• بازدید : 54 views
  • بدون نظر

این فایل در ۱۵۰ صفحه قابل ویرایش تهیه شده و شامل پنج فصل زیر می باشد:

در فصل اول به بیان کلیات پژوهش یعنی اهداف پژوهش، اهمیت وضرورت تحقیق، تعاریف و اصطلاحات پرداخته، در فصل دوم به شرح برخی مفاهیم مرتبط با بلوغ اجتماعی و نوجوانی مانند۱) اجتماعی شدن ۲)مفهوم و نشانه های رشد اجتماعی ۳)مفهوم نوجوانی ۴)مروری بر تحقیقات موجود در مورد اجتماعی شدن و رشد اجتماعی۵)سازگاری۶) رشد هویت و …اختصاص یافته.در فصل سوم روش پژوهش ،روش نمونه گیری ،ابزار اندازه گیری و  روش جمع آوری اطلاعات توضیح داده شده ودر فصل چهارم جداول و داده های آماری قرار گرفته است و در انتها در فصل پنجم به نتیجه گیری از این مقاله پرداخته است.

چکیده

بلوغ اجتماعی عبارتست از رسیدن فرد به هویت، استقلال و خودکفایی و گذر از منِ فردی بسوی منِ اجتماعی. به دلیل آنکه این مسائل اساسی ( هویت، استقلال و خودکفایی ) در نوجوانی آغاز می شود و رنگ می گیرد در زمینۀ بلوغ اجتماعی و نوجوانی مهم و مؤثر هستند.

هدف اصلی این پژوهش، بررسی برخی از عوامل مؤثرِ بلوغ اجتماعی نظیر سن، رشتۀ تحصیلی ، همسالان و … در نوجوانان است .

جامعه آماری ۱۰۰ نفر و ابزار تحقیق اسنادی و پرسشنامه بوده است. این پژوهش شامل ۱۷ فرضیه بوده و متغیرها شامل: سن، تحصیلات پدر، تحصیلات مادر، رشته تحصیلی فرد، نوع مدرسه، استفاده از اینترنت، مطالعه، درآمده خانواده و … می باشد.

در این بررسی، رابطه متغیرها با کاهش یا افزایش بلوغ اجتماعی سنجیده

می شود.

داده های آماری توسط برنامه SPSS استخراج شدند و پس از تفسیر جداول دوبعدی و خی دو محاسبه شده، از فرضیات ارائه شده: تحصیلات پدر، شغل پدر، تعداد دوستان، ساعات تماشای تلویزیون، و مطالعه بلوغ اجتماعی رابطه معنادار و مثبت دارند و این فرضیات اثبات شدند. سن، رشته تحصیلی فرد، درآمدخانواده، تحصیلات مادر و … رابطه معناداری با بلوغ اجتماعی نداشتند و این فرضیات اثبات نشدند.

مقدمه

 انسان همانطور که از لحاظ جسمانی کامل می شود از لحاظ روانی و اجتماعی نیز رشد می یابد . افراد در مواجهه با خانواده، جامعه و فرهنگ؛ ارزشها، هنجارها، بایدها و نبایدها را می آموزند و در صورت پذیرش و تکرار آنها را در خود درونی می کند .

این آموخته ها که در ابتدا از خانواده آغاز می شود با رشد کودک افزایش می یابد و به محیط های دیگر بسط داده می شود .

در نوجوانی این الگوبرداری به شکل قابل ملاحظه ای شدّت می یابد و با خطرپذیری از سوی نوجوان همراه است. نوجوانی حالات دوگانه ای را به همراه دارد، غم و شادی، بیم و امید، گاهی نوجوان در کسوت یک عاشق شوریده است و گاهی قهرمانی حماسی و بین آنچه هست و آنچه می خواهد باشد در رفت و آمد است .

خانواده به علت اینکه اولین محیطی است که هر فرد الگوپذیری و هنجارشناسی را در آن می آموزد و نیز از جهت نوع تربیتی که در آن خانواده وجود دارد در مسیر نوجوانی بسیار مهم است؛ همسالان، اجتماع، آموزش و پرورش، آداب و رسوم و …  هر یک به نوعی عاملی مهم در نوجوانی محسوب می شود .

رشد اجتماعی در محیطها و فرهنگهای مختلف، در افراد متفاوت است .

استقلال طلبی، خودکفایی و هویت یابی از مسائل مهم نوجوانی است و بلوغ اجتماعی نیز عبارت است از مرحله ای که انسان به استقلال، خودکفایی و هویت رسیده باشد . از آنجا که مسائل اساسی بلوغ اجتماعی در نوجوانی آغاز
می شود می توان به این نتیجه رسید که نوجوانی و بلوغ اجتماعی برهم تأثیر متقابل دارند و عوامل تأثیرگذار بلوغ اجتماعی در نوجوانی حائز اهمیت زیادی است .

در این پژوهش سعی شده است برخی از این عوامل تأثیرگذار مورد بررسی قرار گیرد .

 

  • بازدید : 50 views
  • بدون نظر

دانلود رایگان تحقیق بررسی میزان بکارگیری روش های تربیت دینی نوجوانان از منظر نهج البلاغه در کتب دینی مقطع راهنمایی-خرید اینترنتی تحقیق بررسی میزان بکارگیری روش های تربیت دینی نوجوانان از منظر نهج البلاغه در کتب دینی مقطع راهنمایی-دانلود راگیان پایان نامه بررسی میزان بکارگیری روش های تربیت دینی نوجوانان از منظر نهج البلاغه در کتب دینی مقطع راهنمایی-پایان نامه بررسی میزان بکارگیری روش های تربیت دینی نوجوانان از منظر نهج البلاغه در کتب دینی مقطع راهنمایی

این فایل در ۴۴۲صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل مواردزیر است:
فرضيات تحقيق نيز بر اساس همين سؤالات در نظر گرفته شد و محقق در طول مدت تحقيق سعي نمود که در جهت پاسخ دادن به سؤالات فوق به بررسي فرضيه هاي تحقيق اقدام نمايد. اهدافي که براي انجام تحقيق در نظر گرفته شد عبارتند از: آشنا کردن والدين و مربيان و دستندرکاران نظام تربيتي با ديدگاه تربيتي امام علي(ع) درباره تربيت اجتماعي و جمع آوري نظرات و سيره عملي آن بزرگوار به صورت اصول و روش هاي تربيت اجتماعي و معرفي نهج البلاغه به عنوان يک کتاب جامع تربيتي که در اختيار علاقمندان قرار گيرد.با توجه به اينکه پژوهش در زمره تحقيقات تاريخي قرار مي گيرد ،بنابراين به عنوان منبع پژوهش از کليه کتب روايي، تاريخي و تحقيقات ارائه شده در اين زمينه بهره گرفته شد و از روش توصيفي- تحليلي استفاده نموده ايم، در ابتدا به شناسايي و گردآوري منابع موردنياز پرداختيم و پس از گردآوري اطلاعات، طي دو مرحله به مطالعه کلي واجمالي و نيز مطالعه عميق همراه با فيش برداري و ثبت موضوعات موردنظر پرداختيم.
پس از انجام فيش برداري به طبقه بندي اطلاعات در رابطه با تربيت اجتماعي و با مطالعه منابع موجود در ارتباط با اصول و روش هاي تربيت کودک و استنباط اصول و روش ها با استفاده از ديدگاه تربيتي امام علي(ع) پرداختيم .
 
فصل اول
کليات تحقيق:
۱) بيان مسئله
۲) اهداف تحقيق
۳) ضرورت تحقيق
۴) فرضيات تحقيق
۵) روش تحقيق
۶) تعريف اصطلاحات و واژه ها
 
۱- بيان مسئله
يکي از اساسي ترين بخش هاي تربيت، تربيت اجتماعي است که از جايگاه ويژه اي در فرايند تعليم و تربيت برخوردار مي باشد.تربيت اجتماعي نه تنها يکي از اهداف آموزش و پرورش است بلکه تحقق آن يکي از وظايف اصلي آموزش و پرورش مي باشد و بايد به کاربرد بسيار مهم آن در توسعه فرهنگي و اجتماعي و اقتصادي نيز بايد توجه نمود. به ارتباط آن با روند توسعه در هر جامعه اي تأکيد کرد. روابط نامناسب برخي از افراد دچار ناسازگاري هاي اجتماعي ، نداشتن روابط اجتماعي مطلوب با ديگران که باعث آسيب ديدگي از ديگران مي شود،نابساماني هاي اجتماعي ، برخوردهاي غلط اجتماعي، با وجود مشکلات موجود چه راه حل ها و چه روش هايي را براي تربيت اجتماعي افراد به کار ببريم.
عده اي از روان شناسان بر اين باورند اگر روابط بين فردي بين افراد خوب باشد، سلامت رواني انسان مورد تهديد قرار نمي گيرد و جامعه شناسان معتقدند که روابط اجتماعي مطلوب اجتماعي و همگوني و اشتراک رويه باعث وحدت اجتماعي مي شود. به علاوه اين امر موجب موفقيت و پيشرفت مردم يک جامعه مي گردد و تسهيل در امور ارتباطات ، رضايت خاطر براي انسان ها به دنبال دارد.
ما در جامعه اي اسلامي زندگي مي کنيم و مشي حاکم بر نهاد هاي اجتماعي اين جامعه بايد متأثر از ديدگاه هاي اسلامي باشد.دين مبين اسلام با هدف تربيت بشر، انسان سازي و رشد فضايل و رساندن بشر به تکامل و مقام قرب ذات باريتعالي طراحي و توسط رسول گرامي اسلام و امامان معصوم به بشريت عرضه شده است.لذا درصدد هستيم تا تربيت اجتماعي را از منظر امام علي(ع) مورد بررسي قرار دهيم.
به طور مسلم تبيين هر چه بهتر نظرات حضرت علي(ع) در مورد تربيت اجتماعي راه گشايي تربيت صحيح افراد جامعه اسلامي است و در خصوص بهتر شکل بخشيدن به اجتماع و مناسبات حاکم بر آن مي توانيم از انديشه هاي زلال علي(ع) بهره گرفت .و با الهام از ديدگاه هاي امام علي(ع) اصول، روش ها، اهدافي را در اين باره استخراج نماييم و راه حل ها و روش هايي براي تربيت اجتماعي افراد به کار ببريم و در اين رابطه سؤالاتي مطرح مي گردد که به جهت پاسخگويي به آنها نيازمند تحقيق هستيم.
سؤالات پژوهش عبارتند از:
۱) جامعه تا چه اندازه نسبت به مسائل تربيتي نهج البلاغه به طور اعم وتا چه اندازه نسبت به اهداف اجتماعي تربيت در نهج البلاغه به طور اخص آشنايي دارد؟
۲) اصول تربيت اجتماعي با توجه به ديدگاه امام علي(ع) کدام است؟
۳) با توجه به ديدگاه امام علي(ع) روش هاي تربيت اجتماعي چيست؟
۴) ميزان استفاده و بهره گيري ما از نهج البلاغه در مورد مسائل تربيتي چقدر است؟
۵) آيا مسائل تربيتي مطرح شده با آنچه که در نهج البلاغه آمده است مطابقت دارد ؟
 
۲ – اهداف تحقيق
۱) معرفي نهج البلاغه به عنوان يک کتاب جامع در مسائل تربيتي
۲) بررسي تطبيقي مسائل و اهداف اجتماعي تربيت با آنچه که در نهج البلاغه آمده است.
۳) بررسي ديدگاه امام علي(ع) در نهج البلاغه نسبت به مسائل تربيتي به طور اعم و نسبت به اهداف اجتماعي تربيت به طور اخص
۴) ارائه راه کارهاي مناسب براي توسعه اهداف اجتماعي تربيت با توجه به آنچه که در کتاب نهج البلاغه آمده است.
۵) جمع آوري نظرات، توصيه ها و سيره عملي آن حضرت درباره تربيت به صورت منبعي که در اختيار معلمان ،مربيان ودست اندرکاران آموزش و پرورش و ديگر و ساير علاقمندان قرار گيرد.
۶) هدف کاربردي تحقيق عبارت است از ارائه راهبردهايي براي تربيت اجتماعي جهت افزايش کارايي جامعه اسلامي و تسريع روند توسعه در آن.
 
۳- ضرورت تحقيق
در نظامي که مبتني بر دين مبين اسلام است و تمام نهادهاي اجتماعي آن بايد به صورت عملي دستورات اسلام را سرلوحه برنامه ها و فعاليت هاي خود قرار دهند،بررسي ديدگاه امام علي(ع) امري ضروري است ، خصوصا در نظام تعليم و تربيت رسمي که وظيفه اصلي تربيت فرزندان را بر عهده دارند اين ضرورت بيشتر احساس مي گردد.
در مورد ديدگاه هاي تربيتي امام علي(ع) در کتب و تحقيقات مختلف، مطالبي به صورت پراکنده ذکر شده است، 
اما تاکنون اثر مستقل و نسبتا جامعي که به جمع آوري نظرات و سيره امام علي(ع) در رابطه با اصول و روش  هاي تربيت اجتماعي باشد، تدوين نشده است. لذا بر اساس اين ضرورت و نياز آنها پژوهشي در اين زمينه احساس مي شود و لازم است چنين پژوهشي انجام شود تا به صورت منبعي مورد استفاده مربيان و دست اندرکاران و علاقمندان به تربيت و والدين قرار گيرد.
۴- فرضيات تحقيق
۱) مسائل مطرح شده پيرامون اهداف اجتماعي تربيت مطابق با ديدگاه امام علي(ع) و الهام گرفته از کتاب شريف نهج البلاغه است و علي(ع) مسائل تربيتي را به بهترين صورت و شکل ممکن ارائه کرده است.
۲) عدالت اجتماعي اصل تربيتي، و سپردن مسئوليت در حد توان و رعايت حقوق افراد و روش هاي تربيتي آن از ديدگاه امام علي(ع) مي باشد.
۳) توجه به زهد به عنوان زيستی شايسته، مشورت، امر به معروف و نهي از منکرو روش هاي تربيتي آن از ديدگاه امام علي(ع) مي باشد.
۴) توجه به اصول عدم استرحام و ذلت ناپذيري،عدم انظلام و ستم ناپذيري، کرامت و تکريم در روابط اجتماعي و روش هاي تربيتي آن از ديدگاه امام علي(ع) مي باشد.
۵- روش تحقيق
براساس ماهيت موضوع مشخص مي شود که موضوع تحقيق امري نظري است ،در اين تحقيق از روش کتابخا نه اي استفاده مي شودو در زمره تحقيقاتي است که روش آن توصيفي- تحليلي مي باشد.
در اين تحقيق پس از دسترسي به منابع متعدد مطالب ،فيش برداري،دسته بندي نموده وبا تعمق واستنباط گزارش تحقيق خود را ارائه داده. 
۶) تعريف اصطلاحات و واژه ها
تعريف هدف و نقش هدف
هدف نقطه اي است که انسان به طرف آن حرکت مي کند.هدف، جهت زندگي و جهت کوشش هاي انسان را روشن مي سازد . اعمال بدون هدف فعاليت هايي عقيم و بدون نتيجه اند، فعاليت هايي عبث و بيهوده که ثمري به دنبال ندارد و هدر دادن نيروها و امکانات، نتيجه واقعي آن است. تعيين هدف به فعاليت ها معنا مي بخشد و به افراد براي انجام فعاليت ها ،انگيزه و نيرو مي بخشد.
اهداف همچنين معيارهاي ارزشيابي و سنجش فعاليت هايند.ميزان تحقق اهداف مقياس و ملاکي است براي تعيين صحت مسير پيموده شده و مناسب بودن روش هاي به کار گرفته شده و همچنين درستي اقدامات در دست اجرا. با توجه به اهداف است که اشتباهات مسير تصحيح مي شود و فعاليت ها در مسير و کانال اصلي خود هدايت مي شود.اهداف همچنين تابلويي از فلسفه و حقانيت افکار و اعمال تعقيب کنندگان آن است.دکتر شريعتمداري در کتاب”جامعه و تعليم و تربيت” برخي نقش هاي اهداف تربيتي را برشمرده است:
۱) هدف هاي تربيتي جهت تجربيات، فعاليت ها، مطالعات و بحث هاي معلم و شاگرد را تعيين مي کند. 
۲) هدف هاي تربيتي نقطه اي را که کليه افراد در فعاليت هاي آموزشي و پرورشي به آن توجه دارند، مشخص مي سازد.
۳) هدف هاي تربيتي کوشش هاي افراد و گروه هاي شاگردان و معلمان را هماهنگ مي سازد.
۴) هدف هاي تربيتي معلمان و شاگردان را براي شرکت در فعاليت هاي متنوع تربيتي تحريک مي کند.
۵) هدف هاي تربيتي اساس ارزش سنجي پيشرفت بر شاگردان و افراد را تشکيل مي دهند  
فوايد و اهميت تعيين هدف: 
وجود هدف براي نظام ،خود دليل موجوديت و ارزش وجودي آن نظام است.جلوي هوس ها و بي بندوباري ها را مي گيرد.مسئولان تربيت را متعهد مي سازد که در سو و جهتي که مقصد و منظور است گام بردارند و از سردرگمي نجات پيدا کنند.وجود اهداف در يک نظام نوع تلاش ها و کيفيت ها را معين مي کند.
  به مربي نشان مي دهد که چه بايد بکند و آيا آنچه که انجام مي دهد کافي است؟ جلوي کوشش هاي بي ثمر و سرسري را مي گيرد و از تلاش هاي بيهوده و ضايعات در وقت و سرمايه گذاري جلوگيري مي نمايد.
  • بازدید : 57 views
  • بدون نظر

دانلود رایگان پایان نامه بررسي عوامل مؤثر بر كژرفتاريهاي نوجوانان با تكيه بر از هم گسيختگي خانوادگي. -خرید اینترنتی تحقیق بررسي عوامل مؤثر بر كژرفتاريهاي نوجوانان با تكيه بر از هم گسيختگي خانوادگي. -دانلود رایگان مقاله بررسي عوامل مؤثر بر كژرفتاريهاي نوجوانان با تكيه بر از هم گسيختگي خانوادگي. -پایان نامه بررسي عوامل مؤثر بر كژرفتاريهاي نوجوانان با تكيه بر از هم گسيختگي خانوادگي. 

این فایل در ۸۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

  • بازدید : 57 views
  • بدون نظر

این فایل در ۱۵۰ صفحه ی قابل ویرایش تهیه شده و شامل موارد زیر است:
فصل اول که کلیاتی از پژوهش را در اختیار شما قرار میدهد. در فصل دوم  به شرح برخی مفاهیم مرتبط با بلوغ اجنماعی و نوجوانی پرداخته شده و در فصل سوم با روش شناسی پژوهش به توضیح روش و  ابزارهای پژوهش  و اندازه گیری، روش آنها جمع آوری اطلاعات و تجزیه و تحلیل آشنا خواهید شد. در فصل چهارم جداول و داده های آماری در اختیار شما قرار داده شده است و د رانتها در فصل پنجمخلاصه و نتیجه ی تحقیق ذکرشده است.

  • بازدید : 87 views
  • بدون نظر
دانلود رایگان تحقیق ناهنجاریهای رفتاری نوجوانان و نحوه برخورد با آن-خرید اینترنتی تحقیق ناهنجاریهای رفتاری نوجوانان و نحوه برخورد با آن-دانلود رایگان مقاله ناهنجاریهای رفتاری نوجوانان و نحوه برخورد با آن-تحقیق ناهنجاریهای رفتاری نوجوانان و نحوه برخورد با آن
این فایل در ۳۵صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

عدم رعايت حريم عفاف و حجاب از علل اصلي بروز آسيب‌هاي اجتماعي است 
خبرگزاري فارس: نماينده قوه قضائيه در شوراي فرهنگي اجتماعي زنان عدم رعايت حريم عفاف و حجاب و بالا رفتن سن ازدواج را از علل اصلي بروز آسيب‌هاي اجتماعي دانست. 

حال به بررسي آسيبهاي اجتماعي در حوزه زنان و ارائه راهكار در جهت پيشگيري از اين آسيبها مي پردازيم:
مراحل تدوين يك برنامه پيشگيري عبارتند از:
۱:سنجش نيازها
۲:تعيين اهداف كلي پيشگيري 
۳:شناسايي منابع مورد نياز 
۴:شناسايي منابع مالي موجود 
۵:مشخص نمودن وظائف دستگاههاي مجري 
۶:اقدام
۷:ارزيابي
۸:بازبيني برنامه
در يك شماي  كلي آسيبهاي اجتماعي زنان را مي توان در مواردي چون طلاق-اعتيادوبحث مواد مخدر-روابط نامشروع دختران،زنان خياباني وفراري برشمرد كه بطور مختصربه علل هريك آزاين آسيبها اشاره مي كنيم.:
علل طلاق مي تواند اعتياد به مواد مخدر-عدم تفاهم اخلاقي-عدم آشنايي با اصول زندگي مشترك-سوءظن وبدبيني-فقروبيكاري باشد.
خود طلاق مي تواند پيامدهاي زير را براي زنان به دنبال داشته باشد:
۱-فحشا به ويژه در نتيجه فقر ونااگاهي وسست بودن عقايد مذهبي
۲-افسردگي يا پرخاشگري وعصيان فرزندان به خصوص فرار دختران از منزل وولگردي آنان
۳-خودكشي زنان
۴-اعتياد زنان يا مردان يا كودكان واستفاده از آنان در توزيع مواد مخدر
علل اعتياد نيز مي تواند يكي از عوامل ذيل يا تلفيقي از آنها باشد:
۱٫زمينه هاي خانوادگي از جمله فقرمادي خانواده يا اختلاف خانوادگي
۲٫عوامل اجتماعي مثل در دسترس بودن موادمخدر-فقرونابرابري هاي  اجتماعي واقتصادي-بيكاري-مهاجرت-بيسوادي-طلاق-سنت ها وهنجارهاي نادرست-
پيامدهايي كه اعتياد مي تواند به دنبال داشته باشد:
۱•عوارض جسمي ورواني براي خود فرد
۲•عوارض اجتماعي از جملهارتكاب جرائم وافزايش آسيب هاي اجتماعي ديگرمانند طلاق
علل روي آوردن به فساد وفحشاويا فرار از خانه:
۱-اعتياد به مواد مخدر
۲-شرايط حاكم بر خانواده مانند بد سرپرستي يا بي سرپرستي
۳-فقرشديد مالي
۴-شكست در اهداف يا برنامه هاي زندگي
۵-فرهنگ فاسدحاكم بر خانواده(بي بندو باري ولا مذهبي)
۶-طلاق وجدايي از خانواده:تحقيقات نشان داده كه  بيشتر دختران وزنان فراري فرزندان طلاق هستند.
۷-بيكاري
۸-جنون جنسي
فرار از خانه پيامد هاي زير را دارد:
۱٫اعتياد به مواد مخدر
۲٫سرقت
۳٫رابطه نا مشروع
۴٫خودكشي
۵٫تكدي گري
۶٫بيكاري

ارائه راهكار:
*عمده راهكارها درجهت پيشگيري چه قبل وچه بعدازوقوع آسيب مي تواند به شرح ذيل باشد:
۱¬برقراري عدالت اقتصادي در جامعه وتوزيع عادلانه درآمدها به منظور جلوگيري از فقرومشكلات اقتصادي خانواده ها
۲-اولويت اشتغال براي جوانان متاهل
۳-جلوگيري از اعتياد به مواد مخدر درجامعه
۴-آشنايي جوانان با اصول ومهارتهاي زندگي مشترك واهداف مسائل جنسي
۵-آگاهي به زوجين ومطلع كردن آنها از پيامدهاي شوم طلاق
۶-تقويت ارزشهاي مذهبي و اجتماعي خانواده ها وبالابردن سطح ايمان واعتقادات موثرترين عامل وكم هزينه ترين راه براي  رسيدن به امنيت است.
۷-تبليغ تفاهم وسازگاري بين زوجين از طريق سريال ها وفيلم ها كه استفاده از چهره هاي محبوب در رسانه ها يا جلسات بحث وتبادل نظر در مورد محتواي فيلم هاي نمايشي
۸-افزايش مراكزمشاوره خانواده به طوررايگان به منظور راهنمايي وحل مشكلات خانواده ها
۹-راهبردهاي قانوني شامل كنترل منابع ومبارزه با باندهاي بين المللي قاچاق موادمخدر-كنترل مرزها ومبارزه با فروشندگان وتوزيع كنندگان مواد
۱۰-راهبرد تربيتي وآموزشي درپيشگيري كه آموزش وپرورش مي تواند تاثيرات قابل توجهي در اين زمينه داشته باشد. بديهي است كه آموزشهاي مقطعي نمي تواند ما رابه نتيجه قابل قبولي برساند،مگر آنكه از پايه اول ابتدايي وحتي از دوره پيش دبستاني ،آشنايي با قوانين ومهارتهاي زندگي ،به عنوان يك درس در كنار ساير دروس گنجانده شود كه به تناسب مقاطع مختلف تحصيلي محتواي خاص خود را داشته باشد،تا با فكروروح دانش آموزان از ابتدا عجين گرديده وبتواند آنان را در تمام مقاطع سني در برابر مشكلات وآسيب هاي اجتماعي واكسينه نمايد.
۱۱-ايجاد بانك  اطلاعاتي وشناسايي دانش آموزاني كه خانواده هاي آسيب زا دارند. 
۱۲-استقرار مددكاران  حرفه اي در پايانه ها وخروجي ها-پاركهاواماكن عمومي كه اصولاً مركز تجمع دختران وزنان خياباني است.تيم تخصصي بايد مركب از ركن قضائي انتظامي-اجتماعي وبهزيستي-شهرداري وشوراي شهر باشد تانظارت وكنترل ويژه را به همراه داشته باشد.
۱۳-آگاهي به دختران از عواقب فرار از طريق رسانه هاي جمعي ومدارس
۱۴-ايجاد مراكز متعددمشاوره ومداخله حين بحران
۱۵-تقويت بنيادهاي خانوادگي وپيوندهاي عاطفي ميان نسلها وخانواده ها وپيشگيري از متلاشي شدن روابط خانوادگي
۱۶-ايجاد مراكز مشاوره اي  وتحقيقاتي اعم از بنيادي وكاربردي ومطالعاتي براي يررسي معضلات وناهنجاري هاي اجتماعي وريشه يابي علل وعوامل آن واتخاذ تدابير لازم براي اصلاح-بازسازي- بازپروري-ارشادوهدايت 
۱۷-حضوردائم مددكاران اجتماعي درمحلات جرم خيز تا با كمك نيروهاي مردمي در صدد مشكل يابي دختراني باشند كه در خانواده هاي داراي مشكل زندگي ميكنند.
به هر حال پيشگيري از آسيبهاي اجتماعي  در چهارچوب يك سياست كلان مي تواند از گسترش عوامل وزمينه ساز آسيبهاي اجتماعي بكاهد.بايد ظرفيت هاي پيشگيري را بالا ببريم به نحوي كه اشخاص وارد حوزه آسيب نشوند.چرا نبايد براي يك عمر زندگي خانوادگي، آموزش لازم وكافي وجامع وجود داشته باشد؟درحاليكه اشخاص بايد مهارتهاي زندگي از جمله سلوك اجتماعي وانعطاف پذيري را ياد بگيرند. مابايدضمن فراموش نكردن جمعيت آسيب ديده كاري كنيم تا جمعيت سالم رابه گونه اي مصون نمائيم تا گرفتار آسيب نشوند واين امر نيازمند عزم ملي در همه سطوح است .
اقدامات بايد در سه سطح انجام  شود:
۱٫اقدامات پيشگيرانه براي كل جامعه
۲٫اقدامات خاص براي قشري كه در معرض آسيب هستند واحتمال دارد وارد حوزه آسيب هاي اجتماعي شوند(كاهش عوامل آسيب زا)
۳٫اقدام براي گروهي كه در حوزه آسيب قراردارند(كنترل موقعيت خطر وآسيب)

اما متاسفانه وقتي هنوز بحث بر سر آسيب هاي اجتماعي –طيف هاي آسيب ديده-عوامل آسيب زا-راههاي پيشگيري وامكانات اجرائي است كه به طور دقيق مشخص نشده است،آيا ميتوانيم در اجراي پيشگيري موفق باشيم؟هنوز نمي دانيم سازمان ها وارگان هاي مختلف هر يك مسئول اجرائ چه بخشي  از برنامه هستند؟وتاسف بار تر اينكه هنوز برنامه مشخص وجامعي در اين مورد نداريم؟بالفرض در صورت تهيه وآماده بودن برنامه آيا ما زمينه وبودجه لازم را براي اجرا داريم؟ مثلاً دستگاه قضايي براي پيشگيري از آسيبهاي اجتماعي ابزار ندارد.متولي پيشگيري بايد مرجعي باشدكه ابزارها رادر اختيار دارد.ازسوي ديگر عوامل مختلف رواني-اجتماعي-شخصيتي-فرهنگي واقتصادي دروقوع آسيبهاي اجتماعي دخيل است كه بايد در اين خصوص كار علمي وكارشناسي كرد.دادگستري صرفاً مي تواند نرخ انواع بزهكاري وآسيبها را به پژوهشگران ارائه كندتا در مورد آن،كار تخصصي شودونتايج تحقيقات به سازمان هاي اجرائي منعكس گردد.به هرحال پيشگيري غير كيفري كار قوه قضائيه نيست ، زيرا ابزارهاي آن رادردسترس ندارد.دستگاههاي اجرائي ديگر نيز با توجه به فقدان قانوني در اين زمينه كه شرح وظائف هر دستگاه را بطور صريح وروشن بيان دارد،در عمل واجرا سردرگم مي باشند .لذا مي بايست در خصوص نحوه پيشگيري وكنترل آسيبهاي اجتماعي بدواً قانوني مدون گرددتا مشخص شود متوليان اصلي اين امر چه اشخاص حقيقي يا حقوقي هستند؟
انجام اقدامات پيشگيرانه ومبارزه با آسيبهاي  اجتماعي،نيازمند بودجه ونيروي انساني لازم مي باشد.از اين رو با توجه به وجود بسترهاي متعدد آسيب زادر جامعه ما-اصل پيشگيري ومقابله با آسيب ها-نيازمندحضور متوليان مشخص در قواي سه گانه است .براي كاهش ميزان آسيبها،لازم است دولت نسبت به بهبود وضع بنيان هاي اقتصادي ،اجتماعي وفرهنگي تلاش نمايد.وازطرفي نيز با حاكم سازي دين وارزشهاي ديني درخانواده،مدرسه،محل كاروزندگي سايه امنيت را برجامعه تامين نمايد.





برخورد بارفتارهای ناهنجار نوحوانان
جام جم آنلاین: شوخی و خنده و گاهی درد دل و گفت*وگوی دختر و پسری که به نظر نمی*آید به قول قدیمی*ها به*چشم خواهر وبرادری به هم نگاه می*کنند، یا قدم زدن دوستانه آنان همراه با پیوستگی دستهایشان، این روزها در شهرها دیده می*شود.
تکرار این نمایش هر روزه، هنوز مانع از آن نشده که مردم حتی در بالاترین سطح از گرایش*های غربی، فرزندان خود را از این نوع روابط منع نکنند.
هنوز پسران و پدران رفت وآمدهای خواهران و دختران را کنترل می*کنند و غیرت مرد در واکنش به این مسایل، خریداری دارد.
به نظر می*رسد نوعی بلاتکلیفی مردم در برخورد با این مساله اجتماعی و تضادها در برخورد با آن، نشانگر این است که ایران نه کشوری کاملا سنتی و بسته است که ارتباط دختر و پسران را نیازمند اشد مجازات بداند و نه مانند کشورهای غربی این موضوع را روزمره و پیش پا افتاده می*داند.
واقعیت این است با گسترش فرهنگ شهرنشینی و بروز تضادهای فرهنگی، جامعه ایران برخی از نمادهای مدرنیزم از جمله ارتباط قبل از ازدواج بین دختران و پسران که مورد بحث بسیاری از محافل جامعه*شناسانه و روانشناسانه در کشور قرار گرفت را پذیرفته*است.
باتوجه به*اینکه این نوع ارتباط به سبکی که در فرهنگ کشورهای غربی تعریف شده از پایه و اساس با فرهنگ ایرانی اسلامی به شدت در تضاد است، آسیب*های اجتماعی فراوانی مانند دختران فراری، اعتیاد و… را در سال*های اخیر به دنبال داشته است.
واقعیت این است که دختر و پسر ایرانی، بی*پروا و بدون توجه به هنجارهای اجتماعی درجامعه کنونی ایران به دلایل مختلف، ارتباطی پنهانی*وعاطفی برقرار می کنند و این در حالی است که باور به سنت*ها و هنجارها در ناخودآگاه آنان موجود است.
دختر به شدت از اینکه والدین وی پی به ارتباط پنهانی وی ببرند بیمناک است، اما از آنجا که*می*پندارد، پسر مورد علاقه*اش، وی را به عقد خود درخواهد آورد، به ارتباط خود ادامه می*دهد.
این درحالی است که*بسیاری از پسرانی که با دختران ارتباط برقرار می*کنند فقط به عنوان سرگرمی و نوعی تفریح به این ارتباط نگاه می*کنند.این پسر در خانواده*ای پرورش یافته که همواره در گوشش زمزمه کرده*اند دخترانی که به راحتی با پسران ارتباط برقرار می*کنند، نمی*توانند زن مناسبی برای زندگی باشند و با این دیدگاه به ارتباط خود ادامه می*دهد.
دیدگاه سنتی این افراد زمانی آشکار می*شود که به راحتی با جنس مخالف ارتباط برقرار می*کنند و به*شدت مراقب رفتارها و ارتباطات بستگان مونث خود هستند تا مبادا آنان رفتارهایی از این دست داشته باشند.
البته این مقدمه تاییدی برازدواج*های سنتی*گذشته که پدرومادر می*پسندیدند و دختر و پسر بدون اینکه همدیگر را ببینند به عقد یکدیگر درمی*آمدند نیست، چه اینکه سال*هاست پسران و دختران زیادی با شناخت کافی از یکدیگر ، زندگی مشترک را آغاز می*کنند و به طور نسبی از زندگی*شان راضی هستند.
پس چه باید کرد؟‏
شاید کارشناسانی که سال هاست این موضوع را مورد پژوهش و بررسی قرار داده*اند تا راهکاری مناسب برای رویارویی با آن بیابند پاسخی برای واژه “پس چه باید کرد ؟” داشته باشند.
به گفته کارشناسان علوم تربیتی، سن، شخصیت فرد، برداشت یک فرد از جنس مخالف، تربیت خانوادگی و… در چگونگی برقراری ارتباط وی با جنس مخالف موثر است.
بسیاری از دختران و پسران به گونه*ای تربیت شده*اند که در چرخه اجتماع- مداری از جنس مخالف گریزان نیستند و در قالب مسایل کاری ، درسی و… بدون هیچ گونه احساس عاطفی، بقای زندگی اجتماعی خود را تضمین می*کنند.
امامتاسفانه*برخورد نادرست خانوادگی در تربیت فرزندان، شخصیت*های متزلزلی بار می*آورد که در شروع زندگی اجتماعی، هرگونه واکنش از سوی جنس مخالف، وی را به رویایی عاطفی فرو می*برد.
آمار آسیب*های اجتماعی نشان می*دهد این سوء برداشت*ها چه عواقب ناخوشایندی بخصوص برای برخی دختران به*بار، آورده است.
روانشناسان براین باورند، درچرخه زندگی عاطفی جوانان، واکنش*های والدین دربرابر رفتارهای فرزندان، موجب پی ریزی شخصیتی فرد در دوران بلوغ می*شود.
دکتر “عیسی جلالی” روانشناس و استاد دانشگاه در این مورد ، گفت: برخورد والدین با دختر و پسر در دوران بلوغ در خصوص روابط بین آنان موثراست.
وی افزود: دختران در این سنین نیاز به خودشناسی و شناخت استعدادهایشان دارند و این موقعیت والدینی را می*خواهد که به آنان کمک کند.
به* گفته *این روانشناس، هر چه میزان اختلافات میان والدین با فرزندان دختر بیشتر باشد، رفتارهای ناسازگارانه ضد اجتماعی در آنان بیشتر می*شود.
وی افزود: نیاز به جنس مخالف بخصوص در دوران بلوغ یک غریزه طبیعی است و تا چنین*احساسی نباشد در نهایت خانواده تشکیل نمی*شود اما چگونگی برآوردن این نیاز کوره راه*هایی دارد که ممکن است فرد را به بیراهه بکشاند.
  • بازدید : 41 views
  • بدون نظر
خرید ودانلود فایل تحقیق بررسي تأثير آموزش مهارتهاي زندگي بر سلامت روان و منبع كنترل  نوجوانان-دانلود رایگان تحقیق بررسي تأثير آموزش مهارتهاي زندگي بر سلامت روان و منبع كنترل  نوجوانان-دانلود رایگان مقاله بررسي تأثير آموزش مهارتهاي زندگي بر سلامت روان و منبع كنترل  نوجوانان-تحقیق بررسي تأثير آموزش مهارتهاي زندگي بر سلامت روان و منبع كنترل  نوجوانان
این فایل در ۸۲صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

انسان با توجه به پيچيدگي‌ها و دشواري‌هاي زندگي جهت رسيدن به رشد و پيشرفت در جنبه‌هاي گوناگون مي‌‌بايست از توانايي لازم و كافي جهت مقابله با موقعيتهاي دشوار زندگي و همچنين فراهم نمودن شرايط مناسب به منظور پيشرفت همه جانبه برخوردار باشد. بنابراين 
در اين پژوهش به منظور بررسي تأثير آموزش مهارتهاي زندگي بر سلامت روان و منبع كنترل. كه به شيوه  آزمايشي و طرح پيش آزمون- پس آزمون- با گروه كنترل انجام گرديد،‌ چنين فرض شد كه آموزش مهارتهاي زندگي موجب افزايش يا بهبود سلامت روان و دروني‌تر شدن منبع كنترل در نوجوانان مي شود. به همين منظور از بين ۱۹۱ دانش آموز دختر مقطع دبيرستان، ۳۰ دانش‌آموز كه بالاترين نمرات را از پيش آزمون (پرسشنامه سلامت عمومي و پرسشنامه منبع كنترل) به دست آوردند، انتخاب شدند و به طور تصادفي به دو گروه آزمايشي و كنترل تقسيم گرديدند كه هر گروه شامل ۱۵ دانش آموز بود. 
پس از اجراي پيش آزمون در گروه آزمايشي و كنترل، گروه آزمايشي آموزش مهارتهاي زندگي را در هشت جلسه دو ساعته دو بار در هفته دريافت نمود. پس از يك ماه، پس آزمون (پرسشنامه سلامت عمومي و پرسشنامه منبع كنترل) در دو گروه آزمايشي و كنترل اجرا گرديد. 
پس از نمره‌گذاري، تفاوت ميانگين بين دو گروه در پيش آزمون و پس آزمون با استفاده «از آزمون t دو گروه مستقل» مورد مقايسه قرار گرفت. نتايج نشان داد كه بين ميانگين دو گروه در «پرسشنامه سلامت عمومي» تفاوت معناداري وجود دارد. در نتيجه فرضيه پژوهش تأييد گرديد. بنابراين، آموزش مهارتهاي زندگي مي‌تواند سلامت روان را افزايش دهد يا بهبود بخشد. همچنين نتايج نشان مي دهد كه تفاوت بين ميانگين هاي دو گروه در كليه مقياسهاي پرسشنامه سلامت عمومي به جز مقياس C (نارسا كنش وري اجتماعي) كاملاً معنادار است. نكته ديگر اينكه بيشترين ميزان كاهش در نمرات مقياس D (نشانگان افسردگي)‌ پرسشنامه مذكور مي‌باشد. بنابراين مي‌توان گفت كه آموزش مهارتهاي زندگي بيشترين تأثير را بر كاهش ميزان افسردگي آزمودني‌ها داشته است.  اما در مورد ميانگين دو گروه در پرسشنامه منبع كنترل، عليرغم كاهش اندك در نمرات تفاوت معناداري وجود ندارد. در كل مي‌توان گفت،‌ با  توجه به كاهش اندك نمرات، آموزش مهارتهاي زندگي تا حدودي بر دروني‌تر شدن منبع كنترل در گروه آزمايشي مؤثر بوده است. 
همچنين در اين پژوهش، رابطه بين متغيرهاي پژوهش با استفاده از «ضريب همبستگي پيرسون» به دست آمد. اين نتايج نشانگر آن است كه بين سلامت روان و شيوه مقابله‌اي و بين منبع كنترل و شيوه مقابله‌اي ارتباط مثبت و معناداري وجود دارد. اما بين متغير (سلامت روان و منبع كنترل) ارتباط مثبت و معناداري وجود ندارد. يافته‌هاي جانبي اين پژوهش نشانگر رابطه معنادار بين سطح تحصيلات مادر، اشتغال مادر و عملكرد تحصيلي دانش‌آموزان با سلامت روان و شيوه مقابله‌اي آنان مي‌‌باشد. 
مشاهدات كيفي نيز در طول جلسات دوره آموزشي با نتايج كمي حاصل از داده‌ها مطابقت و هماهنگي دارد. بطوريكه آزمودني‌هايي كه در طول جلسات فعاليت گروهي بيشتري داشتند، انگيزه و تمايل بيشتري جهت شركت در اين دوره آموزشي داشتند، نظم گروهي بيشتري را رعايت مي‌نمودند. در انجام تمرينات و فعاليتهاي عملي علاقمندي و انگيزة بيشتري نشان مي دادند،‌ توجه و دقت كافي نسبت به مطالب و محتويات آموزشي داشتند و خواهان تداوم اين دوره آموزشي در طول سال تحصيلي بودند، در ميزان نمرات سلامت عمومي و منبع كنترل آنان كاهش بيشتري ايجاد شده است. در واقع مي‌توان گفت كه آموزش مهارتهاي زندگي در مورد اين آزمودني‌ها منجر به افزايش سلامت روان و دروني‌تر شدن منبع كنترل آنان شده است. بدين ترتيب مشاهدات كيفي دال بر تأثير مثبت آموزش مهارتهاي زندگي  مي‌باشد. 
 
مقدمه
پيشرفت‌هاي علمي و تكنولوژي در سال‌هاي اخير، انسان‌ها را با انبوهي فزاينده از مسائل گوناگون مواجه ساخته است. كار، تحصيل و فشارهاي رواني- اجتماعي از جمله مسائلي هستند كه اغلب نوجوانان و جوانان با آنها روبرو هستند. توانايي حل مؤثر مسائل مذكور و مشكلات مشابه از جمله مهارت‌‌هاي مهم و مفيدي هستند كه نقش تعيين كننده‌اي در تأمين سلامت رواني و موفقيت فرد و در نتيجه زندگي سالم و اثر بخش دارند. 
همه انسان‌ها به طور فطري توانايي حل مشكلات زندگي را دارند، وليكن اين توانايي بايد مطابق با شرايط و موقعيت فرد پرورش يابد بطوريكه به عنوان مهارت‌هاي كارآمد در آنان دروني شود. متأسفانه طبق بررسي‌هاي انجام شده توانايي‌ها و مهارت‌هاي عملي و سازشي بسياري از نوجوانان و جوانان كشور ما براي حل مؤثر مسائل زندگي فردي و اجتماعي آنان كفايت نمي‌كند. بنابراين آموزش مهارت‌هاي زندگي با تأكيد بر مهمترين مسائل فردي و اجتماعي نوجوانان به عنوان  اصلي مهم و انكار ناپذير است كه تاكنون عليرغم توجه خاص بسياري از كشورهاي جهان و تأكيد خاص «سازمان بهداشت جهاني» . جاي آن در برنامه‌هاي تحصيلي مدارس كشورمان خالي مانده است. البته اخيراً گامهايي برداشته شده است كه نيازمند توجه علمي و تخصصي بيشتري مي‌باشد. 
آموزش مهارت‌هاي زندگي مبتني بر يادگيري مشاركتي و عملي مي‌باشد. اين گونه فعاليت‌ها در افزايش سلامتي و پيشگيري اوليه از بروز مشكلات و همچنين كمك به نوجوان جهت يادگيري رفتارهاي مثبت و حفظ سلامت رواني خويش بسيار اثر بخش است. بنابراين برنامه‌هاي بهداشت مدارس و مداخلات پيشگيرانه مبتني بر مدرسه مي‌توانند در جهت ايجاد رفتارهاي سالم و افزايش آگاهي دانش آموزان در جهت تمرينات حمايت كننده از سلامتي جسماني،‌ رواني و اجتماعي و به طور كلي مهارت‌هاي زندگي به كار گرفته شوند. بنابراين از طريق اينگونه برنامه‌ها، نوجوانان نسبت به سلامتي‌شان مسؤوليت پذير مي‌شوند، تصميمات بهداشتي مناسبي را اتخاذ مي‌نمايند و به طور كلي سبك زندگي سالمي در طول نوجواني آغاز مي كنند و در طول زندگي تداوم مي‌بخشند. اين امر نوجوانان را قادر مي‌‌سازد كه طبق استعدادهاي بالقوه خويش عمل نمايند و آماده رويارويي با تغييرات و نيازهاي زندگي آينده شوند.
روان شناسان در دهه‌هاي اخير، در بررسي اختلالات رفتاري و انحرافات اجتماعي به اين نتيجه رسيده‌اند كه بسياري از اختلالات و آسيب‌ها و ناتواني افراد در تحليل صحيح و مناسب از خود و موقعيت خويش، عدم احساس كنترل و كفايت شخصي جهت رويارويي با موقعيت‌هاي دشوار و عدم آمادگي براي حل مشكلات و مسائل زندگي به شيوه مناسب، ريشه دارد. بنابراين با توجه به تغييرات و پيچيدگي‌هاي روزافزون جامعه و گسترش روابط اجتماعي، آماده سازي افراد  بخصوص نسل جوان جهت رويارويي با موقعيت‌هاي دشوار،‌ امري ضروري به نظر مي رسد، در همين راستا،‌ روان‌شناسان با حمايت سازمان‌هاي ملي و بين‌المللي، جهت پيشگيري از بيماري‌هاي رواني و نابهنجاري اجتماعي، آموزش مهارت‌هاي زندگي را در سراسر جهان و در سطح مدارس آغاز نموده‌اند.  
آنچه كه امروزه تحت عنوان مهارت‌هاي زندگي مشهور  است، تنها حاصل كار پژوهشگران عصر حاضر نيست، بلكه بسياري از اين مهارت‌ها در لابلاي تعاليم الهي بخصوص در قرآن و احاديث معصومين (ع) بيان شده است، بطوري كه تلاش براي برقراري ارتباط مفيد و مؤثر با ديگران، خودشناسي و توجه به ارزش‌ها كه از فصول اساسي درس مهارت‌هاي زندگي است، به كرات در قرآن، نهج البلاغه و صحيفة سجاديه و احاديث منقول از ساير معصومين (ع) مورد تأكيد قرار گرفته است.  
دوره نوجواني، دوره‌اي بحراني است كه تغييرات عمده‌اي در فرد (از لحاظ فيزيولوژيكي ، شناختي و رواني) و محيط بيروني فرد (فشار همسالان، انتقال از محيط كوچك درس به محيطي بزرگتر در جامعه و مواجه شدن با هنجارها) به وجود مي‌آيد. چنين تغييراتي اغلب با مشكلاتي همراه است كه بسيار استرس‌زا مي‌باشد. به همين دليل اكثر نوجوانان در يك دوره بحراني به سر مي‌برند. با توجه به اين مسائل، جهت پيشگيري از اختلالات رواني و يا تداوم سلامت رواني، نوجوانان بايد راهبردهاي مقابله‌اي مؤثر را ياد  بگيرند. 
با توجه به گسترس خدمات بهداشت رواني مبتني بر مدرسه در كشورهاي مختلف، «سازمان بهداشت جهاني» طرح تحقيقي مهارت‌هاي زندگي را به عنوان بخشي از برنامه بهداشت رواني اين سازمان بنا نهاد. هدف اصلي سازمان بهداشت جهاني از ايجاد طرح مهارت‌هاي زندگي در زمينه بهداشت رواني اين است كه جوامع مختلف در سطح جهان نسبت به گسترش، به كارگيري و ارزيابي برنامه آموزش مهارت‌هاي زندگي كه متمركز بر رشد تواناييهاي رواني اساسي (مانند حل مسأله، مقابله با هيجانات، خود آگاهي، سازگاري اجتماعي و كنترل استرس) بين كودكان و نوجوانان است، اقدام نمايند.  
بنابراين با توجه به نقش مهم مدارس در تأمين بهداشت رواني دانش‌آموزان، برنامه آموزش مهارت‌هاي زندگي، روش مؤثري در جهت رشد شخصيت سالم دانش‌آموزان و تأمين و حفظ بهداشت رواني دانش‌آموزان تلقي مي ِود. به اين ترتيب مدارس به جاي اينكه تنها بر افزايش عملكرد تحصيلي دانش‌آموزان  تمركز نمايند، بايد بر تأمين و حفظ سلامت روان آنان نيز تأكيد نمايند و اقدامات لازم را به منظور تحقق هدف مذكور انجام دهند، چرا كه، اگر هدف فوق تحقق يابد، بسياري از مشكلات تحصيلي و آموزشگاهي نيز خود به خود كاهش مي‌يابند.
بيان مساله
تغييرات ناگهاني و گسترده‌اي كه در جنبه‌هاي جسماني، رواني و اجتماعي زندگي نوجوان ايجاد مي‌شود،‌ مرحله‌اي بحراني را ايجاد مي‌كند كه طبعاً مشكلات و ناسازگاري‌هايي را به همراه خواهد داشت. بنابراين با توجه به اهميت دوران نوجواني، شناخت اصولي و علمي اين مرحله، جهت پيشگيري از نابهنجاري‌ها و مشكلات ناشي از اين بحران از طريق ارائه اطلاعات و آگاهي‌ لازم به نوجوانان و كسب مهارت‌هاي مورد نياز  جهت مقابله با مشكلات ناشي از اين تغييرات توسط آنان، امري بسيار مهم و حساس تلقي مي‌شود. يكي از برنامه هاي پيشگيرانه در اين زمينه، كه در سطح جهان مورد توجه  است، آموزش مهارت هاي زندگي به نوجوانان مي‌باشد. تأثير اين آموزش در زمينه‌هاي گوناگوني مورد بررسي قرار گرفته است كه به نتايج مثبتي نيز دست يافته‌اند. از همين رو با توجه به اهميت موضوع، پژوهش حاضر به بررسي تأثير آموزش مهارت‌هاي زندگي بر سلامت روان و منبع كنترل نوجوانان مي پردازد، تا بدين ترتيب، گامي ديگر در جهت تحقق اهداف پيشگيرانه پيرامون دوره بسيار مهم و حساس نوجواني برداشته شود. كاملاً واضح است  كه اگر اهداف فوق ميسر شوند، راهي روشن و هموار جهت انتقال از دوره نوجواني به دوره جواني و بزرگسالي كه مرحله شكوفايي توانايي‌ها،‌ استعدادها و انديشه‌هاي نو مي باشد، فراهم مي‌گردد. اين امر موجبات تكامل فردي و اجتماعي تك تك افراد جامعه را فراهم مي‌سازد كه در نهايت به پيشرفت جامعه در ابعاد گوناگون منتج مي‌شود. 
سازمان بهداشت جهاني (WHO)   به منظور افزايش سطح بهداشت رواني و پيشگيري از آسيبهاي رواني- اجتماعي، برنامه‌اي تحت عنوان آموزش مهارت‌هاي زندگي تدارك ديده و در سال ۱۹۹۳ در «يونيسف»  (صندوق كودكان سازمان ملل متحد) مطرح نمود. از آن سال به بعد، اين برنامه در بسياري از كشورها مورد آزمايش و اجرا قرار گرفته است. 
بر اساس پژوهش‌هاي انجام شده، عواملي نظير عزت نفس، مهارت‌هاي بين فردي برقراري ارتباط مطلوب ، تعيين هدف، تصميم‌گيري، حل مسأله، تعيين و شناسايي ارزش‌هاي فردي در پيشگيري و يا كاهش ابتلاء نوجوانان به انواع ناهنجاري‌هاي رفتاري و اختلالات رواني و افزايش سطح سلامت روان آنان نقش مؤثري دارند. بنابراين با توجه به اهميت و ارزش آموزش مهارت‌هاي زندگي با اهداف گوناگون پيشگيرانه و ارتقاء سطح سلامت روان، فقدان اين مهارت‌ها موجب مي شود كه فرد در برابر فشارها و استرس ها به رفتارهاي غير مؤثر و ناسازگارانه روي آورد. آموزش چنين مهارت‌هايي در كودكان و نوجوانان،‌ احساس كفايت، توانايي مؤثر بودن، غلبه كردن بر مشكل، توانايي برنامه ريزي، و رفتار هدفمند و متناسب با مشكل را به وجود مي آورد. 
همچنين مطالعات متعدد حاكي از آن است كه منبع كنترل دروني با سلامت رواني و احساس رضايت از زندگي ارتباط مثبت دارد و افرادي كه داراي منبع كنترل دروني هستند از فشار رواني كمتري در زندگي خود رنج مي‌برند. 

عتیقه زیرخاکی گنج