• بازدید : 40 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲۶صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

بایوآرات ( هنر زیستی عمل هنری است که ابزار آن ماده زنده است و ( کارهنری ) محصولات آزمایشگاهی است که در آزمایشگاهها توسط هنرمندان و طراحان کارگاه هنری انجام می شود . ابزار آن تکنولوژی زیستی شامل مهندسی ژنتیک و موجودات آزمایشگاهی است .
بایوآرات توسط بیشترین هنرمندان بررسی و مطالعه می شود برای اینکه سختگیرانه برای نمونه های زنده محدود شود . اگر چه برخی مذاکرات و مباحث نظیر این وجود دارد که این ضوابط و مراحل غیر منطقی است که ماده می تواند برای اینکه زنده و یا زندگی شود را بررسی کنند 
بایوآرت روی تحقیق هنری و تکنولوژی زیستی متمرکز شده و پیامدهای اخلاقی پیچیده ای را به دنبال دارند از قبیل آنهایی که با حق انحصاری ژنها و فروش آنها مربوط می شوند در همان زمان مهندسی ژنتیک دائماً تصورات ما را دگرگون می کند و با فرمی از زندگی که خود زندگی است ارتباط برقرار می کند علاوه بر این رشته تحصیلی زیست شناسی به طور روز افزون از علم زندگی به علم اطلاعات تغییر پیدا می کند برای مثال «زیست نشانه ای» علمی میان رشته ای است که مطالعات ارتباط و دلالت بر سیستم های زندگی است . هنرمندان معاصر به این تغییرات، به کار کردن با هنر تلفیق ژنی، مشابه سازی، ارتباط داخلی و گونه های داخلی، تکنولوژی مربوط به تولید مجدد (تناسلی)، بازنویسی برنامه ای جدید از گونه های تولید شده، مهندسی بافت پرورش، و پیوند تکنیک هایی که مرزهای اثر هنری و زندگی را به هم پیوند می دهد، واکنش نشان دادند.
نظیر این اثر هنری آلبا (جی اف پی) (پروتئین فلوئورسان سبز) بانی (۲۰۰۰)، به طور ژنتیکی خرگوشی را که سبز بود طراحی کرد وقتی که با نور مناسب (دقیق) آن را روشن کرد.
از نظر هنرمند ادوارد کاک «هنر تلفیق ژنی… هنر جدیدی است که بر اساس کاربرد تکنیک های مهندسی ژنتیک شکل گرفته است»  (1998). کاک روی کشف «متغیر پذیری موقعیت های نمونه در سال های پست دیجیتال» به معنی ترکیب روبات شناسی و شبکه ای، تله پوزنس، بایوتله ماتیک و هنر تلفیق ژنی» (کاک ۲۰۰۵) کار کرد
هنر کلی انتقادی (دقیق) (سی، ای، ای) بایوآرتیستهایی هستند که از طریق تئاتر بازترکیبی شان تکنولوژی، مغز انسان و هنر تلفیق ژنی، مرکز آثارشان قرار دادند. همانطور که گروه رسانه ای تاکتیکی، اجرای پروژه های ارتباطی مختلف را ارائه داده است.
این پروژه ها با توجه به ارائه پیشرفت و آمادگی سیاست های اجتماعی مجددشان، با توجه به تکنولوژی محکم تر شده است.
یکی از آثارشان فلش ماشین (دستگاه برن) (۸-۱۹۹۷)، روی به نژادی در مقالات و تمرین تکنولوژی تولید مجدد متمرکز شد. آنها تلاش کردند که بیشتر کارهای اخیرشان را به طور انتقادی ارزیابی کنند و به مهندسی ژنتیک و خلق و رهایی از اشکال جدید در اکوسیستم توجه خاصی کردند. با توجه به اطلاعات و تصورات بیشتر که به این آثار مربوط یم شود، وب سایت های خاصی را ببیند، برای ادواردکاک http://www.ekac.org و برای هنر کلی انتقادی http://www.criticolair.org
این موضوع با جزئیات بیشتر در کتب زیر چاپم، تمرین های رقمی: برداشت کلی انتقادی و نگرش، برای کار و تکنولوژی، دانشگاه مطبوعات (خبرنگاران)، میشیگان، ۲۰۰۶، در بی اس تی مورد بحث قرار داده است. می فهمیم که بایوآرت در تمام ترکیب های مختلفش پیامدی مهم است که با معانی ضمنی اخلاقی جدی همراه است و ما با محبث بیشتر در این قسمت برخورد می کنیم.
ادوارد کاک:
ادوارد کاک یک هنرمند امریکایی معاصر بین المللی است که به خاطر تأسیسات شبکه تعاملی و هنر زیستی اش شناخته شده است. کاک در ۱۹۶۲ در ریودوژانیروی برزیل متولد شد.
در ۱۹۹۷ او اولین شخصی بود که یک میکروچیپ را در بدنش کار گذاشت و این عمل را در متن کارش کپسول زمان نامید همانند نوعی گزارش اجتماعی که در آن ما را به فکر کردن عمیق تر درباره ارتباطمان با تکنولوژی سبب می شد. او میکروچیپ را در قسمت پایینی پایش روی عضله پشت ساق پایش قرار داد.
هنگامی که او در اتصال تله ماتیک بود (کارش آزمایشگاهی بود) ذکر کرد که نتیجه برگزیدن این خال روی بدنش که اسیر آن بود این بود که اغلب مارک دار بود. یک کار او در نمایشگاهی تحت عنوان تله پورتینگ روی وضعیت ناشناخته گذاشته شد. قطعه ای که در آن کاک گیاهی را در یک اتاق تاریک فراهم کرد که با نوری که از میان حوزه اینترنت با مشارکت از راه دور به اطراف فرستاده می شد بروید.
کاک خودش را یک هنرمند باز ترکیبی یا هنرمند زیستی که از تکنولوژی زیستی و ژنتیک برای خلق کارهای تحریک آمیزی استفاده می کند که با اکتشاف تکنیک علمی و نقد آنها همراه است. اولین کار هنری باز ترکیبی کاک با عنوان سفر پیدایش او با گرفتن نقل قولی از کتاب مقدس مستلزم کرد (سفر پیدایش ۱:۲۶: و خداوند فرمود: خواست ما به ساختن بشری در تصویر ما تعلق گرفت که شبیه ماست و اجازه دادیم آنها بر ماهی دریا و بر پرنده آسمان و بر گله گاو حکومت کنند و بر هر آنچه در زمین است و بر هر چیز خزنده ای که بر زمین می خزد) و آن را به کرمرس تغییر داد و در نهایت اینطور تعبیر شد که کدمرس (با یک اصول اخلاقی دینی که مخصوصاً توسط هنرمند برای این کار گسترش می یابد) به سمت زوج کردن پایه ژنتیکی، پس از اینکه ژن ها را از یک آزمایشگاه که زنجیرهای ژنتیکی را طبق نیاز خلق می کرد، پیش می رود. پس از بدست آوردن ژن از یک باکتری نامعلوم، آن را در یک ظرف پتری (آزمایشگاهی) رویاند. این ظرف پتری زیر اشعه ماوراء بنفش گذاشته شده بود که تحت آن اشعه با دوربین متصل فعالیت می کرد تا خلقت با وب کم دیده می شود.
کاک قصد داشت تماشاگر حاضر را با یک دوگانگی فیلسوفانه مواجه کند. اگر انسان تماشاگر با اجازه به بشر به داشتن حق حاکمیت بر طبیعت همانطور که از کتاب مقدس نقل شده؛ مخالف باشد و به انهدام ایده رأی بر هر اشعه ماوراء بنفش فعال می شود که سبب جهش ژن می شود از این رهگذر ادعا تغییر می کند و او باید از قدرت خویش بر طبیعت دفاع کند. از این طریق در یک راه او خودش را نقض می کند. یک تماشاگر با نقطه نظر مثبت، مثبت خواهد شد اما در هر صورت تنگنای دشواریست.
احتمال دارد مشهورترین اثر اوآلبا باشد . کاک ترتیب یک آزمایشگاه فرانسوی برای خلق یک خرگوش فلوئورسان سبز را داد . یک خرگوش با یک ژن ( GFP ) یعنی پروتئین فلوئورسان سبز رنگ از یک عروس دریایی متصل شد . زیر یک نور آبی دقیق و مشخص خرگوش سبز فلوئورسان می شد .س از یک قیاس زود گذر همانند یک کار ایستالیشن بود که در آن کاک و آلبا در یک خانه برای زندگی با خانواده کاک برگردانده شد . قبل از اینکه جدول زمانی آلبا به کاک عرضه شود . آزمایشگاه موافقت او را دنبال می کرد و مطمئن بود که آلبا باید در آزمایشگاه بماند .
طول عمر آلبا در ابهام زیادی باقیماند . احتمال داشت که بمیرد یا نمیرد ، اما خرگوش که در اسارت نگهداری می شد یک طول عمر ۸ تا ۱۲ ساله را نخواهد داشت   . گیاه GFP ، ماهی و پستانداران در دراز مدت ساکن آزمایشگاه  های علمی می شدند ، ژن GFP معمولاً  همانند یکنوع علامت استفاده مس شود که کسی روی یک جدا سازی اصلاح ژنیتیکی یا ژن می چسباند .با این توضیحکه آن همزیستی ژنها آشکار در یک ارگانیسم است.
با این وجود کاک GFP را به طریقی نمادین نه علمی همانند یک علامت اجتماعی استفاده کرد که سوالاتی درباره چگونگی ساختار اجتماعی ایده ای ناشی از عدم اعتماد بنفس را افزایش می دهد بویژه فقط تصور ( مفهوم ) آلبا ، GFP ماهی راه راه به علائم بازرگانی تحت عنوان علامت تجاری « گلوفیش » ضربه زد .
کاک درپاسخ به انصراف آزمایشگاه از آزادی آلبا ، پرچم را خارج از خانه اش بالابرد یک حرکت اعتراض آمیز بخاطر یک خرگوش سبز .
جورج گذرت :
جورج گذرت یکی از شناخته شده ترین هنرمندان معاصر هنر حرکتی ( جنبشی ) شناخته شده است . 
همانطور زیست شناسی – هنر ، هنر زیستی شناخته شده است . در ابتداگذرت کارش را همانند یک نقاش و چاپگر آغاز کرد و پرورش گیاهان را در اواخر دهد ۱۹۷۰ و اوائل دهد ۱۹۸۰ همانند یک فرم از هنر شروع کرد . کار او روی تداخل بین هنرو ژنتیک تمرکز داشت و او نمایشگاهی از یک سری ساختار از دورگه ها ( حیوان دورگه – گیاه پیوندی ) و مستند سازی ( سند- اثبات ) از طرح تحقیقاتی پرورش برگزار کرد.

تکنیک:
گذرت کشف کرد عنبیه ( یا زنبق ) هنریش را با پیوند بین گونه های وحشی و نتایج ناپسند در شکاف خانه ای گرفت . او مخصوصاً علاقمند به هنر شناختی گیاه و راههایی که بشر هنر شناس تاثیر تکامل را ترجیح بدهد است و گذرت این تمرین را هنر عمومی ژنتیکی نامید و این کار بر راه طبیعت که توسط انسانها- حتی مولف – تعبیر می شود اشاره می کند .

عتیقه زیرخاکی گنج