• بازدید : 36 views
  • بدون نظر
دانلود رایگان تحقیق تربيت بدني در ايران باستان-خرید اینترنتی تحقیق تربيت بدني در ايران باستان-دانلود رایگان مقاله تربيت بدني در ايران باستان-دانلود فایل تحقیق تربيت بدني در ايران باستان-تحقیق تربيت بدني در ايران باستان
این فایل در ۹صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:
در ميان كشورهاي مشرق زمين بيگمان ايران تنها كشوري بود كه در نظام تعليم و تربيت خود بيشترين اولويت را به ورزش و تربيت بدني داده بود، چه در حالي كه چينيان، همانگونه كه پيش از اين گفتيم، به امر ورزش وتربيت بدني توجه چنداني نداشتند و هندوان نيز پرورش تن و فعاليتهاي بدني را گاه حتي مذموم هم مي دانستند

وظيفه بزرگ حفظ مرز و بوم ايران، كه به موجب تعاليم زرتشت سرزميني مقدس به شمار مي رفت، و نيز ميل به كشورگشايي و تسخير سرزمين هاي مجاور ايجاب مي كرد كه جوانان از تعليمات نظامي منظمي كه اساس آن طبعاً پرورش و تربيت بدني بود برخوردار گردند و از اين رو در حقيقت برنامه آموزشي گروه بسياري از جوانان به تعلميات نظامي و مهارتهاي بدني محدود مي شد تا بتوانند شرايط و كيفيتهاي لازم براي يك سرباز خوب و شايسته را بدست آورند.

خلاصه آنكه به استثناي فرزندان طبقه  اعيان و شاهزادگان تقريباً همه آموزش و پرورش به تربيت بدني محدود مي شد و تربيت بدني هم با توجه به اهداف نظامي شكل مي گرفت. كودكان تا هفت سالگي زير نظر مادران پرورش مي يافتند و پسران از هفت سالگي تحصيلات رسمي خود را آغاز مي كردند واز همان هنگام رسماً متعلق به كشور شناخته مي شدند و تا سن پانزده سالگي به آموختن فنون نظامي مشغول بودند و از سن پانزده سالگي خدمت در ارتش را شروع مي كردند و تا پنجاه سالگي همچنان به عنوان عضو رسمي ارتش در خدمت باقي بودند. [۱] فرزندان طبقه اشراف واعيان و شاهزادگان به روايت هرودوت تا بيست سالگي و به روايت استرابون تا ۲۴ سالگي به تحصيل ادامه مي دادند و براي فرماندهي سپاه و حكمراني و دادرسي آماده مي شدند.

 


تاريخ تربيت بدني در قرون وسطي

در اواخر حكومت امپراطوري روم كه به دليل خودكامگي حكام و فساد و رشوه خواري و ضعف حكومت مركزي در حال انقراض و انحطاط بود، بربرها با هجومي گسترده در اوايل قرن ششم ميلادي، تمدن و فرهنگ روميان را متلاشي كردند و ويراني و بي نظمي و وحشت و خونريزي را براي مردم آن دوران به ارمغان آورند. معاملات و تجارت و داد و ستد، و برنامه هاي آموزشي و تعليم و تربيت در اين دوره تقريباً تعطيل شد و زندگي قبيله اي در ميان مردم مجدداً رونق پيدا كرد.

دوران حكومت بربرها كه حدود شش قرن به طول انجاميد از تاريك ترين دوران تمدن بشري به شمار مي آيد و پس از پايان دوره مذكور بود كه تلاشهايي جهت دست يابي به فرهنگ و تمدن بهتر صورت پذيرفت. عوامل و سازمانهاي متعددي دست به دست هم داده و در برقراري آرامش و ثبات و امنيت مجدد كوشيدند، تا اينكه تاخت و تازها پايان گرفت و به مرور مردم به زندگي و داد و ستد عادي پرداختند. معاملات و تجارت تجديد حيات يافت، شهرها رشد و عظمت و اهميت بيشتري پيدا كردند و موسسات فرهنگي و آموزشي جديد، متناسب با نيازهاي جامعه آن زمان به وجود آمد و دانشگاههايي تأسيس شد و موفقيتهاي نسبتاً خوبي به دست آمد كه به طور كلي كسب اين موفقيتها مرهون: كليساها رهبانيت و ديرها فئوداليسم شهرها و نهادهاي اجتماعي و بالاخره شيوه هاي تعليم و تربيت مذهبي بود.

 

تربيت بدني در آغاز دوره مسيحيت

امپراطوري روم كه به دليل زندگي هاي مجلل و عيش و عشرتهاي طبقه اعيان و اشراف رو به انهدام و ضعف بود، مصادف بود با آغاز دوره مسيحيت كه با زباني ساده و عباراتي روشن و واضح و قابل فهم و درك و احساس همگان توضيح داده مي شد. عشق به كمال مطلوب خدايي، دلسوزي و همدردي و همفكري با دوستان و ترس از كيفر خداوندي از جمله مطالبي بود كه اعماق وجود مردم اثر گذاشت. اصول و عقايد مسيحيت اميد تازه اي در دل و جان مردم آن زمان دميد. اين عقيده انقلابي كه همه انسانها در نزد خداوند برابرند، در طبقات پايين اجتماع بسيار اثر گذاشت و فضيلت فردي موردتوجه قرار گرفت.

اهداف آموزش و پرورش در آيين مسيحيت به مراتب والاتر و جهاني تر از اهداف و انديشه هاي بت پرستان بود. هدف نهايي مسيحيان اين بودكه فرزنداني تربيت كنند كه از نظر اخلاق و اعتقادات پاي بند به وجود خداي بزرگ باشند. آنها تعليمات اخلاقي را براي دستيابي به رستگاري ابدي بسيار با اهميت مي دانستند، و علاوه بر تهذيب اخلاق فردي به امور و تعهدات اجتماعي و روحيه معاضدت و مساعدت و همكاري نيز توجه مخصوص داشتند. تأثير و نفوذ پاكدامني و عفت و عطوفت و اخلاق مسيحيان بر روميان و بربرهاي جنگجو امري در خور انديشه واهميت بود. از آنجا كه حضرت مسيح خود بهترين نمونه يك انسان كامل و ايده آل بود و از نظر سلامت جسم و روح و فكر نيز در نهايت كمال بود، و با توجه به اينكه به فعاليت و كار در محيط باز و خارج از محدوده خانه علاقه فراوان داشت و همچنين آشنايي و علاقه اي كه به امور درماني و پزشكي داشت، مسلماً به اهميت سلامت جسم آگاه بوده است. از طرف ديگر چون حضرت مسيح براي برنامه هاي تفريحي نيز ارزش قابل توجهي قايل بود، استفاده از لذت و آسايش را در دنيا محكوم نكرده و مردم را به غلبه و تسلط بر دنيا و استفاده از مواهب الهيم تشويق و ترغيب نموده است. با اين همه تربيت بدني در قرون وسطي مورد عنايت و توجه مسيحيان قرار نگرفت.

برخي از حكما و علماي الهي و خداشناسي، در اوايل قرون ميانه، براي پيوند و تلفيق فلسفه يونان با اعتقادات مسيحيان در مورد ارزش و اهميت فعاليتهاي ورزشي و بازيها و سلامت جسم كوشش بسياري به كار برند، اما چون بيتر روحانيان و اعضاي كليساهاي مسيحي با تربيت بدني مخالف بودند، با تمام قدرت تربيت بدني را از برنامه مدارس حذف و ريشه كن كردند و حتي به اين نيز اكتفا نكرده و تعدادي از مسابقات و فعاليتهاي ورزشي را حتي در خارج از مدرسه ممنوع اعلام كردند و اين حكم قرنها در قرون ميانه ادامه پيدا كرد. مخالفت شديد كليسا با ورزش از سه عامل مايه گرفته بود:

۱- زشت شمردن و شيطاني قلمداد كردن جسم و تن

۲- اهميت برنامه ها و فعاليتهاي ورزشي در آيين بت پرستي

۳- ديدگاه منفي و نامناسبي كه مسيحيان از مبارزات و مسابقات ورزشي روميان داشتند.

با توجه به روحيات و معتقدات مسيحيان و اهميت و ارزشي كه براي دوستي و محبت و علايق بين افراد بشر قايل بودند، بسيار طبيعي بود كه نسبت به برنامه هاي ورزشي كه در ميدانهاي مسابقات روميان با تلخي و ناخوشايندي تمام به تجربه ديده بودند. نظري كاملاً نامساعد داشته باشند. برخورد مسيحيت با تربيت بدني و ورزش در اين دوره نشان مي دهد كه تربيت بدني به خودي خود نمي تواند يك عامل اجتماعي خوب و مناسب محسوب شود، مگر اينكه داراي اهداف متعادلي و مديريت و رهبري شايسته اي باشد.

هر چند كه توجه به توانايي جسماني و تناسب تن و اندام هرگز در اهداف تعليم و تربيت و برنامه مدارس تعليم ذهبي منظور نشد ولي از هنگامي كه «بنديكت[۲]» مؤسس و قانونگذار و رهبانيت غرب، بيكاري وتنبلي را دشمن روح و جان اعلام كرد و همه رهبانان را به كار و زراعت و كشاورزي دعوت كرد، بخشي از اهداف تربيت بدني كه به كار گرفتن اندام و عضلات و جسم به منظور تأمين سلامتي بود، عمل گرديد.

 

تربيت بدني در دوره شواليه گري

مردم آن دوران كه از قتل و غارت و يورشهاي پياپي بربرها به ستوه آمده و با توجه به ضعف حكومت روميان و عدم توانايي آنها در اجراي قوانين اجتماعي و حتي ناتواني در ارائه خدمات ضروري به مردم، ديگر اميدي به آنان نداشتند. ناچار به فكر راه چاره اي براي بازگرداندن امنيت افتادند. در اين دوران علاوه بر كليساها، سه نهاد اجتماعي ديگر نيز به تدريج موجوديت يافتند و تشكيل شدند تا بتوانند با كوشش و تلاش خود جوابگوي مشكلات آزاردهنده و بزرگ اجتماعي جامعه باشند. اين نهادها عبارت بودند از حكومتهاي محلي [۳] ، اراب منشي[۴] و شواليه گري[۵].

حكومتهاي محلي كه جهت حمايت از مردم وانجام امور خدماتي به وجود آمده بود. به صورت نهادهاي ارباب منشي امور اقتصادي و نيازهاي مالي جامعه را موردنظر قرار داد و نهايتاً شواليه گري كه امور اخلاقي و اجتماعي را بيشتر مورد توجه قرار مي داد به وجود آمد.

در آن دوران براي طبقه كارگر، سيستم تعليم و تربيتي وجود نداشت، ولي براي طبقه نجبا سيستم آموزشي معتبر و مشخصي به نام «شواليه گري» به وجود آمد. شواليه گري امور اجتماعي و اخلاقي و فتوت و جوانمردي را مدنظر داشته و در ميان طبقه ممتاز به عنوان نيروي مسلح سواره نظام از اهميت و اعتبار زيادي برخوردار بود. در آموزش شواليه گري جوانان تعليمات جنگي ، مذهبي و دليري و شجاعت مي ديدند. كه البته آموزشهاي مذهبي از ابتدا اهميت بيشتري برخوردار بود،اما بروز جنگهاي آن دوره زمينه را براي پرداختن به امور نظامي و دليري و شجاعت بيشتر فراهم كرد.

در اين دوران پسران در سنين كودكي براي تقويت نيروي جسماني تحت تعليمات ورزشي قرار مي گرفتند و به طور كلي آموزش جوانان طبقه ؟؟ به فعاليتهاي تربيت بدني محدود مي شد. تربيت بدني در دوره شواليه گري محتواي برنامه تعليماتي و آموزشي را تشكيل مي داد. در جريان آموزشي و فعاليتهاي تعليماتي اين سيستم، جوانان مجبور بودند قدرت و مهارتهاي لازم نظامي را كسب كند. آموزش مهارتهاي ورزشي و امور اجتماعي نيز بخش اصلي برنامه هاي آموزشي را تشكيل مي داد. با اين همه هنوز اهداف تربيت بدني، در مقايسه با فلسفه يونان از تربيت بدني، بسيار محدود و منحصر بود و بيشتر توجه و تأكيد بر حفاظت و حراست فردي بود.





عتیقه زیرخاکی گنج