• بازدید : 55 views
  • بدون نظر
این فایل در ۳۳صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

اصول معماري ايراني
    به طور كلي اصول معماري ايرني عبارتند از :
 1ـ مردم واري : يعني داشتن مقياس انساني كه آن را مي توان در عناصر مختلف معماري ايران مشاهده كرد . به طور مثال اگر سه دري ( اتاق خواب ) را در نظر بگيريم، اندازه ي ان بر حسب نيازهاي مختلف يك زن، مرد، بچه يا بچه هاي آنها، لوازم مورد نياز و … در نظر گرفته شده است يا براي جلوگيري از گزند گرماي زياد ايران، ديوار را دو پوسته مي ساختند و يا نور را از سقف مي گرفتند.
 2ـ پرهيز از بيهودگي : در معماري ايران بر اين اصل تاكيد فروان شده است، به عنوان مثال نصب مجسمه ها كه در اغلب بناهاي سرزمين هاي ديگر معمول است در معماري ايراني وجود ندارد.
 3ـ نيارش :  اصطلاحي است در معماري و به كليه كارهايي اطلاق مي شود كه براي ايستايي و پايداري بنا انجام  مي گيرد. به عبارت ديگر، نيارش مجموعه اي است از امور محاسباتي و استاتيكي به انضمام مصالح شناسي و انتخاب و استفاده از مناسب ترين و كمترين مصالح. به عنوان مثال در گذشته بيشتر تكيه ي معماران بر اصول مهندسي بوده است و به نظر آنان هنگامي بنا زيبا بوده كه از لحاظ ايستايي نيز نمايان گر ايستا بودن خود باشد.
در نيارش از مقياسي به نام « پيمون » استفاده مي شده است. پيمون يكي از ضوابطي بود كه براي تعيين تناسب بين اجزاي بنا رعايت مي شد. با استفاده از نيارش و پيمون، سه مرحله ي مهم طرح ، محاسبه و اجرا به بهترين نحو انجام مي يافت به طوري كه طرح زيبا، محسبات صحيح و اجرا نيز 
ساده مي شد.
 4ـ خود بسندگي :  به عبارتي، خود كفايي است و به مفهوم استفاده از حداكثر امكانات موجود و در دسترس و  مصالح بوم آورد است. به اين تريتب كار با سرعت بيش تر انجام شده و مصالح با طبيعت
 اطراف خود هماهنگي بيش تري داشته است.
 5ـ درون گرايي : يعني به دليل وضع جغرافياي خاص بساري از مناطق ايران، مانند خشكي، بادهاي مختلف، و شن هاي روان و … امكان ساخت بناهاي برون گرا نبوده است. به عنوان مثال در نقشه تخت جمشيد «درون گرايي » كاملاً ديده مي شود.
شيوه هاي معماري ايراني
     به طور كلي معماري ايراني داراي شش شيوه مي باشد كه دو شيوه ي آن مربوط يه معماري قبل از اسلام و چهار شيوه ي بعدي آن مربوط به معماري بعد از اسلام مي باشد. اين شيوه ها عبارتند از :
شيوه هاي معماري ايران


                             معماري قبل از اسلام                         معماري بعد از اسلام


در اين بخش به بررسي شيوه هاي معماري در قبل از اسلام مي پردازيم :
 الف ـ شيوه ي پارسي : اين شيوه مربوط به زمان مادها تا حمله ي اسكندر يعني از قرن ۸ تا ۳ ق.م           مي باشد .
مهم ترين خصوصيات شيوه ي پارسي عبارت است از:
 1ـ استفاده از سنگ هاي بريده، منظم و گاهي صيقل خورده و بهره گيري از بهترين نوع مصالح از لحاظ  مرغوبيت، رنگ و دوام از هر جاكه ميسر بوده است.
 2ـ آماده كردن پي بنا با سنگ ريزه و سنگ لاشه و قرار گرفتن بناي ساختمان بر روي سكو و تخت گاه.
 3ـ نهادن ستون ها در حداكثر فاصله ي ممكن و تا ارتفاع بسيار چشم گير و آرايش سرستون ها با جزئياتي كه براي تحمل بار سقف چوبي كاملاً متناسب و منطقي باشد.
 4ـ پوشش با شاتير، تير و تيرچه ي چوبي سخت و بريده و درودگري شده.
 5ـ آرايش ديواره هاي اطراف پلكان هاي كوتاه و مال رو با نقش هاي برجسته و كنگره هاي زيبا و متناسب.
 6ـ ساختن ديواره هاي جدا كننده با خشت خام و آرايش داخلي و خارجي آن با كاشي رنگي لعاب دار.
 7ـ پرداختن فرش كف با بهترين مصالحي كه در آن روزگار يافت مي شده است.
 8ـ تعبيه ي سايبان و آفتاب گير منطقي و ضروري براي ساختمان ها.
معماري در دوره ي مادها
مادها در آذربايجان، حدود كردستان و لرستان، ري قديم و اصفهان مسكن داشتند. پارس ها با بوميان و 
همسايگان نيرومند خود مانند « آشوريان » و « اورارتويي ها » (ourartou) به جنگ و ستيز پرداختند و ديه ها و مساكن اين نواحي را يكي پس از ديگري تصرف كردند و به دور شهرها بارو كشيدند. فرمانروايان قبيله هاي ماد در يك جا گرد آمدند و دولت هاي كوچكي تشكيل دادند. مادها به مدت ۱۰۰ سال پايدار ماندند و از اوسط قرن ۹ ق.م كم كم براي دولت نيرومند آشور مايه ي دردسر شدند.دولت ماد در سال                 « ۵۵۰ ق.م » منقرض و جزو دولت پارس شد.
سه ناحيه ي عمده ي دولت ماد عبارتند از:                                                        
ـ همدان
ـ ري
ـ نسا (حدود كرمانشاه )
 هگمتانه يا همدان امروزي، پايتخت مادها، و نخستين شهر هخامنشي بود كه تا زمان اشكانيان نيز پايتخت تابستاني به شمار مي رفت. آثار مكشوفه ي معماري در هگمتانه، شامل برج، حصار و بناهاي عظيم خشتي، خبر از يك شهر يا دژ تابستاني مي دهد. شهر باستاني مكشوفه از لحاظ معماري و نيز از لحاظ تاسيات دفاعي و حفاظتي، داراي ويژگي هايي است كه در نوع خود كم نظير است. از ديگر آثار اين دوره مي توان از شهرهاي بيستون، كنگاور و اسپيدانه ( اصفهان ) نام برد. آثار معماري دوره ي ماد عبارتند از:
ـ دخمه ي « داو دختر » در فارس.
ـ دخمه ي « قزقاپان » يا قيزقاپان ( رباينده دختر ) در سليمانيه ي كردستان عراق.
ـ دخمه ي « سكاوند » در كردستان.
ـ دخمه ي « فخرگاه » در كردستان.
ـ « گودين تپه » در جنوب شرقي كنگاور.
ـ « تپه ي نوشي جان » در جنوب همدان.
معماري در دوره هخامنشي
عصر هخامنشي با اقدامات سياسي « كوروش » بنيان گذار آن سلسله، و ايجاد نخستين كانون امپراطوري خود در « پاسارگاد »،  از سال « ۵۵۰ ق.م » آغاز مي شود. هنر هخامنشي معمو لاً به دو دوره تقسيم مي شود :
اولين دوره در ويرانه هاي پاسارگاد شناسايي مي شود كه به فرمان « كوروش » برپا گرديد؛ دوره ي دوم در آثار شكوهمندي چون كاخ هاي تخت جمشيد ديده مي شود كه به فرمان « داريوش اول » و جانشين آن ساخته شد. بناي مهم « تخت جمشيد » يكي از بناهايي است كه به شيوه ي « پارسي » ساخته شده است.
اما قبل از آن كه به بررسي اين مجموعه بپردازيم، به شرح مختصري درباره ي ابنيه ي موجود در پاسارگاد مي پردازيم:
پاسارگاد: كهن سال ترين بناهاي هخامنشي كه ويرانه هاي آنها تاكنون بر جاي مانده است، بناهايي هستند كه در پاسارگاد ـ نخستين پايتخت دولت هخامنشي ـ بر پا شده بودند. « كوروش » ـ نخستين پادشاه هخامنشي ـ « پاسارگاد » را پايتخت كشور اعلام كرد و در سال « ۵۵۰ ق.م » دستور احداث مجموعه اي متشكل از چند كاخ، آتشكده، معبد و هم چنين آرامگاه خويش را صادر نمود.
كاخ هاي اين مجموع كه به نام هاي كاخ پذيرايي يا بارعام، كاخ اختصاصي و كاخ شرقي مشهورند، هر يك داراي ابعاد وسيع و بر سكويي سنگي بنا شده اند.  


معماري در دوره ي سلوكيان و اشكانيان
معماري در دوره ي سلوكيان
     پس از مرگ اسكندر در سال ۳۲۳ ق.م، ميان سرداران او نبردي دراز در گرفت تا آن كه در سال ۳۱۲ ق.م   « سلوكوس » فاتحانه به بابل وارد شد و اين آغاز سلطنت سلوكيان بر سرزمين هاي شرقي امپراطوري اسكندر بود،كه خود مبدا گاه شماري تازه شد.
سرزمين سلوكيان از بين النهرين آغاز و به افغانستان مي رسيد. بعد ها سوريه و آسياي صغير نيز به اين قلمرو افزود شد. پايتخت سلوكيان شهر « سلوكيه » بود. بعد ها در شرق اين شهر، شهر « تيسفون » ـ پايتخت اشكانيان و ساسانيان ـ بنا شد و در خلافت عباسيان در نزديك آن شهر « بغداد » پديد آمد. بعد ها « انطاكيه » واقع در سوريه، پايتخت ديگر سلوكيان شد.
    هنر سلوكي در ايران اثر فوق العاده اي نداشته است و تعداد ابنيه و آثار آنها بسيار نادر است. آثار عصر سلوكي يا بيشتر تحت تاثير هنر هخامنشي است، يا آميزه اي از هنر ايران و هنر يونان است و يا با هنر و دنياي يوناني رابطه ي مستقيم دارد. از آثار هنر و معماري اين دوره مي توان به بناهاي زير اشاره كرد:
ـ آتشكده ي نور آباد
ـ نقش برجسته ي تل ضحاك
ـ پرستشگاه نهاوند
ـ پرستشگاه شمي
ـ معبد استخر 
ـ پرستشگاه خورهه 
ب ـ شيوه ي پارتي : دومين شيوه ي معماري ايراني « شيوه ي پارتي » است. اين شيوه بعد از حمله ي اسكندر در ايران معمول شد و در دوره ي « اشكاني »، «ساساني »، «صدر اسلام » و در بعضي نقاط حتي بعد از اسلام تا قرن سوم و چهارم هجري قمري ادامه داشته است.
     خصوصيات شيوه ي پارتي عبارت است از :
۱- حداكثر استفاده از مصالح محلي ( بوم آورد )؛ مثل استفاده از سنگ لاشه، خشت خام يا پخته و …
۲- استفاده بسيار خوب از تكنيك پيشرفته ي طاق و گنبد.
۳- تنوع فوق العاده در طرح ها.
۴- پرهيز نكردن از شكوه ارتفاع زياد

عتیقه زیرخاکی گنج