• بازدید : 48 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۵صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

غیبت صغری، از امامت حجت بن حسن، از زمان کشته شدن پدرش امام حسن عسکری در سال ۲۶۰ ه.ق. آغاز شده و تا سال ۳۲۹ ه.ق. به طول انجامیده‌است. در این مدت چهار نفر نائب خاص امام زمان بوده‌اند و شیعیان از طریق آنها با امام در ارتباط بوده و مسائل خود را طرح می‌کرده‌اند. این چهار نفر عبارت‌اند از: عثمان بن سعید، محمد بن عثمان، حسین بن روح و علی بن محمد سمری. وکالت این افراد عام و مطلق بوده‌است. البته در این دوران در موارد خاص و در شهرهای مختلف افراد دیگری نیز بوده‌اند که وکالت امام را بر عهده داشته‌اند که برخی معتقدند این وکالت بدون واسطهٔ نواب خاص بوده‌است.[۱] از جملهٔ این افراد احمد بن حمزة بن الیسع[۲]، محمد بن ابراهیم بن مهزیار[۳]، محمد بن صالح[۴] و ابو محمد وجنائی[۵] را می‌توان نام برد.
غیبت صغری امام زمان (عج) از دو نظر محدود بود:
از نظر زمانی که کمتر از هفتاد سال به طول انجامید.
از نظر شعاعی نیز، این غیبت، همه جانبه نبود. به این معنی که در این مدّت، اگر چه امام از نظرها پنهان بود، اما کسانی هم بودند که به صورت پنهانی با امام در تماس بودند. این افراد همان نائبان خاصّ امام بودند که بین مردم و امام ارتباط برقرار می‌کردند و نامه‌ها و سؤالات مردم را به نزد امام می‌بردند یا می‌فرستادند و پاسخ او را به مردم می‌رساندند.
 
نواب اربعه (سفرای چهار گانه)
بسم الله الرحمن الرحیم
در مدت غيبت صغري، چهار سفير يا نايب خاصّ، نامه‏ها و توقيعات حضرت مهدي‏عليه السلام را به مردم مي‏رساندند و خود به زيارت ايشان نايل مي‏شدند. اين سفيران يا نواب چهارگانه، به ترتيب عبارت‏اند از:
۱٫ ابو عمر عثمان بن سعيد عمري اسدي عسکري؛ او از اصحاب امام هادي و امام عسکري‏عليه السلام بود و مراسم غُسل، کفن و دفن امام يازدهم را بنا به وصيت آن حضرت انجام داد. او به حکم امام عسکري‏عليه السلام…  پيشکاري حضرت مهدي‏عليه السلام را بر عهده گرفت و تا زنده بود، اين خدمت را ادامه داد.
۲٫ ابوجعفر محمدبن عثمان بن سعيد؛ وي بعد از مرگ پدر عهده دار سفارت امام‏عليه السلام گرديد. در زمان حضرت عسکري‏عليه السلام نيز دستيار پدر بود. او کتاب‏هايي در فقه تأليف نموده که مطالب آن را از امام يازدهم و امام دوازدهم شنيده و پاکنويس کرده بود. ابوجعفر روز 
آخر جمادي الاولي ۳۰۴ ه يا ۳۰۵ ه در بغداد در گذشت و همان جا مدفون شد. او مدتي حدود پنجاه سال پيشکار و سفير امام زمان‏عليه السلام بود.
۳٫ ابوالقاسم حسين بن روح نوبختي؛ ابوجعفر محمدبن عثمان دو سال پيش از مرگ، مشايخ و اعيان شيعه را جمع کرد و حسين بن روح را – که سال‏ها دستيار مورد اعتمادش بود – به جانشيني خود معرفي نمود. وي از عقلاي زمان خود بود، وفاتش در شعبان ۳۲۶ ه در بغداد اتفاق افتاد و در گورستان نوبختيه مدفون گرديد.
۴٫ ابوالحسن علي بن محمد سمري؛ وي بنا به وصيت حسين بن روح و به امر امام زمان‏عليه السلام به سفارت و نيابت خاصه امام برگزيده شد و مدّتي نزديک به دو سال يا سه سال رابط بين امام غايب و شيعيان بود – وفاتش در نيمه شعبان ۳۲۸ ه يا ۳۲۹ ه در بغداد اتفاق افتاد و در آنجا به خاک سپرده شد. بعد از وفات او، مدت غيبت صغري و عصر سفارت و نيابت خاصه پايان پذيرفت.
عثمان بن سعید بن عمری
حضرت مهدی (عج) دوازدهمین و آخرین امام از سلسله پاک امامت و ولایت الهی است. ولادت با سعادت آن حضرت مقارن با طلوع فجر جمعه نیمه شعبان سال ۲۵۵ هجری در شهر سامرا به وقوع پیوست. پدر بزرگوارش امام حسن عسگری (ع) و مادر عزیزش نرجس است. آن حضرت در نام و کنیه با نیای خویش رسول الله (ص) موافقت دارد و لقبهای شریفش مهدی، حجت، قائم، منتظر، صاحب الزمان و خلف صالح است. 
از آنجا که حاکمان ستمکار عباسی بر پایه نویدها و بشارتهای رسیده از رسول الله (ص) می دانستند که فرزندی به نام مهدی از امام حسن عسگری (ع) زاده خواهد شد، خروج خواهد کرد و بساط ظلم و جور را از صحن گیتی بر خواهد چید، درصدد بودند که اگر چنین نوزادی بدنیا آمد او را از بین ببرند. از این رو تولد و مراحل رشد و نمو ظاهری آن حضرت در پنهانی صورت گرفت و جز خاندان و شیعیان خاص از وجود آن حضرت آگاهی نداشتند. با وجود این امام حسن عسگری (ع) در فرصتهای مناسب در جمع اصحاب خود حضور می یافت تا شیعیان در آینده در مسئله امامت به ضلالت و گمراهی نیفتند و در دینشان ثابت و استوار باقی بمانند. سالهای اول زندگی حضرت مهدی (عج) به همین منوال گذشت تا اینکه به سال ۲۶۰ هجری در سن پنج سالگی پدر عزیزش را از دست داد.  
در پی این حادثه غم انگیز، امامت و رهبری شیعیان به آن حضرت انتقال یافت. حضرت در آن زمان از کمالات و دانشهای الهی همان را داشت که دیگر امامان داشتند و این مقام و منزلتی بود که خدای تعالی به حضرت عنایت فرمود. حضرت مهدی (ع) به دور از دیده مردم می زیست و با افراد اندکی معاشرت داشت.
خبر وجود فرزندی از امام حسن عسگری (ع) انتشار یافت و مأموران حکومتی به  تفتیش و جستجوی خود شدت بخشیدند. در این راه آزار و اذیتهای فراوان برای خانواده حضرت عسگری (ع) فراهم آوردند. ولی تلاشهای آنان حاصلی در بر نداشت. در هر حال سلسه امامان دوازده گانه از هم نگسست و امامت الهی ادامه یافت. ولی پیگیری و تعقیب دشمن خطری بس جدی بود که جان امام دوازدهم را تهدید می کرد. همین امر و پاره ای از عوامل دیگر ایجاب می کرد که آن حضرت در غیبت به سر برند و به دور از دیده مردم زندگی کنند. 
غیبت امام دوازدهم دو مرحله دارد. یکی غیبت صغری (کوتاه مدت) و دیگری غیبت کبری (دراز مدت). غیبت صغری بنا به قول مشهور از سال ۲۶۰ هجری، ابتدای امامت حضرت مهدی (عج) آغاز شد و حدود ۶۹ سال به طول انجامید. برخی عالمان چون شیخ مفید و سید محسن امین عاملی آغاز غیبت صغری را از هنگام ولادت آن حضرت به شمار آورده اند، زیرا در آن سالها نیز حضرت به دور از نظرها می زیسته است. با این حساب دوره غیبت صغری ۷۴ سال می شود.
حضرت مهدی (عج) در دوره غیبت صغری چهار تن از اصحاب با سابقه ی امامان پیشین و شیعیان صالح خود را به عنوان سفیر معرفی کردند که هر یک پس از وفات دیگری به انجام این وظیفه بزرگ می پرداختند. این چهار تن سؤالات و مشکلات مردم را به آن حضرت عرضه می کردند و پاسخهای ایشان را به مردم می رساندند و به نواب اربعه (نواب خاص) نامیده شده اند. اینان به ترتیب زمانی عبارت بودند از:
 1) ابو عمرو عثمان بن سعید عمری
 2) ابو جعفر محمد بن عثمان بن سعید عمری
 3) ابواقاسم حسین بن روح نو بختی
 4) ابوالحسن علی بن محمد سمری
نخستین واسطه امام و مردم، ابو عمرو عثمان بن سعد عمری بود که پیشتر از جانب امام هادی و امام حسن عسگری علیهما السلام نیز به مقام سفارت منصوب شده بود. پس از درگذشت عثمان بن سعد، فرزند وی، محمد بن عثمان به فرمان امام زمان (عج) منصب پدر را بر عهده گرفت. 
محمد بن عثمان نیز همچون پدر از بزرگان شیعه و از نظر تقوا و عدالت و بزرگواری مورد قبول و احترام شیعیان و از یاران مورد اعتماد امام عسگری –علیه السلام – بود چنانکه حضرت در پاسخ سئوال «احمد بن اسحاق» که به چه کسی مراجعه کند فرمود: عمری (عثمان بن سعید) و پسرش هر دو امین و مورد اعتماد و امین منند. 
 پس از در گذشت عثمان از جانب امام غایب توقیعی مبنی بر تسلیت وفات او و اعلام نیابت فرزندش «محمد» صادر شد. «عبدالله بن جعفر حمیری» می گوید: وقتی که عثمان بن سعید درگذشت نامه ای با همان خطی که قبلاً امام با آن با ما مکاتبه می کرد برای ما آمد که در آن ابوجعفر (محمد بن عثمان بن سعید) به جای پدر منصوب شده بود. همچنین امام ضمن توقیعی در پاسخ سئوالات «اسحاق بن يعقوب» چنین نوشت: خداوند از عثمان بن سعید و پدرش که قبلاً می زیست راضی و خشنود باشد او مورد وثوق و اعتماد من و نوشته ی او نوشته ی من است. 
ابوجعفر تألیفاتی در فقه داشته است که پس از وفاتش به دست حسین بن روح سومین نایب امام (و یا به دست ابوالحسن سمری نایب چهارم) رسیده است. محمد بن عثمان حدود چهل سال عهده دار سفارت و وکالت امام زمان بود و سرانجام در سال ۳۰۴ یا ۳۰۵ درگذشت. او پیش از مرگ از تاریخ وفات خود خبر داد و دقیقاً در همان تاریخی که گفته درگذشت. مزار این چهار بزرگوار؛ “نواب اربعه”، در شهر بغداد واقع شده است. 
شیخ طوسی درباره این پدر و پسر آورده که نامه های صاحب الامر (عج) توسط عثمان بن سعید و پسرش ابو جعفر محمد بن عثمان به دست شیعیان و خاصان پدرش ابو محمد (ع) می رسید. این نامه ها حاوی امر و نهی و پاسخ به سؤالات شیعیان بود. 
حساسترین فراز دوران غیبت صغری مرگ علی بن محمد سمری بود. زیرا همزمان با مرگ او دوران ارتباط مستقیم با امام زمان (عج) به انجام رسید و عصر غیبت کبری آغاز شد و به این ترتیب آفتاب طلعت آن حجت الهی به طوری کامل در پس پرده غیبت قرار گرفت و دوران ارتباط مستقیم با آن حضرت به پایان رسید. با وجود این، آن حضرت امام زمین و زمان است و حجت خدای. گرچه شخص ایشان از ما نهان است ولی حکمش بر ما عیان است.
نواب خاص امام زمان عج « عثمان بن سعید »   
نخستین سفیر و نایب خاص امام زمان علیه السلام شیخ مورد وثوق و اعتماد امامان شیعه، ابو عمرو عثمان بن سعید عمری است، ابو عمر از قبیله بنی اسد ـ اسدی است و به دلیل انتساب داده شدن به جدش به عمری مشهور گردید. 
او به دلیل اینکه از اهل عسکر سوسن رای بود به عسگری و به دلیل تجارت و خرید و فروش روغن به سمان نیز معروف بود. علت اشتغال او به تجارت روغن برای تقیه و فریب دستگاه خلافت بود. زیرا شیعیان اموال و نامه ها و پرسش های خویش را به او تحویل میدادند ، او آنها را به گونه ای خاص، گاه با قرار دادن در ظرفهای مخصوص حمل آب و روغن، به سوی امام علیه السلام، میفرستاد تا جاسوسان دشمن پی نبرند . ویژگی هایی که این مرد بزرگ داشت عدالت، امانتداری، درستی ،وشایستگی او در همه چیز در اوج هوشمندی ،خردمندی و رشد فکری بود. 
عثمان بن سعید محضر سه امام را درک کرده بود . از یازده سالگی به خدمت امام هادی رسیده بود و بعد در خدمت امام یازدهم به افتخار اخذ علم و فقه و حدیث و معالم دینی و تعالیم اسلامی اشتغال داشته و در نتیجه به نیابت امام یازدهم ونمایندگی و وکالت امام دوازدهم، حضرت مهدی نایل آمده است . او در بغداد زندگی میکرد ولی به شهر سامرا به منظور دیدار دو امام همام ، حضرت هادی و امام عسگری بسیار سفر میکرد . از بعضی روایات استفاده میشود که در مراسم غسل و کفن ودفن امام عسگری حضور داشته است . 
امام هادی در تایید ایشان به احمدبن اسحاق فرمودند ، عمری مورد اعتماد من است ، هر آنچه که از من به سوی شما آورده و آنچه از من گفت به راستی از من میگوید ، پس بشنو و اطاعت کن، چرا که او امین و مورد اعتماد است. امام عسگری هم در تایید ایشان فرمود .عمری و پسرش هر دو ثقه و مورد اعتمادند . آن حضرت در زمان تولد امام زمان ، به عثمان بن سعید دستور داد که هزاران رطل گوشت و نان بخرد و در میان تهیدستان تقسیم نماید و تعدادی گوسفند به سلامتی امام مهدی قربانی کند . 

عتیقه زیرخاکی گنج