• بازدید : 31 views
  • بدون نظر
این فایل در ۷صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

انسان يك موجود اخلاقي است و اخلاق به صفات و افعال زشت و زيبا اطلاق مي شود و گاهي صرفاً در مورد اخلاق و صفات نيك بكار مي رود. انسانها داراي يك جوهر قدسي هستند كه از آن اموري مطلوب و خواستني به نام ارزش تراوش مي شود او را به عنوان يك موجود اخلاقي نمودار مي سازد كه ساير جانداران از آن بي بهره اند.
توانايي
يكي از ابعاد وجود آدمي قدرت يا توانايي است قدرت به معناي عام يعني هر گونه نيرويي كه مي تواند مبدا و منشا كامل هر اثري شود و به معناي خاص قدرت عبارت از توانايي بر انجام كاري با آگاهي و آزادي مي باشد. همچنين قدرت يا توانايي شامل قدرت فيزيكي يا مادي است كه در همه موجودات انسان و غيره انسان وجود دارد. قدرت غيرمادي نظير قوا و كيفيات گوناگون نفساني مانند علم تمايل و غيره خاص انسان است. 
تغيير پذيري شخصيت انسان
يكي ديگر از ويژگيهاي انسان قابليت شكل گيري گوناگون شخصيت است انسان به گونه اي آفريده شده است كه مي تواند با آگاهي و آزادي در محدوده اي نسبتاً گسترده راه خويش را برگزيند و در همان راه منتخب خود شخصيت و هويت فكري اخلاقي و فرهنگي خويش را شكل دهد.
تواناييهاي بالقوه و بالفعل
لغت sterngth به معناي توانائي، استبداد، قدرت، نيرو، قوه و دوام به كار برده مي شود و لغت potentiality به معناي عامل بالقوه ذخيره پنهان داراي استعداد نهاني مي باشد. قرآن انسان را موجودي مي داند كه هنگام زاده شدن داراي فطرتي است بالقوه او بالقوه داراي همه كمالات است كه مي تواند اگر خودش بخواهد بخواهد به آنها فعليت دهد و اين بستگي به شناخت خودش دارد.
تواناييهاي گوناگون انسان
قوه و نيروه عاملي كه اثري از آن ناشي مي شود. هر موجودي از موجودات جهان منشا يك چند خاصيت و اثر هستند انسان قادر است و توانايي دارد كه در برابر ميلهاي دروني خودايستادگي كند و فرمان آنها را اجرا نكند. اين توانايي را انسان به حكم يك نيروي ديگر دارد كه از آن به اراده تعبير مي شود. و به نوبه خود تحت فران عقل است يعني عقل تشخيص مي دهد و اراده انجام مي دهد. پس از آنچه گذشت روشن مي شود كه انسان از دو جهت يك سلسله توانايي ها دارد كه ساير جانداران ندارند: يكي از جهت اينكه در انسان يك سلسله ميلها و جاذبه هاي معنوي وجود دارد كه در ساير جانداران وجود ندارد. اين جاذبه ها به انسان امكان مي دهد كه دائره فعاليت خويش را از حدود ماديات توسعه دهد و تا افق عالي معنويات بكشاند ولي ساير جاندارها از زندان ماديات نمي توانند خارج شوند و ديگر از آن جهت كه انسان به نيروي عقل و اراده مجهز است و قادر است در مقابل ميلها مقاومت و ايستادگي كند.
انسان يك موجود آزاد، توانا و انتخابگر و صاحب اختيار است تاكيد قرآن در مورد انسان بر اين است كه انسان خويشتن را آنچنانكه هست بشناسد و مقام و موقع خود را در عالم وجود درك كند و هدف از اين شناختن و درك كردن اين است كه خود به مقاوم والايي كه شايسته آن است برساند تحقيق و جستجوي دقيق و علمي در مورد تواناييها اولين بار در آمريكا در سال ۱۹۶۰ در دانشگاه در دانشگاه يوتا انجام شد و كار نخستين بر اساس نظريه هاي افرادي چون مازلو، مورفي، فروم بنا نهاده شده بود آنها كار تحقيق را بر روي ۱۸ گروه آزمايش كه افرادي سالم و طبيعي و در گروههاي سني مختلف بودند انجام دادند. آنها پس از اين تحقيقات به اين نتيجه رسيدند كه انسانها داراي توانايي هاي بالقوه زيادي هستند اما اين توانايي ها را نشناخته و به مرحله عمل در نمي آورند و بيشتر به ضعف ها و مشكلات خود آگاه هستند و هيچگونه كاوشي در مورد قدرتهاي خود نمي كنند انسان خود نمي داند كه داراي چه استعدادها و توانايي است. قدرت هاي نهفته و غير قابل استفاده در انسان زياد است كه تواناييهاي بالقوه او را تشكيل مي دهد و اغلب افراد از حداقل قدرتهاي موجود خود استفاده مي كنند. اگر بدانيم كه چه كارها مي توانيم انجام دهيم نگرش و اعتمادمان به خودمان تغيير مي كند در مورد بيماران اين امر نيز صحت دارد آگاهي بيمار از تواناييهاي خويش مي تواند براي او آينده ساز باشد.
شناخت و كشف تواناييها مي تواند: برخودپندار، خودانگاره و عزت نفس اثر بگذارد باعث گردد تا بيمار از ارزشها و لياقتهاي خودآگاه شده و در نتيجه ارزش از خود بالا رود و در نتيجه تمام اين عوامل باعث مي شود كه بيمار انرژي رواني و نيروي تازه در جهت بهبودي و سلامتي خود در حال آينده بيابد. هربرت اتو گروهي از تواناييهاي انسان را به شرح زير تقسيم بندي كرده است. 
۱- نمايشگر ورزشها و فعاليت هاي شبيه به آن 
اگر فردي علاقمند به ديدن ورزشها و يا فعاليتهايي است كه قبلاً نيز در آن شركت كرده از آنها لذت مي برده است و با ديدن اين حالت شادي و لذت به او دست مي دهد و اين يكي از قدرتهاي انسان است كه مي تواند از اين طريق انرژي و نيروي خود را در راه صحيح بكار گيرد. 
۲- شركت در فعاليتها و ورزشها
در اين توانايي فرد انرژي خود را در جهت سلامتي و بهبودي خود بكار مي گيرد و قادر است در فعاليتهاي ورزشي، بدن سازي، فعاليتهاي توانبخشي و فيزيكي شركت كند. با شناخت اين توانايي مي توان برنامه هاي درماني بهتري براي آينده بيمار تدارك ديد.
۳- مشغوليت هاي ذوقي و كارهاي دستي
شركت موثر در كارهاي دستي و انجام بعضي از فعاليتهاي ذوقي و ابتكار در كارها و به پايان رساندن آن از تواناييهاي ديگر انسان است.
۴- ارائه هنرها
علايق فعلي با گذشته بيمار در زمينه نوشتن، نقاشي، مجسمه سازي و شعر گفتن، گوش دادن به موسيقي و لذت بردن از آن از جمله قدرتهاي ديگر انسان است كه با شناخت هر يك از اين تواناييها مي توان به بيمار در جهت بالا بردن اعتماد به نفس توانبخشي و كارهاي درماني استفاده كرد. 
۵- حفظ وضعيت سلامت بدن
علاقه و اهميت به حفظ سلامتي، تندرستي و بهداشت بدن و توانايي در برقراري رژيم هاي خاص و حتي اهميت به شركت در برنامه هاي درماني خود جهت بهبودي از تواناييهاي ديگر انسان است. 
۶- تعليم و تربيت و آموزش و پرورش 
توانايي ياددهي و يادگيري در حرفه و يا كار خاص، لذت بردن از كار و يادگيري، توانايي خودآموزي، علاقه به تحصيل و آموختن مطالب تازه، آموزش تكنيك هاي مختلف از جمله اين تواناييهاست.
۷- كار، شغل و حرفه
موفقيت در كار شغل و حرفه، انجام دادن و لذت بردن در كار و احساس غرور در كار و انجام وظيفه به نحو احسن، تلاش براي بدست آوردن مقام و رتبه از تواناييهاي انسان است. 
۸- استعداد خاص
علاقه به خريد، فروش چيزها، استعداد در رياضيات توانايي فيكس كردن قطعات مكانيكي، مورد توجه قرار گرفتن از طرف مردم و تأثير گذاشتن روي ديگران از جمله قدرتهاي خاص انسان است.
۹- تواناييهاي مربوط به خانواده
توانايي همسر بودن، بچه داشتن و ارتباط سالم با اعضاي خانواده، مانند پدر و مادر و شوهر، عشق ورزيدن به خانواده و درك و فهم آنها ارتباط با ديگر اعضاي فاميل و اقوام از جمله اين توانايي است. 
۱۰- تواناييهاي عقلاني
دليل منطقي آوردن، مشكل گشايي، قبول عقايد جديد، قدرت استدلال صحيح، شركت در مباحثات و يادگيري مطالب تازه، نوآوري، گسترش افكار و معلومات نمونه اين تواناييها است. 
۱۱- توانايي ديدن زيباييها و لذت بردن از آنها
توانايي در تشخيص زيباييها لذت بردن از چيزهاي خوب و قشنگ زيبا ساختن محيط اطراف نمونه اي اين توانايي است. 
۱۲- توانايي سازماندهي، برنامه ريزي و مديريت
قدرت در برنامه ريزيهاي سيستماتيك، بكار بردن اهداف كوتاه مدت و دراز مدت قدرت در تعيين و تكليف در نظر گرفتن اولويتها قدرت رهبري از تواناييهاي خاص انسان است. 
۱۳- تواناييهاي تصوري، خلاقيت و ابتكار
توانايي در بوجود آوردن چيزهايي جديد، آفرينش، نوآوري در رابطه با اجتماع، خانواده و اطرافيان استعداد دردادن ايده هاي جديد  مختلف از جمله تواناييهاي انسان است. 
۱۴- قدرتهاي ارتباطي
توانايي در برقراري ارتباط با ديگران قدرت در ايجاد آرامش در ديگران قدرت لذت بردن از بودن با ديگران و ارتباط و برخورد مناسب و زيبا با ديگران از جمله اين قدرتهاست. 
۱۵- قدرتهاي معنوي
داشتن اعتقادات مذهبي، دوست داشتن خداوند و ايمان به او تقديس و پرستش و توان انجام فرائض ديني و مذهبي از تواناييها و تجليات روح بشر مي باشد. 
۱۶- قدرتهاي عاطفي
داد و ستد عاطفي عشق و محبت، همدلي، توانايي در ابراز اين احساسات و قدرت در به دست آوردن محبت و همدردي با ديگران نمونه اين توانايي ها است. 
۱۷- قدرتهاي مربوط به شوخ طبعي
بذله گويي، شوخ طبعي، معاشرت با مردم، قدرت به انجام رساندن كارها، توانايي در شادي و شادكردن ديگران، شركت در شادي ديگران از جمله قدرتهاي انسان است. 
وظيفه پرستار در شناسايي تواناييهاي بيمار
پرستار با استفاده از دانش و شناخت تواناييها بيمار را در شناخت تواناييهاي بالفعل و بالقوه خودياري مي رساند در صورتيكه پرستار شناخت از تواناييها داشته باشد بهتر مي تواند در اين زمينه به بيمار خود كمك نمايد. پرستار بايد تواناييهاي بيمار را بشناسد فرصتهاي ؟؟؟؟؟؟؟ نياز او قرار دهد تا بتواند از آنها استفاده كند. 
مشخص شده است كه انسانها بطور متوسط از ۱۰ تا ۱۵ درصد تواناييها؟؟؟؟؟؟؟؟؟ استفاده مي كنند و بيشتر تواناييهاي انسان ناشناخته و يا غيرقابل استفاده است. پرستار؟؟؟؟؟؟؟ با شناسايي اين نيروها در بيمار باعث تقويت خود پنداره و خود انگاره و عزت نفس آنان گردد. آنچه كه مسلم است آن است كه شناساندن اين تواناييها به بيمار بايد براساس واقعيت باشد و به دور از حقيقت نباشد پرستار مي تواند از روش خودكاوشي و تنظيم برنامه عملي افراد را در شناخت تواناييها ياري رسانده و عزت نفس آنان را ارتقاء بخشد. 
روش خودكاوشي
در تحقيقاتي كه انجام شده و از افراد خواسته شده كه تواناييهاي خود را ليست كنند و بنويسند نتايج حاكي آن از بوده است كه اغلب افراد تواناييهاي خود را نشناخته و اغلب آگاهي بيشتري نسبت به ضعفها، محدوديتها و ناتواناييهاي خود دارند. 
روش خود كاوشي مي تواند در مورد خود، دانشجو و بيمار انجام شود. در مورد بيماران اين روش بايد براساس و يا يك ارتباط و رابطه درماني خوب استوار باشد. پرستار وقتي مطمئن شد كه بيمار آمادگي دارد مي تواند از او بخواهد كه تواناييهاي خود را بنويسد و نقاط مثبت خود را يادداتش كند و در اختيار او قرار دهد. از بازگو كردن اين تواناييها بيمار يك انرژي رواني بدست مي آورد و احساس باارزشي به او دست مي دهد. 
نيازهاي اساسي انسان 
نيازها انگيزه هايي هستند كه موجب حركت و فعاليت انسا مي شوند و تمام موجودات زنده از بدو تولد به يك سري نيازهاي خاص متولد مي شوند. واژه نياز در اوايل دهه ۱۹۳۰ بكار گرفته شد و مطرح گرديد كه نياز عبارت است از يك خواست كه باعث رها شدن انرژي مي گردد و نيرويي ايجاد مي كند كه براي نيل به هدفي خاص رفتار ويژه اي را موجب مي شود. 
تعريف نياز
نياز عبارت است از يك خواست طبيعي كه براي حفظ «تعامل حياتي» بدن و سازگاري موجود زنده با محيط ضروري است. بسياري از محققين معتقدند كه نيازها شامل كليه اقداماتي است كه جهت حفظ سلامتي و بهبود فرد ضروري است و نيازهاي انساني در كليه افراد بشر به طور مشترك و بدون توجه به نوع و فرهنگ جنس و نژاد وجود دارند. نيازهاي انسان به دو دسته اوليه يا نيازهاي جسمي و ثانويه يا نيازهاي برتر تقسيم مي شوند نيازهاي جسمي يا فيزيولوژيك در بين تمام موجودات زنده تقريباً مشترك است ولي انسان بدليل داشتن نيازهاي برتر است كه اشرف مخلوقات نام گرفته است. 
طبقه بندي نيازها
نظريه پردازان متفاوت مانند مازلو، هرزبرگ و … دسته بندي متفاوتي از نيازهاي انسان را تشريح كرده اند بعضي مانند مازلو معتقدند كه تمام نيازهاي اساسي يا فيزيولوژيك انسان بايد برآورده شوند تا انسان احساس نياز به نيازهاي برتر نمايد. و به عبارتي اگر نياز يك مرحله برآورده نشود انسان به مرحله بعد حركت نخواهد كرد. و در همان مرحله باقي مي ماند و حتي مي گويند تحت تأثير مسائل و استرس ها ممكن است نياز انسان نيز از رده هاي بالاتر به رده پايين تر حركت كند. اما كساني مثل هرزبرگ معتقدند كه برآورده شدن كمي از نيازهاي فيزيولوژيكي كافي است تا انسان بخواهد كه به دنبال نيازهاي برتر برود و در حقيقت انساني كه در حد خواست براي برطرف كردن نيازهاي برتر خود است به نيازهاي فيزيولوژيك خود كمترين توجهي ندارد چنانچه ممكن است يك دانشمند و محقق ساعت ها مطالعه كند و فراموش كند كه از وقت غذا مدتها گذشته است.

عتیقه زیرخاکی گنج