• بازدید : 39 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

تاريخ هنر نقاشي در ايران به زمان غارنشيني برميگردد. در غارهاي استان لرستان تصاوير نقاشي شده از حيوانات و تصاوير کشف شده است.  نقاشيها بوسيله (W.Semner) بر روي ديواره هاي ساختمانها در ملاير و فارس که به ۵۰۰۰ سال پيش تعلق دارند کشف شده است. 
نقاشي هاي کشف شده در مناطق تپه سيالک و لرستان بر روي ظروف سفالي، ثابت مي کند که هنرمندان اين مناطق با هنر نقاشي آشنايي داشته اند. 
همچنين نقاشيهايي از دوران اشکانيان، نقاشي هاي معدودي بر روي ديوار، که بيشتر آنها از قسمتهاي شمالي رودخانه فرات بدست آمده، کشف شده است. يکي از اين نقاشيها منظره يک شکار را نشان ميدهد.  وضعيت سوارها و حيوانات و سبک بکار رفته در اين نقاشي ما را بياد منياتورهاي ايراني مي اندازد.
در نقاشيهاي دوران هخامنشي، نقاشي از روي چهره بر ساير نقاشي هاي ديگر تقدم داشت. تناسب و زيبايي رنگها از اين دوران، بسيار جالب توجه است. نقاشي ها بدون سايه و با همديگر هماهنگي دارند. در بعضي از موارد، سطوح سياه پر رنگ را محدود کرده اند.
ماني، (پيامبر و نقاش ايراني)، که در قرن سوم زندگي ميکرد، يک نقاش با تجربه و ماهر بود. نقاشي هاي او يکي از معجزاتش بود.
نقاشي (Torfan) که در صحراي گال استان ترکستان در چين بدست آمد، مربوط است بسال ۸۴۰ تا ۸۶۰ بعد از ميلاد. 
اين نقاشي هاي ديوارنما مناظر و تصاوير ايراني را نمايش ميدهند. همچنين تصاوير شاخه هاي درختي در اين نقاشي ها وجود دارند. باستاني ترين نقاشي هاي دوران اسلامي، که بسيار کمياب است، در نيمه نخست قرن سيزدهم به وجود آمده بودند. مينياتورهاي ايراني (طرح هاي خوب و کوچک) بعد از سقوط بغداد در سال ۱۲۸۵ ميلادي بوجود آمدند.  از آغاز قرن چهاردهم کتابهاي خطي بوسيله نقاشي از صحنه هاي جنگ و شکار تزئين شدند.
چين از قرن هفتم به بعد به عنوان يک مرکز هنري، مهمترين انگيزه براي هنر نقاشي در ايران بود. از آن به بعد يک رابطه بين نقاشان بودائي چيني و نقاشان ايراني بوجود آمده است.
از لحاظ تاريخي، مهمترين تکامل در هنر ايراني، تقبل طرحهاي چيني بوده است که با رنگ آميزي که ادراک ويژه هنرمندان ايراني است مخلوط شده بود.  زيبايي و مهارت خارق العاده نقاشان ايراني واقعاً خارج از توصيف است. در قرن اول اسلامي، هنرمندان ايراني زينت دادن به کتابها را شروع کردند. 
کتابها با سرآغاز و حاشيه هاي زيبا رنگ آميزي و تزئين شده بود. اين طرحها و روشها از يک نسل به نسل ديگر با همان روش و اصلوب منتقل مي شد، که معروف است به “هنر روشن سازي”.  هنر روشن سازي و زيبا کردن کتابها در زمان سلجوقيان و مغول و تيموريان پيشرفت زيادي کرد. شهرت نقاشي هاي دوران اسلامي شهرت خود را از مدرسه بغداد داشت.  
 
مينياتورهاي مدرسه بغداد، کلاً سبک و روشهاي نقاشي هاي معمولي پيش از دوره اسلامي را گم کرده است.  اين نقاشي هاي اوليه و بدعت کارانه فشار هنري لازم را ندارند.  مينياتورهاي مدرسه بغداد اصلاً متناسب نيستند. تصاوير نژاد سامي را نشان ميدهد؛ و رنگ روشن استفاده شده در آن نقاشي را. هنرمندان مدرسه بغداد پس از سالها رکود مشتاق بودند که آيين تازه اي را بوجود آورده و ابتکار کنند. نگاه هاي مخصوص اين مدرسه، در طرح حيوانات و با تصاوير شرح دادن داستانها است. 
اگر چه مدرسه بغداد، هنر پيش از دوره اسلامي را تا حدي در نظر گرفته بود، که بسيار سطحي و بدوي بود، در همان دوره هنر مينياتور ايراني در تمام قلمرو اسلامي از آسياي دور تا آفريقا و اروپا پخش شده بود.
از ميان کتابهاي مصور به سبک بغداد ميتوان به کتاب “کليله و دمنه” اشاره کرد. تصاوير نامتناسب و بزرگتر از حد معمول رنگ شده است؛ و فقط رنگهاي معدودي در اين نقاشيها بکار رفته است.
بيشتر کتابهاي خطي قرن سيزدهم، افسانه ها و داستانها، با تصاويري از حيوانات و سبزيجات تزئين شده است. يکي از قديمي ترين کتابهاي کوچک طراحي شده ايراني بنام “مناف الحيوان” در سال ۱۲۹۹ ميلادي بوجود آمده است. اين کتاب مشخصات حيوانات را شرح ميدهد. در اين کتاب تاريخ طبيعي با افسانه در هم آميخته شده است.
موضوعات اين کتاب که تصاوير بسياري دارد، براي آشنايي با هنر نقاشي ايراني بسيار مهم است. رنگها روشن تر و از روش مدرسه بغداد که روشي قديمي بود جلوتر است. 
پس از هجوم مغولان، يک مدرسه جديد در ايران به نظر ميرسيد. اين مدرسه تحت تأثير از هنر چيني و سبک مغول بود. اين نقاشي ها همه خشک و بي حرکت و خالص و يکسان، مانند سبک چيني است.
 
بعد از حمله مغول به ايران، آنها تحت تأثير از هنر ايراني، نقاشان و هنرمندان را تشويق کردند. در ميان نقاشي هاي هنرمندان ايراني ميتوان سبک مغول هم مشاهده کرد، لطافت ها، ترکيبات آرايشي، و خطوط کوتاه خوب که ميتوان آنها را بشمار آورد. نقاشي هاي ايراني بصورت خطي و نه ابعادي مي باشد. هنرمندان در اين زمينه از خود يک خلاقيت و اصالت نشان داده اند. 
هنرمندان مغول دادگاه سلطنتي نه فقط به تکنيک بلکه به موضوعات ايراني هم احترام گذاشتند. يک بخش از کارشان شرح دادن به آثار ادبي ايران مانند شاهنامه فردوسي بود. ميان موضوعات مختلف بيشترين علاقه آنها به تصويريسم (کتابهاي با تصاوير زياد) بود. 
بر خلاف مدارس مغول و بغداد بيشترين کارها از مدرسه هرات بجا مانده است. مؤسس اين سبک نقاشي مدرسه هرات بود؛ که از نياکان تيموريان بودند و اين مدرسه را بخاطر محل تأسيس آن مدرسه هراتي ناميدند.
 
متخصاص هنر نقاشي بر اين باورند، که نقاشي در ايران در دوران تيموري به اوج خود رسيده بود. در طول اين دوره استادان برجسته اي، همچون کمال الدين بهزاد، يک متد جديد را به نقاشي ايران عرضه کرد. در اين دوره (تيموريان) که از سال ۱۳۷۰ تا ۱۴۰۵ ميلادي به طول انجاميد؛  هنر نقاشي و کوچک سازي به بالاترين درجه کمال رسيده و بسياري از نقاشان مشهور عمرشان را بر سر اينکار گذاشته اند. 
دو کتاب با ارزش از زمان بايسغر باقي مانده است؛ يکي کتاب “کليله و دمنه” و ديگري کتاب “شاهنامه”. هنر کوچک ايراني در کتاب شاهنامه که در سال ۱۴۴۴ ميلادي در شيراز رنگ آميزي شده است، بخوبي مشخص است.
يکي از اين طرح ها نشان دادن يک منظره زيبا از يک دادگاه ايراني است که به سبک چيني رنگ آميزي شده است. کاشي هاي سفيد و آبي ايراني همراه با فرشهاي زيباي ايراني بصورت هندسي نقش شده است. در يکي از کتابهاي دستنويس “خمسه نظامي گنجوي”، سيزده مينياتور زيبا بوسيله “ميرک” کشيده شده است. 
 
ساختگي بودن، حساسيت، و هنر نقاشي هاي بغداد از طرحهاي کشيده شده در کتاب “خمسه نظامي” کاملا مشهود است. اين قطعه با ارزش و فوق العاده هم اکنون در موزه بريتانيا قرار دارد. در اين قسمت از معماران و مهندسان مشغول ساختمان سازي هستند. اين نقاشي در سال ۱۴۹۴ ميلادي در هرات نقاشي شده است. 
بهزاد، بهترين استاد سبک مدرسه هراتي، اين هنر را بسيار بسط داد. او سبک را اختراع کرد که قبل از او هرگز استفاده نشده بود. 
يکي از برجسته ترين کارها کتاب شاهنامه فردوسي است که در کتابخانه گلستان ايران قرار دارد. اين شاهنامه در زمان سلطان بايسغر که يکي از شاهزادگان تيموري بود؛ به سبک مدرسه هراتي نقاشي شده است. 
نقاشي هاي اين کتاب از نگاه رنگ آميزي و تناسب ترکيب دهنده تصاوير، در بالاترين حد زيبايي و استحکام قرار دارد.  
 
در دوران صفويه مرکزيت هنر به شهر تبريز آمد. و برخي از هنرمندان هم در شهر قزوين ماندگار شدند. اما اصل سبک نقاشي صفويه در شهر اصفهان بوجود آمد. 
مينياتورهاي ايراني، در دوره صفويه در شهر اصفهان، از سبک چيني جدا شده و قدم در راهي جديد نهاد. اين نقاشان بعدها به سبک طبيعي متمايل شدند.  رضا عباسي مؤسس سبک “مدرسه نقاشي صفوي” بود. در نقاشي هاي دوران صفوي دگرگوني بسيار عالي در نقاشي ايراني رخ داد.
طرحهاي اين دوره يکي از بهترين و زيبا ترين و با سليقه ترين طرحهاي نقاشان ايراني است که نشان دهنده ذوق نقاشان ايراني است. مينياتورهاي خلق شده در اين دوره(مدرسه صفوي)،  هيچکدام منحصراً با هدف مزين کردن کتابها کشيده نشده اند. سبک صفوي بسيار بهتر و ملايم تر از سبک مدرسه تيموريان (هراتي) و مخصوصاً سبک مغولي است. 
در نقاشي نقاشان دوران صفوي آشکار شدن تخصص آنها در اين رشته بوضوح مشخص است. بهترين معرف از اين دوره نقاشي هاي هستند که در عمارت چهل ستون و عالي قاپو کشيده شده است.  
در نقاشي هاي صفوي، موضوع اصلي شکوه و زيبايي اين دوره است. موضوعات نقاشي ها بيشتر حول محور بارگاه سلاطين، اشراف زادگان، کاخ هاي زيبا، مناظر زيبا و صحنه هايي از جنگ ها است. 
در اين نقاشي ها انسانها با لباسهاي پرخرج نخ کشي، صورتهايي زيبا و مجسمه هاي ظريف رنگين به طور پر هيجان روشن به تصوير کشيده شده است. هنر نقاشي در طول دوران صفوي هم زياد و هم داراي کيفيت بهتر شد. در اين نقاشي ها آزادي بيشتر و مهارت و دقت بيشتر مشهود است. 
هنرمندان بيشتر به اصول کلي پرداخته و از جزئيات غير ضروري اجتناب، که در شيوه هراتي و تبريزي بکار رفته بود، خودداري کردند. صافي خطوط، بيان زود احساسات و متراکم شدن موضوعات از مشخصات سبک نقاشي صفوي است. از آنجاييکه در اواخر دوران صفوي، از لحاظ جنبه فکري اختلافات جزئي در رنگ آميزي بوجود آورد، ميتوان به ظهور سبک اروپايي در اين نقاشي ها پي برد.
 
نقاشي هاي دوران قاجاريه (قرن شانزدهم ميلادي) يک ترکيبي از سبک هنرهاي اروپايي کلاسيک و سبک و تکنيک مينياتورهاي دوران صوفي است. در اين دوران “محمد غفاري (کمال الملک)” سبک کلاسيک اروپايي را در ايران رواج داد. در اين دوران سبکي از نقاشي بوجود آمد که بنام “قهوه خانه” شناخته شد. اين نوع نقاشي يک پديده جديد در تاريخ هنر ايراني است. سبک “قهوه خانه” عامه پسند و مذهبي است. موضوعات اين سبک بيشتر تصاوير پيامبران و امامان، شعائر مذهبي، جنگها و نام آوران ملي بودند. “قهوه خانه ها” رفته رفته جاي خود را در بين مردم معمولي باز نمودند. در اين مکان داستان سرايان و نقالان داستانهاي حماسي و مذهبي را براي مردم بازگو ميکردند. هنرمندان همان داستانها را بر روي ديوارهاي اين “قهوه خانه ها” نقاشي کرده بودند. قبلا در گذشته که پادشاهان و اشراف زادگان نقاشان را پشتيباني ميکردند؛ اما اينبار هنرمندان به درخواست مردم عادي آن مناظر را بر روي ديوارها ميکشيدند و به اين کار علاقمند بودند.
  • بازدید : 38 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۵صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

 انديشه تجدد كه از غرب به ايران آمد نه درست شناخته شد و نه در كل جامعه مقبول افتاد .تاريخ ايران پس ازمشروطيت در همه‌ي‌عرصه‌ها مشحون از كشاكش آشكار و نهان ميان سنت و تجدد بوده است . تحول نقاشي سخت تحت تاثير روند نوسازي عصر پهلوي قرار گرفت .در واقع ، سياست پرتناقض الگوبرداري از غرب وبازگشت به ( افتخارات ) گذشته ايران نقاشي اين دوران را از حركت طبيعي و متناسب با شرايط دروني جامعه بازداشت .
 بطور كلي چهار جريان موازي را در نقاشي معاصر ايران مي‌توان تشخيص داد .
۱- نقاشي آكادميك ۲- نگارگري جديد ۳- نقاشي قهوه‌خانه
۴- نقاشي نوگرا 
شيوه آكادميك نقاشي دربار قاجار با اندكي تغيير در عهد رضا شاه نيز ادامه يافت و پيك رسمي اين دوره را شكل داد . فعاليت مدرسه صنايع مستظرفه كه ده سال قبل از كودتاي رضا خان به كار خود ادامه داد در اين مدرسه شماري نقاش و مجسمه‌ساز توانا پرورش يافتند كه اكثر آنها بعداً در كارهاي هنري و تدريس ه دف و روش كمال الملك را دنبال كردند .
 از جمله نمايندگان رسمي هنر در عهد رضا خان مي‌توان از حسين طاهر زاده بهزاد ، اسماعيل آشتياني ، حسنعلي وزيري ، رسام ارژنگي ، مير مصور ، علي اكبر ياسمي ، علي محمد حيدريان ، حسين شيخ ، ابوالحسن صديقي ( مجسمه‌ساز ) نام برد . از ديگر هنرمنداني كه مي‌توان بر مجموع نامبرده در مكتب كمال الملك افزود افرادي چون محسن مقدم، فتح الله عبادي ، رضا شهابي ، ماركار قرابگيان ، محمود اولياء، رضا صميمي ، مصطفي نجمي ، علي اصغر پتگر ، جعفر پتگر و هوشنگ پيماني هستند.
 هنرمندان نامبرده كمال مطلوب خود را در هنر رافائل تيين و روبنروراميراند مي‌جستند اما در عمل راه هنر آكادميك سده نوزدهم اروپا را دنبال مي‌ كردند . اغلب آنها در دبيرستانها ، هنر كده‌ها وآموزشگاه‌هاي خصوصي به كار مشغول بودند . حتي كتابهاي راهنماي نقاشي و طراحي منتشر كردند به طور كلي مكتب ‌آنها در مدتي بيش از ۷ سال ، هنر معاصر ا يران را زير نفوذ داشت و هنوز هم نقش مهمي در هدايت فرهنگ و سليقه هنري عمومي ايفا مي‌ك ند . در بين هنرمندان ذكر شده حيدريان و صديقي از آگاهي و درك هنري عميق‌ تري برخوردار بودند و همين امتياز باعث مي‌شود كه آنها در برخي از آثار خود از حدود اين مكتب فراتر روند.
۲- نگارگري جديد 
در زمان حكومت رضا شاه بخشي از برنامه نوسازي فرهنگي به احياي هنرهاي سنتي و صنايع دستي اختصاص يافت و در نتيجه اقداماتي در اين جهت صورت گرفت ، حركتي تازه در زمينه نگارگري آغاز شد .
جنبش نگارگري جديد رسماً با هادي تجويدي آغازشد . او مدرس مدرسه صنايع قديمه بود . شاگرداني چون علي كريمي . محمد علي زاويه و ابوطالب مقيمي را پرورد . در مدرسه صنايع قديمي در رشته تذهيب شاگرداني چون نصرت الله يوسفي ، عبدالله باقري تربيت شدند و در خارج از حوزه هنرستان صنايع قديمه حسين بهزاد وسورگين ، در تهران و حسين حاج مصور الملكي وميرزا آقا امامي در اصفهان به فعاليت هنري مشغول بودند . چندي نگذشت كه هنرمنداني چون حسين الطافي علي مطيع كلارا آبكار وحسين اسلاميان به ميدان آمدند .
 سر پرستي هنرستان اصفهان بر عهده عيسي بهادري بود و زير نظر او نگارگران چيره دستي چون جواد رستم شيرازي ، محمود فرشچيان وهوشنگ جزي زاده پرورش يافتند .
 بعداً نام مدرسه صنايع قديمه به هنرستان هنرهاي زيبا تبديل شد . و سرپرستي اين هنرستان هنرهاي سنتي به حسين طاهرزاده بهزاد سپرده شد كه در اين هنرستان هم هنرمنداني پرورش يافتند . و هر يك به سهم خود در تجديد حيات هنرهاي تصويري سنتي كوشيدند و جرياني بوجود آوردند كه تا امروز به موازات مكتب كمال الملك ادامه دارد .

حسين بهزاد 
 در تاريخ نگارگري جديد حسين بهزاد از پيشگامان برجسته شناخته شده است در شيوه كار او كه براساس مكتب اصفهان بنا شده است اهميت طراحي و محدوديت رنگي بارز است . توجه به سكنات اشخاص ، سايه‌پردازي ، كاهش ريزه كاريها و انتخاب مضامين جديد و گاه موضوعهاي معاصر از موارد عدول او از سنت نگارگري پيشين است . ژرف نمايي ، و رعايت نسبي اصول كالبد شناسي را از هنر اروپايي ، و رنگپردازي تكفام را از نقاشي قديم چيني به عاريت گرفت .
واقعيت اين است كه معدود نگارگراني چون فرشچيان و سوسن ‌آبادي توانستند از مرز شيوه كار بهزاد فراتر رود .
 نگارگري جديد ماهيتاً نگاه به گذشته دارد اما هنرمندان متعلق به اين جريان به طرق مختلف كوشيده‌اند كه كارشان را با سليقه زمان سازگار سازند .
يكي از ويژگي‌ هاي مينياتور كنوني توجه خاصي است كه به طور مثال به نمايش چهره‌هايي بسيار زيباتر ، و متنوع‌تر از آنچه در آثار قدما ديده مي‌شد ابراز مي‌ گردد. صورتها بيشتر از گذشته خصوصيات نژاد ايراني را بازگو مي‌نمايد همچنين در پاره‌اي از مينياتورهاي اخير قانون مناظر و مزايا به وجهي تازه و خاص خود نمايي مي‌ كند.
در مورد رنگ آميزي وقلمگيري بسياري از هنرمندان اين شيوه به آثار خود رنگ و تنظيم سطوح براساس پررنگي و كمرنگي چند مايه رنگ نزديك به هم و متنوع در قلمگيري‌ها نام برد .
 در دو دهه اخير ، اينگونه نقاشي رونقي تازه يافته كه حاصل حمايت كارگزاران فرهنگي و نتيجه فعاليت استادان جوان‌تر ، از جمله محمد باقر آقا ميري ، اردشير مجرد تاكستاني و محمد علي رجبي است . كارها غالباً چون گذشته بيشتر معطوف به صناعتكاري است و ظرافت قلم مينياتوري‌ساز را مي‌ نمايانند. ولي به ندرت از خلاقت و ابداع برخوردارند . در واقع ، نگارگر فقط آنگاه كه فارغ از قيد قالبهاي ساخته شده پيشين به انديشه و خيال خود ميدان مي‌دهد به موفقيت هنري مي‌رسد كه در آ‌ثار فرشچيان ديده مي‌شود.

۳- نقاشي قهوه خانه 
 نقاشي قهوه خانه بر خلاف جريانهاي نقاشي آكادميك و نگارگري جديد، خارج از حوزه هنر رسمي رشد كرد اين نوع نقاشي روايي مقارن با جنبش مشروطيت براساس سنتهاي هنر مردمي و ديني وبا اثرپذيري از طبيعت نگاري مرسوم آن زمان، به دست هنرمنداني مكتب نديده پديد مي آيد و بارزترين جلوه‌هايش را در عصر پهلوي مي‌نماياند .
 محققين ،‌ سابقه نقاشي مذهبي عاميانه در ايران را به عهده ‌ي صفويان زماني كه تشيع گسترش بسيار يافت مربوط مي‌دانند . اينگونه نقاشي كه آمال و علايق ملي ، اعتقادات مذهبي و روح فرهنگ خاص لايه‌هاي مياني جامعه شهري را باز مي‌تابيد ، پديده‌اي جديدتر از ساير قالبهاي نقاشي عاميانه ( چون پرده ك شي ،‌ ديوارنگاري بقاع متبركه ، نقاشي ، پشت شيشه با مضمون مذهبي ، و جز اينها ) بود .
موضوعهاي اصلي اين نوع نقاشي داستانهاي شاهنامه فردوسي ، خمسه نظامي ، وقايع كربلا قصص قرآن ،‌ و حكايتهاي عاميانه ، موضوعهاي اصلي اين نقاشيها را تشكيل مي‌ دهد .
 نقاش ، اين موضوعها را مطابق با شرحي كه از زبان نقال ، تعزيه خوان ، مداح و روضه خوان مي‌شنيد وهمان گونه كه در ذهن مردم كوچه و بازار وجود داشت ، به تصوير مي‌‌كشيد .
شايد بتوان قهوه خانه را نخستين خاستگاه اين نوع نقاشي دانست . چون علاوه بر پيوندي نزديك با نقاشي ، صاحبان قهوه خانه‌ها از نخستين سفارش دهندگان آن به شمار مي‌آيد محل نصب اين پرده‌هاي نقاشي معمولاً در قهوه خانه‌ها ، محلهاي عزاداري ، دكانها ، رودخانه‌ها و حمامها بود .موضوع پرده محل نصب آن را معين مي‌كرد .
 نقاش قهوه خانه از ميان اصناف برخاسته بود . غالباً حرفه ديگري چون كاشي سازي ، گچبري نقاشي ساختمان و … داشت ، و بنا به علاقه خود واز طريق تجربي ، فن پرده نگاري رنگ روغني را آموخته بود. او اسلوبها و وسايل بياني متداول را بر حسب سليقه وروش خاص خود به كار مي‌گرفت . هدفش صراحت وسادگي بيان ، و اثر گذاري هر چه بيشتر بر مخاطب بود . از همين رو، غالباً در پرده‌ اش نام اشخاص را كه در كنار تصويرشان مي‌نوشت ، شخصيت اصلي را بزرگتر از اشخاص فرعي نشان مي‌داد ، ويا از قراردادهاي تصويري معيني براي تاكيد بر جنبه‌هاي مثبت يا منفي شخصيتها نشان مي‌داد ، و يا از قراردادهاي تصويري معيني براي تاكيد بر جنبه‌هاي مثبت يا منفي شخصيت استفاده مي‌ كرد .
 كوشش نقاش قهوه خانه در بازنمايي صحنه و نمايش خصوصيات ظاهري و دروني آدمها ، همواره تحت تاثير جانبداري او از نيروهاي خير است . او با همين انگيزش اخلاقي و عقيدتي ، بنابر منطق روايي پرده‌هايش قراردادهاي خاصي را در طرز ترسيم پيكرها ، جامگان ، رنگ گزيني و تركيب بندي رعايت مي‌كند . بنابراين در مقايسه با مكتبهايي چون پيكر نگاري درباري از نظام زيبا شناختي معيني برخوردار نيست .
هنرمندان نقاشي قهوه خانه 
نقاشي قهوه خانه با هنرمنداني چون حسين قوللر آقاسي و محمد مدير به اوج شكوفايي رسيد وبر هنر معاصر نيز اثر گذاشت. اين استادان شاگرداني چون فتح الله قوللر ، حسين همداني ، حسن اسماعيلي زاده ( چليپا ) و عباس بلوكي فر را پرورش دادند .
 امروزه اين نوع نقاشي م ردمي به سبب آنكه خصلت كاركردي اوليه‌ اش را از دست داده كاملاً از رونق افتاده است.

۴- نقاشي نوگرا 
تقريباً ۷۰ سال پس از شروع جنبش مدرنيسم هنري در غرب ، پژواك آن به ايران رسيد و نقطه آغاز جنبش نوگرايي در ايران را مي‌توان از سال ( ۱۳۲۰ ش ) دانست . در اين سال حكومت رضا شاه سقوط كرد ، ايران به اشغال نيروهاي بيگانه درآمد و جو اختناق گذشته شكسته شد . اندكي قبل‌ تر ، با مرگ كمال الملك و با پي‌ريزي دانشكده هنرهاي زيبا روزگار سلطه مطلق راه و روش كمال الملك بسر آمده بود . آندره گدار – ؟؟ شناس فرانسوي – سرپرستي دانشكده هنرهاي زيبا را بر عهده داشت و چند معلم خارجي در كنار برخي از شاگردان سابق كمال الملك در آن به كار تدريس مشغول بودند . چند سالي نگذشت كه در نخستين نمايشگاه انجمن فرهنگي ايران و شوروي ۱۳۲۴ شمسي ، آثاري با گرايش امپرسيونيست رخ نمودند.
 در دانشكده هنرهاي زيبا هنرجوياني چون احمد اسفندياري ، عبدالله عامري ، كاظمي و يشكايي گامي فراتر نهاده و به پست امپرسيونيسم جلب شدند .در همين سالها ، يكي از معلمان جواد حميدي و چند تن از فارغ التحصيلان دانشكده چون (‌كاظمي جليل ضياء پور ، و محمود جوادي پور ) براي ادامه هنرآموزي به اروپا رفتند .
ضياء‌ پور در پاريس در كارگاه آندره لت با كوبيسم آ‌شنا شده بود پس از بازگشت به ايران به اتفاق شماري از شاعران و نقاشان نوپرداز انجمن خروس جنگي را به راه انداخت و با شور و حرارت به ترويج شيوه‌هاي مدرن نقاشي پرداخت . اين عمل مقارن بود با برپايي نخستين نگارخانه تهران به نام آپادانا ، كه آثار نوپردازي چون جوادي پور ، كاظمي ، حميدي و هوشنگ پزشك نيا را به نمايش مي‌گذاشت .
 بدين صورت جدل كهنه و نو در عرصه شعر و هنر شدت گرفت .با توسعه فعاليت نقاشان نوپرداز سرانجام توجه كارگزاران فرهنگي كشور به آنان جلب شد . و نخستين بي‌ نيال تهران در سال ۱ ۳۳۷ شمسي مهم‌‌ترين افراد رسمي دولت درتاييد جنبش نوگرايي بود .
 پس از اين نقاشي نوگرا روند رشد و گسترش فزاينده‌اي را آغاز كرد . و تا امروز راهي پر از فراز و نشيب را پشت سر گذاشته است وهنرمند نوگرا از جستجوي راههاي تازه غافل نبود و گهگاه به نتايجي درخشان نيز مي‌رسيد. گر چه كوششهاي فردي او غالباً امكان تداوم و توسعه نمي‌يافت . در واقع مشكلات نقاشي نوگرا همچون ساير هنرهاي جديد با مسائل اساسي جامعه‌اي كه حركت به سوي تجدد را تجربه مي‌كند گره خورده است .
 در ميان‌ آثار هنرمندان پيشگام چون جليل ضياء پور ، حسين كاظمي ، احمد اسفندياري ، جواد حميدي ، محمد جوادي پور ، م اركور گريگوريان ، ناصر اويسي ، سهراب سپهري ، بهمن محصص ، هانيبال الخاص ، ابوالقاسم سعيدي ، پرويز تناولي، محسن وزيري مقدم ومنصوره حسيني به نمونه‌هاي بديع و اصيل بر مي‌ خوريم و علاوه بر اينان در آثار هنرمندان ديگري كه در سالهاي بعد به ميدان ‌آمدند نظير پرويزكلانتري زنده رودي ، قندريز ، پيلارام ، صادق تبريزي ، مسعود عربشاهي ، غلامحسين نامي ، محمد احصايي ، مهدي حسيني ، پروانه اعتمادي ، نصرت الله مسلميان و منوچهر صفر زاده در واقع اعتبار هنر جديد ايران به پشتوانه آثاري است كه در بيان ذهنيت و حساسيت ايراني به زبان جهاني توفيق يافته‌ اند .
 نقاشي جديد در جريان تحولش از تقليد طبيعت بسيار فاصله گرفت هنرمند نوگرا بيشتر به تجربه ذهني خويش باور دارد . باورهاي او به شكلهاي مختلف بروز مي‌كند گاه به انتزاع مطلق مي‌رسد گاه به تزئين صرف بدل مي‌شود و گاه نيز به دنياي غرب و خيالي را در برابر ديدگان ما قرار مي‌دهد .
 چنين است كه در اغلب نقاشي‌هاي جديد همچون نگاه‌هاي قديم – واقعيت فيزيكي اشياء نفي مي‌شود . و فضا و زمان مفاهيمي انتزاعي‌اند از همين روست كه در برخي كارها گلها به لكه‌هاي رنگين و درختان به خطوط موزون و آدمها به شكلهاي دو بعدي استحانه يافته‌اند . نقاش نوپرداز ايراني همچون نگارگران قديم از بازنمايي واقعيت مرئيدوري مي‌جويد ، اما كمتر به روايتگري و توصيف ادبي مي‌پردازد . او تلاش مي‌كند به بيان تجسمي ناب دست يابد و به همين سبب نيز اسلوبهاي مختلف را مي‌‌آزمايد و در تجربياتش از مواد گوناگون بهره مي‌گيرد .
 پرسشي كه ذهن بسياري از هنرمندان نوپرداز را به خود مشغول كرده بود كشف آن كيفيات و ويژگي‌هايي بود كه مي‌توانست كار آنان را از كارهاي مشابه در نقاط ديگر جهان مشخص و ممتاز بسازد در كار آنان چه چيز ايراني وجود داشت ؟ چه چيزي در آثار آنان وجود داشت كه آثار آنان را به گذشته فرهنگي وطنشان پيوند مي‌داد ؟ كار گزاران فرهنگي كشور هم مشوق اين پرس وجوها بودند چرا كه مي‌خواستند شاهد ظهور يك « مكتب هنر ملي » باشند مكتبي كه پيوندهاي روشني با دوره‌هاي با شكوه هنر ايران ، هنر هخامنشي ، ساساني و صفوي داشته باشد . كوششهاي ضياء پور ، اويسي و شماري ديگر از نوپردازان دهه ۱۳۳۰ شمسي ، در همين راستا بود كه نتايجي هم هر چند محدود به بار آورد در ادامه اين جريان هنرمندان جوان‌تري كه مكتب سقاخانه نام گرفتند به ميدان آمدند . 

عتیقه زیرخاکی گنج