• بازدید : 257 views
  • بدون نظر
این فایل در ۶۹صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

با نگاهي به موضوع مورد بررسي و با توجه به پژوهشها و بررسيهايي تا به اميرو انجام گرفته و به ثبت رسيده است احتمالاً ممكن است تفاوت ميان افراد از لحاظ هوش هيجاني با سلاما رواني آنها به بساري از مسائل كه در اينجا گنجانيده . نمي شود پرداخته شده باشد . در اين پژهش ما به دنبال مسائلي از لين قبيلي هستيم كه :
با شناخت از هوش هيجاني مي توان سلامت عمومي را در افراد پيش بيني كرد .
با بررسيهاي انجام شده مي توان در نظر داد كه كدام يك از مؤلفه هاي سلامت عمومي مي تواند بيشتر در هوش هيجاني تأثير داشته باشد و در جهت رفع يك تلاش نمود 
هدف اصلي اين پژوهش بررسي رابطه هوش هيجاني با مؤلفه هاي جسماني بايد كاركردي اجتماعي ، افسردگي شديد ، اضطراب و در كل سلامت عمومي باشد شناساندن يك مسئله كه چطور هوش هيجاني در سلامت عمومي فرد مي تواند تأثير گذار باشد و با در نظر گرفتن اينكه خانواده ها با كلامشان و عملكردشان مي توانند كودك را در جهت شناخت خود و رفتارش و در عين حال شناخت ديگران نقش داشته باشند و با توجه به اينكه هوش هيجاني زير مجموعه اي از هوش اجتماعي است و مي تواند فرد را در جهت سازگاري با جامعه همراه نمايد .

۴- امكان بررسي موضوع اهميت آن از لحاظ علمي و نظري :
عوامل متعددي در سازگاري و رضايت از زندگي دخيل مي باشند كه مي توان هوش هيجاني را در اينجا نام برد كه در جهت سازگاري و بهداشت رواني هر چه بيشتر افراد تأثير گذار مي باشند .
هوش هيجاني نيز مانند هوش غير شناختي دشوار است هوش هيجاني نوع ديگري اسز هوش است كه مشتمل بر شناخت احساسات خويشتن و استفاده از آن براي اتخاذ تصميم هاي مناسب در زندگي است . توانايي مطلوب خلق و خو وضع رواني و كنترل تكانش هاست عاملي است كه به شكست ناشي  از دست نيافتن به هدف و شخص ايجاد انگيزه اميد مي كند ( دانيل گلمن ۱۳۸۸ ، ص ۱۸ ) در واقع باعث مي شود كه فرد همدلي و هم حسي را لمس نمايد .
گلمن ضمن مهم شمردن هوش غير شناختي و هيجاني مي گويد هوش بهر در بهترين حالت خود تنها عامل ۲۰ درصد از موفقيت هاي زندگي است و ۸۰ درصد موقعيت ها به عوامل ديگر دابسته است و سرنوشت افراد در بساري از موارد در گروه مهارت هايي از هوشهايي ديگر از قبيل هوش هيجاني را تشكيل مي دهد .
با توجه به اينكه سلامت عمومي در سازگارتري بهتر فرد با محيط پيرامون خود از مسائل اصلي جامعه مي باشد مي توان انتظار داشت كه هوش هيجاني مي تواند چقدر در تأثير گذاري فرد در سازگاري هر چه بيشتر او با اجتماع خود نقش آفرين باشد و او در جهت كمال و موفقيت روز افزون ياري نمايد .

۵- سوالهاي پژوهش : 
ساختار جامعه بر پاية سلامت عمومي جامعه استوار است .
در اين پژوهش سوالهايي از اين فبيل مطرح مي شود .
آيا هوش هيجاني با مؤلفه بدني سازي رابطة معناداري دارد .
آيا هوش هيجاني با مؤلفه اضطراب و بي خوابي رابطة معناداري دارد .
آيا هوش هيجان با مؤلفه بدكاركردي اجتماعي رابطة معنا داري دارد .
 
آيا هوش هيجاني با مؤلفة افسردگي و خيم رابطة معنا داري دارد .
آيا هوش هيجاني با سلامت رواني رابطة معنا داري دارد .

۶- فرضيه هاي تحقيق :‌
با توجه به سؤالهايي كه مطرح شد فرضيه هاي زير تدوين شده است .
هوش هيجاني با سلامت رواني رابطة معناداري دارد . 
هوش هيجاني با مؤلفه بدن سازي رابطة معناداري دارد .
هوش هيجاني با مؤلفه اضطراب و بي خوابي رابطة معنا داراي دارد .
هوش هيجاني با مؤلفه بدكاري اجتماعي رابطة معنا داري دارد . 
هوش هيجاني با مؤلفه افسردگي و خيم رابطه معنا داري دارد .

۷- متغير پژوهش و تعريف عملياتي و اطلاعاتي : 
۶-۷-۱- متغير پيش بيني كننده :‌
متغيري است كه تغيير آم در دست پژوهشگر است كه به آن متغير مستقل نيز مي گويند . متغير پيش بيني كننده ( مستقل) در اين پژوهش ميزان هوش هيجاني مي باشد.


۷-۲- متغير پيش بيني شونده :
متغيري است كه تحت تأثير متغير پيش بيني كننده (مستقل) مقدارش فرق مي كند و در اين پژوهش ميزان متغير پيش بيني شونده وابسته ، است (دلاور ، ۱۳۷۴ ، ص ۴۹ ) سلامت رواني همراه مؤلفه هايش .
متغير وابستة رفتاري را كه مي خواهد اثر متغير مستقل را بر روي آن مورد مطالعه قرار دهد مشخص مي كند لذا افراديكه در پرسشنامه آزمون هوش هيجاني نيمرة بالايي را كيب كند از سلامت رواني بالايي برخوردار است . (مفلامري ، ۱۳۷۹) 

۷-۳- هوش هيجاني :
با توانايي درك خود و ديگرا يعني شناخت هرچه بيشتر احساسات ، عواطف خويش و ارتباط سازگاري قفرد با مرد و محيط پيوند دارد . (گلكن ، ۱۳۸۰)

۷-۴- هيجان :
پاسخ به بلافاطلة ارگانيسم با توجه به درجة جذابيت يك موقعيت خاص ( واكمير ، ۱۹۹۰ ، ص ۲۹ )


۷-۵- سلامت رواني :
سازمان جهاني بهداشت ، بهداشت رواني را چنين تعريف مي كند بهداشت رواني در درون مفهوم كلي بهداشت جاي ميگيرد و بهداشت يعني توانايي كامل براي ايفاي نقشهاي اجتماعي ، رواني جسمي ، شخصي كه از بهداشت رواني برخوردار است مي‌توان شمار صفهاي خود را با دنيايي بيرون و درون حل كند . اگر شخص توان انجام دادن سازگاري با محيط را نداشته باشد تعارض هاي او به صورت نوروز نشان مي دهد و به شخص نوروتيك تبديل مي شود .

۷-۶- علائم جسماني : 
تعريف نظري :
علائم جسماني نشانه هايي بيمارگونه حاكي از يك بيماري جسماني هستند . كه ممكن است در اثر مصرف دارو و يك بيماري جسماني با يك اختلال رواني ظاهر شوند . (كاپلان و سادوك ، ۱۹۹۳ ، ص ۹۵ )
 
تعريف عمليات : 
علائم جسماني ، نمراتي است كه پرشهاي هفت گانه مقياس   در فرم ۲۸ ماده اي پرسشنامه سلامت عمومي بدست مي آيد و ميزان علائم كه هر آزمودني از خود نشان مي دهد ميزان نمره اي است كه از پاسخدهي به اين مقياس گرفته است .

۷-۷- اضطراب و اختلال در خواب :
تعريف نظري :
اضطراب ، احساس دلواپسي ، به علامت انتظار نظري است كه ممكن است دروني يا بيروني باشد .
بي خوابي يا اختلال در خواب فقدان يا كاهش توانايي به خواب رفتن است كه به سه كل بي خوابي اول شب ، وسط شب و آخر شب ظاهر مي شود كه غالباً با يك اختلال نظير اضطراب و افسردگي ،  يك علت عضوي معلوم يا مصرف مواد مربوط مي شود . (كاپلان و سادوك ، ۱۹۹۴ )

تعريف عملياتي :
اضطراب و بي خوابي نمراتي است كه از پرسشنامه هاي هفت گانه مقياس   از فرم ۲۸ ماده اي پرسشنامه سلامت عمومي بدست مي آيد . و ميزان برخورد داري هر آزمودني از آن ميزان نمره اي است كه آن آزمودني از پاسخدهي به اين مقياس گرفته است .
۸-۷- اختلال در كنش اجتماعي :
تعريف نظري :
كنش اجتماعي در فرهنگ علوم رفتاري به صورت زير تعريف هر عنل طبيعي يا مصنوعي كه آثار اجتماعي توليد مي كند اين اصلاح در برنامه نحصيلي براي ااشاره به جنبه فعاليتهاي عمومي مربوز به زندگي گروهي در تمام فرهنگها بكار مي رود ( شعاري نژاد ، ۱۳۶۴ ، ص ۳۰ )
تعريف زير از كنش اجتماعي ، مجموعه عملياتي است كه از طريق آن پاكي از اشكال ساخته يافته اجتماعي تجلي مي نمايد نقش است كه يك عضو و يا جزء از حيات اجتماعي در درون ساخت جزيي يا كلي ايفا مي كند تمامي جلوه هاي عيني و قابل مشاهده كه موجبات انطباق و سازگاري يك نظام خاص اجتماعي را فراهم مي آورد و بر همين اساس اختلال در كنش اجتماعي يا كنش اجتماعي نا مطلوب هر جلوه عيني يا قابل مشاهده است كه اين سازگاري نظام را كاهش ميدهد .
 
تعريف عملياتي :
اختلال در كنش اجتماعي ، نمراتي است كه پرسشهاي هفت گانه مقياس از فرو ۲۸ ماده اي پرسشنامه سلامت عمومي بدست مي آيد . و ميزان آن در هر ازمودني ، ميزان نمراه ايت كه آن آزمودني از پاسخدهي به اين مقياس گرفته است .
۹-۷- افسردگي شديد يا اساسي :
تعريف نظري :
اين اصلاح بسيار وسيع و تا حدودي مبهمي است براي شخص عادي  حالتي مشخص يا غمگين و گرفتگي و بي حوصلگي است و براي پزشك گروه وسيعي از  اختلالات خلقه يا زير شاخه هاي متعدد را تداعي مي كند .
خصووصياتاصلي حالات افسردگي كاهش عميق ميل به فعاليتهاي لذا بخش روز مره مثل معاشرت ، تفريح ، ورزش ؟ روابط جنسي است .اين ناتواني براي كسب لذت حالتي ناقد و پايا دارد . به طور كلي ، شدن افسردگي بستگي به تعاد علايم و درجة متعدد آن دارد و خفيف ترين شكل ممكن است فقط محدودي از علايم اصلي وجود داشته باشد . مهمترين علامت افسردگي همين ناتواني در كسب لذت در چيزهايي است كه قبلاً لذت بخش بوده است و غمگيني يكي از خصوصيات افسردگي است لذا در تمام انواع جزيي از علائم بيماري نيست . بيمار ممكن است بجاي غمگيني از گيچي و اضطراب و عدم تمركز فكري شكايت داشته باشد احساس درماندگي ، ميل به خود سلامت گري ، كاهش اعتماد به نفس از شايع ترين علائم افسردگي است ( پورافكاري ، ۱۳۷۳ )
در افسردگي اساسي بيمار ممكن است رابطة خود را با واقعيت از دست بدهد ، دچار هذيان شود و چه بسا دست به خودكشي بزند غالباً گفته مي شود كه چنين فردي پسيكوتيك است . ( وهاب زاده ، ۱۳۷۳ ، )
تعريف عملياتي :
افسردگي اساسي نمراتي است كه پرسشهاي هفت گانه مقياس   از فرم ۲۸ ماده اي پرسشنامه يلامت عمومي بدست مي آيد و شدت آن در هر آزمودني نمره اي است كه آن آزمودني از پاسخدهي به اين مقياس گرفته است .
چكيده فصل :
در اين فصل موضوع تحقيق عبارتست از رابطة هوش جرياني با سلامت رواني كه از جهت ابعاد هدف و اهميت آن از لحاظ علمي و نظري مورد بحث قرار گرفت موضوع تحقيق از نظر شناخت آگاهي از وجود هوش هيجاني در رابطه با سلامت رواين بررسي گرديد .هدف اصلي در اين تحقيق بررسي هوش هيجاني در رابطه با سلامت رواين بررسي گرديد . هدف اصلي در اين تحقيق بررسي هوش و هيجان در افراط و رابطة آن با سلامت رواني و مؤلفه هاي آن مي باشد در پايان فصل تعاريف عملياتي و اصطلاحي متغير هاي مستقل و وابسته ارائه شده است .
 
  • بازدید : 24 views
  • بدون نظر

قیمت : ۶۰۰۰۰ ريال    تعداد صفحات : ۴۶    کد محصول : ۱۷۴۵۹    حجم فایل : ۶۴ کیلوبایت   

بطور کلی تعاریف متعددی را که توسط روان شناسان برای هوش ارائه شده است، می‌توان به سه گروه تربیتی (تحصیلی) ، تحلیلی و کاربردی تفسیم کرد. به اعتقاد روانشناسان تربیتی ، هوش کیفیتی است که مسبب موفقیت تحصیلی می‌شود و از این رو یک نوع استعداد تحصیلی به شمار می‌رود. آنها برای توجیه این اعتقاد اشاره می‌کنند که کودکان باهوش نمره‌های بهتری در دروس خود می‌گیرند و پیشرفت تحصیلی چشم گیری نسبت به کودکان کم هوش دارند. مخالفان این دیدگاه معتقدند کیفیت هوش را نمی‌توان به نمره‌ها و پیشرفت تحصیلی محدود کرد، زیرا موفقیت در مشاغل و نوع کاری که فرد قادر به انجام آن است و به گونه کلی پیشرفت در بیشتر موقعیتهای زندگی بستگی به میزان هوش دارد. بنابه اعتقاد نظریه پردازان تحلیلی ، هوش توانایی استفاده از پدیده‌های رمزی و یا قدرت و رفتار موثر و یا سازگاری با موقعیتهای جدید و تازه و یا تشخیص حالات و کیفیات محیط است. شاید بهترین تعریف تحلیلی هوش به وسیله « دیوید وکسلر » ، روان شناس امریکایی ، پیشنهاد شده باشد که بیان می‌کند: هوش یعنی تفکر عاقلانه ، عمل منطقی و رفتار موثر در محیط.

  • بازدید : 9 views
  • بدون نظر

قیمت : ۶۰۰۰۰ ريال    تعداد صفحات : ۱۵۱    کد محصول : ۹۶۱۹    حجم فایل : ۲۲۸ کیلوبایت   

از آنجا که توجه به هوش هیجانی و خلاقیت نقش مهمی در تعلیم و تربیت دارد لازم ا ست دست اندرکاران نظام آموزشی توجه به پرورش و رشد و شکوفایی خلاقیت را در نظر دا شته باشند. بایستی به معلمان خاطر نشان ساخت که رفتار خلاق و عوامل درونی و بیرونی مرتبط با آن رفتار را می توان تغییر داد و در بهبود آن تلاش کرد. بار آن، ،لذا شناخت خصوصیات افراد خلاق و ویژگیهای شخصیتی آنها امری ضروری است.  نلر یک مانع بر سر راه خلاقیت را نحوه تفکر دانش آموزان درباره خودشان می داند که آنها ارزیابی های منفی از خود داشته ونیز عدم باور دا شتن خود می تواند خلاقیت را پایین بیاورد.  از جنبه کاربردی اهمیت موضوع پژوهش را باید بطور عمده به نفع نظام آموزشی تفسیر کرد. اگرچه در سیستم آموزشی ما کمتر به شناسایی و پرورش خلاقیت توجه شده اما لازم است به شناخت دقیق فرایند های هوش هیجانی و خلاقیت پرداخته شود و عوامل موثر بر آنها بررسی گردد

 

  • بازدید : 40 views
  • بدون نظر
این فایل به صورت زیر تهیه شده است:

هدف: نظر به ارتباط هوش هيجاني با توانايي حل مسأله و انتخاب خودكشي ب هعنوان يك روش انطباق با مشكلات، اين پژوهش، با
هدف بررسي هوش هيجاني در زنان اقدا مكننده به خودكشي به روش مسموميت انجام شده است.
روش: در يك طرح پژوهشي پس رويدادي (عل ي- مقايس هاي) و شبه آزمايشي ۸۰ نفر از زنان اقدا مكننده به خودكشي به روش
نمون هگيري در دسترس از ميان مراجع هكنندگان به اورژانس مسمومين بيمارست ان نور اصفهان ب هعنوان گروه آزمايشي و ۸۰ نفر از زنان
عادي از ميان ملاقا تكنندگان بيماران بخش داخلي بيمارستان نور اصفهان، ب هعنوان گروه گواه به روش تصادفي انتخاب و ب هكمك
پرس شنامه هوش هيجاني بار- ان بررسي شدند. براي تحليل داد هها، روش تحليل واريانس چندمتغيره و روش تحليل تمايزات
ب هكار برده شد.
يافته ها: نتايج تحليل واريانس چند متغيره نشان داد كه نمره كل هوش هيجاني و زيرمقيا سهاي آن در گروه خودكش يكنندگان
ه مچنين بر پايه نتايج تحليل تماي زات، همراه با نقطه برش .( p<0/ در مقايسه با گروه گواه به شكل معن يداري پايي نتر بوده است ( ۰۰۱
۲۵۳/۸۶ براي تفكيك دو گروه اقدا مكننده به خودكشي و سالم، حساسيت و ويژگي هر دو ب هطور جداگانه برابر با ۱۰۰ % محاسبه
گرديد
مقدمه
هوش هيجاني مجموع ه اي از توانايي هاي شناختي و
، هيجاني به هم پيوسته است (كياروچي ۱، فورگاس ۲ و مير ۳
۲۰۰۱ ) كه به فرد كمك مي كند تا با دريافت، ارزياب ي و بيان
دقيق هيجان ها، از احساساتي كه افكار را تسهيل مي نمايند
۱۹۹۹ ؛ ماير، سالووي ۶ و ، آگاهي يابد (ماير ۴ و كاروسو ۵
كاروسو، ۲۰۰۱ ) و با برقراري توازن ميان افكار و هيجان هاي
خود، تصميم گيري هاي عاقلانه و رفتاري مسئولانه داشته باشد
۲۰۰۷ ) هوش هيجاني را يك ) (اكرامي، ۱۳۸۰ ). بار- ان ۷
رشته توانمندي ها و مهارت هاي غيرشناختي مي داند كه
توانايي هاي فرد را در برخورد با فشارهاي محيطي افزايش
مي دهند و آن را در پنج مقوله كلي بهره هيجاني
درون شخصي و بين شخصي، توانمندي هاي سازش يافتگي،
مديريت تنيدگي و خلق عمو مي تعريف مي كند (بار – ان و
پاركر، ۲۰۰۰ ). سالوي ( ۱۹۹۰ )، هوش هيجاني ر ا با سلامت
روان در ارتباط مي داند . وي دريافت كه افراد داراي هوش
هيجاني بالا، توانايي بهتري براي مقابله با استرس دارند . از
سوي ديگر افراد داراي هوش هيجاني پا يين، پيوسته احساس
پوچي و فروپاشي نموده، واكنش هاي عاطفي نامناسب نشان
مي دهند. از اين رو هوش هيجاني پايين مي تواند از عوامل
خطرساز در ابتلا به بيماري هاي رواني و ايجاد مشكلات در
، سازگاري افراد با مح يط به شمار آ يد (تيلر ۸، پاركر و بگبي ۹
۱۹۹۹ ). در افراد با هوش هيجاني پايين، توانايي حل مس أله به
ميزان چشم گيري پايين تر است و ا ي ن افراد در بهره گيري از
مهارت هاي مقابل ه اي در رويارويي با فشارهاي رواني زندگي ،
توانايي ز يادي ندارند (بار – ان و پاركر، ۲۰۰۰ ). پژوهش ها
نشان داده اند، افرادي كه توانا يي ايجاد سازگاري لازم را در
زندگي خود دارند (افراد بهنجار ) در برخورد با م شكلات،
مهارت هاي مقابل ه اي كارآمد را به كار مي گيرند كه مي توان
مهارت هاي مقابل ه اي متمركز بر » آنها را به دو دسته كلي
تقس يم نمود « مهارت هاي مقابل ه اي متمركز بر هيجان » و « مسأله
.( (نوروزي، ۱۳۷۳
از سوي ديگر، در زمينه روانشناسي شناختي بر نقش
در ساختارشناختي مبتلايان به افسردگي « مسأله گشايي نارس ا »
۱۹۷۵ ) و نقش ، تأكيد شده (پيكل ۱۰ ، پروسوف ۱۱ و مه ير ۱۲
در افراد افسرده داراي « مسأله گشايي » كمبود مهارت هاي
انگاره پردازي خودكشي مورد توجه قرار گرفته است
(كاوياني، رحيمي درآباد و نقوي، ۱۳۷۸ ). هر چند خودكشي
و اقدام به آن از نشانه هاي افسردگي است، اما افسردگي تنها
علت خودكشي نيست . دامنه گسترده اي از اختلال هاي رواني
هم چون اضطراب، خود بيمارانگاري و گرايش هاي
ضداجتماعي، هيستريايي و پارانوييدي در بروز خودكشي
.( مؤثرند (سادوك ۱۳ و سادوك، ۲۰۰۳
مقوله خودكشي مي تواند از نظر شدت ، دامنه گسترده اي
داشته باشد كه در ي ك سر آن تنها افكار و انگاره هاي ي در
زمينه خودكشي وجود دارد و در انتهاي د يگر آن، رفتارها يي
، به شكل اقدام قاطع با احتمال بس يار زياد مرگ (لوينسون ۱۴
، ۱۹۹۶ ؛ ماسكيكي ۱۷ ، اُكارول ۱۸ و لاك ۱۹ ، روهد ۱۵ و سيلي ۱۶
۱۹۸۹ ). شيوع اقدام به خودكشي در فرهنگ ها ي گوناگون ،
متفاوت است . براي نمونه ميزان خودكشي در ن يجري ه چهار
مورد در ۱۰۰۰۰۰ نفر و در سوييس ۲۲۷ مورد در ۱۰۰۰۰۰ نفر
۱ .(۱۹۹۵ ، ۲۰۰۱ ؛ لاهارپ ۲۲ ، مي باشد (نوسا ۲۰ و اودسانمي ۲۱
داراي « اقدام به خودكشي » ، از ديدگاه بهداشت روان
پيامدهاي فردي، اجتماعي، روان شناختي، فرهنگي و اقتصادي
، است (گيلدر ۲۳ ، مه يور و كاث، ۱۳۶۹ ؛ كليتون ۲۴ و بارسل ۲۵
۱۹۹۹ ). در آمريكا سالانه ۳۰۰ هزار نفر خودكشي مي كنند و
برآورد مي شود كه ۲۵ % بيماران افسرده، دس ت كم يك بار در
، طول زندگي خود اقدام به خودكشي مي كنند (مالون ۲۶
۱۹۹۵ ). در ايران نيز هر چند در ، سزانتو ۲۷ ، كوربيت ۲۸ و مان ۲۹
مقايسه با كشور هاي پيشرفته صنعتي، ميزان خودكشي كمتر
است، اما بررسي هاي انجام شده در دو دهه اخير نشان داد ه اند
كه خودكشي و اقدام به آن در ايران رو به افزايش است
(جانقرباني، ۲۰۰۵ ؛ محسني، ۱۳۶۶ )؛ اقدام به خودكشي در
جوانان و زنان بيش از ساير گروه ها است و مسايلي مانند
اختلافات زناشويي، درگيري با بستگان، اختلال هاي رواني و
بي كاري از دلايل مهم اقدام به خودكشي گزارش شده اند
  • بازدید : 168 views
  • بدون نظر
این فایل قابل ویرایش می باشد وبه صورت زیر تهیه شده:

طرفداران اصلي روان شناسي انسان گرايانه در اين دهه گوردن آلبورت ، آبراهام مازلودكارل راجرز عقيده دارند كه يكي از احتياجات ضروري و مبهرم انسان اين است كه نسبت به خودش احساس خوبي داشته باشد هيجان هاي خود را مستقيماً تجربه نمايد و از نظر هيجاني رشد كند .
 در حيطه روان شناسي انديشمندان بزرگ از طرفي به علت شناسي دردهاي رواني انسان و از طرف ديگر به طرح روش هايي براي بهره مندي انسان از ظرفيت كامل خود در جهت سلامت عمومي پرداخته اند كه همه در جاي متبول و هريك تكامل بخش و يا حداقل مپوش نظريه هاي خود بوده است . فرويد به عنوان چهره ي معروف ، روان شناسي نيروي اول معتقد است هسترمركزي روان نژندي يانوردتيك اضطراب است . 
بيان مسأله :
به اين ترتيب هيجان كه سال ها ارزش محوري خود را از دست داده بود و در سلامت انسان هيچ جايي براي اين عنصر اساسي به رسميت شناخته نمي شد و برعكس تمام مركزيت ديدگاههاي متفاوت را مسأله شناخت تشكيل مي داد . دوباره در يك سلسله تغيير و تحولات نظريه ها به عنوان عنصر اساسي قابل توجه علت شناسي رفتارهاي انسان از جمله موفقيت ها و شكست ها كه سال ها به هوش عقلاني نسبت داده مي شد ، مطرح شد سنجش هوش هيجاني جهت آماده ساختن افراد جامعه براي مازهزار توي پيچيده زندگي تأكيد ورزيد وي توضيح داد كه هوش هيجاني توانايي هايي با خود به همراه دارد مثل توانايي براي برانگيختگي خود پايداري در مواقع شكست ، توانايي نظم بخشيدن به حالت هاي روحي و خلق وخوي و توانايي اصرار و نديدن و اميدواري . به اين ترتيب اين نظريه معتقد است آنچه كه مي تواند پيش بيني كننده موفقيت و سلامت رواني فرد در آينده باشد توانايي هوش هيجاني است است تفاوت ويژه اي كه اميدوار كننده نيست مي باشد . اين است كه هوش تحصيلي به عنوان يك صفت تقريباً لاتغيير شناخته شده است و حال آنكه هوش هيجاني از ديدگاه مفسران مي تواند بر سلامت رواني و عمومي فرد تأثير مثبت داشته باشد با توجه به اهميت مسئله سلامت روان در اثر حاضر و بررسي آمار روز افزون مراجعه كنندگان بر مراكز مشاوره در ارتباط با اختلال هاي رواني در روابط بين فردي در ايران از يك سو و از سوي ديگر براساس قرائن و شواهدي كه نشان دهندة امكان ارتقاء هوش هيجاني از طريق آموزش هاي ويژه مي باشد و همچنين خلأ تحقيقاتي موجود محقق را بر آن داشت كه پژوهشي در راستاي اين پژوهشي انجام دهد كه آيا آموزش مؤلفه هاي هوش هيجاني مي تواند سلامت عمومي فرد را افزايش دهد . 
اهميت و ضرورت تحقيق :
قضاوت دربارة ارزش چيزهاي كوچك يا بزرگ بستگي به جنسي دارد كه آن چيزها در ما ايجاد مي كنند در جايي ممكن است چيزي و در نتيجه عقيده اي كه راجع به آن داريم انديشمند قلمداد كنيم و اين خود به اين خاطر است كه خود آن عقيده در حقيقت با يم احساس در رابطه بوده است اما اگر ما به طور راديكالي خالي از احساس باشيم و اگر عقايد تنها چيزهايي بودند كه ذهن ما مي توانست به آنها باشد ما به يك باره مي بايست تمام چيزهايي را كه دوست داريم يا نداريم از دست بدهيم و ديگر براي اشاره به موقعيت يا تجربه اي كه در زندگي با عنوان موقعيت يا تجربه اي ارزشمند و با اهميت تر از بقية تجربيات است توانايي نداشته ايم در حال حاضر آن چيزي كه انسانها ناديده مي گيرند اين است كه تفاوت احساسات خودشان با ديگران را در نظر نمي گيرد . (جيمز ۱۹۵۸ به نقل از كارو وروشي پر ترجمه رضواني ۱۳۷۵) . 
طبق عقيدة بار (۱۹۹۴) احساسات هستة مركزي زندگي هستند احساسات بر هيجانات و هيجانات بر احساسات اثر مي گذارند .  اين دليل پر اهميت تر است مبني بر اينكه چرا بايستي راجع به چگونگي قضاوت و كنترل هيجانات افراد كاري انجام شود . همه بايد بدانند كه هيجاناتشان مي تواند توانايي زندگي در مدرسه و رابطه با همسالان و پاسخگويي به مسئوليت و اتكا به خود در هم چنين كنار آمدن با مسائل مختلف زندگي و مرگ را به آنها ديكته كند (ديور و اوپيكار ۱۹۹۵) با توجه به تأثير هيجانات در عرصة زندگي به خصوص سلامت زندگي و ارتباطات پرواضح است كه پژوهش دربارة شيوة آموزش مؤثر بر شناخت و كنترل هيجانات و به تعبير ديگر ارتقاء و بهبود هوش هيجاني تا چه اندازه مي تواند مهم باشد . لذا به طور خلاصه اهميت اين موضوع با توجه به مشكلات روزافزون درون فردي مانند اضطراب و افسردگي و از خود بيگانگي اقدام به خودكشي و نيز مشكلات بين فردي واضح و روشن است . 


اهداف تحقيق :
هدف از تحقيق حاضر بررسي بين رابطة سلامت عمومي  و هوش هيجاني در بين دانش آموزان دختر مقطع سوم دبيرستان شهرستان ابهر است كه هدف كلي بررسي رابطه بين سلامت عمومي و هوش هيجاني است و هدف جزئي اينكه آيا بين هوش هيجاني و اضطراب يا هوش هيجاني و اختلال در خواب ، ضعف جسماني و افسردگي رابطة معني داري وجود دارد يا نه ؟ هوش هيجاني نمي تواند در سلامت عمومي تأثير گذار باشد . 
فرضيه ها ي تحقيق 
بين هوش هيجاني و سلامت عمومي رابطة معني داري وجود دارد . بين هوش هيجاني واضطراب رابطة معني داري وجود دارد . بين هوش هيجاني و اختلال در خواب رابطة معني داري وجود دارد . بين هوش هيجاني و ضعف جسماني رابطة معني داري وجود دارد . 
متغيرهاي تحقيق 
هوش هيجاني = متغير وابسته
سلامت عمومي = متغير مستقل
اضطراب و اختلال در خواب و ضعف جسماني = متغير مستقل

تعاريف عملياتي و نظرية واژه ها در مفاهيم :
تعريف نظرية هوش هيجاني: توانايي درك درست محيط  پيرامون ـ خود انگيزي، شناخت و كنترل احساسات خويش به طوري كه اين فرآيند بتواند جريان تفكر و ارتباطات را تسهيل نمايد . (ماير و سالودي ۱۹۹۵) .
تعريف عملياتي هوش هيجاني : داراي مؤلفه هاي خودآگاهي به معناي تشخيص احساسات و يافتن واژگان براي بيان آنها ، در يافتن پيوند ميان افكار و احساسات و واكنش ها و آگاهي بر اينكه در تصميم گيري فكر غلبه دارد يا احساسات ، توجه كردن به پيامدهاي انقلاب راههاي مختلف و پياده كردن اين پيش فرض ها در تصميم گيري درباره مشكلات مختلف .
تعريف نظري سلامت عمومي : عبارت است از اين كه فرد چه احساسي نسبت به خود ، دنياي اطراف محل زندگي و اطرافيان دارد و مخصوصاً با توجه به مسئوليتي كه در مقابل ديگران دارد ، چگونگي سازش وي با درآمد خود و شناخت موقعيت مكاني و زماني خويشتن حائز اهميت است . (ميلاني فر ۱۳۸۲) .
تعريف عملياتي سلامت عمومي عبارتند از عزه اي است كه آزمودني از آزمون گلرنبرگ بدست آورده است . 
  • بازدید : 70 views
  • بدون نظر

بررسی مقايسها ي رابطه هوش هيجاني با سلامت روانی و پيشرفت
تحصيلي در دانشجويان شاهد و غيرشاهد دانشگاه تهران
چاپ شده در مجله روانشناسی و علوم تربیتی

نویسندگان:
علی اکبر حدادی کوهسار
کارشناس ارشد روانشناسی بالينی دانشگاه تهران
رسول روشن
استاديار دانشگاه شاهد
علی اصغر اصغر نژاد فريد
استاديار دانشگاه علوم پزشکی ايران


بررسی مقايسها ي رابطه هوش هيجاني با سلامت روانی و پيشرفت
تحصيلي در دانشجويان شاهد و غيرشاهد دانشگاه تهران
چاپ شده در مجله روانشناسی و علوم تربیتی

نویسندگان:
علی اکبر حدادی کوهسار
کارشناس ارشد روانشناسی بالينی دانشگاه تهران
رسول روشن
استاديار دانشگاه شاهد
علی اصغر اصغر نژاد فريد
استاديار دانشگاه علوم پزشکی ايران

  • بازدید : 36 views
  • بدون نظر
دانلود رایگان پایان نامه بررسی تأثیر هوش هیجانی وتحصیلات بر کارایی مشاورین تحصیلی شهر تهران-خرید اینترنتی پایان نامه بررسی تأثیر هوش هیجانی وتحصیلات بر کارایی مشاورین تحصیلی شهر تهران-تحقیق بررسی تأثیر هوش هیجانی وتحصیلات بر کارایی مشاورین تحصیلی شهر تهران-پایان نامه بررسی تأثیر هوش هیجانی وتحصیلات بر کارایی مشاورین تحصیلی شهر تهران
این فایل قابل ویرایش می باشد وشامل موارد زیر است:

در اين تحقيق، به «تأثير هوش هيجاني بر كاركرد مشاوره» پرداخته شده است. بنابراين، در ابتدا به توصيف ويژگيهاي دموگرافيك در نمونه‌هاي تحقيق (مدرك تحصيلي و جنسيت) اقدام نموده و جداول توزيع فراواني و درصد ترسيم گرديدند، پس از آن به منظور نمايش تصويري داده‌هاي فوق، از نمودار ستوني (ميله‌اي) استفاده به عمل آمده است.در ادامه برای آشنایی بیشتر شما با فایل توضیحات مفصلی می دهیم

مشاوره مجموعه فعالیتهایی است که به فرد برای غلبه بر مشکلاتش  یاری می رساند.بسیاری از مراجعین درنشستهای مشاوره ای ،با انبوهی از تنشهای ناشی از مشکلات وارد جلسه می شوند وانتظار دارند که با حال بهتر وآرامش بیشتری از جلسه خارج شوند .همدلی نمودن یکی از روشهای مطرح در مشاوره  برای رسیدن به چنین وضعیتی است.کارل راجرز به عنوان اولین کسی که ایجاد رابطه با مراجع از نوع درک همدلانه را بعنوان مرکز درمان مطرح کرده است،در توصیف این رابطه می گوید «من دریافته ام که ارتباط به اندازه ای گرانقدر است که احساس می کنم درک کردن آن آرزوی همیشگی من است-. از آنجايي كه طيف وسيع خدمات مشاوره مي‌تواند موجبات كاهش سوء استفاده از دارو و رفتارهاي ونداليسمي را كاهش دهد، ضروري است تا بتوان طيف فراگيري خدمات مشاوره را افزايش داده و از اين طريق نه تنها ميزان اضطراب، افسردگي و ديگر مشكلات روان‌شناختي را كاهش داد، بلكه تلاش كرد تا مشكلات خانوادگي و ديگر حيطه‌هاي مشكلات روان‌شناختي كاهش يابد. اينگونه اقدامات، بايد در بستر بررسي‌هاي روان‌شناختي و به‌خصوص هوش هيجاني صورت مي‌گيرد.

از اين‌رو، با توجه به اينكه عوامل مؤثر متفاوتي بر ارائه خدمات مشاوره بر روي مشاوران مؤثر است، در اين تحقيق به بررسي تأثير يكي از اين عوامل تحت عنوان هوش هيجاني پرداخته شده تا از اين طريق بتوان تأثير هوش هيجاني بر كاركرد مشاوره را تعيين نمود. با توجه به نظريه‌هاي متفاوت هوش و بخصوص نظريه عوامل در تعريف هوش، هوش داراي ابعاد گوناگوني است كه از جمله زمينه‌هاي عاطفي و اجتماعي را شامل مي‌شود. يكي از مهم‌ترين ابعاد هوش، هوش هيجاني و ميزان آگاهي نسبت به عواطف خويشتن و ديگران است كه امروزه از اين بعد تحت عنوان هوش عاطفي ياد مي‌گردد.

از اين‌رو، در تحقيق حاضر تأثير هوش هيجاني بر كاركرد مشاوره مدّنظر قرار گرفته است. بنابراين،‌ به ذكر يافته‌هاي تحقيق حاضر با تأكيد بر سؤالات اصلي و سؤالات فرعي و سپس مقايسه آن با پيشينه تحقيقات انجام شده در داخل و خارج از كشور پرداخته مي‌شود:

سؤال‌ اصلي ۱:  آيا بين مؤلفه‌هاي هوش هيجاني با كارايي مشاوران رابطه معني‌داري وجود دارد؟ جهت آزمون سؤال فوق، از مدل آماري رگرسيون چندمتغيري استفاده به‌عمل آمده و در نهايت، يافته‌هاي تحقيق نشان داد كه ارتباط معني‌داري بين مؤلفه‌هاي هوش هيجاني با كارايي مشاوره وجود دارد و توان پيش‌بيني كارايي مشاوران از طريق  عامل خودآگاهي وجود دارد. از آنجايي كه اين ارتباط مثبت مي‌باشد، بنابراين مطرح مي‌گردد كه با افزايش خودآگاهي مشاوران، كارايي آن‌ها نيز افزايش مي‌بايد و با كاهش خودآگاهي مشاوران، كارايي آن‌ها نيز كاهش مي‌بايد.

 

سؤال‌ فرعي ۱:  آيا بين مؤلفه‌هاي هوش هيجاني با عملكرد رابطه معني‌داري وجود دارد؟ جهت آزمون سؤال فوق، از مدل آماري رگرسيون چندمتغيري استفاده به‌عمل آمده و در نهايت، يافته‌هاي تحقيق نشان داد كه ارتباط معني‌داري بين مؤلفه‌هاي هوش هيجاني با عملكرد مشاوران وجود دارد و توان پيش‌بيني عملكرد مشاوران از طريق خودآگاهي وجود دارد. از آنجايي كه اين ارتباط مثبت مي‌باشد، بنابراين نتیجه می گردد كه با افزايش خودآگاهي مشاوران، عملكرد آن‌ها نيز افزايش مي‌بايد و با كاهش خودآگاهي مشاوران، عملكرد آن‌ها نيز كاهش مي‌بايد.

سؤال‌ فرعي ۲:  آيا بين مؤلفه‌هاي هوش هيجاني با رفتاري شغلي- اخلاقي رابطه معني‌داري وجود دارد؟ جهت آزمون سؤال فوق، از مدل آماري رگرسيون چندمتغيري استفاده به‌عمل آمده و در نهايت، يافته‌هاي تحقيق نشان داد كه ارتباط معني‌داري بين مؤلفه‌هاي هوش هيجاني با رفتاري شغلي- اخلاقي مشاوران وجود دارد و توان پيش‌بيني رفتاري شغلي- اخلاقي مشاوران از طريق خودمديريتي، آگاهي اجتماعي و مديريت رابطه وجود دارد. از آنجايي كه اين ارتباط مثبت مي‌باشد، بنابراين مطرح مي‌گردد كه با افزايش خودمديريتي، آگاهي اجتماعي و مديريت رابطه در مشاوران، رفتاري شغلي- اخلاقي آن‌ها نيز افزايش مي‌بايد و با كاهش خودمديريتي، آگاهي اجتماعي و مديريت رابطه در مشاوران، رفتاري شغلي- اخلاقي مشاوران نيز كاهش مي‌بايد.

سؤال‌ فرعي ۳:  آيا بين مؤلفه‌هاي هوش هيجاني با توسعه فردي رابطه معني‌داري وجود دارد؟ جهت آزمون سؤال فوق، از مدل آماري رگرسيون چندمتغيري استفاده به‌عمل آمده و در نهايت، يافته‌هاي تحقيق نشان داد كه ارتباط معني‌داري بين مؤلفه‌هاي هوش هيجاني با توسعه فردي مشاوران وجود دارد و توان پيش‌بيني توسعه فردي مشاوران از طريق خودآگاهي وجود دارد. از آنجايي كه اين ارتباط مثبت مي‌باشد، بنابراين مطرح مي‌گردد كه با افزايش خودآگاهي مشاوران، توسعه فردي آن‌ها نيز افزايش مي‌بايد و با كاهش خودآگاهي مشاوران، توسعه فردي آن‌ها نيز كاهش مي‌بايد.

سؤال‌ فرعي ۴:  آيا رابطه معني‌داري بين هوش هيجاني و كارايي مشاوران با مدرك تحصيلي آن‌ها وجود دارد؟ جهت آزمون سؤال فوق، از مدل آماري t دو گروه مستقل استفاده به‌عمل آمده و در نهايت، يافته‌هاي تحقيق نشان داد كه ارتباط معني‌داري بين هوش هيجاني و كارايي مشاوران با مدرك تحصيلي آن‌ها وجود ندارد. به عبارتي ديگر، ميزان هوش هيجاني و كارايي مشاوران در مشاوران با مدرك تحصيلي كارشناسي و كارشناسي ارشد به يك اندازه است.

سؤال‌ فرعي ۵:  آيا رابطه معني‌داري بين هوش هيجاني و كارايي مشاوران با جنسيت وجود دارد؟ جهت آزمون سؤال فوق، از مدل آماري t دو گروه مستقل استفاده به‌عمل آمده و در نهايت، يافته‌هاي تحقيق نشان داد كه ارتباط معني‌داري بين هوش هيجاني و كارايي مشاوران با جنسيت وجود ندارد. به عبارتي ديگر، ميزان هوش هيجاني و كارايي مشاوران در زنان و مردان به يك اندازه است.

نتیجه :

از مباحث و موضوعاتي كه در سال‌هاي اخير توجه بسياري از روان‌شناسان و مديران منابع نيروي انساني را به خود جلب كرده، هوش هيجاني است. هوش هيجاني همانطور كه گلمن (۱۹۹۵)، مطرح مي‌كند، «توانايي بالقوه فرد در ادارة مهارتهاي بين فردي، خودآگاهي، خود نظم‌دهي، آگاهي اجتماعي و مديريت در روابط است كه مي‌تواند به پيشرفت‌هاي شغلي منجر شود. به عبارتی دیگرخود آگاهی ،بازشناسی وتوانایی مهار لحظه به لحظه احساسات ،برای درک خویشتن است.افرادی که به احساسات خود اطمینان دارند مهارت بیشتری برای هدایت وقایع زندگی نشان می دهند. خود آگاهی باعث می شود فرد هوشیارانه عمل کند .مهار هیجان بدنبال خود آگاهی ایجاد میگردد واشخاص کارآمد در این حیطه بهتر عمل می نمایند.

گلمن معتقد است هوش هيجاني را مي‌توان به عنوان يكي از عوامل مهم و مؤثر بر عملكرد دانست و آنرا در خويشتن پرورش داده و استحكام بخشيد(رودگولشه[۱]، ۱۹۹۶؛ به نقل از ميرزايي، ۱۳۸۲).

در یک مطالعه تت [۲]وهمکارانش  نیزدریافتند که عملکرد شغلی از طریق برخی صفات شخصیتی قابل پیش بینی است.استین وبوک [۳]رابطه بین نمره های هوش هیجانی و موفقیت شغلی را در بررسی برروی هزاران نفر گزارش دادند.همچنین استرنبرگ با قاطعیت درباره اهمییت ونقش هوش عملی در موفقیت شغلی بحث نموده است.بعلاوه نتایج حاصل از تحقيقات روزنهال (۱۹۹۷)، مبني بر ارتباط بين درك هيجان‌هاي ديگران با موفقيت در زندگي اجتماعي؛ چرنیس وگلمن (۱۹۹۹)، مبني بر برخورداري از هوش هيجاني و ارتباط آن در تسهيل در عملكرد و رضايت؛ پالمزاوالزا (۲۰۰۱)، مبني بر بررسي ارتباط بين هوش هيجاني و رهبري اثربخش؛ گلمن (۲۰۰۱)، مبني بر ارتباط هوش هيجاني و مهارت در شايستگي اجتماعي؛ جوزف بی (۲۰۰۵)، مبني بر ارتباط هوش هيجاني با عملكرد گروهي؛ اسماعیلی(۱۳۸۳)، مبني بر تأثير آموزش هوش هيجاني بر بهره‌وري كاركنان؛ عبدالهی (۱۳۸۵)، مبني بر ارتباط هوش هيجاني با مهار خشم و موفقيت؛ افخمی(۱۳۸۶)، مبني بر رابطه هوش هيجاني با رضايت شغلي و تعهد سازماني نشان می دهد با تحقیق حاضر  هماهنگ و هم‌سو است؛ زيرا در تمامي تحقيقات حاضر نيز به نوعي به بررسي ارتباط هوش هيجاني با عملكرد پرداخته شده است.

از حیث تأثیر جنسیت بر کارایی نیز  در بررسی  آقای فیروز تیز رو طولی  به راهنمایی دکتر ملیحه آشتیانی  (1378)نگرش دانش آموزان دبیرستانی نسبت به اثر بخشی مشاوران در کمک به حل مشکلات تحصیلی –شغلی ،شخصیتی وخانوادگی ایشان مورد بررسی قرار گرفته وتفاوت معنا داری بین اثر بخشی مشاوران از حیث جنسیت بدست نیامد.در پژوهش کورش بنی هاشمیان (۱۳۸۵)هوش هیجانی مردان وزنان با یکدیگر مقایسه شدند وچنین برآورد گردیده که هوش هیجانی زنان بالاتر از مردان است ولی در خصوص تأثیر برکارایی اطلاعاتی در اختیار نگذاشته است. در نهايت، با مقايسه يافته‌هاي تحقيق حاضر با پيشينه‌ي تحقيقات انجام شده در داخل و خارج از كشور، مطرح مي‌شود،  نتایج بدست آمده ازتحقيق حاضرمؤید پیشینه آن است.

 

۲-۵ محدوديت‌هاي پژوهش

در اين تحقيق، با دو نوع محدوديت تحت عنوان محدوديت‌هاي تحت كنترل پژوهشگر و محدوديت‌هاي خارج از كنترل پژوهشگر سر و كار داشته كه به شرح زير مطرح مي‌شوند:

۱-۲-۵ محدوديت‌هاي تحت كنترل پژوهشگر

باتوجه به مشکلات جمع آوری اطلاعات که در هر مدرسه تنها یک مشاور فعالیت دارد وبرای نمونه ۲۰۰ نفری می بایست به ۲۰۰ مدرسه مراجعه نمود امکان تأثیر کامل بر تمامی نمونه ها از حیث همکاری وجود نداشت.

 

 عدم استفاده از مدلهاي آماري پيشرفته، همچون تحليل عاملی (بدليل حجم نمونه اندك) بمنظور بررسي عوامل سازنده‌ي كاركرد مشاوران و يا تحليل مسير (بدليل عدم استفاده از مدل آماري تحليل عاملی) جهت بررسي عوامل تأثير گذار (مستقيم و غير مستقيم) بر كاركرد مشاوران.

 

 

 

۲-۲-۵ محدوديت‌هاي خارج از كنترل پژوهشگر

 عدم كنترل برخي متغيرهاي مزاحم از قبيل سن، ميزان تحصيلات و موقعيت اقتصادي-اجتماعي مشاوران كه اين وضعيت، منجر به كاهش روايي دروني گرديده است.

محدودیت منابع مربوط به مشاوره وتحقیقات انجام کرفته در زمینه مشاوران از دیگر موانع محسوب می گردد.

۳-۵ پيشنهادهاي پژوهش

در اين تحقيق با دو نوع پيشنهاد تحت عنوان پيشنهادهاي روش‌شناختي و پيشنهادهاي مبتني بر يافته‌ها سر و كار داشته كه به شرح زير مطرح مي‌شوند:

۱-۳-۵ پيشنهادهاي روش‌شناختي

پيشنهاد مي‌شود كه در تحقيقات بعدي، به استفاده از مدلهاي آماري پيشرفته‌تر همچون تحليل عامل پرداخته تا از اين طريق بتوان عوامل تشكيل دهندة كاركرد مشاوران را تعيين كرد و در نهايت از مدل آماري تحليل مسير جهت شناسايي عوامل مؤثر به كاركرد مشاوران پرداخته شود تا بتوان عوامل مستقيم و غير مستقيم را ‌ تعيين نمود.

۲-۳-۵ پيشنهادهاي مبتني بر يافته‌ها

 با توجه به اينكه يافته‌هاي تحقيق نشان داد، هوش هيجاني بر كاركرد مشاوران و به‌خصوص خودآگاهي بر كاركرد مشاوران تأثير دارد و مشاوراني كه از خودآگاهي بالاتري برخوردارند، كاركرد بالاتري را نيز نشان مي‌دهند، از اين رو، پيشنهاد مي‌شود كه  آموزش وپرورش در تمامي مدارس از روان‌شناسان و متخصصان استفاده به عمل آورده و با برگزاري كارگاه‌هاي آموزشي پيرامون افزايش خودآگاهي و در نتيجه هوش هيجاني  كاركرد مشاوران در حيطه مشاوره بهبود بخشد

پيشنهاد مي‌شود كه در تحقيقات بعدي به موضوع عدم تفاوت معناداری بین سطح تحصیلات در میزان کارایی توجه بیشتری صورت گیرد از این حیث که آیا توان افراد بیش از این نبوده یا بستر مناسب جهت فعالیت مشاوران توانمند تر وجود ندارد. ووظایف تعریف شده وفضای موجود از ظر فیت لازم بهره برداری نمی نماید.

.




  • بازدید : 51 views
  • بدون نظر

دانلود کمک پایان نامه ارتباط مولفه های هوش هیجانی و ریسک فراراز منزل دردختران نوجوان رو براتون گذاشتم.

دانلود این فایل می تواند کمک ویژه ای به شما در تکمیل یک پایان نامه ی کامل و قابل قبول و ارایه و دفاع از آن در سمینار مربوطه باشد.

امیدوارم این فایل مورد استفاده شما دوستان عزیز قرار بگیره.

طر ح مسئله: پژوهش حاضر به منظور بررسي رابطة بين مؤلف ههاي هوش هيجاني
و ريسك فرار از منزل در دختران نوجوان اجرا شد.
روش: اين پژوهش همبستگي از نوع تحليل رگرسيون چندگانه بود. ۵۰۰ نفر از
۵ و ۷ آموزش و ، دان شآموزان دختر مقطع متوسطه و پي شدانشگاهي مناطق ۲
پرورش شهر مشهد كه به شيوة تصادفي طبق هاي خوش هاي انتخاب شده بودند با
استفاده از پرسشنام ههاي ويژگيهاي جمعي تشناختي، ريسك فرار از منزل و هوش
هيجاني بار  اون مورد بررسي قرار گرفتند.
يافته ها: تحليل داد هها نشان داد كه بين هوش هيجاني كلي و برخي از مؤلف ههاي
آن شامل احترام به خود، شادكامي، واقعي تسنجي، خودآگاهي هيجاني، تحمل
استرس، انعطا فپذيري، مهارت تكانه، مسئولي تپذيري اجتماعي و حل مسئله با
ريسك فرار دختران از منزل همبستگي منفي و معناداري وجود دارد. نتايج تحليل
رگرسيون به ترتيب حاكي از نقش برجست هتر واقعي تسنجي، مهارت تكانه و
شادكامي بر ريسك فرار دختران از منزل بود.
  • بازدید : 55 views
  • بدون نظر
خرید ودانلود پایان نامه رابطه گرایشات مذهبی وهوش هیجانی-دانلود رایگان پایان نامه  رابطه گرایشات مذهبی وهوش هیجانی-خرید اینترنتی پایان نامه  رابطه گرایشات مذهبی وهوش هیجانی-پایان نامه  رابطه گرایشات مذهبی وهوش هیجانی
این فایل در ۱۵۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

در این تحقیق بر آئیم تا تعریفی کامل از هوش هیجانی از نظر روانشناسان و همچنین نظر پیشوایان دینی را در مورد گرایشات مذهبی را ارائه داده و با مقایسه این دو مبحث تصویر روشن و شفافی از یک فرد که بر گرایشات مذهبی و هوشی هیجانی خود آگاه است در ادامه برای آشنایی بیشتر شما توضیحات مفصلی درباره فایل می دهیم. 

هوش هیجانی یکی از مباحث مورد تحقیق در این پژوهش می باشد. هوش هیجانی با توانایی درک خود و دیگران (خودشناسی و دگرشناسی) ارتباط با مردم و سازگاری فردی یا محیط پیرامون خویش پیوند دارد. به عبارت دیگر هوش غیر شناختی پیشرفتها و موفقیتهای فرد را میسر می کند. و سنجش و اندازه گیری آن به منزله ی اندازه گیری و سنجش توانایی های شخصی برای سازگاری با شرایط زندگی و ادامه حیات در جهان است(جلالی، ۱۳۸۱) می خواهیم در این پژوهش از مزایای هوش هیجانی و استفاده آن برای پیشرفت در عرصه های زندگی و افزایش ارتباطات و بالاخص ارتباط آن را با گرایش به مذهب نشان دهیم که آیا در صورت بالا بودن هوش هیجانی میزان گرایش به مذهب نیز بالا می رود؟

مذهب قدرت تحمل، آلام، رنجها و صدمات را می افزاید. و بدین ترتیب به بهبود ارتباطات فرد و سازگاری او با محیط اطرافش می انجامد امروزه در سطح جهانی با فرضیات و تئوریهای گوناگون ضد مذهبی مواجه هستیم. که شاهد حملات همه جانبه به مذهب می باشد که باید به آنها آگاهی پیدا کرده و آگاهانه برخورد شود(حکمت، سعید، ۱۳۸۰، ص۳۳).

امروزه هوش هیجانی و گرایش به مذهب به عنوان یکی از مفاهیم مورد توجه سازمان بهداشت جهانی است. که نقش آن ایجاد تحرک و هماهنگی در تحقیقات در مورد این دو موضوع در سطح جهانی است و سعی در آن دارد تا میزان تأثیر انگیزش و اعتقادات مذهبی و هوش هیجانی را مشخص نماید تا به این اثبات برسد که با ارتباط دادن انسان به منبع و سرچشمه مبتنی و استمداد قلبی از او بر قدرت وحی و روانی خود افزوده و نه تنها بر مشکلات کنونی غلبه کرد بلکه در گامی فراتر از پرتو ایمان به درگاه باری تعالی به پیشرفتهای شگرفی برسد که به راستی یاد خدا زیور قلبها است(آل یاسین، سید علی، ۱۳۷۴، ص ۳۲).


هدف از تحقیق پیدا نمودن رابطه بین اعتقادات مذهبی و میزان هوش هیجانی می باشد که در این تحقیق فرض بر این است که بین اعتقادات مذهبی و هوش هیجانی رابطه وجود دارد که اگر فرض تحقیق به اثبات برسد می توان ادعا نمود که افرادی که دارای گرایش به مذهب هستند هوش هیجانی بالاتری نسبت به افرادی که این گرایش را ندارند هستند بنابراین این افراد موفق تر هستند و در این تحقیق سعی بر آشنا نمودن افراد با این حقیقت است که بهترین و مطمئن ترین و شاید کوتاهترین راه رسیدن به ارتباط موثر بهره گرفتن از توانایی ها و استعدادهای خود داشتن ایمان و اعتقاد به خدا و پیامبر و دین گرایشات مذهبی واقعی است.

فرضیه های پژوهش

بین گرایشات مذهبی و هوش هیجانی رابطه معناداری وجود دارد.

میزان هوش هیجانی در افراد با گرایشات مذهبی بالا بیشتر از میزان هوش هیجانی در افراد با گرایشات مذهبی پایین است.

متغیرهای مورد مطالعه:

با توجه به عنوان تحقیق که رابطه بین گرایشات مذهبی و هوش هیجانی می باشد اینگونه مشهود است که:

۱)     متغیر مستقل: گرایشات مذهبی فرد

۲)     متغیر وابسته: هوش هیجانی فرد هستند.

تعریف متغیرها

الف) تعریف نظری

هوش هیجانی: هوش هیجانی شامل ویژگی هایی مثل توانایی تهییج و برانگیختن خود، استقامت و پایداری در برابر شکست، از دست ندادن روحیه، وایس دانی افسردگی و ناامیدی در هنگام تفکر، همدلی و محبت و امید داشتن است. (گلمن، ۱۹۹۵/ ترجمه پارسا، ۱۳۸۰).

گرایشات مذهبی :عبارت است از سیستم فکری و عملی برای درک و فهم حقایق طبیعی جهان وراهی که انسان از روی حقیقت به موضوعی گرایش پیدا می کند(مدرسی، مطهری، ۱۳۶۸، ۱۳۷۲) گرایشات مذهبی داشتن ایمان و اعتقاد و یقیین قلبی به یکتایی خداوند و عمل به فرمان ها و دستورات دین تعریف شده است.

  • بازدید : 69 views
  • بدون نظر

دانلود کمک پایان نامه ارتباط سبک های مقابله ای با هوش هیجانی در دانش آموزان رو براتون گذاشتم.

دانلود این فایل می تواند کمک ویژه ای به شما در تکمیل یک پایان نامه ی کامل و قابل قبول و ارایه و دفاع از آن در سمینار مربوطه باشد.

امیدوارم این فایل مورد استفاده شما دوستان عزیزقرار بگیره.

مقدمه 
بررسي ها نشان دا ده اند كه چنان چه نوجوان به راهبردهايمقابله اي كارآمد مجهز نباشد و توانايي كمي براي دركهيجان هاي خود و ديگران داشته باشد ، در برخورد با فشارها وبحران هاي دوران نوجواني توان كمتري خواهد داشت ومشكلات رفتاري بيشتري را به صورت پرخاشگري، افسردگي و اضطراب نشان خواهد داد (الگار ۱، آرلت ۲ و گراوز ۳، ۲۰۰۲ ؛ سياروچي ۶، دين ۷ و اندرس ون ۸ ، ترينداد ۴ و جانسون ۵.( ۲۰۰۲ ؛ ويندل ۹ و ويندل، ۱۹۹۶راهبردهايي كه فرد براي مقابله برمي گزيند، بخشي ازنيم رخ آسي بپذيري وي به شمار م يروند. ب هكاربردنراهبردهاي نامناسب در رويارويي با عوامل فشار زا مي تواندموجب افزايش مشكلات گردد ، در حال ي ك ه ب ه كار گيريراهبرد درست مقابله اي م ي تواند پيامدهاي سودمندي در پيداشته باشد (داعي پور، ۱۳۷۸ ). د ر همين راستا اندا ۱۰ ، جاويدي،۱۹۹۱ ) افزايش شمار ) جفورد ۱۱ ، كوموروسكي ۱۲ و يانزال ۱۳نوجواناني كه خودكشي م ي كنند، افسرده م ي شوند و يا بهسوءمصرف مواد روي م يآورند را ب هعنوان شواهدي ازفشارهاي روا ني فزاينده و ناكارآمد بودن راهبردهاي مقابله ايآنان در برخورد با اين فشارها مي دانند.
  • بازدید : 63 views
  • بدون نظر

دانلود کمک پایان نامه ارتباط اختلا لات رفتاری با هوش هیجانی در دانش آموزان رو براتون گذاشتم.

دانلود این فایل می تواند کمک ویژه ای به شما در تکمیل یک پایان نامه ی کامل و قابل قبول و ارایه و دفاع از آن در سمینار مربوطه باشد.

امیدوارم این فایل مورد استفاده شما دوستان عزیز قرار بگیره.

مقدمه :
هوش هیجانی به عنوان شکلی از هوش هیجانی معرف توانایی شخص در مواجهه و انطباق با فشارهای روانی می باشد.مطالعات نشان داده که نقص در هوش هیجانی با بروز رفتارهای مخرب در نوجوانان در ارتباط است.هدف از پژوهش حاضر بررسی ارتباط اختلالات رفتاری و هوش هیجانی در دانش آموزان مقطع راهنمایی شهر تهران بود.
  • بازدید : 69 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲۵صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

    اكثر مردم عضو سازمانهايي۱ با ساختار رسمی و ساختار غير رسمي هستند. رابينز۲ سازمان را اينگونه تعريف مي كند:
     “سازمان پديده اي اجتماعي است كه به طور آگاهانه هماهنگ شده، داراي حدو مرزهاي نسبتاً مشخصي بوده وبراي هدف يا مجموعه اي از اهداف بر اساس يك سلسله مباني دائمي فعاليت مي كند.”(رابينز، ۱۹۸۷ ص ۳). در سازمانها به جز عامل حياتي مديريت، عنصر اساسي ديگري به نام «انسان ها» وجود دارند.
     در واقع توفيق سازمانها مستقيماً به استفاده مؤثر از منابع انساني بستگي دارد. (حقيقي و ديگران، ۱۳۸۰). «رهبري» به عنوان يك كاركرد اجتماعي مهم، ميانجي بين اين دو يعني «مديريت» و «منابع انساني» است.
     «رهبري»۳ هنر مديريت است (دويتري۴، ۱۹۸۴) به نحوي كه رهبري اثر بخش مي تواند در افراد كه به منظور تعيين و تحقق هدفها نفوذ كند و حس وفاداري وهمكاري همراه با احترام در آنها به وجود آورد. (دويتري، ۱۹۸۴ ترجمه ميرسپاسي ص ۳۳۷). از سوي ديگر توانايي نفوذ در ديگران به وسيله قدرت بوجود مي آيد. (هرسي و بلانچارد۵، ترجمه كبيري ص۲۲۸). 
     پس قدرت به عنوان پديده اجتناب ناپذير ويژگي اساسي نقش مديراست كه اثر بخشي۶ او را در سازمان فراهم مي سازد. قدرت در سازمان خود به خود پديد نمي آيد، بلكه سرچشمه هايي دارد كه هر يك در نوع رهبري مدیر اثر مي گذارد. (حقيقي و ديگران، ۱۳۸۰ ص ۴۰۲) اهميت منابع قدرت۷ براي يك مدير تا آنجا است كه حتي از حيث روابط انساني نيز به آن پرداخته شده است و ضرورت آن در جامعه امروزي ما به اثبات رسيده است. (گريفيث۸، ترجمه بخشي ص ۱۲۶).
__________________________________________
     در عين حال هميشه بايد در سازمانهاي آموزشي و غير آموزشي اين نكته را مدنظر قرار دهيم كه آشنايي با شيوه و نوع كاربرد قدرت و استفاده صحيح از آن ما را در تحقق و تأمين هدفهاي سازمان كمك مي كند، نه خود قدرت. به اعتقاد ابراهام زلزنيك۱ (۱۹۹۷) قدرت در دست افراد خطا و ريسك انساني به دنبال دارد و گاهي كاربرد نامناسب منابع قدرت از جانب مديران موجب فشارهاي روحي و رواني در سازمان مي شود كه باعث به خطر انداختن بهداشت رواني معلمان  مي شود. در نتيجه ناگزير به استفاده از علم روانشناسي به منظور حل مسائل روحي و رواني در محيط سازماني خود هستيم. (ساعتچي، ۱۳۸۱).
     يكي از مؤلفه هاي روانشناسي كه از دهه ۱۹۹۰ميلادي به بعد در ادبيات مديريت به كار رفته است هوش هيجاني۲ است. (گلمن۳وهمكاران، ۱۹۹۸). كه ارتباط مستقيمي با اثر بخشي سازمان دارد                    (چرنيس۴،۲۰۰۱،ص۸) و به بهبود عملكرد سازمان كمك مي كند.(Clophil, Dunstuble, 2004 ).
    هوش هیجانی سعي در تشريح جايگاه و تفسير هيجانات و عواطف در توانمنديهاي اساسي دارد.۵ (گلمن و ديگران (۲۰۰۲)، گلمن معتقد است هنگامي كه سعي در توضيح دلايل اثر بخشي رهبران بزرگ داريم و درباره استراتژي و بينش قوي صحبت مي كنيم، يك چيز مهمتر وجود دارد که:  «رهبران بزرگ از طريق عواطفشان كار مي كنند.» (گلمن ۲۰۰۱).
     در مجموع بايد گفت كه رهبري و رياست به معناي تسلط نيست بلكه هنر متقاعد كردن اشخاص براي كار در جهت يك هدف مشترك است. زيرا گلمن و همكارانش (۲۰۰۲) معتقدند رهبران كه از هوش هيجاني بهره مي گيرند و از رهبري هيجاني استفاده مي كنند الگوي سلامتي و روابط كاري مؤثر خلق مي كنند.
__________________________________________________
   در نتيجه ضمن اينكه هوش هيجاني نقش مركزي درفرايند رهبري ايفا مي كند؛ (گورگي۱ ، ۲۰۰۰) باعث تنوع در منابع قدرت مي شود، (كي يرستد۲ ، ۱۹۹۹)، از اختلالات روانی پيشگيري اوليه به عمل مي آورد (بار- اون۳، ۱۹۹۹) و باعث توانمندي انسان دربعد شايستگي هاي شخصي و اجتماعي مي شود. (گلمن، ۱۹۹۵)
     با توجه به اينکه معلمين يكي از عناصر عمده در شكل گيري سازمانهاي آموزشي هستند و حمايت و نگهداري معلم از مهمترین وظيفه مـديران است (عسگريان، ۱۳۷۶)و با توجه به اهميت و ضرورت هوش هيجان که براي مديران هر سازمان به اختصار ذكر شد، مديران مدارس نه تنها بايد نسبت به هوش هيجاني دانش آموزان و معلمان حساس باشند بلكه بايد نسبت به هوش هيجان خودشان نيز حساس باشند و به استفاده درست آن توجه نمايند. 
    در اين تحقيق با توجه به اهميت هوش هيجاني مدير در رهبري مطلوب و با توجه به غیر قابل تفکیک بودن منابع قدرت مديران براي رهبري آموزشي محقق به بررسي رابطه هوش هيجاني آنان با منابع قدرت مي پردازيم._______________________________________________
بيان مسأله
    قدرت۱ در نزد همه انسانها و بالتبع در سازمانها وجود داد اما به رغم اين گستردگي ميزان آن در نزد افراد متفاوت است. تعاريف زيادي براي قدرت وجود دارد. براي مثال:
– تالکوت پارسونز۲ معتقد است كه قدرت چيزي است كه به گسترده ترين شكل در جهان پخش شده است. 
– راسل۳ معتقد است كه قدرت ايجاد تأثيرات مورد نظر است (راسل ۱۹۳۸).
– رانگ۴ قدرت را به كنترل مورد نظر و توفيق آميز ديگران محدود مي كنند (رانگ ۱۹۶۸).
– استگديل۵ قدرت را ابزار رهبري مي داند كه با آن رهبر بر رفتار پيروان نفوذ مي كند.                (استگديل ۱۹۷۴). 
– و به تعريف فرنچ۶ قدرتي كه A بر B دارد عبارت است از حداكثر نيرويي كه A مي تواند در B القا كند منهاي حداكثر نيرويي كه B مي تواند در جهت مخالف بوجود آورد (فرنچ ۱۹۵۶).
– حقيقي و همكاران قدرت را ويژگي اساسي نقش يك مدير مي داند كه زمينه اثر بخشي او را در سازمان فراهم مي سازد (حقيقي و همكاران ۱۳۸۲).
    اما كاترين بنزينگر۷ به فرآيند كسب قدرت و بكارگيري آن ديدگاهي خاص بخشيده است.                (هرسی و بلانچارد ترجمه کبیری ۱۳۷۸).
   بنزينگر قدرت را توانايي انجام كار به ميل خود مي داند (بنزينــگر ۱۹۸۲)، و متذكر مي شود مـيان قدرت شخصي (تخصص۸ – مرجعيت۹) و قدرت سازماني (مشروع۱۰- پاداش۱۱- اجبار۱۲ ) تفاوتهاي عمده اي وجود دارد. او اختلافات ميان قدرت شخصي و قدرت سازماني را ناشي از آزادي انتخاب
__________________________________________________
   
در نفوذ مي داند.بنزينگر معتقد است قدرت سازماني شخص بايد به گونه اي آگاه سعي در ايجاد اطمينان و احترام در همكاران خويش كند. در اينجا منظور اين است كه مدير با قدرت سازماني     نمي تواند اثر بخشي لازم را در رهبري داشته باشد. به همين خاطر به اعتقاد حقيقي و همكاران به كارگيري مؤثر قدرت چالشي دشوار براي رهبران و كاركنان سازمانها است. (حقيقي و همكاران ۱۳۸۲).
       در نتيجه چنين به نظر مي رسد كه سازمانهاي پويا و در حال رشد آرام آرام از حالت اتكا به پايگاه هاي قدرت كه بر اطاعت و فرمانبرداري تكيه دارد دور مي شوند و به سوي پايگاه هاي قدرت كه هدفشان نفوذ در مردم است حركت مي كنند. (هرسي و بلانچارد ۱۹۳۹).
      هرسي و بلانچارد قدرت را مسأله دنياي واقعي مي دانند و رهبراني كه قدرت را مي شناسند و            مي دانند چگونه آن را به كار ببرند از كساني كه نمي دانند يا آن را به كار نمي برند اثر بخش تر مي داند.
از طرفي رهبر براي تأثيرگذاري بر افكار و اعمال ديگران ناگزير به استفاده از قدرت است.
  از زاويه اي ديگر وجود قدرت در دست فرد خطا و ريسك انساني را در پي دارد،. (زلزنيك ۱۹۷۷) يعني كاربرد غلط آن ممكن است باعث به خطر افتادن بهداشت رواني كاركنان شود. هر مديري بايد بداند كه چگونه مي تواند ضمن داشتن قدرت، كارایی و بهداشت رواني كاركنان را نیز افزايش دهد.  يكي از ويژگي هايي كه بر اساس شواهد در اين رابطه به مديران كمك مي كند هوش هيجاني است. كه هم قدرت رهبري او و هم اثربخشي سازمان را افزايش مي دهد.
 1- به طور كلي هوش هيجاني مفهوم جديدي است كه از دهه ۱۹۹۰ ميلادي به بعد در ادبيات مديريت به كار رفته است و يكي از مهارتهاي جديد مديريت به ویژه مديريت منابع انساني به شمار مي رود كه طي دهه گذشته به طور قابل توجهي نظر عموم را به خود جلب كرده است. 
(ماير، كارسو و سالوي ۲۰۰۰، ۱۹۹۹، ۲۰۰۲).
۲- هوش هيجاني موضوعي است كه سعي در تشريح و تفسير جايگاه هيجانات و عواطف در توانمنديهاي انسان دارد. كه توان انساني را به عملكرد شغلي عالي تبديل مي كند. (گلمن، ۱۹۹۸).
۳- به اعتقاد سياروچي و همكاران اگر فرد از لحاظ هيجاني توانمند باشد بهتر مي تواند با چالشهاي زندگي مواجه شود و در نتيجه از سلامت رواني بهتري برخوردار باشد.(سياروچي و همكاران، ۲۰۰۰).

عتیقه زیرخاکی گنج