• بازدید : 34 views
  • بدون نظر
این فایل به صورت زیر تهیه شده وشامل موارد زیر است:

اراده عالمانه و حكيمانه و عادلانه حضرت حق، در نظام متقن هستى و پهن دشت ميدان خلقت و آفرينش، از هر چيزى جفت آفريد.
در اين بساط جفت بودن و زوج بودن هر چيزى حقيقتى است كه استثنا برنداشته، و پيش از آنكه دانش بشر، و تحقيقات علمى به آن دست يابد، قرآن مجيد در آيات متعددى از جمله در آيه چهل و نهم سوره مباركه الذاريات، از اين واقعيت، كه نسبت به تمام موجودات هستى، اعم از جماد و نبات و حيوان و انسان فراگير است خبر داده.
اين خبر عظيم، و گفتار علمى، و اين بيان روشن، آن هم نسبت به تمام موجودات خانه خلقت، و كاشانه و لانه آفرينش، با توجه به اينكه مربوط به قرنها قبل از رنسانس علمى است، و در شهرى چون مكه و مدينه كه خط نويس و خواننده اى، و كتاب و مدرسه اى در آن نبوده، از معجزات قرآن مجيد، و دليلى محكم بر اصالت اين كتاب، و برهانى بزرگ بر علمى بودن اين دفتر، و عاملى بس قوى بر صدق نبوت خاتم انبيا(صلى الله عليه وآله وسلم) است.
قرآن مجيد در زمينه هاى ديگر مسائل آفرينش آياتى دارد، كه علوم امروز بشر، در برابر آن شگفت زده و غرق در تعجّب و حيرت است، و براى احدى از افراد انسان در هر مقام و مرتبه اى كه باشد، جاى شك و ترديد، در حقّانيت خود، و اينكه چراغ هدايت فرا راه حيات آدميان است، باقى نمى گذارد.
عنايت و رحمت او، در ذات زوج ها و جفت ها از هر نوعى، كشش و جاذبه و رابطه عاشقانه، و ميل به يكديگر برقرار نموده است، تا اين جاذبه و كشش، و اين ميل و رابطه، تحت نظامى خاص و شرايطى معين، چه در نظام تكوين، چه در عرصه گاه تشريع منتهى به ازدواج و جفت گيرى و توالد و تناسل، و تكثير نوع شود، و از اين راه باعث بقاء نظام عالى آفرينش گردد، و هم اينكه تمام موجودات از هر جنس و نوعى كه هستند به لذّت زندگى، و خوشى در حيات، و بهره مندى از وجود خود و ديگران برسند.

آيين ازدواج در نظام هستى   … 

رابطه توالد و تناسل در عالم جمادات، به هر صورتى كه هست، به صورت ميل تركيب عنصرى با عنصر ديگر، و در نتيجه پديد آمدن عنصر سوم، مانند تركيب اكسيژن و هيدروژن كه دو عنصر سوزان و سوزنده است، و نتيجه تركيب و ازدواج اين دو گاز سوزان و سوزنده، به صورت آب سرد و خنك و مايه حيات و نشاط است، يا به صورت جذب و انجذاب، همراه با نتايج بسيار زياد آن، يا به صورت دو جريان مثبت و منفى، و پديد آمدن منافع بى شمار، از عجايب و شگفتى هاى هستى، و محصول اراده و رحمت حضرت ربّ العالمين است، و همين رابطه بين دو عنصر يا عناصر، و ميل به يكديگر، و خلاصه خط عشقى كه بين جمادات نسبت به يكديگر حاكم است،باعث تكثيرنسل وتداوم نوع، و برپا بودن نظام عالى خلقتو عرصه گاه زيباى هستى است.

راستى اين چه قدرت شگرف و چه اراده عظيمى است، كه بين دو عنصر سوزان و سوزنده، آنچنان الفت و رابطه و حالت عشق برقرار مى كند كه از ازدواج آن دو عنصر، آب سرد و چشمه سار با صفا، و رود هاى خروشان، و درياهاى عظيم، و اقيانوس هاى بى كران، و باران لطيف بوجود مى آيد؟!!

اين چه نيروى شگفت انگيزى است كه با تركيب عناصر با يكديگر در دل خاك سياه و تيره، و در قلب سنگ خارا، و در بسترى قير گونه و تيره تر از شب، الماس بوجود مى آورد؟!

اين چه اراده قاهرى است كه از تركيب چند مادّه در تاريكى معادن يمن، عقيق سرخ، و از عمق خاك نيشابور، فيروزه آسمان رنگ، و از آميجتن خاك با فسيل حيوانات، هزاران جنس مورد نياز بشر پديد مى آورد؟!

اين چه رحمت و لطفى است، كه با تركيب سنگ و خاك و ساير مواد با سنگ و خاك، مولودى با منفعت چون طلا و نقره، و مس و آهن، تحويل خانه هستى مى دهد؟!

و اين چه اراده و حكمتى است كه از تركيب و تزويج عناصر با يكديگر اين همه نعمت به بندگانش عنايت مى فرمايد؟!!

اين چه اراده و حكمتى است كه بين خورشيد و زمين و مجموعه عناصر اين گوى آتشين، و عناصر زمين ،اين همه مهر و الفت، و عشق و محبت برقرار ساخته، كه از تركيب عناصر خورشيد با عناصر زمين، و ازدواج مواد خورشيد با مواد زمين نعمت هائى پديد آورده كه به فرموده خودش در قرآن مجيد، كسى را قدرت و قوّت شماره كردن آنها نيست.

اوست خداوندى كه آسمانها و زمين را آفريد، و از عالم بالا آب فرو ريخت، و به سبب آن ميوه ها را روزى شما قرار داد، و كشتى را در تسخير شما در آورد تا در دريا به دستور او حركت كند، و نهرها را در پهنه گاه زمين در اختيار شما قرار داد، و خورشيد و ماه را كه در حركتند، و در درياى هستى روانند مسخّر شما نمود، و شب و روز را در اختيارتان گذاشت، و از آنچه از او خواستيد به شما عنايت فرمود، و اگر در مقام شماره كردن نعمتهاى خداوند برخيزيد، شما را توان احصاء نعمت او نيست…[۲]!!

ميزان ميل و كشش، و جذب و انجذاب، و مثبت و منفى بودن عناصر، و رابطه عاشقانه بين آنها، براى توالد و تناسل، بر اساس نظمى معين و قوانينى خاص، و مقرراتى عادلانه است.

اين ميل و كشش از افراط و تفريط بدور است، و هرگز اين رابطه و محبت به سردى نمى گرايد، و قهر و دعوا و به هم خوردگى و اختلاف در اين  عرصه گاه زيبا و عاشقانه، و طلاق و جدائى در اين ازدواج جانانه معنا و مفهومى ندارد.

اگر در اين صحنه از پهنه آفرينش زمينه اختلاف و قهر و طلاق، و جدائى و بى مهرى راه داشت، بدون ترديد فساد و افساد سفره لعنتى خود را مى گستراند، و اوضاع را به هم مى پيچيد، و بساط را از بيخ و بن ريشه مى زد.

عناصر در جهان جمادات هر كدام داراى حجم و وزن معين، و فاصله به اندازه، و رشد و گردشى متناسب با وضع خود هستند، و تركيب هر يك با ديگرى بر اساس كفويت است.

عناصر از نظام معين به خود دست برنمى دارند، با يكديگر به دشمنى و دعوا برنمى خيزند، و در هر كجاى از اين نظام احسن قرار دارند حدّ وجودى و قانونى خود را رعايت مى كنند.

لاَ الشَّمْسُ يَنْبَغى لَها اَنْ تُدْرِكَ الْقَمَرَ وَ لاَ اللَّيْلُ سابِقُ النَّهارِ وَ كُلٌّ فى فَلَك يَسْبَحُونَ.[۳]

نه خورشيد را شايد كه به ماه فرارسد، و نه شب را كه بر روز سبقت گيرد، و همه در مدار معين بخود شناورند.

در وزن و حجم و طول و عرض و عمق، و رنگ و صفات، و فاصله هاى عناصر عالم بالا از يكديگر، از جمله فاصله خورشيد و زمين كه نزديك به صد و پنجاه ميليون كيلومتر است، و هيچ گاه اين فاصله را كم و زياد نمى كنند، كه زياد شدنش باعث منجمد شدن تمام موجودات زمين، و كم شدنش علت سوختن تمام عناصر كره خاكى است، غير از علم و عدل و حكمت بى نهايت كه بر اساس اراده حضرت حق در وجود تمام موجودات در تجلّى است، چيزى مشاهده نمى شود، اين است كه هر وقت اهل حال و بصيرت، و اهل انصاف و وجدان، و بيداران و بينايان، و پاكان و پاكيزگان با ديده سر، و چشم دل به نظام هستى مى نگرند با كمال خضوع و خشوع و با تمام وجود از صاحب آفرينش و خالق هستى، و نظام دهنده اين نظام اعجاب انگيز ياد مى كنند و از عمق جان فرياد برمى آورند.

رَبَّنا ما خَلَقْتَ هذا باطِلاً.[۴]

اى مالك و مربّى ما، اين خلقت و آفرينش را بر باطل بوجود نياورده اى.

اين همه نقش عجب بر در و ديوار وجود***هر كه فكرت نكند نقش بود بر ديوار

آرى نظم و قانون، و حدّ و حدود، و حق و حقيقت در ظاهر و باطن تمام عناصر هستى در تجلّى است، و بر تابلوى وجود تمام موجودات اسماء و صفات حق ديده مى شود، و آنچنان خطّ اسماء و صفات روشن است كه براى هر عامى بى سوادى هم قابل خواندن و درك كردن است.

بنزد آنكه جانش در تجلاّست***همه عالم صفات حق تعالى است

از همه عجيب تر اين كه تمام اين موجودات با نظام خاصّ خودشان در راهى مستقيم براى رسيدن به محبوب و مقصود خود كه همانا حضرت ربّ است; در حركتند.

وَ اَنَّ اِلى رَبِّكَ الْمُنْتَهى.[۵]


نظام همزيستى در گياهان

برنامه تركيب يا به عبارت ديگر لقاح و توالد و تناسل در ميدان حيات نباتات و گياهان، بگونه اى است كه هر بيننده اى را در دريائى از تعجب و حيرت غرق مى كند.

فرصت اندك، اجازه توضيح و تفسير تمام جوانب اين مسئله مهم را نمى دهد. در چند جمله، دورنمائى از اين حقيقت شگفت انگيز كه همراه با شرايطى خاص و قوانيـنى اعجـاب آور، و برنامه هايى فوق العاده دقيق و منظم است، به محضر عزيزان عرضه مى شود.

اگر در ميان گلها دقت كرده باشيد، ميله ها و پرچم هاى ظريفى در وسط آن ديده مى شود، كه آنها را نافه مى نامند، و تعداد آنها در گلها مختلف است، و در عين حال حساب مخصوصى دارد.

در بالاى اين ميله ها، برآمدگى كوچك و زردرنگى است كه آن را « بساك » مى گويند، در ميان بساك، كيسه بسيار كوچكى است كه چهار حفره دارد، و در ميان آنها دانه هاى گرده قرار گرفته است.

دانه هاى گرده،دانه هاى بسيار ريز ميكروسكوپى هستندكه در عمل شباهت تامّى با نطفه حيوانات دارند!!

پس از برقرارى عمل لقاح بين آن و قسمت هاى مادّه، تخم گل درست مى شود.

دانه هاى گرده با آن كوچكى به نوبه خود داراى ساختمان تو در تو و نازك كاريهاى شگفت آورى مى باشند.

در ميان آنها مقدار زيادى موادّ پرتوپلاسمى و موادّ چربى، قندى، نشاسته اى، و ازتى مى باشد، و در وسط آنها دو هسته كه يكى كوچكتر و ديگرى بزرگتر است وجود دارد، بزرگتر را هسته روينده، و كوچكتر را هسته زاينده مى نامند، كه وظيفه مهم اين دو را بزودى خواهيد دانست.

مادگى: همان قسمتى است كه روى محور گل قرار گرفته و در ناحيه فوقانى آن برآمدگى مخصوصى بنام كلاله است، و سطح آن را مادّه لزج و چسبناكى پوشانيده، كار اين مادّه چسبنده نگاهدارى و جذب دانه هاى نر و كمك به روياندن آنهاست.

در پائين مادگى كه متصل به قسمت تحتانى گل است، ناحيه برجسته اى وجود دارد كه آن را « تخمدان » مى گويند، و در ميان آن تخمك هاى كوچكى يافت مى شود، كه با دنباله مخصوصى به ديواره تخمدان اتّصال دارند، و به وسيله آن آب و موادّ لازمه را جذب مى كنند، تخمك ها نيز به سهم خود ساختمان قابل ملاحظه اى دارند.

عمل زفاف:  پس از آنكه كيسه هاى گرده بساك از هم پاره شد و گرده ها روى كلاله ماده قرار گرفتند فوراً شروع به نمّو مى كنند، در اينجا بايد متذكّر شد كه براى رسيدن گرده به كلاله ماده، وسائل مختلفى وجود دارد كه از مشاهده آن تعجّب عميقى به مطالعه كنندگان جهان خلقت دست مى دهد.

از جمله اينكه حشرات گوناگونى اين وظيفه حياتى را بدون اينكه توجّه به كار خود داشته باشند انجام مى دهند، يعنى در اثر رنگ و بوى مطبوع، و مادّه قندى مخصوصى كه در بن گلها جاى دارد به طرف آنها حركت كرده، و روى آنها نشسته، و دانه هاى گرده را با پاى پشم آلود خود از اين نقطه به آن نقطه حمل مى كنند، اين عمل مخصوصاً در گلهائى كه ميله هاى نر و مادّه آنها از هم جداست و روى دو پايه قرار دارد بسيار شايان اهميّت است.

همانطور كه گفتيم وقتى دانه هاى گرده روى كلاله قرار گرفت، شروع به رشد و نمّو مى كند، هسته بزرگتر كه همان هسته روينده است همراه آن نمّو كرده و به طرف تخمدان سرازير مى شود، و در نزديكى آن بكلّى از بين رفته و نابود مى گردد، ولى هسته كوچكتر كه از زاينده است، از ميان اين لوله باريك عبور كرده وارد تخمدان مى شود، و با تخمكها تركيب شده، عمل لقاح و زفاف در آن محيط  مخفى و تاريك صورت مى گيرد، نطفه گل بسته و تخم اصلى آن بوجود مى آيد.

هوا و آب و انسان، واسطه ها و دلاّل هاى ديگرى هستند كه زمينه لقاح و زفاف نباتات و گياهان را فراهم مى كنند.

در عرصه گاه حيات نباتات، همانند وضع جمادات قوانين و شرايط تركيب، توالد و تناسل و زفاف به اراده حضرت حق، بدون پيش آمدن اختلاف و بى مهرى، و نزاع و طلاق، كار خود را دنبال مى كنند، و از اين طريق سفره روزى موجودات زنده بخصوص انسان را غرق در انواع ثمرات، حبوبات و ميوه جات مى نمايند.!!


نظام ازدواج و توالد و تناسل در 
حيوانات

ميل حيوان نر به ماده، و ماده به نر، و رابطه عاشقانه اى كه بين اين دو موجود زنده، براى لذت بردن از زندگى و توالد و تناسل، و بقاء نسل وجود دارد، از شگفتى هاى غيرقابل توصيف است.

اراده و شعور و توجّه حيوانات به اين مسئله حياتى، و نظم و انضباطى كه در امر ازدواج و همزيستى بين آنان است، هر دقّت كننده اى را در دريائى از تعجب و شگفتى شناور مى كند.

تعاونى كه بين ماده و نر جهت لانه سازى، ساختمان كاشانه، حفظ اسرار، انتخاب جا و مكان و وقت و زمان، و از همه مهمتر عمل لقاح، و توجه به وضع جوجه، و تأمين مواد براى او، و تعليم امور لازمه به فرزند، و نگهدارى او از حوادث و خطرات، و ساير برنامه هائى كه بر عرصه گاه حيات حيوانات حاكم است، و در حقيقت تجلى اراده حضرت حق است، بايد از عجايب مسئله هستى شمرده شود.

دنياى  پر از اسرار تخم گذاران و پستانداران در برنامه آميزش و لقاح، و توجه به حفظ تخم ها، و يا حفظ جنين و نوزادان، آدمى را در پرده اى از حيرت و بهت مى اندازد.

شرايط و قوانين ازدواج و توالد و تناسل در حيوانات شرايطى مناسب، و قوانينى خدائى و الهى است.

ما مِنْ دآبَّة اِلاّ هُوَ آخِذٌ بِناصِيَتِها اِنَّ رَبّى عَلى صِراط مُسْتَقيم.[۶]

زمام اختيار هر جنبنده اى به دست مشيّت اوست، بدون شك هدايت پروردگارم به راه راست است.

هيچ حيوانى به غير جنس مخالف خود كه نرينه اى از نوع خود اوست در عين اين كه كپسولى از شهوت جنسى است، ميل نمى كند.

حيوان نر، شهوت خود را آلوده به ناپاكى و خلاف كارى نمى نمايد، و از راه مستقيم الهى منحرف نمى شود.

در زمينه غريزه جنسى براى حيوانات آلودگى و انحراف نيست.

نطفه حيوان نر براى ماده مربوط به خود اوست و در اين مسير توجهى به غير ندارد.

در آنها چشم چرانى، و تعقيب غير، و تجاوز به ماده اى كه در زوجيت نر ديگر است وجود ندارد.

در اين زمينه بين تخم گذاران و پستانداران تفاوتى نيست راستى 

آفرينش همه تنبيه خداوند دل است 

دل ندارد كه نـدارد به خداونـد اقرار

داستان نظم و انضباط در تمام مسائل زندگى بخصوص توالد و تناسل در پرندگان، خزندگان، چرندگان، حيوانات آبى داستانى شگفت آور، و براى اهل دقت موجب اعجاب فراوان است.

شكل زندگى حيوانات همراه با شرايط و قوانينى كه بر آنان حاكم است كلاس درس، و زمينه عبرتى است براى انسانهائى كه از فضاى هدايت حق دور افتاده، و از معنويت و نورانيت جدا زندگى مى كنند.

حيوانات در نظم و انضباط همانند جمادات و عناصر و ماه و خورشيد، و آسمان و زمين، و همچون نباتات و گياهانند.!!


انسان و ازدواج 

ازدواج و تركيب و توليد، و توالد و تناسل، در عرصه گاه حيات جماد و نبات و حيوان، بر اساس قوانين تكوين و جهت گيرى صحيح غرائز صورت مى گيرد، ولى انجام اين مسئله حياتى و برنامه عالى طبيعى بايد بر مبناى مقررات و نظامات شرعيه، و قوانين الهيه كه در قرآن مجيد، و گفته هاى ملكوتى انبياء و امامان آمده، جامه عمل بپوشد.

مايه هاى اوليه اين حقيقت به صورت غريزه، ميل، دوستى، عشق، و مهربانى در مرد و زن به اراده حكيمانه حضرت حق قرار داده شده:

وَ مِنْ آياتِهِ اَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ اَنْفُسِكُمْ اَزْواجاً لِتَسْكُنُوا اِلَيْها وَ جَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً اِنَّ فى ذلِكَ لاَيات لِقوْم يَتَفَكَّرُونَ.[۷]

و از آيات خداوندى است كه براى شما از جنس  خودتان جفتى بيافريد، كه در كنار او آرامش يابيد، و ميان شما عشق و محبّت و مهربانى قرار داد، كه در اين حقيقت نشانه هائى از خداست براى مردمى كه در گردونه انديشه و فكر نسبت به حقايق بسر مى برند!

عتیقه زیرخاکی گنج