• بازدید : 58 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۲صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

گنهكاران از سيمايشان شناخته مى شوند! در تعقيب آيات گذشته كه بعضى از حوادث رستاخيز را بازگو مى كرد، اين آيات همچنان ادامه همان بحث و ذكر خصوصيات ديگرى از صحنه قيامت ، و چگونگى حساب ، و مجازات ، و كيفر است . نخست مى فرمايد: ((هنگامى كه آسمان شكافته شود، و همانند روغن مذاب گلگون گردد، حوادث هولناكى واقع مى شود كه هيچكس را ياراى تحمل آن نيست )) (فاذا انشقت السماء فكانت وردة كالدهان ). از مجموع آيات ((قيامت )) به خوبى استفاده مى شود كه در آن روز نظام كنونى جهان به كلى در هم مى ريزد، و حوادث بسيار هول انگيز در سرتاسر عالم رخ مى دهد، كواكب و سيارات و زمين و آسمان دگرگون مى شوند، و مسائلى كه تصور آن امروز براى ما مشكل است واقع مى گردد،
در بعضى ديگر انسانها به جدال و دفاع و مخاصمه برمى خيزند خلاصه هر صحنه اى شرايطى دارد و هر صحنه از صحنه ديگر خوفناكتر است . و باز در تعقيب آن همگان را مخاطب ساخته مى گويد ((كدامين نعمت از نعمتهاى پروردگارتان را تكذيب مى كنيد))؟! (فباى آلاء ربكما تكذبان ). آرى در آن روز سؤ ال نمى شود، ((بلكه مجرمان با قيافه هايشان شناخته مى شوند)) (يعرف المجرمون بسيماهم ). گروهى داراى چهره هاى بشاش نورانى و درخشانند كه بيانگر ايمان و عمل صالح آنهاست ، و گروهى ديگر صورتهائى سياه و تاريك و زشت و عبوس دارند كه نشانه كفر و گناه آنهاست ، چنانكه در آيات ۳۹ تا ۴۱ سوره عبس مى خوانيم : ((وجوه يومئذ مسفرة ضاحكة مستبشره و وجوه يومئذ عليها غبرة ترهقها قترة )): ((در آن روز چهره هائى درخشان و نورانيند، و چهره هائى تاريك ، كه سياهى مخصوصى آنرا پوشانيده )). سپس مى افزايد: ((آنگاه آنها را با موهاى پيش سر، و پاهايشان مى گيرند، و به دوزخ مى افكنند))! (فيؤ خذ بالنواصى و الاقدام ). ((نواحى )) جمع ((ناحيه )) چنانكه راغب در مفردات مى گويد: در اصل به معنى موهاى پيش سر و از ماده ((نصاء)) (بر وزن نصر) به معنى اتصال و پيوستگى است ، و ((اخذ به ناصيه )) به معنى گرفتن موى پيش سر است ، و گاه كنايه از غلبه كامل بر چيزى مى آيد. ((اقدام )) جمع ((قدم )) به معنى پاها است . گرفتن مجرمان با موى پيش سر، و پاها، ممكن است به معنى حقيقى آن باشد كه ماءموران عذاب اين دو را مى گيرند و آنها را از زمين برداشته ، با نهايت ذلت به دوزخ مى افكنند، و يا كنايه از نهايت ضعف و ناتوانى آنها در چنگال ماءموران عذاب الهى است ، كه اين گروه را با خوارى تمام به دوزخ مى برند، و چه صحنه دردناك و وحشتناكى است آن صحنه ؟ باز از آنجا كه يادآورى اين مسائل در زمينه معاد هشدار و لطفى است به همگان مى افزايد: ((كدامين نعمت از نعمتهاى پروردگارتان را تكذيب مى كنيد))؟! (فباى آلاء ربكما تكذبان ).

تفسیر المیزان آیه
مجرمين از چهره‏شان شناخته مى‏شوند، و موى سر و پاهايشان را مى‏گيرند و در آتش مى‏افكنند
اين آيه در مقام پاسخ از پرسشى تقديرى است، گويا كسى مى‏پرسد: خوب وقتى از گناهشان پرسش نمى‏شوند پس از كجا معلوم مى‏شود گنهكارند؟. ” فَيُؤْخَذُ بِالنَّواصِي وَ الْأَقْدامِ”- اين جمله به خاطر اينكه حرف” فاء” بر سرش در آمده، فرع و نتيجه شناسايى مذكور است، و كلمه” نواصى” جمع ناصيه است، كه به معناى موى جلو سر است، و كلمه” اقدام” جمع قدم است، و جمله” بالنواصى” نائب فاعل جمله” يؤخذ” است، معناى تحت اللفظى آن” موى جلو سرها گرفته مى‏شود” است. و معناى آيه اين است كه: احدى از گناهش پرسش نمى‏شود- مجرمين با علامتى كه در چهرههاشان نمودار مى‏گردد شناخته مى‏شوند، در نتيجه موى جلو سرشان و پاهايشان را مى‏گيرند و در آتش مى‏اندازند .
آیه ۴۳

هَذِهِ جَهَنَّمُ الَّتِي يُكَذِّبُ بِهَا الْمُجْرِمُونَ
اين همان جهنمی است که مجرمان دروغش می پنداشتند .
تفسیر نمونه آیه

در آيه بعد مى فرمايد: ((اين همان دوزخى است كه مجرمان پيوسته آنرا انكار مى كنند)) (هذه جهنم التى يكذب بها المجرمون ). در اينكه مخاطبين حاضران در محشرند و اين سخن در قيامت به آنها گفته مى شود؟ و يا مخاطب شخص پيامبر (صلى اللّه عليه و آله ) مى باشد، و در دنيا به او گفته شده است ؟ مفسران تفسيرهاى مختلفى دارند، ولى قرائنى در آيه وجود دارد كه معنى دوم را تقويت مى كند زيرا تعبير به فعل مضارع (يكذب ) و استفاده از جمله غائب با عنوان ((مجرمون )) بيانگر اين است كه خداوند به پيامبرش (صلى اللّه عليه و آله ) مى گويد: اين اوصاف دوزخى است كه همواره مجرمان در اين دنيا آنرا انكار مى كنند، و يا اينكه مخاطب همه انس و جن هستند كه به آنها هشدار مى دهد جهنمى كه مجرمان آنرا انكار مى كنند داراى چنين اوصافى است كه مى شنويد، بايد به هوش باشيد، عاقبت كارتان به آنجا نرسد .

تفسیر المیزان آیه
در آن روز به مجرمين گفته مى‏شود، چيزى كه هست جمله” يقال- گفته مى‏شود” از ابتداى آن حذف شده، و تقدير كلام” يقال هذه جهنم التي …” است، يعنى آن روز به مجرمين گفته مى‏شود: اين است آن جهنمى كه مجرمين تكذيبش مى‏كردند
در اين آيه روى سخن به رسول گرامى خود كرده فرموده باشد، اين آن جهنمى است كه مجرمين از قوم تو آن را تكذيب مى‏كردند، و به زودى وارد آن خواهند شد، و بايد كه سرنوشت آنان در نظرت بى‏اهميت باشد .

آیه ۴۴

يَطُوفُونَ بَيْنَهَا وَبَيْنَ حَمِيمٍ آنٍ
و اکنون در ميان آن و آب جوشان می گردند
باز در توصيف جهنم و عذابهاى دردناك آن مى افزايد: ((مجرمان در ميان دوزخ و آب سوزان در رفت و آمدند)) (يطوفون بينها و بين حميم آن ). ((آن )) و ((آنى )) در اينجا به معنى آبى است كه در نهايت حرارت و سوزندگى باشد، و در اصل از ماده ((انا)) (بر وزن رضا) به معنى وقت گرفته شده ، زيرا آب سوزان به وقت و مرحله نهائى خود رسيده است . به اين ترتيب آنها از يكسو در ميان شعله هاى سوزان جهنم مى سوزند و تشنه مى شوند و تمناى آب مى كنند، و از سوى ديگر آب جوشان به آنها مى دهند (يا بر آنها مى ريزند) و اين مجازاتى است دردناك . از بعضى از آيات قرآن استفاده مى شود كه چشمه سوزان حميم در كنار جهنم است كه نخست دوزخيان را در آن مى برند و سپس در آتش دوزخ مى افكنند: ((يسحبون فى الحميم ثم فى النار يسجرون )) (مؤ من ۷۱ و ۷۲). تعبير به ((يطوفون بينها و بين حميم )) آن در آيه مورد بحث نيز متناسب با همين معنى است . باز به دنبال اين هشدار و اخطار شديد بيداركننده كه لطفى است از ناحيه خداوند، مى فرمايد: ((كدامين نعمت از نعمتهاى پروردگارتان را انكار مى كنيد))؟! (فباى آلاء ربكما تكذبان ).

عتیقه زیرخاکی گنج