• بازدید : 39 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۱۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

نقاشی عمل بکار بردن رنگ دانه محلول در یک رقیق کننده و یک عامل چسپاننده یک چسب بر روی یک سطح نگهدارنده مانند کاغذ ، بوم یا دیوار است. این کار توسط یک نقاش انجام می شود. این واژه بخصوص زمانی به کار می رود که این کار حرفه شخص مورد نظر باشد. قدمت نقاشی در بین انسانها ، شش برابر قدمت استفاده از زبان نوشتاری است. 
در قیاس با نقاشی ، طراحی ، سلسله عملیات ایجاد یک سری اثر و نشانه با استفاده از فشار آوردن یا حرکت ابزاری بر روی یک سطح است. 
یک روش قابل اجرا برای تزئین دیوارهای یک اتاق با استفاده از نقاشی در ساختار جزئیات کار موجود است. 
قدیمی ترین نقاشی ها در دنیا که متعلق به حدود ۳۲۰۰۰ هزار سال قبل می باشد، در گروته شاوه فرانسه قرار دارد. این نقاشی ها که با استفاده از افرای قرمز و رنگ دانه سیاه حکاکی و رنگ شده اند، تصاویری از اسب ها ، کرگدن ها، شیرها، بوفالوها و ماموت ها را نشان می دهند. اینها نمونه هایی از نقاشی در غار هستند که در تمام دنیا وجود دارند. 
امروزه ،بسیاری از آثار شناخته شده و مشهور هنری مانند مونالیزا نقاشی هستند. در حال حاضر اختلاف نظرهای جزئی در مورد کاملا هنری بودن آثاری که به روشهای غیر سنتی و با روش های غیر از شیوه های کلاسیک خلق می شوند وجود دارد.از لحاظ مفهومی هنرمندانی که از صدا ، نور ، آتش بازی ، چاپگرجوهرافشان ، پیکسل های صفحه مانیتور و حتی پاستل یا مواد دیگر استفاده می کنند، یا رنگهای آمیخته با زرده تخم مرغ را بکار می برند، یکسان هستند. در نتیجه به اغلب کارهای هنری ، نقاشی گفته می شود. 
درباره رنگ 
رنگ ترکیبی از رنگدانه ، حلال ، چسپاننده و در برخی موارد تسریع یا کند کننده ای برای خشک شدن ، بهبود دهنده بافت ، تثبت کننده و یا هر ماده اصلاح کننده دیگری است. قبل از آنکه رنگ بر روی بوم قرار گیرد، معمولا ابتدا آن را آغشته به نوعی زمینه (یک لایه پوششی که معمولا از جنس جسو می باشد) می کنند تا چسپندگی با رنگ را افزایش داده و حالت بافت سبدی بوم را برای جلوگیری از تراوش کاهش می دهد. با اینکه انتظار می رود رنگدانه هایی که برای نقاشی بکار می روند ثابت باشند، اما برخی از نقاشان از رنگهایی استفاده می کنند که دارای رنگدانه های فرار هستند. 
ابزار مورد استفاده نقاش شامل انواع مختلفی است . از جمله : 
قلم موی نقاشی 
کاردک 
پالت از جنس چوب یا پلاستیک که در هنگام نقاشی رنگ را روی آن قرار داده و استفاده می کنند 
اسفنج 
گیره 
سه پایه 
قوطی اسپری رنگ 
اسپری رنگی دارای هوای فشرده 
 


شام آخر اثر لئوناردو داوینچی 
به این موارد می توان گچ ، مداد گرافیت ، پارچه کهنه یا دستمال کاغذ ی ، آینه که گاهی برای تغییر زاویه دید و پرسپکتیو و گاهی نیز برای نقاشی شخص از خودش بکار می رود تربانتین یا هر رقیق کننده بی بوی دیگر که معمولاً به همراه روغن استفاه می شود) ،مدل یا موضوع و شاید نور پردازی آتلیه را نیز اضافه نمود. 
تکنیکهای نقاشی 
تکنیکهای نقاشی عبارتند از : 
رنگ زنی غلیظ 
آبرنگ 
لعاب دادن 
نقاشی یا رنگ مومی ) نقاشی یا رنگی که با موم آب کرده بسازند( 
نقاشی دیواری که معروفترین نوع آن فرسکو می باشد. 
سایش و نقاشی نقطه ای 
فوماتو 
سامی – ای 
کلاژ 
نقاشی بر روی تخته 
نقاشی یا اسپری گرافیتی 
نقاشی با مواد جدید 
نقاشی با کامپیوتر 
حلال های رنگ 
حلال ماده ای است که رنگدانه در آن حل یا قرار داده می شود. تقریباً تمامی حلالهای طراحی در نقاشی نیز قابل استفاده هستند. 
برخی از آنها عبارتند از : 
رنگ روغن ، شامل رنگهای جدید قابل اختلاط با آب 
رنگ اکریلیک 
سایه روشن 
رنگ انگشتی 
مرکب 
پاستل ، شامل پاستل خشک ، پاستل روغنی و موادهای پاستل 
تمپرا رنگهای آمیخته تا زرده تخم مرغ 
رنگ مومی 
آبرنگ 
سبک های معروف نقاشی 
سبک های نقاشی می توانند با روشهای بکارگیری و یا با توجه به جنبش هنری که بیشترین تطبیق را با مشخصات غالب و حاکمی که نقاشی نشان می دهد دارند، مشخص شوند. سبک های معروف عبارتند از: 
رئالیسم )واقع گرایی( 
امپرسیونیسم )برداشت گرایی( 
پوینتولیسم 
هنر ابتدایی 
کوبیسم )حجم گری( 
مدرنیسم )نوگرایی( 
آبستره ) انتزاعی( 
پست مدرنیسم )فرا نوین( 
آوانگارد )پیشگام ، وابسته به مکتب های هنری نوین و غیر سنتی( 
ساختار گرایی 
کتاره سخت 
گرافیتی 
نقاشی اصیل ایرانی 
اصطلاحات معمول نقاشی 
این اصطلاحات عبارتند از : 
تمثیل 
بادگن 
پوینیلیسم )گذاشتن نقطه های رنگین روی سطح سفید( 
فانتزی 
نقاشی فیگور )پیکر( 
تصویر سازی 
صنعتی 
منظره 
طبیعت گرا 
چهره 
علمی تخیلی 
طبیعت بی جان 
سورئالیسم )فرا واقع گرایی( 
جنگ 


خط و خوشنويسي ، انواع آن و ارزشهاي بصري هر يك
خط و خوشنويسي 
نقش سازنده و مؤثر هنر خط در پيشبرد علوم و پايه گذاری تمدن و فرهنگ اصيل چنان مؤثر عميق و بنيادين و آن چنان گسترده و نامحدود بوده است كه در وصف نمی گنجد .
ارتقاء سطح دانش بشری در همه موضوعات مرهون هنر خط و نگارش و كتابت است اعجاز اين هنر ، توانست اندوخته های بشری را طی تاريخ در اختيار سراسر اين جهان و همة مردمان قرار دهد . 
خط توانست فراتر از زمان و مكان و مرزها و فرهنگ ها ، حاضران را با گذشتگان پيوند و اتصال دهد و انتقال علم و انديشة انسانها را ميسر نموده و تداوم بخشد نگارش و كتابت در طول حيات خود توانسته است افكار ، احساسات ، معلومات و تجربيات گذشتگان را در تاريخ ثبت كند و از دستبرد ، تباهی ، تاراج و زوال محفوظ دارد . تا نسل حاضر از اندوخته های نياكان خود برخوردار و بهره مند شود . 
هنوز از زمان پيدايش و يا اختراع خط ، اطلاع دقيقی در دست نيست . اما آنچه بدون ترديد مشخص است اين است كه خط و يا اختراع علائم نگارش و ترسيمهای قراردادی در بين نوع بشر از مفيدترين و مهم ترين اختراعات و باعث شكوفائی تمدن بشری شده است .
هنر خط ، همانند ديگر دستاوردهای انديشة بشری ، دورانهای مختلفی را طی نموده است و پس از سپری نمودن اعصار و قرون طولانی به مرحلة كنونی خود رسيده است . پيدايش خط در آغاز به صورت تصويری و ترسيمی بوده و هر تصوير نمايندة يك انديشه و يا يك واقعه محسوب می شده است . سپس مرحلة رمزی آن پيش آمده كه هر حرف نشانگر كلمه و تصويری بوده است .
در آن روزگار ۲۴ الفبای قراردادی بوجود آمد كه همگام با بكاربردن آنها ، از علامتهای پيچ در پيچ هيروگليف نيز استفاده می شده است . از آثار آن دوره ؛ اهرام مصر ، كتيبه ها و نوشته های فراوان در كشور مصر است . پس از مصريان ، فنيقيان آن حروف اوليه را به درجة عالی تری رسانده و سپس يونانيان به آن كمال مطلوب را بخشيدند . آنگاه خط آسانتری بنام خط هيراتيكی در حدود ۱۹۰۰ سال قبل از ميلاد مسيح بوجود آمد . پس از آن يك نوع خط مورتيكی جانشين آن گرديد كه اين خطوط را برروی سنگهای نازك و سفيد حك می كردند .
گرچه نوشتن و حك كردن بر روی اينگونه اجسام سفت ، امری بسيار مشكل بود ، لكن اين دشواری مانع از تحرير نمی شد . كتيبه ها و سنگ نوشته های زيادی از كتابخانه های بابل و ايلام بدست آمده است .
بطور خلاصه در ايران در عهد هخامنشی خط ميخی در عهد ساسانی خط پهلوی و از عهد ورود اسلام به ايران خطهای كوفی و نسخ و سپس نستعليق رايج بوده است . 
در مورد زمان پيدايش خط تاريخ ، مشخصی نمی توان قائل شد ، چون امری تدريجی بوده و طی سالها يا قرنها به صورت مشخص تجلی و ظهور پيدا كرده است ، لكن تشخيص اصل و بنياد و ريشة هر خط ، با استناد به آنچه در دست است ، تا حدودی ميسر است .
 1ـ كوفی 
 2ـ نسخ 
و خطوط ديگر ، از تأثير گذاری نوعی بر نوع ديگر پديدار شده اند . 
پيدايش خط كوفی را چنين آورده اند :
لذا می توان دريافت كه خط كوفی ، نتيجه ای از نظم و ترتيب خط حجازی می باشد . ( لازم به ذكر است كه در آغاز ، خط كوفی در كنار خطوط عِبری و سريانی ، جزو خطوط در امپراطوری بزرگ ايران و روم ، حائز اهميت نبود و وقتی نامدار شد كه خط رسمی دين اسلام گرديد و مورد توجه رسول اكرم ( ص ) و مسلمانان صدر اسلام قرار گرفت . )
خط عربی قبل از اسلام ، منحصر به شبه جزيره عربستان بود و توسعة آن با انتشار دين اسلام انجام پذيرفت و در سرزمينهای فتح شده همپای دين اسلام منتشر شد و مشرق و مغرب را پر نمود و بر زبانهای اصلی ممالك غير عرب ، غلبه كرد .
بعد از آن پيوسته سليقه ها و ذوق های اقوام مختلف كه در شهر كوفه گرد آمده بودند ، دست به كار شدند تا آنكه شيوة كوفی از حجازی فاصله پيدا كرد و صورت خط حجازی تقريباً به حال ابتدائی خود باقی ماند . ولی خط كوفی ، جلوة بهتری پيدا كرد و در نيمة اول قرن اول هجری ، به آخرين صورت مستقل خود ، رسيد و حروف آن از حروف نسخی آن زمان هم از حيث جلوه ، و هم از جهت ، حروف بهتر شد .
همان طور كه عبريان ، خط مربع ، و سريانيان خط سريانی و نسطوريان خط ستر نجيلی را مخصوص كتابهای دينی و علمی خود قرار داده بودند ، مسلمانان نيز ، خط كوفی را كه صورت و هیأتی بهتر يافته ، و مشابه خط ستر نجيلی شده بود ، خاص نوشتن قرآن قرار دادند و بعدها آن را در تزيين مساجد و سكه ها و كتب ، مورد استفاده قرار دادند و به دليل احساس نياز هويت برای معماريهای اسلامی ، مساجد و بناهای اسلامی ، كاربردی در كتيبه ها پيدا كرد كه پس از مصرف و كاربرد در كتابت به روی ديوارها و ستونها و مناره ها خود را بالا كشيد و هم زمان تزئينی تر شد و به دليل اجتناب طراحان از ايجاد نقوش تحريم شده ، نقش و نگاره هايی به آن اضافه شد و فضاهای خالی ، با گردش های قلم ، فرهنگی جديد را در مقاطع مختلف به وجود آورد . خط عربی به تبعيت از دين اسلام ، در ممالك دور و نزديك نفوذ كرد تا جايی كه ناحیة وسيعی از جهان ، يعنی آن قسمت از ميان شط فرات ، از مشرق و سواحل اقيانوس اطلس از مغرب ، و سواحل شمالی مديترانه از شمال و خط استوا از جنوب واقع است ، به اين زبان تكلم كرده و به آن خط كتابت كردند . و بعضی با خط و زبان خود صحبت و به خط عربی كتابت كردند ، مانند ايران .
سلسله فتوحات اسلامی ، از راه آسيای صغير به مصر و به طرف شمال آفريقا و ممالك مغرب ( تونس ، الجزاير ، مراكش ) كشيده شد و تمدن اسلامی و خطوط اسلامی به دنبال آن در اين سرزمينها جايگزين گرديد .
خط در اين نواحی كه احتمالاً از اوايل قرن دوم بايد متداول شده باشد ، نوعی كوفی و مشتق از آن است و به خط مغربی معروف ، و از قديمی ترين خطوط اسلامی است كه در تمام آفريقای شمالی ، به جز مصر و قسمتی از ساير نقاط آفريقای شرقی و مركزی و با جزئی تغيير ، معمول گرديده است .
خط كوفي : 
چون اسلام در ايران انتشار يافت ، خط كوفی جايگزين خط پهلوی ساسانی و دين دبيرة اوستايی شد و ايرانيان تقريباً از اواخر قرن اول و اوايل سدة دوم هجری كم كم در نوشته های خود خط كوفی را معمول داشته و آنرا جايگزين خط پهلوی نمودند .
خط كوفی ابتدا ، بی نقطه و بدون حركات ( ضمه و كسره و فتحه ) و اِعراب بود . اين نقيصه خواندن اين خط را مشكل می ساخت . 
ابوالاسود الدؤلی كه از فضلا و ادبای معروف كوفی بود ، و در خدمت حضرت علی ( ع ) به اكتساب علوم پرداخته و در جنگ صفين ملتزم ركاب بود ، و از آن بزرگوار اخذ نحو كرده بود ، از برای تسهيل امر خوانندگان قرآن ، نقطه را وضع نمود و گمان می رود وی اين طريقه را از خطوط كلدانيان و سريانيان اخذ كرده باشد ، زيرا اين طوايف از همسايگان بين النهرين و بابِل بودند ، و در كتابت آنها نقطه استعمال می شد . به خلاف خطوط ميخی و پهلوی ايرانيان . و هيروگليف مصريان و فنيقيان كه در كتابت آنان نقطه مستعمل نبود .
صاحب الفهرست می نويسد : (( ابوالاسود به كاتب چنين می گفت : نويسنده ، در موقع نوشتن به هوش باش و مرا ببين ، چون به خواندن در آمدم ، نظر به لبان من نما ، اگر به فتحه و گشوده خواندم ، نقطه را بالای حرف بگذار ، و اگر به پيش خواندم ، نقطه را بگذار بين حرف ، و اگر به زير خواندم نقطه را در زير بگذار . » 
صاحب اللمعه الشهيمه می آورد : » در صدر اسلام نقطه برای حركات استعمال می شد و واضع او يعقوب رهاوی بود و اين نقاط به جای حركات به كار می رفت . )) خط كوفی در عـصر دولـت عبـاسی ( ۱۳۲ ـ ۶۵۶ هـ . ق ) به مرتبة رفيعی از زيبائی در رسم و شكل رسيد ، و انواع خط كوفی از پنجاه نوع متجاوز شد . مشهورترين آنها ، كوفی محرر ، مشجر ، مربع ، مدور و متداخل بود . نكتة مهم در استفاده از خط كوفی در كتيبه نويسی اين است كه تابع قواعد اكيدی نبود ، بلكه عملاً دست هنرمند را در ابداع و اجرای شكلهای تزئينی آن باز می گذاشت . در ابتدا ، حروف به آذين های سادة برگ و گل منتهی می شد . اين خط بنا بر سليقه و توانايی طراح ، به روی اصل آن فرعياتی اضافه می شد ، به اين معنا كه قواعد مفروض به عنوان محور قرار گرفته می شد و دست هنرمند ، نقوش و گل و برگهای منشعب از آن فضاهای خالی را پوشش می داد . شكلهای عمدة اين تزيينات عبارت بودند از : ادامة حروف به صورت برگ ، گل ، بافته ، گره خورده ، به هم تابيده ، در هم پيچيده شده ، شكـل سر انسان ، يا حيوان .
با همه اين تفضيلات خط كوفی از نظر تاريخ نگاران ، به دو دستة بزرگ تقسيم می شود : 
 1ـ كوفی مغربی ۲ـ كوفی مشرقی 
كوفي مغربي خود به انواع : قيروانی ، تونسی ، جزايری ، سودانی تقسيم می شد .
كوفي مشرقي عبارت است از شيوة عربی و شيوة ايرانی و شيوة مختلط . ( كه شيوة عربی به اقسام مكی ، مدنی ، كوفی ، بصری ، شامی ، مصری ، منقسم می گردد . )
خط كوفی ويژگيهای مهمی در هنر ايران دارد . يكی از آن ويژگيها اين است كه هيچ هنری تاكنون به اين حد نه فقط در تزئين معماری آثار مقدس و مهم ، بلكه در اشياء كاربردی زندگی روزمره از خط و تزئينات خطی استفاده نكرده و اصلاً هيچ خطی به اندازة رسم الخط كوفی برای مقاصد تزئينی به اين حد ، مناسب نيست . 
كوفي بنايي (معقلي)
نوعی كاربردی از خط كوفی است كه در بناها و معماری ها جلوه گر شده است ، و به دليل استفادة آن در روی بناها ، خط بنائی لقب گرفت و به صورتهای مختلف پديدار گشته كه به شكل آسان و متوسط و مشكل ، دسته بندی می شود ، ولی می توان نامهای منحصر ، مربعی يا مستطيلی و متداخل تطبيق نمود . خط معقلی در كتابت مستعمل نبود ، اگر چه مولانا سلطانعلی مشهدی ، معتقد است كه به اين خط كتابت نيز می شد . و آنرا جزو خطوط می آورد .
چون اساس اين خط روی خانه بندی خط كشی می شود ، به اين ترتيب كه اول كاغذ مانند صفحة شطرنجی خط كشی و خانه بندی می شود ، و بعد از تقسيم خانه ها ، حروف آن مرتب می شود ، و چون اين خط به ترتيب فوق نوشته می شده ، آنرا با آجر روی عمارات به آسانی می چيدند تا هم عبارتی از آن خوانده شود و هم ديوار عمارت را تزئينی باشد . به اين نسبت آن را خط معماری يا خط بنايی ناميده اند .
معقل در لغت به معنی حصين ( پناهگاه و كوه بلند آمده است ) اين معنی با اين نوع خط بنايی مطابقت دارد و اين نظريه منطقی است كه خط بنايی پس از اينكه به كمال مطلوب رسيد ، معقلی ناميده شده باشد . به نظر می رسد خط معلقی بعد از خط كوفی و از روی آن استخراج شده باشد ، و قطعاً اين خط برای تزئين بناها از روی خط كوفی استخراج شده كه در كوفی يك دانگ دور است و پنج دانگ سطح ، و در خط معلقی دور نيست و همه سطح است و چنانچه فرض كنيم اين خط قبل از اسلام به وجود آمده ، بايد كه از خط سترنجيلی كه مادر خط كوفی است استخراج شده باشد .
بهترين خط معلقی آن است كه سواد و بياض آن ، هر دو خوانده شود ، مانند نمونه زير ، يعنی سياهی آن ، چيزی خوانده شود و سفيدی آن چيزی ديگر ، كه هنر طراحی اين خط در آن است ، والا نوشتن معلقی آسان است .
خط محقق
به نظر می رسد ظهور و شهرت خط محقق در آغاز دولت عباسی بوده و نام اين خط در اوايل آن دولت به ميان آمده است . ابن نديم در كتاب الفهرست گويد : (( تا آغاز دولت عباسی ، مردم به همان شيوة قديم ( يعنی كوفی و قلم جليل ) می نوشتند . همين كه خاندان هاشمی ظاهر گرديد ، نوشتن قرآن به آن خطوط اختصاص يافت و خطی پيدا شد كه به آن عراقی می گفتند ، و اين خط محقق بودكه به آن وراقی نيز گفته می شد . »
اصل و ريشة خط محقق از كوفی است . واضع آن ابن مقله بيضاوی بود و چون خط كوفی را پنج دانگ و نيم سطح و نيم دانگ دور بود ، در خط محقق يكدانگ از سطح آن كاسته و به دور آن افزود و به اين ترتيب كه در خط محقق چهار دانگ و نيم سطح و يكدانگ ونيم دور معين است . 
خط ريحان تابع قلم محقق است ، هر دو از يك اصل به وجود آمده اند و سطح و دور آن مانند محقق است . جز در حروف (( ی )) كه دور آن در محقق بيشتر است واضع آن اين مقله وزير بيضاوی است . 
 
خط ثلث و نسخ
در صبح الأعشی آمده است :
قلم ثلث ، يا ثلث ( بحذف مضاف ) آن است : كه به آن در ورقی در قطع ثلثين نويسنده ، و كتاب در نسبت ثلث اختلاف كرده اند كه آيا به اعتبار تقوير و بسط ( سطح و دور ) است ، يا به اعتبار ۳/۱ مساحت قلم طومار و قسط اين قلم محرف است ، زيرا كه در نوشتن آن احتياج به تشعير
 ( دنباله های تيز و موئين ) است كه جز با نيش قلم حاصل نشود و اين خط به خلاف محقق ، بيشتر مايل به دور اسـت و ترويـس در آن لازم است . در حروف الف مفرد و جيم و طا و كاف و لام مفرد و اول و دندانه های بلندی كه در ابتدای حروف قرار گيرد ، چون (( بسـ ـ بصـ ـ بط ـ مِعـ ـ نمـ ـ بو … )) و گره های صاد و طاء و غين و فا و قاف و ميم و ها و واو و لام و الف محققه ، باز است و در آن گرفتگی به هيچ وجه جايز نيست .
ثلث بر دو نوع است : ثقيل و خفيف 
بعد از رواج خط محقق و ريحان بين مردم ، خط ثلث ريحانی از خط ريحان استخراج شد و برای آن نيز قواعدی قرار داده شد . ) محققان واضع اين اصول را ابن مقله دانسته اند ) در كتاب تاريخ مختصر خط ، از بيان ابن مقله در مورد اصول اقلام سته ( محقق ـ ريحان ـ ثلث ـ نسخ ـ توقيع ـ رقاع ( استفاده كرده ، چنين آورده است :
محقق : ۱ دانگ و نيم دور چهار دانگ و نيم سطح 
ثلث : دو دانگ دور ، چهار دانگ سطح 
نسخ : تابع ثلث است 
توقيع : ۳ دانگ دور ، ۳ دانگ سطح 
رقاع : تابع توقيع است 
شيوه های ثلث و نسخ و ريحان و ساير خطوط در ايران ، به شيوة ياقوت مستعصمی تا آغاز قرن دوازدهم در كمال رواج و رونق بود ، و از آن پس بر اثر حوادث رو به انحطاط گذاشت .
ولی پس از مدتی كوتاه رو به جنبش و حيات تازه گذاشته و خط حروفچينی اين زمان از روزنامه و كتب و نشريات ، برگرفته از خط نسخ می باشد . 

عتیقه زیرخاکی گنج