• بازدید : 40 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲۶صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

گر چه نماز در منظر بسياري از عاملين و ناظرين ،تصويري جز يك عمل تعبدي و مورد هدف زهاد ورهبانها ندارد كه صرفاً براي نمايش خضوع و كرنش در ارتباط با خالق ايفاي نقش ميكند ،اما بررسي آداب ،شرائط ، مضامين و هويت اين عبادت بزرگ ، ضمن تأييد آن به عنوان يك امر تعبدي ، آنرا عاملي مهم براي اصلاح نفس انسانها و كنترل نظامات عمومي جامعه معرفي مي كند .
اصولاً هر عبادت و اطاعتي كه انسانها بر حسب تكليف بجاي مي آورند ،با نظر به استغناء ذات اقدس باري تعالي نمي تواند كمترين سود و خيري را متوجه ذات ربوبيت گرداند يا متضمن فخر و مباهات يا ارضاء خواسته اي در مبداء لايزال باشد همانگونه كه :
گر جملة كائنات كافر گردند بر دامن كبرياش ننشيند گرد
پس او كه بهره اي نمي برد ،او كه نيازي ندارد ،او كه عظمت مطلق است وهمه عالم در برابر او تكويناً سر تعظيم دارند ،چرا گونه هائي از خضوع و كرنش را به عنوان واجب بر انسان ، تشريع نموده است ؟! او كه مي تواند از منبع خزائن بي پايان و كاستي ناپذير خود همه را روزي دهد و انعام مضاعف بخشد چرا انسان علاقه مند به دنيا و وابسته را مأمور به واگذاري بخشي از مال محدود خود مي كند . او از اين الزامات چه هدفي را دنبال مي كند؟! 
شكر منعم واطاعت از ولي نعمت امري اخلاقي ، عاطفي وانساني است بلكه حيوانات نيز در خور شعور واستعداد خود ،از انجام اين واجب فروگذار نمي كنند اما آيا اين شكر وسپاس در ارتباط با منعمي همچون خداوند رب العالمين به همان صفتي است كه در مورد انسان نيازمند و محتاج از حيث رواني ومادي است؟! انساني كه همواره با چشم اميد عطا مي كند يا لااقل سپاس در روح او اثر تشويقي يا ارضائي دارد ؟
پروردگار عزت از اين نواقص مبراست سُبحانَ ربَّك ربّ العزه عمّا يَصفون 
اين چه قضاوتي است ما لَكم كَيفَ تَحكُمُون 
بايد سود اين سپاس به خود انسان برگردد وَ مَن شَكَرَ فَاِنّما يَشكُرُ لِنَفسه .
نگرش اينگونه به نماز آنرا به عنوان عملي دشوار مي نمايد و بريدن از مشاغل دنيائي را (كه براي انسان ودر ارتباط با پيشرفت اوست ) بهنگام اقامه نماز مشكل مي سازد .
«وانها لكبيره الا علي الخاشعين » 
نماز دشوار است مگر براي كسانيكه درك صحيح از مقام ربوبي داشته باشند وبزرگي وبي نيازي خالق را باور كنند وبدانند كه صبر وصلاه يك نيروي كمكي براي پيشبرد امور ونيل به مقاصد وتعالي آنهاست نه آنكه كمكي به ربوبيت رب! 
«سبحانه وتعالي عما يقلون علوّا كبيراً » 
با گشودن اين زاوية جديد در نگرش به نماز و عبادات ديگر و با اين اميد كه خداوند متعال طعم اين غذاي سازنده روح را به ما بچشاند و تجنب از تقصير در صلوات را به ما الهام فرمايد ، اينك به بررسي آثار و اسرار نماز مي پردازيم :
۱- تامين نياز دروني ورواني انسان 
بدون شك ، انسان ، براي گريز از توحش واهيابي به زندگي انسان وحياه طبيّه وتخلق به اخلاق كريمه و رهائي از يأس و افسردگي به يك عامل مهار كننده نيازمند است كه روح تعاون و نوعدوستي ، عاطفه و محبت را بر وي الهام نمايد و به هنگامي كه پژمرده و افسرده مي گردد او را طراوت بخشد .
روانشناسان ، جامعه شناسان وكارشناسان تربيتي بر اين مسئله اتفاق نظر دارند كه اين نيرو از منبع اعتقاد ديني نشأت مي گيرد .
يك روانشناس معروف انگليسي بنام «هنري لنك» پس از تحقيقات گستردة باليني كه بر روي بيش از ده هزار انسان افسردة مجرم و تبهكار انجام داده است 
ميگويد: 
«اينك بخوبي اهميت اعتقاد ديني را در زندگي انسان درك مي كند و از ميان تمامي آزمايشات ، اين نتيجة مهم را يافته ام كه : «هر كس به دين و اعتقاد ديني گردن سپارد يا با عبادتكده اي در ارتباط باشد از شخصيت انساني والاتري برخوردار است و در مقايسه با آنكس كه ايماني ندارد وبا عبارتي در تماس نيست كرامت خاصي دارد.»»
يك دانشمند روسي مي گويد : 
«مشكل ما حقانيت كاپيتاليسم يا كمونيسم نيست ، بلكه بايد در مورد جانشيني يك فرهنگ بشري بجاي فرهنگ مادي فكري كرد.» 
يك مركز بهداشت رواني در دانشگاه سنت لوئي آمريكا كتابي را منتشر نموده است ،با عنوان « عوامل فراموش شده در بهداشت رواني » اين كتاب مذهب را به عنوان مهمترين و مؤثرترين عامل بهداشت رواني و حفظ سلامت جامعه مطرح كرده و گفته است : 
« كسانيكه هفته اي يك روز به كليسا مي روند از مشكلات رواني كمتري برخوردارند .» 
يونك ؛ روانشناس معروف و معاصر مي گويد : 
« من صدها بيمار را معالجه كرده ام و از ميان تمام بيماران من يكي پيدا نشد كه مشكل روانيش مربوط به پيدا كردن عقيدة ديني نسبت به زندگي نباشد . با اطمينان خاطر مي گويم هر يك از آنها از آن جهت مريض شده بودند كه آنچه را مذاهب زندة هر عصر به پيروان خود عطا كرده اند ، از دست داده بودند و آنها كه عقيدة مذهبي خود را باز نيافتند واقعاً درمان نشدند .» 
بنابراين آنچه دنياي برخوردار از تكنيك و صنعت را رنج مي دهد خلاء رواني و عدم برخورداري از اطمينان روحي است .بيش از ۵۰ درصد از تختهاي بيمارستانهاي آمريكا اختصاص به بيماران رواني دارد وبيش از ۷۵ درصد دانش آموزان دبيرستانهاي اين كشور مواد مخدر مصرف مي كنند .
رهبران غرب وشرق در سال ۱۹۶۲ از عدم وجود عنصر ديني در كشورهايشان اظهار نگراني كردند و آيندة نگران كننده اي را براي كشور خود پيش بيني كرده اند .
كندي مي گويد : 
«امريكا آينده دردناكي پيدا خواهد نمود چه جوانان غرق شهواتند و ديگر حاضر نيستند وظايفي را كه به آنان محول مي گردد بخوبي انجام دهند از ميان هر هفت جواني كه به سربازي اعزام مي شود ۶ تن نالايق و سست از آب در مي آيند .» 
خروشچف نيز در اعترافات خود در مورد فقدان عنصر ديني وپيامد هاي آن مي گويد :
« آينده شوروي در خطر است و جوانان هرگز آتيه اميد بخشي ندارند چه بي بندوبار واسير شهوت گشته اند .» 
استاد شهيد آيت الله مطهري (ره) مي فرمايد :
«نهرو» مردي است كه از سنين جواني لامذهب شده است . در اواخر عمر يك تغيير حالي در او پيدا شده بود. خودش مي گويند من ،هم در روح خودم وهم در جان، يك خلائي را، يك جاي خالي را احساس مي كنم كه هيچ نمي تواند آن را پر كند مگر يك معنويتي و اين اضطرابي كه در جهان پيدا شده است ، علتش اين است كه نيروهاي معنوي جهان تضعيف شده است . اين بي تعادلي در جهان از همين است. مي گويد الان در كشور اتحاد جماهير شوروي اين ناراحتي به سختي وجود دارد،تا وقتي كه اين مردم گرسنه بودند و گرسنگي به ايشان اجازه نمي داد كه درباره چيز ديگري فكر بكنند ،يكسره در فكر تحصيل معاش ودر فكر مبارزه بودند. بعد كه يك زندگي عادي پيدا كردند (الان) يك ناراحتي روحي در ميان آنان پيدا شده است .در موقعي كه از كار بي كار مي شوند تازه اول معصيت آنهاست كه اين ساعت فراغت وبي كاري را با چه چيز پر بكنند واين همان خلائي است كه من دارم .
پس معلوم مي شود كه واقعاً انسان يك احتياجي به عبارت و پرستش دارد. امروز كه در دنيا بيماريهاي رواني زياد شده است ، در اثر اين است كه مردم از عبادت و پرستش روبرگردانده اند . ما اين را حساب نكرده بوديم ولي بدانيد هست .
نماز قطع نظر از هر چيزي طبيب سر خانه است يعني اگر ورزش براي سلامتي مفيد است اگر آب تصفيه شده براي هر خانه لازم است ، اگر هواي پاك براي هر كسي لازم است ، اگر غذاي سالم براي انسان لازم است ، نماز هم براي سلامتي انسان لازم است . شما نمي دانيد اگر انسان در شبانه روز ساعتي از وقت خودش را اختصاص به راز و نياز با پروردگار بدهد ، چقدر روحش را پاك مي كند ! عنصرهاي روحي موذي به وسيلة يك نماز از روح انسان بيرون مي رود .

عتیقه زیرخاکی گنج