• بازدید : 36 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲۲صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

    پدرش امام حسن بن علي بن محمد بن موسئ بن جعفر بن محمد بن علي بن حسين بن علي بن ابي طالب(درود خداوند بر تمامي انان باد) بودئمادرش كنيزي   ترك و از سلاله پاكي بود كه با اوصياي عيسئ بن مريم (ع) پيوند مي يافت. نام اين كنيز نر جس يا صيقل بود. او پيش از ازدواج با امام حسن (ع) در كشور خود، به خاطر خوابي كه ديده بود، اسلام آورد وهنگامي كه طلايه داران سپاه اسلام به ديارش هجوم بردند خود را تسليم انان كرد تا تقدير او را به خانه امام عسگري (ع) بياورد و مام حجت خدا گردد
ميلاد امام مهدي‹‹عج››:
    در شب نيمه شعبان سال ۲۵۵ هجري ودر شهر سامراء پايتخت خلافت در روزگار معتصم عباسي، امام حجت (ع) چشم به جهان گشود.
     ولادت او را شواهدي بود كه نشان مي داد خداوند براي اين نوزاد با سعادت چه اثري بر زندگي بشري تقدير كرده است.
     با هم به سخنان حكيمه دختر امام محمد بن علي (ع) وعمه امام حسن (ع) گوش فرا داريم وماجراي ولادت ان حضرت را از زبان او بشنويم:
     ابومحمد حسن بن علي (ع) مرا خواست وگفت : حكيمه! امشب نزد ما افطار كن. امشب نيمه شعبان است و خداوند تبارك و تعالئ حجت را دراين شب اشكار فرمايد. او حجت خدا بر زمين است. 
     حكيمه گويد: پرسيدم مادراين نوزاد كيست؟ فرمود: نرجس. گفتم: فدايت گردم! نشاني ازحمل در نرجس نمي بينم. فرمود: همين است كه با تو گفتم.
     حكيمه گويد: به خامه آن حضرت آمده سلام دادم و نشستم. نرجس آمد كفش ازپاي من دراورد وگفت :اي بانوي من وبانوي خانواده ام امشب چگونه اي؟ به او گفتم: تو بانوي من وبانوي خانواده مني گفت: چنين نيست. سپس كفت: عمه چه شده است ؟ به او گفتم: خداوند متعال امشب تو را فرزندي عطا خواهد كرد كه در دنيا و آخرت سرور است… حكيمه گويد: نرجس از شنيدن اين سخن خجل شد وشرم كرد. چون نمازرا گزاردم، افطار كردم به بستر رفته خوابيدم. شب براي خواندن نمازازجا برخاستم. نرجس خفته بود ونشاني ازوضع حمل نداشت. نمازگزاردم وبه تعقيبات نمازپرداختم وآنگاه دوباره خوابيدم. پس از لحظه اي مضطرب برخاستم واو را ديدم كه خوابيده. سپس بر خاست و نماز گزارد و خوابيد. حكيمه گويد؛ براي اينكه ببينم سپيده دميده يا نه بيرون آمدم. ديدم كه هنوز فجر اول است. نرجس خفته بود. درباره سخن ابومحمد(ع) دچار ترديد شدم كه ناگاه حضرت از جائي كه نشسته بود با صداي بلند به من بانگ زد:‹‹عمه شتاب مكن! هنگام وعده نزديك است››. حكيمه گويد: نشستم سورههاي الم سجده وياسين را قرائت كردم. 
    دراين حال بودم كه ناگهان نرجس مضطرب از خواب بيدار شد. به طرف او جستم ونام خدا را بر او بردم وانگاه پرسيدم: ايا چيزي احساس مي كني؟ گفت :اري عمه. گفتم:روح و دل خويش را فراهم آر(دل قوي كن واستوار باش). اين همان چيزي است كه با تو گفته بودم. مرا سستي فرا گرفت واو را زايمان. ناگهان متوجه سرورم (امام زمان ‹‹عج››) شدم. از نرجس پرده بر گرفتم. ديدم نوزاد به دنيا آمده وسجده‌گاه‌هاي خويش اندامهايي كه به هنگام سجده بر زمين مي نهند را بر زمين نهاده ودرحال سجده است. اورا در اغوش گرفتم. ديدم (برخلاف ساير نوزادان)تميز وپاكيزه است.
    دراين هنگام ابومحمد(ع) مرا بانگ زد :عمه! پسرم را نزد من بياور. اورا خدمت امام (ع) بروم. امام دست زيررا نها و پشت بچه گرفت و پاهاي او را روي سينه خود گذارد وسپسزبان در دهانش گرد انيد و دست بر چشمان و مفصلهاي بدن نوزاد كشيد. 
    ازابراهيم صحابي امام حسن عسكري (ع) نقل است كه گفت:
    ‹‹مولايم ابومحمد (ع) چهارقوچ برايم فرستاد ونامه اي نيزبه من نوشت :
    بسم اﷲ الرحمن الرحيم. اين قوچ ها به خاطر(ولادت) فرزندم محمدالمهدي است. ازآنها با لذت بخورو هركه ازشيعيان ما را ديدي بدو نيز بخوران››. 
۳) پنهان بودن ميلاد حجت (ع):
    ولادت امام زمان (ع) بدين گونه انچام پذيرفت و به خاطرشرايط سيايسي دوران درزيرپرده ضخيمي از كتمان پوشيده ماند . امام حسن عسكري (ع) تولد فرزند خوش را جزخواص اضحاب خود درميان ننهاد. در روايتي از كتاب غيبت ازعده اي از اصحاب امام عسكري نقل شده است كه گفتند:
    ‹‹نزد ابو محمد حسن بن علي (ع) گرد امده بوديم و ازوي درباره حجت و پيشواب پس ازاو پرسش مي كرديم. درمجلس او چهل مرد حضورداشتند. عثمان بن سعيد بن عمرعمري دربرابرآن حضرت برپا خاست وگفت: فرزند رسول خدا (ص)! مي خواهم درباره مطلبي ازشما سوال كنم كه خود بدان داناتر ازمني. امام به اوفرمود: كسي بيرون نرود. هيچ كدام ازما بيرون نرفتيم. تا پس ازساعتي كه امام، عثمان را با صداي رسا آوازداد: عثمان روي پاهايش برخاست. امام فرمود: آيا شما را به خاطر مطلبي كه آمده ايد، آگاهي دهم؟ همه گفتند:آري اي فرزند رسول خدا ! فرمود: شما امده ايد تا درباره حجت پس ازمن پرسش كنيد:همه كفتند: آري. ناگهان پسري را ديدم مثل پاره ماه، شبيه تركسي به ابومحمد!                                             
فرمود: اين پس ازمن پيشواي شماست و جانشين من برشما. اورا فرمان بريد وپس ازمن به تفرقه دچار نشويد كه دردين خويش به هلاكت افتيد. بدانيد كه شما پس ازاين روزاورا نخواهيد ديد تا عمرش تمام گردد وكامل شود. ازعثمان بن سعيد آنچه را مي گويد بپذيريد و فرمان اورا اطاعت كنيد كه او جانشين امام شماست وكاربه دست اوست.
۴) روزگار امامت حجت (ع) چگونه آغازشد؟
    خلفاي عباسي بنابرعادت معمول خويش، هرگاه فرصتي براي كشتن اولياء الله ميافتند، فوراً آنها را به زهرازپاي درمي آوردند. معتصم نيز امام حسن عسكري (ع) را به زهر شهيد كرد وسپس درصدد يافتن فرزند آن حضرت برآمد تا اورا نيز ازميان بردارد وبه خيال خويش دنباله امامت را نيست ونابود گرداند.
    معتصم عده اي را به خانه امام فرستاد تا هر كه وهرچه درآنجاست توقيف كنند. 
    ماجرا را اززبان احمد بن عبدالله بن يحيي بن خاقان پسروزيرمعتصم دنبال مي كنيم چون امام حسن عسكري (ع) بيمارشد، پدرم به من پيغام داد كه ابن الرضا (ع) بيمار شده. آنگاه خود همان لحظه سوارشود و به دارالخلافه رفت وسپس با پنج نفر ازخدام اميرالمؤمنين شتابان باز گشت. همه آنان ازافراد مورد وثوق و خواص خليفه بودند. يكي ازآنها هم نحريربود. پدرم به آنها دستورداده بود درخانه حسن بن علي باشند واوضاع واحوال اورا زيرنظربگيرند. همچنين درپي عده اي ازپزشگان فرستاده بود و به آنان دستور داده بود كه درخانه حسن بن علي رفت وامد كنند وهربام وشام از او پرستاري و مراقبت كنند.
    چون دو روزازاين ماجرا گذشت كسي نزد پدرم آمد وبه وي خبرداد كه آحضرت (بيماريش شدت يافته) ضعيف شده است. پدرم سوارشد وبه خانه آن حضرت رفت و به پزشگان دستورداد بخوبي آن حضرت را تحت نظر بگيرند. هم چنين درپي قاضي القضات فرستاد وبه دستورداد كه پيش او بيايند وده تن ازكساني را كه به دين وامانتداري و پرهيزگاري آنان مطمئن است، انتخاب كند وباخود بياورد. آنگاه تمام آنها را به خانه حسن (ع) فرستاد وبديشان تكليف كرد كه شبانه روزهمانجا بمانند. آنها درآنجا بودند تا آنكه حسن (ع) دركذشت.(مرگ او) چند روزگذشته ازماه ربيع الاول سال ۲۶۰ واقع شد. با مرگ اوسامراء يكصدا ناله برمي آورد كه ابن الرضا مرد. 
    خليفه عده اي را به خانه آن حضرت فرستاد تا خانه واتاقها را بازرسي كنند وهرآنچه در حانه است مُهر نمايند ونشان فرزند آن حضرت را بجويند. همچنين زناني آوردند كه ازحمل وآثارآن آگاه بودند. زنان پيش كنيزان امام رفته، يكايك آنها را معاينه كردند يكي ازاين زنان ازاعا كرد كه در ميان اين كنيزها، كنيزي است كه نشانه حمل با خود دارد. از اين رو دستور دادند آن كنيزرا دراتاقي نگه دارند. نحريرو يارانش ونيز زناني كه با اوبودند مأمورمراقبت ازاين اتاق شدند.
    سپس احمد بن عبداﷲ در ادامه گفتارخويش گويد:
    آنان كه مأمورمراقبت ازآن كنيزكه گمان مي كردند بارداراست، بودند، دوسال واندي وي را زيرنظرگرفتند تا آنكه به تشخيص اشتباه خود پي بردند. سپس ميراث حسن (ع) ميان مادر و برادرش، جعفر، تقسيم شد ومادرش وصيت او را ادعا كرد واين امرنزد قاضي ثابت شد.
    سپس وي ماجراي مخالفت جعفربا وصايا را نقل كرده تا آنجا كه گويد:           
    ‹‹ بيرون آمديم، وضع برهمين منوال بود، وخليفه تا امروزدر پي جُستن نشاني از فرزند حسن بن علي (ع) است››.
    بدين گونه قدرت جاهلي واستكباري مي كوشيد، ريشه هاي امامت را ازبيخ بركند وحركت اصيل مكتبي را دستخوش نابودي سازد اما به مقصود خود نايل نيامد كه دست خداوند بر فرازدستان آنها بود.
  • بازدید : 51 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲۲صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

در سپیده دم نیمه شعبان سال دویست و پنجاه و پنج هجری در شهر سامرا پایتخت خلافت عباسی یگانه فرزند امام یازدهم (ع )دیده به جهان گشود که وی را محمد نامیدند و میلادش را از توده مردم بویژه جاسوسان دستگاه جبار بنی عباس پنهان داشتند زیرا که حکومت وقت از این کودک نامور که مژده قیام جهانگستر وی را پیامبر اسلام در گذشته داده ،سخت هراس داشت و سعی می نمود از ولادت چنین مولودی جلوگیری کند غافل از آنکه وعده خدا حتمی و قطعی بود.
در دوران امامت پدر،فقط شیعیان خالص امام توفیق زیارت حضرتش را می یافتند و چون در سال دویست شصت هجری امام عسکری (ع )به شهادت رسید و فرزند پنجساله اش حضرت مهدی (ع )بر او نماز گذارد پیگیری شدیدی برای یافتن و کشتن حضرتش به دستور معتمد عباسی آغاز گشت که سبب گردید تا حجت خدا غیبت اختیار نمود و به فرمان الهی از انظار پنهان گشت .
دوران غیبت حضرت مهدی (عج )به دو غیبت صغری و کبری تقسیم می شود .در غیبت صغری که شصت ونه سال به طول انجامید ،چهار نفر از پرهیزکاران و افراد مورد وثوق به مقام وکالت و نیابت از طرف حضرتش منصوب شدند و سوالات و مشکلات شیعیان را جمع آوری نموده و خدمت امام عرضه می نمودند و مکتوبات حضرت را در پاسخ در خواستهای مردم که توقیعات نامیده شده به مردم می رساندند و بدین ترتیب شیعیان در این مدت ارتباطی پنهانی از طریق پیامهای و نوشتارهای حضرتش بواسطه آن نایبان به امام داشتند تا آنکه در سال سیصد و بیست نه هجری غیبت کبری آغاز شد و باب نیابت خاصه مسدود اعلام گردید و از آن زمان به بعد دیگر کسی از مکان و مسکن امام آگاهی نداشته و نمی تواند به دلخواه خویش به حضور حضرتش راه یابد اگر چه آن امام مهربان خود گهگاهی از روی لطف و محبت در مورد برخی از شیعیان نجلیاتی داشته و نامه ای را برایشان رقم زده است. 
دوران غیبت امام زمان (عج) که مفهومی جز عدم حضور امام در صحنه ظاهری اجتماع را ندارد در روایات اسلامی به پنهانی خورشید درپس ابرهای تیره تشبیه گردیده است . بهمانگونه که خورشید آنزمان که در پشت ابر از دیده ها مخفی می گردد موجودات از تمام اشعه نور و گرمای مستقیمش برخوردار نشده و در بهره گیری از آن محرومیت هایی را متحمل می شوند بهمان ترتیب تمامی خلقت و به ویژه جامعه انسانی در عین آنکه از فیوضات لازمه برخوردار می گردند اما از دیدار مستقیم و بهره وری از تمامی فیوضات آن وجود پربرکت محرومند. 
گذشتگان که امام زمانشان را در صحنه اجتماع حاضر می دیدند به خدمتش می شتافتند محضر پر فیضش را غنیمت دانسته و از معارف الهیش سیراب گشته مسیر هدایت را جسته وظیفه خویش را شناخته و تمامی مشکلات خود را به یمن وجود آن امام حل می نمودند . اما متاسفانه آنانکه از فیض دیدار امام زمانشان محرومند و نمی دانند که در کجا عزیز گم کرده خود را بیابند درگیر هجرانی جانسوز  ودردی جانکاهند زیرا نه به خدمتش می رسند نه آنچنان که باید از علوم الهی و معارف ربانیش بهره می برند و هم در برابر مشکلات و بدبختی های آخرالزمان و دوران غیبت اسیر و بیچاره می شوند. 
در این مجموعه تحقیقی سعی شده تا با شواهد و قرائت اصل مهدویت اثبات گردد چرا که اصل مهدویت ریشه دار بوده و در صدر اسلام امر واقعی بوده است. هر چند با توجه به براهین عقلی باز هم نادانان نتوانستند آن را درک کنند و بنابراین تصمیم به جمع آوری این مطالب نموده تا مهدی های غیرواقعی روشن شوند . 
امیدوارم که تمامی مسلمان جهان دست به دعا برداریم و برای ظهور فرجش دعا کنیم . 
بیان مسئل 
آنچه در این پروژه تحقیق مورد بررسی قرار گرفته است وجود حضرت مهدی (عج) از دیدگاه فرقه های مختلف می باشد. و عقاید و نظرات ادیان و فرقه ها مورد بررسی قرارگرفته است. 
گرچه هر کدام از این فرقه های مهدی غیر واقعی را معرفی نموده اند.
بنابراین بدین وسیله خواستم شناختی از این فرقه ها به افراد جامعه بدهم و ذهنهای مردم را روشن کرده تا افراد مراقب و هوشیار باشند و همواره پیرو خاندان نبوت و امامت باشند و برای ظهور فرجش (مهدی موعود) دعا نمایند. 
اهداف پژوهش 
اهداف تحقیق به شرح زیر می باشد:
۱- شناسایی فرقه و ادیان مختلف 
۲- تعیین نقش و تاثیر مهدویت در ظهور آقا امام زمان (عج) 
۳- تلاش برای شناخت بهتر ائمه اطهار علیهم السلام بخصوص حضرت حجت (عج)
اهمیت و ضرورت پژوهش 
انجام این تحقیق سبب هوشیاری مردم در زمینه امر مهمی چون مهدویت می شود و هر چه بیشتر به حقانیت ائمه اطهار و به خصوص و حضرت حجت (عج) پی برده و با مطالعه این مطالب خواننده حساسیت و دقتش نسبت به امر مهدویت بیشتر می شود. 
سوالهای پژوهش :
۱- آیا بینش مردم نسبت به ادیان و فرقه های مختلف کافی است ؟
۲- آیا موقعیت های اجتماعی موجود عاملی برای هموار کردن شرایط ظهور آن حضرت می باشد ؟
۳- آیا رسانه های گروهی در زمینه موضوع مهدویت تمامی موثر برداشته است ؟
بسم الله الرحمن الرحیم 
مقدمه 
هنگامی که تاریخ را مطالعه می کنیم و سرگذشت رهبران راستین را با توده های مردم کج اندیش از مد نظر می گذرانیم آرزو می کنیم که ای کاش انسان را آزادی و اختیاری نبود و اگر بود ای کاش فهم و درکی می داشت . 
اما اگر انسان آزادی نداشت و مقدرات بالاجبار برای او حاکم بودند دیگر انسانیت را مفهومی نبود و جداسازی صفوف انسانها از دیگر موجودات امکان نداشت پس بهتر همان را می بینم که انسان مختار باشد و افعال و اعمال خویش را در محدوده قدرتی که به او تفویض شده انجام دهد. 
متاسفانه اکنون که آزادی را برای انسان ترجیح می دهیم به هزاران فاجعه برخورد می کنیم فجایعی که انسان آزاد آفریده مفاسدی که به دست این موجود مختار پدید آمده که گاهی فسادش دریاها و خشکی ها را میگیرد که :
ظهر الفساد فی البر البحر بما کسبت ایدی الناس 
و همین انسان آینده ای بس خطرناک را در پیش رو دارد تا جایی که جهانی را پر از ظلم و جور می نماید که چنین آینده خطرناک و گذشته نکبت باری را نه  حیوانات داشته نه ملائکه و این همان حالتی است که ملائکه  در پیشگاه خداوند عرضه می دارند و بدان اشاره می کنند. 
اتجعل فیها من یفسد فیها و یسفک الدماء
و خداوند با اینکه می توانست و می تواند با قدرت قاهره خود جلوی همه را بگیرد و در یک لحظه همه فسادها را ریشه کن سازد در عین حال نمی کند زیرا قرار نیست اختیار و آزادی را از انسان بگیرد و اینها همه جنبه های منفی آزادی انسان است که جنبه های مثبتش را نیز انسانهای وراسته : پیامبران ،امامان ، پزهیزکاران و صدیقان در طول تاریخ نشان داده و آینده نهانی جهان نیز در اختیار همین انسانهای صالح خواهد بود. 
  • بازدید : 49 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲۶صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

در سپیده دم نیمه شعبان سال دویست و پنجاه و پنج هجری در شهر سامرا پایتخت خلافت عباسی یگانه فرزند امام یازدهم (ع )دیده به جهان گشود که وی را محمد نامیدند و میلادش را از توده مردم بویژه جاسوسان دستگاه جبار بنی عباس پنهان داشتند زیرا که حکومت وقت از این کودک نامور که مژده قیام جهانگستر وی را پیامبر اسلام در گذشته داده ،سخت هراس داشت و سعی می نمود از ولادت چنین مولودی جلوگیری کند غافل از آنکه وعده خدا حتمی و قطعی بود.
در دوران امامت پدر،فقط شیعیان خالص امام توفیق زیارت حضرتش را می یافتند و چون در سال دویست شصت هجری امام عسکری (ع )به شهادت رسید و فرزند پنجساله اش حضرت مهدی (ع )بر او نماز گذارد پیگیری شدیدی برای یافتن و کشتن حضرتش به دستور معتمد عباسی آغاز گشت که سبب گردید تا حجت خدا غیبت اختیار نمود و به فرمان الهی از انظار پنهان گشت .
دوران غیبت حضرت مهدی (عج )به دو غیبت صغری و کبری تقسیم می شود .در غیبت صغری که شصت ونه سال به طول انجامید ،چهار نفر از پرهیزکاران و افراد مورد وثوق به مقام وکالت و نیابت از طرف حضرتش منصوب شدند و سوالات و مشکلات شیعیان را جمع آوری نموده و خدمت امام عرضه می نمودند و مکتوبات حضرت را در پاسخ در خواستهای مردم که توقیعات نامیده شده به مردم می رساندند و بدین ترتیب شیعیان در این مدت ارتباطی پنهانی از طریق پیامهای و نوشتارهای حضرتش بواسطه آن نایبان به امام داشتند تا آنکه در سال سیصد و بیست نه هجری غیبت کبری آغاز شد و باب نیابت خاصه مسدود اعلام گردید و از آن زمان به بعد دیگر کسی از مکان و مسکن امام آگاهی نداشته و نمی تواند به دلخواه خویش به حضور حضرتش راه یابد اگر چه آن امام مهربان خود گهگاهی از روی لطف و محبت در مورد برخی از شیعیان نجلیاتی داشته و نامه ای را برایشان رقم زده است. 
دوران غیبت امام زمان (عج) که مفهومی جز عدم حضور امام در صحنه ظاهری اجتماع را ندارد در روایات اسلامی به پنهانی خورشید درپس ابرهای تیره تشبیه گردیده است . بهمانگونه که خورشید آنزمان که در پشت ابر از دیده ها مخفی می گردد موجودات از تمام اشعه نور و گرمای مستقیمش برخوردار نشده و در بهره گیری از آن محرومیت هایی را متحمل می شوند بهمان ترتیب تمامی خلقت و به ویژه جامعه انسانی در عین آنکه از فیوضات لازمه برخوردار می گردند اما از دیدار مستقیم و بهره وری از تمامی فیوضات آن وجود پربرکت محرومند. 
گذشتگان که امام زمانشان را در صحنه اجتماع حاضر می دیدند به خدمتش می شتافتند محضر پر فیضش را غنیمت دانسته و از معارف الهیش سیراب گشته مسیر هدایت را جسته وظیفه خویش را شناخته و تمامی مشکلات خود را به یمن وجود آن امام حل می نمودند . اما متاسفانه آنانکه از فیض دیدار امام زمانشان محرومند و نمی دانند که در کجا عزیز گم کرده خود را بیابند درگیر هجرانی جانسوز  ودردی جانکاهند زیرا نه به خدمتش می رسند نه آنچنان که باید از علوم الهی و معارف ربانیش بهره می برند و هم در برابر مشکلات و بدبختی های آخرالزمان و دوران غیبت اسیر و بیچاره می شوند. 
در این مجموعه تحقیقی سعی شده تا با شواهد و قرائت اصل مهدویت اثبات گردد چرا که اصل مهدویت ریشه دار بوده و در صدر اسلام امر واقعی بوده است. هر چند با توجه به براهین عقلی باز هم نادانان نتوانستند آن را درک کنند و بنابراین تصمیم به جمع آوری این مطالب نموده تا مهدی های غیرواقعی روشن شوند . 
امیدوارم که تمامی مسلمان جهان دست به دعا برداریم و برای ظهور فرجش دعا کنیم . 

بیان مسئله 

آنچه در این پروژه تحقیق مورد بررسی قرار گرفته است وجود حضرت مهدی (عج) از دیدگاه فرقه های مختلف می باشد. و عقاید و نظرات ادیان و فرقه ها مورد بررسی قرارگرفته است. 
گرچه هر کدام از این فرقه های مهدی غیر واقعی را معرفی نموده اند.
بنابراین بدین وسیله خواستم شناختی از این فرقه ها به افراد جامعه بدهم و ذهنهای مردم را روشن کرده تا افراد مراقب و هوشیار باشند و همواره پیرو خاندان نبوت و امامت باشند و برای ظهور فرجش (مهدی موعود) دعا نمایند. 
اهداف پژوهش 

اهداف تحقیق به شرح زیر می باشد:
۱- شناسایی فرقه و ادیان مختلف 
۲- تعیین نقش و تاثیر مهدویت در ظهور آقا امام زمان (عج) 
۳- تلاش برای شناخت بهتر ائمه اطهار علیهم السلام بخصوص حضرت حجت (عج)

عتیقه زیرخاکی گنج