• بازدید : 43 views
  • بدون نظر
دانلود رایگان تحقیق معماری هخامنشی-خرید اینترنتی تحقیق معماری هخامنشی-دانلود رایگان مقاله معماری  هخامنشی-دانلود تحقیق معماری هخامنشی-تحقیق معماری هخامنشی

این فایل در ۶۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده وامل موارد زیر است:
   یکی از ویژگیهای ایرانیان کهن و هنرمندان آنها باور به تقلید درست بوده که آن را بهتر از نوآوری بد میدانستند. تقلید یا برداشتی که منطق داشته باشد و با شرایط زندگی سازگار باشد. آریایی ها چون مردمی کشاورز بودند ودر سرزمینی آباد و خرم زیسته بودند خویی آشتی جو و سازگار داشتند در ادامه برای آشنایی بیشتر شما با فایل به توضیحات مفصل درباره ان می پردازیم.

ویژکی های معماری هخامنشی

نیارش

در معماری هخامنشی آسمانه تخت با تیر و ستون اجزا اصلی ساختمان بوده است. از چوب بسادگی می شد برای پوشش دهانه هایی از ۲٫۵ تا ۳٫۵ گز بهره گیری کرد. ولی در معماری تخت جمشید دهانه میان دو ستون را تا حدود ۶ گز ( ۶٫۴۰ متر ) رسانده اند و این بزرگترین دهانه چوب پوش در جهان آنروز بود. چنین چوبی در خور این دهانه در ایران یافت نمی شد از این رو آنها چوبهای درخت کنار را از جبل عامل لبنان از راه شوش به تخت جمشید رسانده اند و آنرا به کابرده اند. نیز هخامنشیان اتاق هایی می ساختند که دو ستون در میان آن بوده و دو تیر چوبی را بر روی هم با کنف می بستند و روی ستونها می گذاشتند. بدین گونه به توانایی باربری تیر می افزودند. در تخت جمشید تالار هدیش خشایار شا را با بیست ستون ساخته اند که فاصله زیر سری آنها نزدیک به سه گز و دهانه میان دو ستون چهار گز می باشد.

درمعماری هخامنشی نو آوری های شگفتی در ساخت آسمانه تخت بکار برده می شد. برای نمونه در تیر ریزی آسمانه برای اینکه تیرچه ها در دو دهانه کنار هم سنگینی باررا برروی یک تیرباربر نگذارند راستای چیدن آنها را تغییر می دادند. بدین گونه سر هر تیرچه بالشتکی به پهنای یک تیر باربر پیدا می کرد و این برای گسترش بار تیرچه بهتر بود.

بنیاد شیوه معماری پازسی از همان ساختمانهای ساده که در سرزمینهای غرب و شمال غرب ایران و دیگر جاها بوده برگرفته شده است. اما پدیده تازه ایی که با گسترش فرمانروایی پارسها روی می دهد همکاری هنرمندان مختلف از سرزمینهای گوناگون در کار ساختمان سازی است. روشن است که کشوری به بزرگی ایران دوره هخامنشی با ملت های گوناگون مختلفی که زیر سلطه داشته این کار را می بایست انجام دهد. داریوش اول یکی از پادشاهان این دودمان در کتیبه ای بازمانده در شوش این نکته را چنین می آورد :

” این کاخ را من در شوش ساخته ام آرایه های آن از راههای دور آورده شد. زمین آن تا جایی کنده شد که به سنگ رسید. هنگامی کندن زمین که گودی آن در برخی جاها چهل ارش و در جاهای دیگر بیست ارش بود به پایان رسید پی ریزی شد و کاخ روی آن ساخته شد. آجرها به دست بابلی ها قالب گیری و در آفتاب خشک شد تیر های چوب چوب درخت سدر از کوهی به نام لبنان آورده شد و مردم آشور آنها را به بابل آوردند و از بابل یونانیها و کاریه ( کرخه ) آنها را به شوش آوردند. چوبهای در وپنجره ها از قندهار یا کرمان آورده شده اند. زر از سارد و باکتریا    ( بلخ ) وارد و در اینجا ساخته شد. سنگ نفیس لاجورد و عقیق از سغدیان وارد و اینجا ساخته شد. نقره و چوب آبنوس از مصر وارد شد. زینت دیوارها از یونان عاج از حبشه و آراکونیا وارد و اینجا ساخته شد. ستونهای چوبی از دهکده ای بنام آبی رادو در ایلام وارد واینجاساخته شدند.سنگ تراشان یونانی ها وساردی ها بودند. زرگرهایی که طلاها را ساخته اند مادی ها و مصری ها بودند. مردانی که آجرها راساختند بابلی ها بودند و آنهایی که دیوارها را آراستند مادی ها و مصریان بودند. ”  

آنچه مهم است گردهم آمدن هنرمندان مختلف وپدیدآوردن شیوه ای متناسب و ایرانی است که درآن عناصرگوناگون بصورت منطقی در کنار هم قرار می گیرند و این هنر است. البته این کار تنها در تخت جمشید انجام نشده است در شوش نیز به همین گونه همچون ساختمان های تپه نوشیجان ساختمانی را ساخته اند گرچه بدلیل گرمای زیاد محل آن را با طبیعت اطراف وفق داده اند.

با وجودی که اوزیر ( ساختار ) ساختمانهای این روزگار از سنگ بوده است اما از دیوار خشتی نیز برای پنام ( عایق ) بهره گیری شده تاجایی که درشوش دیوارخشتی به ستبرای پنج گز(۵٫۳۳متر) و تنها به صورت اسپر ساخته شده است. در تخت جمشید و پاسارگاد نیز از همین پنامها بهره گیری شده است. همین روش در ساخت تیر پوشهای تخت جمشید و دیگر بناها نیز انجام شده است. درست است که الگو از دیگر جاها گرفته شده است اما دهانه ها را تا ده متر پهنا ( از محور تا محور ستونها ) رسانده اند و این شیوه ی ساخت برای اولین بار در معماری جهان آن روز رخ  می دهد.

 

آرایه

در شیوه هخامنشی آرایه هایی به کار رفته که هر کدام منطق خاصی داشته است. آرایه سرستون در معماری ایران ریشه کهنی دارد. در دخمه های مادی سرستون هایی بر دیواره کنده شده که همانند سرستون های ایونی یونانی  هستند. شاید بتوان منطق دست یافتن به این ریخت ها را چنین پنداشت که چون برای سوار کردن و نگهداشتن دو تیر در کنار هم بر بالا و دو سوی یک ستون آنها را با ریسمانی بنام کبال به هم می بسته اند و سپس تخته ای روی آنها برای بالشتک   می گذاشتند این چفت و بست و پیچش ریسمان سرتیرها کم کم دگر گون شده و همانندی چون سرستون ایونی پیدا کرده است. درتخت جمشید این آرایه در چند جا یافت می شود.

همچنین در سرستونهای کله گاوی در گودی پشت آنها سر تیرها جای می گرفته اند و از رانش آنها نیز جلوگیری می شده است. پس هر کدام از این آرایه ها در عین اینکه یک آذین بشمار میرفتند دارای منطق نیارشی هم بوده اند. هخامنشیان همواره این گفته ارزشمند را پاس می داشتند که ” آزموده را نباید دوباره آزمود “.

همانگونه که می دانیم هنر پیکره ( مجسمه پپپپ) سازی در ایران چون هم دین های پیش از اسلام در ایران هم دین اسلام بت پرستی را نمی پذیرفتند چندان رواج نداشته است.

در ایران کهن جایگاهی بوده بنام ” ازدیس تچار ” که چون در آن بت می پرستیدند جایگاهی بی ارج و ناشایست شمرده می شده است. گفته شده یکی از افتخارات خشایارشا پس از بازگشت از جنگ ویران ساختن بتکده ها بوده است. ( ازدیس تچار واژه ای است در بر گیرنده ” از + دیس + تچار ” برابر بیرون کشیدن + ریخت وشکل + جایگاه ” و روی هم برابر ” بتکده ” است ).

حال به بررسی چند بنای دوره هخامنشی می پردازیم:

 

پاسارگاد

پاسارگاد پایتخت فرمان روایی کوروش بود. در این که این شهر چه زمانی ساخته شده است دیدگاه های گوناگونی ارائه شده اما گمان می رود پیش از کوروش نیز جایگاه اصلی پادشاهان انشان بوده باشد. در روزگار کوروش این شهر بزرگ تر شده و بنا های تازه ای در آن ساخته شد که شایسته ی پادشاهی کوروش بزرگ باشد که پس از شکست امپراتور ماد تبدیل به یک قدرت جهانی شده بود. البته برخی بر آنند که پاسارگاد پس از پیروزی کوروش بر ارشته ویگه و به یادگار آن پیروزی ساخته شده است. زیرا جنگ نهایی میان آنان در نزدیکی این شهر روی داده است.

درباره ی نام پاسارگاد نیز مطالب گوناگونی گفته شده است. برخی آنان را  پارس گده  (parsa.gada) یا پارس گرد (parsa – gird) به معنی نشیمن گاه و یا لشکرگاه هخامنشیان می دانند.

برخی نیز نام آن را اصیل می دانند و بر این باورند که این نام از همان دوران باستان ( پاسارگاد ) بود و تنها شاید تلفظ واقعی آن اندکی دگرگون شده باشد.

برخی ازاینان دلیل اصیل بودن نام پاسارگاد راچنین می دانند که ( پاسارگادیان ) یکی از قبایل اصلی تشکیل دهنده ی اتحادیه هخامنشیان است که خاندان هخامنشی از افراد این قبیله بوده اند و نام شهر از نام این قبیله گرفته شده است. این گروه همچنین عنوان می کنند که ( پاسارگاد) تحریف شده ی واژه باستانی ( پزرگد ) (Pazar – gada)( پزر = گران و سنگین ) ( گد و گدا = گرز ) به معنای گرز گران ( گرز سنگین ) است. بنابراین نام قبیله پاسارگادیان به معنای گران گرزان  ( کسانی که گرز سنگین حمل می کنند ) می باشد.

حال به بررسی خلاصه ای از آثار موجود در پاسارگاد می پردازیم.

 

آرامگاه کوروش :

کوروش بزرگ در سال ۵۲۹ پ.م .در جنگ با ماساگ ها ( ( masaget کشته شد. قوم ماساگ ( ماساژت ) اتحادیه ی بزرگی از قبایل سکایی بوداند که امنیت و آسایش ناحیه ی شمالی و شمال شرقی کشور بزرگ پارس را به هم می زدند. کوروش دراین نواحی پادگانی ساخته بود که به آن شهرکوروش(  cyro – polis) می گفتند.این پادگان امنیت نواحی رابه خوبی حفظ کرده بود اما ظاهرادرسال های آخر زندگی کوروش قبایل بیابانگرد شمالی که بخش بزرگی از آنان را سکایی ها تشکیل می دادند با هم یک دست شده و گروهی بزرگ را به وجود آورده بودند. کوروش برای بررسی اوضاع و هم چنین تقویت پادگان خود در آن جا آهنگ آن سامان کرد اما او در جنگ با ماساگ ها کشته شد و پیکر وی به پاسارگاد آورده و در آن جا به ابدیت سپرده شد. 

  • بازدید : 49 views
  • بدون نظر
این فایل در ۵۵صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

    يكي از تيره‌هاي مهم آريايي كه پس از ورود  به ايران موفق  به تشكيل حكومت  شدند پارسها  بودند. از اواسط دوره مادها از خاندان پارسي به عنوان خانداني قدرتمند در منابع ياد شده است. آخرين پادشاه ماد، آسيتاگ، مجبور به جنگ ‌با يكي از سران پارسي‌ها  به نام كوروش شد. از شواهد چنين ‌برمي‌آ‌‌يد كه كوروش با آستياگ نسبت خويشي داشته است. در جنگ بين طرفين پادشاه ماد شكست خورده  و كوروش با پيروزي ‌بر آستياگ موفق شد حكومت جديدي را ‌كه درتاريخ از آن به نام هخامنشيان ياد مي‌شود، تأسيس كند.
نخستين پايتخت هخامنشيان شهر پاسارگاد بود. كوروش پاسارگاد را به محلي آباد و معتبر تبديل كرد. اما پس از مرگ كوروش  و مشكلاتي كه در امرحكومتي بوجود آمد از اهميت اين شهر كاسته شد تا اينكه داريوش اول به پادشاهي رسيد.
  داريوش بر آن شد تا پايتختي بزرگ و با شكوه بوجود آورد. و از آنجاكه پارس براي هخامنشيان سرزمين مهم و در حكم سرزمين مادري محسوب مي‌شد در نتيجه وي پايتخت خود را در دامنه‌ي كوه رحمت مشرف بر جلگه وسيع و پهناور مرودشت كه داراي پيشينه تاريخي و تمدنهاي كهن بود، قرار داد. تخت‌جمشيد در واقع يك پايتخت و كاخ تشريفاتي بوده كه تنها براي اجراي مراسمي خاص از جمله مراسم مهم و ملي نوروز يا اقامت‌هاي موقت از آن استفاده مي‌شد. 
هخامنشيان بقيه سال را در شهر باستاني هگمتانه پايتخت قديم پادشاهان ماد  (درتابستان) و در شوش پايتخت قديم تمدن ايلام (در زمستان) به سر مي‌‌بردند. 
پس از داريوش ديگر پادشاهان هخامنشي نيز بر بنايي كه ساخت آن را داريوش آغاز كرده بود، ساختمانهاي جديدي افزودند در نتيجه ساخت تخت‌ جمشيد از ابتدا نزديك به ۱۵۰ سال به طول انجاميد.
 
ساختمان اصلي كاخ‌ها بر روي صفه‌اي سنگي ساخته‌ شد اين كاخ‌ها را از سه طرف شمال، جنوب و مغرب ديواري بزرگ از سنگهاي عظيم بر روي هم انباشته احاطه مي‌كرد. در خارج از صفه تا حدود نيم كيلومتر دو‌ر‌‌‌‌تر از ديوار سنگي، ساختمانهايي براي درباريان، وزرا و مشاورين احداث شده بود.
 
وسعت تمام ساختمانهاي روي صفه در حدود ۱۳۵ هزار متر مربع است. از اين‌ ساختمانها قسمتهايي كه مربوط به بارعام، پذيرائيهاي رسمي و شرفيابي نمايندگان كشورها و برگزاري جشن‌هاي‌ مذهبي بوده وسعت زياد داشته، در‌هاي ورودي آنها عريض بودند از جمله اين كاخ‌ها بايد از كاخ آپادانا و تالار صدستون نام برد. ديگر ساختمانها كه براي سكونت شاه، وليعهد، ملكه و خاندان سلطنتي و همچنين دفتر و جايگاه نگهبانان بوده كوچكتر بود. 
مهمترين آثار و ابنيه‌اي كه در شهر پارسه معروف به تخت‌جمشيد بنا شده بدين شرح است:
 
پلكانهاي بزرگ ورودي: راه ورود به بالاي صفه توسط دو رديف پلكانهاي بزرگ دو طرفي كه از سنگ‌هاي  بزرگ ساخته شده مي‌باشد. تعداد اين پلكانها در هرطرف ۱۱۰ عدد و هر چهار يا پنج پله از يك سنگ يكپارچه بزرگ و عريضي تشكيل يافته است. كنار پلكانها معجر سنگي زيبايي اقتباس گرفته از زيگورات‌ هاي سومري وجود دارد كه بلندي هر كدام از آنها ۷۵ سانتيمتر مي‌باشد.
 
دروازه ملل: اولين بنا بر روي صفه در فاصله ۲۰ متري پلكان ورودي، تالاري مي باشد كه بيش از ۶۰۰ متر مربع‌ مساحت دارد. سقف اين تالار بر روي چهار ستون قرار داشته كه اينك دو ستون آن باقي مانده است. درون اين تالار سكوهاي سنگي در چهار طرف تعبيه شده است كه محل نشستن مهمانان بوده است.
 
براي ورود به كاخ آپادانا مهمانان ابتدا در اين تالار به انتظار مي‌نشستند و از آنجا كه اين افراد از ملتهاي مختلفي بودند به اين تالار دروازه ملل يا تالار انتظار گفته مي‌شود. تالار داراي سه درب ورودي و خروجي پهن است كه دو ديوار سنگي‌در‌ درگاه غربي و شرقي به صورت نقش برجسته نمايان مي‌شود. نقش اين دو درگاه به شكل موجودات اساطيري مي‌باشد.
 
کاخ آپادانا: مهمترين كاخ تخت‌جمشيد از لحاظ وسعت، ارتفاع و هنرهايي كه در قسمتهاي مختلف آن به كار رفته كاخ آپادانا مي‌باشد. كاخ آپادانا در قسمت مرتفعي از صفه تخت‌جمشيد واقع شده و مشرف به جلگه وسيع و زيباي مرودشت مي‌باشد. در برگزاري جشن‌هاي ملي و پذيرايي‌هاي رسمي از اين كاخ استفاده مي‌شد. 
 
تالار مركزي كاخ ۳۶۰۰ متر مربع مساحت داشته و در آن۳۶ ستون سنگي قطور به ارتفاع ۱۸ متر قرار داشته و در سه جهت شرقي، ‌غربي و شمالي كاخ سه ايوان هم سطح با كاخ اصلي هر كدام با ۱۲  ستون وجود داشته است بنابراين در   مجموع كاخ آپادانا داراي ۷۲ ستون بوده است. تنها ضلع جنوبي كاخ بجاي ايوان، اتاقهاي كوچك و راهروهايي وجود داشته كه احتمالاً براي نگهبانان كاخ و مسئولين تشريفات مورد استفاده قرار مي‌گرفت.
 
يكي از زيباترين قسمتهاي كاخ آپادانا دو رديف پلكانهاي بزرگ در ضلع شمالي و شرقي اين كاخ مي‌باشد. از آنجا كه پلكان ضلع شرقي براي مدتها زير خاك مانده بود، تقريباً ‌سالم بجاي مانده است اما ضلع شمالي‌ صدمه زيادي ديده است. نقش برجسته‌هاي پلكانهاي كاخ آپادانا زيباترين نقش برجسته‌هاي تخت‌جمشيد مي‌باشد. اين نقوش‌‌‌ نماينده‌گان ۲۳ كشور و استانهاي تحت قلمرو شاهنشاهي هخامنشي را نشان مي‌دهد و  هركدام از اين نمايندگان هدايايي را كه مخصوص سرزمين آنها مي‌باشد به حضور شاه عرضه مي‌دارند.
 
نوع هدايا، لباس نمايندگان، چهره افراد و تصاوير ديگر در اين نقش برجسته‌ها به زيبايي هرچه تمامتر نمايان شده ست. 
 
سر ستونهاي ايوان شرقي همگي با مجسمه‌هاي شير  دوسرتزئين يافته بودند. و سر ستونهاي ايوان غربي را گاوهاي دوسر شكل مي‌دادند.
 
 
كاخ صد ستون: اين كاخ به عنوان بزرگترين كاخ پذيرائي تخت‌جمشيد به حساب مي‌‌آيد. كاخ صد ستون به دستور خشايارشا ساخته شد و به دليل داشتن صد ستون سنگي به اين نام معروف شده است. هر كدام از اين ستونها ۱۲ متر ارتفاع دارد. 
اين كاخ در جانب شرقي كاخ آپادانا قرار دارد و داراي هشت درگاه ورودي و خروجي است. از ديدنيهاي اين كاخ نقوش حجاري شده‌ي درگاهها مي‌باشد اين نقش برجسته‌هاي در درگاه جنوبي شامل تخت شاهنشاهي است كه بر دست 
۲۸ نفر از نمايندگان ملل تابعه امپراتوري هخامنشيان قرار گرفته است . در بالاي تصوير و در پشت سر شاه يك نفر خدمتگزار مخصوص ديده مي‌شود. بر درگاه‌هاي شرقي و غربي نيز نقوشي با مضمون نبرد پادشاه با حيوان افسانه‌اي نقر گرديده است.
  در سمت شرقي كاخ صد ستون ديوارهاي خشتي وجود دارد كه به احتمال زياد محلي براي نگهداري ارابه‌ها و اسبهاي سلطنتي بوده است. همچنين در قسمت خارجي تالار صد ستون اتاقهاي كوچكي مربوط به نگهبانان كاخ و مستخدمين قرار داشته است.
 
كاخ مركزي: از ديگر كاخهاي تخت‌جمشيد، كاخ چهار‌گوش ديگري است كه در گوشه‌ي جنوب شرقي كاخ آپادانا واقع شده است. به دليل موقعيت اين كاخ و قرار گرفتن در وسط ديگر ساختمانهاي تخت‌جمشيد، به كاخ مركزي معروف شده است.
  • بازدید : 61 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲۱صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

از آثار با فر و شکوه و شگفت آور کشور باستانی ایران کاخ هایی است که شاهنشاهان هخامنشی در پاسارگارد و تخت جمشید از سنگهای گران تراشیده به کرپ بی مانندی بر پا نموده اند.هر یک از این بناهای با شکوه که هوز آثار آن موجب تحیر میگردد دارای کتیبه هایی است که از کارنامه ی شاهان نام آور حکایت می کند.
چون بیشتر این کتیبه ها در خاک پاک فارس مهد تمدن ایرام واقع است و سال هاست که مؤلف زبان پارسی باستان را در دانشکده ادبیات شیراز تدریس می کند.
پارسی باستان که مورد بحث این تحقیق است زبانی است به خط میخی مخصوص به نام میخی پارسی نوشته شده است و نمونه ی آن در کتیبه های شهریاران هخامنش در عرض ۳۰۰ سال از زمان سلطنت آریارمن نوه ی هخامنش تا زمان داریوش سوم به کار برده می شود، یعنی از حدود ۶۰۰ سال پیش از میلاد، هنگامی که این سلسله بر اثر حمله اسکندر مقدونی منقرض شد، در نتیجه خط میخی متروک و مجهور گردید.
این زبان قدیمترین مأخذ و ریشه زبان فارسی کنونی است و همچنین این زبان از شعبات زبانهای متعددی است که از یک سرچشمه قدیمی بنام «هند و اروپایی» گرفته شده است. پارسی باستان، اوستایی، سنسکریت، یونانی، همه زبانهایی است که چون از یک اصل مشتق شده، در قواعد صرف و نحوی و ترتیب و ترکیب بندی و تلفظ با هم شباهت زیادی دارد.
کتیبه های خط میخی باستان بر لوحه های زرین و سیمین و سنگی یا گلی و در کمر کوه ها و روی ظروف سنگی به نام آریارمن، ارشام، کوروش، داریوش کبیر، خشایارشا، اردشیر اول، اردشیر دوم و اردشیر سوم در ایران و ترکیه و مصر پیدا شده و در موزه های ایران، لندن و پلریس و همچنین برلین گراد به نمایش گذاشته شده است. مطالب و موضوعات جالب توجهی راجع به وقایع تاریخی، فتوحات جنگی، احداث کاخ هاو نام کشورهایی که شاهان تصرف می کردند و سجایای اخلاقی شهریاران از این کتیبه ها به دست آمده است.
به علاوه از همین کتیبه ها کلمات و اصطلاحات و طرز تشکیل جملات پارسی معلوم و مفهوم می شود و چون اکثر کتیبه ها، علاوه بر متن باستان، ترجمۀ آن به زبان های عیلامی و بابلی منقور شده است، با تطبیق این سه زبان بسیاری از شبهات رفع شده است.
تا اواخر قرن ۱۸ خط میخی به کلی مجهول مانده بود ولی در سال ۱۸۰۲ دانشمند آلمانی به نام گروتفند به یافتن ده علامت خط پارسی باستان موفق گردید و در سال ۱۸۳۷ یکی از افسران انگلیسی به نام راولین سن که مقیم کرمانشاه بوده است، کلیه علامات خط مزبور را کشف کرده، ترجمه ی کامل کتیبه ی بزرگ داریوش کبیر را در بیستون به انجمن آسیایی سلطنتی در لندن تسلیم کرد. ده سال بعد، پس از یک تجدید نظر (راولین سن) ترجمه ی قطعی آن کتیبه را که از هر حیث معتبر شناخته شد طبع و منتشر نمود. در سال ۱۸۵۱ نیز ترجمه ی ۱۱۲ سطر از متن بابلی کتیبه ی بیستون را به چاپ رسانید و مستشرقین از آن پس با تطبیق متن پارسی باستان با ترجمه های عیلامی و بابلی که در بسیاری از جاها موجود است، توانسته اند مطالبی که با آن دو خط نوشته شده و مفاهیم آن دو زبان را مکشوف سازند
تمامی علامت های پارسی باستان به صورت عمودی و افقی نوشته می شده و هفده تا از حروف یک یا دو زاویۀ قائمه داشته اند. تمامی کلمات توسط یک ممیز از هم جدا می شده اند که به صورت (      ) بوده است. ولی در بعضی از کتیبه های کوچک این قاعده رعایت نشده است. از این ممیز در زبان عیلامی و بابلی موجود نمی باشد.
علاوه بر ۳۶ علامت فوق، چند علامت نموداری (Ideogrammes) که هر کدام یک یک اختصار یکی از کلمات بوده و در جایی که کتیبه ای محدود بوده به کار می رفته است؛ به عنوان مثال:
…….(بُومیش): زمین ـــ          (خشای ثنی یَ): پادشاه ـــ            (بگ): خدا.
     (دهیاوُش): کشور ـــ
مخترعین خط میخی پارسی به منظور فصل های مشترک با خط میخی عیلامی بعضی از تلفظ های مشترک چنین نوشته اند. به عنوان مثال:
ــــــ در عیلام (کَ) خوانده می شود، ولی در پارسی باستان (بَ)
ــــــ در عیلام (پَ) خوانده می شود، ولی در پارسی باستان (کَ)
ــــــ در عیلام (بَ) خوانده می شود، ولی در پارسی باستان (رَ )
ــــــ در عیلام (سو) خوانده می شود، ولی در پارسی باستان (دَ )
– تلفظ بعضی از کلمات با مراجعه به زبان هند و اروپایی معین می شود.

اسم ها
در صرف و نحو پارسی باستان اسم ها دارای سه نوع، یعنی مذکر، مؤنث و خنثی و سه صیغه مفرد، تثنیه و جمع و هشت حالت زیر می باشد:
۱٫ حالت فاعلی (Nominatif)
۲٫ حالت مفعولی صریح (Accusatif)
۳٫ حالت مفعولی غیر صریح (Genitif)
۴٫ حالت اضافه ملکی (Datif)
۵٫ حالت مفعول عنه (Ablatif)
۶٫ حالت مفعول معه (Instrumental)
۷٫ حالت مفعول فیه (Locatif)
۸٫ حالت ندا (Vocatif)

عتیقه زیرخاکی گنج