• بازدید : 42 views
  • بدون نظر
این فایل در ۶صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

پيام رهبر معظم انقلاب اسلامي ايران حضرت آيت الله العظمي خامنه اي مدظله العالي در آغاز سال ۱۳۸۷ و نامگذاري سال نوآوري و شكوفايي در آستانه ورود نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران به دهه چهارم را مي توان از جهات مختلف مورد توجه و بررسي قرار داد كه به برخي از آن جهات اشاره مي شود.
۱- نامگذاري سال ۱۳۸۷ به سال نوآروي و شكوفايي را مي توان در راستاي چشم انداز بيست ساله نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران و به منظور دستيابي به اهداف چشم انداز بيست ساله و دستيابي به افق هاي تعيين شده در اين سند ارزيابي كرد. براي رسيدن به اين هدف مهم بايد همه مسئولان تلاشي مضاعف و جدي تر داشته باشند و از تمام ظرفيتها چه در عرصه داخلي و يا بين المللي براي دستيابي به پيشرفت هاي بزرگ استفاده كنند
همانگونه كه رهبر معظم انقلاب اسلامي تأكيد فرمودند: نوآوري و شكوفايي يك ضرورت و نياز اساسي كشور است. دستيابي به دو شاخصه مهم پيشرفت و عدالت اجتماعي كه پيش نياز ورود به دهه چهارم جمهوري اسلامي ايران مي باشد تنها از طريق نوآوري و شكوفايي و انجام كارهاي خارق العاده و بزرگ در كشور عملي خواهد شد و در اين مسير همه اعم از مسئولان، نمايندگان محترم مجلس و آحاد مردم بايد كمك نمايند كه زمينه هاي تحقق ايندو  شاخص ملي را فراهم نمايند.
۳- نوآوري و شكوفايي دو واژه كليدي، اساسي و فوق العاده مهم در تحول و پيشرفت ملت ها و كشورها مي باشند. شكل گيري فرهنگ و تمدن ملي در هر سرزميني مرهون نوآوري و شكوفايي در زمينه هاي مختلف علمي ،آموزشي، فرهنگي و خدمات اجتماعي است. وقتي به تاريخ مراجعه مي كنيم و برگ برگ تاريخ را ورق مي زنيم فرهنگ و تمدن ايران را مملو از آثار علمي،پژوهشي،ادبي و معماري مشاهده مي كنيم كه هر يك ميراث جاودانه و ماندگاري است و بزرگان زيادي در اين عرصه تلاش كرده و آثار گرانبها و فاخري از خود به جاي گذاشته اند كه امروز افتخار ما ايرانيان در عرصه بين المللي است.
۴- پيشرفت وشكوفايي محصول نوآوري، خلاقيت و ابتكار انديشمندان در حوزه هاي مختلف فرهنگي، اقتصادي، اجتماعي، فني و مهندسي و… است وليكن بايد توجه داشت نوآوري در جامعه به الزاماتي نيازمند است كه به برخي از آنها اشاره مي گردد.
–    فضاي عمومي كشور بايد به سمت نوآوري و خلاقيت حركت كند به گونه اي كه از انجام كارهاي تقليدي (مونتاژ)، استفاده از الگوها و مدل هاي(در مديريت اقتصادي) تكراري و شكست خورده بپرهيزد و پيروي از مدل ها و الگوهاي غير مفيد ساير كشورها مذموم تلقي گردد.
–    در نوآوري، خلاقيت و شكوفايي صرفاً نبايد به حوزه علمي فني و مهندسي اكتفا كرد بلكه لازم است به حوزه علوم انساني- اجتماعي توجه ويژه اي معطوف گردد. زيرا بخش عمده اي از تغيير در ساختار فرهنگي و اجتماعي مرهون نوآوري و شكوفايي در حوزه علوم انساني و انجام تحقيقات بنيادين و كاربردي در اين حوزه است كه متأسفانه در چند سال گذشته مغفول مانده است.
–    ايجاد بستر لازم و مؤثر جهت ظهور و بروز نوآوري و خلاقيت هاي علمي و فني ، خصوصاً در مراكز علمي ، آموزشي كشور اعم از مراكز آموزشي وابسته به وزارت آموزش و پرورش، وزارت بهداشت و درمان و آموزش پزشكي و وزارت علوم و تحقيقات و فن آوري.
–    توجه ويژه دولت محترم و خدمتگزار و ساير مسئولين به نوآوري و اختصاص بودجه مناسب جهت انجام تحقيقات بنيادين و كاربردي، تجهيز و توسعه مراكز آزمايشگاهي، حمايت از نخبگان و آثار علمي آنان، پشتيباني در ايجاد آسايش و رفاه اجتماعي مناسب براي نخبگان، نوآوري مخترعين و مبتكرين و…
–    ايجاد معاونت توسعه و نوآوري در تمامي دانشگاهها و مراكز آموزش عالي حتّي در وزارت آموزش و پرورش، ساماندهي پروژه هاي تحقيقاتي، جلوگيري از تحقيقات تكراري و موازي و…
۵- مهمترين مجموعه تأثير گذار در ايجاد فضاي نوآوري، خلاقيت، تخصيص منابع، بسيج امكانات و ايجاد هماهنگي و تعامل ميان بخش هاي مختلف حوزه مديريت خصوصاً مديران ارشد و بلندپايه است.
نقش مديران و ميزان تأثير گذاري آنان در فراهم سازي چنين بسترهايي بسيار مهم و كليدي است و انتظار مي رود در سال نوآوري و شكوفايي، دولت محترم تدابير لازم را براي حمايت و پشتيباني از نوآوران، خالقان آثار بديع و نو و متفكران و شايستگان حوزه علم و انديشه به عمل آورد.




سال نوآوري و شكوفايي در امتداد سال اتحاد ملی و سال پيامبر اعظم صلي الله عليه و آله و سلّم
 
 
سحر بيان مقام معظّم رهبري مدظله العالي و تسلّط ايشان به انواع فنّ بيان و تبحّرشان در استفاده از كلمات و خلق و ايجاد و ابداع واژگان و اصطلاحات نو و جديد به گونه‌اي است كه هر كس مي‌تواند به قدر توان خويش از آن حظّ و بهره ‌برد، يك اقتصاددان از فرمايشات معظّم‌له به همان اندازه بهره مي‌گيرد كه يك سياستمدار از سخنان ايشان استفاده مي‌كند ؛ يك اديب از جمله جمله و كلمه به كلمه‌ي فرمايشات معظّم‌له همان اندازه محظوظ  مي‌شود كه يك فرهنگي و مبلّغ دين از فرمايشات ايشان نكات و راهكارهاي عملي برمي‌گيرد.آن چه در اين نوشته مي‌آيد در حقيقت برگرفته از اين اصل و ويژگي سخنان معظّم‌له است. دانشجو و دانش‌آموخته رشته‌هاي تجربي و فنّي برداشتي دارد كه كاملاً متفاوت با برداشت دانشجو و دانش‌آموخته رشته‌هاي انساني و طلبه علوم ديني است و در عين تفاوتِ برداشت‌ها ، همه و همه قابل انطباق با فرمايشات معظّم‌له نيز خواهد بود.در نگاهي سطحي، نام گذاري سالها در آغازين روز بهار از سوي مقام معظّم رهبري پاياني است بر عنوان سال قبل و شروع بحثي جديد و عنواني تازه (صرف نظر از اينكه نام گذاري هر سال از طرف معظم له خود نوعي ابتكار و نوآوري است) امّا اگر قدري با تأمّل به اين نام گذاري‌هاي صورت گرفته از طرف معظّم‌له دقّت شود در مي‌يابيم كه چه بسا دو سال يا بيشتر در امتداد هم نامگذاري شده است و در واقع  يكي مكمّل ديگري است . به عنوان مثال سال ۸۷ از طرف ايشان به عنوان سال نوآوري و شكوفايي نامگذاري شده است . شايد در نگاه اول ، اين سال جداي از سال وحدت ملّي و اتّحاد اسلامي و سال پيامبر اعظم صلي الله عليه و آله و سلّم به نظر آيد ، امّا با اندكي دقّت در اتّفاقات و حوادثي كه چند سالي است در جهان پيرامون ما اتّفاق مي‌افتد مي‌توان به رابطه‌ي اين نامگذاري‌ها با هم و دقّت و لطافت نهفته در آن توسّط معظّم‌له پي برد. امروز در تورّق روزنامه‌ها  به اين عنوان برخوردم ” فراتر از فتنه ؛ فيلمي در پاسخ به فيلم سراسر موهن فتنه .” (در همين جا لازم مي‌دانم توجه سازندگان اين فيلم را به اين آيه‌ي شريفه از قرآن كريم جلب كنم كه : وَ لا تَسُبُّوا الَّذينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ فَيَسُبُّوا اللَّهَ عَدْواً بِغَيْرِ عِلْمٍ (سوره مباركه انعام ، آيه شريفه ۱۰۸) كه البته خود بحثي جدا و مفصّل مي‌طلبد.از اقدام زشت و موهن سياست‌نَدار هلندي در ساخت فيلم ننگين ” فتنه ” مدتّي مي‌گذرد و شايد كمتر كسي است كه از اصل خبر و محتواي فيلم بي‌خبر باشد. فيلمي كه درصدد است اسلام را ديني خشن و تروريست جلوه دهد.در سال گذشته و سالهاي قبل از آن هم متأسّفانه شاهد بوديم كه دست پليد دنياي كفر و الحاد ، همان داعيه‌داران حكومت جهاني و طرفداران دروغين آزادي بيان و حافظان جعلي كرامت بشري دست به توليد و ارائه فيلم‌هايي همچون فیلم ضد ایرانی ۳۰۰ زدند كه خوشبختانه با واكنش و عكس‌العمل به موقع  مسلمانان غيور مواجه شد. اگر چه معتقدم حجم و عمق این نوع اهانتها و فجایع بسيار فراتر و به مراتب گسترده‌تر از اين حركاتِ خودجوشِ جهان اسلام است و می توان بهتر و قاطع تر به اين اقدامات پاسخ داد كه در اين ميان مي توان ساخت و توليد فيلمهاي مستند تاريخي‌اي كه در پاسخ به آنها ساخته شد را به عنوان روزنه‌ي اميدي در اين زمينه دانست.نكته قابل توجّه آن كه به يقين اين نوع رفتارها و حركاتِ موهن كه نشان از عجز و درماندگي نظام سلطه و سردرگمي پيروان دروغين مذاهب آسماني و مقدّس دارد،در حقيقت شاخ و برگ همان اهانت‌ها و هتك حرمتهايي است كه پيش از اين در حدود ۱۴۰۰ سال قبل به وجود نازنين پيامبر اعظم صلّي الله عليه و آله و سلّم و ائمّه هدي عليهم السّلام و قرآن كريم و در يك كلام اسلام و هر آنچه بويي از اسلام و مسلماني دارد، مي‌شد.گزاف نگفته‌ايم اگر وقوع اين حركات زشت را هم بي پايان بناميم و بدانيم و همچنان منتظر اشكال و اشباه اين نوع اهانتها باشيم؛ اگر چه بزرگترين آرزوي قلبي هر مسلمانِ معتقد و مؤمن به خدا و مجذوب وجود نازنين پيامبر اعظم صلي الله عليه و آله و سلّم اين است كه هيچ گاه شاهد چنين اعمال و رفتاري نباشد و همه به نوبه‌ي خود موظفند تا هر چه در توان دارند براي جلوگيري از انجام مجدّد چنين وقايع و فجايعي به كار گيرند ؛ امّا واقعيّت آن است كه تا زماني كه اسلام به عنوان آخرين و كامل ترين دين در جهان مطرح است و هر روز بر تعداد گروندگان به اين دين آسماني افزوده مي‌شود و تا زماني مسلمانی وجود دارد و تا زماني كه صداي لا اله الا الله و محمّدا رسول الله صلي الله عليه و آله و سلّم از مناره‌هاي مساجد به گوش مي‌رسد،اين اهانت‌ها هم وجود دارد و چه بسا به خاطر ترس و واهمه اي كه دنياي مستكبر و مغرور از تحقّق آياتي چون : وَعَدَ اللَّهُ الَّذينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دينَهُمُ الَّذِي ارْتَضى‏ لَهُمْ وَ لَيُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً ،(سوره مباركه نور ، آيه شريفه ۵۵) دارد بر وسعت و حجم آن اهانتها و بي‌شرمي‌ها نيز افزوده خواهد شد و البته هر روز به شكلي و گونه‌اي جديد و مدرن تر.اگر در قرون گذشته ابولهب‌ها و ابوجهل‌ها و ابوسفيان‌ها با تحريك مسلمانانِ سست ايمان و كفّار طمّاع شكم پرست، به جنگ و ستيز با وجود نازنين پيامبر اعظم صلّي الله عليه و آله و سلّم و نومسلمانان راستين مي‌پرداختند و دندان آن وجود نازنين را مي‌شكستند و خاكروبه بر سر ايشان مي‌ريختند و انواع اهانت‌ها مي‌كردند، امروزه هم با تحريف تاريخ و ساخت و توليد فيلمهاي موهنِ سراسر دروغ و كشيدن كاريكاتور و نوشتن داستانهاي ساختگي و تجديد چاپ كتابهايي چون آيات شيطاني و اعطاي مدال به نويسنده مرتدّ و منفور آن و سوزاندن قرآن كريم و به سخره گرفتن مناسك مذهبي مسلمانان و هتك حرمت حرم امامان معصوم عليهم السلام و… به مبارزه با اسلام و در رأس آن وجود نازنين پيامبر اعظم صلي الله عليه و آله و سلّم برخاسته‌اند و در اين راه حدّ و مرزي هم نمي‌شناسند.در تفاسيري كه گاهي از سوي برخي به اصطلاح صاحب‌نظران و روشنفكران كج سليقه مطرح مي‌شود مي‌بينيم و مي‌شنويم كه همچون گذشته برخي در جفاي به ملّت سنگ تمام گذاشته‌اند و سالي كه مدبّرانه از سوي مقام معظم رهبري به نامي مزيّن شده است را در يك يا چند مورد و برگزاري چند سمينار و كنفرانس و ميزگرد و همايش و … منحصر مي‌كنند و از انبوه كارهايي كه مي‌توان در پرتو استفاده از اين نام و به بركت همگاني بودن و همه شمولي آن و بسيج و آمادگي همه اقشار ملّت انجام داد غافلند و كشور و ملّت را از اوج گرفتن به سمت و سوي آرمانهاي متعالي مدنظر معظم له باز مي‌دارند.خلاصه كردن سال نوآوري و شكوفايي در چند رشته دانشگاهي و فنّي و صنعتي مطمئنا همه آن چيزي نيست كه معظم له انتظار دارند؛ بلكه عمق اين نامگذاري فراتر از شكوفايي در چند رشته علمي و صنعتي و فنّي است. اگرچه همه‌ي اينها در جاي خود بسيار مهمّ و اساسي است.آن چه به بحث ما مربوط مي‌شود و بي‌ارتباط با سال نوآوري و شكوفايي هم نيست آن است كه سال ۸۷ در حقيقت سالي است براي گذر از برخورد منفعلانه با اهانتهاي مكرّر غرب و به دست گرفتن ابتكار و خلاّقيت و نوآوري در دفاع از اسلام و وحدت امّت اسلامي و پيامبر اعظم صلي الله عليه و آله و سلّم و شكوفايي همه استعدادهاي موجود در اين زمينه.در بياني روشن‌تر بايد گفت : آن چه انتظار مي‌رود آن است كه هنرمندان متعهد در عرصه‌ فيلم و سريال و نويسندگان زبده و خبره و مطّلع و البته متعهّد بايد با استفاده از منابع معتبر و تاريخي با ساخت و توليد انبوه فيلمهاي مستند سينمايي ابتكار عمل را در شناساندن واقعيّات اسلام به جهانيان به دست گيرند و از برخوردهاي منفعلانه در اين زمينه بپرهيزند و اين دقيقاً همان چيزي كه مقام معظّم رهبري در پيام خود خطاب به امت بزرگ اسلام در محكوميّت حملات وحشیانه رژیم صهیونیستی در تاريخ ۱۳۸۶/۱۲/۱۲ بر  آن تكيه و تاكيد كرده و فرمودند : ملتها و دولتهای اسلامی ندای مظلومیت فلسطینیان مظلوم را به سراسر جهان برسانند و وجدانهای خفته را بیدار کنند ایا ملت امریکا می داند که زمامدارانش اینگونه همه ی حرمتهای بشری را در پیش پای صهیونیستها قربانی کرده‌اند؟ ایا ملتهای اروپایی باخبرند که تسلط سرمایه داران صهیونیست بر کشورهای انان کار سیاستمدارانشان را به کجا کشانده است؟!اميد آن كه با نوآوري در عرصه تبليغ اسلام راستين و رسوا نمودن بيش از پيش زمامداران سرمايه دار صهيونيستي آمريكايي، امّت اسلام و در پيشاپيش آن نظام مقدّس جمهوري اسلامي به شكوفايي مورد انتظار دست يابد. إِنَّهُمْ يَرَوْنَهُ بَعيداً وَ نَراهُ قَريباً (سوره مباركه معارج آيات شريفه ۶و ۷)
  • بازدید : 41 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲۶صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

توانایی دیدن چیزها به شیوه های جدی، شكستن مرزها و فراتر رفتن از چارچوب ها، فكر كردن به شیوه ای متفاوت، ابداع چیزهای جدید، استفاده از چیز های نا مربوط و تبدیل آن به شكل های جدید.
برای درك و فهم خلاقیت ابتدا باید آن را تعریف كرد. قابل قبول ترین تعریفی كه از خلاقیت ارائه شده است عبارت است از « توانایی دیدن چیزها به شیوه های جدی، شكستن مرزها و فراتر رفتن از چارچوب ها، فكر كردن به شیوه ای متفاوت، ابداع چیزهای جدید، استفاده از چیز های نا مربوط و تبدیل آن به شكل های جدید». 
برخی دیگر از متخصصان، خلاقیت را بعنوان یك تولید ، فرایند ، یكسری مهارت ها و ویژگی های شخصیتی توصیف می كنند. 
ادیسون ( با اختراع برق( و گراهام بل) با اختراع تلفن) هر دو مولد چیزهای جدیدی بودند كه جامعه بشریت را منقلب كرد. همینطور پیشرفت های پزشكی ، كارهای هنری، اصول و قوانین علمی نیز از جمله تولیدات خلاق محسوب می شوند. 
 خلاقیت بعنوان یك فرایند : 
طبق این توصیف، خلاقیت فرایندی است كه فرد با آن درگیر میشود حتی اگر به تولید چیز خاصی منجر نگردد. همه افراد می توانند عملكرد خلاقی داشته باشند. عملكرد خلاق شامل فكر كردن ، صحبت كردن، بازی ، نوشتن، رقصیدن، آواز خواندن، نواختن موسیقی ، آزمایش و دستكاری كردن ایده ها و اشیا باشد. بنابراین هر فعالیت هنری كودك خردسال می تواند خلاق باشد. خلاقیت كودكان در سال های اولیه زندگی بیشتر مبتنی بر فرایند است. یعنی كودك، یك نقاشی را شروع می كند اما آن را كامل نكرده و رها می كند. این عملكرد یعنی قرار گرفتنی در فرایند خلاقیت حتی اگر منجر به تولید كی اثر نشود. 
 خلاقیت بعنوان یك مهارت: 
 گرچه همه كودكان بالقوه خلاق هستند اما این توانایی بدون تمرین خاموش می شود. 
 خلاقیت برای شكوفایی نیاز به تمرین دارد. بعنوان مثال مهارت در بازی تنیس بدون تمرین, به سرعت از بین می رود. یك بازیكن خوب، دائماً تمرین می كند. بدون تمرین ، توانایی نوشتن ، موسیقی ، آواز ، رقص ، نقاشی و بسیاری دیگر … ممكن است متوقف شود. 
▪ خلاقیت به عنوان یكسری ویژگی های شخصیتی: برخی از محققان ویژگی هایی را برای افراد خلاق مطرح می كنند. این ویژگی ها عبارتند از: جسارت ، كنجكاوی ، انعطاف پذیری، استقلاب، درونگرایی، ناهمنوایی، شوخ طبعی گرایش به تجربه كردن و…. . 
خلاقیت به عنوان یكسری شرایط محیطی: 
منظور از شرایط محیطی، افراد، مكان ها، اشیا، و تجربیات است. كودكان از هیچ قادر به خلق چیزی نیستند. آنها برای ترسیم كردن یا خلق چیزی نیاز به تجربه دارند. بعنوان نمونه، كودكی كه فرودگاه یا مرز هوایی را ندیده است به سختی می تواند در بازی ها یا فعالیت دیگرش، فعالیت خلاقانه ای داشته باشد. به همین ترتیب، در بیان خلاقیت، هرچه زمینه تجربیات فرد یا مكان ها، اشیا و سایر افراد بیشتر باشد، عملكرد وی در فعالیت های خلاقانه بیشتر است. 
محیط خانه یكی از عوامل مهم در پرورش خلاقیت محسوب می گردد. اگر در محیط خانه دیدگاه خوش بینانه ای نسبت به این موضوع وجود داشته باشد. كودكان بیشتر استعداد های خود را بروز می دهند. تحقیقات نشان داده است كه اگر: 
 والدین به كودكانشان احترام بگذارند، 
 نسبت به توانایی فرزندشان اعتماد داشته باشند، 
 به كودكان شان اجازه كشف كردن و تصمیم گیری بدهند، 
 ارزش های خانواده همیشه بر مبنای صداقت، شایستگی، منطق و موفقیت باشد، به پرورش و رشد خلاق كودكان خود كمك كرده اند. 
 موانع خلاقیت: 
▪ همانطور كه محرك های محیطی و عوامل خانوادگی می توانند خلاقیت را افزایش دهد، شرایط منفی هم می تواند آن را محدود كند. ٤ نوع شرایط محیطی كه مانع توانایی خلاقیت می شوند عبارتند از: 
 والدین: 
والدین اغلب انتظارات خاصی از كودكان شان دارند، متأسفانه كودكان خلاق ممكن است با این انتظارات هماهنگ نیاشند. كودكان خلاق اغلب اقتدار. محدودیت ها ، منطق و انتظارات والدین را زیر سؤال می برند. این كودكان بصورت متفاوتی عمل و رفتار می كنند. والدین ممكن است این رفتارهای خلاق را نوعی بی ادبی قلمداد كنند یا رفتارهای كودك شان را خیلی عجیب و غریب ، نابالغ، غیر عادی یا شیطانی بداند. بنابراین لازم است والدین اطلاعات كافی و لازم درخصوص ماهیت خلاقیت و فرایند آن داشته باشند. 
 مدرسه : 
معلم ممكن است ارزش كودك خلاق را درك نكند. اغلب كودك خلاق باید در موقعیت مدرسه بر اساس همنوایی كامل عمل كند . كودك یاد میگیرد شب سیاه است و اگر در نقاشی اش از رنگ دیگری غیر از آن استفاده كند مورد تمسخر قرار می گیرد. 
اخیراً تأكید بسیاری در این خصوص وجود دارد كه در مدارس فرصت بسیار كم و نا محدودی برای فعالیت های خلاق كودكان در نظر گرفته می شود. همچنین برخی از كودكان در كلاس های درسی غیر خلاق زندان می شوند و به آنها گفته می شود« بنشین سرجایت». به همین دلیل یكی از ضروریات نظام آموزشی، توجه به استعداد های خلاق كودكان و پرورش معلمان در خصوص فراهم آوردن فضای مناسب برای پرورش آن استعدادهاست. 

 
 نقش های جنسی: 
در هر جامعه ای نقش های جنسی خاصی وجود دارد، در اغلب مواقع این نقش ها علاوه بر محاسنش محدودیت هایی برای كودكان فراهم می كند. وقتی ما انتظار داریم كودك پسرمان فعال، مستقل و قوی باشد و برعكس دخترمان منفعل، وابسته و از خود گذشته و فداكار باشد با این شیوه به كودكان مان آسیب می رسانیم اگر نقش های جنسی به این صورت برای كودك دیكته شود، پسرها از رسیدن به فعالیت های آرام خودداری می كنند و دخترها از دستیابی به فعالیت ها و تجربیات فعال و زنده دوری می كنند. در حالی كه هر دو نوع تجربه برای فرایندخلاقیت ضروری است. 
 جامعه، سنت و فرهنگ: 
مفاهیم متفاوتی هستند اما هر یك، رفتارها، ارزش ها و نگرش های خاصی را دیكته می كنند، اینها به شكل انتظارات منتقل می شوند. متأسفانه ممكن است كودكان خلاق با یك دستور كار متفاوت عمل كنند. مشكل زمانی بروز می كند كه بزرگسال همه پاسخ ها را دارد و از كودك انتظار دارد كه در قالب چارچوب ها رفتار كند. مثلاً اغلب گفته می شود : « این شیوه ای است كه خانواده من اینطور عمل می كند». بدیهی است كه احترام به انتظارات جامعه، سنت ها و فرهنگ از اهمیت بسیاری برخوردار است به شرط آنكه قید و بندهای دست و پا گیر برای افراد بوجود نیاورد. 
 چگونه خلاقیت كودكان را افزایش دهیم: 
١- محیطی مناسب برای انجام كارهای خلاق آنها فراهم نمایید. 
٢- امكانات و وسایلی در اختیار آنها قرار دهید تا به كمك آنها خلاقیت ها ی خود را ابراز نمایند.( به عنوان مثال وسایل موسیقی، نقاشی و طراحی و…) 
٣- كارهای خلاق كودكان را تشویق كنید و آنها را در معرض نمایش قرار داده و از ارزیابی بیش از حد آنان خودداری كنید. 
٤- به عنوان بزرگسال، خود به انجام كارهای خلاق بپردازد و اجازه دهید كودكان شما شاهد كارهای خلاق تان باشند. 
٥- به شیو ه های آموزشی در خانواده خود توجه داشته باشید. 
٦- برای كارهای خلاق دیگران ارزش قائل شوید. 
٧- از تأكید بر تصورات قالبی در خصوص جنسیت كودكان شدیداً خودداری نمایید. ( به عنوان مثال دختر ماشین بازی نمی كند، پسر عروسك بازی نمی كند یا پسر گریه نمی كند). ٨- امكان شركت در فعالیت ها و كلاسهای ویژه را برای آنان فراهم نمایید. 
٩- اگر مشكلات یا گرفتاریهای در خانواده وجود دارد از آن مشكلات به شیوه مثبتی استفاده كنید و با تشویق به كودك خود اجازه ابراز احساسات و اظهار نظر بدهید. 
١٠- توجه داشته باشیید كه استعداد فقط سهم كوچكی از خلاقیت است و تمرین و نظم بخشیدن به آن از اهمیت بیشتری بر خوردار است. 
١- اجازه بدهید كودك خودش باشد حتی اگر رفتارهای عجیب از او سر بزند و سعی كنید در حضور جمع كودك خود را خلاق معرفی نكنید؛ در غیر این صورت اطرافیان انتظارات بیش از حدی از كودك شما خواهند داشت. 
١٢- با كودك خود شوخ طبع و مهربان باشید.
 
فرایند خلاقیت
در رویكردی عمومی، نگاه به خلاقیت، منظری توسعه مدارانه و جهتگیری اثربخش را به همراه دارد. خلاقیت از دیرباز عنصری تماماً ذاتی و نهادینه شده و تقریباً موروثی قلمداد شده ولی آنچه كه امروز به عنوان نگرش خلاقانه، طراحی خلاقانه، استعداد خلاق و بیشتر از همه تفكر خلاق موسوم است، پارادایمی فراتر از عنصری با رویكردی درونی است.
در رویكردی عمومی، نگاه به خلاقیت، منظری توسعه مدارانه و جهتگیری اثربخش را به همراه دارد. خلاقیت از دیرباز عنصری تماماً ذاتی و نهادینه شده و تقریباً موروثی قلمداد شده ولی آنچه كه امروز به عنوان نگرش خلاقانه، طراحی خلاقانه، استعداد خلاق و بیشتر از همه تفكر خلاق موسوم است، پارادایمی فراتر از عنصری با رویكردی درونی است. نگاه نوین به خلاقیت، آن را آموزش محور و پرورش مدار میداند و تقویت و فعلیت آن را در چارچوب شئون فكری و حوزههای عملی ممكن میشمارد. 
 تعریف خلاقیت 
كارشناسان، خلاقیت را «توانایی نگاه جدید و متفاوت به یك موضوع» (ورتهایمر ۱۹۴۵) فهم بهتر و سازماندهی شده« (كلی و راجرز ۱۹۶۵) »حدس زدن یا منظم كردن فرضیهها (تورنس ۱۹۶۵) »فهم ناخودآگاه و هدایت شونده به سوی بینشهای جدید» «توردوریكاردز ۱۹۸۸
(تولید ایدههای جدید و مفید )آمیلی ۱۹۶۶( تفكر جانبی در برابر تفكر عمودی )ادوارد دوبونو ۱۹۶۶( تفكر واگرا در برابر تفكر همگرا )گیلفورد ۱۹۶۶( معرفی پدیدهها یا روشهای جدید و توانایی خلق كردن با نیروی تخیل )گات لوییس ۲۰۰۰( ارائه رهیافتهای جدید و غیرمعمولی و اثربخش )پاپالیا ۱۹۸۸( و برقرار كردن ارتباطات جدید) استنبرگ و اوهارا ۱۹۹۷) تعریف كردهاند. 
در نگاه ما «خلاقیت برایند نیروهای تخیلی و تعقلی فرد است كه با استفاده از دانستههای قبلی و كشفیات جدید،‏ قالبهای ذهنی و محدودیتهای فكری او را در هم میشكند و رهیافتهایی نو برای حل مسئله ارائه میدهد». 
قوه تعقل و قوه تخیل انسان در دو سوی طیف ذهنی انسان قرار دارد و خلاقیت محصول پرورش متناسب و همگون این دو قوه است و چه بسا رشد ناهمگون یكی از این دو قوه انسان را به دام جمود فكری یا خیالپردازی و مالیخولیایی بیندازد. 
خلاقیت بر دو پایه تصورات و تعقلات بنا نهاده شده است كه برایند آنها منجر به تولید ایدههای خلاقانه میشود و انسانهای خلاق عموماً كسانی هستند كه این دو قوه را به خوبی در وجودشان پرورش داده باشند و از برایند این دو در جهت مقاصد و اهداف خود استفاده كنند. 
 
 
تصورات مؤثر در خلاقیت 
تصورات مؤثر در خلاقیت، عبارتند از: 
 تصورات مثبت یا حدس زننده: تصوراتی كه ما از چیزهای لذتبخش و اتفاقاتی كه دوست داریم برایمان بیفتد در ذهن میسازیم. مانند تصورات بصری كه به ما امكان میدهد هر تصویر فكری دلخواه را در مغز به وجود آوریم. 
 تصورات بازسازنده: 
تصوراتی كه ما را قادر میسازند تا تصویرهای گذشته را بهطور غیر ارادی در مغز خود بازسازی كنیم. 
 تصورات ساختاری: 
حس ذاتی برای تجسم اشكال سه بعدی و توانایی غریزی برای ساختن تصویری واضح و سه بعدی در مغز از نقشهای مسطح، مانند قدرتی كه هوانوردان را در فرود آوردن هواپیما به زمین در پروازهای بدون دید یاری میكند. 
 تصورات جانشینی: 
تصوراتی كه به وسیله آنها میتوانیم خود را به جای دیگران قرار داده و در غمها و شادیهای آنها شریك شویم. 
 تصورات پیشبینی كنند: 
تصوراتی كه انسان را قادر میسازند تا در مورد آینده حدس زده و آن را پیشبینی كند. 
 فرایند خلاقیت 
بعد از تعریف خلاقیت و درك چیستی آن، میبایستی با فرایندی كه برای دستیابی به راهحلهای خلاقانه طی میشود، آشنا شویم. فرایند حل خلاقانه مسائل، دارای الگویی شش مرحلهای است. 
۱) مرحله اول: حقیقتیابی 
حقیقتیابی شامل گامهای زیر است: 
 تعریف مسئله: در این مرحله فرد مسائلی را كه باید حل كند شناسایی و انتخاب میكند. 
 آمادهسازی: 
جمعآوری و گزینش دادههای مربوط به موضوع كه این دادهها شامل دانشی كه از قبل در ذهن وجود داشته به علاوه دانشهایی است كه جدیداً برای حل خلاق مسئله جمعآوری میكنیم. 
نكتهای كه در مورد جمعآوری دادهها باید مورد توجه قرار گیرد این است كه جمعآوری اطلاعات در حجم زیاد و با شیوهای نامناسب، باعث عدم رشد خلاقیت میشود. جان لیتكس متخصص علوم تربیتی امریكا گفته است «اطلاعات ممكن است قدرت تصور را خفه كند» به همین دلیل، روش صحیح جمعآوری دادهها باید مورد توجه قرار گیرد. لذا باید «به حقایق برجسته در زمینه مربوطه پرداخته و بعد شروع به تدبیر فرضیات ممكن كنیم سپس دوباره به مرحله ابتدایی برگشته و تمام حقایق موجود در آن زمینه را مورد بررسی قرار دهیم (ریمون كیوی و لوك وان كامپنهود ۱۹۸۸). 
۲) مرحله دوم: پالایش 
دادههای جمعآوری شده نیاز به پالایش و طبقهبندی اساسی دارد تا اطلاعات سره از ناسره را از هم جدا كرده و میان اندیشهها و مطالب مناسب و بیهوده تفكیك قائل شویم و آنهایی را كه به درد نمیخورند در سطل زبالهای بزرگ بریزیم. 
۳) مرحله سوم: تجزیه و تحلیل 
در این مرحله، فرد در عمق اطلاعات دریافتنی به كنكاش و جستوجو میپردازد و مطابق با مسئله و هدفی كه از حل مسئله دارد، از اطلاعات استفاده میكند. البته بخشی از این تلاش به صورت ناآگاهانه بوده و ذهن به طور ناخودآگاه به پردازش اطلاعات در ذهن میپردازد كه به آن «دوره كمون» (والاس ۱۹۲۶) نیز گفته میشود. 
۴) مرحله چهارم: ایدهیابی 
در این مرحله، به كمك داشتههای ذهنی كه در مراحل اول تا سوم طی فرایندهای ویژهای جمعآوری و پردازش شدهاند، فرد شروع به تولید ایدههای خلاقانه میكند كه شامل گامهای زیر است: 
 ایجاد ایدهها: تدبیر ایدههای آزمایشی موقت به عنوان سرنخهای ممكن 
 پروراندن ایدهها: این مرحله با انتخاب مفیدترین ایدههای حاصله و افزودن یا تغییر و تركیب آنها كه منجر به ایجاد ایدههای جدیدتر و متكاملتر میشود انجام میپذیرد. 
۵) مرحله پنجم: راهحلیابی 
این مرحله شامل دو گام زیر است: 
 ارزشیابی فرد: فرد از این طریق بهترین ایدههای تولید شده را انتخاب میكند. 
 گزینش: انتخاب راهحل نهایی از میان ایدههای گزینش شده و پیادهسازی آن 
۶) مرحله ششم: بازخوردگیری 
این مرحله، پس از پیادهسازی ایدههایی كه در مرحله پنجم گزینش شد، صورت میگیرد. با گرفتن بازخورد مناسب ضعفها و كاستیهای ایدهها مورد بررسی قرار گرفته و با استفاده از تجربیات عملی، ایده ها متكاملتر و عملیتر میشوند. 
طی این مراحل، در مرحله اول تا سوم فرد با استفاده از نیروی تعقل به جمعآوری اطلاعات و بازپروری آنها میپردازد. در مرحله چهارم كه اوج تعامل قوه تفكر و تخیل است و باید آن را هنگامه بروز جوانههای خلاقیت در ذهن آدمی دانست، با استفاده از قدرت تصور و خیالپردازی و با كمك دادههای پردازش یافته مراحل قبل، ذهن موفق به ابداع ایدههای درخشان میشود. در مرحله پنجم و ششم به كمك قوه داوری و قضاوت كه خود از شئون تفكر است و پیشتر در مورد آن توضیح داده شد، بهترین و عملیترین راهها را انتخاب و با گرفتن بازخورد مناسب به كمك تفكر علت و معلولی و قضاوتی، یافتههای ذهنی را به راهحلهای عملی و كارامد تبدیل میكنیم. 
 ویژگیهای افراد خلاق 
افراد خلاق عموماً ویژگیهای دارند كه آنها را از سایر مردم متمایز میكند. این ویژگیها كه همان ظهور و بروز نیروهای تفكری و تخیلی انسان در منظر و دیدگاه دیگران و تحقق عملكردهای آنها در عالم خارج است، عبارتند از: 
 هوش: 
افراد خلاق، همواره به اندازه كافی از هوش برخوردارند. یعنی لزوماً انسانهای دارای هوش بالا، انسانهای خلاقی نیستند. بلكه كسانی خلاق هستند كه توانستهاند هوش خود را به نحو مطلوبی تربیت و سازماندهی كنند. 
 سیالیت فكری: 
از توانایی ایجاد سریع تعداد زیادی ایده برخوردار است. 
 انعطافپذیری ادراكی: 
توانایی دست كشیدن از یك قاعده و قانون و چارچوب و یافتن چارچوبهای جدید را دارند. به بیانی دیگر، ذهن آنها بهتر و سریعتر میتواند قالبشكنی كند و به الگوهای جدید دست یابد. 
 ابتكار: 
توانایی و تمایل به ایجاد جوابهای غیرمعمول و مرسوم را در واكنش به محركهای محیطی دارند. تنوعطلبی و بیزاری از انجام كارها به صورت روتین از دیگر خاصیتهای این ویژگی است. 
 استقلال رأی و داوری: 
به خود متكی بودن و سنجش افكار و ایدهها بر مبنای منطق و استدلال به دور از وابستگیها و غوغا سالاریها و عدم تمایل به همرنگی با جماعت از دیگر ویژگیهای این افراد است. 
 اعتماد به نفس: 
به توانایی خود اعتماد و باور دارند و تصویری واقعی از امكانات و حدود توانمندیهای خود دارند. 
 خطرپذیری: از انتقاد و شكست ترسی ندارند و اشتباهات را فرصتهایی برای یادگیری تلقی میكنند. 
 تمركز ذهنی: 
به طور فعال و پر تلاش، هم از نظر ذهنی و هم از نظر عملی، به ایده میپردازند. 
▪ دانش: افراد خلاق، سالهای زیادی را برای كسب دانش و تسلط بر موضوع مورد علاقه خود صرف میكنند و علاوهبر آن همواره در حال توسعه دائمی دانش وآگاهی خود هستند. 
 پیشینه تاریخی: 
افراد خلاق، عموماً در زندگی دچار رخدادهای متنوعی بودهاند و بعضاً فقدانهای بزرگی نظیر والدین یا امكانات مالی داشتهاند. این فقدانها عموماً موجب برانگیختن احساس نیاز شده و فرد را واداشتهاند تا در جهت رفع نیاز خود به راهحلهای خلاقانه بیندیشد. 
 نیاز به كسب موفقیت: 
افراد خلاق نیاز دارند در كسب هدفهای خود، به موفقیتهایی دست پیدا كنند. این نیاز منبعی قوی و دلگرم كننده برای تلاش مضاعف فرد در زمینه دستیابی به راهحلهای تازه، ریسكپذیری بیشتر و تمركز قویتر بر روی موضوع است. 
 موانع بروز خلاقیت 
شاید اولین سؤالی كه بعد مطرح شدن بحث خلاقیت و ویژگیهای انسانهای خلاق به وجود میآید، این باشد كه بهرغم اینكه تقریباً تمام انسانها دارای دو قوه تفكر و تعقل هستند، چرا عدهای خلاق و سرشار از ایدههای نو و بدیع هستند و گروهی دیگر بیابان لم یزرعی هستند خالی از هر گونه نسیمی كه اندكی بوی تمایل برای كارهای جدید، نو، متنوع و متفاوت از گذشته را دارد؟ پارهای از این دلایل عبارتند از (آبایی ۱۳۸۲): 
 گمان اینكه مسئله تنها یك راهحل درست دارد 
  • بازدید : 36 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۲صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

دانشمندان تعاريف متعددي در مورد خلاقيت بيان كرده اند اما به طور كلي خلاقيت عبارتست از بكارگيري تواناييهاي ذهني, براي ايجاد يك فكر يا مفهوم جديد .
از تعاريف مختلف چنين استنباط مي شود كه بروز خلاقيت در هر فعاليتي قابل انتظار است .و محدود به هيچ نوع خاصی ازفعاليتها نمي شود. در هر حال آنچه را ايجاد فكر يا چيز جديد و كلاً در فراگرد خلاقيت اهميت دارد تفكر است
تداوم حيات سازمانها به قدرت بازسازي آنها بستگي دارد اين بازسازي از طريق هماهنگ كردن اهداف با وضعيت روز و اصلاح و بهبود در روشهاي تحقيق اين اهداف انجام مي شود. سازمان در مسير تطبيق خود با تغييرات ناگزير از تقويت فراگردهاي خلاقيت است .زيرا به مرور زمان سازمان غير خلاق از دور خارج شده يا مجبور به اصلاح سيستم مي گردد در واقع تغييرات محيطي ضرورت ايجاد تغيير در سازمان را باعث مي شود اين تغيير ممكن است در كيفيت محصولات و خدمات, فن آوري, ساختار, فراگرد, سهم بازار, روابط كارگري يا قسمت ديگري رخ دهد. امروزه سازمانها مجبورند يا خود را براي ايجاد چنين تغييراتي آماده سازند يا خطر مواجهه  با بحران هاي احتمالي را بپذيرند.

ارتباط خلاقيت و برنامه ريزي:
در برنامه ريزي هاي موفق گاهي از صدها فكر و نظر كاربردي استفاده مي‌شود موقعيت نهايي سازمان و گاهي بقاي آن به ميزان توانايي برنامه ريزان در ايجاد نوآوري و به كار گيري فكرهاي جديد بستگي دارد.  

موانع خلاقيت:
همه انسانها از استعداد نوآوري و خلاقيت برخوردارند در راه بروز خلاقيت موانع متعددي وجود دارد بطور مثال :
۱-فقدان اعتماد به نفس 
۲-ترس از انتقاد و شكست 
۳-تمايل به همرنگي با جماعت 
۴-فقدان تمركز ذهني. 
افزايش توان خلاقيت در گرو رفع اين موانع است. اسلام براي ترك عادتهاي ناپسند كه به عنوان گناه شناخته شده اند و عواقب آن در ابتدا شخصيت فرد را مورد حمله قرار مي دهد.روشهاي موثري را به كار مي گيرد بطور مثال از مهمترين برنامه هاي تربيتي اسلام مي توان از نماز و روزه ياد كرد كه زمينه فوق العاده مناسبي را براي ترك عادات ناپسند نظير اعتياد و دروغ گويي و…… مهيا مي‌سازد.

نوآوري در سازمان هاي ياد گيرنده:
اگر سازمانها و مديران بخواهند به حيات خود ادامه بدهند و كامياب شوند بايد نوآور باشند و به طور مستمر خود را با وضعيت جديد تطبيق دهند و اگر ايجاد فكرهاي جديد و تبديل آن فكرها به عمل و كاربردهاي سودمند را نوآوري مي‌گويند و به دو صورت انجام مي گيرد.
 1-نوآوري در فراگرد كه موجب بهينه شدن انجام كار مي گردد.
 2-نوآوري محصول.
 مديران بايد مراقب باشند تا فكرهاي خوب واقعاً در فراگردهاي كاري جديد يا اصلاح شده به اجرا در آيند آنها بايد از اقتصادي بودن طرح هاي مذكور در زمينه توليد محصولات و ارائه خدمات جديد اطمينان حاصل كنند.

 
فراگرد نوآوري محصول:
خلاقيت و نوآوري براي سازمانهاي امروزي امري اجتناب ناپذير است بنابراين سازمانها بايد تلاش كنند تا زمينه مساعدي براي طي فراگرد خلاقيت در محصول به وجود آورند بطور مثال:
 1-ايجاد فكر جديد 
۲-آزمايشهاي اوليه 
۳-تعيين امكان پذيري
 4-كاربرد نهايي.
 يكي از ويژگيهاي عمده فراگرد نوآوري در سازمان اين است كه همواره بايد بر مبناي نيازهاي سازمان و بازار آن انجام پذيرد. موفقيت سازمان در گروه اجراي اثربخش آن فكرها براي بهبود عملكرد سازماني است.

ويژگيهاي سازمانها نوآور:
در سازمانها نوآور ساختار, استراتژي, فرهنگ و صاحبان قدرت در سازمان از نوآوري حمايت مي كنند و بر تقويت روحيه كار آفريني تاكيد دارند. سازمانهاي بزرگ تلاش مي كنند تا انعطاف ساختار خود را افزايش دهند و از قابليت نظير سازمانهاي كوچك بهره‌مند شوند و با اعطاي استقلال به واحدهاي تحقيق و توسعه آنها را به صورت تيم و گروه هاي وظيفه مستقل و خودگردان در آورند در اين سازمانها به انواع افراد و مهارتها براي موفقيت در طي گامهاي فراگرد نوآوري نياز دارند.

نقش هاي نوآور و موانع نوآوري در سازمان:
در اين سازمانها نقشهاي مهمي وجود دارد كه عبارت است از: 
۱-ايجاد كننده فكر 
۲-حفظ اطلاعات 
۳-قهرمان محصول 
۴-مدير ويژه 
۵-رهبر نوآوري.
موانع نوآوري عبارتند از:
 1-محدود بودن ارتباط با مدير عالي
 2-حاكميت جو عدم تحمل اختلاف سليقه
 3-افراد در حفظ وضع موجود
 4-تاكيد بر افق زماني كوتاه مدت
 5-تصميم گيرندگان بيش از حد حسابگر
 6-اعطاي پاداش هاي نامناسب
 7-تاكيد بيش از حد بر الزامات بروکراتيك.

تقويت قدرت خلاقيت:
قدرت خلاقيت را مي توان از طريق مشاوره, هدايت و آموزش هدايت كرد. نوآوري نتيجه هوش و استعداد افراد نيست بلكه حاصل كار سخت و طولاني بر روي مسائل است. افراد خلاق از ويژگيهايي برخوردارند بطور مثال:
 1-توجه خاص به مسائل گوناگون
 2-بررسي ديدگاه ها و فكرهاو تجربيات گوناگون
 3-بيان راه حل هاي گوناگون
 4-استقلال فكري
 5-داراي حس هاي ذهني و بينشي هستند
 6-بكار گيري فراگردهاي فكري و عملي


شيوه هاي تفكر:
تفكر سرچشمه ايجاد اغلب فكرها و نظرها و ابتكارات جديد است و شيوه هاي متعددي دارد: 
۱-خلاق
۲-سببی يا علی 
۳-استقرايی 
۴-قياسی
۵-قضاوتی 

تفكر خلاق:
بينش حاصل از اين فراگرد به قوه تصور در امر يافتن فكرهاي جديد كمك مي‌كند زيرا منشاء فكرهاي جديد, قوه تصور و تخيل است نه قدرت تعقل منطقي به اين ترتيب پس از ارزيابي سر نخهاي گوناگون به دست آمده و ايجاد ارتباط بين آنها بهترين فكر به دست مي آيد.
تفکر سببی يا علی: 
ويژگی بارز تفکر سببی انديشيدن بطورمعکوس است 
به اين ترتيب که نيل به وضعيت مطلوب آتی در قالب فعاليت های فعلی وامتداد  تسلسل  علی   انهای  تا فعاليتها وحوادث آينده برنامه ريزی می شود
تفكر استقراري:
در اين شيوه افراد به معناي اجزاي اطلاعاتي متنوعي كه در اختيار دارند براي رسيدن به يك نتيجه يا اصل كلي استدلال مي كنند.

تفكر قياس:
اين شيوه عكس تصور استقراري است. ذهن متفكر پس از شناخت كل جهت شناسايي اجزاي آن حركت مي كند نتايج حاصل از تفكر قياسي بطور صريح به كليه مصاديق خود تعميم داده مي شود.

تفكر قضاوتي يا تحليلي:
در اين شيوه افراد از طريق جستجو و مركب اطلاعات واقعي درباره وضعيت اقدام به تعريف و تعيين مساله مي كنند. موفقيت در اتخاذ اين روش به ميزان زيادي تحت تاثير توان قضاوت و ميزان تجارب گذشته است.
فراگرد خلاقيت:
برخي معتقد به تفاوت بين نوآوري و خلاقيت هستند. خلاقيت يعني توانايي و قدرت ارائه نظرها و فكرهاي جديد, نوآوري يعني به كار گيري نظرها و فكرهاي حاصل از خلاقيت بطور كلي فراگرد خلاقيت مشتمل بر مراحل زير است: 
۱)ايجاد نگرش موافق براي پذيرش افكار و طرح هاي جديد: 
براي فعال شدن استعداد بالقوه خلاقيت در افراد بايد زمينه تقويت نگرش مثبت به آزادي فكر و ارائه طرح هاي جديد فراهم آيد و با اعتماد به نفس از واكنشهاي نامطلوب دوري گزينند. برخي از موانع فرهنگي عبارتند از : ميزان دانش افراد را كه به آن عادت كرده اند بر هم بزند محكوم مي شود يا ناديده گرفته مي شود.
۲)افزايش حساسيت افراد نسبت به مساله: 
افراد خلاق ابتدا آنچه را كه مي خواهند انجام دهند مشخص مي كنند .با بيان دقيق هدف موقعيت مطلوبي براي تلاشهاي خلاقانه ايجاد مي شود.
هنگام  خلاقيت  بايد تلاشها رابر نواحی نسبتا      محدودی متمرکز ساخت :در غير اين صورت به دليل پراکنده شدن فعاليتهاوتلاشهای  افراد خلاقيت به شدت کند می شود. اختصاص دادن۲۰ الي۲۵ دقيقه ازهر روز به تمركز كامل بر تك مساله معين ورزش خوبي براي تقويت خلاقيت است.
۳)مهيا ساختن شرايط خلاقيت از طريق فراهم آوردن مواد خام لازم:
فكرها و طرح هاي جديد مبتني بر دانش, انديشه و تجربيات افراد اين منابع از طريق مطالعه, مشاهده و مصاحبه با اشخاص آگاه, مسافرت و رسانه هاي گروهي توسعه مي يابند. اطلاعات موجود يا مواد خام تفكر بايد طبقه بندي و دسته بندي شوند تا قابل استفاده گردند.
۴)ايجاد سلامت فكر:
در فراگرد خلاقيت كميت فكرها و طرح ها حائز اهميت است طرح ها و فكرهاي بدست آمده را نبايد ارزيابي كرد زيرا ارزيابي موجب متوقف ساختن روند ارائه فكرهاي جديد مي گردد. از اين رو بهتر است ارزيابي هنگامي انجام شود كه مقدار قابل توجهي فكرها و طرح ها گردآوري شده باشد در اين مرحله از فراگرد خلاقيت اجتناب از ارزيابي طرح ها و افكار جديد ضروري است.
۵)استقرار فعاليت ضمير ناخودآگاه بر روي مساله:
پس از انجام كار قسمت بر روي يك طرح حالت عجز پيدا مي شود و بهترين كار پرهيز از فشار و اجتناب از تشديد فعاليت ذهني است در اين فرصت ذهن ناخودآگاه به يافتن راه حل مساله مورد نظر مي پردازد.
۶)درخشش ناگهاني يك فكر:
اكثر ابتكارات و نوآوريها افراد خلاق حاصل جرقه زدن يك فكر جديد در يك حالت غير قابل انتظار است اين امر به شرايط محيط و ميزان توجه و دقت افراد به جهان پيرامون بستگي دارد. افراد خلاق نمي توانند به طور اجباري به خلاقيت بپردازند. داشتن زمينه, موقعيت و هوشياري و استقبال از طرح هاي ابتكاري كمك مي كند تا مرحله خلاقيت آغاز شود.
پيشنهادهاي عملي براي افزايش سلامت فكر:
عادتها موجب محدود شدن فكر مي شود شيوه هاي افزايش سلامت فكر عبارتند از: 
۱-يادداشت برداري: 
دانش پژوهان معمولا براي ثبت انديشه هاي خود فكرهاي جديد كه به ذهنشان مي رسد از دفتر يادداشت استفاده مي كنند بدين منظور مي توان از برگه هاي يادداشت بصورت فيش استفاده كرد. 
۲-انتخاب زمان و مكان مناسب:
ساعات خاصي از شبانه روز قابل تعيين هستند كه در آن ذهن آدمي بهتر مي‌تواند به فعاليت خلاقانه بپردازد, مكان نيز نقش موثري در ايجاد خلاقيت دارد هر كس بايد تلاش كند تا بهترين زمان و مكان را براي خلاقيت انتخاب كند.
۳-تقويت حس كنجكاوي و توان پرسش كردن:
معمولا در پاسخ به سوال هايي كه چرا و چگونه آغاز مي شوند چيزهايي مطرح مي شود كه در تقويت فراگرد تقويت خلاقيت موثر است.
 
  • بازدید : 43 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲۵صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

بر طبق لغت نامه آمريكايي  (American Heritage Dictionary) نوآوري عمل معرفي كردن چيزی جديد است . بايد توجه داشت كه اين تعريف اشاره به چيزي مي كند كه قبلا وجود نداشته است ، به اين معني كه تغيير دادن دريك محصول عملا نو آوري ناميده نمي شود . همچنين اين طور نيست كه هر ايده اي براي خود يك نوع خلاقيت به حساب مي آيد . 
به لغات “عمل معرفي كردن” (ریسک پذیری) و “جديد” (ابتكار) در اين تعريف دقت كنيد .اين مفاهيم, ریسک پذیری و ابتكار به صورت تركيبي همان چيزي است كه نوآوري در مورد آن صحبت مي كند.
نوآوري خود را در موارد بيشماري در روز آشكار مي سازد . 
اختراع ماشين نمابر خود به عنوان عملي مبتكرانه تلقي مي شود . همين موضوع در مورد رستوراني كه ظرفي را جهت جمع آوري كارتهاي تجاري مشتریان اختصاص داده بود نيز صدق مي كند . توسط اين روش ، صاحب رستوران پس از مدتي مي توانست متوجه شود كه اغلب مشتريهاي وي از چه قشر و چه نوع شغلهايي مي باشند . 
به علاوه نيازي نيست كه نو آوري عملي بسيار چشمگير و يادر مقياسهاي خيلي بزرگ باشد .  حتي تغييرات پله اي كه باعث بهبود عملكرد يك شركت يا سازمان شود ،در نوع خود ابتكار روبه رشدي محسوب مي شود . اين نوع خلاقيت هاارزش به سزايي در رسيدن سازمان به موفقيت دارند. به طور مثال ، تغيير دادن رنگ و يا اندازه یادداشت های چسبان ،موقعيتهاي تجاري فوق العاده اي براي ۳M ايجاد كرده است .
مطمئنا هيچ شركت يا سازماني براي رسيدن به موفقيت تنها به اينگونه خلاقيتهاي جزيي و يا پله اي اكتفا نمي كند ، با اين حال ارزش اين گونه ايده هاي مبتكرانه همچنان پايدار باقي خواهد ماند . نوآوري ، كمپاني ها را از طريق تجديد و رشد مداوم همواره زنده نگه مي دارد . آنها بدون داشتن طرز فكر خلاقانه، راكد و بي حركت مانده و حتي ممكن است منجر به توقف عمليات تجاری خود شوند . 
امروزه ابداع به يك ضرورت تبديل شده است تابه عنوان يك انتخاب. نو آوري در سازمان مي تواند طبقه بندي هاي گوناگوني داشته باشد . از معرفي يك محصول و يا خدمات جديد تا بازسازي كامل سازمان . 
 نقطه نظرات زير را در نظر بگيريد .
لئونارد اين طور بيان ميكند : “نوآوري یعنی منبع تقويت مزاياي اغلب شركت ها که وابسته به مهارتهاي فردي و جمعي كاركنان آنها است ” 
هرز برگ مي گويد ” ابتكار نيازمند شكستن سنت ها و جريانات عادي و روزمره توسط مهارتهاي استادانه است ” 
دراكر ، نو آوري را ” تلاش براي خلق كردن تغييرات هدفمند و متمركز در اقتصاد يك موسسه يا يك جامعه بالقوه” تعريف مي كند . 
اين تعاريف مستلزم شكستن وضع موجود و روال طبيعي كارها مي باشد . به گونه اي كه به جاي تمركز كردن بر روي گذشته ، بر رو ي احتمالات آينده وقت و انرژي صرف نمود. 
سازمان ها نياز شناخته شده اي به نوآوري و ابتكار دارند . هر چند هنوز براي خيلي از آنها اين سوال باقيست كه چگونه مي توان مبتكر بود ؟ برخي با نظر انداختن به كمپاني هاي ديگر ، استراتژي هاي خلاقانه خود را محك مي زنند .برخي ديگر اقدام به بررسي كردن بندبند چشم انداز ها و مأموريتهايي مي كنند كه مي بايست موجب پرورش خلاقيت شوند . 
برخي ديگر از سازمانها همچنان به دنبال نقطه نظرات ، فرمول هاي اثبات شده و غيره مي باشند بدون آنكه متوجه باشند كه اينگونه برنامه ها در جهت مخالف پرورش خلاقيت پيش مي روند.
ضرورت خلاقيت سازماني 
آيا امروزه ضرب المثلي قديمي ” الزام مادر نوآوري است ” همچنان عملي مانده است ؟
آيا مي توانيم تا زماني كه نياز شديد به خلاقيت پيدا نكردیم صبر كنيم و سپس اقدام به چاره انديشي كنيم ؟
در بازار رقابتي امروز دنيا ، بازي ” صبر كردن ” زنگ خطري است براي موسسات و سازمان ها كه به آنها بفهماند كه غفلتشان چه ريسك بزرگي رادر عدم موفقيت آنها در پي خواهد داشت .اگر لحظه اي در زمينه ايجاد موفقيت غفلت بورزيد ،‌نتيجه آن تسليم شدن در مقابل رقبا خواهد بود. 
اكثر ما براي نتايج ايده هاي خلاقانه ارزش قائل هستيم . چرا كه آنها اغلب زندگي ما را آسان تر مي سازند . تلفنها ، چراغهاي الكتريكي ، بزرگراهها ، اتوبوسها ، تلفن هاي ديجيتالي ، هواپيماها ، آسمان خراشها و مدادهاي رنگي ، ماشين حسابها ،‌ساعتها ، رايانه ها ، يخچالها،‌مخلوط كن ها ، همه و همه پاسخهاي مبتكرانه به چالش هاي گوناگون بوده اند .
اگر بخواهيم به محدوديتها و موانعي كه بر سر راه سازمان ما قرار مي گيرند فكر كنيم ، متوجه مي شويم زماني كه راه حل برای پشت سر گذاشتن اين موانع مستلزم آن بود كه ما روشها و شيوه هاي جديد ارائه دهيم , خود به عنوان يك خلاقيت به حساب مي رفته است كه توسط فرد يا افرادي ارائه مي شد. 
همانطور كه چالشهاي تجاري امروز با مشكلات زيادي مديريت مي شوند ، سازمانهاي امروزي نيز مي بايست راه حل هاي نوع آورانه خود را گسترش دهند تا در اين مسابقه رقابتي باقي بمانند . 
موفقيت نهايي يك موسسه وابستگي زيادي به ظرفيت اشخاص و گروههاي داخل سازماني جهت پرورش اين قابليت دارد.  شما عقب خواهيد ماند اگر ابداع نكنيد . لحظه اي را به تاريخچه اخير سازمان خود بيانديشيد . آيا شما آن را به عنوان يك سازمان رقابتي توصيف مي كنيد كه از راه حل هاي مبتكرانه استفاده مي كند ؟ شايد تا كنون هرگز خلاقيتي از خود نشان نداده است و اين خود دليلي براي سقوط در سهم بازار ، سود دهي و يا مقياسهاي ديگر موفقيت بوده است.  
گاهي وقتها اگر چه چالش ها به نظر ترسناك مي آيند  اما هيچ وقت براي ايجاد تنظيمات درست دير نيست و اين زيبايي بنا كردن استعدادهاي خلاقانه است, استعداد براي ايجاد تغييري كه ميتواند به شركت ها در اصلاح كردن ، وفق دادن ، نجات يافتن و حتي پيشرفت كردن در زمانهاي چالش كمك كند .  
نوآوری وابسته به افکار همگرا نیست. بلکه وابسته به طرز تفکری است که قابلیت تغییر و حرکت در مسیر های مختلف را داشته باشد. طبق گفته ادوارد دی یونو, نوآوری نوعی تفکر جانبی است. در این تفکر همانطور که ادوارد می گوید:
کلید موفقیت در دانستن آن دسته از مواردی است که باعث پرورش خلاقیت در سازمان می- شود. هرگز نباید از این موضوع غفلت نمود که قوه ابتکار و خطرجویی عوامل اصلی نوآوری می باشند. خطرجویی به موقع همراه با قدرت ابداع , همه آن چیزی است که نوآوری را می سازد. 
سازمان هایی که خواهان نوآوری پیشرفته تری هستند باید این نکته را بدانند که این امر مستلزم جابه جایی و تغییر در روال طبیعی عملکرد سازمان است. همانطور که سازمانها انتظار خلاقیت بیشتری از نیروهای خود را دارند, می بایست به همان مقدار زمینه مناسب و تشویق لازمه را برای آنها فراهم آورند. در غیر این صورت مشابه چرخی می ماند که تنها به دور خود می چرخد بی آنکه هدف خاصی را دنبال کند. 
قدرت ابداع و نو آوری:
همانطوری که در قبل گفته شد, نو آوری یعنی مطرح کردن طرح و یا چیزی جدید. پس در نتیجه نو آوری نیازمند ابتکارو قدرت ابداع می باشد.
فاسترو کاپلان می گویند: عاملان خفته در نو آوری قدرت خلق و ابداع است.تنها با درک این قدرت می توان به آنچه که برای کارایی پشتیبان شده نیازاست دست یافت.
خلاقیت مهارت توسعه ی ایده های جدید است.آن ایده ها می نوانند متعلق به جهان خاکی باشد.(مانند بوجود آمدن یک جوجه از یک تخم مرغ یا ساخته ی دست انسان مثل اهرام ثلاثه مصر) می توانند در دنیای واقعی عملی باشند( مثل یک نمکدان) یا غیر عملی. ندون در نظر گرفتن قلمرو آن, خلاقیت مترادف ایده های جدید است.
محدودیت برای تجربه کردن افکار نو از زمان کودکی در انسان نفوذ می کند.اغلب اوقات به کودکان اینگونه تعلیم داده میشود که درنقاشی هایشان ازخطوط تعیین شده آنطرفتر نروند و یا حتی بیشتر وقتها بدلیل سر وصدایشان سرزنش میشوند. ساختن داستانهای تخیلی بیشتر به عنوان دروغ تلقی میشوند و وانمود کردن بیشتر تا زمانی ادامه می یابد که کودک به سن مشخصی برسد و از ان به بعد خجالت اور جلوه داده می شود.
در سنین بزرگسالی این موارد زیاد مشاهده می شود. مدیران اغلب به دنبال هماهنگی پیاده سازی وپیگیری اجرایی هستند و در این راستا هر گونه تغییر یا خلاقیت را فاقد اهمیت میدانند. نو آوری معمولا وضع موجود را مورد تهدید قرار میدهد. گذشته از همه,  سازمانها نیازمند سیستم بوده و چه سیستمی می تواند خوب و مناسب واقع شود وقتی مردم از آن گریزانند؟
ما از مبحث استفاده از خلاقیت در تمامی شرایط طرفداری نمی کنیم. به طور مثال آیا ما میخواهیم که جراح قلب ویا یک خلبان فرصتهای خلاقانه ی خود را بر روی ما امتحان کنند؟
در واقع شاید جواب مثبت باشد! اگر حرکت خلاقانه ی آن دکتر یا خلبان منجر به نجات زندگی ما شود شاید برایمان مهم نباشد که روش خود را از روی کتاب دنبال کند. مشابه این وضعیت اگر سازمان یا تیم ما با مانعی مواجه شد که میبایست از میان بر داشته شود ما احتیاج به خلاقیت داریم آان هم به مقدار زیاد! مانند موقعیتهای دیگردانستن زمان مکان ونحوه ی انجام آن حیاتی می باشد.
پرورش خلاقیت در سازمان:
یکی از بهترین سرمایه های سازمان افرادی است که در آن مشغول به کار هستند.این افراد همواره در اشتیاق یاد گیری رشد وترقی بسر برده و برای بهره وری هر چه بیشتر خلاقیت خود تلاش میکنند. اما دانستن اینکه همه ی ما خلاقیت بالقوه در خودمان داریم کافی نیست. ما ارزش ان را می دانیم اما تا زمانی که آن را به اجرا در نیاوریم در وجود ما ساکن خواهند ماند.
این پرسش مطرح است که چه کار باید کرد تا این قدرت خلاقیت را در سازمان ها, تیم ها و حتی خودمان تقویت کنیم؟ این جاست که این هدیه خاص و بزرگ اهمیت خود را بروز میدهد. خود انگیختی به طور منحصر به فردی درطبیعت وجود دارد. به علاوه اشتیاق برای خلق کردن نیروی قدرتمندی در تمام عرصه ها چه شخصی و چه سازمانی به شمار می اید.
سازمان هایی که از قدرت ابداع و نو آوری بالا تری نسبت به سایرین بر خوردارند خود به سمت سازمان هایی گرایش دارند که از فاکتور های خاصی مانند منابع قوی اهداف مشخص و تعین شده و یا عملیات سودمند سرچشمه می گیرند.
ایجاد انگیزه یعنی تلاش برای حرکت به سمت پیشرفت. این فرضیه از تئوری ایجاد انگیزه ی هرز برگ نشات میگیرد که دو قسمت دارد:
فاکتورهای نگهداری که برای نگهداشتن رضایتمندی کارکنان مورد نیاز است ودوم فاکتورهای ایجاد انگیزش مانند باز شناسی مسئولیت پذیری وعوامل ترقی. این فاکتورها برای مثال عامل بالقوه ی ترقی,  به طور عمیقی بر  میل باطنی انسان برای دستیابی به خلاقیت وخلق کردن تاثیر می گذارد.
بنابراین برای سازمان ها دارای اهمیت است که محیط هایی را فراهم آورند که در آنها بتوان از لحاظ ذهنی وروحی آمادگی بروز خلاقیت و نو آوری را ایجاد کرد. این محیط ها کمک میکنند که موقعیت های مناسبی برای استفاده ار ایده های خلاقانه به وجود آیند.
 
درس ۱۳ : تكنولوژي اطلاعات
تكنولوژي از هر نوع تجهيزات و يا فرايند هايي تشکيل مي شود اعضاي سازمان براي اجراي كارشان استفاده مي كنند. اين تعريف ابزارهاي بسيار قديمي مانند سندان آهنگر و ابزارهاي جديد مانند واقعيتهاي مجازي را در بر مي گيرد. اين بخش يك نوع (قسمت) از تكنولوژي يا تكنولوژي اطلاعات را بحث مي كند، تكنولوژي كه بر استفاده از اطلاعات در اجراي كار تمركز دارد. بعضي از جديدترين پيشرفتهاي تكنولوژي اطلاعاتي به طور تفصيلي با عناوين زير بحث مي شوند: كمك كامپيوتر در استفاده از اطلاعات، سيستمهاي پشتيباني تصميم گيري مديريتي و شبكه هاي كامپيوتري.
كمك كامپيو تر در استفاده از اطلاعات:
مديران، قبل از اينكه بخواهند تصميماتي اخذ نمايند بايد داده هاي بسيار زيادي را جمع آوري و تجزيه و تحليل کرده و به اطلاعات تبديل كنند. در واقع اكثر مديران در ايالات متحده و همچنين انگلستان و ساير كشورهاي خارجي در حال حاضر از اين امر شكايت دارند كه آنها با حجم بسيار زياد اطلاعات انباشته شده اند. يك كامپيوتر ابزاري است كه مديران مي توانند درانجام وظيفه پيچيده و زمان بر توليد اطلاعات از آن ( كامپيوتر ) كمك بگيرند. 
  وظايف اصلي كامپيوترها: 
يك وظيفه كامپيوتري، يك فعاليت كامپيوتري است كه بايد براي خلق اطلاعات سازماني انجام شود. كامپيوتر ها پنج وظيفه اصلي را انجام مي دهند، ورود دادها، ذخيره سازي، پردازش ، كنترل و خروج اطلاعات.
وظيفه ورود داده ها: 
وظيفه ورودي شامل فعاليت هاي كامپيوتري است كه از طريق آنها، كامپيوتر داده هايي را كه بايد تجزيه و تحليل بشوند و دستور العمل هايي كه براي تحليل مناسب اين داده ها بايد رعايت شوند را به سيستم وارد مي کند.
وظيفه ذخيره سازي:  
وظيفه ذخيره سازي از آن دسته فعاليتهاي كامپيوتري تشکيل شده است كه به مرتبط و همبسته کردن مواد ورودي به كامپيوتر در طي انجام وظيفه ورود، مي پردازد. واحد ذخيره سازي يا حافظه در يك كامپيوتر مشابه حافظه انسان مي باشد كه وقايع و حقايق متنوعي مي توانند تا زماني كه براي پردازش مورد نياز باشند، در آن ذخيره بشوند.  به علاوه وقايعي كه ذخيره مي شوند مي توانند پردازش شده و سپس در صورت ضرورت، بارها و بارها مجداً ذخيره شوند.
پردازش:
وظيفه پردازش شامل فعاليتهاي كامپيوتري است كه با اجراي مراحل منطقي و محاسباتي مورد نياز براي تحليل مناسب داده ها مرتبط هستند.
كنترل:
آن دسته از فعاليتهاي كامپيوتري كه نظم و ترتيب اجراي ساير وظايف كامپيوتري را مشخص مي کنند وظيفه كنترل را تشكيل مي دهنسد.
خروجي:
وظيفه خروجي از فعاليتهايي تشكيل مي شود كه از وظايف ورودي ، ذخيره سازي، پردازش و كنترل نتيجه گيري کرده و نتيجه حاصل را  به خارج از كامپيوتر انتقال مي دهد.
شبكه هاي كامپيوتري:
يك شبكه كامپيوتري سيستمي متشکل از دو يا چند كامپيوتر به هم مرتبط مي باشد كه به كاربران كامپيوتر امكان مي دهد تا با هم ارتباط برقرار کرده، همكاري نموده و منابع مورد نياز را به اشتراك بگذارند. يك شبكه كامپيوتري يك ابزار تكنولوژي اطلاعاتي است و هنگامي كه اين شبكه به درستي كار كند، كاركنان را تشويق مي نمايد تا توانمندي و بهره وري شان را به حداكثر برسانند. دو شبكه كامپيوتري كه اخيراً توجه مديران را به خود جلب كرده اند، عبارتند از شبكه هاي  محلي و اينتر نت.
شبكه هاي محلي: 
يك نوع از شبكه هاي كامپيوتري كه معمولاً در سازمانهاي مدرن استفاده مي شود LAN يا شبكه هاي محلي ناميده مي شود. يك LAN يك شبكه كامپيوتري است و با نرم افزارهايي مشخص مي شود كه جريان اطلاعات در كابلها براي رسيدن به چندين ايستگاه كامپيوتري تك كاربري بهم مرتبط را مديريت مي کند. يك قانون سرانگشتي بيان مي كندكه، زماني كه سازمان از پنج ايستگاه كامپيوتري مستقل استفاده مي كند، بهتر است که اين كامپيوترها بصورت يك LAN باهم مرتبط شوند. با اين تعداد كامپيوتر ها، هزينه شبكه سازي كمتر از مزاياي عمده سازماني خواهد بود. به عنوان مثال، كاربران كامپيوتر خواهند توانست تا به صورت كار آمدتر و اثر بخش تر با همديگر ارتباط برقرار كنند و كاركنان امكان مي يابند تا در استفاده از نرم افزارهاي گران قيمت، سهيم شوند.
اينترنت:
اينترنت يك ابزار تكنولوژي اطلاعاتي است و يك شبكه بزرگ و به هم مرتبطي از شبكه هاي كامپيوتري است كه افراد و كامپيوتر هاي سراسر جهان را توسط خطوط تلفن، ماهواره و ساير سيستمهاي ارتباطي (مخابراتي) به هم متصل مي كند. به بيان ساده، اينترنت يك شبكه كامپيوتري گسترده است كه حدود يك ميليون شبكه كوچك را در سرتاسر جهان به هم متصل مي كند.
شبكه وب (Web) جهاني :
شبكه وب جهاني، بخشي از اينترنت است که احتمالا بيشترين رشد را داشته است. شبكه وب جهاني سيستمي است كه به مديران امكان مي دهد تا يك موقعيت اطلاعاتي به نام صفحه وب داشته باشند که اين صفحه ۲۴ ساعت شبانه روز، هفت روز هفته براي هر كسي كه به استفاده از آن نياز دارد قابل دسترسي است. هر سايت وب يك صفحه شروع دارد كه صفحه اول يا   home  page ناميده مي شود و هر صفحه معمولاً با چندين صفحه پشتيبان به نام صفحه هاي شاخه كه ايده ها و تفكرات موجود در home  page  را توسعه مي دهند، پشتيباني مي شود.
ويژگي هاي خاص برنامه نويسي، به بازديد كنندگان از وب سايت، امكان مي دهد تا به سرعت از صفحه هاي شاخه اي بازديد كرده و به صفحه اول باز گردند. 
E – mail :
E – mail  يا پست الكترونيكي يك سيستم اطلاعات كامپيوتري است كه يك قابليت الكترونيكي براي افراد فراهم مي کند تا پيامهايي را ايجاد كرده، ويرايش نموده و به همديگر بفرستند. پيامها به جعبه پستي گيرنده فرستاده مي شود، كه در آنجا اين پيامها مي توانند خوانده شوند، ذخيره شوند، جواب داده شوند، به افراد ديگر انتقال يابند، برداشته شوند و يا باطل گردند.
اينترانت ها :
شبكه هاي ارتباطي درون شركتي هستند كه از ساختار و استانداردهاي اينترنت استفاده مي كنند تا به كارکنان يك شركت خاص امكان دهند که به صورت الكترونيكي باهم ارتباط برقرار نموده و اطلاعات را به اشتراك بگذارند.
براي دسترسي به شركاي تجاري، فروشندگان و مشتريان خاص، شركتها اينترانت خودشان را با برنامه هاي اكسترانت توسعه مي دهند كه به افراد خارج از شركت امكان مي دهد تا سفارشهايي را صادر نموده و وضعيت سفارش خودشان را بررسي كنند.
يك سيستم اطلاعاتي چيست؟
يك سيستم اطلاعاتي مي تواند از نظر فني به عنوان مجموعه اي از اجزاي به هم مرتبط تعريف شود كه اطلاعات را جمع آوري يا بازيابي، پردازش، ذخيره و توزيع مي كند تا از تصميم گيري ها و كنترل در سازمان حمايت كند. سيستم هاي اطلاعاتي علاوه بر حمايت از تصميم گيري، هماهنگي و كنترل، مي توانند به مديران و كارگران كمك كنند تا مسائل را تجزيه و تحليل کنند، موضو عات پيچيده را به تصوير بکشند و محصولات جديد خلق نمايند.
سيستمهاي اطلاعاتي دربرگيرنده اطلاعاتي راجع به افراد، مكانها و اشياء مهم در سازمان مي باشند. واژه اطلاعات به مفهوم داده هايي است كه به شكلي تبديل شده اند كه براي افراد مفيد و با مفهوم مي باشد، در مقابل، واژه داده به مجموعه اي از وقايع و حقايق خام اتلاق مي شود و وقايعي را نشان مي دهند که در سازمان و يا محيط فيزيكي اتفاق افتاده اند ولي هنوز بصورت اطلاعات سازماندهي شده و قابل استفاده براي افراد در نيانده اند.
اطلاعاتي كه مديران دريافت مي نمايند به شدت بر تصميم گيري آنها تأثير مي گذازد و به نوبه خود فعاليتهايي را كه بايد در داخل سازمان انجام شوند مشخص مي كند و آنها هم به نوبه خود موفقيت و يا شكست نهايي سازمان را تعيين مي كنند. بعضي از نويسندگان مديريتي فرض مي کنند که اطلاعات، اهميت فئق العاده اي براي فرايند مديريت دارد و آنها مديريت را به عنوان فرايند تبديل اطلاعات به عمل از طريق تصميم گيري تعريف مي نمايند. بخشهاي بعدي اين فصل، جنبه هاي زير از اطلاعات و تصميم گيري را بحث مي كنند:
۱- عواملي كه بر ارزش اطلاعات تأثير مي گذارند.
     2- چگونه اطلاعات را ارزيابي نماييم.
عواملي كه بر ارزش اطلاعات تأثير مي گذارد
بعضي از اطلاعات با ارزش تر از اطلاعات ديگر هستند، ارزش اطلاعات بر اساس مزايايي تعريف مي شود که در سايه استفاده از آن اطلاعات براي سازمان بدست مي آيند. هر چه اين مزايا بالاتر باشد ارزش اطلاعات بيشتر است. چهار عامل اصلي ارزش اطلاعات را تعيين مي كند.
۱-                            تناسب اطلاعات
۲-                            كيفيت اطلاعات
۳-                            به موقع بودن اطلاعات
۴-                            مقدار اطلاعات 
به طور كلي مديران بايد توليد، توزيع و استفاده از اطلاعات سازماني مناسب، باكيفيت، به موقع و کافي را تشويق نمايند. پيروي از اين خط مشي، ضرورتاً تصميمات درست را تضمين نمي كند ولي اطمينان مي دهد كه منابع مهم مورد نياز براي گرفتن چنين تصميماتي در اختيار هستند.  هر كدام از عواملي كه ارزش اطلاعات را تعيين مي كند به صورت تفصيلي تر در پاراگرافهاي بعدي بحث مي شود.
تناسب اطلاعات:
تناسب اطلاعات براساس ميزان ارتباط اطلاعات با موقعيت تصميم گيري كه مدير با آن روبرو است، تعريف مي شود. اگر اطلاعات كاملاً مربوط باشند آنگاه گفته مي شود که آنها مناسب هستند. به طور كلي، هنگاميكه تناسب اطلاعات افزايش مي يابد ارزش اطلاعات نيز افزايش مي يابد.
كيفيت اطلاعات:  
دومين عامل اصلي كه ارزش اطلاعات را تعيين مي كند، كيفيت اطلاعات است، يعني ميزاني که اطلاعات واقعيت را منعكس مي كند. هرچه اطلاعات، واقعيت را دقيقتر نشان دهند آنگاه كيفيت بالاتري دارند و بنابراين ارزش اين اطلاعات بالاتر است. به طور كلي هر چه كيفيت اطلاعات در دسترس مديران بالاتر باشد، مديران بهتر مي توانند تا تصميمات مناسب را اخذ كنند و احتمال اينكه سازمانها در بلند مدت موفق باشند بيشتر مي شود.
 به موقع بودن اطلاعات:
عامل اصلي سوم كه ارزش اطلاعات را تعيين مي كند، به موقع بودن اطلاعات است و ميزاني است كه دريافت اطلاعات به اخذ تصميمات و انجام فعاليتهاي سودآور براي سازمان منجر مي شود. اگر اطلاعاتي كه مديران در يک لحظه دريافت مي كنند بتواند به نفع سازمان استفاده شود، آنگاه گفته مي شود كه اين اطلاعات به موقع هستند.
مقدار اطلاعات:
چهارمين و آخرين مشخصه از ارزش اطلاعات مقدار اطلاعات است، يعني مقدار اطلاعات مرتبط با تصميم كه در اختيار مديران است. قبل از گرفتن تصميم، مديران بايد مقدار اطلاعات مرتبط به تصميم گيريشان را ارزيابي نمايند. اگر اين مقداراطلاعات كافي نباشد، قبل از اينكه تصميمي گرفته شود بايد اطلاعات بيشتري جمع آوري گردد. اگر تصور شود كه مقدار اطلاعات به اندازه نياز كافي است مديران از گرفتن اين تصميمات احساس توجيه (رضايتمندي) مي كنند.
ارزيابي اطلاعات: 
 ارزيابي اطلاعات فرايندي است كه تعيين مي كند آيا کسب اطلاعات خاص مورد تاييد است يا خير؟ مانند تمام انواع ارزيابي هاي از اين نوع، توجه اصلي مديريت به مقايسه و ارزيابي ارزش ريالي مزاياي استفاده از اين مقدار اطلاعات در برابر هزينه توليد اين اطلاعات مي باشد.
سيستم اطلاعات مديريت (MIS)
به بيان ساده، يك سيستم اطلاعاتي مديريت يك شبكه درون سازماني است که اطلاعاتي را براي مديران فراهم مي کند تا در تصميم گيري به آنها كمك كند. در زير يك تعريف كاملي از (MIS) ارائه شده است كه كميته سيستم اطلاعاتي مديريت موسسه مديران اجرائي مالي آن را بيان نموده است.
يك MIS سيستمي است كه براي ارائه اطلاعات خاص تصميم محور مورد نياز مديران در برنامه ريزي، كنترل و ارزيابي فعاليتهاي طراحي شده است. يك MIS در چارچوبي طراحي مي شود كه بر برنامه ريزي سود، برنامه ريزي عملكرد و كنترل در تمامي سطوح تأكيد مي كند و به يكپارچگي نهايي خرده سيستمهاي اطلاعاتي تجاري يعني، هم خرده سيستمهاي مالي و هم غيرمالي در داخل شركت مي انديشد.
يك MIS  خاص يك شبكه سازماني است كه به صورت رسمي ايجاد شده و به مديران امكان مي دهد تا دائماً به اطلاعات حياتي دسترسي داشته باشند به عنوان مثال، يك MIS معمولا گزارشهاي مستمري از فعاليتهاي مهم مانند فروش، بهره وري كارگران و جابجايي كارگران به مديريت ارائه مي کند.
عنوان اعضاي سازماني خاص كه مسئول توسعه و نگهداري MIS مي باشند از سازماني به سازمان ديگر تفاوت مي كند، در سازمانهاي كوچكتر مدير عامل يا معاون اين مسئوليت را دارند.
در سازمانهاي بزرگتر يك فردي با عنواني مانند سرپرست سيستم اطلاعاتي ممكن است به تنهايي مسئول مديريت مناسب كل واحد سيستم اطلاعات مديريت باشد، واژه مدير MIS فردي را در سازمان مشخص كند كه مسئوليت اصلي او مديريت MIS  مي باشد. واژه پرسنل MIS به آن دسته افراد غيرمديريتي اشاره دارد که مسئوليت اصلي آنها عملياتي كردن MIS  مي باشد. مثالهايي از افراد غير مديريتي، برنامه نويسان كامپيوتر مي باشند.
 
 
 
درس ۱۴: مدیریت دانش
مدیریت دانش یک رویکرد مدیریتی جدید برای بهبود همکاری تیمی وبرانگیختن نوآوری تجاری می باشد . در اقتصاد جدید با ارزشترین دارائی یک شرکت دانش سازمانی آن وتوانایی بالقوه برای خلق ارزش جدید از این دانش می باشد .
مدیریت دانش درمورد رویکردهای تجاری جدید بنیادین می باشد که به تمامی جنبه های دانش سازمانی یعنی دانش ضمنی وآشکار می پردازد به خاطر جذب وحفظ استعدادهای عالی خلق وبه اشتراک گذاشتن دانش که در نهایت بتواند فرآیند نوآوری را تسریع کرده وسازمانها را برای اقتصاد جدید آماده کند .
مدیریت دانش ممکن است به عنوان رشته ای تعریف شود که یک رویکرد یک پارچه ای را ترفیع می دهد تا اینکه تمامی دارائی اطلاعاتی شرکت را مانند بانک های اطلاعاتی ، مستندات ، سیاست هاورویه ها وهمچنین دانش ضمنی وتجربیات موجود در هرکدام از کارگران را شناسایی  مدیریت وبه اشتراک بگذارد .
مدیریت دانش اغلب شامل تعیین وتصویر سرمایه های ذهنی در سازمان ، ایجاد دانش جدید ارزیابی دانش با ارزش از منابع خارجی ، در دسترس قرار دادن اطلاعات شرکت ، یک پارچه کردن دانش درفرآیند ها  ، محصولات  وخدمات به اشتراک گذاشتن الگوهای عملی وتسهیل رشد دانش از طریق مشوق های شرکتی می باشد .
 سازمان هایی  که دانش را خلق کرده ، مدیریت کرده وبه اشتراک می گذارند در قرن ۲۱  پیشرو خواهند بود . مدیریت دانش از استراتژهای کسب وکاری  جدید متفاوت است زیرا آن نه تنها بیان می کند که دارائی اصلی تکنولوژی فرآیند ویادارائی های مالی است که یک شرکت دارد بلکه دانشی که در ذهن تک تک کارگران وهمچنین در زیر ساختارهای آنها قرار دارد دارائی کلیدی است . این فعالیت های کسب وکاری در حال ظهور با مدیریت کردن دانش ضمنی وآشکار در یک دارائی کلیدی است .
این فعالیت های کسب وکاری در حال ظهور با مدیریت کردن دانش ضمنی وآشکار در یک سازمان مربوط می باشد ،در مواجهه با محیط تجاری در حال تغییرات سریع وغیر قابل پیش بینی اکثر شرکتها به اشتراک گذاشتن دانش وخلق دانش جدید را شروع کرده اند ودریافته اند که این کار عامل کلیدی وحیاطی برای بقای آنها می باشد ، در واقع ارتباطات بسیاری با چندین استراتژی مدیریتی متداول وفعالیت های متداول مانند TQM ( یا مدیریت کیفیت جامع ) ،BPR (مهندسی مجدد فرآیندها) ،الگوهای عملی وجود دارد.
نوناکا وتاکوچی دو پروفسور برجسته در دانشگاه هیتات سوباشی ،توکیو ونویسندگان “شرکتهای خلق کننده دانش ،تفاوت های آشکاری بین  دانش ضمنی وآشکار بیان کرده اند .
دانش آشکار می تواند به صورت زبان رسمی مانند :  عبارت های گرامری ، معادل های ریاضی مشخصات ودستورالعمل ها یا دفترچه های راهنما ، بیان بشود . این نوع از دانش حالت غالب دانش می باشد وممکن است از طریق افراد هم به صورت رسمی وراحت انتقال یابد . دانش ضمنی به مقدار زیادی مهم است . بیان کردن آن به زبان رسمی مشکل است  واین دانش به صورت شخصی است . ریشه های ان در ارزش ها اعتقاد ها وسیستم نگرش افراد قرار داد وشامل عوامل غیر قابل مشاهده است ، آنها متعقدند که دانش ضمنی به عنوان جز اصلی رفتارهای جمعی بشر مورد توجه 
قرار می گیرند ،با این حال تمامی فعالیت های مدیریتی قبلی یک نگرش کاملی از کسب وکار ، هنگام حل کردن مشکلات تجاری ندارد ، تمرکز انها هم به حذف خطاها درفرآیندهای تجاری وافزایش  هزینه ها ورضایت مشتری ویا طراحی مجدد عملیات وجریان کاری سازمان می باشد تا از توانمندی های تکنولوژی اطلاعاتی و ارتباطات الکترونیکی بهره مند بشوند . اکثر فعالیت های تجاری برفرآیند ها تمرکز می کنند نه برافراد وسودهای مستقیم آن ، در حالی مدیریت دانش برافراد وفرآیند هایی که به افراد کمک می کنند یا خدمت می رسانند تمرکز دارند . اهداف مدیریت دانش هم کوتاه مدت و وهم بلند مدت است وبنابراین مدیریت دانش می تواند به عنوان یک هدیه ای توضیح داده شود که با هدیه کردن (اهدا کردن ) حفظ می شود .
مدیریت دانش یک مدل تجاری تماما جدید نمی باشد ، آن چیزی که آن را جدید ویک موضوع دائمی تبدیل کرده اهمیت آن در دنیای اطلاعاتی امروز می باشد .نیاز به آن با رشد انفجاری تکنولوژی اطلاعات مقدار بسیار زیاد قطعات وقسمت های اطلاعاتی که شرکت های در دسترس دارند وپیچیدگی زیاد ،محصولات وخدمات وهمچنین ، فرسودگی مداوم نیروی کاری افزایش یافته است .
شرکتها به طور مداوم اطلاعاتی در موردد تکنولوژی های در حال ظهور محصولات ، مشتری ها ،عرضه کنندگان ، رغبا ، قوانین حقوقی وروندهای  جهانی نیاز دارد . موضوع مهم تر اینکه همه این انواع دانش نیاز دارد که کسب شده وبه روش سازمان یابد که به کارکنان امکان دهد تا با افراد مناسب در زمان مناسب وبا اطلاعات مناسبی ارتباط برقرار کنند . استراتژی های مدیریت دانش وسینرژی که در سیستم توسعه می یابد ،توانایی را ایجاد می کند که دارائی های سرمایه ذهنی افراد ،دانش ، تجربیات ،تکنولوژی والگو های عملی را افزایش می دهد به کار بردن دانش در کار یک جز پارچه در اکثر فعالیت های تجاری می باشد بنابراین کاملا حیاطی است که تا آن را جستجو کرده واز کل توانایی  بالقوه آن استفاده نماید .
درتمام سازمان هایی که از اصل دانش قدرت است استفاده می کنند ،یک محیطی ایجاد می شود که مانع از به اشتراک گذاشتن دانش  می شود . بنابراین افراد معتقدند که دانش یک عنصر کلیدی برای موفقیت فردی می باشد وبنابراین از به اشتراک گذاشتن ان به صورت مجانی امتناع می ورزند چنین دانشی به صورت پنهانی بوده ودست یابی به آن مشکل است ودرنهایت چه مزایای استراتژی تجاری آسیب وارد میکند ، بنابراین یک محیط مدیریت دانشی کامال سالم دقیقا به چه چیزی مشابه است . یک محیط ایده ال  مدیریت دانش ، از دانش موجود بهره مند میشود ،تلاش می کند تا دانش جدید ویا ایده های جدیدی خلق نماید .
دانش را بدست آورده وبین آنها ارتباط برقرار کند . دانش را برای هرکدام از کارگران که به آن نیاز دارد در اختیار آنها بگذارند . در یک محیط مدیریت دانش دائما در مورد منابع دانش ویادگیری از همدیگر تلاش می شود .

عتیقه زیرخاکی گنج