• بازدید : 50 views
  • بدون نظر
این فایل در ۹۳صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

از دوران‎هاي پيش، در طبيعت بشر اين احساس وجود داشته كه هميشه در جستجوي ظرفيتها و قابليتهاي ويژه و چشمگير باشد. يونانيان باستان براي بازيهاي المپيك خود شعار «بالاتر، سريعتر، قويتر» را سرمشق قرار مي‎دادند و اين شعار براي ورزشهاي امروزي نيز وجود دارد. پرسش دربارة ظرفيتها و تواناييهاي خاص البته فقط در ورزش مطرح نيست. ثروتمندترين مرد دنيا كيست؟ بلندترين آسمانخراش كدامست؟ تندروترين اتومبيل يا هواپيما كدامست؟ يا حتي اين پرسش براستي بي‎فايده و بي‎هدف «چه كسي مي‎تواند مدت بيشتري را روي يك داربست ساختماني در ارتفاع ۱۰ متري به سرآورد؟» توجه هر چند توام با خندة بيشتر خوانندگان روزنامه را به خود جلب مي‎كند. تلاش براي به دست آوردن ركورد، اغلب آثار عجيب و قابل توجهي به بار مي‎آورد. 
به هر حال اشتباه بزرگي است اگر عجايب هفتگانه جهان را نيز فقط چون ركورد تلقي كنيم. به طور يقين اهرام سه‎گانة خئوپس هنوز هم (به جز ديوار بزرگ چين) عظيمترين بناي ساختماني به شمار مي‎آيد كه در طول تاريخ به دست انسان بنا شده است
يهوديان قديم نيز براي عدد هفت معناي ويژه‎اي قائل بودند: در كتاب اول عهد عتيق ]تورات- مو.‎[، كتاب مقدس يهوديان، آمده است كه خداوند، جهان را در شش روز خلق كرد، در روز هفتم، روز سبت ‎]روز شنبه و روز تعطيل يهوديان است.م.‎[، خالق به استراحت پرداخت. موسي در ده فرمان خود از پيروانش مي‎خواهد، كه اين روز آرامش را «مقدس بدارند». از آن زمان عدد هفت نزد يهوديان و بعدها نيز نزد مسيحيان كه عهد عتيق را قبول كردند، به عنوان عددي مقدس محسوب مي‎شد. 
به اين ترتيب بود كه از دوران باستان هفتگانه‎هاي بيشماري تشكيل شدند: يونانيان باستان همه ساله هفت تن از بهترين هنرپيشگان نقشهاي سنگين و غمناك و نقشهاي طنز و كمدي را انتخاب مي‎كردند. آنها مانند روميهاي باستان با هفت هنر احترام مي‎گذارشتند. روم بر روي هفت تپه بنا شده بود. در تعليمات كليساي كاتوليك هفت گناه كبيره (غرور، آزمندي، بي‎عفتي، حسد، افراط، خشم و كاهلي) و هفت پيمان مقدس (غسل تعميد، تسليم و تصديق، تقديس بلوغ، ازدواج، استغفار و توبه، غسل قبل از مرگ با روغن مقدس، درآمدن به لباس روحانيون مسيحي) وجود دارد. براي پيروان محمد(ص) آخرين مكان عروج، آسمان هفتم  محسوب مي‎شود. در بيست و هفتم ژوئن هر سال ‎]ششم تيرماه- مترجم‎[، روز «هفت انسان خوابيده» مسيحيان ياد آن هفت برادري را، كه در سال ۲۵۱ بعد از ميلاد، براي عقيده و ايمان خود، زنده زنده لاي ديوار نهاده شده و شهيد شدند، گرامي مي‎دارند؛ مردم عامي مي‎گويند كه اگر در اين روز باران ببارد، به مدت هفت هفته بعد از هوا بد خواهد بود، آنگاه انسان بايد هفت وسيله مورد نيازش را بسته‎بندي كند و با چكمه‎هاي هفت فرسخي خود به آن دورها سفر كند. صورت فلكي خوشة‌ پروين  يا ثريا به عنوان «هفت ستاره» معروف است، در حالي كه حتي با چشم غيرمسلح مي‎توان در اين صورت فلكي تا يازده ستاره را ديد. 
در افسانه‎ها نيز با «هفت» سحرآميز برخورد مي‎شود: سوار ريش آبي هفت همسر داشت، سفيدبرفي با هفت كوتوله پشت هفت كوه زندگي مي‎كرد، هفت سوسك به همان اندازه قهرمانان كميك شجاعي بودند كه درزي شجاع كوچك- كه هفت (مگس!) را با يك ضربه كشت ‎… و به همين ترتيب تعداد بيشماري هفتگانه در تمام دنيا وجود دارد. 
چه كسي عجايب هفتگانة جهان را براي نخستين بار به قلم كشيد؟
يكي از كهن‎ترين هفتگانه‎ها، عجايب هفتگانة جهان، يعني معروف‎ترين و بزرگ‎ترين اثرهاي هنري و معماري عهد باستان است. نخستين توصيف كتبي عجايب هفتگانة جهان به نويسندة فنيقي «آنتيپاتروس» سيدوني (سدة دوم پيش از ميلاد) نسبت داده مي‎شود. كتاب او به هر حال نه داراي ديدگاه فلسفي بوده و نه يك كتاب هنري محسوب مي‎شد، بلكه فقط راهنماي ساده براي سفر در عهد باستان بود. 
«آنتيپاتروس» در سفرهايش- اگر اصلاً خود به اين سفرها رفته باشد، و فقط براساس شايعات گزارش نكرده باشد- عموماً راه‎هاي تجارتي معروف آن زمان دنيا را دنبال مي‎كرد. او فقط يكي از عجايب هفتگانه را در يونان يافت: پيكرة زئوس اثر فيدياس در المپيا. او در آسياي صغير معبد آرتميس در افسوس و آرامگاه شاه مازولوس پادشاه هاليكارناس را، در جزيره رودس مجسمة غول پيكري را- كه مجسمه هليوس خداي خورشيد بود-، در آفريقا فانوس دريايي اسكندريه و هرم خئوپس در شهر گيزه، و بالاخره در آسياي دور باغهاي معلق ملكه سميراميس را در بابل توصيف كرد. 
«آنتيپاتروس» در گزارشهايش به ساختمانهاي معروفي كه بسيار در دسترس او بودند، و به اصطلاح جلوي در خانة او بودند، مثلاً ساختمان آكروپوليس در آتن، اشاره نكرد. زيرا كتاب او در واقع به عنوان راهنماي سفر براي يونانيهاي تحصيل كرده نوشته شده بود- و اينكه يكي از اين يونانيها دربارة آكروپوليس نداند و لازم باشد كه توجه او به اين اثر جلب شود، در نظر آنتيپاتروس عجيب و غيرقابل تصور بود. 
چرا برج بابل از عجايب جهان نيست؟
«آنتيپاتروس» همچنين فقط آن «عجايبي» را در كتاب خود ثبت كرد كه هنوز در آن زمان ديده مي‎شدند. مثلاً برج بابل- كه بدون ترديد يكي ديگر از بناهاي ساختماني اعجاب‎انگيز آن زمان بود- در دوران «آنتيپاتروس» در هم فرو ريخته بود و لذا جزو مناظر ديدني شمرده نمي‎شد. او نمي‎خواست به مردمان عصر خود ويرانه‎ها را ارائه كند؛ يونانيهاي عاشق هنر و زيبايي خرابه‎ها و ويرانه‎ها را قابل تحسين و اعجاب‎انگيز نمي‎دانستند. 
ذوق و هيجان ديدار عجايب هفتگانه استمرار نيافت. هنگامي كه مغرب زمين مسيحي شد، توجه و علاقه به آثار باستاني خاموش گشت. به علاوه- به جز هرم خئوپس- از عجايب هفتگانة ديگر فقط ويرانه‎هايي باقي مانده بود، بنابراين آنها به بوتة فراموشي سپرده شدند. 
اگر مسلمانان نبودند، شايد ما امروزه اصلاً هيچ چيز دربارة عجايب جهان نمي‎دانستيم. اين دانشمندان و محققان مسلمان بودند كه نوشته‎هاي عهد باستان را كشف كردند و به تحقيق دربارة آنها پرداختند. آنها اين نوشته‎ها را ترجمه كردند و به اين ترتيب دانش بشري را دربارة آثار هنري بزرگ عهد باستان از نابودي نجات دادند و اين دانش را از سده‎هاي ميانه به عصر حاضر انتقال دادند. 
نخست در پايان سدة پانزدهم ميلادي، كه رنسانس ‎]دورة تجديد حيات ادبي و فرهنگي اروپا. -م.‎[ آغاز شد، اروپا دوباره به آثار باستاني ابراز علاقه و توجه كرد. معمار اطريشي فيشرفن ارلاخ (تولد ۱۶۵۶ ميلادي. وفات ۱۷۲۳ ميلادي). بنابر منابع و مأخذ قديمي در كتابش به نام «طرح معماري تاريخي» به توصيف عجايب هفتگانة جهان پرداخت و به اين وسيله آنها را به ضمير آگاه اروپائيان بازگردانيد. ليكن باز هم دو سده طول كشيد تا جامعة علمي شروع به حفاري و كشف شواهد و نشانه‎هاي سنتي عهد باستان كرد تا به انسانهاي متعجب و مبهوت عصر جديد نشان دهد كه نياكان آنها چه قابليتهايي را در عصر خود بروز دادند. 
به اين ترتيب بود كه عجايب هفتگانة جهان دوباره كشف شد. 

عتیقه زیرخاکی گنج