• بازدید : 41 views
  • بدون نظر

دانلود رایگان تحقیق هال، كلارك لئونارد -خرید اینترنتی تحقیق هال، كلارك لئونارد -دانلود رایگان مقاله هال، كلارك لئونارد -دانلود رایگان پروژه هال، كلارك لئونارد 

این فایلدر ۱۰۳صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:
هال مانند واتسن و اسكينر از جمله رفتارگرايان به شمار مي‌آيد. نظرية يادگيري او از ويژگهاي مكانيستي  برخوردار است و در موضع مخالف شعور و وجدان قرار دارد. به عقيدة او رفتار پيچيده از رفتارهاي ساده و به صورت گام به گام بر بنياد شرطي شدن محرك ـ پاسخ به وجود مي‌آيد. وي بر خلاف واتسن قانون‌گيرايي ثورندايك را مورد توجه قرار مي‌دهد و آن را در يادگيري با اهميت مي‌داند و مواردي مانند هدف و بينش را ، كه در روان‌شناسي رفتارگرايي جاي بحث آنها نيست، با دقت بررسي مي‌كند. 
نظريه كاهش سائق 
كلارك لئونارد هال در آكران، يكي از شهرك هاي نيويورك، متولد شد. هال پژوهش هاي پردامنه اي در مورد آزمون استعدادها، تلقين پذيري، خواب مصنوعي و به ويژه يادگيري انجام داده است. كتابهاي اساس رفتار (۱۹۵۱)، روانشناسي هاي متعارض يادگيري (۱۹۳۵) و اصول رفتاري (۱۹۴۳)، از جمله آثار او به شمار        مي روند. 
هال از جمله رفتارگراياني است كه بنياد رفتارها را نوعي شرطي شدن محرك- پاسخ مي داند. آنچه نظريه او را نسبت به ساير رفتاگرايان متمايز كرده است، اهميتي مي باشد كه براي عامل «نياز» -در سازگاري با محيط- قائل شده است. او بر اين باور بود كه بقاي موجود زنده به چگونگي ميزان سازگاري او با محيط، بستگي دارد. يادگيري زماني صورت مي گيرد كه فرد در جهت رفع نياز، خود را به نوعي با محيط سازگار كند. در واقع يادگيري مبنايي براي بقاست. هال مي گويد: «هر نوع پيشرفت در زندگي به يادگيري بستگي دارد و اگر خللي در يادگيري ايجاد شود، به نوعي تزلزل و يا اختلال در رفتار ظاهر مي شود.»
هال عامل «تقويت» را وسيله اي براي ارتباط ميان محرك و پاسخ و در نتيجه، ارضاي نياز مي داند و آن را در هر دو جهت مثبت (به صورت پاداش) و منفي (به صورت محروميت) موثر مي شمارد. در همين زمينه نيز مسئله انگيزش در يادگيري را مطرح مي كند و مي گويد: «از طريق عامل تقويت –چه مثبت وچه منفي- و افزايش يا كاهش نياز مي توان انگيزش لازم براي يادگيري را به وجود آورد.» به نظر هال، يادگيري به طور مداوم به صورت تراكمي صورت مي گيرد و همه نيازها، به طور پيوسته، انگيزش هاي لازم براي يادگيري را به وجود مي آورند. 
علاوه بر اين، هال عقيده دارد كه موجود زنده در دوره هاي زندگي خويش به يك محرك خاص، پاسخ هاي متفاوتي مي دهد. تفاوت پاسخ ها به دليل تقاوت نيازها و انگيزه هاست. فرد در هر دوره از زندگي خودمي تواند «الگوهاي معيني» از پاسخ ها را شكل دهد. انسان مي تواند آن نوع مهارت شناختي، هيجاني و حركتي را بياموزد كه توانايي و آمادگي انجام دادن آن را داشته باشد. به علاوه هال نيز مانند پاولف تفاوتهاي فردي در يادگيري مهم مي داند و به عامل خستگي در يادگيري نيز توجه كرده است. به نظر او، عامل خستگي سبب بازداري از يادگيري مي شود (فرخ لقا رئيس دانا، ۱۳۷۴). 
نظام هال بر حسب اصول موضوع و اصول تبعي مشخص و مفصل ارائه شده و به شكل كلامي و رياضي بيان گرديده است. او در آخرين ارائه نظريه خود (۱۹۵۲)، هجده اصل موضوع و دوازده اصل تبعي را ارائه داده است (شولتز و شولتز، ۱۳۷۲، ص ۱۴۱). 
طبق نظر هال، يك نياز فيزيولوژيكي، از قبيل گرسنگي يا تشنگي، حالتي نامطلوب در بدن- انسان يا حيوان- به وجود مي آورد و فرد بااين نياز در حالتي از تنش قرارمي‌گيرد و برانگيخته مي شود تا با ارضاي نياز خود، آن تنش را كاهش دهد. به عبارت ديگر هر انحراف از تعادل حياتي يك نياز به وجود مي آورد و نياز نيز به نوبه خود، سائق را به وجود مي آورد. سائق حالتي فيزيولوژيكي است كه به عنوان نيروي انگيزشي عمل مي كند يا برانگيزنده عمل است. نياز، سائقي را به وجود مي آورد كه در مورد محروميت از غذا، گرسنگي خوانده مي شود. سائق، موجود زنده را به جستجوي غذا برمي‌انگيزد. خوردن غذا باعث مي گردد موجود زنده تعادل حياتي خود را حفظ كند و اين همان حالتي است كه كلارك هال آن را «كاهش سائق» مي خواند. 
كاهش سائق يك حالت است و به آن دسته از تقويت كننده هاي مثبت (از قبيل غذا) مربوط مي باشد كه نيروي آنها احتمال يك پاسخ را در شرطي شدن عامل،‌افزايش مي دهد. نيازها فقط در نتيجه فقدان چيزي به وجود نمي آيند؛ درد يا محرك نيرومندي كه سبب انحراف از تعادل حياتي مي گردد نيز مي تواند نياز را به وجود آورد و در نتيجه، سائق به وجود مي آيد. (هيلگارد و ديگران، ۱۳۶۸، ص ۳۴۷)
نظريه هاي سائق، از جهت منبع حالت سائق- كه مردم و حيوانات را به عمل وادار مي كند- تفاوت دارند. بعضي از نظريه پردازان، از جمله فرويد، تصورشان اين بود كه حالت سائق مادرزادي و غريزي است. ساير نظريه پردازان به نقش يادگيري در ايجاد سائق تاكيد دارند. اين قبيل سائق هاي آموخته شده از تربيت يا تجربه گذشته انسان و حيوان ناشي مي شوند و از اين رو نيروزايي آنها در افراد مختلف با هم تفاوت دارد. 
كلارك لئونارد هال 
كلارك لئونارد هال (۱۹۵۲-۱۸۸۴) درجه دكتري خود را در سال ۱۹۱۸ از دانشگاه ويسكانسين دريافت كرد و از ۱۹۱۶ تا ۱۹۲۹ در همين دانشگاه به تدريس پرداخت. در سال ۱۹۲۹ به دانشگاه ييل رفت و تا پايان عمر در آنجا ماند. 
زندگي حرفه اي هال را مي توان به سه بخش جداگانه تقسيم كرد. يكي از علاقه هاي اوليه او سنجش استعدادها بود. زماني كه در دانشگاه ويسكانسين به تدريس اين موضوع اشتغال داشت، به جمع آوري مطالب درباره سنجش استعداد پرداخت و براساس مطالب جمع آوري شده در ۱۹۲۸ كتابي با عنوان سنجش استعداد انتشار داد. دومين علاقه مهم هال هيپنوتيسم بود. وي پس از يك مطالعه طولاني درباره فرايند هيپنوتيسم، كتابي نوشت به عنوان هيپنوتيسم و تلقين پذيري (b 1933). سومين علاقه او كه منجر به شهرت فراوانش شد، مطالعه فرايند يادگيري بود. نخستين كتاب عمده هال درباره يادگيري، با عنوان اصول رفتار (۱۹۴۳)، مطالعات يادگيري را از بنياد تغيير داد. آن اولين كوششي بود كه نظريه جامع علمي را در مطالعه فرايندهاي پيچيده روانشناختي به كار بست. اپينگهاوس اولين كسي بود كه از آزمايش براي پژوهش درباره يادگيري استفاده كرد. اما هال اولين كسي بود كه نظريه دقيق را براي مطالعه و تبيين يادگيري مورد استفاده قرارداد. نظريه هال، به نحوي كه در ۱۹۴۳ ارائه شد، در ۱۹۵۲ در كتاب يك نظام رفتار گسترش يافت. او قصد داشت كتاب سومي درباره يادگيري بنويسد اما موفق به انجام اين كار نشد. 

عتیقه زیرخاکی گنج