• بازدید : 58 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۶صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

جهت انجام یک تحقیق منسجم ومنظم ،در این پژوهش سعی می نماییم مطالب خود را تحت عناوین متفاوت بررسی نمائیم .
الف- تعریف لغوی نهاد :فرهنگ آکسفورد نهاد را سازمانی می داند که برای اهداف اجتماعی ،آموزشی ومذهبی تاسیس می شود .که به کمک وخدمت به افراد نیازمند به کار می رود .
یا به عبارت دیگر :منظور از نهاد در این عنوان عبارت است از نظامی تقریبا پایدار وسازمانی یافته از الگوهای اجتماعی که برخی رفتارهای نظارت شده ویکسان را با هدف بر آوردن نیازهای اساسی جامعه در بر می گیرد 
به طور کلی نهادها یا “institution” را می توان نظامی تقریباً پایدار و سازمان یافته داشت که شامل الگوهای اجتماعی خاصی است که برخی از رفتارهای نظارت شده را با هدف برآمدن نیازهای اساسی جامعه در بر می گیرد.
و نهادهای اجتماعی مانند یک اندام کل ارگانیسم اجتماعی تصور می شود که نمی تواند جدا از دیگر اندامها ،مفهوم اصلی خود را داشته باشد. از این رو باید آنرا در درون کل ارگانیسم جامعه و با توجه به روابط واکنشهای متقابلی که با دیگر نهادها دارند بررسی و مطالعه کرد.
هر نهاد اجتماعی ویزگیهای خاص خود را دارد. مانند:
۱- هر نهاد اجتماعی مبین واقعیتی است که در جامعه ساخته شده و استقرار یافته است. 
۲- نهاد ساخت اجتماعی است و نقش ویژه ای در حیات اجتماعی دارد.
۳- نهادها از نظر ساخت صور گوناگون دارند.
۴- همگی هدفمند هستند.
۵- ساخت مستقل و منفرد دارند.
۶- الگوهای رفتاری ، آداب و عادات هر جامعه اصل نهاد هستند.
۷- ارتباط افراد با نهاد موجب انتقال مبراثها می شود .و نهادی شدن عبارت است از فرایند توسعه نظام منظمی از هنجارها ،پایگاه ها و نقشهای مشخص و به هم پیوسته که جامعه آنرا پذیرا شده است. از طریق نهادی شدن ، افتارهای خود انگیخته و پیش بینی ناپذیر ،جای خود را به رفتار نظام یافته و پیش بینی پذیر می دهد.
همچنین برای نهادها می توان کارکردهای اساسی نیز نام برد:
۱- الگوهای خاصی را ارائه می دهند.
۲- نقشها را تعریف می کنند.
۳- بهترین شیوه ها را مشخص میکنند.
۴- رفتارها را تنظیم و بر آنها نظارت می کنند.
در بررسی نهاده به این مطلب نیز باید تکیه کرد که برخی از نهادها اصلی می باشند و برخی دیگر نهادهای فرعی می باشند که هر نهاد اصلی چند زیر شاخه فرعی نیز داردو
مثلاً برخی از نهادهای اصلی عبارتند از :
نهاد خانواده ، نهاد اقتصادی ، نهاد آموزشی ، نهاد سیاسی ، نهاد دینی ، نهاد تفریحات سالم
واژه انستیتوسیون فرانسه ریشه لاتین دارد که به معنی «ساختن»ثابت وبر قرار کردن است .
لیکن فرانسویها آن را به معنی «ارگانیسم»ویا مجموعه اعضایی که از نظر قانونی دارای ویژگیهایی بوده وسازمان اجتماعی را تشکیل می دهد بکار برده اند .
این واژه در لغت انگلیسی نیز به معانی «موسسه»تاسیس ،بر پا سازی ،رسم وعرف به کار رفته است .
البته برداشت بعضی از جامعه شناسان معاصر از واژه انستیتوسیون بسیار نزدیک به مفهوم عامه از این اصطلاح است .از جمله گافمن پستیزوومکتباتنومتدولوژی در بحثی از اصطلاح مزبور آن را به مثابه« محیط» یا مکانی  Environment تلقی می کند ،که شماری از افراد متناسب با هم همزیستی دارند ،وهدفشان تاثیر در تغییر ودگرگونی هویتشان است .طبق این تعریف گافمن مدارس شبانه روزی ،یتیم خانه ها واردوهای آموزشی را از جمله این نهادها می داند .
در مکالمه ونوشنارهای روزمره خود خانواده را یک نهاد مقدس می شناسیم ویا هلال احمر را یک نهاد خیریه می نامیم .همچنین دانشگاه رایک نهاد علمی وتحقیقاتی می گوییم .در حقیقت همه این عبارات در مفهوم عام کاملا درست هستند .چنانچه در آثار اگوست کنت هم عباراتی در همین ردیف دیده می شود .مانند «میان نهادهای اجتماعی ،خانواده ،سیاست ،اقتصاد ونظایر آنها هم بستگی منظم وروابط متقابل وجود دارد»لیکن اکنون آن عبارات به عنوان یک تعریف فنی وعلمی ،در نظر جامعه شناسان محلی ندارند.آنان نهاد را قسمتی از نوع زندگی ویا فرهنگ یک ملت می دانند همچنانکه «مالینوفسکی»انسانشناس انگلیسی می گوید :«نهاد اجتماعی 
عبارتست از اجزای واقعی فرهنگ که دارای حد قابل ملاحظه ای ازدوام عمومیت واستقلال هستند. »
تعریف نهاد اجتماعی
دانشمندان تعارف گوناگونی که تقریبا مفهوم یک گونه دارند ارائه داده اند .اگوست کنت :نهاد اجتماعی را همچون یک اندام در کل ارگانیسم اجتماعی تصور می کند ،که نمی تواند جدا از دیگر اندام ها مفهوم اصلی خود را داشته باشد .از اینن رو باید آن را در درون کل ارگانیسم جامعه ،وبا توجه به روابط وکنشهای متقابلی که با دیگر نهاد ها دارد ،بررسی ومطالعه کرد .
هربرت اسپنسی «اجزا وپایه هایی را که عهده دار انجام کارکرد های اجتماعی هستند ،نهاد می خواند.»وی همنوا با اگوست کنت توصیه می کند ،جامعه شناس نباید منحصرا به مطالعه نهادهای اجتماعی مانند :درخانواده ،اقتصاد ونظایر آن به پردازد ،بلکه کار اصلی واساسی وی بررسی روابط مناسبات متقابل نهادهای اجتماعی است .
امیل دور کیم در تعریف خود از جامعه شناسی ،آن را علم نهاد ،سازمانها وتاسیسات اجتماعی خوانده است .منظور ومقصود دورکیم از نهاد وسازمانهای اجتماعی همان «مجموعه ای از اصول ومقررات پیچیده ای که در جامعه وجود دارد ،وبر رفتار انسانی حکومت می کند .بطوری که سرپیچی از آنها امکان پذیر نسیت.»
اودر حقیقت نهاد اجتماعی را چنین تعریف می کند «نهاد بر همه افکار ،عقاید وشیوههای رفتاری اطلاق می شود که اجتماع نهاد وتاسیس کرده است،وشخص آنها را ساخته وپرداخته ودر برای خود می یابد ،نهاد امری است برون ذاتی.»
مارسل موس جامعه شناس فرانسوی نهاد را اعمال وافکار اجتماعی می داند که افراد انسانی از بدو تولد آنها را در برابر خود ساخته وپرداخته می یابد که از طریق آموزشی به دیگران انتقال می یابد .بنابراین تعریف نهاد اجتماعی از دوام واسترار در طول تارخ بشریت بر خوردار است ،وتغییرات در آنها بسیار کند وآرام صورت می گیرد .
هالهاوس انگلیسی نهادها سازمانهی اجتماعی را مجموعه ویا جزیی از ارگانیسم زندگی اجتماعی انسانها تصور می کند که از طرف اجتماع رسمیت آن پذیرفته شده باشد .
دکتر نیک گهر در تعریف نهاد می نویسد «در زبان جامعه شناختی یک نهاد نه یک شخص است ونه یک گروه ونه یک بنا،نهاد پاره ای از فرهنگ است یک قسمت نظلم یافته از نوع زندگی یک ملت است.
روابط اجتماعی عناصر اصلی نهاد ها را تشکیل می دهند .نهاد پیکربندی رفتاری مشترک گروه اجتماعی است که در محور تامین نیاز اساسی آن سامان یافته است در نهایت کاملترین وپر معناترین تعریف خود را چنین عنوان می کند :«نهاد ساختی است نسبتا پر دوام از الگوهای رفتاری ،از نقشها واز روابط که اشخاص به طرزی التزام آور ویک نواخت برای تامین نیازهای اجتماعی پایه ایجاد کرده اند .
بسیاری از خصوصیات نهاد ها معمولا بین آنها مشترک است عامترین این خصوصیات را می توان در سه مقوله نهادهای فرهنگی ،قواعد رفتارواصول اعتقادی خلاصه کرد .
نهادهای فرهنگی با نشانه هایی مشخص می شود که یا آور حضور یک نهاد به شمار می رود .این نهاد ها یا سمبلها ممکن است مادی یا غیر مادی باشند.
مثال:
پرچم ،سرود ملی یک کشور ،صلیب،کلیساوتشریفات مذهبی ،همگی نهادهای فرهنگی ویادآور یک نهاد است .قواعد رفتار ،در بر گیرنده مقررات رسمی وسنن غیر رسمی رفتار است که برای برخی نقشها مناسبند .
هر چند در هر جامعه قواعد به رسمیت شناخته ومشترکی وجود دارد ،هیچ تضمینی نیست که فرد از آن قواعد منصرف نشود .در صورتی شخص می تواند به صورت موثرتری نقش نهادی خود را عمل کند که آن نقش را در طول فرآیند اجتماعی شدن به خوبی فر گرفته باشد.
مثال:
بیشتر پزشکان که به سوگند نامه بقراط قسم یاد می کنند ،دستور العمل اخلاقی حرفه پزشکی را محترم می شمارند اما بعضی از پزشکان از این قسم نامه نامه منحرف شده ،در کارهای ضد اخلاقی حرفه پزشکی وارد می شوند .اصول اعتقادی یا ایدئولوژی نظامی از افکار مرتبط به هم است که اعضای یک گروه به طور دسته جمعی در آن مشارکت دارند .معمولا ایدلوژی توجیه کننده منافع خاص اجتماعی ،اخلاقی ،اقتصادی یا سیاسی گروه خاصی است وجهان را بر حسب دیدگاههای پذیرفته گروه تفسیر وتوجیه می کند .
مثال:
کمونیسم،پروتستانیسم ودموکراسی را می تواند ایدئولوژیهایی دانست که هر کدام گروههای اجتماعی معینی را ارضا می کند .

عتیقه زیرخاکی گنج