• بازدید : 51 views
  • بدون نظر
دانلود رایگان تحقیق نقوش برجسته دوران آشوری بین النهرین-خرید اینترنتی تحقیق نقوش برجسته دوران آشوری بین النهرین-دانلود رایگان مقاله نقوش برجسته دوران آشوری بین النهرین-تحقیق نقوش برجسته دوران آشوری بین النهرین
این فایل در ۲۷صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:
هنرمندان سنگتراش آشوري مهارت و خلاقيت خود را در آفرينش نقش برجسته هاي بي شماري جهت دادند و ما به ندرت به آثار سه بعدي كامل كه بتوان آنرا مجسمه ناميد.  در ادامه برای آشنایی بیشتر شما توضیحات مفصلی می دهیم
گرچه جزئيات نقش برجسته ي آشور باينپال بسي استادانه تر از نقاشي مصري است ليكن از شباهت هاي بسيار ميان اين دو اثر مي توان به رابطه دو تمدن و تأثير و تأثراتي كه از يكديگر پذيرفته اند، به خوبي پي برد. حتي نوع ايستادن ها و نشست هاي خشك و رسمي در تصوير(۱۷-۳) ما را به ياد نقاشي هاي ديواري، در مقابر فراعنه مصر تصوير ۲۰-۴ و ۲۱-۴ بخش تمدن مصر مي اندازد.
چيز ديگري كه در نقش برجسته هاي آشوري، بيننده را به تحسين وا مي دارد و دانش وسيع كالبد شناسي و دقت نظر هنرمندان در القاي حركات طبيعي ماهيچه هاست. در تصوير (۱۸-۳) ماده شيري ديده مي شود كه در اثر اصابت پيكان هاي كشنده و مجروح شده و آخرين لحظات زندگي را سپري مي كند. 
جانوران در آثار هنري كشف شده از مناطق مختلف تمدن بين النهرين حضوري جدي و با اهميت دادند. اين اهميت معمولاً جنبه ي اسطوره اي داشته است. در مواردي چون نقش برجسته هاي تصاوير( ۱۸-۳)و(۱۹-۳) كه قدرت پادشاه در يك صحنه شكار شير به نمايش درآمده، موضوع بسيار عادي است، ولي در موارد ديگر حضور جانوران ، خصوصاً بز و عقاب، جنبه اي نمادين و گاه مقدس دادند. در برخي آثار نيز به موجودات اساطيري متشكل از اجزاي انسان و حيوان برمي خوريم (تصوير۲۰-۳) نوع ايستادن رسمي و با وقار اين موجود حكايت از ويژگي نمادين و آئين آن دارد كه كاملاً با شيوه ارائه شيرهاي دو تصوير گذشته متفاوت است.
در ميان جانوران ، «بزنر» و «بزكوهي» در بين مردم بين الهرين از جايگاه خاصي برخوردار بوده اند. آثار متعددي از سنگ، مس، طلا بدست آمده كه «بز» موضوع اصلي اثر بوده است. يك نمونه از اين آثار را در تصوير(۱۱-۳) همين بخش ( بز و درخت) ديديم. در تصوير (۲۱-۳) سارگون دوم، پادشاه آشور را مي بينيم كه بزي را به قربانگاه مي برد نوع ايستادن پادشاه و حالت موقر و رسمی بز، هر دو با اجراي مناسك مذهبي كه در آن «بز» به پيشگاه يكي از خدايان قرباني مي شده هم سويي و يكنواختي دارد.
مي بينيم . كه دانش امروزي ما نسبت به باورهاي مذهبي گذشتگان در بسياري از موارد از طريق آثار هنري بدست آمده است. نماد «بز» همانطور كه در ادامه همين بحث خواهد آمد، درهنر ايران باستان هم رواج مي يابد و منشأ ظهور و آثار بديع و زيبايي مي گردد.
اساساً شيوه ي مجاري و نوع آرايش سر و صورت در هنر ايران باستان تا حد زيادي متأثر از آثار آشوري است.در تصوير (۲۲-۳) مجسمه اي بزرگ و كاملاً بعدي از آشور نزير پال دوم، يكي ديگر از پادشاهان آشوري را مي بينيد. اين تصوير را با تصاوير (۱۷-۳)و(۲۰-۳)و(۲۱-۳) مقايسه كنيد. دقت در تن پوش هاي شخصيت هاي اين آثار ما را از طرح لباس هاي اين دوران آگاه مي سازد. طرح هايي كه تقريباً در دوران بعدي (يعني دوره تمدن ايران باستان) تكرارمي شوند.

هنر ايران باستان :
جداكردن مباحث مربوط به هنر بين النهرين و ايران باستان بسيار دشوار است و چه بسا ناصحيح مي نمايد. چرا كه بسياري از آثار بدست آمده از تمدن بين النهرين در سرزميني پاه به عرصه ي وجود نهاده اند كه امروزه در ايران خوانده مي شود به عبارت ساده تر تقسيم نمودن رخدادهاي تاريخي بر اساس سلسله هاي حكومتي، يك تقسيم بندي اعتباري است، نه حقيقي .
تمدن، فرهنگ و هنر پديده هايي زنده و سيالند كه در كالبد انسان هاي ادوار مختلف جريان دارند. حكومت ها تغيير مي كند اما هنرها اتصال و ارتباط خود را با يكديگر حفظ مي نمايند و در بستر خود تداوم مي يابند و متحول مي شوند.
زيگورات چغازنبيل
كتاب هاي تاريخ ،‌كه اغلب رنگ و بوي واقعه نگاري دادند. آغاز تمدني به نام ايران را از سال ۵۳۹ ق.م با روي كار آمدن امپراتوري هخامنشي ثبت كرده اند. اما بديهي است كه فرهنگ و هنر ايراني قدمتي بسيار طولاني تر داشته است.
زيگورات زيبا و با عظمت چغازنبيل (تصاوير ۳۳-۳) و (۳۴-۳) كه قدمت تقريبي آن به ۱۲۵۰ ق.م (حدود ۷۰۰ سال قبل از سلطه ي امپراتوري هخامنشي) باز مي گردد، گوه استواري بر قدرت و غناي فرهنگ كهن ايران است.
زيگورات چغازنبيل در اطراف شهر شوش در استان خوزستان كنوني واقع شده است. حصار بيروني اين بنا ۱۲۰۰×۸۰۰ متر بوده. و ابعاد حصار دروني آن كه مشخص كننده ي محدوده ي خود بنا مي شود( در تصوير ۲۳-۳ ديده مي شود) ۴۰۰×۴۰۰ متر است.
آثار مفرغين لرستان :
لرستان از مناطقي است كه به واسطه كشف آثار مفرغين زيبا و استثنايي شهرت يافته است. بخش هايي از لرستان را دشت هاي سبز و وسيع تشكيل مي دهد كه مكان مناسبي براي پرورش اسب بوده و هست. ايلامي ها اسب هاي خود را از لرستان تأمين مي كردند. در كنار پرورش اسب، ما شاهد آثار زيبايي هستيم كه به نحوي با اسب هاي ورزيده لرستان مربوط مي شوند. انواع دهنده ها، پوزه بندها و ديگر تزئينات و يراق هاي سواركاري از اين جمله اند. در تصاوير(۲۵-۳) و (۲۶-۳) نمونه اي ازاين آثار مفرغين زيبا را مي بيند. 
  • بازدید : 74 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۵صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:


اگر چه نقوش شكل گرفته بر آن به طور عموم در تمام بناهاي اسلامي ايران به چشم مي خورد ولي خالي از لطف نبود كه به بررسي تزئينات اين مجموعه بپردازيم زيرا مجموعه بناي مسجد جامع يزد در شهري است كه داراي بافت  سنتي دست نخورده اي نسبت به بناهاي شهرهاي ديگر  است، با اين حال بناهاي باستاني و اسلامي ايران همگي داراي لطف خاص خودشان هستند كه معماران تلاشگر و هنرمند با اطلاعات و دانش معماري بالابه تأ سيس بناها همت گمارده اند.
هنر جو هره اي است كه از ذرات هر ايراني به فضل الهي به وديعه نماده شده است. به همين علت جلوه هاي هنر در تمام مظاهر و مقوله هاي زندگي ايراني مانند:‌ معماري، نقاشي ، خط وكتابت ، پارچه بافي، قالي وگليم بافي، فلزكاري، سفالگري و …… در طول تاريخ بروز و ظهور داشته و دنيايي از زيباييها، ذوق، خلاقيت و ابتكار را پديد آورده است. 
يكي از مظاهر انعكاس هنر ايراني در معماري اين سرزمين است هنرمند معمار ايراني، از ابتداي كار و ازهنگام بكارگيري آجر كه ازمصالح اوليه احداث بنا به شمار مي رفته زيبا ترين نقشها  و طرحها را هنگام احداث ديوارها و پوششي گنبد ها وگوشواره ها، مقرنس ها و طاقنما ها خلق كرده است و در روند تكاملي آن با گره چيني، گل اندازي، گره سازي وآجر كاري خفته و رفته، شاهكار هاي بي نظيري را به وجود آورده است.
هنگام استفاده از گچ با خلق گچبريهايي با نقوش هندسي، گياهي، دنيايي از خلاقيت را كه  در دنيا بي نظير مي باشد آفريده و در استفاده از چوب براي پنجره ها و درها با بهره گيري از فتوني نظير منبت، مشبك، معرق، كنده كاري، خاتم سازي ونقاشي روي چوب، اعجاز باور نكردني را پديد آورده است.
براي تزيين بنا از كاشيهايي يك رنگ، هفت رنگ، معرق، طلايي و …. شيشه و آيينه در شكلها و رنگها و ابعاد گوناگون، مدد جسته و دنيايي از زيبايي و خلاقيت و هنر را عرضه كرده و همه اينها به همراه حجاريهاي زيبا،  بنا هايي را در جاي جاي ايران بر پا و استوار كرده است. 
بدون ترديد تحقق اين همه زيبابيها و خلاقيت جز به مدد عشق به معبود امكان پذير نبود، چراكه بيشترين جلوه آنها را در مسجد، محراب و زيارتگاه مي توان ديد.
بناهاي مذهبي، همواره مورد احترام و توجه ملل و اقوام مختلف درطول تاريخ بوده است، و به لحاظ همين اهميت، پيوسته كاملترين تجربه هاي هنري هنرمندان برجسته هر دوره تاريخي در خدمت معماري و تزيين نقوش به كار رفته در احداث چنين اماكني بوده است. اين علاقه و توجه و بذل سرمايه هاي مادي و معنوي، نه از باب منافع اقتصاديو اغراض مادي، بلكه بر مبناي كشش و علاقه اي قلبي بر اساس گرايش فطري مردم به مكاتب الهي بروز كرده است. چه بسا مردمي كه با مشكلات و تنگناهاي اقتصادي قرين بوده، اما در سرمايه گذاري براي مظاهر معنوي، از جمله بناهاي وابسته به مقدسات مذهبي، از هيچگونه ايثاري فروگذار نكرده اند.
بناهاي رفيع و با شكوهي كه در طول تاريخ براي معابد، مساجد وكليساها،‌سر برافراشته اند، با يك پشتوانه قلبي و عشق حقيقي همراه بوده است.
در تاريخ اسلام، مسجد در رأس توجه مردم، به ويژه هنرمندان معتقد به مباني ديني قرار داشته است. در دوره هايي كه اثري ازپيشرفتهاي علمي و صنعتي در هيچ كجاي عالم ديده نمي شود، بر جسته ترين آثار معماري جهان، از ميان مساجد بزرگ در جاي  مانده است،‌ اگر چه به علل گوناگون، بويژه هجوم ارتشهاي متجاوز بيگانه به كشورهاي اسلامي بسياري از ابنيه مهم و مساجد تاريخي دچار تخريب و ويراني شده و آثار مهم مكتوب و ميراث فرهنگي مسلمين كه دستخوش غارت و آتش سوزي در كتابخانه هاي مهم جهان اسلام شده است، ما را ا زگنجينه هاي مهمي محروم كرده است،‌ با اين حال آنچه بر جاي مانده، خود  دريچه اي است براي شناخت عظمت معماري به كار رفته در بناي مساجد بزرگ تاريخي،  بويژه آن كه در معماري و كاشيكاري بناها، مظاهر معنوي و مفاهيم والاي مذهبي چه در انتخاب رنگ و چه در انتخاب شكل و فرم بسيار ماهرانه تلفيق شده اند،‌ و فضايي به وجود آورده است كه انسان شيفته معنويت را بسوي خود مي خواند.
– مسجد در معماري ايران
– عملكردهاي مساجد مختلف 
– خصوصيات فضاهاي كالبدي مسجد
 
« مسجد » در معماري ايران.
در هنر و معماري ايراني و به ويژه معماري مساجد با دو پديده شكل و محتوايا عينيت و ذهنيت – و در يك كلام قالب و روح مواجهيم.
هنر معماري داراي سه جنبه است يكي جايگاه اثر در شهر يا معماري شهري ، طراحي خود بنا يا حجم اثر، و در نهايت هنر هاي وابسته به معماري كه شامل مواردي چون نور ورنگ و نقش است، مي گردد كه اين اخير با آنكه نقشي محوري در آنچه كه معماري ايراني نا ميد ه مي شود دارد، اما در دوره هاي پسين ، اين شيوه يا مهجور گشته يا نقشي حاشيه يي يافته است. حال آنكه چنين ظرفيتي را دارد كه فضا سازي كند و بدون اينكه تركيب احجام نامتجانس ضرورت يابد، فضاهاي دلخواه را ايجاد نمايد. 
انسان- و به تبع او اثر هنري- موجوديت نمي يابد، مگر آنكه قالب و روحي داشته باشد. قالب و روح دو وجه متفك يا همراه و تركيبي نيستند، بلكه وجوهي محشور و عجيبند كه هيچ كدام بدون ديگري موجوديت و معنا نمي يابد. نه هر قالبي محمل هر روحي است و نه روحي تاب نشستن بر هر قالبي را دارد. اين دو تنها با يكديگر موجوديت مي يابد و رشد مي كنند و مرتبت وجود مي يابند.
درهنر معماري، اثر و روح حاكم بر جابجايي آن از يكديگر منفك نيستندو نمي توانند كه باشند. نمي توان فضايي را تخيل نمود، بدون آنكه صورت و شمايلي برايش قائل گشت و به همين عنوان نمي توان صورت و شمايلي تصور نمود و مصالح آن را در نظر نداشت- روح فراخ در همنشين با قالب تنگ همچون انيسش خرد و تحقير مي گردد يا قالب شكسته بر مي دارد. قالب فراخ نيز ذليل روح خرد شده، ويرانه مي شود. اين دو تنها بار شد متناسب و همپاي يكديگر، كارا و زيبنده مي گردند. درفضا سازي ايراني علاوه بر تركيب يا انتزاع حجمي، از نقوش و رنگ و نور پردازي هم، به منظور القاي انتزاع يا تركيب فضايي استفاده شايان و قابل توجهي مي شود به اين معنا كه در يك معنا كه  در يك فضاي راسته، شكست نور يا تفرق نقوش، قطعه اي را مجرء يا گسسته مي نماياند و بالعكس بدين لحاظ شناخت نقوش و در رأس آن گره بنايي، در فضا سازي ايراني نقشي مؤثر و ناگزير دارد.

عتیقه زیرخاکی گنج