مناسب را فراهم مي سازد.
در كتاب مديريت در آموزش و پرورش تأليف آقاي دكتر صافي ص ۹ مديريت آموزشي اينچنين تعريف شده است: «مديريت آموزشي عبارتست از كاربرد اصول، نظريه ها و روشهاي مناسب مديريت در سازمانهاي آموزش و پرورش.
همه متخصصين امور آموزشي، دستيابي به اهداف تعليم و تربيت را خدف عمده و روشن مديريت آموزشي مي دانند . اين در حالي است كه بسياري از مديران آموزشي مدارس ما نظر روشن و قاطعي دربارة اهداف سازمانهاي آموزشي ندارند، جالب آنكه عده اي از اين مديران در حاليكه نمي دانند وظيفه و كار اصلي شان در مدرسه چيست فكر مي كنند به اندازه كافي از مدرسه و اهداف آن اطلاع كافي دارند.
معمولاً مديران مدارس وظيفه اصلي خود را ثبت نام، تعيين كلاسها، تقسيم دانش آموزان، رسيدگي به حضور و غياب، آماده ساختن به موقع كلاسها، حل مسائل روزمره و عادي، اجراي بخشنامه اي ارسالي اداره آموزش و پرورش، ثبت كارنامه ها و دفاتر امتحاني، اعلام به موقع نتايج مي دانند.
«و از آنجا كه هدفهاي آموزش و پرورش عميقاً تجزيه و تحليل نمي شود، مديران به كارهاي سطحي و روبناي سرگرم و از اهداف اصلي باز مي مانند؟
وظايف مديريت آموزشي:
منظور از وظايف مديريت اشاره به فعاليتهاي مهم و اساسي است كه در نيل به اهداف سازمان ضرورت دارد اما در اينكه كدام «كاركرد» Function مديريت مهم است ميان صاحبنظران اختلاف نظر وجود دارد و برخي چون هنري فايول Henry Fayol يعني اولين كسي كه وظايف مديريت تقسيم و تعريف كرده است معتقدند كه وظايف اساسي در مديريت عبارتند از:
۱-برنامه ريزي (planing)
يعني تعيين هدف، يافتن و ساختن راهها و وسائلي كه رسيدن به هدف را امكان را امكان پذير مي سازد و همچنين و پيش بيني كارهايي كه بايد در آينده انجام گيرد.
۲-سازماندهي (organization)
يعني تركيب و تخصيص افراد و منابع و امكانات، ميان افراد و واحدهاي مختلف سازمان و همچنين هماهنگي ميان آنها به منظور كسب اهداف سازمان .
۳-فرماندهي (precting)
شامل عمل مداوم اخذ تصميم خاص يا كلي و صدور دستور به منظور هدايت و رهبري سازمان و همچنين ايجاد انگيزه و رغبت در زيردستان جهت رسيدن به اهداف سازمان .
۴-هماهنگي coordingating
يعني به هم پيوستن و وحدت بخشيدن همة امكانات و منابع مادي و انساني و همچنين فعاليتها و كوششهايي كه براي رسيدن به هدف سازمان ضرورت دارد.
۵-كنترل كردن (controling):
يعني رسيدگي به اينكه آيا كليه برنامه ها و عمليات انجام شده طبق مقررات و دستورالعمل صورت مي گيرد يا نه؟
«تحقيقات نشان داده است كه مديران آموزشي از آنچه شرح وظايف براي آنان تعيين نموده است مسئوليتهاي گسترده تري بر عهده دارند.»
مديران آموزشي علاوه بر تعقيب وظايفي مانند برنامه ريزي، سازماندهي، نظارت و كنترل، انگيزش، ارتباطات هدايت و تصميم گيري وظيفه دارند و به كيفيت امر آموزش و يادگيري توجه خاص مبذول دارند. مديران اموزشي بايد توجه داشته باشد كه ساختار سازماني، وسايل و تجهيزات آموزشي، جو سازماني، امكانات و تسهيلاتي هستند كه براي آموزش بهتر مي توان آنها را در اختيار گرفت.
اكثر دبيران و ديگر اعضاي سازمان براي تحقق امر تدريس و آموزش بهتر داراي استعداد بالقوه بالفعل بيشتري هستند، موانع بسياري از قبيل جو نامناسب سازماني، عدم علاقه مندي دبيران به امر آموزش و تدريس، نبود فكر خلاق، نبود حسن رابطه با مدير، اعمال تبعيض از طرف مدير، پايبندي دبير به نگرش و باورهاي شخصي، عدم وجود ارزشيابي مؤثر و بر انگيزاننده، وضع اقتصادي نامطلوب، عدم عدالت اجتماعي و بسيار مسايل ديگر باعث مي شود كه دبيران و ديگر اعضاي سازمان آموزش از تمامي توان و استعدادهاي خود در امر تدريس و آموزش استفاده نكنند، بنابراين مدير آموزشي وظيفه دارد تا آنجا كه به حيطة كاري او مربوط مي شود با برقراري روابط انساني با اعضاي سازمان در رفع محدوديتها و موانع تلاش كند و با ايجاد يك محيط آموزشي سرشار از احساسات و عواطف انساني به شكوفايي و آزاد ساختن استعدادهاي اعضاي سازمان خود كمك كند. مديريت آموزشي براي ارتقاء و كيفي آموزش و پرورش يك الزام است، ابعاد پيچيده و گسترده وظايف آموزشي به مديراني با بينش عميق و انعطاف پذيري تؤام با دانش مديريت نياز دارد .
  • بازدید : 71 views
  • بدون نظر

این فایل در ۲۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

طرح ارزشیابی توصیفی مشهور به ارزشیابی کیفی یا طرح حذف نمره ،تجربه نو آورانه ی برخاسته از عمل در مقطع ابتدایی آموزش و پرورش ایران است.این طرح به صورت پیش آزمایشی در سال تحصیلی ۸۲-۸۱ اجرا و ارزشیابی شد. گزارش ارزشیابی طرح توسط نویسنده این مقاله که مجری این ارزشیابی بوده بلافاصله منتشر گردید(محمد حسن مقنی زاده،۱۳۸۱). اجرای آزمایشی این طرح درچهار سال تحصیلی بعد ادامه داشته است در ادامه برای آشنایی بیشتر شما توضیحات مفصلی می دهیم

  • بازدید : 64 views
  • بدون نظر

این فایل در ۱۵۱صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

صاحبنظران آموزش و پرورش عموماً بر اين عقيده هستند كه كيفيت مديريت فعاليتهاي آموزشي، مهمترين شاخص سطح كفايت و اثربخشي كل برنامه‌هاي آموزشي است؛ زيرا مديريت با نقش تعيين كننده و مؤثري كه در امر هدايت و رهبري فرايندهاي آموزش و پرورش در جهت هدفهاي آن دارد بالقوه هم مي‌تواند موجب پيشرفت آن گردد و هم موجب از هم پاشيدگي آن (علاقه‌بند،‌۱۳۶۲). بنابراين، براي استفاده عاقلانه و مقتصدانه از زمان، سرمايه، و كار و تلاش نيروي انساني به منظور نيل به هدفهاي عام آموزش و پرورش در سطح ملي و هدفهاي خاص آموزش و يادگيري در سطح آموزشگاهي بايد به آموزش و تربيت تخصصي افرادي مبادرت كرد  در ادامه برای آشنایی بیشتر شما با فایل توضیحات بیشتری می دهیم

  • بازدید : 39 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲۵صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

در شرايط حساس كنوني، و با توجه به احياء معاونت پرورش در وزارت آموزش و پرورش كه قطعاً قبل از آن با حذف امور تربيتي جايگاه هنر هم در آموزش و پرورش به فراموشي سپرده شده بود، ولي تصميم انقلابي دولت نُهم كه جاري و ساري ساختن صدقة جارية شهيدان رجائي و باهنر را به همراه داشت قطعاً با طرح مقولة هنر و آفرينشهاي هنري كه بطن، و اساس و پاية فعاليتهاي امور تربيتي به حساب مي آيد در سطوح مختلف تحصيلي و در جامعه انقلابي ما تبديل به مسئله اي فوري و فوتي گرديده كه شايد پس از گذشت چندين سال از تعطيلي و به دست فراموشي سپرده شدن امور تربيتي اين تنها فرصت تاريخي بسيار مغتنم و عزيزي باشد براي پرداختن به هنرآموزي و پرورش ذوق و استعداد فرزندان كشور و آشنايي آنان با ميراثهاي گرانبها و ارزشهاي معنوي والا و انقلابي كه ريشه در انديشه هاي ناب و روح بخش معمار بزرگ انقلاب و مردان بزرگواري همچون شهيدان رجائي و باهنر و هزاران شهيد گلگون كفني كه زيباترين جلوه هاي هنر را با ايثار جان خود به نمايش گذاشتند و برماست كه امروز با برافروخته و شعله ور شدن مجدد چراغ نوراني و فروزان امور تربيتي بتوانيم آنگونه كه بايسته و شايسته انقلاب اسلامي مي باشد 
چرا كه هنر حديث شريف زندگي ديروز است كه امروز هم مي تواند صدر اسرافيلي باشد براي قطع وابستگي هاي ناخواسته ما، زيرا آنچه از اين صبح عالمتاب باقي است مي تواند تكيه گاهي استوار و مطمئن براي تحرك و پويايي و خلاقيت و سرافرازي باشد و مطمئن هستم كه با توجه به تغيير و تحولاتي كه امروزه در صحنه علمي دنيا به وقوع پيوسته بگونه اي كه عصر امروز را عصر انفجار دانش و اطلاعات و تكنولوژي نام نهاده اند.
تكنولوژي نهفته در هنرهاي اصيل و سنتي برگرفته از ارزشهاي اصيل و والاي انساني ريشه دار در فرهنگ ارزشمند و ناب انقلابي و اسلامي ما مي تواند پايه و اساس خودكفايي باشد چرا كه هنرهاي اصيل سرچشمه اي خدايي دارند و در حقيقت همان «بار امانتي» است كه حضرت احديت به آدمي عنايت فرموده است.
تصور بنده اين است كه اين مقدمة هر چند مختصر مي تواند زمينه اي باشد براي توجه جدي تر به مسئله هنر و نقش آن در توسعه فعاليتهاي امور تربيتي چه در مقطع ابتدايي كه پايگاه و زيربناي هر آموزشي است و چه در مقاطع آموزشي ديگر به هر حال آنچه مسلم است جايگاه هنر و حاصل آن در ديروز و امروز، در دنياي شتر و كاروانهاي قديمي يا دنياي اطلاعات و ارتباطات و موشك و… يكي است زيرا كه آموزش هنر، باروري و شكوفايي احساس و ذوق است و هر جامعه اي كه آن را ناديده بگيرد به طور يقين گرفتار عواقب سوء آن خواهد شد شواهد گوناگون، نشان مي دهد كه هنر و تربيت، موازي و هم جهت مي باشند و راهي مطمئن و ارزشمند براي انتقال مفاهيم پيچيدة ديني، اخلاقي، ارزشي و معنوي آنهم با روشهاي جذاب، عميق و آرام و ژرف كه نهايتاً تبديل به پايه اي محكم براي پرورش انسانهاي متعالي و متكامل كه روند تعليم و تربيت را به طوري صحيح و اصولي پيموده و به عاليترين اهداف غايي و آرماني نظام تعليم و تربيتي ما كه همانا چيزي نيست جز قرب الي الله نائل گردند و در پايان اين مقدمة نسبتاً طولاني، آنرا با سخني از آلبرت اينشتين به پايان مي برم ايشان مي فرمايد:
امروزه گاه صرفاً مدرسه را محملي براي انتقال صرف اندوخته هاي علمي و اطلاعات بشري به ذهن فراگيران مي دانند حال آنكه اندوخته هاي علمي چيزي مرده است و ما با زندگان سروكار داريم و ما بايد راه و رسم چگونه زيستن و چگونه انديشيدن را به آنان بياموزيم.
والسلام- سيد محمدحسيني دقيق- آذرماه ۸۶
 
تشريح اهميت جايگاه هنر در جامعه و نظام آموزشي
اگر تاريخ را ورق بزنيم و جوامع مختلف را مورد كنكاش قرار دهيم، نهادهاي متعددي را در آن جوامع خواهيم يافت كه كارشان آموزش آميزه هاي ديني و مذهبي مبتني بر جهان بيني و ايدئولوژي حاكم بر آن جوامع مي باشد و نتيجه مي گيريم كه آموزش ديني و فعاليتهايي كه در ارتباط با آن در جوامع مختلف صورت مي گيرد همزاد انسان و يك نياز قطعي و واقعي براي او بشمار مي رود و انتقال آن به نسل هاي آينده نيز در زمره انتقال ميراث فرهنگي جوامع است لذا در جامعه اسلامي ما توجه به امور پرورشي و فعاليتهاي مرتبط با آن مي تواند به عنوان يک مسأله ويژه مورد توجه قرار گيرد زيرا اين مسأله حتي يك گرایش عمومي براي اولياء نيز محسوب مي شود و اولياء نيز مايلند دين و آميزه هاي ديني و ارزشهاي فرهنگي و تربيتي خود را مثل هر ميراث فرهنگي ديگر به فرزندان خود منتقل نمايند.
ماده ۲۶ اعلاميه حقوق بشر اين اولويت را در انتخاب نو ع تربيت: براي اولياء به رسميت مي شناسد. علاوه بر آن در جوامع معلمان بيشماري هستند كه آموزش آميزه هاي ديني و تربيتي را به عنوان رسالتي اصلاح طلبانه دنبال مي نمايند. علاوه بر آن كه كنجكاوي دربارة دين و گرايش به آن و علاقمندي به فعاليتهاي متنوع فرهنگي و تربيتي يك رغبت قطعي و فطري در كودكان شناخته شده است كه اين علاقه و رغبت عموماً در سالهاي پاياني دبستان بروز و شدت بيشتري پيدا مي كند با اين وجود آموزش ديني و قرآن و بهره مندي از فعاليتهاي متنوع و جذاب بمنظور ايجاد يك نظام تربيتي قوي و مؤثر و پايدار از مسائل بسيار مهم و داراي اولويت مي باشد كه بسيار مهم و شايستة التفات است كه لاجرم بايد به آن پرداخته شود و براي پرداختن به آن لازم است به سئوالاتي از قبيل ذيل پاسخ دهيم
كودكان ما مفاهيم ديني را چگونه مي فهمند، تربيت ديني و فعاليتهاي تربيتي متناسب با آن در سنين مختلف و مقاطع مختلف تحصيلي بايد داراي چه خصوصياتي باشد، كدام مفاهيم براي آموزش به دانش آموزان دبستاني يا راهنمايي و يا متوسطه ………. مناسب است؟ آيا فعاليتها و برنامه هاي فعلي نظام آموزش ما آنگونه كه بايسته و شايسته است توانسته است در ايجاد نظامي پايدار آموزش و تربيتي را پي ريزي نمايد؟
قطعاً برخورداري از يك نظام تربيتي مطلوب، پويا در نظام آموزشي ما آنگونه كه شايسته نظام مقدس جمهور اسلامي ما ميباشد نيازمند پاسخگويي به سئوالات مذكور مي باشد.
از طرفي ديگر توجه به ويژگيهاي ورحي، رواني و رفتاري فراگيران در مقاطع مختلف بمنظور پاسخگويي به سئوالات فوق و پي ريزي يك برنامه مدون آموزشي موفق در فعاليتهاي تربيتي امري اجتناب ناپذير است كه فراگيران با ورود به دورة ابتدايي مواجه با يك تحول اساسي مي شوند. از نظر ظرفيت و توانائيهاي ذهني، براي كسب بسياري از مسايل آموزشي و تربيتي كه قبل از ارتباط مستقيم با مدرسه پيدا نكرده بودند آمادگي پيدا مي كنند و همچنين تحولات عظيمي در ذهن آنها نسبت به مسائل اجتماعي ايجاد مي شود و با ورود فراگيران به عرصه آموزش رسمي (مدرسه) و دور شدن از محيط محدود دورة زندگي در محيط خانواده آمادگي بيشتري براي سازگاري با محيط و قبول قواعد و مقررات اجتماعي، آنان را وارد مرحله جديدي از زندگي مي كند كه همه و همه حاكي از فرآيند تحولي است كه عمدتاً به دليل ورود فراگيران به دوره هاي مختلف تحصيلي و پاگذاشتن به محيط آموزش و پرورش رسمي ايجاد مي گردد.
از طرفي ديگر دوره هاي تحصيلي مختلف هر كدام متناسب با ويژگي هاي سني، ذهني، رفتاري، اخلاقي و اجتماعي ….. فراگيران دورة شكوفايي بسياري از استعدادهاي دانش آموزان است. شامل استعدادهاي هنري، علمي، ادبي، سياسي، اجتماعي، اقتصادي، زيستي، اخلاقي و…… و بسيار از خلاقيت ها در اين دوره شكل مي گيرد خصوصاً دورة ابتدايي كه از اهميت ويژه اي در ميان دوره هاي تحصيلي ما برخوردار است.
حال بمنظور بهره مندي از اين استعدادها و جهت دهي مناسب به آن نيازمند يك نظام تربيتي قوي، مطلوب و پويا متناسب با هدفهاي غايي و آرماني نظام تعليم و تربيتي كشورمان مي باشيم بدين منظور احياء مجدد معاونت پرورشي و نهاد امور تربيتي را به فال نيك گرفته و اميدوارم كه امور تربيتي بتواند با بهره مندي از هنر فعاليتهاي تربيتي را گسترش داده و گامهاي مؤثر و بلندي را در جهت زنده نگه داشتن ارزشهاي والاي انساني و مذهبي و انقلابي و پرورش انسانهاي منطبق بر معيارهاي ايدئولوژيكي و جهان بيني توحيدي آنها را در مسير رشد و تعالي و تكامل قرار داده و در آينده اي نه چندان دور شاهد پرورش يافتن انسانهايي والا، توانمند، خلاق، مبتکر، و… در نظام تعليم و تربيت كشورمان باشيم. ان شاء الله و اميدوارم كه بنده هم توانسته باشم با زبان الكن و قلم ناتوانم حق مطلب را در امر بهره مندي از هنر در توسعه فعاليتهاي امور تربيتي ادا نموده باشم.
با توجه به مطالبي كه ذكر آن گذشت كه همه و همه حاكي از اهميت ايجاد يك نظام تربيتي پايدار در آموزش و پرورش مي باشد در ادامه به ذكر راههايي كه مي تواند بهره مندي از آن تحت مقوله هنر در بالا بردن ظرفيت هاي نظام تربيتي و امور تربيتي *** نمايد اشاره مي نمايم.
چگونه مي توان يك نظام تربيتي مطلوب مبتني بر هنر و فعاليتهاي هنري بوجود آورد
الحمدالله به بركت انقلاب اسلامي، ما ملتي داريم با سرمايه هاي معنوي با ارزش و توانمنديهاي بسيار. اما نكته قابل تأمل اين است كه ما با وجود داشتن چنين سرمايه هاي با ارزش كه قطعاً پشتوانه بسيار خوبي براي هر نظام آموزشي محسوب مي شود تا چه اندازه توانسته ايم از اين سرمايه ها و توانمنديها استفاده كنيم.
براي روشن شدن موضوع، سخنی از آقای بهرامپور از كتاب نقدي بر ناكارآمدي آموزش و پرورش نقل مي نمايم. 
ايشان مي فرمايند «دولتي زيرك و باهوش كه براي تحصيل به كانادا رفته بود مي گفت: اگر بخواهيم سرمايه هاي معنوي خودمان را با غرب مقايسه كنيم بايد به آنها نمره ۱۰ و به خودمان نمره ۱۰۰بدهيم ولي فرق ما با آنها در اين است كه ما از ۱۰۰ سرمايه به اندازه يكي استفاده مي كنيم و آنها از ۱۰ سرمايه به اندازه ي ۹ استفاده مي نمايند.»
پس ما بايد فرصت هاي طلايي كه مي تواند در جهت كسب علم و دانش و فراهم شدن زمينه براي پرورش مهارتهاي فكر كردن، مهارت هاي اجتماعي شدن و مهارت هاي فني جهت آماده شدن براي ورود به عرصة زندگي واقعي را فراهم مي نمايد غافل نشده و آنرا هدر ندهيم و شايد يكي از بهترين راههايي كه مي تواند زمينة جلوگيري از هدر رفتن چنين فرصت هايي طلايي را بگيرد فراهم نمودن شرايط براي حضور قدرتمند  در صحنه فعاليتهاي امور تربيتي و بهره مندي از هنر در توسعة آن به عنوان يك از مقوله هاي بسيار مهم و جدي و مورد توجه و علاقه وافر بچه ها (فراگيران) دانست.
براي تأكيد و توجه بيشتر به اين مهم سئوالي را مطرح مي نمايم.
چرا هنر؟
قطعاً امروزه كار معلم تنها انتقال يك سلسله مفاهيم به دانش آموزان از طريق نشانه هاي گفتاري و نوشتاري نيست بلكه مهمترين وظيفة او اين است كه بداند چه چيزي را به چه كسي و با چه روشي مي بايد ارائه نمايد.
از اين رو معلم خوب كسي نيست كه تنها يك مطلب را خوب بداند بلكه معلم خوب و شايسته كسي است كه بتواند مطلب را متناسب با سن و ويژگيهاي اختصاصي دانش آموزان آنهم با زباني متناسب حال او ارائه نمايد.
كه در اين راه با بهره مندي از هنر مي توانيم گامهاي بلند و مؤثري برداريم. چرا كه هنر يكي از قلمروهاي بسيار مهم و گنجينة فرهنگي، و… هر جامعه اي محسوب مي شود و فرهنگ و ارزشهاي ديني و معنوي هر جامعه اي در درجة اول در آثار هنري خلق شده از سوي افراد آن جامعه متجلي مي شود و انسان به ياري ادبيات و هنر است كه نتوانستن هاي خود را در ساحت واقعيت جبران مي كند و به آنچه كه بايد باشد و نيست رنگ عينيت و تجلّي محسوس مي بخشد قطعاً هنر انسان را از دايرة تنگ تفرّد و درون گرايي محض خارج كرده و در مسير تعامل و تكامل اجتماعي و انساني قرار مي دهد و پرواضح است انسانهايي كه دستي در هنر ندارند معمولاً داراي افق انديشة وسيع تر و ژرف تري نسبت به مسائل جهان دارند و مي توانند آزادانه از مرز دنياي واقع فراتر رفته و در اوج زيبايي خود ساخته به پرواز درآيند و در اين رهگذر روياهاي ناممكن را ممكن سازند.
علاقمندي به هنر و فراهم نمودن زمينة بهره گيري از آن براي دانش آموزان باعث گسترش حس زيباشناختي آنان، تبليغ ارزشهاي معنوي، آشنايي با الگوهاي رفتار انساني والا گسترش باورها و نگرش هاي مثبت و به طور كلي آزادي انسان از فشارهاي ناشي از زندگي مادي مي گردد.
و از طرفي ديگر اگر ما بتوانيم با بهره گيري از هنر دانش آموزان را علاقمند به امور ديني و مذهبي و فعاليتهاي تربيتي نمائيم قطعاً دريچه هايي شفاف به دنياي اطراف دانش آموزان باز مي شود كه با پيشرفت كار آموزش اين پنجرة شفافيت و نورانيت آن بيشتر مي شود و با وجود چنين دريچه هايي دانش آموزان دنيا و زيبايي هاي آنرا بهتر مي بينند و نتيجتاً علاقه مندي بهتر و بيشتري به هنر پيدا مي كنند چرا كه اعتقاد داريم كه مباني ديني ما منطبق بر حكمتهاي جهان هستي و منطبق بر فطرت انساني است و قطعاً آگاهي بيشتر از حكمتهاي جهان هستي باعث رشد دينداري خواهد شد و در پايان اين قسمت از نوشته ام به سخني از استاد جعفر سبحاني اشاره مي نمايم.
ايشان مي فرمايند : «علم و دانش، مطالعه و بررسي آثار دانشمندان غور در قوانين آفرينش، مايه شكفته شدن عقل و خرد مي گردد. چنانچه ممارست با گناه و همنشيني با بدكاران، ديدن مناظر معصيت، مايه ضعف شنوايي و بينايي فرد گرديده و زشتي بسياري از كارها را از ميان مي برد.
اشاره مختصر به جايگاه هنر در فعاليتهاي تربيتي مذاهب
در مذاهب ديگر بهره گيري از هنر نيز مدخلي است براي آموزش و ايجاد علاقمندي به دين و فعاليتهاي تربيتي بگونه اي كه آقاي «عادل توفيق عطاري» در كتاب «القربيه اليهوديه في فلسطين المتحله و الدياسپورا» نوشته:
 «قهرمانان توراتي مثل قصه حضرت داود، طالوت و جالوت ما مدخلي براي آموزش دين و ارزشهاي ديني است يا جشن زيباي بابانوئل دوست داشتني، يك مدخل براي ايجاد علاقمندي به دين است همچنان كه سرودهاي كودكانه، اين نقش را در مسيحيت بازي مي كند.»
متعالي بودن هنر در گذشته و حال
ارجمندي و متعالي بودن هنر گذشته و امروز را، مي توانيم در يك بررسي كوتاه و در لابه لاي سرمايه هاي فراموش شده تاريخ دور و نزديك ببينيم، لازم مي دانم به يكي از وقايع ناخوشايند كه در برنامه هاي آموزشي جهان سوم  وجود دارد اشاره نمايم و آن ناديده گرفتن زمينه هاي آموزش سنتي و تجربي دانش و هنر آن كشورهاست مثلاً همين ناديده گرفتن تجربة آموزشي بسيار ارزندة «حوزه اي» خودمان و جايگزيني روشهاي بيگانه با ماست شيوه هاي برتر از همان فريبهاي استعماري است زيرا آنچه را امروزه به عنوان روشهاي آموزشي برايمان سوغات آورده اند دريافتهاي ناقص و حفظ كردني و نظري به دنبال دارد كه جايي براي جستجو و تكاپو و تحقيق و فكر كردن و آشنايي با فرآيند تفكر منطقي و حل مسأله براي فراگيران ما باقي نمي گذارد.
براي روشن تر شدن موضوع و اهميت پرورش در فرآيند آموزش لازم مي دانيم به موضوعي كه شايد خيلی از اوقات ذهن من و بسياري امثال چون بنده را به عنوان معلم درگير نموده اشاره نمايم.
امروزه با پيشرفتهاي سريع علمي بسياري از نظامهاي آموزشي دنيا به دنيال شيوه ها و روش هايي هستند كه يادگيري بهتر را تحت عناوين روشهاي نوين و فعال تدريس ارائه نمايند. امّا بنده نظرم اين است كه تدريس پويا وفعال در كلاسهاي درس ما همان چيزي است كه امروز در اهداف كنفرانس امور تربيتي و احياء معاونت پرورشي نهفته است.
  • بازدید : 80 views
  • بدون نظر

دانلود پروژه پایان نامه ورد افت تحصیلی رو براتون گذاشتم.

دانلود این فایل می تواند کمک ویژه ای به شما در تکمیل یک پایان نامه ی کامل و قابل قبول و ارایه و دفاع از آن در سمینار مربوطه باشد.

برخی از عناوین موجود در این مقاله : 

۱- راه های مقابله با افت تحصیلی

۲- علل افت تحصیلی

۳- پروژه های محلی و منطقه ای مبارزه با افت تحصیلی

امیدوارم از این مقاله لذت ببرید…

مقدمه

افت تحصيلي يكي از مشكلات عمدة نظام هاي آموزشي در دنياي كنوني است، و هر سال مقادير متنابهي از امكانات مالي و نيروهاي انساني، آموزشي و پرورشي به اين معضل اختصاص مي يابد. از آنجا كه افت تحصيلي با نظام آموزشي، فرهنگي،‌اجتماعي و خانوادگي جامعه ارتباط تنگاتنگي دارد، بررسي آن مستلزم دقت نظر و ارزيابي دقيق عوامل عديده اي است.

بسياري از افراد افت تحصيلي را به معناي ناتواني دانش آموز در يادگيري مواد درسي مي دانند. بدون شك اين تصوري نادرست است. ناتواني كودك در فراگيري دروس ممكن است از تواناييهاي ذهني محدود و ضعيف ناشي شود، در حاليكه افت تحصيلي به معناي نزول از يك سطح بالاتر به سطحي پايين تر در تحصيل و آموزش است.

افت تحصيلي به كاهش عملكرد تحصيلي دانش آموز از سطحي رضايت بخش به سطحي نامطلوب گفته مي شود. توجه به فوق نشان مي دهد كه مقايسه و سنجشسطح عملكرد تحصيلي قبلي و فعلي دانش آموز بهترين شاخص از افت تحصيلي است. مشاهدة اينگونه افت و خيرها درعملكرد تحصيلي دانش آموزان، ما را به بررسي علل آن فرا مي خواند. از آنجا كه نظام آموزش و پرورش يكي از سازمان ها و نهادهاي پرهزينة كشور است. و نيز به دليل ارزش حياتي آن در تأمين و تربيت نيروي انساني ماهر و متخصص جامعه و بطور كلي اعتلاي فرهنگي و اقتصادي كشور، بررسي دلايل افت تحصيلي و روش هاي مقابله با آن، مي تواند از به هدر رفتن سرمايه هاي مادي و معنوي مردم و مسئولان پيشگيري كند و بهكارايي هر چه بيشتر افراد جامعه بينجامد. به همين دليل ما به بررسي علل افت تحصيلي بين دو كلاس دوم پرداختين كه در اين تحقيق علل اين افت دو كلاس و در كل افت تحصيلي را مورد بحث قرار داديم.


  


عتیقه زیرخاکی گنج