• بازدید : 71 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

گرچه ظهور اسلام آغاز مرحله ای تازه و بی نهایت مهم را در تاریخ جهان به ثبت رسانده است ، ایالات فتح شده بیزانسی و شاهنشاهی فرسوده ساسانی ، میراث فرهنگی عظیم بر جای گذاشت که تاثیر آن تا چندین سده بعد در جهان اسلام دوام یافت.در واقع تا جایی که به هنر مربوط می شد ، این هر دو میراث ، میزانی بنیادی بود ، و اهمیت آن در ابتدا فقط با اعمال نفوذ تفکر سامی و بعدها تا اندازه ای با نقشی که سبک وشیوه غیر تصویری شرق ایفا می کرد ، برابری داشت ، رواج این گرایشهای گوناگون و متفاوت ، با پذیرفتن خط عربی  ، که یکی از انواع بیش از هر چیز دیگر عامل سبکی ممتاز در هنر جهان اسلام شد ، با هیچ یک از عوامل ویژه نژادی یا سیاسی درون خود برخورد نکرد ، مگر با   وابستگی های عقیدتی.
خلفای راشدین در مدینه مستقر بودند ، ولی خیلی زود معلوم شد که این شهر ، گر چه به عنوان مرکز ایمان مذهبی جایی مطلوب بود ، ولی برای چایتخت اداری دولتی که ظرف دودهه به امپراطوری عظیمی تبدیل شده بود چندان مناسب نیست. و آنگاه که گروهی از مردم به اقامت در یک محل عادت کرده ، زندگی فرهنگی  با شرایط شهری و شهرنشینی به وجود آورده بودند ، دیگر امکان نداشت که زندگانی کهنه اعرابی که بر اساس تنوع طلبی و تا حدود زیادی بر پایه سود جویی ناشی از غارتها و چپاولهای همسایگان ثروتمند و شادکام خود بنیان شده بود ادامه یابد.در نتیجه پایتختی نوین و روشی تازه برای گذراندن حیات امری ضروری شد.
این پایتخت جدید مدتی بیش از یکصد سال  در دمشق ، که امروز سوریه نامیده می شود ، قرار داشت و در همین منطقه نخستین شکوفایی هنری که می توان آن اسلامی ، یعنی حامی خویش «اموی» گرفت.
ما از هنر فلز کاری ، نساجی ، یا تذهیب کاری عهد اموی – یعنی همین هنری که بعدها به گونه خاص اسلامی شد.  عملاً هیچ اطلاعی نداریم ، اما با توجه به ظروف سفالین ، سوای ظروف بدون لعاب که صرفاً جنبه استفاده عمومی داشته ، می توانیم فقط       کوزه های نسبتاً بزرگ با پوششی لعابی قلیایی آبی یا سبز را که ابتدا بوسیله پارتی ها بوجود آمده بود.
نمونه ای از آنها که اینک در موزه دمشق است کوزه ای است که خطوط کوفی بر آن نقش بسته و بر اساس مدارک باستان شناسی ، آن را متعلق به سده هشتم میلادی  می دانند.
معمترین این بناها قبه الصخره ، مسجد الاقصی د راورشلیم ، مسجد اعظم دمشق ، چند شهرک و دژ
مسجد قبه الصخره در ۶۵ ه. به وسیله خلیفه عبدالملک پایه گذاری و تکمیل شد. مسجد الاقصی نیز به دست عبدالملک ساخته شد ، ولی بعدها چندین بار مورد تجدید ساختمان قرار گرفت و امروز از بنای اصلی و نخستین آن اندکی بیش باقی نمانده است. ساختمان مسجد اعظم بوسیله خلیفه ولید آغاز و به پایان رسید. کلیه این بناها و ساختمانهایی تاریخی ، زیبا و قابل توجه است ؛ مساجد به خاطر معماری و تزئینشان ، که غالباً موزائیک کاری است ، شهرها به خاطر طرح و نقشه ، کاخها به دلیل گچبریها و  نقاشی ها و نقاشی ها ، و پرتویی که ماهیت و وضع زندگی معاصرشان می افکنند. 
نقشه قبه الصخره هشت ضلعی ، یا بیشتر شامل یک هشت گونه ، یا بیشتر شامل یک هشت گوشه بسته بیرونی است که دو هشت گوشه باز استوار بر ستونها را در بر می گیرد.بر فراز اینها قبه ای روی ساقه ای بلند ودایره شکل بنا شده است. این نقشه نمایشگر کاری زیباست که قبلاً در دنیای بیزانس عهد یوستینیانوس ، در کلیساهایی مانند سن سرگیوس و با کوس قسطنطنیه و سن ویتاله در راونا راه تکامل را پیموده بوده است.
مسجد الاقصی در اورشلیم ، ظاهراً در اساس  ، شکل تالار عظیم ستون داری داشته است. با آنکه ستونها و سر ستونهای بیزانسی است تصور کلی نوینی از معماری اسلامی را نشان می دهد.
مسجد اعظم دمشق با وجود بازسازی وبازگرداندن آن به شکل نخستین و ترکیب اصلی کمتر دست خوش تغییر شده است.بنابراین ، با آنکه جهت ساختمان را تغییر داده اند ، بسیار شبیه کلیساهای معمولی مسیحی در آمده و به جای آنکه محراب در انتهای شبستان جای گیرد در مرکز یکی از اضلاع طولی طولی قرار گرفته و دست آخر صحن وسیع حیاط جلو ، که از ایوان کهنه گرفته شده، رو به روی محراب قرار دارد ، و یکی از اضلاع آن سر در طویل خود مسجد را تشکیل می دهد .باز هم سرستونها و پوششهای مرمرین از نوع بیزانسی است و تصور می رود که موزائیکها  بیشتر مدیون قسطنطنیه باشد.
معماریهای غیر مذهبی بیشتر بر جای مانده ، و اخیراً یک شهر کامل ، که ظاهراً تاریخ آن به عصر اموی ها می رسد ، در انجار واقع در مرزهای بین سوریه ولبنان ، بین جاده دمشق به بیروت ، کشف شده است.بی تردید از این شهر به عنوان یکی از منازل بین راه سراسر این جاده مهم بازرگانی استفاده می شده است.
نقشه شهر مانند نقشه یک اردوگاه رومی مربع مستطیل است ، و درمرکز هر یک از چهار ضلع آن مدخلی یا دروازه ای دیده می شود. دروازه ها به وسیله خیابانهایی به یک گذرگاه چهار شاخه در وسط به یکدیگر می پیوندد.
شکل بیرونی این دژها و کاخها ، از بسیاری جهات به یکدیگر شبیه است زیرا دیواره های کاخ نیز با برجهای نیم دایره پشتیبان  تقویت می شده ، البته محوطه درون حصارها کوچکتر بوده است.
به احتمال قوی ، مهمترین این کاخ ها ، کاخ مشروطه بوده ، زیرا سطوح       دیواره های بیرونی آن با روشی کامل و استادانه تراشیده شده ، در حالی که دیواره های بیرونی دیگر کاخها ساده بوده است.
زمان کشف این کاخ ، تاریخ بنای آن را سده های سوم و چهارم میلادی دانسته اند.
 طرح کلی کاخ مشاطه را از کاخی دیگر به نام قصر الطوبی اقتباص کردند که کرسول آن را از جمله بناهای همان دوران ساخت قصر مشاطه می داند.
اگرکاخ مشاطه را به خاطر سنگ نگاره هایش کاخی برجسته می دانند قصر    «خربه المفجه» نیز به خاطر کفپوشهای موزائیک و تزئینات گچ بری فراوان ، که زمانی بخشهای درونی کاخ را آراسته بوده ، به همان مقیاس اهمیت دارد.
بیشتر موزائیک های رسمی ومحافظه کارانه است.
مهمترین نقاشیهای غیر مذهبی بر جای مانده از اموی ها ی سوریه آنهایی است که در کاخ عمرا قرار دارد. چند اتاق این کاخ کوچک مزین به نقاشی بود ، که خصوصیات تزیین هر اتاق به گونه ای قابل ملاحظه با اتاقهای دیگر تفاوت داشت. طرح عمده درون لچکهای نقش الماسی با تصاوی حیوانات یا مشابه آنها آرایش شده بود. بر دیوارهای اتاقی دیگر تصویر شکارچیان وتصاویر تمثیلی دیده می شد ، در حالی که باز هم در اتاقی دیگر اندامهای برهنه زن و مرد را در حال شستشو تصویر کرده بودند.نقوش این اتاق از نقوش اصلی هلنی گرفته شده ، وی تصور می رود که اندام زنان فربه ایده آل زن زیبا در میان اعراب باشد.
زمانی که قصر عمرا برای نخستین بار کشف شد ، حالت محافظه کارانه بیشتر نقاشیها  ، چنین گمانی را ایجاد می کرد که آثار متعلق به زمانهای بسیار دور اولیه بوده است ، ولی بعدها تاریخ آن به سده هشتم میلادی نسبت داده شد.
کاخ عمرا و نقاشی های آن می بایست یکی از آخرین آثار ساختمانی پیش از پایان دوره خلافت اموی ها وانتقال پایتخت به عراق باشد که زیر چتر حمایت این سلسله بنا شده است.
دوران عباسی
کاخ شکاری با عظمت اخیضر ، نزدیک کربلا حدود ۱۲۰ میل به سوی جنوب وجنوب غربی بغداد است .نقشه این کاخ مربع مستطیل ، با دیوار بلند بیرونی و پشتیبانی برج وباروهای دو پهلو باستیون به شکل نیم دایره ، و مدخلی در میان هر یک از اضلاع ، بدین ترتیب همان نقشه ای که اموی ها برای بنای شهر انجار پیاده کردند.
این بنا که در غربت صحرا دور از هرگونه زندگی وحیات بر پای ایستاده ، به     گونه ای شگفت انگیز بر بیننده تاثیر می گذارد.
ناحیه وسیع مسکونی به چندین حیاط تقسیم بندی ، و هر یک با اتاقهایی باریک که کرسول آنها را «بیت» می نامد محصور شده بود. اتاقهای کاخ اخیضر با طاقهای ضربی پوشیده شده و در انتهای غربی آن تالاری با مدخلی طاقدار و سخت تاثیر گذارنده. طاقها و طاقنماها همه بیضی شکل بود.
از تزئینات داخلی اخیضر هیچاطلاعی نداریم ، زیرا آثاری از گچبری و نقاشی بر جای نمانده است . همچنین چند قطعه نقاشی دیواری در سامره کشف شده است.این تزئینات بخشی از حرم نخستین کاخی را که به دست خلیفه معتصم بنا شده و به جوسق خاقانی شهرت داشته ، زینت داده بود. موثرترین آنهاگچبری نگاره ای عظیم با تصویر پرندگان و حیوانات بود.
همچنین تصاویر بزرگ حوریهای دریایی و دختران رقصنده ، که برخی از آنها در میان قوسهایی مشابه آنچه بر ظروف سیمین عهد ساسانی دیده می شود ، نقش بسته است ، با وجودی که مجموعه بسیاری از نقش مایه های ، تصاویر قطعاً باید از هنر هلنی اقتباص شده باشد ، همه تقریبا به روئش ساسانی از روبرو تصویر شده است. سبک نسبتاً سنگین نقاشی ها و تسلط رنگهای قرمز وآبی روشن هم در اصل ساسانی بوده است.
مسجد اعظم که به فرمان خلیفه متوکل با آجر پخته ساخته شد ، به مراتب تماشایی تر است. نقشه آن همان نقشه متدوال زمانهای اولیه بوده ، یعنی حیاطی وسیع با اندرونی (حرفخانه) واقع در انتهای یکطرف حیاط ومنطقه مسقف کوچکتری در انتهای دیگر. شاید دیوارهای بیرونی مزین به موزائیک بوده ، زیرا در هنگام حفاری تکه های موزائیک بدست آمده ، ولی چیزی قابل توجه در آنجا باقی نمانده بود. مسجد بر مبنای همان نقشه مسجد سامره با مناره ای شبیه به آن و شیب مار پیچی بنا شد ، که اندکی کوچکتر از آن دو دیگر بود.مدت زمان کوتاهی از این بنا استفاده شد ، و امروز ، هر دوبه صورت ویرانه های بسیار تاثیر گذارنده موجود است.
 میتوان ظروف سفالین .دیگر اقلام کوچکی را که در ویرانه های آن پیدا شده دقیقاً تاریخ گذاری کرد.
یکی از گسترده ترین سبکهای سفال گری دورانهای نخستین ، آرایش نقش برجسته بر روی سفال بود.دوگونه متفاوت از این سفال ها موجود است:
 اولین مشهور به ظروف «باربوتان» است، که معمولاً ظروفی بدون لعاب و آرزایش به شکل خمیری نازک روی آن به کار برده شده است. 
گونه دوم آرایش قالبی است ، که با دقت و ظرافت بیشتر از گونه نخستین عمل آورده می شده است.طرح نقوش هندسی و گل و گیاه سنتی معمول بوده ، و درمیان چند نمونه نیز خط نوشته مشاهده شده است.
گاهی هم ظرفهایی را که با روش قالب گیری آرایش داده اند لعاب سربی سبز رنگ یا زرد و حتی جلا می دادند. نمونه هایی از این گونه ظروف را در بسیاری از حوزه های حفاری شده کشف کرده اند ، و مصر و بین النهرین  مرکز تولید این اشیا بوده است ، نقوش روی این ظرفها از چین الهام گرفته ، زیرا بسیاری از آنها دارای خصوصیات ظروف شرق دور است ، ولی نقشهای ظرفهای دیگر محافظه کارانه و به سبک بومی آراسته بود.اغلب این طرحهای دقیق ظریف بسیار دوست داشتنی وقشنگ مینمود ، و در این طبقه بندی سبکی واقعا پر اهمیت را در زمینه سفال گری اوایل اسلام می رساند.
گونه دیگر سفال دارای بدنه قرمز به جای بدنه سفید نخودی رنگ است ، که بخشی از تزئینات آن با لعابهای رنگ دار و بخشی دیگر با روشی به نام زیگرافیتو کار شده است.
ابتدایی ترین کار جلا دهی چند رنگی با تسلط رنگ عقیق گون غنی ، همراه با سایه های زرد وقهوه ای بوده است. نقش مایه تزئینات نمونه های نخستین عمدتاً سبک ساسانیان، بویژه نقش مایه برگ نخل و دوباله های ساسانی بدون تصویر حیوان یا پرنده نقشی عامه پسند بوده است.

عتیقه زیرخاکی گنج