• بازدید : 50 views
  • بدون نظر
این فایل قابل ویرایش می باشد وبه صورت زیر تهیه شده:

حرکات موزون، رقص،آواز، موسیقی، پانتومیم و شکل های دیگر نمایشی نیاز بشر برای بیان سمبولیک ،چه از نظر بازیگر و چه از دید تماشاگر بوده است. در یکی دو قرن اخیر با توسعه سبک های متنوع هنری تاثیر آرامبخش آن بر روحیه هنرمند و مردمان بارزتر گردیده، به طوری که هنرمندان و روانشناسان را متوجه خاصیت درمانی نمایش و ترسیم اصول درمانبخش آن ساخته و روش ها و شیوه های مدونی از آن مبتنی بر اصول روان درمانی استخراج گردیده است و در حال حاضر نمایش درمانی به صورت رشته مستقل دانشگاهی در جهت رشد و خلاقیت درونی و توانبخشی بیماران، کم توانان ذهنی و جسمی حرکتی،آموزش داده می شود 
اصولا نمایش عروسکی برای کودکان خردسال، تفریح و سرگرمی مناسبی است ضمن آنکه امروزه این شیوه، به عنوان یک روش جدید،کاربرد درمانی نیز پیدا کرده است. بدین ترتیب نمایش عروسکی به عنوان تجسمی از افکار، احساسات و عواطف کودکان، مبنایی برای کار روان پزشکان در زمینه بهداشت روانی کودکان در پیشگیری از آشفتگی های روانی آنان  است(خمسه،۱۳۸۱).
پل مك فارلين  در مورد رمز جذابیت عروسک ها می گوید: عروسک از آغاز پیدایش تئاتر به عنوان جادوی بشر استفاده شده است.اگر عروسک ها همان عروسک بازی بچه ها باشند که اتاق بچه ها را ترک کرده اند تا روی  صحنه تئاتر ظاهر شوند، ممکن است چیزی چون احساس مادری داشته باشند.چارلز نادير  معتقد است : اگرعروسک ها فرزندان تمثال های مذهبی باشند، ممکن است شکوه مذهبی داشته باشند. اما چارلز مگ نين  اعتقاد دارد: وقتی عروسک ها در صحنه تئاتر زنده می شوند، جاذبه چشم گیر آن ها فقط به خاطر تئاتر است (كشاورزي،۱۳۸۰).
در این پژوهش نقش اجرای نمایش عروسکی  بر افزایش مهارت های اجتماعی دختران کم توان ذهنی بررسی می گردد  و سعی می شود با استفاده از تکنیک های روانی و اجتماعی نمایش،این مهارت ها افزایش داده شود.

بیان مساله
بر اساس تحقیقات انجام شده در هر جامعه، حدود ۱تا ۳ درصد جمعیت را افراد کم توان ذهنی تشکیل می دهند (سادوك ،۲۰۰۳).نقیصه های ذهنی با توجه به نوع و شدت نقص به شکل های گوناگون طبقه بندی شده اند (داورمنش،۱۳۸۵). در مورد درصد افراد کم توان ذهنی آموزش پذیرعقاید مختلفی وجود دارد.ساراسون و ساراسون (۱۹۸۷) این تعداد را ۸۰% و ساجدی(۱۳۸۵)، ۸۹%، اعلام کرده اند. این افراد تفاوت های زیادی در رفتارهای تطابقی دارند. این گروه با این سطح از کم توانی ذهنی در کلاس های کودکان معمولی شرکت می کنند و در بزرگسالی بسیاری از آن ها زندگی مستقلی خواهند داشت. بسیاری از مشکلات و مسائلی که در زمینه تعریف کم توانی وجود دارد مربوط به این گروه می شود (ساجدی،شهشهانی پور،هادیان جزی،۱۳۸۵).
اقدامات درماني در موردافراد داراي کم توان ذهني نه براي درمان اختلال، بلكه براي آموزش مهارت هاي انطباقي و به حداكثر رساندن توان بالقوه فرد است (نجاريان،داودي،۱۳۸۴). با توجه به تعاریف فوق یکی از مشخصات بارز این افراد ناتوانی برقراری ارتباط موثر و رضایت بخش با سایر افراد جامعه است. در واقع این افراد در کسب مهارت های اجتماعی دچار مشکل می گردند. این کودکان به دلیل نقص شناختی دچار بی کفایتی اجتماعی و خود محوری می شوند و محدودیت های شناختی باعث عدم آگاهی از چگونگی رفتار در موقعیت های گوناگون اجتماعی می شود (گرين اسپين ،۱۹۷۹).
بارزترین خصوصیت این کودکان،توانایی اندک آن ها در یادگیری است.کوتاه بودن گستره توجه به دلایل شرایط خاص ذهنی و ناتوانی در به کارگیری راهبردهای شناختی در فرایند حافظه سبب می شود، نتوانند مطالب را نزد خود تکرار، سازماندهی و دسته بندی کنند. بنابراین، این کودکان به آموزش ها و خدمات ویژهای نیاز دارند و به کارگیری هنر های نمایشی در ارتباط با این کودکان نتایج و فواید بسیارمهمی در تعلیم و تربیت آن ها و حتی اولیا دارد. این اثرات سودمند در ذیل به اختصار مطرح گردیده است:
۱٫ باعث ایجاد سرعت یادگیری در این کودکان می گردد.
۲٫ سبب می شوند که نتایج و محتوای تربیتی در ذهن کودکان بیشتر تثبیت شده و از فراموشی مکرر آن ها جلوگیری نماید.
۳٫ سبب سادگی روش ها و انعطاف پذیری انجام کار در مورد این کودکان(که دستورات شفاهی و مستقیم کاربرد موثری برایشان ندارد)، می گردد.
۴٫ باعث انتقال مسائل آموزشی و یادگیری بسیاری از مهارت های خود یاری از طریق مشاهده این نمایش ها ، ایجاد تعادل و بهداشت روانی برای کودکان می گردد (مقدم،۱۳۸۲).
نمایش عروسکی از معدود فعالیت هایی است که افراد از آن دلزده و خسته نمی شوند و با اشتیاق به دنبال آن می روندو مربی می تواند با استفاده از این علاقه، اشتیاق ، سادگی و تنوع پذیری این هنر بهره آموزشی فراوان گیرد (کشاورزی،۱۳۸۰).
از آنجا كه عمده رفتارهاي آدمي با مشاهده از طريق مدل سازي آموخته مي شود، از مشاهده ديگران، فرد در مورد نحوه انجام رفتار هاي جديد ايده اي كسب مي كند و در موقعيت هاي بعد، از اين اطلاعات رمز گذاري شده به عنوان راهنماي عمل بهره مي برد.از آنجا كه مردم مي توانند پيش از اقدام به رفتار، حداقل به تقريب نحوه ي عمل را از آن نمونه ها بياموزند، از خطاهاي غير ضروري پيشگيري مي كنند.
بنا به نظريه يادگيري اجتماعي، تاثيرات مدل سازي اساسا از طريق كاركرد مناسب عمل مي كنند و اين يادگيري تحت تاثير چهار مولفه ي۱) فرايند هاي توجهي ، ۲) فرايند هاي ياد داري ، ۳) فرايند هاي باز توليد حركتي ،۴ ) فرايند هاي انگيزشي ، قرار مي گيرد كه توضيح مختصر آن ها در زير آورده مي شود:
۱٫در هر گروه اجتماعي، برخي افراد بيش از ديگران جلب توجه مي كنند. رفتارهاي مدل شده از لحاظ اثر بخشي با هم فرق مي كنند.ارزش كاركردي رفتار هايي كه از سوي مدل هاي مختلف ابراز مي شود، در انتخاب برخي مدل ها و بي تفاوتي نسبت به بقيه بسيار نافذ و موثر است.
۲٫يادگيري مشاهده اي اساسا متكي بر دو سيستم باز نمايي  است: تصوري و كلامي.برخي از رفتار ها به شكل “تصوير سازي ذهني”حفظ مي شوند. تحريك حسي، احساس هايي را فعال مي كند كه موجب ادراك رويدادهاي خارجي مي گردد. در نتيجه رويارويي مكرر،محرك هاي مدل سازي سرانجام موجب تصوير هاي ذهني ديرپا و قابل بازيافت از كاركرد هاي مدل شده مي گردند. دومين سيستم بازنمايي كه احتمالا مسئول سرعت قابل ملاحظه يادگيري مشاهده اي و ياد داري در آدمي است، فرايند رمز گذاري كلامي رويدادهاي مدل شده است. در حقيقت، عمده فرايند هاي شناختي كه رفتاررا سر و سامان مي بخشند، بيشتر كلامي اند تا ديداري.
۳٫سومين مولفه مدل سازي مستلزم تبديل بازنماهاي دروني به كنش هاي مناسب است. در اغلب يادگيري هاي روزمره، مردم معمولا از طريق مدل سازي به تقريبي معقول از رفتار جديد دست مي يابند و با سازگاري از طريق خود-اصلاحي -بر اساس پس خوراند اطلاعاتي حاصل از عملكرد و نمايش هاي متمركز بخش هايي كه تا حدي آموخته شده اند-آن رفتار ها را پالايش مي دهند.
۴٫نظريه يادگيري اجتماعي بين فراگيري و عملكرد تفاوت قائل است، چرا كه مردم هر آنچه را مي آموزند،به عمل در نمي آورند. آن ها رفتار مدلي را كه پيامد هاي ارزشمند با خود دارد، بهتر مي پذيرند تا رفتار هاي مدلي را كه اثرات تنبيه كننده يا بدون پاداش به دنبال دارد (ماهر،۱۳۷۲).
در مورد آموزش كودكان عقب مانده ذهني، صرفا از راه آموزش نظري كتب درسي نمي توان نتايج رضايت بخشي گرفت و بايد روشي را به كار برد كه نه تنها در جهت رفع عملكردهاي نادرست در اين كودكان بر آيد، بلكه باعث ايجاد يادگيري مطلوب تر و پايدارتري در آن ها گردد (كاشي،۱۳۸۴).
در این پژوهش با توجه به ویژگی هایی که برای نمایش عروسکی، تاثیر آن بر یادگیری و محدودیت های شناختی کودکان کم توان  ذهنی برشمرده شد، مسئله ای که مطرح می شود این است که نمایش عروسکی چه تاثیری بر میزان مهارت های اجتماعی دختران کم توان ذهنی آموزش پذیر دارد؟

اهمیت و ضرورت پژوهش
بازی های نمایشی کودک را از افسردگی و خمودی می رهاند، سبب فعال شدن و شرکت در گروه های اجتماعی می شود. همچنین فرایند یادگیری و برقراری ارتباط متقابل عاطفی به وی آموزش می دهد که برای پذیرش و موفقیت در گروه باید چه توانایی هایی را به کار بندد و چگونه از نگرش ،  رغبت ها و مهارت های دیگران برای رفع حوائج افراد استفاده کند (مقدسي ، ۱۳۷۲).
نمایش عروسکی برای کودک، فرصت هایی فراهم می آورد که دامنه ی گسترده ای از مفاهیم معلومات ، مهارت ها و موفقیت ها را برای اولین بار از این طریق تجربه و درک کند. همچنین مشوقی مهم برای آموزش بهتر بیشتر است و فرصت مواجه با مفاهیمی که قبلا تجربه شده اند را فراهم می سازد . نمایش عروسکی فرصت مناسبی برای تمرین و تکرار تجربه های گذشته (فرایند شبیه سازی ) فراهم می آورد و به عنوان مشوقی برای تحکیم و تقویت یادگیری و آموزش عمل میکند (اسماعیلی ، بهادری ، ۱۳۸۵). برن  (1989)  بیان میکند که عروسک ها در جهان از طریق زبان خاص نمایش، افراد  واحدی هستند که چیزی بیش از کلمات را بیان می کنند. این زبان، زبانی است  که احساسات ایده آل و دوستی ها را با ترکیب ژست ها و کلمات در برمی گیرد . بازی درمانگران به صورت موفقیت آمیزی از عروسک ها به عنوان ابزاری برای تشویق کودکان به بیان احساسات و حتی تغییر رفتارهایشان، استفاده کرده اند. استفاده از عروسک ها باعث می شود ترس بیان احساسات برای کودکان ایمن تر شود. همچنین پتانسیل های زیادی برای استفاده معلمان در کلاس های ابتدایی دارد و می تواند به بهبود مهارت های ارتباطی، غلبه بر موانع زبانی و آموزش خود کنترلی، کمک کند .
هانت   بیان می کند که بچه های کوچکتر معمولا می توانند عروسک ها را به عنوان دوستان همدل و غیر تهدید کننده قبول کنند . مزیت دیگر عروسک ها این است که به طور مثبتی می توانند بر کودکان اثر بگذارند و به راحتی وارد دنیای کودکان شوند (شیخی،۱۳۸۱).
به طور کلی عروسک ها به طور گسترده ای به دلیل تاثیر مفیدشان بر یادگیری و رشد اجتماعی تشخیص داده شده اند. آنها تاثیر زیادی بر کودکان در تمام سنین دارند. زبان عروسک به جهت توانایی برای کمک به معلمان و کودکان برای یادگیری از یکدیگر، رشد، برقراری ارتباط، کسب اعتماد به نفس و بیان خود بی نظیر است و کودکان مسئول تر و با انگیزه تر می شوند (مارتینز پونز،۲۰۰۴).
يكي از جنبه هاي مهم زندگي افراد كم توان ذهني وجود يك شبكه حمايتي است. و يك راه افزايش حمايت موجود كمك به افراد در آموزش مهارت هاي اجتماعي است. و آموزش مهارت هاي اجتماعي به كودكان كم توان ذهني از طريق سرمشق دهي كارآمدتر از آموزش خصوصي همان مهارت ها تشخيص داده شده است (نجاريان و همكاران، ۱۳۷۳).
متاسفانه در ایران نمایش عروسکی چندان مهم تلقی نمی شود. جا دارد که علاوه بر اهمیت دادن به هنر نمایش عروسکی و شناساندن ابعاد مختلف آن، به این ویژگی مهم نیز توجه کرده و با آگاهی دادن به عموم اقشار جامعه در ارتباط با نقش هنر در درمان بیماری های رواني، کم توجهی گذشته جبران شود.

تعریف مفهومی و عملیاتی متغیرها

 متغیر مستقل: نمایش عروسکی
تعریف نظری: نمایش، شکلی از وانمود بازی است. یک تجربه سازمان یافته است که با دقت طراحی می شود و به اجرا در می آید.کودکان به وسیله نمایش، صحنه، رویداد، مشکل یا واقعه برخاسته از ادبیات کودکان را با هدایت آموزگار خلق یا بازآموزی می کنند (قزل ایاغ،۱۳۸۵).
تعریف عملیاتی: اجرای نمایش عروسکی جهت افزایش مهارت های اجتماعی که شامل موارد زیر می باشد:
۱٫ نوشتن دیالوگ
۲٫ انتخاب عروسک ها
۳٫ اجرای نمایشنامه و آموزش مهارت های مورد نظر
۴٫ گرفتن پسخوراند  از کودکان توسط عروسک ها در مورد مفاهیم آموخته شده

 متغیر وابسته: مهارت های اجتماعی
تعریف نظری: مهارت های اجتماعی به رفتار های آموخته شده و مقبول جامعه اطلاق می شود، رفتارهایی که شخص می تواند با دیگران به نحوی ارتباط متقابل برقرار کند که به بروز پاسخ های مثبت و پرهیز از پاسخ های منفی می انجامد (کارتلج،۱۹۸۴).
تعریف عملیاتی: نمراتی که کودکان در آزمون رشد اجتماعی واینلند کسب می کنند.

 اهداف پژوهش
 هدف کلی
تعیین اثر بخشي  نمایش های عروسکی در افزایش مهارت های اجتماعی دختران کم توان ذهنی آموزش پذیر۸تا ۱۲ ساله
 اهداف اختصاصی
  افزایش ارتباط اجتماعي در دختران کم توان  ذهنی آموزش پذیر با استفاده از نمایش عروسکی.
  افزايش مهارت هاي زندگي روزمره در دختران کم توان ذهنی آموزش پذیر با استفاده از نمایش عروسکی.
افزایش میزان اجتماعی شدن دختران کم توان ذهنی آموزش پذیر با استفاده از نمایش عروسکی.

اهداف کاربردی
  به کار گیری شیوه ای جدید در آموزش کم توانان ذهنی.
در اختیار قرار دادن بسته آموزشی د ر اختیار، سازمان بهزیستی،آموزش و پرورش استثنایی و سازمان های مرتبط.
  بسط نمایش عروسکی جهت کاربرد در مورد سایر معلولیت ها.
آموزش نمایش عروسکی به خانواده های دارای کودکان کم توان ذهنی جهت اجرای آن توسط اعضای خانواده.

فرضیه های پژوهش
فرضیه اصلی
نمایش عروسکی موجب افزایش مهارت های اجتماعی دختران کم توان  ذهنی آموزش پذیر،  می شود.

فرضیه های فرعی
  نمایش عروسکی موجب افزایش مهارت ارتباط با دیگران در دختران کم توان  ذهنی آموزش پذیر، مي شود.
نمایش عروسکی موجب افزایش مهارت هاي زندگي روزمره در دختران کم توان  ذهنی آموزش پذیر، می شود.
  نمایش عروسکی موجب افزایش میزان اجتماعی شدن در دختران کم توان ذهنی آموزش پذیر، می شود.

عتیقه زیرخاکی گنج