• بازدید : 38 views
  • بدون نظر

قیمت : ۴۰۰۰۰ ريال    تعداد صفحات : ۴۱    کد محصول : ۱۷۹۰۹    حجم فایل : ۵۹ کیلوبایت   

عنوان مقاله: نماز

فهرست مطالب این مقاله که در قالب فایل word تقدیم حضورتان می گردد به قرار زیر است:

● مقدمه
● ضرورت نماز
● اهمیت و ضرورت فریضه نماز
● آیات و احادیث و روایات معتبر
● عوامل مؤثر در گرایش نوجوانان و جوانان به نماز
● نماز جمعه
● دیدگاه اسلام
● گناه
● نماز توانبخش روح و روان
● نماز امید بخش ترین عمل
● آثار بهداشتی و درمانی نماز
● بهداشت عمومی بدن
● اسرار نماز وعبادت بانوان
● اهميت نماز در ايجاد ارتباط خدا و خلق
● نماز موجب گشايش مشكلات دنيا
● نماز باعث بخشش گناهان
● نماز عامل نجات از عذاب الهي
● بوعلي سينا و توجه او به نماز
● نماز در آيينه قرآن

امیدوارم این مقاله برای شما سودمند باشد و بهره کافی را از مطالب آن ببرید.
 

  • بازدید : 27 views
  • بدون نظر

قیمت : ۷۰۰۰۰ ريال    تعداد صفحات : ۱۴۶    کد محصول : ۱۰۳۲۷    حجم فایل : ۱۲۱ کیلوبایت   

نقش نماز در شخصيت جوانان

این مقاله همان طور که از نام آن پیداست از نقش مهم نماز این فریضه ی بزرگ الهی و ستون مستحکم دین در شخصیت جوانان یاد شده و از فواید و فضایل و به طور کلی خوبی های بی انتهای آن صحبت شده است.

این مقاله شامل یک مقدمه و دو فصل با عناوین:

نقش نماز در شخصيت جوانان و

علل كم توجّهى يا بى توجّهى برخى از جوانان به نماز و …

می شود که در ۱۴۶ صفحه در قالب فایل word برای دانلود شما عزیزان آماده کرده ایم.

امیدواریم از مطالعه ی آن فیض و بهره ی معنوی کامل را ببرید.

  • بازدید : 16 views
  • بدون نظر

قیمت : ۶۰۰۰۰ ريال    تعداد صفحات : ۹۸    کد محصول : ۱۰۴۵۶    حجم فایل : ۱۰۴ کیلوبایت   

در این مقاله به نقش فریضه ی نماز بعد از معرفت الهی و والایی آن نسبت به دیگر فرایض دین پرداخته می شود.

آخرين پيام سفيران الهى، سفارش به نماز، اين استوانه استوار دين بوده، چنانچه پرسش نخستين روز رستاخيز هم از آن خواهد بود.

در سرتاسر این مقاله ی ارزشمند سخن هایی از بزرگان و آیه هایی نورانی از قران درباره ی نماز روح خواننده را نوازش می کند و قلب وی را با عالمی دیگر ارتباط می دهد.

این مقاله را در ۹۸ صفحه در قالب فایل word برای دانلود شما عزیزان قرار داده ایم.

امیدواریم از مطالعه ی آن فیض و بهره ی کافی رو ببرید.

التماس دعا

  • بازدید : 18 views
  • بدون نظر

قیمت : ۵۰۰۰۰ ريال    تعداد صفحات : ۶۷    کد محصول : ۱۰۵۲۷    حجم فایل : ۸۳ کیلوبایت   

در بخش اول این مجموعه مطالبی مفید راجع به عبادت، نقش عبادت، ابعادعبادت، میانه روی در عبادت، مدیریت در عبادت، د رجات عبادت و … را شرح می دهد.

بخش دوم آن به موضوع اصلی آن یعنی نماز می پردازد که از برخی از عناوین مهم این فصل می توان به: نماز از دیدگاه عقل و وجدان، نماز ، ا مداد  ا لهی، نماز در مکتب  وحی، آثار ترک نماز ، قبولي نماز،  موانع نماز، اشاره کرد.

و در بخش سوم به مفاهيم نماز پرداخته خواهد شد.

این مقاله در ۶۷ صفحه و در قالب فایل word برای دانلود در دسترس شما عزیزان قرار گرفته است.

امیدواریم از مطالعه ی این مقاله فیض و بهره ی معنوی لازم را ببرید.

  • بازدید : 63 views
  • بدون نظر
دانلود رایگان تحقیق تاثير نماز در بهداشت رواني-خرید اینترنتی تحقیق تاثير نماز در بهداشت رواني-دانلود رایگان مقاله تاثير نماز در بهداشت رواني-تحقیق تاثير نماز در بهداشت رواني

این فایل در ۵صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:
عبادت به معناي اظهار ذلت ، عالي ترين نوع تذلل و كرنش در برابر خداوند است. در اهميت آن ، همين بس كه آفرينش هستي و بعثت پيامبران (عالم تكوين و تشريع) براي عبادت است. 

  • بازدید : 41 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

شناخت معبود محبت او را در دل ایجاد می‎کند و انسان را به پرستش و راز و نیاز با معبود خویش وا می‎دارد و نماز موجب آرامش انسان می‎گردد. فلسفه‎ی عبادت همان‎گونه که در آیات متعددی آمده، بندگی و عبادت است که این بندگی مایه‎ی عزت و سلامت انسان می‎باشد. اين بندگى‎كردن، سودى به خدا نمى‏رساند بلكه مايه‎ی عزّت و سعادت خود انسان است وگرنه خداوند بى‎نياز مطلق است.
ریشه‎های عبادت در چهار عنوان خلاصه می‎شود: عظمت وجودی خدا، احساس نیاز و وابستگی به او، سپاس از نعمت‎های بیکران خداوندی و فطرت خداجوی انسان
اگر انسان بخواهد در این دنیا با آگاهی و آزادی و شخصیّت انسانی زندگی کند، باید هدف داشته باشد و این هدف رسیدن به کمال مطلوب است. این امر باعث می‎شود در برابرکمال مطلق تسلیم شویم و سر به سجده برداریم.
انسان در کل سرشتی خدا آشنا، خداگرا و خدا پرست دارد و خود و جهان را وابسته به خالقی می‎داند که سرچشمه‎ی همه‎ی خوبی‎ها و زیبایی‎هاست، انسان که از درون گرایشی به خدا احساس می‎کند. تمایلی مقدس و متعالی که او را گاه و بی‎گاه به نجوا با خدا می‎نشاند و وادارش می‎کند که رازهای درونی خود را بی‎واسطه با او در میان بگذارد. و در حقیقت نماز برقرار ساختن ارتباط بین یک موجود بی‎نهایت کوچک به‌یک موجود بی‎نهایت بزرگ در حال معرفت است.
نماز جلوه‎ی بندگی انسان در پیشگاه خدا و مظهر عبادت است آن که بنده‎ی آفریدگار است و این بندگی را احساس می‎کند می‎داند و باور دارد، که در برابر او مطیع و فرمان بردار است و به سجده می‎افتد با او راز می‎گوید و نیاز می‎طلبد و به‌یاد ما می‎اندازد که بنده‎ای بیش نیستیم. در سایه‎ی نماز نیازهای روحی معنوی انسان تأمین و انسان به‌یک آرامش واقعی دست می‎یابد؛ و نیز نماز یک سپاس‎گزاری در برابر نعمت‎های بی‎کرانی است که حق تعالی به ما ارزانی داشته است.
بنا به گفته‎ی امام رضا(ع) نماز اقرار بندگي به خداوند(عز و جل)، ايستادن انسان در برابر خداوند حكيم با حال مذلت و فروتني و خضوع و اعتراف به گناهان، و نيز درخواست عفو و بر طرف ساختن آثار گناهان و بزرگ داشت خداوند و ياد خدا است. نماز این حقیقت والا و سازنده، بیان کننده‎ی بی‎نهایت گرایی آدمیان می‎باشد. اما چرا ما نماز می‎خوانیم و برای ما واجب شده است؛ اين بندگي كردن و نماز سودي به خدا نمي‎رساند، بلكه مايه‎ي عزت و سعادت انسان است و چرا كه خداوند بي‎نياز مطلق است. نماز موجب تکامل روح، تقویت اراده، بهداشت روان، مصونیّت و خود نگه‎داری و بازدارنده از فحشا و منکر و گناه و تزکیه انسان می‎شود. حقیقت نماز از نظر امام رضا(ع): «صله و موهبتی است از طرف خداوند مهربان برای بنده از راه رحمت و عنایت و نماز مطالبه‎ی وصال و تقرب بنده به سوی خداست»… و کسانی که نماز نمی‎خوانند دلیل ترک نمازشان ندانستن فلسفه‎ی نماز و آشنا نبودن به فواید آن بوده و اصولاً نسبت به نماز احساس نیاز نمی‎کند. و لذا آشنا‎شدن و آشناکردن به فلسفه و حقیقت نماز و این که نماز جزو نیاز ماست، جزو زندگی و حیات ماست و فایده و آثار نماز در دنیا و آخرت تجلی می‎کند امری ضروری می‎باشد.
اهمیت ندادن به نماز به لحاظ عدم آشنایی به حقیقت آن و احساس نیاز نکردن نسبت به آن، خود از عوامل ترک نماز به شمار می‎آید. آشناشدن و آشناکردن به فلسفه و حقیقت نماز و این که نماز جزو نیاز ماست، جزو زندگی و حیات ماست و فایده و آثار نماز در دنیا و آخرت تجلی می‎کند، به واسطه آن به آرامش و تعادل روانی می‎رسیم، چنان که خداوند می‎فرماید: «الا بذکر الله تطمئن القلوب»؛ آگاه باشید که با یاد خدا دل‎ها آرامش پیدا می‎‎کند». نماز پاسخ به حس پرستش است، نماز درمان افسردگی و اضطراب، نگرانی، تزلزل شخصیت، از خود بی‎زاری، ناامیدی و ارتباط برقرارکردن با مبدأ پاکی‎ها، اراده و توانایی مطلق و کمال مطلق است. با نماز، خودپرستی و آثار آن، که محور گناهان است (خودبینی، خود بزرگ بینی، خودستایی، حسادت و دیگر امراض روحی) از بین می‎رود مردان الهی در زمان گرفتاری‎ها به نماز پناه می‎برند.
از دیگر آثار نماز تشكّر از خدایی است كه ولىّ نعمت ماست که هر چه داريم از اوست. البته اين سپاس، براى خدا سودى ندارد، بلكه براى خودمان مفيد است و نشان معرفت ماست. انسان، اسير محبّت ديگران است و نعمت و نيكى، انسان را به مقام سپاس و تشكّر مى‏كشد. اگر كسى نعمتى به ما بخشيد و احسانى در حق ما كرد، با زبان و عمل، سپاسگزار او مى‏شويم. نماز، نوعى سپاس از نعمت‏هاى فراوان و بى‏شمار اوست. حضور قلب در نماز را که پایه استوار دین و  برترین اعمال‎هاست. خداوند آنانی که از نماز غفلت می‎کنند را نکوهش می‎کند، با این که نمازگزارند و این نکوهش بدان سبب نیست که نماز را فراموش و ترک کرده‎اند. پیامبر(ص) در مورد برتری کمال نماز می‎فرمایند: «هر کس که دو رکعت نماز بخواند و در نمازش چیزی از دنیا او را به خود مشغول نسازد، خداوند گناهش را می‎آمرزد» و نیز می‎فرمایند: «تنها آن مقدار از نمازت پذیرفته است که در آن حضور قلب باشد».
نماز و تاثير آن در دورى از زشتى‏ها 
پيش‏تر خاطر نشان گرديد:كسى كه به ضعف اراده مبتلا است و على رغم‏اعتقاد به مبدا و معاد و تبعات اعمال و توجه به همه امور ياد شده باز مرتكب گناه‏مى‏شود، اگر واقعا قصد اصلاح خويش را دارد، بايد قبل از هر چيز با به كار بستن‏برخى از رياضت‏هاى شرعى اراده‏اش را تقويت كند، آن گاه با اراده‏اى قوى درمقابل خواسته‏هاى نفسانى و وسوسه‏هاى شيطانى بايستد. 
و نيز تاكيد شد:رياضتى كه در راس همه رياضت‏هاى شرعى است و درتقويت اراده تاثير به سزايى دارد، روزه گرفتن است، آن هم با شرايط و ضوابطى‏كه بدانه اشاره شد. 
اكنون سخن ما اين است:يكى ديگر از امورى كه در تقويت انسان بسيار موثراست و او را در غلبه بر غرايز و اميال نفسانى يارى مى‏رساند، به پاداشتن نمازاست. 
بدون ترديد اگر انسان موفق شود نماز را با همه آداب و مقررات مربوط به آن به‏جا آورد، به بركت آن بسيارى از گناهان را ترك گفته و كم كم به يارى خدا، به طوركلى از عصيان فاصله مى‏گيرد.خداى تبارك و تعالى در قرآن كريم مى‏فرمايد: 
و اقم الصلوة ان الصلوة تنهى عن الفحشاء و المنكر ; (۱) نماز را به پا دار، به‏درستى كه نماز(انسان را)از كارهاى زشت و ناپسند باز مى‏دارد.» 
و نيز مى‏فرمايد: 
يا ايها الذين آمنوا استعينوا بالصبر و الصلوة ; (۲) اى مؤمنان[در كارها]از صبر[روزه]و نماز كمك بگيريد.» 
مطلبى كه در اين جا لازم است مورد تاكيد قرار گيرد، اين است كه حظ وبهره‏اى كه نماز گزاران از نماز خويش مى‏برند، يك سان نيست;زيرا نماز را مانندبسيارى از امور، ظاهر و باطنى است.اگر نماز گزار از نماز، به ظاهر قناعت كندو از روح و باطن آن غفلت ورزد، بهره او از نماز بسيار محدود و ناچيز است.بر خلاف نمازگزارى كه از ظاهر بگذرد و به باطن نماز راه يابد;چرا كه چنين‏شخصى به اندازه عمق نمازش از فوايد و آثار نماز بهره‏مند خواهد بود. 
بنابر اين، اين كه قرآن مى‏فرمايد:نماز انسان را از گناه باز مى‏دارد، يا اين كه‏مى‏فرمايد:در كارها از نماز كمك بگيريد، معنايش اين نيست كه هر گونه نمازى‏با هر كيفيتى، چنان آثارى را به دنبال خواهد داشت، بلكه ابتدا بايد ديد، نماز تاچه اندازه از شرايطى كه به آن عمق مى‏بخشد بهره‏مند است، آن گاه به تعيين‏خاصيت‏ها و آثار آن پرداخت و سپس آنها را از نماز توقع داشت
  • بازدید : 87 views
  • بدون نظر
این فایل در ۳۵صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

نماز، نخستين واجب الهى است كه خداوند سبحان بر مردم مقرّر داشته و فريضه اى است كه پيشتر از همه فرائض ديگر، بايد آن را آموخت ؛ نخستين عمل انسان است كه در آن نظر مى شود و نخستين چيزى است كه از آن بازخواست مى گردد، اگر مقبول افتد بقيه اعمال هم پذيرفته مى شود و اگر رد شود، ديگر اعمال هم رد مى شود.
نماز ستون دين، استوارى و سيماى آن است. جايگاه آن در دين، مانند سر در كالبد است و حكايت آن، حكايت ستون خيمه است. نماز، بهترين دستور دين، برترين اعمال و محبوب ترين آن ها نزد خداى سبحان و برترين وسيله اى است كه متوسلان براى نزديك شدن به او بدان چنگ زده اند و معراج مؤمن است .
نماز، شيطان را مى راند، بر تكبّر و سركشى راه مى بندد، از زشتى و ناپسندى باز مى دارد، كبر و ديگر زنگارهاى روح را مى زدايد، بدى ها را مى برد و جان را پاك مى سازد.
نماز، كليد هر نيكى است ، چهره و دل بدان روشن مى شود و جان با آن به اطمينان مى رسد رحمت را فرو مى آوردو زشتى ها با آن زيبا مى گردند  و براى پيروزى در جهاد اكبر و اصغر از آن مدد مى جويند.
نماز آخرين سفارش پيامبران، مخصوصاً پيامبر خاتم، حضرت رسول اكرم صلّى الله عليه و آله است كه در پايان وصيت خويش فرمود: نماز را، نماز را و آن را تا بدان جا تكرار كرد كه زبانش سنگين و سخنش بريده بريده گشت.
بى گمان، نماز بهترين وسيله براى سازندگى و سير و سلوك به سوى خداوند متعال و هسته بنيادين حركت تكاملى به سوى والاترين هدف انسانيت و جامعه نمونه بشرى است. بسى درد و اندوه كه عموم مردم و بلكه بسيارى از نخبگان، اين جان مايه حيات و حركت و شكوفايى را آن چنان كه بايد، نمى شناسند و خواص ،آنچنان كه شايد از آن بهره نمى گيرند، حال آن كه آيات قرآن كريم و سنّت شريف بر نقش اعجازگونه نماز در سازندگى فرد و جامعه، تأكيد مى ورزند.
افراد بسيارى سرمايه حيات و عمر را در انديشه سازندگى و انجام تمرين هايى جهت يافتن راه تكامل،خرج كرده و در طلب مرشد راه، برخاسته و از ذكرها و وردها و رياضتها، براى طى كردن منزلگاه هاى كمال و مراحل مكاشفه و عرفان، يارى جسته اند، ولى فراوان در دام مكّارانى افتاده اند كه از سير و سلوك، جز نام آن هيچ نمى دانند و آن را وسيله نان خوردن و كسب شهرت و دربند كشيدن همه جانبه مريدان نادان خويش ، ساخته اند.
ره پويان بيدار و مسلمانان روشن بين راستين مى دانند كه نماز، بهترين درس سير و سلوك و خودسازى، نزديكترين راه براى مبارزه با تهاجم فرهنگىِ دشمنان اسلام و نتيجه بخش ترين جهاد براى تحقق ارزش هاى انسانى و پياده كردن معارف ناب اسلام در جوامع بشرى است.
در سفارش اخلاقى گرانبهاى امام خمينى ـ رضوان الله تعالى عليه ـ به فرزند عزيزش حاج سيد احمد ـ ره ـ مى خوانيم: كه خودخواهى ريشه مصيبت هاى بشرى است و كوشش براى درمان اين ريشه تباهى است كه جهاد اكبر نام دارد و پيروزى در اين جبهه به اصلاح تمام گستره زندگى مى انجامد.
امام پس از روشن كردن اين مفاهيم ، نماز را راه تحقق اين پيروزى مى بيند و مى گويد:
«فرزندم، از خودخواهى و خودبينى به درآى كه اين ارث شيطان است، كه به واسطه خودبينى و خودخواهى از امر خداى تعالى به خضوع براى ولىّ و صفىّ او جلّ و علا سرباز زد. و بدان كه تمام گرفتاريهاى بنى آدم از اين ارث شيطانى است كه اصلِ اصول فتنه است، و شايد آيه شريفه وقاتِلُوهُم حَتّى لاتَكُونَ فِتنَةٌ وَيَكُونَ الدّينُ لله در بعض مراحل آن، اشاره به جهاد اكبر و مقاتله با ريشه فتنه كه شياطين بزرگ و جنود آن، كه در تمام اعماق قلوب انسان ها شاخه و ريشه دارد، باشد. و هر كس براى رفع فتنه از درون و برون خويش ، بايد مجاهده نمايد. و اين جهاد است كه اگر به پيروزى رسيد همه چيز و همه كس اصلاح مى شود.
پسرم، سعى كن كه به اين پيروزى دست يابى، يا دست كم به بعض مراحل آن. همّت كن و از هواهاى نفسانيه، كه حد و حصر ندارد، بكاه، و از خداى متعال جل و علا استمداد كن كه بى مدد او كس به جايى نرسد و نماز، اين معراج عارفان و سفر عاشقان، راه وصول به اين مقصد است. و اگر توفيق يابى و يابيم به تحقق يك ركعت آن و مشاهده انوار مكنون در آن و اسرار مرموز آن، ولو به قدر طاقت خويش، شمه اى از مقصد و مقصود اولياى خدا را استشمام نموديم، و دورنمايى از صلاة، معراج سيد انبيا و عرفا صلّى الله عليه و آله را مشاهده كرديم، كه خداوند منان ما و شما را به اين نعمت بزرگ منت نهد.» 
آرى، اگر كارگزاران مخلص در حكومت اسلامى كه مشتاق حاكميت ارزش هاى اسلامى هستند به آثار و بركت هاى نماز آن گونه كه شايسته آن است، توجه مى داشتند، بخش بزرگى از بودجه مبارزه با تهاجم فرهنگى رابه زنده كردن نماز اختصاص مى دادند و بلكه رديف خاصّى را در بودجه عمومى كشور براى ترويج و تعميق فرهنگ نماز، اين فريضه سازنده ناشناخته، قرار مى دادند.
در اين كتاب، تبيين گستره نقش نماز را در سازندگى فرد و جامعه كه از قرآن و حديث گرفته شده، خواهيد ديد. نكته دقيق و مهم در اين جا آن است كه سازندگى فرد، مقدمه سازندگى اجتماع است و پايه خودسازى، ياد خداوند متعال است، همان گونه كه امير مؤمنان فرموده است: «ريشه اصلاح دل، اشتغال آن به ياد خداست» كه از كلمات نغز آن حضرت است و جان كلام اين كه هدف نهايى انسان، ديدار خداست و رمز اين ديدار، عشق و محبّت او وكليد اين رمز، ذكر و ياد خداى سبحان متعال است و نماز كامل ترين ذكر است.
بى گمان، ياد خدا، زندگى دل، خوراك جان، كليد انس و پديد آورنده كيمياى عشق و محبّت حق ـ جلّ و علا ـ است. همانا عشق به خدا، پيوند عاشق را با هر چه جز معشوق است، مى برد و اين همان است كه انقطاع ناميده مى شود و در نخستين مرتبه آن، نفس امّاره مى ميرد و زندگى عقلانى انسان آغاز مى شود و در بالاترين مرتبه آن، ديده دل، به نور ديدار خدا، روشن مى گردد و در اين والاترين درجه است كه اراده انسان در اراده حق ـ جلّ و علا ـ فانى مى گردد و انسان، خلعت خلافت الهى و ولايت تكوينى مى پوشد و كرامت هاى خارق العاده و اجابت دعا از او پديدار مى شود. 
مسئله اصلى اين است كه نماز هنگامى اين آثار و بركات را دارد و انسان را در رسيدن به هدف نهايى اش دستگيرى مى كند، كه به صورت حقيقى و همراه با شرط هايش، آنگونه كه مقبول خداوند متعال است، آورده شود؛ نه كلمه هايى تو خالى و حركت هايى ظاهرى كه مصداق اين حديث باشد: «خداوند نماز بنده اى را كه دلش همراه تنش نيست، نمى پذيرد». 
بارى، پيرامون حضور قلب در نماز و وسيله هاى دستيابى به آن، گفتگو بسيار است، ولى تنها به دو نكته مهم كه از عارفى بزرگ شنيده ام، مى پردازم .
۱ ـ خود را در برابر نسيم رحمت پروردگار نهادن
غفلت هاى بى اختيار، هر اندازه فراوان باشد با نخستين وزش نسيم رحمت الهى، نابود مى گردد. گاه نور خير جرقه مى زند و انسان در آن حال به خدا متوجه مى گردد كه اگر براى خاموش نشدن اين بارقه الهى تلاش كند، شيطان او را رها مى كند و به تدريج اين پرتو نورافشان به نورى هميشگى و حضورى كامل مى انجامد.
خسارت واقعى آن است كه عوامل غفلت را به اختيار خود فراهم آوريم، چون همّت شيطان آن است كه ما را با دست خويش به غفلت اندازد و از نسيم هاى مهر پروردگار در روزگار، بهره نگيريم ، همان گونه كه روايت شده است: «بى گمان براى پروردگارتان در ايّام روزگارتان، نسيم هايى است، هان، خود را در برابر آن نهيد».
۲ ـ روى گرداندن از بيهودگى
بى گمان سرگرم شدن به كارها و گفتگوى بيهوده، از عوامل اختيارى غفلت و فراموشى است . كار بيهوده، اراده انسانى را در حفظ ارزش هاى انسانى و اسلامى سست مى كند و توفيق ذكر و حضور در نماز را از او مى گيرد، حال آن كه حضور قلب در نماز ، بنياد همه اين ارزش هاست.
آن كه موفق به حضور قلب كامل در نماز مى گردد تنها از گناه دورى نمى كند، بلكه از همه كارهاى بيهوده دورى مى گزيند و شايد آوردن خشوع در نماز به همراه دورى از بيهودگى در سوره مؤمنون به اين نكته اشاره دارد. خداوند متعال مى فرمايد: «حتماً مؤمنان رستگار شدند؛ همانان كه در نمازشان فروتنند. و آنان كه از بيهودگى روى گردانند».
  • بازدید : 54 views
  • بدون نظر
دانلود رایگان تحقیق نماز-خرید اینترنتی تحقیق نماز-دانلود رایگان سمینار نماز-دانلود رایگان پروژه نماز-تحقیق نماز
این فایل در ۴۱صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

نماز، اساسی‌ترین رشته الفت و عالی‌ترین عامل محبت بین بندگان و حضرت حق است. نماز، نور دل و صفای قلب و روح و جان است و سلامت روان و فروغ ذات عباد صالح است.

نماز همچون ریسمانی است که تمام هستی انسان را به ملکوت هستی پیوند می‌دهد. نماز، پناه بی‌پناهان، سنگر جهادگردان، گلستان روح افزای عاشقان، چراغ سحر مشتاقان، نور وجود عارفان، آرامش دل بینایان و سیر کمال آگاهان است. 

نماز، زنده کننده جان، ظهور دهنده حیات جاودان، راز و نیاز دردمندان روشنی راه رهروان، نور دیده بیداران، دلیل گمراهان امید امیدواران، سر حقیقی سحر خیزان و دستگیره نجات انسان است.  

نماز برتر از همه عبادات، منبع برکات، تزکیه کننده صفات و حقیقت کاینات است. نماز،  عشق سالکین، عبادتی آتشین، امنیت جان غمین و رحمت واسعه حضرت ارحم الراحمین است.

نماز، واقعیتی روحانی، نغمه یزدانی و امر واجب حضرت سبحان است. نماز، حقیقت جهان، هویت ایمان و مایه بهشت رضوان است.

و انسان خاکی، پیوسته در پی آن بوده که با شهپر نماز، خود را به اوج ملکوت برساند و به خدای محبوب نزدیک سازد، زیرا نماز، معراج مومن است.

اهمیت ویژه نماز، باعث شده که در این رساله به جنبه‌های مختلف آن بپردازیم.

البته پر واضح است که سخن راندن در باب این سر الهی، کاری بس دشوار بوده و با این چند صفحه نمی‌توان حق مطلب را ادا نمود بنابراین در این رساله، به برخی جنبه‌ها و آثار نماز پرداخته شده و از بررسی دیگر جنبه‌های آن صرفنظر کرده‌ایم. امیدواریم که این مطالب برای تشنگان دانش و عاشقان نیایش، مفید و سودمند باشد.

 

۱مفهوم عبادت :  

هر جنبنده‌ای که در زمین و آسمان است خداوند را تسبیح می‌کند. قرب به خدا تنها به وسیله یا دو ذکر حاصل می‌شود و به وسیله نیایش اوست که حجابهای حائل بین او و بنده‌اش بر طرف می‌شود. خداوند در قرآن می‌فرماید رعد با حمدش خدا را  تسبیح می‌کندو و بدین جهت آواز هول انگیز رعد را تسبیح خوانده که زبانی گویا را مجسم کند. حتی گیاهان و درختان نیز خدا را ستایش می‌کنند.

از امام سجاد روایت شده: مرغان هر صبحگاه خدا را تسبیح نموده، قوت و غذای روزشان را مسئلت می دارند. و این همان تسبیح صبحگاهی است. خداوند در سوره ق آیه ۳۹ می‌فرمایند: پس در برابر  آنچه می‌گویند خویشتن داری کن و به حمد پروردگار خود تسبیح‌گوی، هم قبل از طلوع خورشید و هم قبل از غروب.

 این آیه دستور می‌دهد که خداوند را از آنچه درباره‌اش می‌گویند تسبیح کند و منزه بدارد. تنزیهی که توام با حمد او باشد. و حاصلش این است که می‌خواهد هر نقصی را از او دور بدارد. تسبیح قبل از طلوع آفتاب می‌تواند نماز صبح و قبل از غروب، نماز عصر باشد.

به طوری که تاریخ نشان می‌دهد، مسئله خضوع در برابر کسی به عنوان ربوبیت، مسئله‌ای است که همواره همراه با بشر بوده. ولی پرستش خداوند تنها برای این که سزاوار پرستیدن است، فقط از خواص انبیا می باشد. دعوت و دعای بندگان عبارت است از این که بنده خدا با خواندن پروردگارش رحمت و عنایت او را به سوی خود جلب می‌کند. و خواندنش این است که خود را در مقام عبودیت و مملوکیت و اتصال به مولای خویش قرار داده  و اعلام تبعیت و بندگی می کند. وقتی انسان می داند که برای این جهان، خالق و خدایی وجود دارد که با علم و قدرت همه چیز را آفریده چاره‌ای جز این ندارد که در برابر او خاضع گردد و این معنای عبادت است.

خداوند به سه وجه عبادت می‌شود:

۱-   خوف

۲-   رجاء

۳-   جب

بعضی از مردم، مسئله ترس از عذاب در دلهایشان چیره گشته و از انحراف و عصیان گناه، بازشان می‌دارد. اینها هر چه بیشتر به تهدید و وعیدهای الهی بر می‌خورند، بیشتر ترسیده و به عبادت می‌پردازند.

بعضی دیگر حس طمع و امیدشان بر آنها غلبه دارد. اینان هر چه بیشتر به وعده‌های الهی و ثوابها و درجاتی که خداوند نوید داده برمی‌خورند، امیدشان بیشتر شده به خاطر رسیدن به نعمتها و کرامتها و حسن عاقبتی که  خداوند به مردم ایمان و عمل صالح وعده داده، بیشتر به تقوا و التزام اعمال صالح می‌پردازند تا شاید بدین‌وسیله به مغفرت و بهشت خدایی نایل آیند.

 ولی دسته سوم که همان طبقه علما هستند، هدفشان عالیتر از این ۲ دسته است. اینان خدا را عبادت می‌کنند زیرا اهل و سزاوار عبادت است. چون خدا را دارای اسماء حسنی و صفات علیایی که لایق شان اوست شناخته‌اند  و رضای او را به رضا و خواست خود مقدم می‌دارند.

عبادت از روی ترس، انسان را به زهد وادار می‌کند. یعنی چشمپوشی از لذایذ دنیوی برای رسیدن به نجات اخروی. پس زاهد کارش این است که از محرمات یعنی ترک واجبات اجتناب کند. آنکس هم که ثواب دارد، طمعش او را وادار به اعمال صالح می‌کند. پس کار عابد  هم این است که واجبات را به جا آورد. و این دو طریق هر یک صاحبش را به اخلاص برای دین وا می‌دارد. نه اخلاص برای خدای صاحب دین.

بر خلاف طریقه سوم که طریقه محبت است و قلب را جز از تعلق به خدا از هر تعلقی از قبیل زخارف دنیا  و زینتهای آن، اولاد و همسر، مال و جاه و حتی از خود و آرزوهای خود پاک می‌سازد و قلب را منحصرا متعلق  به خدا و هر چه که منسوب به اوست می سازد.

و به همین دلیل این اشخاص غرق درنعمتهای خدا و مسرتی هستند که غم و اندوهی با آن نیست و غرق در امنیتی هستند که دیگر خوفی با آن نیست. چون همه عوارض سوء وقتی عارض می شود که انسان، شر را ببیند و کسی جز خیر و کمال مشاهده نمی‌کند، وقایع را جز به مراد دل و موافق و رضا نمی‌بیند. او از سرور و ابتهاج و امنیت به مرحله‌ای رسیده که هیچ مقیاسی نمی‌تواند اندازه‌اش را معلوم کند. این طایفه در حقیقت متوکلین به خدا و تفویض کنندگان به سوی او و راضیان به قضای  او و تسلیم در حقیقت متوکلین به خدا و تفویض کنندگان به سوی او و راضیان به قضای او و تسلیم در برابر اویند. و همین امر باعث می‌شود که ملکات فاضله و خلقهای کریمه که سازگار با توحید است در دلهایشان مستقر گردد و در نتیجه  همانطور که در عمل مخلصند  در اخلاق نیز مخلص شوند و معنای اخلاص دین برای خدا همین است.

 نماز از زبان ائمه معصومین به عنوان ستون و اساس دین نام برده شده است. زیرا نماز تنها ستون رو به آسمان است که می‌توان به آن تکیه زد و در امتداد آن عروج  روح را تماشا کرد. دلهای آکنده از شور و اشتیاق حضور یار ، ذکر او را در نماز بر لب می‌آورند و با یاد او از خود کناره می‌گیرند و در محضر تکلم با او از زبان او با او سخن می‌گویند.

خداوند در سوره انعام آیه ۹۲ می‌فرماید: « و هم علی صلاتهم یحافظون»

مومنین از نمازهای خویش مواظبت می‌کنند. خدای تعالی خصوصیترین اوصاف مومنین را بیان نموده که مراد از محافظت، همان خشوع در نماز و تذلل و تاثر باطنی از عظمت پروردگار در موقع ایستادن در مقام عبودیت اوست.

در آیه «و یقیمون الصلواه و یؤتون الزکوه ( توبه ۷۱) » به دو رکن اصلی در شریعت اسلام اشاره شده. نماز، رکن عبادات غیر مالی است که رابط میان خدا و خلق می باشد ولی زکات رابطه‌ای است که در معاملات میان خود مردم برقرار می‌شود. هر وقت که دل آدمی به یاد خدا بیفتد، اولین اثری که از خود نشان می‌دهد این است که ملتفت قصورها و گناهان خود گشته آنچنان که متاثر می‌شود که عکس‌العملش در جوارح، لرزه بر اندامش می‌اندازد. دومین اثرش این است که متوجه پروردگارش می‌شود که هدف نهایی فطرت اوست و در نتیجه خاطرش سکون یافته و به یاد او دلش آرام می‌گیرد.

در اینجا است که اثر نماز و اهمیت در بین عبادات مشخص می شود. نماز، وصیت حضرت حق، و انبیا و امام و عارفان و عاشقان و ناصحان و حکیمان است.

کتابی از کتابهای آسمانی، خالی از آیات مربوط به نماز نیست. از برنامه‌های بسیار مهم کتابهای عرفانی و اخلاقی و مخصوصا کتب حدیث، نماز است.

«سیماهم فی وجوهم من اثر السجود»

معنای این آیه این است که سجده برای خدا به عنوان تخشع برای اوست و این سجده در چهره مسلمانان واقعی اثری گذاشته و آن اثر سیمای خشوع خداست که هر کس ایشان را ببیند با آن سیما آنها را می‌شناسد. بعضی از مفسرین گفته‌اند مراد از سیما اثر خاکی است که در پیشانی دارند. چون مومنین همواره بر خاک سجده می کنند.

بعضی دیگر گفته‌اند: مراد، سیمای مومنین در روز قیامت است که محل سجده آنان در آن روز، ماننده چراغ می‌درخشد و نور می‌دهد.

نماز، مشتمل است بر ذکر خدا، این ذکر اولا ایمان به وحدانیت خدای تعالی و رسالت و جزای روز قیامت را به نماز گزار تلقین می‌کند و به او می‌گوید که خدای خود را با اخلاص در عبادتت مخاطب قرار داده و از او استعانت نما که تو را به راه راست هدایت کرده. و از غضبش به او پناه ببر. ثانیا او را وادار می‌کند  به این که با روح و بدن خود، متوجه ساخت عظیم و کبریایی خدا شده، پروردگار خود را با حمد و ثنا یاد آورد و در آخر بر خود و هم مسلکان خود و همه بندگان صالح، درود بفرستد. نماز انسان را وادار می‌کند به این که از حدث ( که نوعی آلودگی روحی است) و از خبث ( یعنی آلودگی بدن و جامه) خود را پاک کند و نیز از اینکه لباس و مکان نمازش عصبی نباشد بپرهیزد. پس اگر انسان مدتی کوتاه بر نماز خود پایداری کند، از فحشاء و منکر پرهیز می‌نماید  و این هدف والای نماز است.

برای اشاره به اهمیت نماز ، در اینجا به چند آیه قرآن اشاره می کنیم:

« و نماز را در دو طرف روز و نیز ساعتی از تاریکی شب به پا دار که البته خوبیهای شما زشتی و بدکاریتان را نابود می سازد. این حقیقت یادآوری است برای یادکنندگان (هود ۱۱۴)»

«نماز را اول زوال آفتاب تا نیمه شب به جا آر و نماز صبح را نیز به جای آر که آن نماز به حقیقت مشهود نظر فرشتگان شب و روز است (اسراء ۷۸)»

« ای زنان رسول من، نماز را به پا دارید و زکات مال به فقیران دهید و امر خدا و رسولش را اطاعت کنید (بقره ۴۵)»

«ای کسانی که ایمان آورده‌اید، رکوع و سجود کنید و پروردگارتان را بپرستید و کار خوب انجام دهید، باشد که رستگار شوید (حج ۷۸)»

۱-۳سفارش موکد امامان بر نماز:

الف) سخنان امام صادق (ع)

امام صادق بر نماز همواره تاکید فراوان داشته و فرمودند « زمانی که نمازگزار بع نماز می‌ایستد، از آسمان تا فرق سرش نیکویی بر او افشانده می‌شود. فرشتگان از زیر قدمهایش تا آفاق آسمان برگرد او می‌چرخند و طواف می کنند و فرشته ای فریاد م‌زند: ای نمازگزار! اگر بدانی که با مناجات می‌کنی، هرگز از او رو برنمی‌تابی. پس نماز بهترین اعمال صالح و با اجرترین آنها یزد  خداوند است

  • بازدید : 28 views
  • بدون نظر
دانلود رایگان تحقیق خانواده و نقش آن در گرايش جوانان به نماز-خرید اینترنتیتحقیق خانواده و نقش آن در گرايش جوانان به نماز-دانلود رایگان مقاله خانواده و نقش آن در گرايش جوانان به نماز-تحقیق خانواده و نقش آن در گرايش جوانان به نماز
این فایل در ۱۷صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

مهمترين دوره عمر انسان دوران نوجواني و جواني است اين دوره مصادف است با بروز بيداري هاي متعدد كه هر كدام مي توانند زمينه اي باشند براي رشد و سعادت و در صورت عدم هدايت آنها موجب بدبختي و سقوط انسان مي شود مانند: بيداري فطرت، بيداري مذهب، بيداري جهان بيني و بيداري وجدان
در جهان كنوني يكي از مهمترين دغدغه هاي بشر رسيدن به آرامش روحي و رواني در زندگي است كه در پرتو آن بتوانند به اعتدال فكري، عقيدتي كامل برسند. در تعاليم انسان ساز اسلام اين محقق نمي شود مگر با وصال به سرچشمة لايزال خداوندي و برقرار نمودن رابطه اي عميق و پيوسته با او و اين امر با نماز امكان پذير است. نماز پيوند دهنده خلق و خالق است نماز، پرچم برافراشته دين، و نماز گزاران راه يافتگان سايه الهي هستند. نماز تمرين خوبي هاست در نماز به چشمها، « نگاه» به دستها،‌« سخاوت» به قلبها « صفا» به گامها، « استواري» و به همة مردم خوب زيستن، با خدا زيستن و رها از خود زيستن را آموزش مي دهد و همين است كه نماز ساية سنگين و سياه « فحشا و منكر» را از وسعت زندگي بر مي چيند.
همچنين قرآن كتاب بصيرت هاست و كليد حل مشكلات ماست بايد با تمسك جستن به آن راه درست زندگي كردن را آموخت. راه و رسم مسلمان زيستن و تربيت صحيح آموخت. خشت هاي خانواده قرآني مزين به مودت و رحمت است. در چنين خانه اي اگر چراغ ذكر الهي روشن شود، فرزنداني موحد پرورش مي يابند.
نماز پر و از گاه روح، جويبار تطهير كننده قلب، روشنايي چشم عارفان، تكيه گاه مطمئن سالكان و رهپويان و پشتوانه آرامش و تسكين روان انسان است. فرصت نمازگزاردن،‌ بهشتي است كه انسان براي اعتلا و انبساط درون خويش مي آفريند. آسماني است كه پذيراي بال هاي پرواز مي باشد و كشتي نجاتي است كه از موج حادثه ها به ساحل فلاح و سلامت مي رساند.
گسترش فرهنگ نماز، تضمين مصونيت، تعالي و بندگي و همدلي و يگانگي جامعه است. 
اگر در محيط خانواده، فرهنگ نماز گسترش و ژرفا يابد، اگر ترنم نماز فضاي خانواده را معطر و متبرك سازد، اگر فرزندان، پدر و مادر را مقيد و معتقد به نماز بيابند، بي هيچ ترديد آنان نيز الگوي خويش را از خانواده خواهند گرفت و الفت با نماز خواهند يافت كه ره آورد آن پرهيز از منكر و فشحا و گريز از آلودگي و همسايگي با پاكي و تهذيب و صفا و صداقت خواهد بود.
دوست داشتني زمان براي بچه ها زماني است كه پدر و مارد نماز مي خوانند پس بايد سعي شود با نشاط، آرامش و زيبايي اين فريضه را بجا آورد و به هيچ وجه شرايط سخت را براي فرزندان ايجاد نكرد تا حلاوت و شيريني اين لحظات را بچشند و كم كم جذب نماز شوند. در اين جا اين سوالات مطرح مي شود كه چه كنيم تا جوانان بيشتر جذب نماز شوند و به آن شوق و رغبت نشان دهند؟
نقش خانواده در اين مسير بسيار حساس چيست؟
چه عواملي در جذب هر چه بهتر و بيشتر آنان به سمت دين و نماز نقش دارند؟ 
در اين مقاله سعي شده است با توجه به آيات قرآن و كلام پيشوايان دين در مورد نماز بحث شود. و نقش خانواده را در گرايش جوانان به نماز بررسي نمايد.
و من الله التوفيق

 
الحمدلله رب العالمين و الصلاه و السلام علي سيدنا و مولانا محمد و علي آله الطيبين الطاهرين

نقش الگوي والدين
موضوع وظيفه خانواده است در تشويق جوانان به سوي نماز، بحث را با اين آيه شريفه آغاز كنيم:
« ان المومنين الذين آمنوا بالله و رسوله ثم لم يرتابوا و جاهدوا في سبيل الله باموالهم و انفسهم اولئك هم الصادقون»(۶) مومنين كساني هستند كه به حقيقت مومنند كسانيكه به خدا و رسولش ايمان آوردند و ديگر شك و ريبي به دل راه ندهند و در راه خدا جهاد مي كنند با مالها و جانهايشان آنها همان راستگويان هستند.
مومن واقعي لبريز از يقين به پروردگار است بنابراين انس با او را در صدر برنامه هاي خد قرار مي دهد و سعي مي كند هر چه بهتر تقويت نمايد. مؤمن شكي به دل راه نمي دهد چون اگر دچار شك و ترديد بود عبادات و نمازش هم افتان و خيزان و گاه و بيگاه انجام مي دهد. نماز يعني انسان قطره كوچك و خرد وبي مقدار وجودش را به درياي او متصل مي كند از فقر بگذريم و به عناي او ارتباط پيدا كنيم. « يا ايهاالناس انتم الفقراء الي الله و الله هو الغني الحميد.» (۷)
انسان هيچوقت با حضور در نماز احساس ملال و خستگي نمي كند بلكه با هر نمازي پله اي را بالاتر مي رود. « الصلوه معراج المومن»
سخن درباره وظيفه خانواده در ارتباط با تشويق فرزندان و جوانان به سوي نماز بودو. مي توان فرزند مومن را به ماهي تشبيه كرد كه در آب متولد مي شود. آيا ماهي كه در آب متولد مي شود نيازي به آموزش شنا دارد؟ البته نه، فرزندي هم كه در خانواده‌اي لبريز از ذكر و ياد و محبت خدا متولد مي شود هيچ نيازي ندارد كه آموزش ويژه اي براي نماز ببيند چون از همان لحظه تولد در گوشش اذان و اقامه گفته اند و او را به صلاة و فلاح دعوت كرده اند. خانه اي كه پر از ذكر خداست و فرزند در اين ذكر پرورش پيدا كند هيچ وقت از خداي متعال نمي گريزد دلش در ذكر خدا جلا پيدا مي كند. كه حضرت علي (ع) مي فرمايند: « ان الله جعل الذكر جلاء القلوب» پس پدر و مادر صالح و باايمان در تربيت ديني فرزند خيلي مؤثرند و هر لحظه بايد از غفلت ها و بي توجهي هاي او جلوگيري نمايند. كسيكه نماز نمي خواند و اعتنايي به نماز ندارد در پرتگاه جهنم سقوط خواهد كرد پدر و مادر وظيفه دارند فرزندشان را نگه دارند و مثل وقتي كه او را از خطرات زندگي حفظ مي كنند بايد از افتادن در اين پرتگاه هم جلوگيري نمايند.
جابرابن عبدالله انصاري از رسول خدا(ص) سوال كرد. يا رسول الله دانستيم كه خود را چگونه از آتش جهنم نگهداريم با انجام واجبات و دوري از محرمات اما ندانستيم كه فرزند و خانواده را چگونه از آتش جهنم نگه داريم.پيامبر اكرم (ص) فرمودند : « خودتان عامل خير باشيد» اگر پدر و مادر خودشان سروقت نماز بخواند فرزند هم ياد مي گيرد نمي شود انسان خودش نمازش را آخرين لحظات وقت بخواند اما توقع از فرزندش داشته باشد كه نمازش را اول وقت بخواند و « ياد خدا در دلهايشان زنده كنيد» دلي كه انباشته از تصويرهاي نادرست، هياهو و قهقهه و… باشد جايي براي آرامش و ذكر خدا ندارد ذهن انسان بايد جايي براي خلوت با خدا داشته باشد. براي اينكه بتوانيم بچه ها و جوانان را جذب نماز كنيم بايد محبت خدا را در دلشان بيافشانيم پرورش دهيم  تا از اين بوته محبت گل خوشبوي نماز برويد بدون ريشه و بوته اين گل رشد و نمو نمي كند. بايد نعمتهاي خدا را بر ايشان بازگو كرد و به يادشان آورد آنوقت خدا را دوست خواهند داشت و اهل نماز خواهند شد چون نماز تواضعي است در برابر خالق مهربان، نمازش معنا پيدا مي كند و ركوع و سجود و تكبيرش معنا پيدا مي كند. وقتي كه همه چيز برايش با معني شد آرام آرام به اين كار انس مي گيرد لطف خدا را در نماز مي‌يابد، پرده‌ي غفلت براي او كنار مي رود و در آن هنگام هيچ چيز نمي بيند غير از وجود لايزال خداوندي.
محيط خانه بايد محيط ذكر و ياد خدا باشد تا فرزندان نماز خوان شوند اگر محيط اينگونه باشد فرزندان خود براي نماز خواندن بلند مي شوند و اجباري هم در كار آنها نيست. پدر بارفق و مهرباني و مادر هم همچنين به امر به معروف و نهي از منكر مي پردازد او را از بديها باز مي دارند البته نبايد اينكارها را بدو بلوغ انجام داد يعني صبر كرد فرزند به حد تكليف برسد دختر ۹ سال و پسر ۱۵ سال تمام بلكه بايد از قبل ارتباط او را با خدا محكم نمود.
حساسيت نسل جوان
امام صادق (ع) گروهي از شاگردانش رابراي تبليغ مسائل مذهبي و ديني به جايي فرستاد. وقتي برگشتند حضرت از آنها جويا شد چه نتيجه اي گرفتيد؟ بعضي گفتند خيلي موفق بوديم. بعضي هم گفتند خيلي موفق شديم. امام فرمودند با چه كساني روبرو شديد؟ گفتند با پيرمردها و بزرگان . امام فرمودند: عليك بالا حداث يعني بر شما باد كه به سراغ نسل جوان و نسل نو برويد آنها انعطاف پذيرند و قدرت جذبشان قوي است. آنها هر چه بر آنها القا شود مي گيرند. شما با كساني روبرو بوديد كه ساخته شده اند يا خوب يا بد ديگر شما قادر به عوض كردن آنها نيستيد.
براي اينكه يك آينده مذهبي، معنوي و عبادي داشته باشيم و سراسر كشورمان غرق در معنويت و قداست شود بايد سراغ بچه ها و نسل جوان برويم.
و آنها را با خدا و پيامبر و معنويات آشنا كنيم. بايد سعي شود جنبه عقيدتي بچه ها را قوي نمود و آنها را با خدا آشنا نمود. وقتي ايمان انسان قوي شد آشنايي نسبت به خدا هم بيشتر مي شود وقتي انسان بنده خدا شد وقت نماز كه شد به نماز مي ايستد.
تشويق به ايمان و معنويت
پس بايد روضه معنويت و ايمان به خدا را در نسل جوان تقويت نمود. خانواده و مدارس بايد اين نقش را به خوبي انجام دهند. بايد نسبت به ذات اقدس ربويي و پيامبر اكرم(ص) و ائمه اطهار(ع) جنبه‌ي عقيدتي آنها راقوي نماييم. آنها بيمه شوند يكي از كارهايي كه بايد حتماً بچه ها و جوانان را وادار به انجام آن نماييم نماز و عبادت خداست. بايد آنها را تشويق به اين امر نماييم كه بسيار براي آنها مؤثر واقع مي شود. تشويق اثر عجيبي و خوبي دارد. چه بهتر است وقتي براي بچه ها لباس، ساعت، دوچرخه، … مي خريم آنها را به عنوان جايزه عبادت به آنها بدهيم.
نقش خانواده در تقويت رفتارهاي مذهبي
زندگي مذهبي به يك معنا شكستن بن بستهاست. انسان غير مذهبي در حصارهايي كه خودش براي خودش درست كرده زندگي مي كند. به تعبير ويليام جيمز زندگي مذهبي يعني چشيدن طعم شيرينيها، زندگي مذهبي همراه شدن با گستره‌ي هستي (۸)بچه هايي كه با احساس مذهبي رشد مي كننند از قدرت تخيل بيشتر برخوردارند، و خلاقيت بيشتري خواهند اشت. و نماز اصلي ترين نمود رفتار مذهبي در انسان است كه نتيجه‌ي مهمترين مسئله در غرب بيماريهاي رواني است اضطراب، افسردگي دامنگير آنهاست كه نداشتن مذهب است و آنها از رفتارهاي مذهبي گريزان هستند. با توجه به تحقيقي كه بعمل آمده بيماريهايي روحي و رواني در افرادي كه در غرب به كليسا مي روند خيلي كمتر است.
بچه ها از هر كس محبت ببينند به او توجه بيشتري دارند. از او بيشتر يادي مي گيرند و تقليد مي كنند. بنابراين بهترين و بيشترين اوقات بچه ها با پدر و مادرشان است. پس آموزشهاي آنها مي تواند پايدارتر و عميق تر باشد. بهترين اوقات پدر و مادر وقتي است كه آنها به نماز مي ايستند، آرامترين شرايط همان زمان است، زيباترين جامه، خوشبوترين و معطرترين لباس در تن پدر و مادر زماني است كه مي خواهند نماز بخوانند. اين همه تعليم وتربيت مذهبي است تشويق به نماز است و اين نقشي است كه خانواده در ظهور رفتار مذهبي دارد.
پس زيباترين و دوست داشتني شرايط و اوقات براي بچه ها زماني است كه پدر و مادر نماز مي خوانند، نبايد خداي نكرده شرايط نماز را براي آنها سخت كنيم آنها را در بدترين شرايط روحي و رواني قرار دهيم. احساس بچه ها را آزرده نكنيم و آنها را در شرايط سخت قرار ندهيم. مثلاً همه جا سكوت باشد كه بابا نماز مي خواند و يا كسي راه نرود كه حواسش پرت مي شود اينها باعث مي شود كه روحيه بچه ها از نماز زده شود و ديدگاه آنها نسبت به موضوع فرق كند و همين تا جواني و بعد هم باقي بماند و تقويت نشود.
بايد نيازهاي عاطفي و ذهني بچه ها ارضاء كرد تا آمادگي درك نيازهاي مذهبي را داشته باشند و به آنها جامه عمل بپوشند و فردي مذهبي تربيت شوند.
پس براي اينكه فرزندان ما اهل نماز باشند از خانواده بايد شروع كرد و سنگ بنا را درست گذاشت بعد مدرسه، مساجد و … بايد در اين امر كوشش لازم را بعمل آورند تا انشاءالله اقامه نماز در جامعه به نحو احسن انجام پذيرد.
پس ما بايد سعي كنيم پرورش احساسات مذهبي بچه ها و نسل جوان را تقويت نماييم كه جلوه رفتارهاي مذهبي نماز است.
« چه كنيم تا جوانان دين را آسان بپذيرند»
اولين چيزي كه براي تربيت مذهبي لازم است كسب ايمان است بعد عمل به اين ايمان چون از طريق عمل بهتر مي توانند از الگوها استفاده نمايند. و ايمان خود را قوي كنند. در كنار ايمان بايد عمل هم باشد پس دين آموزي بايد علاوه بر ايمان با رعايت عمل باشد.
مسئله بعد آموزش است.  در هر سني بايد آموزش لازم باشد تا موضوع دقيق و كامل القا شود برنامه هاي آموزشي دين بايد مورد پسند نسل جوان باشد در حد فهم و ادراك آنها باشد يك بعد مراسم ديني نماز است بايد زمينه جلب و جذب بيشتر جوانان را به اين مسئله آماده نمود مسئله ديگر اينكه مسائل ديني بايد عملي باشد، همه با هم در ميادين در حضور مردم نماز بخوانند اين را بيشتر قبول مي كنند و مي پسندند.
مورد بعد اينكه برنامه ها و مراسم بايد جذاب و گيرا باشد مثلاً محل برگزاري مراسم را زيبا كرد و معطر نمود و اينكه براي اجراي مراسم مذهبي مثل نماز خواندن بايد حالت تهيا داشت يعني پدر و مادر بايد در منزل وقت نماز براي انجام اين فرضيه آماده باشند.
مسئله بعد اينكه عبادت بايد روح داشته باشد هنگامي جوان جذب عبادتي چون نماز مي شود كه والدين و مربيان در عبادت اخلاص داشته باشند و خضوع و خشوع داشته باشند. اين سبب جذب بيشتر جوان به نماز خواهد شد.
نكته بعد اينكه دين و مذهب و نماز رابايد سهل گرفت بر جوانان و نوجوانان آسان گرفتن باعث جذب بيشتر آنها به دين خواهد شد. « يريدالله بكم اليشر ولا يريد بكم العسر» خداوند براي شما آساني مي خواهد و خداوند نمي‌خواهد شما را در تنگنا قرار دهد(۹).
يا رسول خدا(ص) مي فرمايند: « بعثت علي شريعه سهله و سمحه يعني بر ديني آسان و فطري مبعوث شدم»
پس بايد دين را بر جوانان آسان گرفت تا آنها هر چه بيشتر جذب عبادت و نماز گردند 
« شرايط مربيان دين»
كسيكه مي خواهد موضوع ديني را به نسل جوان بياموزد بايد آگاهي و اطلاع كافي داشته باشد. آگاهي از تعاليم ديني و عبادت داشته باشد. از شرايط فرد و روح و روان او و عاطفه اش باخبر باشد شرايط زمان و مكان را بداند تا بتواند آموزش صحيح را داشته باشد.
نكته دوم اينكه ايمان و باور داشته باشد و اين را بداند كه جوان و نوجوان امانتي است خدا در اختيار او قرار داده است پدر و مادر بايد اين موضوع را دقيق بدانند كه فرزندشان امانتي است از جانب خدا پس بايد از اين امانت به خوبي محافظت نمايند و باعث سقوط او نشوند. مورد بعد اينكه پدر و مادر بايد جنبه الگوئي و عمل داشته باشند. الگوي از عدالت و انصاف و همه مسائل را خود انجام دهند تا بتوانند درروحيه فرزندشان هم تأثير بگذارند. پس پدر و مادر براي اينكه بتوانند مسائل ديني از جمله نماز را بهتر به فرزندان بياموزند و آنها را به اين امر تشويق نمايند بايد شرايط فوق الذكر را داشته باشند.
ارزش خانواده در تفكر اسلامي
خانواده در تفكر اسلامي جايگاهي بسيار رفيع دارد اگر موضوع خانواده در اسلام را با ساير اموري كه مشابه اين مقوله است مقايسه كنيم برجستگي خاصي در مسئله خانواده ملاحظه مي كنيم كه بعضي از آنها مهم و بعضي مهمتر هستند. اما گاهي اموري وجود دارند كه واژه اهم نيز براي آنها كفايت نمي كند و بايد به دنبال ادبيات ديگري براي بيان عظمت آنها بود از جمله اين موضوعات، موضوع «خانواده» است.
خانواده از چند نظر داراي اهميت است. اول آنكه وجود انسان در درون خانواده ريشه گرفته و در آن تكوين مي يابد. و دليل ديگر اينكه مي بينيم آغاز خلقت انسان با خانواده شروع شده است آيا راز اين قضيه اين نيست كه خانواده ركن عالم هستي است؟ آيا اين امر بدان معنا نيست كه خانواده ركن عالم هستي و به كل هستي جهت مي دهد؟
خانواده منظومه اي متشكل از زن و مرد و فرزندان است كه سلسله روابط عميق روحي، عاطفي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي ميان آنها جاري است و با هدف رفع نياز و كسب آرامش در حيطه روابط بالا و توليد و تربيت نسل، به حيات خود ادامه مي دهد. در حقيقت خانواده مهمترين جايگاه پرورش نيروي انساني و محيطي مناسب براي رشد اعضاي خود به شمار مي رود و با رشد اعضاي خانواده است كه اجتماع رشد مي كند.
پس خانواده كانوني است كه در آن ارزش هاي اخلاقي و باورهاي ديني و معيارهاي اجتماعي از نسلي به نسل ديگر انتقال مي يابد و زمينه رشد عاطفي و تربيت اخلاقي و اجتماعي خانواده را  فراهم مي كند. يكي از راههاي رسيدن به استحكام خانواده در تفكر اسلامي داشتن اقتدار  عاطفي و منطقي و برخورداري والدين از بصيرت و بينش اجتماعي است. آگاهي هاي مستمري كه مي تواند ضامن رشد مطلوب شخصيت اجتماعي كودكان و نوجوانان شود و در اين صورت است كه زمينه رشد اعتقادي و پايبند كردن آنان به ارزشهاي عبادي و انجام فريضه ها در چنين خانواده هايي به راحتي قابل طرح و اجرا است. در محيط خانواده اي كه اعضاي آن متعبد هستند.  فضاي آرام حاكم بوده و اعضاي آن از اعتماد به نفس بالاي برخوردارند. جمع اينگونه خانواده ها همچون ظروف مرتبط هستند كه به هنگام كم شدن يكي از آنها ديگر ظروف جاي خالي آن را پر مي كند، بدون اينكه ضرر يا وقفه اي در مجموعه ايجاد شود. خانواده در يك نگاه تحليلي مركب از قول، فعل، صدق و صفاست. به عبارتي والدين يا با قولشان يا با فعلشان و يا با صدقشان، فضايي را شكل مي دهند تا فرزندان را بهتر تربيت كنند و آنها را جذب دين و احكام عبادي و نماز نمايند.
ارتباط خانواده با محيط هاي آموزشي
ارتباط خانه با محيط آموزشي از لوازم غير قابل اغماض در تربيت ديني نسل جوان و نوجوان است ضرورت اين ارتباط را ويژگي توحيدي تربيت به وجود مي آورد تربيت به طور ذاتي به وحدت و يكپارچگي همه نهادهاي تربيتي به خصوص دو نهاد خانواده و محيط هاي آموزشي اعم از مدرسه و محيط دانشگاه ها محتاج است. به همين دليل برنامه هاي آموزشي نماز در خانواده بايد از طرف آموزش و پرورش حمايت شود. چگونه ممكن است يك نوجوان در مدرسه به طرق مختلف پيام هاي مربوط به نماز را دريافت كند ولي در خانواده چنين فضايي نباشد و او نماز خوان پرورش يابد؟
از جمله اقداماتي كه در اين مورد مي توان انجام داد آن است كه والدين از طريق مدرسه در جريان كامل محتواي آموزش كتابهاي درسي درخصوص نماز قرار گيرند و در منزل نيز در راستاي آن محتواها به تقويت رفتار فرزندان خود بپردازند.
مشكل مربيان در ارتباط با نوجوانان و جوانان
اين دوران داراي نقاط ابهام زيادي است نوجوانان نه كودكند و نه بزرگ آنها شرايط ويژه اي دارند مشكل مربيان با آنها  مشكل تضادهاست در وجود آنها طوفاني برپاست، عواطف، احساسات آتشين، خلق و خوي تغيير يافته و روح منقلب از ويژگيهاي آنهاست. مثل بزهكاري، احساس اضطراب، مشكل درسي و مدرسه اي، افسردگي و… با اين مقدمه به اين بحث مي رسيم:
ضرورت توجه به نماز
اين عوامل ايجاب مي كند كه نوجوان و جوان به سوي نماز روي آوردند حتي اگر نماز به قصد قربت هم نباشد لااقل براي تأمين سلامت جسم، ذهن و روان امري واجب و ضروري است. ايمان ستوني است كه آدمي را درطوفان زندگي و در موارد متزلزل دروني تكيه گاه است و با ايمان به خدا و مذهب همانند عصايي آدمي را از افتادن و مغلوب شدن نگاه مي دارد. اعتقاد به خدا عامل حل بسياري از تضادها و درگيري هاي فكري، موجبي براي حل و رفع كشمكش هاي دروني و سپس براي دستيابي به آرامش است. در قرآن كريم آمده است: 
« الا بذكرالله تطمئن القلوب  آگاه باشيد كه دل با ياد خدا آرام مي گيرد»(۱۰)
تربيت ديني در نوجواني وجواني توجه دادن او به نماز و عبادت، ايجاد رابطه انس بين او و خدا، نه تنها احساسات مذهبي او را اقناع، بلكه تمايلات طبيعي و هواهاي نفساني او را هم مهار كرده و رفتار او را تحت كنترل در مي آورد و از همه آنها مهمتر اينكه احساس رنج دروني، فشار عاطفي، نگراني، ترس، آشفتگي، احساس گناه شديد را كه از ويژگيهاي اين دوره است از بين مي برد.
رعايت اعتدال دربرخورد با جوانان
پرهيز از افراط و تفريط قاعده اساسي زندگي است. از طريق رعايت ميانه روي به معناي واقعي كلمه مي توان بهتر به هدف رسيد. در تربيت ديني و آموزش نماز نيز از اين اصل بايد پيروي نمود. علايق گوناگون فرد مستلزم فعاليتهاي متنوع در زندگي است كه هر كدام از آنها تأثير خاص در مجموعه حيات انسان به جا مي گذارد. نماز با همه قداستي كه دارد نبايد وقت بازي يا استراحت كودك و نوجوان را بگيرد. اصولاً نمازي كه مزاحم انجام فعاليتهاي طبيعي فرزند باشد. نظم تربيتي مطلوب نخواهد داشت. لذا والدين بايد با كسب آگاهي از همه جنبه هاي زندگي فرزند خود آسان گيري و اعتدال را مراعات نمايند.
عكس العمل هاي مناسب در قبال رفتاري ديني فرزندان
  • بازدید : 28 views
  • بدون نظر
این فایل در ۷۱صفحه قابل ویرایش تهیه شده شوامل موارد زیر است:

براى پرداختن به اين موضوع كه نماز در ساختار شخصيت جوان، موجد چه آثارى بوده و نقش و تأثير آن تا چه حدى است به نظر می رسد كه تبيين و توضيح چند مطلب در اين باب لازم و ضرورى باشد. نخست حقيقت و روح نماز است و ديگرى اهميت دوران نوجوانى و جوانى و نيز روحيه انفعالى و تأثير پذيرى اين نسل (نسل جوان) در مقابل عوامل خارجى است. 
به نظر می رسد تا وقتى كه مطالب و مسائل مزبور روشن نشود و جايگاه خود را پيدا نكنند فوايد و آثار اين امر عبادى يعنى نماز در زندگى جوانان در پردهاى از ابهام خواهد ماند و قطعاً موضوع مورد بحث، موضع و جايگاه حقيقى خود را پيدا نكند. لذا به همين خاطر ابتدا به مطالب مزبور پرداخته، سپس ارتباط نماز با تعديل و تكامل شخصيتى و ايفاى نقش آن در زندگى فردى و اجتماعى جوانان را بيان خواهيم كرد
روح و حقيقت نماز
نماز لفظ و واژهاى است كه در متون دينى ما بعنوان «صلاة» از آن ياد شده و داراى معانى متعدّدى بوده كه يكى از آن معانى، همين عمل مخصوصى است كه به نام «نماز» در دين اسلام تشريع شده است. اين لفظ در برخى از آيات به معناى سلام و تحيت آمده است آنجا كه خداوند در قرآن  می فرمايند: 
إنَّ الله وملائكته يصلّون على النّبى يا ايّها الذين آمنوا صلّوا عليه وسلّموا تسليماً. 
«همانا خداوند و فرشتگان بر پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) درود می فرستند شما هم اى اهل ايمان بر او صلوات و درود بفرستيد و با تعظيم بر او سلام گوئيد»  
و در آيه ديگر با اشاره به همين معنى می فرمايند: هو الذى يصلى عليكم وملائكته «اوست خدايى كه هم او و هم فرشتگانش بر شما تحيت و رحمت می فرستند.» 
وبه معناى دعا هم در برخى از آيات آمده است. آنجا كه به پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم)دستور گرفتن زكات داده مىشود خداوند مىفرمايد بعد از گرفتن زكات براى آنها و در حقشان دعا كن. خذ من اموالهم صدقة تطهّرهم وتزكيهم بها وصلّ عليهم إنّ صلواتك سكن لهم. 
«اى رسول ما، تو از مؤمنان صدقات را بگير تا بدان واسطه نفوس آنان را پاكيزه سازى و آنها را به دعاى خير ياد كن همانا دعاى تو در حق آنان، موجب تسلى خاطر آنهاست» 
«صلاة» به هر دو معناى مزبور كه در حقيقت به معناى واحد بر می گردند كه همان دعا باشد مورد بحث ما نيست بلكه مراد از «صلاة» همان معنايى است كه با طريق مشخص و با اركان مخصوص و جزئيات معين از طرف شارع مقدس، حقيقت پيدا كرده است و پيامبر خاتم(صلى الله عليه وآله وسلم)آن حقيقت نازله را در عمل تشريع و خود، آن را تحقق عملى بخشيد. نه تنها شخص پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) در طول عمرش به عمل بدان پاى بند بود بلكه همه مسلمين موظف بودند كه آن را شبانه روز پنج بار بجاى آورند. اَقم الصلاة لدلوك الشمس الى غسق الليل. 
«نماز را از زوال خورشيد تا نهايت تاريكى شب برپا دار» 
كه اين آيه اشاره اجمالى به نمازهاى پنج گانه دارد. نماز با اين شيوه مرسوم كه مصداق آن براى همه مسلمين روشن و آشكار است چيزى نيست كه مورد فهم و درك نباشد چون آنچه كه از سنّت رسول اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم)و اهل بيتش استفاده می شود پر واضح است كه اين تلقى از نماز يعنى اعمال مخصوصهاى كه با تكبيرة الاحرام شروع و به سلام ختم می گردد. و اين است معناى ديگرى كه از آيات استفاده می شود. آنچه كه مسلّم است اين است كه اين عمل ظاهرى كه اصطلاحاً بدان نماز گفته می شود تمام حقيقت نماز نيست بلكه اين صورت و چهره ظاهرى آن است. نماز امرى است الهى كه تحقق آن همانند ساير امور داراى ظاهر و باطن است كه در متون دينى به هر دو جهت آن اشارت رفته است. تصوير ظاهرى نماز همان است كه با اعمال مخصوصه انجام گيرد و حفظ آن نيز فرض و واجب است امّا روح و باطن نماز عبارتست از: اخلاص، حضور قلب، ذكر خداوند و تعظيم در مقابل او، اميد و دلبستگى به ذات ربوبى، اعتماد و ركون به وجود سرمدى و محو شدن در مقابل ذات يكتايى كه در مقابل عظمت و جلالت او قيام نموده است. 
حقيقت نماز اعم از معناى ظاهر و باطن است و محدود و محصور نمودن آن به ظاهر، چون محدود نمودن حقيقت انسان و انسانيت او به جسم مادى است. همانطور كه حقيقت انسان در اين جسم خاكى و هيكل مادى قالب گيرى شده و به اطوار مختلف و گوناگون درآمده و به اين شكل ظاهرى وجود يافته است چنانچه خداوند فرمايد: وقد خلقتكم اطواراً «وبه تحقيق شما را به صورت گوناگون آفريد»  
حقيقت نماز هم چون ساير امور در باطن و روح او نهفته شده كه اين قالب و صورت را پذيرا شده است هرگاه آن حقيقت بخواهد در عالم خارج تحقق يابد قطعاً بايد در همين طور و قالب خاص باشد و در غير اين صورت نماز نبوده بلكه پديده ديگرى است. 
هرگاه اين قالب خاص و صورت ظاهرى نماز با روح و باطن آن آميخته و قرين گردد نماز حقيقت خود را يافته و تأثير خود را مىگذارد. در چنين ـ صورتى است كه اين امر الهى، ستون دين ، معراج مؤمنين ، روشنگر چهره مسلمين ، مقرِّب متقين ، مكمّل اخلاص مخلصين، مبعِّد خصائص ملحدين ، مسوِّد چهره شياطين ، ومميّز مؤمنين از كافرين  قرار می گيرد. 
پس نمازى كه فقط ظاهر داشته باشد و فاقد روح باشد مُعطى شى نخواهد بود. بنابر اين قيام به ظاهر آن، تحركى در نماز گزار ايجاد نخواهد كرد و از سوى ذات بارى به اين نماز اقبال و توجهى نيست چنانچه از رسول گرامى اسلام(صلى الله عليه وآله وسلم) روايت شده كه فرمودند: 
«خداوند متعال نظر نمىافكند به نمازى كه آدمى دل خود را با بدن خود به نماز حاضر نكند»  
پس حقيقت نماز اعم از صورت ظاهرى و معناى باطنى است و تمسك به هر يك از اين دو بدون ديگرى نماز نيست در نتيجه هم كسانى كه به ظاهر آن تشبث جسته و از روح آن بی خبرند از حقيقت نماز غافلند و هم آنانكه نماز نمىخوانند و ادعا دارند كه ما به معنا و حقيقت آن رسيده ايم معرفتى از نماز ندارند چون نماز در هر دو صورت فاقد حقيقت است. 
اهميت دوران جوانى
بر هيچ اهل علمى پوشيده نيست كه در شكل گيرى شخصيت هر فرد، مقطع جوانى از جايگاه خاص و اهميت ويژهاى برخوردار است. شايد بتوان گفت كه ثبات شخصيت هر انسانى در اين سنين آغاز و به هر نحوى كه شكل گيرد غالباً به همان صورت قوام يافته و تثبيت مىگردد و به همين دليل در روايات بر اهميت و برترى اين مقطع سنى تأكيدات زيادى رفته و نيز روانشناسان اين دوره را حيات مجدد انسان ناميده اند. 
صاحب شريعت اسلام، حضرت خير الانام كه از سر چشمه وحى الهام می گرفت در تكريم و احترام به جوانان فرمودند: 
فضل الشابّ العابد الذى يَعبُدُ فى صباه على الشيخ الذى يَعبُد بَعْدَ ماكَبُرَتْ سِنُّهُ كفضلِ المرسلين على ساير النّاس. 
«فضيلت و برترى جوان عابد كه از آغاز جوانى خدا را عبادت كند بر پيرى كه وقت پيرى مشغول عبادت گردد چون فضيلت پيغمبران است بر ساير مردم» 
و در جاى ديگر با اشاره به ارزش جوانى مىفرمايد: اغتنم شبابك قبل هرمك. 
«جوانی تان را قبل از فرارسيدن پيرى غنيمت و قدر بدانيد» 
وخطاب به والدين و مربيان در برخورد با جوانان و نوجوانان می فرمايند: 
اوصيكم بالشّبان خيراً فانّهم اَرَقُّ افئِدةً انّ الله بعثنى بشيراً ونذيراً فحالفنى الشُّبّانُ وخالفنى الشيوخُ ثُمَّ قَرَاَ فطال عليهم الأمَدُ فقستْ قلوبُهُم. 
«به شماها در باره نوبالغان و جوانان به نيكى سفارش می كنم كه آنها دلى رقيقتر و قلبى فضيلت پذيرتر دارند. خداوند مرا به پيامبرى برانگيخت تا مردم را به رحمت الهى بشارت دهم و از عذابش بترسانم. جوانان سخنان مرا پذيرفتند و با من پيمان محبت بستند ولى پيران از قبول دعوتم سرباز زدند و به مخالفتم برخاستند. سپس به آيه هاى از قرآن اشاره كرد و درباره مردم كهن سال و پير كه مدت زندگى آنان به درازا كشيده و دچار قساوت قلب شده اند سخن گفت»  
همه اين سخنان گوهر بار كه در خطاب به مسلمانان تأكيد داشتند علاوه بر سيره عملى و برخورد بزرگوارانه و محترمانهاى كه با جوانان داشته اند حاكى از حساسيت عنفوان جوانى است. 
بنابر اين از منظر علم و دين، در تمام عمر و طول حيات انسانى هيچ برهه اى مهمتر از دوره نوجوانى و جوانى نيست. يكى از روانشناسان معروف غربى بنام دكتر «ماى لى» در اهميت اين دوره از عمر آدمى چنين می گويد: 
 «در نوجوانى مسأله شخصيت و هويّت با شدّت تمام از نو وارد ميدان می شود پس نوجوانى و جوانى يكى از مراحل و مراتب بارور هستى است كه طى آن ساختهاى قطعى شخصيت و هويت بزرگسال تثبيت شده يا دوباره مطرح می كردند»  
انعطاف پذيرى روحيه جوانان
نسل جوان تنها قشر منحصر به فردى است كه بيشترين روحيه تأثير پذيرى را داراست شفافيت روحيه جوانان و حساسيت ايشان، عامل اصلى توجه دستگاههاى تبليغاتى استكبار و بنگاههاى فرهنگى غرب، براى سوق دادن آنان به انحرافات اخلاقى و اهداف پليد خويش در طول تاريخ بوده است. 
درست از زمانى كه دنياى غرب در اثر تحقيقات و مطالعات خود به اين نتيجه رسيد كه جوانان آسيب پذيرترين قشر هر جامعه اند با تشكيل بنگاههاى فرهنگى تبليغى همه همت خود را در به دام انداختن آنان به فساد و تباهى تحت عنوان آزادى و عناوين مقدس ديگر به كار گرفت تا اينكه به اغراض استكبارى و سلطه طلبى خود دست يازد. اگر چه غرب در القاى فرهنگ خود به كشورهاى اسلامى از راههاى متعدد و در سطوح مختلف وارد عمل شده است ولى تاريخ بهترين شاهد و گواه است كه نفوذشان بيشتر از طريق جوانان تحصيل كرده يا عوام مقلد (جوانانى كه به مبانى دين آشنايى چندانى ندارند) بوده است كه سقوط اسلام در اندلس (اسپانياى فعلى) يا سلطه غرب بر مسلمانان الجزاير بهترين نمونه تاريخى است. 
  • بازدید : 47 views
  • بدون نظر
این فایل در ۴۵صفحه قابل ویرایش تهیه شده شوامل موارد زیر است:

شناخت معبود و آفريدگار ، محبت او را در دل ايجاد مي كند و اين محبت ، انسان را به پرستش و عبادت و اظهار كوچكي و تواضع در برابر عظمت او وامي دارد . 
نماز ، جلوه اي از بندگي انسان در پيشگاه خدا و مظهر عبوديت و عبادت است . 
آنكه « بنده » آفريدگار است و اين بندگي را احساس مي كند و مي داند و باور دارد ، در برابر او ، مطيع فرمان است و در پيشگاهش سر بر خاك مي نهد و قامت خم مي كند و به سجده مي افتد و با وي راز مي گويد و نياز مي طلبد و آن خالق بي همتا را كه سررشته دار اوست ، به عظمت و پاكي مي ستايد 
فلسفة آفرينش انسان ، بندگي و عبادت و عبوديت است . اين صريح كلام الهي در قرآن كريم است كه مي فرمايد : 
« و ما خلقت الجن و الأنس الا ليعبدون »
جنس و انس را ، جز براي پرستش و بندگي خود ، نيافريدم.
اين حكمت و هدف والا ، سرلوحة همة رسولان الهي نيز بوده است . در قرآن مي خوانيم : 
« و لقد بعثنا في كل امه رسولاً ان اعبدوا الله و اجتنبوا الطاغوت »
در هر امتي پيامبري برانگيختيم كه ( به مردم بگويند ) : « الله » را بپرستيد و بندة خدا باشيد و از طاغوت بپرهيزيد .
ناگفته نماند كه اين بندگي كردن ، سودي به خدا نمي رساند بلكه ماية عزت و سعادت خود انسان است و گرنه خداوند بي نياز و مطلق است . 
من نكردم خلق تا سودي كنم بلكه تا بربندگان جودي كنم
اگر يك معلم هم به شاگردانش مي گويد : درس بخوانيد ، نفع اين درس خواندن به خود آنان برمي گردد و براي معلم سودي ندارد . 
آنچه كه ريشه و سبب عبوديت و بندگي انسان است عبارتست از : 
۱) عظمت خدا 
برخورد با يك شخصيت عظيم ، انسان را به تواضع وامي دارد ، ديدار با يك دانشمند بزرگ ، آدمي را به تكريم و احترام وامي دارد ، چون كه انسان دربرابر عظمت و دانش آن شخصيت و اين دانشمند ، خود را كوچك و كم سواد مي بيند . خداوند ، مبداء همة عظمت ها و جلال هاست . شناخت خداوند به عظمت و بزرگي ، انسان ناتوان و حقير را به كرنش و تعظيم وامي دارد . 


۲) احساس نياز و وابستگي
انسان ، برخوردار از عجز و نياز و ناتواني است و خداوند ، در اوج بي نيازي و غناي مطلق و سررشته دار امور انسان هاست . اين هم عاملي است ، تا انسان در برابر خداوند ، « بندگي » كند . 
۳) سپاس نعمت
توجه به نعمت هاي بي حساب و فراواني كه از هر سو و در هر زمينه ما را احاطه كرده ، 
قوي ترين انگيزه را براي پرستش پروردگار ايجاد مي كند . نعمت هايي كه حتي پيش از تولد انسان شروع مي شود و در طول زندگي همراه ماست و درآخرت هم ( اگر شايستگي 
داشته باشيم) ازآنها بهره مند خواهيم شد . در قرآن به اين نكته اشاره شده و به مردم زمان پيامبر(ص) مي فرمايد : 
« فليعبدوا رب هذا البيت ، الذي اطعمهم من جوعٍ و آمنهم من خوف »
بايد خداي كعبه را عبادت كنند ، خدايي كه آنان را از گرسنگي نجات داد و سير كرد و از ترس ، ايمن ساخت .

۴) فطرت 
در سرشت انسان ، پرستش و نيايش وجود دارد . اگر به معبود حقيقي دست يافت ، كه كمال مطلوب همين است ، و اگر به انحراف و بيراهه دچار شد ، به پرستش معبودهاي بدلي و باطل مي پردازد . بت پرستي ، ماه و خورشيد پرستي ، گوساله و گاو پرستي ، نمونه هاي انحرافي است كه وجود دارد ، كساني هم پول و مقام و همسر و ماشين و طاغوت و مدال و ۰۰۰ را مي پرستند . 
انبياء ، آمده اند تا فطرت را در مسير حق ، هدايت كنند و انسان را از عبادت هاي عوضي نجات بخشند . حضرت علي (ع) درمورد بعثت رسول خدا (ص) مي فرمايد : 
« فبعث الله محمداً بالحق ليخرج عباده من عباده الأوثان الي عبادته ۰۰۰ »
خداوند حضرت محمد(ص) را برانگيخت . تا بندگانش را از « بت پرستي » به « خداپرستي» 
دعوت كند .
روح عبادت در فطرت انسان نهفته است و اگر خوب رهبري نشود به عبادت بت و طاغوت 
مي گرايد . مثل ميل به غذا كه در هر كودكي هست ، ولي اگر راهنمايي نشود ، كودك خاك 
مي خورد و لذت هم مي برد . بدون هدايت صحيح اين گرايش فطري ، انسان به عشق هاي زودگذر پوچ يا پرستش هاي بي محتواي انحرافي دچار مي شود . 
چگونه عبادت كنيم ؟
مگر نه اينكه آدرس هر خانه را بايد از صاحبخانه گرفت ؟
و مگر نه اينكه در هر ضيافت و مهماني ، بايد نظر ميزبان را مراعات كرد ؟ 
عبادت ، حضور در برابر خدايي است كه صاحب جهان است ، و نشستن بر سر مائده هاي معنوي پروردگار است كه براي « بندگان » فراهم كرده است . 
پس ، چگونگي عبادت را هم از او بايد فرا گرفت و به دستور او عمل كرد و ديد كه اوچه چيز را عبادت دانسته و عبادت به چه صورت را از ما طلبيده است ؟ 
غير از شكل ظاهري عبادات ، به خصوص نماز ، كه بيشتر دربارة آن مطلب خواهيم داشت ، محتواي عبادت را هم بايد از ديد اولياي دين و متن مكتب شناخت و به كار بست . 
بهترين عبادت ها آن است كه : 

۱) آگاهانه باشد 
دو ركعت نماز انسان آگاه و دانا ، از هفتاد ركعت شخص نادان برتر است و عبادت كنندة ناآگاه ، همچون الاغ آسياب است كه مي چرخد ولي پيش نمي رود . 
امام صادق (ع) فرموده است : كسي كه دو ركعت نماز بخواند و بداند با كه سخن مي گويد، گناهانش بخشيده مي شود . در اين صورت است كه نماز ، معراج روح مي شود و عامل بازدارنده از فساد و موجب قرب به خدا . 

۲) عاشقانه باشد 
آنچه موجب نشاط روح در عبادت مي شود و عابد ، از پرستش خود لذت مي برد ، عشق به الله و شوق به گفتگوي با اوست . عبادت هاي بي حال و از روي كسالت و سستي و خمودي ، نشانة نداشتن شور و شوق نيايش و نجوا با پروردگار است . 
در دعا مي خوانيم : 
« ۰۰۰ و اجعل نشاطي في عبادتك  »  
خداوندا ! نشاط مرا در عبادت خودت قراربده
آنان كه از عبادت لذت نمي برند ، همچون بيماري هستند كه از غذاي لذيذ ، لذت نمي برند . اگر اين شوق و عشق باشد ، ديگر چندان نيازي به تبليغ وتشويق و تحريك از بيرون نيست ، بلكه انگيزة دروني انسان را به عبادت وا مي دارد و آنگونه كه براي ديدار يك شخصيت معروف و محبوب ، لحظه شماري مي كنيم و از آن ديدار ، مسرور مي شويم ، از عبادت هم به وجد و نشاط مي آييم . 
براي عاشقان ، شنيدن صداي « اذان » اعلام فرارسيدن لحظة ديدار است . پيامبر اكرم كه به بلال ، مي فرمود : ارحنا يا بلال » اي بلال ! ما را از غم و تلخي نجات بخش ، شوق زايد الوصف آن حضرت را به نماز مي رساند . 

۳) خالصانه باشد  
هيچ چيز همچون « ريا » و خودنمايي و مردم فريبي ، آفت عبادت نيست . و از آن طرف ، هيچ چيز چون خلوص ، ارزش آفرين عبادت و نماز نمي باشد . البته داشتن اخلاص در عبادت ، بسيار دشوار است و دل و جان را از تهاجم وسوسه هاي ابليسي رهاندن ، رنجي بزرگ دارد و همتي بلند و اراده اي نيرومند مي طلبد . عبادت ، تا خالص نباشد ، در درگاه الهي پذيرفته نيست و تنها پيشاني بر زمين زدن و قرائت تام داشتن و صف اول جماعت ايستادن و ۰۰۰ ملاك نيست . بايد نماز و بندگي ، از رنگ ريا پاك و به رنگ الهي ( صبغه الله ) آراسته باشد تا به خدا برسد . تعبير قرآن چنين است : 
« و ما امروا الا ليعبدواالله مخلصين له الدين »
هيچ دستوري عبادي براي مردم نيامده مگر آنكه امر به اخلاص در آن شده است .



۴) خاشعانه باشد 

خشوع ، حالت قلبي انسان در عبادتست و نتيجه توجه كامل به مقام بندگي در آستان ، الهي است . آنكه نياز و عجز خود را مي داند و عظمت و كمال الهي را مي شناسد و درعبادت ، خود را در برابر آن خداي بي همتا وآگاه مي يابد ، دل ، حالتي متناسب با اين « حضور » پيدا مي كند ، قلب ، خاشع مي شود ،نگاه ، افتاده مي گردد ، توجه از هرچيز ديگر بريده و به معبود متوجه مي شود . 
قرآن در توصيف مؤمنان و عبادتشان مي گويد : 
« الذين هم في صلوتهم خاشعون »
 در نمازشان خاشعند .
اين حالت ، محصول آن توجه است . در حديث است : 
« اعبدالله كانك تراه » 
خدا را چنان عبادت كن كه گويا او را مي بيني .
در توصية ديگري در حديث آمده است : 
« فصلها لوقتها صلاه مودع »
 چنان نماز را در وقت خودش بخوان كه گويا نماز آخرين است .
يعني همواره اين حالت را داشتن كه گويا فقط براي همين يك نماز آخرين ، فرصت مانده است . 

عتیقه زیرخاکی گنج