• بازدید : 24 views
  • بدون نظر

قیمت : ۵۰۰۰۰ ريال    تعداد صفحات : ۴۶    کد محصول : ۱۴۳۵۹    حجم فایل : ۴۸ کیلوبایت   

دانلود مقاله پژوهشی با عنوان خانواده و نقش آن در ابراز محبت و مهرورزي

مهر و محبت يكي از برترين و باارزش ترين گوهرهاي وجودي انسان بوده و مهروزي اساس شكل گيري و انسجام جوامع انساني را تشكيل مي دهد. در سايه ي مهر و محبت انسان ها روابط سالم با يك ديگر برقرار كرده و امكان پيشرفت جامعه ي خود را فراهم مي آورند. بدون شك وجود مهر و محبت در يك جامعه اطمينان و اعتماد افراد به يك ديگر را افزايش داده و با كاهش تنشها و مشكلات ناشي از آن، تمام توان انسان صرف نيكوكاري و پرداختن به همنوعان خواهد شد.وجود مهر و محبت و مهرورزي در يك خانواده از مهمترين ويژگي هاي يك خانواده ي موفق و سالم مي باشد. برقراري روابط محبت آميز بين والدين و همچنين بين والدين و فرزندان و بين فرزندان با يكديگر  مي تواند اطمياني براي پيشرفت كودكان باشد. چرا كه كودكان در سايه ي مهر و محبت مي توانند جداي از استرس ها وتنشها و نگراني ها به فعاليت پرداخته و استعداد هاي خود را شكوفه كنند. با توجه به اهم مهروزي و نقش خانواده در ابراز مهر و محبت ، اين تحقيق به بررسي اين موضوع پرداخته است.

  • بازدید : 9 views
  • بدون نظر

قیمت : ۵۰۰۰۰ ريال    تعداد صفحات : ۴۳    کد محصول : ۱۴۵۸۰    حجم فایل : ۴۹ کیلوبایت   

خانواده و نقش آن در ابراز محبت و مهرورزي

بدون شك خانواده، مهمترين و بينيادي ترين نقش را در شكل گيري افكار، عقايد، نگرش ها، رفتار، شخصيت و نحوه ي زندگي و عملكرد هر فرد دارد. اولين و مهمترين آموزشهايي كه به هر يك از افراد بشر در طول تاريخ داده شده است در درون خانواده شكل گرفته. پدر و مادر به عنوان اولين آموزگاران بشريت، منش ها و اخلاق را به كودك آموخته اند و شخصيت او را تا حد زيادي شكل داده اند. افرادي كه در كودكي از مهر و محبت خانواده برخوردار بوده اند، تحت حمايت خانواده توانسته اند به يك جهانبيني دقيق و صحيح دست يابند و مراحل پيشرفت را طي كرده، باعث ترقي جامعه ي خويش شوند.

  • بازدید : 37 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۱صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

دانش، شيوه‌اي براي شناخت جهان و زاويه و الگويي از تفكر است كه از همان نخستين سال‌هاي زندگي شكل مي‌گيرد. از اين رو، مشاركت والدين در آموزش علوم به كودكان اهميت زيادي دارد. خانواده‌هايي كه با هم در جهان كاوش مي‌كنند، انديشمندان علمي و دانش‌آموزان عالي و دلخواه پرورش مي‌دهند. 
آن‌چه كه به فرزندان خود مي‌گوييد مهم است، اما آن‌چه كه نبايد بگوييد شايد مهم‌تر باشد. والدين، اغلب نگرش‌ها و انتظار خود را به طور مستقيم به فرزندانشان منتقل مي‌كنند. اگر به فرزندتان مي‌گوييد «من هيچگاه درس علوم را دوست نداشتم» يا «من بدترين نمراتم را در درس علوم گرفتم
انتظار والدين مي‌تواند نگرش‌هاي مثبتي در فرزندان ايجاد كند. فراموش نكنيد كه دخترها نيز به اندازه‌ي پسرها درباره‌ي علم كنجكاوند. براي دخترتان جعبه ابزار بخريد و به خاطر داشته باشيد كه علم اغلب با «ريخت وپاش» همراه است. ريخت وپاشي را كه از فعاليتي همراه با شور و شوق فراهم مي شود، با خروارها شلختگي مقايسه كنيد كه نتيجه بي‌توجهي و سهل‌انگاري است. والدين با پرسيدن پرسش‌هاي نامحدود و صرف وقت مي‌توانند شوق آموختن را در فرزندانشان تقويت كنند. 
مهارت هاي علوم را آموزش دهيد 
۱) مشاهده: از فرزند خود بخواهيد به چيزها‌ي گوناگون بادقت نگاه كند. 
* «در شبكه‌ي تار عنكبوت چه شكل‌هايي مي‌بيني؟» 
* « سطح اين دو قطعه سنگ را لمس كن. آيا تفاوتي حس مي‌كني؟» 
۲) طبقه بندي: از فرزندتان بخواهيد چيزها را بر پايه‌ي ويژگي‌هايشان دسته‌بندي كند. 
* «بيا جوراب‌ها را بر پايه‌ي رنگشان دسته‌بندي كنيم.» 
* «فكر مي‌كني بهتر است اسباب‌بازي‌هايت را بر چه پايه‌اي دسته‌بندي كنيم.» 

۳) پيش بيني: درباره‌ي چگونگي رخ‌دادن پديده‌ها در پيرامون خود نظري را مطرح كنيد و آن را بيازماييد. 
* «چه قدر طول مي‌كشد تا قطعه يخي كه در اين‌جا گذاشته‌ايم، آب شود؟» 
* «اگر آن را در جاي ديگري بگذاريم، آيا ديرتر آب خواهد شد؟» 
۴) اندازه گيري: از فرزندتان بخواهيد دنياي پيرامونشان را ان نظر مقدار ارزيابي كنند. 
* «چه كسي كوتاه‌ترين قد را در خانواده دارد؟ به چه اندازه؟» 
* «اتاق تو چند گام است؟ اتاق پذيرايي چه؟» 
همه‌جا آموزشگاه علوم است 
مهارت هاي علوم را همه جا مي‌توان تمرين كرد و بايد چنين كنيم. اما پژوهش‌ها نشان داده‌اند كه ذهن بچه‌ها در محيط‌هاي گوناگون بهتر رشد مي‌كند. هنگامي كه در محله‌ي خود گشتي مي‌زنيد، به فروشگاه خواروبار فروشي سر مي‌زنيد، به پارك مي‌رويد يا از پايگاه آتشنشاني محله‌ي خود بازديد مي‌كنيد، با فرزندتان گفت و گوي بازي داشته باشيد. براي پرورش انديشه‌ي علمي در فرزندتان، سفرهاي كوتاه و كم هزينه‌اي به يك كشتزار يا دشتي در حومه‌ي شهر ترتيب دهيد. 
* فرزندتان را به جدا كردن اجزاي يك ساعت، اسباب بازي يا لوازم كهنه منزل ترغيب كنيد و نگران آن نباشيد كه چگونه مي توان بار ديگر آنها را گرد هم آورد! نكات ايمني را به فرزندتان يادآوري كنيد. اگر لازم بود بر كار فرزندتان نظارت كنيد. 
* راجع به مشاغل علمي با فرزندتان بحث و گفت وگو داشته باشيد. وقتي با كسي روبه رو مي شويد كه شغل علمي دارد، از فرزندتان بخواهيد تا درباره شغل او و آموزش هايي كه براي آن ضروري است، از او بپرسد. 
* همراه فرزندتان از يك مركز علمي، موزه يا باغ وحش بازديد كنيد و به او امكان دهيد در حين لذت بردن از بازديد، خودش به كند و كاو در محيط بپردازد و در يك فرايند علمي شركت كند. 
* به فرآيند آموزش علوم در مدرسه كمك كنيد.كلاس درس، مانند جهاني كوچك است. با وجود اين، حتي بهترين كلاس ها نمي توانند محيط كاملي براي آموزش علوم فراهم سازند. از اين رو، والدين بايد در تقويت آموزش علوم در مدرسه فرزندشان فعالانه شركت كنند. 
* راجع به كلاس علوم با فرزندتان صحبت كنيد. سعي كنيد براي بحث پيرامون درس هاي مدرسه در خانه، راهي پيدا كنيد. اگر مثالي به ذهنتان نمي رسد، از معلم فرزندتان راهنمايي بخواهيد. در اغلب كتاب هاي درسي فعاليت هايي گنجانده شده است كه در انجام آنها مي توانيد به فرزندتان كمك كنيد. روي اينترنت، در كتاب هاي كمك آموزشي و مجلات آموزشي، فعاليت هاي مناسبي را مي توانيد پيدا كنيد. 
* در همايش هايي كه در مدرسه برگزار مي شود، فعالانه شركت كنيد تا از كم و كيف برنامه هاي آموزشي و امكانات مدرسه آگاه شويد. براي اين كار، زمان كافي اختصاص دهيد و هر طور كه مي توانيد از برنامه هاي آموزشي حمايت كنيد. 
* در جامعه خود عضو فعالي باشيد. با انتشار اين پيام به مدارس كمك كنيد: كسي كه سواد علمي دارد، به ساختن پايه هاي اقتصادي جامعه اش كمك مي كند. از اين رو، سرمايه گذاري براي بهبود كيفيت آموزش علوم، بهترين سرمايه گذاري است. 
* به بازديدهايي كه مدرسه از مراكزي ترتيب مي دهد كه به نحوي با درس علوم مرتبط هستند، كمك كنيد. اگر كسي را مي شناسيد كه شغل علمي دارد، براي آشنايي بچه ها با نحوه استفاده از علم در حرفه هاي مختلف، با هماهنگي مدرسه از او براي سخنراني و بحث و گفت وگو در كلاس علوم دعوت كنيد. 
برداشت‌هاي خود را از علم بازنگري كنيد 
۱) علوم سخت است. 
آگاه‌شدن از همه‌ي دانستني‌هاي علمي سخت است. اما علم فقط دانستني‌ها نيست. علم شيوه‌ي نگرش به جهان پيرامونمان و حل كردن مساله است. همه بايد علمي رفتار كنيم! از اين رو «علمي بودن» يك فعاليت خانوادگي بزرگ است. 
۲) براي آموزش علوم به فرزندتان به اطلاعات زيادي نياز داريد. 
چه خوب است بگوييم، «من نمي‌دانم. بيا با هم پاسخش را پيدا كنيم.» اين سخن در بيشتر جاها بهتر از آن است كه بگوييم، «من پاسخ را مي‌دانم، بيا به تو بگويم.» 
۳) علم به ابزار نياز دارد. 
علم براي همه جاست! مهارت‌هاي علم را در هر محيطي، از جمله آشپزخانه يا پارك مي‌توان تمرين كرد. براي آغاز، بهترين كار گفت وگو ست. پدران و مادراني كه از فرزندان خود پرسش‌هاي باز مي‌پرسند(يعني پرسش‌هايي كه فقط يك پاسخ درست ندارند) و كساني كه به دقت به پاسخ‌هاي فرزندانشان گوش مي‌دهند، بنيادي‌ترين مهارت‌ها را براي دانشمندان جوان پي‌ريزي مي‌كنند. 
۴) مهارت‌هاي علوم را بايد پس از مهارت‌هاي خواندن آموزش داد. 
براي گرايش بيشتر بچه‌ها به علوم، پدران و مادران و آموزگاران بايد دست به دست هم دهند تا همراه با فرصت‌هايي كه براي خواندن فراهم مي‌سازند، پايه‌ي تجربه‌هاي علمي را در آنان پرورش دهند. در دوران پيش از دبستان، با مهارت هاي علمي بهتر مي‌توان علم را به كودكان آموزش داد تا با مطالعه. آموختن پيرامون علم مي‌تواند بچه ها را به خواندن نيز گرايش دهد.
آموزش نقطه‌اي است كه متقاعد مي‌شويم آن قدر كودكانمان را دوست داريم كه آنان را از جهان خودمان ترد نمي كنيم يا آن اندازه آنان را محدود نمي كنيم كه توان پذيرش چيزهاي تازه را نداشته باشند، بلكه آنان را براي نوسازي جهان كنوني آماده مي كنيم.
  • بازدید : 49 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

تربيت ابعاد مختلفى چون جسمانى، عقلانى، عاطفى، اجتماعى واخلاقى دارد. از مهمترين ابعاد تربيت، تربيت معنوى است كه به ‏عقيده ما در تربيت اسلامى، پرورش اين بعد غايت همه ابعاد ديگـراست. اين نوع تربيت كه شامل پرورش بعد معنوى انسان و فــراهم‏ نمودن زمينه ارتباط انسان با خداوند و در نهايت پرورش انسان ‏براى رسيدن به قرب الهى است. بسيار مورد تاكيد ائمه عليهم السلام بوده است و آن بزرگواران ‏در تمام صحنه‏هاى زندگـى بيشترين اهميت را  به پرورش اين بعد فرزندان مى‏دادند و براى تحقق آن از شيوه‏هاى خاص بهره مى‏گرفتندكه به نظر مى‏رسد از مهمترين شيوه‏ها، دو شيوه (ذكر و دعا) است‏ و هر چند دعا نيز يك نوع ذكر تلقى مى‏شود اما از آنجا كه درتربيت معنوى عنصرى كليدى و مهم است از آن به عنوان يك شيوه ‏جداگانه ياد مى‏كنيم. امام باقر(ع) در سيره تربيتى خود از اين ‏دو شيوه به شكل خاصى  بهره جستند
ذكر كه عبارت از توجه قلبى انسان نسبت ‏به خداوند است و گاهى‏ در قالب  الفاظ مخصوصى بر زبان جارى مى‏شود. نقش بسيار مهمى درتربيت ‏بعد معنوى انسان دارد. ابن
 قداح از امام صادق(ع) نقل ‏كرده كه «پدرم (امام باقر(ع)) بسيار ياد خدا مى‏نمود، همـراه‏ او راه مى‏رفتم او را در حال ذكرمى‏ديدم با او غذا مى‏خوردم او را درحال يادخداوند مى‏ديدم،  با مردم سخن مى‏گفت و اين كار او را از ياد خدا غافل نمى‏كرد. من مشاهده مى‏كردم كه زبان او مدام ‏در حال گفتن ذكر لا اله الا الله بود. پدرم ما را جمع مى‏نمود وما را به ذكر و ياد خـدا  امر مى‏فرمود و اين كار تا طلوع خورشيد ادامه داشت، هر كدام از ما كه قرائت قرآن آمـوخته بود به ‏خواندن قرآن و هر كدام كه قرآن نياموخته بود به گفتن ذكر امرمى‏نمودند.» ايـن حديث در بردارنده دو نكته مهم است. نخست آن كه بر مطابقت ‏گفتار با عمل حضــرت دلالت  دارد و نشان مى‏دهد كه امام ابتدا خود عمل مى‏نمودند و از ذكر گفتن غافل نمـى‏شدند و بعد  فرزندانشان را به ذكر و ياد خدا امر مى‏نمودند. نكته دوم آن كه نبايد فرزندان‏ را به حال خودشان رها كرد بلكه مى‏بايست ضمن حفظ آزادى حساب‏ شده و منطقى و توجه به استقلال طلبى و آزادي خواهى آنها در فرصتهاى مناسب با ايجاد انگيزه و شوق به طور عملى آنها را به ‏انجام كار نيك مشغول نمود. 
دعا 
دعا و مناجات از مؤثرترين روشها در تربيت ‏بعد معنوى ‏انسان است، از طريق دعا و مناجات انسان با خداوند ارتباط پيدا مى‏كند و در پرتـو آن جان خود را از چشمه معـرفت و محبت ‏سيراب‏ مى‏گرداند. امام صادق(ع) فرمود: «هرگاه مساله‏اى پدرم را محزون مى‏كرد ايشان زنان و فرزندان  را جمع مى‏نمود. آنگاه خود دعـا مى‏كردند و آنها آمين مى‏گفتند.» همچنين بريد بن معاويه عجلــى نقل مى‏كند:«هــرگاه امام باقر(ع) قصد مسافرت داشتند خانواده خود را درمنزلـى جمع مى‏نمودند و اين چنين دعا مى‏كردند «اللهم انى استودعك ‏نفسى و اهلى و مالى و ولدى، الشاهد منا و الغائب، اللهم ‏احفظنا و احفظ علينا، اللهم اجعلنا فى جوارك، اللهم لا تسلبنا نعمتك ولا تغيرما بنا من عافيتك و فضلك‏.» پرودگارا خــود و اهلـم و مالم و فرزندانم، حاضر و غايب آنها را به تـو سپرده‏ام، پروردگارا ما را حفظ كن و سلامتى ما را مستدام دار، پروردگارا ما را در جـوار خودت  جاى ده و نعمتت را از ما مگير و عافيت و فضيلت را نسبت ‏به ما تغيير مده.‏» 
از دو حديث‏ بيان شده‏ معلوم مى‏شود كه آن حضرت فرزندان خود را از طريق دعا به ياد خداوند متوجه مى‏گردانيد و غير مستقيم به آنها تعليم مى‏داد كه ‏بايد در تنهايى و هنگام مشكلات بر خداوند توكل نمود و تنها از او در خواست كمك نمود. 
حمد و سپاس خدايى را سزاست كه شكر شاكرين و حمد حامدين و ذكر ذاكرين و سعى خالصين متوجه درگاه اوست. ستايش بيكران مرا و راست كه در خلق خويش هيچ كاستى نگذاشت بل همه مخلوقات حتى پست ترين شان را به راستى بگذاشت. تسبيح لايتناهى بر آستان او كه آدمى را در مسير سعادت بر همه موجودات، ولايت و تاج خلافت در سياره زمين بر او كرامت و خلعت «لقد كرّمنا» بر اندامش عنايت و بعد از تكوين، مصداق «فتبارك» بر قامتش مقالت فرمود. 
حمد و آفرين بر ذات جهان آفرين كه هستى را آميخته با حكمت و تعاليم را براى بشر همراه با مصلحت و براى وصول به سربلندى و عزّت توأم ساخته است. 
و درود بى پايان بر ختم پيامبران و فص رسولان و اهل بيت و پاكان كه شريعت به دست ايشان پايان و حجت خدا به عصمت آنان تمام گرديد. 
درود بى منّت و سلام با عزت بر سالكان راه طريقت و شاهدان كوى حقيقت كه سر در راه حفظ شريعت در كف اخلاص نهاده و نزد دوست تحفه بردند. 
با حمد بى انتهى بر ذات ربوبى و درود بى منتهى بر شأن مصطفوى، مُصحف بى‌مقدار نماز را محمّد ساخته تا شايد از اين فريضه الهى كه بزرگترين و مهمترين فريضه در تمامى اديان الهى تشريع شده، نفوس مستعده بهره گيرند. 
بر همه جوانان معزّز و مكرّم، معرفت به اين نكته لازم است كه در دين مبين اسلام، نماز لبيك همه ذاكران، عمل آزادگان، طواف عارفان، ميقات كعبه عاشقان، سعى وصفاى پاكدلان، پرواز بيدار دلان مقصد سالكان، داروى دلهاى مجروح، شفاى قلبهاى محزون و تسكين دلهاى مفتون است. نماز كمال عابدان و معراج عالمان، معبد عاشقان و گل خوشبوى بوستان قلب پاك جوانان است. 
جوان چون واجد قلب پاك و فاقد و فارغ از هرگونه ارزشهاى ناپاك است مى تواند با نماز، پلّه هاى كمال را طى كند و به قلّه جمال باريابد. با برپايى نماز به مقام سرورى و سيادت راه يابد و دعاى اللهم اجعلنى للمتقين اماماً (خدايا مرا پيشواى پرهيزكاران قرارده) را ورد كلام خود سازد. 
چون كه هيچ عملى مثل نماز بينى شيطان را به خاك مذلّت نمى سايد و توجهات الهى را نصيب انسان نمىسازد و هيچ بندهاى جز از طريق نماز به مقام قرب نمى رسد. بسيار زيبا فرمودهاند آن رهبر فرزانه كه: «مبتدى ترين انسانها رابطه خود را با خدا به وسيله نماز آغاز مى كنند. برجسته ترين اولياء خدا نيز بهشت خلوت اُنس خود با محبوب را در نماز مى‌جويد. اين گنجينه ذكر و راز را هرگز پايانى نيست و هر كه با آن بيشتر آشنا شود جلوه و درخشش بيشترى در آن مى يابد» . 
پس بيائيم همّت نمائيم كه با تمسك به نماز به مقام قرب، راه يابيم و جوانى خويش را با سيره مردان الهى گره زنيم تا شايد در جهان جاودانى در منزلگه صادقان و صالحان منزل گزينيم كه طوبى لهم و حسن مآب. 
براى جوانان عزيز بايد مسلّم باشد كه هر چه در بهار جوانى كاشتند در پائيز پيرى درو خواهند نمود و به سنين بعد از جوانى عبادت را موكول نمودن از وسوسه هاى شيطانى است. 
جوانا ره طاعت امروز گير كه فردا جوانى نيايد ز پير
نقش نماز در شخصيت جوانان
براى پرداختن به اين موضوع كه نماز در ساختار شخصيت جوان، موجد چه آثارى بوده و نقش و تأثير آن تا چه حدى است به نظر مىرسد كه تبيين و توضيح چند مطلب در اين باب لازم و ضرورى باشد. نخست حقيقت و روح نماز است و ديگرى اهميت دوران نوجوانى و جوانى و نيز روحيه انفعالى و تأثير پذيرى اين نسل (نسل جوان) در مقابل عوامل خارجى است. 
به نظر مى رسد تا وقتى كه مطالب و مسائل مزبور روشن نشود و جايگاه خود را پيدا نكنند فوايد و آثار اين امر عبادى يعنى نماز در زندگى جوانان در پردهاى از ابهام خواهد ماند و قطعاً موضوع مورد بحث، موضع و جايگاه حقيقى خود را پيدا نكند. لذا به همين خاطر ابتدا به مطالب مزبور پرداخته، سپس ارتباط نماز با تعديل و تكامل شخصيتى و ايفاى نقش آن در زندگى فردى و اجتماعى جوانان را بيان خواهيم كرد. 
روح و حقيقت نماز
نماز لفظ و واژهاى است كه در متون دينى ما بعنوان «صلاة» از آن ياد شده و داراى معانى متعدّدى بوده كه يكى از آن معانى، همين عمل مخصوصى است كه به نام «نماز» در دين اسلام تشريع شده است. اين لفظ در برخى از آيات به معناى سلام و تحيت آمده است آنجا كه خداوند در قرآن مى فرمايند: 
إنَّ الله وملائكته يصلّون على النّبى يا ايّها الذين آمنوا صلّوا عليه وسلّموا تسليماً.
«همانا خداوند و فرشتگان بر پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) درود مى فرستند شما هم اى اهل ايمان بر او صلوات و درود بفرستيد و با تعظيم بر او سلام گوئيد» . 
و در آيه ديگر با اشاره به همين معنى مى فرمايند: هو الذى يصلى عليكم وملائكته «اوست خدايى كه هم او و هم فرشتگانش بر شما تحيت و رحمت مى فرستند» . 
وبه معناى دعا هم در برخى از آيات آمده است. آنجا كه به پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم)دستور گرفتن زكات داده مىشود خداوند مىفرمايد بعد از گرفتن زكات براى آنها و در حقشان دعا كن. خذ من اموالهم صدقة تطهّرهم وتزكيهم بها وصلّ عليهم إنّ صلواتك سكن لهم. 
«اى رسول ما، تو از مؤمنان صدقات را بگير تا بدان واسطه نفوس آنان را پاكيزه سازى و آنها را به دعاى خير ياد كن همانا دعاى تو در حق آنان، موجب تسلى خاطر آنهاست» 
«صلاة» به هر دو معناى مزبور كه در حقيقت به معناى واحد بر مىگردند كه همان دعا باشد مورد بحث ما نيست بلكه مراد از «صلاة» همان معنايى است كه با طريق مشخص و با اركان مخصوص و جزئيات معين از طرف شارع مقدس، حقيقت پيدا كرده است و پيامبر خاتم(صلى الله عليه وآله وسلم)آن حقيقت نازله را در عمل تشريع و خود، آن را تحقق عملى بخشيد. نه تنها شخص پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) در طول عمرش به عمل بدان پاى بند بود بلكه همه مسلمين موظف بودند كه آن را شبانه روز پنج بار بجاى آورند. اَقم الصلاة لدلوك الشمس الى غسق الليل. 
«نماز را از زوال خورشيد تا نهايت تاريكى شب برپا دار» . 
كه اين آيه اشاره اجمالى به نمازهاى پنج گانه دارد. نماز با اين شيوه مرسوم كه مصداق آن براى همه مسلمين روشن و آشكار است چيزى نيست كه مورد فهم و درك نباشد چون آنچه كه از سنّت رسول اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم)و اهل بيتش استفاده مى شود پر واضح است كه اين تلقى از نماز‌يعنى اعمال‌مخصوص‌هاى كه با تكبيرة الاحرام شروع و به سلام ختم مى گردد. و اين است معناى ديگرى كه از آيات استفاده مى شود. آنچه كه مسلّم است اين است كه اين عمل ظاهرى كه اصطلاحاً بدان نماز گفته مى شود تمام حقيقت نماز نيست بلكه اين صورت و چهره ظاهرى آن است. نماز امرى است الهى كه تحقق آن همانند ساير امور داراى ظاهر و باطن است كه در متون دينى به هر دو جهت آن اشارت رفته است. تصوير ظاهرى نماز همان است كه با اعمال مخصوصه انجام گيرد و حفظ آن نيز فرض و واجب است امّا روح و باطن نماز عبارتست از: اخلاص، حضور قلب، ذكر خداوند و تعظيم در مقابل او، اميد و دلبستگى به ذات ربوبى، اعتماد و ركون به وجود سرمدى و محو شدن در مقابل ذات‌يكتايى‌كه‌در‌مقابل‌عظمت و جلالت او قيام نموده است. 
حقيقت نماز اعم از معناى ظاهر و باطن است و محدود و محصور نمودن آن به ظاهر، چون محدود نمودن حقيقت انسان و انسانيت او به جسم مادى است. همانطور كه حقيقت انسان در اين جسم خاكى و هيكل مادى قالب گيرى شده و به اطوار مختلف و گوناگون درآمده و به اين شكل ظاهرى وجود يافته است چنانچه خداوند فرمايد: وقد خلقتكم اطواراً «وبه تحقيق شما را به صورت گوناگون آفريد» . 
حقيقت نماز هم چون ساير امور در باطن و روح او نهفته شده كه اين قالب و صورت را پذيرا شده است هرگاه آن حقيقت بخواهد در عالم خارج تحقق يابد قطعاً بايد در همين طور و قالب خاص باشد و در غير اين صورت نماز نبوده بلكه پديده ديگرى است. 
هرگاه اين قالب خاص و صورت ظاهرى نماز با روح و باطن آن آميخته و قرين گردد نماز حقيقت خود را يافته و تأثير خود را مى گذارد. در چنين صورتى است كه اين امر الهى، ستون دين ، معراج مؤمنين ، روشنگر چهره مسلمين ، مقرِّب متقين ، مكمّل اخلاص مخلصين،‌مبعِّد‌خصائص‌ملحدين ،‌مسوِّد‌چهره‌شياطين ،‌ومميّز‌مؤمنين‌از‌كافرين ،‌قرار‌مى گيرد
پس نمازى كه فقط ظاهر داشته باشد و فاقد روح باشد مُعطى شىء نخواهد بود. بنابر اين قيام به ظاهر آن، تحركى در نماز گزار ايجاد نخواهد كرد و از سوى ذات بارى به اين نماز اقبال و توجهى نيست چنانچه از رسول گرامى اسلام(صلى الله عليه وآله وسلم) روايت شده كه فرمودند: 
«خداوند متعال نظر نمىافكند به نمازى كه آدمى دل خود را با بدن خود به نماز حاضر نكند» . 
پس حقيقت نماز اعم از صورت ظاهرى و معناى باطنى است و تمسك به هر يك از اين دو بدون ديگرى نماز نيست در نتيجه هم كسانى كه به ظاهر آن تشبث جسته و از روح آن بى خبرند از حقيقت نماز غافلند و هم آنانكه نماز نمىخوانند و ادعا دارند كه ما به معنا و حقيقت آن رسيده ايم معرفتى از نماز ندارند چون نماز در هر دو صورت فاقد حقيقت است. 
صاحب شريعت اسلام، حضرت خير الانام كه از سر چشمه وحى الهام مى گرفت در تكريم و احترام به جوانان فرمودند: 
فضل الشابّ العابد الذى يَعبُدُ فى صباه على الشيخ الذى يَعبُد بَعْدَ ماكَبُرَتْ سِنُّهُ كفضلِ المرسلين على ساير النّاس. 
«فضيلت و برترى جوان عابد كه از آغاز جوانى خدا را عبادت كند بر پيرى كه وقت پيرى مشغول عبادت گردد چون فضيلت پيغمبران است بر ساير مردم» . 
نقش نماز و تعاليم دينى در شخصيت جوانان
اينكه در انسان تمايلات و گرايشاتى وجوددارد كه او را متوجه به اهدافى مى سازد و مى‌خواهد به دست يابى با آن اهداف خود را تسكين و اطمينان ببخشد نشانه آن است كه بايد چنين ملجائى وجود داشته باشد. چون اقتضاى حكمت بالغه الهى اين است كه هيچ نيازى را بدون پاسخ نگذارد. 
آرى اگر انسان احساس عطش و گرسنگى مى كند بايد آب و طعامى باشد تا رفع تشنگى و گرسنگى نمايد. حال بايد ديد كه چه عواملى اضطراب او را رفع مى كنند و چه دارويى براى او شفا بخش است و كدام طبيب به درد او عالم مى باشد؟ 
ترديدى نيست كه روح و حقيقت تعاليم دين به نيازهاى روحى و گرايشات غريزى و فطرى او برگشت مى كند و با جزم و يقين مى توان گفت كه هيچ يك از دستورات دين بى ارتباط با تكامل انسانى او نيست. «جان و جوهر پاسخ اسلامى به دنياى متجدد در جهات دينى و معنوى و فكرى زندگى بشر نهفته است. همين جهات است كه كردار بشر و نحوه تلقى او را از جهان پيرامون رقم مى زند. مهمترين پاسخ يك جوان مسلمان و مهمترين گامى كه بايد او پيش از هر چيز بردارد اين است كه قوت ايمان خود را حفظ كند و اعتمادش را به صدق و اعتبار وحى اسلامى از دست ندهد. دنياى متجدد به تدريج تباه شده است و در صدد است همه آنچه را كه مقدس و طبعاً دينى است از بين ببرد و بخصوص با اسلام به عنوان دينى كه از نگرش قدسى نسبت به زندگى و قانون الهى در برگيرنده همه افعال و اعمال بشر عدول نكرده است مخالفت دارد. اكثر مشترقان غربى حدود دو قرن به اسلام مىتاختهاند و سعى داشتهاند به مسلمين ياد دهند كه دين خود را چگونه بفهمند» . همه اين تلاشها بدان جهت صورت مى گيرد كه اسلام چون مسيحيت و يهوديت تحريف نشده و متون واقعى آن در دست است و پاسخ همه معضلات را مى توان در او جست.
در متن و منبع همين دين (قرآن) به مسلمانان تعليم داده مىشود كه قرآن شفاى همه امراض قلبى انسانهاست قد جاءتكم موعظةٌ من ربكم وشفاءٌ لما فى الصدور. «اندرزى از سوى پروردگارتان براى شما آمد و درمان آنچه كه در سينه هاست» . 
و خداوند، عالِم به سرّ و علن همه موجودات بوده پس تنها طبيب حاذق اوست و قرآن تنها نسخه كاملى است كه با عمل بدان مى توان سلامت كامل را بدست آورد چنانچه على(عليه السلام) فرمودهاند: «از قرآن براى بيمارىهاى خود شفا طلب كنيد و براى حل مشكلات خويش به آن استعانت بجوئيد چه اينكه در قرآن شفاى بزرگترين دردهاست كه آن درد كفر و نفاق و گمراهى است» .
و نيز در همين دين تأكيد بسيار رفته است به اينكه اطمينان قلبى شما انسانها در گرو ياد الهى است. الا بذكر الله تطمئنّ القلوب «آگاه باشيد كه با ذكر و ياد خدا دلها آرامش مى‌يابد» . 
پس تنها ملجأ و پناهگاه واقعى، اتصال قلوب به عالم لاهوت و سپردن دل به دست صاحبدل و توجه كامل به خالق قادر است تا اينكه خود را بدان وابسته ببند و از غير او دل بركند و پاسخ اصلى و برآوردن همه نياز و فقر خود را در بى نيازى و غناى او يابد و هدايت خويش را در عمل به دستورات و تعاليم او بداند و تعديل شخصيت و تكميل انسانيت خود را در انس و آشنايى با تعاليم قرآن و دستورات اسلام جستجو نمايد. 
ياد و ذكر خدا مايه آرامش دلها
انسان موجودى است كه در زندگى خود، خواه نا خواه با اضطرابات و نگرانى هايى روبروست. گاهى اين نگرانى ها براى برخى محدود به مسائل مادى است و گاهى از اين حدگذشته و جنبه غير مادى و معنوى  هم پيدا مى كند. اين حالت گاهى برخى از انسانها را چنان به خود مشغول مى دارد كه تمام عمرشان را در بر مى گيرد و با همان حالت از دنيا مى روند و در برخى ديگر، مدّتى از حياتشان را اشغال و زمانى سر بلند مى كنند كه مدت زيادى از عمرشان سپرى شده است. امّا عدهاى از افراد آگاه با تدبير خاص جلوى اين حالات درونى خود را گرفته و نا آرامى درونى خود را آرامش مى بخشند. 
براى همه ما اين نكته حائز اهميت بسيارى است كه بدانيم عامل اين آرامش چيست و چگونه آن اضطراب به طمأنينه تبديل شده و آرامش تضمين و تأمين مى گردد
  • بازدید : 56 views
  • بدون نظر
خرید اینترنتی تحقیق نقش خانواده در جامعه امروزي-دانلود رایگان تحقیق نقش خانواده در جامعه امروزي-دانلود رایگان مقاله نقش خانواده در جامعه امروزي-تحقیق نقش خانواده در جامعه امروزي
این فایل در ۳۶صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:
خانواده‌ اولين و مهم‌ترين نهاد درتاريخ فرهنگ و تمدن انساني است واولين مدرسه اي است كه انسان درآن تعليم مي‌يابد و با اصول زندگي اجتماعي وروش تفاهيم باديگران آشنا مي‌شود
يكي از ويژگيهاي دنياي امروز انفجار علم ودانش درهمه حوزه‌هاي و تأثير ژرف آن در زندگي فردي و اجتماعي است. به تناسب گسترش علوم، حيات‌رواني انسان‌ها، پيچيده‌گي‌ مي‌يابد. و براي شناخت بهتر انسان‌ها نسبت به يكديگر در مناسبات اجتماعي كه خانواده بارزترين نمونه آن است، محتاج به علم و دانش بيش از مناسبات اجتماعي كه خانواده‌ بارزترين نمونه آن است، محتاج به علم و دانش بيش از گذشته هستيم و اين امر آموزش‌هاي خانواده را براي هرزن و هرمردي ضروري مي‌سازد. آموزش‌هايي كه ضمن ايجاد شناخت بيشتر اعضاي خانواده را قادر مي‌سازد نقش‌ها و وظايف خود را در رابر همسر و فرزندان به بهترين شكل انجام دهند.
رويكرد نظريه پردازان به مساله تاثير محيط و عوامل محيطي بر پرورش ورشد قوا و استعدادهاي انساني و اهميت اين عوامل دردوران كودكي مساله آموزش والدين را به عنوان يك راه روش كار مطرح ساخت. از طرف ديگر مي‌دانيم كه مدرسه دومين واحد متشكل و درحقيقت به عنوان پلي براي ورود كوكان از محيط محدود بسته و تحت كنترل خانواده به جامعه بزرگ و متنوع انساني است كه درمسير تلاش براي آموزش والدين مورد توجه مجريان برنامه‌هاي آموزش والدين قرار گرفت. مدارس از اين جهت كه خانه دوم فرزندان محسوب مي‌شوند، مكان مناسبي براي بررسي و تنظيم برنامه‌هاي متناسب براي‌ آموزشي والدين هستند. بنابراين نخستين كوشش‌ها درجهت آموزش والدين درهمين مكان‌ها و با كمك و مساعدت مربيان مدارس و استادان دنشگاهها صورت مي‌گيرد. انجمن اولياء و مربيان وزارت آموزش و پرورش متكفل برگزاري اين گونه كلاسهاي آموزش مسائل تربيتي براي والدين دانش‌آموزان در ايران است. اين كلاسها تحت عنوان كلاسهاي آموزش خانواده داير شده است كه در وهله اول گام مثبت و موثري درجهت شكوفايي استعدادهاي دانش‌آموزان اين آينده‌سازان جامعه است.
طرح مساله و انگيزه تحقيق
پيش‌ از بيان موضوع و اهميت آن، گفتن اينت نكته لازم است كه آموزش و پرورش بايد پيشرفت و ترقي و تعالي هرجامعه و هرممكلت است، زيرا نوآوريهاي علمي، فني و مسائل مربوط به تكنولوژي و ديگر دانشهاي بشري وابستگي نام با مجموعه آموزش و پرورش دارد.
اصولا تحولات و دگرگونيهاي سريع اجتماعي در پرتو آموزش و پرورش برنامه‌ريزي شده منظم، انعطاف‌پذير و اساسي امكان‌پذير است.
ژان مونه متفكر فرانسوي عقيده دارد: در رقابت اقتصادي بين كشور مادر‌آينده برد از آن كشوري است كه بتواند مجموعه آموزش و پرورش منظم‌تر و مفيدتري را ارائه نمايد. اين سخن نبايد موجب اين تصور شود كه وظيفه آموزش و پرورش محدود به آموزش كودكان و نوجوانان از طريق اعمال شيوه‌هاي آموزشي توين درفراگيري علوم تجربي و طبيعي  و آ‌ماده‌كردن آنان براي مشاركت دريك مسابقه اقتصادي درزندگي اجتماعي آينده است. انسان از نظر فطرت داراي دوقعد مادي و معنوي است. چنانچه در تعليم و تربيت وي خصوصاً در دوره كودكي و نوجواني اين دوبعد درنظر گرفته نشود و در امر پرورش، قواي جسمسي و روحي او هماهنگي بوجود نيايد در پرورش يكي از اين ابعاد نسبت به ديگري غفلت شود، طبيعي است زمينه اختلال در شخصيت و عدم تعادل جسمي و روحي كودك و نوجوان فراهم شده و بايد در انظارزندگي ناخوشايند و نامطلوبي در آينده براي او بود. عليرغم نظر برخي از نظريه‌پردازان كه معتقدند تغيرات و تحولات سريع اجتماعي موجب ظهور و نفوذ موسسات آموزشي و تربيتي درجامعه شده و با جايگزيني و فعاليت‌ آنها كاركردهاي خانواده كاهش يافته و ميرود كه خانواده نقش تربيتي و آموزشي خود را دررابطه با فرزندان ازدست بدهد. بايد گفت كه اين نظريه‌پردازان تحت تأثير تحولات شگرف علمي، فني و مسائله۹ مربوط به تكنولوژي دركشورهاي غربي و يا بهتر بگوئيم جوامع بك بعدي قرار گرفته و به اين چنين باورهاي بيهوده و اظهار نظرهاي بي‌پايه و بي‌اساس اعتقاد پيدا كرده و پرداخته‌اد. بحران نسل نوجوان وجوان، اضطرابات رواني، روحي و عاطفي، بزهكاريها، ناهنجاريهاي اجتماعي روزافزون درميان كودكان و نوجوانان دركشورهاي غربي زائيده تحولات و دگرگونيهاي سريع اجتماعي و كم‌رنگ بوده نقس خانواده در تربيت نونهالان دراين جوامع است و درك اين موضوع است كه متفكران غربي را به بازنگري به اهميت دادن به نقش و پايگاه اجتماعي خانواده دررابطه با تربيت فرزندان واداشته و موجب شده كه خانواده بعنوان محور اصلي پرورش كودكان و نوجوانان و تضمين‌كننده زندگي آنان از جهات اخلاقي، عاطفي، رواني، اجتماعي شناخته شود. توجه به نقش و وظيفه خانواده در تربيت و اجتماعي بارآوردن فرزندان موجب شده كه سازمان تربيتي و فرهنگي يونسكو را وادار به اعلام سال جهاني خانواده نموده و از طريق نظرمردم جهان و موسسات بين‌المللي را متوجه اهميت وظيفه و جايگاه اجتماعي خانواده دررابطه باتربيت فرزندان نمايد. بنابراين خانواده نقش اصلي و حياتي در تربيت و تكوين شخصيت كودك و نوجوان را دارد و ازنظر پرورش جنبه‌هاي عاطفي، رواني، و اخلاقي كودك، هيچ ‌نهادي نمي‌توند جايگزين آن گردد. مدرسه و آموزشگاه باوجود آموزش مهارتهاي علمي، فني و حرفه‌اي به كودكان و نوجوانان در حقيقت تكميل كننده نقش پرورشي و تربيتي خانواده دركودك هستند و ازاين لحاظ نقش و اهميت آنها بعد از خانواده قرار مي‌گيرد. اشتغالات والدين ازخانه، دشواريهاي روزمره زندگي و پيچيدگي شيوه‌هاي آموزشي و پرورشي كه حاصل تحولات سريع اجتماعي است كاركردهاي خانواده را محدود ساخته و موجب گرديده توانايي برنامه‌ريزي علمي و تربيتي در دنياي امروز ضرورت همكاري و هماهنگي مؤثر بآن بار با آموزشگاه ايجاب مي‌كند. مدسه ضمن نشان دادن علاقه به تربيت كودكان و نوجوانان ممكن است در محيط خود كمتر به شناخت نيازهاي عاطفي و رواني آنان فائق آيد. درحاليكه خانواده به‌علت تماس بيشتر و مستقيم‌تر با كودكان و نوجوانان ويژگيهاي اخلاقي و رواني آنان را بهتر شناخته و نيازهاي آنان را دراينگونه موارد بهتر تشخيص مي‌دهد. همكاري و هماهنگي خانه و مدرسه، تبادل آگاهيها و تجارب والدين و مربيان و هماهنگي ميان والدين و مسؤلين آموزشگاه آنانرا درشناخت نيازهاي متحول و مختلف كودكان و نوجوانان ياري بخشيده‌ به توانمندي و قابليت اين دونهاد مؤثر در چاره‌جويي ورفع كمبودها و نيازهاي آنان خواهد افزود تأثير همكاري خانه و مدرسه زماني چشمگيرتر است كه پدران و امور تربيتي و مسائل مربوط به روانشناسي تربيتي دررابطه با فرزندان خود آگاهي و دانايي بيشتري باشند هرچه خانواده به رموز و فنون تربيتي و پرورشي آگاه‌تر باشد هماهنگي و همكاري مؤثر بين‌ مدرسه و خانواده امكان پذيرتر مي‌شود و زمينه‌ اجرايي برنامه‌هاي مشترك و هدفهاي همسان تربيتي اين دو نهاد دررابطه با تعليم و تربيت كودكان و نوجوانان آسانتر فراهم شود. برنامه آموزش خانواده‌ از مؤثرترين اقداماتي است كه به خانواده‌ها كمك خواهد كرد تا درتربيت كودكان و نوجوانان از لحاظ روحي، عاطفي و اخلاقي از روشهاي نوين تربيتي و مسائل مربوط به روانشناسي در برخورد رفتاري با‌ آنان  به گونه‌ اي عمل كند كه درهمكاري و هماهنگي با‌ آنچه درمدرسه از نظر تربيتي سازمان يافته و انجام ميگرد موفقيت آميز بوده و تضمين‌كننده زندگي اجتماعي آنها و آينده‌ باشد از اين روي اهميت افزايش آگاهيهاي تربيتي والدين از طريق ايجاد و گسترش كلاسهاي آموزش خانواده درشرايط متحول اسلامي ايران با مسائل روانشناسي تربيتي و اعمال شيوه‌هاي درست برخورد رفتاري آنان باكودكان و نوجوانان مساله است كه انگيزه انتخب موضوع مورد بررسي گرديد.

عتیقه زیرخاکی گنج