• بازدید : 60 views
  • بدون نظر
این فایل در ۴صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

يکی از اثرات محبت شما در زندگی من , نه بهتر است بگويم در زندگی ما , غمی است که برپيکره روح و روانمان کشيده شده و در اعماق وجودمان نفوذ کرده است .
هر عيدی که فرامی رسد بنا است که ما بخنديم ؛ خوشحال باشيم و شادی کنيم و ما نيز می خواهيم  در اعياد چنين باشيم ؛ اما چه کنيم که غيبت تو خنده را به ما حرام کرده است  
سرورم : ما درخوشحالی شما خوشحاليم اما در اعماق درونمان چنان غمی نهفته است که حتی الفاظ قادر نيستند بر پيکره اش لباس شوند 
يا مولای :
هر روز فرخنده ای که از ايام الله فرا می رسد ما شيعيان جشن می گيريم , اما درميان فريادهای شهدايمان و نالهای کشته هايمان و آتش ظلمهائی که از زمان شهادت مادرت فاطمه زهراء برما روا داشته اند .

خوشحاليهايمان را با اشک و خون ترسيم می کنيم و با بغض فرو کشيده لب فرومی بنديم و خواهيم گفت که سرچشمه زلال امامت آنگاه د ردل زمين فرو رفت که بانگ های فرياد : هل من ناصر ينصرنی , اباعبدالله عليه السلام  بی جواب ماند.  
آقای من : 
اين غم همواره درون سينه های ماست تا زمانی که ظهور بفرمائی .
البته چنين است که حزن جز فرآورده محبت شما نيست.
–      چطور خوشحال باشد عاشقی که اين چنين معشوقی دارد و به فراق او مبتلاست؟
–      چطور بخندد تشنه ای که دريايی از آبی شيرين و زلال و خنک د رپيش دارد امابرای سيراب شدن از آن راهی نمی يابد ؟
–      مولای من: 
–   مامی خنديم اما اين خنده فقط بر لبان ما نقش می بندد زيرا که در دلهای ما آتشفشانی از سنگهای گداخته حسرت نهفته است .
 
–      حسرت يک نگاه …
–      حسرت سيراب شدن د ردرياي چشمهايت و حسرت شنيدن سخنان حکيمانه ات .
–   اميدوارم هرگز نخواسته باشم به شمارش آورم اثرات محبتتان را در زندگيم , زيرا که محبت شما د رزندگی من نه تنها اثرنکرده است بلکه با روزگار من عجين شده است و گوشت و خون و پوستمان ازآن روييده است . اينکه بخواهيم از اثر چيزی در زندگيمان صحبت کنيم که بزرگترين رکن زندگی است شايد بی معنا باشد.
حبيبا: 
چطور از اثر محبتت در زندگيم سخن بگويم و در حالي که دانه های عشقت هنگامی در قلبم کاشته شد که به من درس خداشناسی می دادی وقتی که ذرّه کوچکی بودم، در قبل از اين عالم .
و واضحتر بگويم .
سيدی! 
کوچکترين تشعشع از اثرات محبتت در زندگيم متلاشی شدن همه وجودم و توجه همه قلبم و خير دنيا و آخرت برايم .
به اميد آن روزی بيايی و به سرمای غربت و تاريکی جهل و زشتی ظلم خاتمه دهی . زيرا که زيبايی و خوبی جز با  وجودتو معنا نمی شود .
  • بازدید : 57 views
  • بدون نظر
این فایل در ۴صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

در آن لحظه که آدمی به کمال و شکوه بی نهایت آفریدگار جهان می اندیشد سراپا شیفته ی آن می شود حل و جانش به خضوع و خشوع و فروتنی می گراید، با آهنگ فطرت در برابر آن همه کمال و عظمت سر تعظیم فرود می آورد « رکوع »
سر به زمین می ساید « سجود » 
و زبان به ستایش می گشاید « حمد و تشبیح »
راز و نیاز
و در آن لحظه که انسان خود را به کمک یک نیروی برتر از ماده نیازمند می یابد؛ دل به سوی آفریدگار دانا و توانا و مهربان جهان می آورد، راز و نیاز خود را با او در میان می نهد و او را به کمک می خواند « دعا »  
عبادت
آن نیایش و پرستش و این راز و نیاز و کمک خواهی در زبان قرآن «عبادت» نامیده می شود.
قرآن عبادت را مخصوص خدای یکتا می شمرد و پرستش هر کس و هرچیز دیگر جز خدا را حرام و گناهی بس بزرگی می داند.
و قضی ربک الا تعبدوا الا ایاه قسمتی از آیه ۲۳ سوره اسراء
فرمان خدا برآن رفته که جز او را نپرستید …..
این ایستادن و خم شدن
این نشستن و بر خاک افتادن
و با هر یک کلماتی گفتن 
چه معنی دارد؟
نماز و نیایش، ارتباط صمیمانه ای است میان انسان و خدا، میان آفریدگار و آفریده نماز، تسلا بخش و آرامشگر دل های مضطرب و خسته و بستوه آمده، و مایه ی صفای باطن و روشنی روان است. پیمان و انگیزه تحرک و بسیج آمادگی – در حالتی صمیمانه و دور از نیرنگ و فریب- است برای نفی هرچه بدی وزشتی است و تدارک هرچه نیکوئی و زیبایی … 
برنامه ای است برای باز یافتن و آنگاه ساختن خویش …
و کوته سخن، رابطه ای و استفاضه ای مداوم است با سرچشمه و پدید آورنده ی همه نیکیها با خدا
آفریده بودن انسان و اعتقاد به اینکه دست قدرتمند با حکمتی او را پدید آورده لزوماً بدین معنی است که: از آفرینش او  و برای بودن او هدف و مقصودی وجود داشته است.
این هدف را می توان پیمودن راهی برای رسیدن به منزلی دانست پیمودن راهی بر طبق نقشه ای دقیق و با وسیله هایی معین و در نهایت، رسیدن به آن سر منزل مقصود.
در این صورت ناگزیر باید راهی را که بدان مقصد می رسد شناخت و مسیر را تشخیص داد و هدف را همواره در نظر داشت تا بدان نتیجه عمومی رسید. کسی که قدم در راه می گذارد باید مستقیم حرکت کند و مرتب متوجه هدف باشد و راه های انحرافی و حرکت های بیهوده او را به خود مشغول نسازد.
نماز مراسم مخصوصی برای پرستش خدا است که در آن جنبه های ارزنده و آموزنده خاصی در نظر گرفته شده و به همین وجه شکل مخصوصی به خود گرفته است.
 
سرود توحید و یکتا پرستی 
سرود فضیلیت و پاکی
نماز سرود توحید و یکتا پرستی و سرود فضیلت و پاکی است که باید فکر و روح ما را در برابر عوامل شرک زا و آلوده کننده ای که در زندگی روزمره با آن ها سروکار داریم پاک و یکتا پرست نگهدارد.
همانطور که لباس و تن خود را می شوییم و پاکیزه می کنیم دل و جان را هم شست و شو                   می دهیم و پاکیزه کنیم خود را به خدا سرچشمه ی پاکی و کمال نزدیک سازیم لحظای را به یاد او، به نیایش او و راز و نیاز با او بگذارانیم و روح آلود را در چشمه صاف و زلال  الهی شست و شو دهیم.
این است نمازی که مسلمانان روزی چند بار می خواند.
از پیغمبر اکرم (ص) نقل شده که در گفت و گویی کوتاه با یاران خود چنین فرمود:
– فرض کنید در برابر خانه ی  یکی از شما نهری روان باشد و هر روز در آن پنج بار شست و شو کنید آیا به تن او هیچ آلودگی می ماند؟
– نه این شست و شو به تن او هیچ آلودگی نمی گذارد.
– نمازهای پنج گانه هم همین اثر را دارد با پنج نماز در روز خدا لغزش ها را از آدمی می زداید و راه او را پاکیزه می کند.
السلام علیکم و رحمه الله و برکاته   سلام بر شما و رحمت و برکات خدا بر شما
و بدین گونه بار دیگر صلاح و شایستگی (با فرشته ی خوئی و یا پیوند با دیگر نمازگزاران) را با یاد آورده، مخاطبان گرامی خود را به دعای خیر یاد کرده، نماز را به پایان می برد.

عتیقه زیرخاکی گنج