• بازدید : 44 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

روش هاي حل مسأله، طرح هاي قابل مصرف مجدد و عوامل اجراي بخش علي و معلولي سفيهاي علمي را فراهم مي كند. در زمينهIBPOW، مرحله اول ما زبان توصيف روش حل مسأله يكسان (UPML) را توسعه داديم و به توصيف و عملكرد چنين طرح‌‌ها و عواملي براي ساده تر شدن مصرف نيمه اتومات و پذيرش آنها كمك كرديم. اين گزارش بيانگر دومين توجه هستي شناسي- متارUPML است. همچنين سينكت‌هاي شبكه  UPMLو ارزيابي روش هاي احتمالي براي ارائه زبان مناسب مدل سازي و تغييرات هستي شناسي،oll به عنوان يك اصل پايه درUPML را فراهم مي كند.
هدف پروژهIBPOW توسعه واسطه هاي هوشي است كه توانايي تشكيل سيستم هاي علمي را از عوامل قابل مصرف در شبكه گسترده جهاني دارند.IBPOW، تحقيقي در زمينه پايگاه هاي اطلاعاتي متفاوت، تكنولوژي شبكه و عملكرد داخلي آن با تكنولوژي سيستم علمي با نام هستي شناسي و روش هاي حل مسأله انجام داده است. سيستم هاي علمي، سيستم هاي كامپيوتري هستند كه به بررسي مسائل پيچيده، با كمك علم پرداخته‌اند. ممكن است علم و دانش توسط انسان ها يا به شكل اتومات و با استفاده از تكنيك هاي آموزشي، مقايسه اي و استقرايي كسب شود. دانش، عمدتاً اخباري است به جاي اين كه با استفاده از لگاريتم هاي پيچيده رمزگذاري شود و از اين لگاريتم هاي مربوط جهت حل مسائل با كمك اين دانش استفاده مي شود. عليرغم اهميت آشكار و دانش مربوط به پويايي فرايند حل مسأله،KBSها معمولاً اين دانش را ناديده مي گيرند. Clorag سال۱۹۸۳، چندين مثال ارائه كرد كه مهندسين علوم مختلف اساساً دانش كنترلي را با قوانين منظم توليد و اجراي اين قوانين به همراه موتور فعال عمومي و ارائه رفتارهاي فعال مورد نظر كدگذاري كرده اند. آشكار ساختن اين دانش و منظور كردن آن به عنوان بخشي مهمي از دانشك كلي در سيستم علمي، دليل منطقي است كه روش هاي حل مسأله را ايجاد مي كند.
روش هاي حل مسأله به بهبود كيفيت موتورهاي فعال عمومي مربوطه جهت ايجاد امكان كنترل بيشتر فرايند علي و معلولي پرداخته اند تا فرايند ي عملي سازند. روش‌هاي حل مسأله، اين دانش كنترلي را به شكلي مستقل از اصل كاربرد آن توصيف كرده و قابليت مصرف مجدد آن را در زمينه ها و كاربردهاي مختلف فراهم كرده اند. PSM ها، عملكرد علي و معلوليKBS را در برخي امور فرعي و فعاليت هاي مربوط به ان كه مرتبط با تأثيرات علمي است، خنثي مي كنند. چندين كتابخانه در مورد روش هاي حل مسأله ايجاد شده و برخي زبان هاي مخصوص روش حل مسأله نيز پيشنهاد شده و طبقه بندي آنها از علائم غيرعادي تا زبان هاي مدل سازي عادي صورت گرفته است.
از نقطه نظر فنيPSM ها شكل خاصي از طرح هاي نرم افزاري مي باشند: طرح هاي نرم افزاري براي توصيف بخش علي و معلوليKBS ها وUPML را در اولين مرحله پروژه IBROW توسعه داديم.UPML زبان توصيف طرح و مخصوص نوعي سيستم هاي ويژه است كه عوامل و تنظيم كننده‌هايي را براي اتصال عوامل فراهم مي كند. (البته تحت شرايط خاص طراحي). به علاوه دستور العمل هاي طراحي، روش هايي براي توسعه سيستم تهيه شده از عوامل و تنظيم كننده هايي كه با محدوديت ها مطابقت دارند، فراهم مي كند. ساختار اصليUPML در شكل۱ نشان داده شده است.UPML، ۴ عامل اصلي علمي را تعريف مي كند:
كار،PSM مدل اصلي و هستي شناسي از عوامل هستي شناسي با سه عامل ديگر استفاده شده تا جهان مربوط به آنها را تعريف كنند كه با پيكان هاي سياه از كادرOntology در شكل مشخص شده است. هر عامل براي فعاليت در متن خاصي تغيير مي يابد به طوري كه تنظيم كننده ها آن را منظم مي كنند. تنظيم كننده هاي پل مانند روابط بين كار،PSM مدل اصلي را كنترل مي كند. سه نوع پل درUPML وجود دارد: پل اصلي كار، پل اصليPSM و پل كارPSM. در شكل اين روابط با پيكان هاي سياه رنگ نشان داده شده و پل ها نيز روي اين پيكان ها قرار گرفته اند. ساختارUPML توسطfensel سال۱۹۹۹ توصيف شده است.
با توجه به اولين تعريفUPML، اين روش توسط اعضاي كنسيرسيوم پذيرفته و از آن براي تشخيص طرح كتابخانهM در دانشگاهopen و بخش هايي از كتابخانهPSM در دانشگاه stanford استفاده شده است. كتابخانه قبلي به طور كامل در شبكه موجود است و از طريق جستجو در جستجوگر/ ويرايش گر webonto قابل دسترسي است. طرح كتابخانهM در طراحي مهندسي، طراحي آسانسور و تقسيم بندي اداري كاربرد داشته است. (طرح رابط تقسيم بندي، طرح اتاقك كاميون و طرح تكنولوژي ريخته گري). اميد است UPML به عنوان يك راهكار استاندارد براي توصيف و توسعه سيستم هاي علمي با عوامل قابل مصرف مجدد آن در سطح جهاني استفاده شود. اين امر باعث افزايش قدرت توليد در توسعه سيستم‌ها شده و تبديل كار بين گروه هاي متفاوت را ساده مي‌سازد.
هدف اصلي اين گزارش بيان توجه جديدUPML به همراه گروهي از سفيتكسهاي شبكه اي براي توصيف عوامل دانش آن لاين مي باشد. دومين هدف اين گزارش، ارائه نتايج بررسي احتمالات UPML براي استفاده ازoll مي باشد، يعني زبان جديد هستي شناسي كه در زمينه پروژه به سوي علمIST اروپاي توسعه يافته است.
اين گزارش به اين شكل ارائه شده است، در بخش۲، ويژگي طرح جديدUPML را بيان مي كنيم. در بخش۳، احتمالات تركيبUPML باoll، در بخش۴، طرح هايXML,RDF را براي UPMLنشان داده و در بخش۵ نتايج و طرح هاي حاصله از مراحل مختلف را ارائه مي كنيم. ضميمه ها، سنيتكس شبكه UPML(DTD، طرح كليXML و طرح كليRDF) و ويژگي UPMLرا عنوان مي كنند.
مصنوعات هوشمند اپيستمولوژي- متاسيستم فني.
چكيده 
ضرورت برنامه هاي هوشنمند، اپيستمولوژي كامپيوتري است. سيستم هاي فني،e كامپيوتري خود را از مهارت هاي فني اصلي دريافت مي كنند. ساختار سيستم فني طبقه بندي شده و اين راه كار نيازمندe است كه اپيستمولوژي اصلي را از طريق توالي e كامپيوتري، طبقه بنديe،  برنامه ريزيe و كاربرد آن (مجزا از هستي شناسي كاربردي) در يك سيستم فني انتقال دهد. اين مقاله بيانگر روش متا- اپيستمولوژيكي با توجه به توسعه طرح اوليه طبقه بندي eGanges (4-2002) مي باشد كه با سيستم هاي قانونمند، روش‌هاي نظام مند و مسيرهاي استراتژيكي مناسب اين زمينه است. ازe كامپيوتري با منطقd3 به عنوان واحدهاي فعال منطقي آن در برنامه ريزي هدفمند استفاده شده است. از فرايندR كه به عنوان آدم ربايي شناخته شده است بر اساس عقل سليم استفاده شده كه بر فرايند انتقال تأثيرگذار است. تغيير بنيادي بر اساس توالي انتخاب آنچه كه مناسب آينده است و آنچه كه براي ايجاد تناسب بهتر لازم است، استفاده شده است. در طراحي eGanges، ساختار مركزي و دو بعدي تابع با نام نقشه خطي، يا رودخانه اي، در مدل منطقيd3 استفاده شده تا ارزش شناختي اپيستمولوژي كامپيوتري براي ايجاد رابطه با مصرف كننده بهبود يابد. علائم رودخانه، نمودارهاي مسير جرياني هستند كه مشابه به نمودارهاي استخوان ماهي مي باشند. علائم گسترده و پيچيده رودخانه هاي ممكن است به عنوان نقشه هاي فرعي خانه بندي شده همچنين به شكل هاي متفاوت تعبيه شده تا توضيحات سيستمRRS را بيان كنند. گزينه هاي توصيفي شامل روابط بين پيوندها در يك گروه نقشه هاي فرعي و بين سيستم هاي موازي رودخانه اي است. اپيستمولوژي‌هاي فرعي ممكن است براي اين تعابير لازم باشند. عملكرد امكانات اصلي جهت يابي و علائم متفاوت نقشه ها همانند نتيجه بررسي عملكرد مربوطه مهم مي‌باشند.
كلمات كليدي:
منطقd3، آدم ربايي، منطق صفحانه. گروهي از قوانين معادل، انفجار تركيبي، انفجار داخلي تركيبي، عقل سليم كارشناسي سيستم ارتباطي، اپيستمولوژي اصلي، eGanges، اپيستمولوژي، روابط دوستانه كارشناسي، سيستم فني، تنگناهايf، استخوان ماهي، فرمول‌‌بندي، قابليت عملكرد، توضيحات، منطق نموداري، اكتشافات، روابط دو جانبه، مهندسي علوم، بازهايي علمي، كاربردهاي در مقياس وسيع، اپيستمولوژي- متا، جهت يابي، خانه بندي، نقشه هاي موازي با جهت اصلي، قوانين متاي قطبي، نقشه هاي روش اصلي، اصلاحيات منطقي، منطق روخانه اي، نقشه هاي قانوني، طيف، استاندارد كردن، منطق طبقه‌اي، نقشه هاي استراتژيكي، نقشه هاي فرعي، كميت منفي موقتي، بي ثباتي موقتي، شفافيت امر و 

عتیقه زیرخاکی گنج