• بازدید : 40 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲۲صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:
خديجه (س) ۶۸ سال قبل از هجرت بدنيا آمد . خانواده‏اى که‏خديجه را پرورش داد ، از نظر شرافت‏خانوادگى و نسبت‏هاى‏خويشاوندى ، در شمار بزرگترين قبيله‏هاى عرب جاى داشت . اين‏خاندان در همه حجاز نفوذ داشت . آثار بزرگى و نجابت و شرافت ازکردار و گفتار خديجه پديدار بود . 
خديجه از قبيله هاشم بود و پدر و اقوامش از ثروتمندان قريش‏بودند . پدرش خويلدبن اسد قريشى نام داشت . مادرش فاطمه دخترزائد بن اصم بود .
اخلاق خديجه (س) :
خديجه در بين اقوام خود يگانه و ممتاز و ميان اقران کم نظيربود . او به فضيلت اخلاقى و پذيرايى‏هاى شايان بسيار معروف بود وبدين جهت زنان مکه به وى حسد مى‏ورزيدند . 
دخترت خويلد در سجايا و کمالات اخلاقى زبانزد و نمونه بود و به‏حق ايشان کفو خوبى براى پيامبر (ص) بود . بى‏ترديد مى‏توان گفت‏که اين سجايا و فضايل اخلاقى سبب شد تا خديجه براى همسرى پيامبراکرم (ص) شايسته شمرده شود . طبق روايات ، او براى پيامبراکرم (ص) ياورى صادق بود . 
آيا خديجه (س) قبل از پيامبر (ص) ازدواج کرده بود ؟ 
معروف است اولين کسى که به خواستگارى خديجه آمد يکى ازبزرگان عرب به نام «عتيق بن عائذ مخزومى‏» بود . او پس ازازدواج با خديجه ، در جوانى در گذشت و اموال بسيارى براى خديجه‏ارث گذاشت . پس از او «ابى‏هاله بن المنذر الاسدى‏» که يکى ازبزرگان قبيله خود او بود ، با وى ازدواج کرد . ثمره اين پيوندفرزندى به نام «هند» بود که در کودکى در گذشت . ابى‏هاله‏نيز پس از چندى ، وفات يافت و ثروت بسيار از خويش بر جاى نهاد. 
هرچند اين مطلب که پيامبر اکرم (ص) سومين همسر خديجه بود وجز عايشه با دوشيزه‏اى ازدواج نکرد ، نزد عامه و خاصه معروف است; ولى مورد تاييد همگان نيست . جمعى از مورخان و بزرگان ، نظرمخالف دارند ; براى مثال «ابوالقاسم کوفى‏» ، «احمد بلاذرى‏» ، «علم الهدى‏» ، (سيدمرتضى) در کتاب «شافى‏» و «شيخ طوسى‏» در «تلخيص شافى‏» آشکارا مى‏گويند که خديجه ،هنگام ازدواج با پيامبر ، «عذرا» بود . اين معنا را علامه‏مجلسى نيز تاييد کرده است . او مى‏نويسد : «صاحب کتاب انوارو البدء» گفته است که زينب و رقيه دختران هاله ، خواهر خديجه‏بودند . 
برخى از معاصران نيز چنين ادعا کرده‏اند و براى اثبات ادعاى‏خود کتابهايى نوشته‏اند . 
آشنايى با حضرت محمد (ص) :
فضايل اخلاقى خديجه ، بسيارى از بزرگان و صاحب منصبان عرب رابه فکر ازدواج با وى مى‏انداخت . ولى خاطرات همسر پيشين به وى‏اجازه نمى‏داد شوهرى ديگر انتخاب کند . تا اينکه با مقامات‏معنوى حضرت محمد (ص) آشنا شد و آن دو غلامى که براى تجارت‏همراه پيامبر (ص) فرستاده بود ، مطالب و معجزاتى که از وى‏ديده بودند ، براى خديجه نقل کردند . خديجه فريفته اخلاق و کمال‏و مقامات معنوى پيامبر (ص) شد . البته او از يکى ازدانشمندان يهود و نيز ورقه بن نوفل ، که از علماى بزرگ عرب وخويشان نزديک خديجه به شمار مى‏رفت ، در باره ظهور پيغمبرآخرالزمان و خاتم الانبيا (ص) مطالبى شنيده بود . همه اين‏عوامل موجب شد تا خديجه حضرت محمد (ص) را به همسرى خودانتخاب کند



ازدواج خديجه :
زفاف خديجه با حضرت محمد (ص) ۲ ماه و ۷۵ روز پس از بازگشت‏از سفر تجارت شام تحقق يافت . در آن زمان ، حضرت‏محمد (ص) ۲۵سال داشت و خديجه چهل ساله بود . ابن عباس سن ايشان را ۲۸ سال‏نقل مى‏کند . هرچند بعضى از مورخان اهل‏سنت‏سعى مى‏کنند اين سخن‏را رد کنند ; چون راوى آن محمد بن صائب کلبى از شيعيان است وآنها او را ضعيف مى‏دانند . 
خديجه به سبب علاقه به حضرت محمد (ص) و مقام معنوى او بارسول خدا ازدواج کرد و تمام دارايى و مقام و جايگاه فاميلى خودرا فداى پيشرفت مقاصد همسرش ساخت . 
در عقد ازدواج حضرت محمد (ص) و خديجه ، عبدالله بن غنم به‏آنها چنين تبريک گفت : 
هنيئا مريئا يا خديجه قد جرت لک الطيرفيما کان منک باسعد 
تزوجت‏خير البريه کلها و من ذا الذى فى الناس مثل محمد ؟ 
و بشر به البران عيسى بن مريم و موسى ابن عمران فياقرب موعد 
اقرت به الکتاب قدما بانه رسول من البطحاء هادو مهتد 
گوارا باد بر تو اى خديجه که طالع تو سعادتمند بوده و بابهترين خلايق ازدواج کردى . چه کسى در ميان مردم همانند محمد (ص) است . محمد (ص) کسى است که حضرت عيسى و موسى به آمدنش‏بشارت داده‏اند و کتب آسمانى به پيامبرى او اقرار داشتند . 
رسولى که سر از بطحاء (مکه) در مى‏آورد و او هدايت کننده وهدايت‏شونده است . 
احترام پيغمبر خدا (ص) به خديجه : 
احترام حضرت محمد (ص) به خديجه ، به خاطر عقيده و ايمان اوبه توحيد بود . 


خصال خديجه (س) : 
خديجه از بزرگترين بانوان اسلام به شمار مى‏رود . او اولين زنى‏بود که به اسلام گرويد ; چنان که على‏بن ابى‏طالب (ع) اولين‏مردى بود که اسلام آورد . اولين زنى که نماز خواند ، خديجه بود. او انسانى روشن بين و دور انديش بود . با گذشت ، علاقه‏مند به‏معنويات ، وزين و با وقار ، معتقد به حق و حقيقت و متمايل به‏اخبار آسمانى بود . همين شرافت‏براى او بس که همسر رسول خدا (ص) بود و گسترش اسلام به کمک مال و ثروت او تحقق يافت . 
خديجه از کتب آسمانى آگاهى داشت و علاوه بر کثرت اموال و املاک، او را «ملکه بطحاء» مى‏گفتند . از نظر عقل و زيرکى نيزبرترى فوق العاده‏اى داشت و مهمتر اينکه حتى قبل از اسلام وى را«طاهره‏» و «مبارکه‏» و «سيده زنان‏» مى‏خواندند . 
جالب اين است او از کسانى بود که انتظار ظهور پيامبر اکرم (ص) مى‏کشيد و هميشه از ورقه‏بن نوفل و ديگر علما جوياى نشانه‏هاى‏نبوت مى‏شد . اشعار فصيح و پر معناى وى در شان پيامبر اکرم (ص) از علم و ادب و کمال و محبت او به آن بزرگوار حکايت مى‏کند . 
نمونه‏اى از اشعار خديجه در باره پيامبراکرم (ص) چنين است : 
فلواننى امسيت فى کل نعمه و دامت لى الدنيا و تملک الاکاسره 
فما سويت عندى جناح بعوضه اذا لم يکن عينى لعينک ناظره 
اگر تمام نعمتهاى دنيا از آن من باشد و ملک و مملکت کسراها وپادشاهان را داشته باشم ، در نظرم هيچ ارزش ندارد زمانى که چشم‏به چشم تو نيافتند . 
ديگر خصوصيت‏خديجه اين است که او داراى شم اقتصادى و روح‏بازرگانى بود و آوازه شهرتش در اين امر به شام هم رسيده بود . 
البته سجاياى اخلاقى حضرت خديجه چنان زياد است که قلم از بيان‏آن ناتوان است . پيامبر اکرم (ص) مى‏فرمايد : «افضل نساء اهل الجنه خديجه بنت‏خويلد و فاطمه بنت محمد ومريم بنت عمران و آسيه بنت مزاحم .» 
چه مى‏توان گفت در شان کسى که مايه آرامش و تسلاى خاطر رسول‏خدا (ص) بود ؟ ! در تاريخ مى‏خوانيم : «حضرت محمد (ص) هر وقت از تکذيب قريش و اذيت‏هاى ايشان‏محزون و آزرده مى‏شدند ، هيچ چيز آن حضرت را مسرور نمى‏کرد مگرياد خديجه ; و هرگاه خديجه را مى‏ديد مسرور مى‏شد» 
ذهبى مى‏گويد : مناقب و فضايل خديجه بسيار است ; او از جمله‏زنان کامل ، عاقل ، والا ، پاى‏بند به ديانت و عفيف و کريم و ازاهل بهشت‏بود . پيامبر اکرم (ص) کرارا او را مدح و ثنا مى‏گفت‏و بر ساير امهات مومنين ترجيح مى‏داد و از او بسيار تجليل مى‏کرد. به حدى که عايشه مى‏گفت : بر هيچ يک از زنان پيامبر (ص) به‏اندازه خديجه رشک نورزيدم و اين بدان سبب بود که پيامبر (ص)بسيار او را ياد کرد . 
درود خدا بر خديجه : 
خديجه کبربى چنان مقام والايى داشت که خداوند عزوجل بارها براو درود و سلام فرستاد . طبق روايتى از حضرت امام محمد باقر (ص) : پيامبر اکرم (ص) هنگام باز گشت از معراج ، به جبرئيل‏فرمود : «آيا حاجتى دارى ؟» 
جبرئيل عرض کرد : خواسته‏ام اين است که از طرف خدا و من به‏خديجه سلام برسانى‏» 
در روايتى ديگر مى‏خوانيم : روزى خديجه به طلب رسول خدا (ص) بيرون آمد . جبرئيل به‏صورت مردى با وى رو به رو شد و از خديجه احوال رسول‏خدا (ص)را پرسيد . خديجه نمى‏توانست‏بگويد رسول خدا (ص) در کجا به سرمى‏برد . او مى‏ترسيد اين مرد از کسانى باشد که قصد کشتن پيغمبر(ص) را دارد . وقتى که خدمت آن حضرت رسيد و قصه باز گفت ،حضرت محمد (ص) فرمود : «آن جبرئيل بود و امر کرد که از خداتو را سلام برسانم نقش خديجه در پيشبرد اسلام :
وقتى حضرت خديجه دريافت که سعادتمند شده ، هرچه داشت در راه‏پيشرفت و موقعيت پيغمبر اسلام (ص) انفاق کرد . او تمام اموال‏خويش را به پيامبر (ص) بخشيد و در راه نشر اسلام به مصرف‏رساند . تا جايى که هنگام ارتحال ، پارچه‏اى براى کفن نداشت . 
ابن اسحاق جمله‏اى در شان خديجه دارد که گوياى همکارى وصداقت او در پيشبرد اسلام است . او مى‏گويد : «خديجه ياور صادق‏و با وفايى براى پيامبر (ص) بود و مصيبت‏ها در پى رحلت‏خديجه‏و ابوطالب بر پيامبر (ص) سرازير شد .» 
گويا اين دو ، در برابر هجوم ناملايمات بر پيامبر اکرم (ص)، سدى بلند و مستحکم بودند . 
اين جمله ، معروف که اسلام رهين اخلاق پيامبر (ص) ، شمشيرعلى (ع) ، و اموال خديجه است از نهايت همکارى و صداقت‏خديجه‏پرده بر مى‏دارد . 
فرزندان خديجه :
در تعداد فرزندان حضرت خديجه ، ميان مورخان اختلاف است . به‏گفته مشهور : ثمره ازدواج رسول خدا و خديجه ، شش فرزند بود . 
۱- هاشم . ۲- عبدالله . به اين دو «طاهر» و «طيب‏»مى‏گفتند . . ۳- رقيه . ۴- زينب ۵- ام کلثوم . ۶- فاطمه . 
رقيه بزرگترين دخترانش بودو زينب ، ام کلثوم و فاطمه به‏ترتيب پس از رقيه قرار داشتند . پسران خديجه پيش از بعثت‏پيامبر (ص) ، بدرود زندگى گفتند . ولى دخترانش ، نبوت پيامبر(ص) را درک کردند . 

گروهى از محققان معتقدند : قاسم و همه دختران رسول خدا (ص)پس از بعثت‏به دنيا آمدند و چندروز پس از پيامبر خدا (ص) به‏مدينه هجرت کردند . 

عتیقه زیرخاکی گنج