• بازدید : 78 views
  • بدون نظر
این فایل در ۷صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

آموزش و پرورش اثر بخش ناظر بر يك دردمندي، دغدغه و چالش دروني متعهدانه به كاركرد و عملكرد آموزش و پرورش كشور است؛ كه علاوه بر كارآمدي (ميزان استفاده از منابع) به اثربخشي (ميزان دستيابي به اهداف) اهميت بسيار مي دهد. اين موضوع بر پايه سؤال اصلي زير است: «چرا عملكرد نظام آموزش و پرورش متناسب با اهداف و استانداردهاي از پيش تعيين شده نيست؟» به ديگر سخن اين كه، چرا تغييرات به وجود آمده در دانش، نگرش، بينش و رفتارهاي فردي و گروهي فارغ التحصيلان و دانش آموختگان دوره هاي مختلف تحصيلي، متناسب با اهداف و استانداردهاي از پيش تعيين شده و وضعيت مورد انتظار نيست
بديهي است كه عوامل زيادي بر عملكرد سيستم آموزش و پرورش چه در داخل محيط سيستم و چه در خارج آن دخالت داشته و اثر مي گذارند. اما غرض و مقصود نهايي، تحقق اهداف نظام آموزش و پرورش است. اين كه چگونه و با چه سازوكارهايي تغيير سازماني را در هويت، شخصيت، رفتار و عملكرد نظام آموزش و پرورش براي رسيدن اهداف و وضعيت مورد انتظار (آموزش و پرورش اثر بخش) مديريت و رهبري كنيم؟ تغيير سازماني به مثابه استراتژي آموزش و پرورش اثر بخش آموزش و پرورش اثر بخش، آغاز يك راه بزرگ و پيچيده اي است كه بايد با «تغيير سازماني» به مثابه استراتژي اصلي آموزش و پرورش اثر بخش همراه شود. «تغيير سازماني» به تغييري اطلاق مي شود كه در نهايت منجر به ايجاد تحول در شخصيت و هويت سازمان شود، به طوري كه رفتار و عملكرد را در سازمان متحول كند. دو جزء اساسي در اين عنصر عبارتند از: «تغيير شخصيت و هويت سازمان» و تأثير اين تغيير بر «عملكرد رفتار سازمان» . اگر تغييراتي به وجود بيايد، اما موجب تغيير در شخصيت هويت سازمان و رفتار و عملكرد آن نشود، تغيير بنياني نيست؛ بلكه تغييري است عادي و تدريجي، كه تنها مي تواند بين سازمان و محيط آن براي ادامه حيات تعادل ايجاد كند. تغيير عادي و تدريجي كه در سازمان صورت مي گيرد، مانند تغييري است كه رودخانه براي هماهنگي با مسير خود انجام مي دهد، در حالي كه تغيير بنياني تغيير مسير رودخانه و يا بستن سد روي آن است. تغيير عادي به طور طبيعي و خود به خود انجام مي گيرد، در حالي كه تغيير اساسي و بنياني نيازمند برنامه ريزي و شناخت و آگاهي است و به همان نسبت نيز كار را مشكل و پيچيده مي سازد. تغيير تدريجي و عادي در سازمان به قصد حفظ تعادل سيستم با محيط انجام مي گيرد، در صورتي كه تغيير بنياني، نيازمند تغيير در ساختار و فرآيند عملياتي آن است. منظور از «ساختار» ، تغييرات در استراتژي هاي مورد استفاده در سازمان، ساخت تشكيلاتي، نوع تكنولوژي، سيستم هاي اطلاعاتي و شيوه تصميم گيري و الگوهاي استفاده از منابع انساني؛ و مقصود از «فرآيند عملياتي» ، كيفيت رفتار انساني، كيفيت عملكرد يادگيري و محيط يادگيري، سير اطلاعات و نحوه ارتباطات در تصميم گيري، مشاركت، همكاري و جريان امور در سازمان است. آموزش و پرورش اثر بخش، نيازمند تغيير بنياني است و با شعار، سخنراني و نصايح، وضع مقررات و ارسال بخشنامه سرانجامي ندارد. ممكن است به طور موقت با ايجاد و اعمال سازوكارهايي مثلاً ايجاد انگيزه در افراد و بهسازي فضاي سازماني و فرصتهاي محيطي و سياسي به وجود آمده تغييراتي به وجود آورد، اما اگر «طرح سازماني» متناسب با تغييرات جديد ايجاد نگردد، اين تغيير و تحول نمي تواند تداوم يابد. در اين صورت، تغيير بنياني و اساسي محسوب نخواهد شد. لذا ايجاد طرح سازماني متناسب با تغييرات، بسيار مهم است. بويژه وقتي كه انتظار از آموزش و پرورش اثر بخش، كارايي، اثر بخشي و نوآوري باشد. اكثر كارگزاران و مديران تحول، به افزايش حجم بازده توجه دارند. براي مثال تعداد مدارس ساخته شده، تعداد فارغ التحصيلان، تعداد بزرگسالان با سواد شده، تعداد اردوي برگزار شده، تعداد آزمون گرفته شده و … از نظر آنها حائز اهميت است. اگر چه افزايش بازده مهم است، اما با اهميت تر از آن ايجاد بهبود در عملكرد بويژه در جهت كارايي، اثربخشي و نوآوري بيشتر است. «كارآيي» مي تواند به ميزان هزينه احداث مدارس جديد، هزينه ساخت كتابخانه ها، نمازخانه ها و آزمايشگاه ها، ريشه كن كردن بي سوادي و تعداد افراد با سواد شده، كتابهاي تأليف شده و چند تأليفي، كتابهاي درسي، تيراژ مجلات آموزشي؛ و «اثربخشي» به كيفيت بناهاي احداث شده، كيفيت كتابهاي تأليف شده، فارغ التحصيلان با سواد توانمند تعريف شود؛ «نوآوري» نيز مي تواند باعث احداث مدارس با كاربردهاي نوين، ارائه خدمات آزمايشگاهي و كتابخانه اي جديد و برنامه هاي نوين براي باسواد كردن دانش آموزان و كتابهايي با رويكردهاي فعال، خلاق، مسئله محور و پژوهش مدار شود. با سازوكارها و توانمندي هاي موجود نظام آموزش و پرورش و مديريت و راهبري آن، تنها بخشي از انتظارات، در سطوح دانش و مهارتهاي فردي محقق مي شود. در حالي كه انتظار داريم تغييرات، علاوه بر سطوح دانش؛ نگرش و بينش و رفتارهاي فردي و گروهي دانش آموزان را نيز دربربگيرد. به عنوان مثال؛ «دانش آموزان پس از گذراندن دروس تعليمات اجتماعي، تاريخ و هنر، كمك به ديگران از جمله افراد ضعيف و نيازمند جامعه را يك حق و تكليف براي خويشتن تلقي نموده و از انجام اين كار حسنه لذت برده و احساس رضايت كنند و يا اين كه در مقابل اهانت و تهاجم به مقدسات و ارزشهاي ديني و ملي، داوطلبانه و آگاهانه واكنش نشان دهند. سنتها و مراسم ملي- مذهبي از جمله درختكاري، چهارشنبه سوري، سيزده به در، عيد قربان، عيدفطر و آئين هاي ماه رمضان و محرم و … را مطابق با مباني ارزشي جامعه برگزار كنند. اين كه چرا آموزش موجود مدرسه اي؛ موجب رفتارهاي مناسب اجتماعي، سياسي، ديني، اقتصادي ، زيست محيطي و … در دانش آموزان نمي شوند، نكته اي مهم و اساسي است كه بايد در فرآيند و كاركرد نظام آموزشي و تغييرات سازماني مورد بررسي و پژوهش قرار گيرند. نگاه به آموزش و پرورش با تأكيد افراطي بر نگاه آموزشي از نوع حافظه مداري و انتقال دانش، نه حصول اهداف، گوياي اين نكته است كه انتظار از سيستم، رسيدن به اهداف و تغيير رفتارهاي مطلوب فردي و گروهي نيست و انگار كه دست اندركاران آن نيز به غير آموزش و انباشت مطالب در حافظه دانش آموزان، تعهدي ندارند. اين وضعيتي است كه متأسفانه اكنون شاهد آن هستيم. يعني فارغ التحصيلان با معدل ،۱۸ ۱۹ و ۲۰ ، اما با بينش ها و رفتارهاي فردي و گروهي غيرقابل قبول يك شهروند ايراني و اسلامي. اگر چه همه نارسايي هاي موجود در عملكرد و بازده، ناشي از نظام آموزش و پرورش و كتابهاي درسي و آموزش نبوده و ساير نهادهاي آموزش و فرهنگي جامعه نيز مسئول اند، ليكن بخش مهم آن، انتظارات و چشمداشتي است كه هر جامعه پيشرفته اي از نظام آموزش و پرورش فرزندان خود دارد و لذا براي دستيابي به سطح اثر بخشي و كارآمدي بالا و نيز تغييرات مطلوب در دانش آموزان بايد كاركرد و عملكرد نظام آموزشي مورد بازنگري و بازآرايي قرار گرفته و تغيير سازماني به مثابه استراتژي آموزش و پرورش اثر بخش مورد توجه قرار گيرد. منابع قدرت و نفوذ در كنار همه اين برنامه ريزي هاي جديد و مطالعات همه جانبه براي بهسازي نظام آموزش و پرورش براي تحقق آموزش و پرورش اثر بخش، چند منبع مهم قدرت و نفوذ هم وجود دارد كه اهداف، عملكرد و بازده سازمان را بسيار متأثر مي سازند و لذا توجه به آنها از اهميت و ضرورت بسيار برخوردار است. اين منابع عبارتند از: ۱- ديدگاه افراد نافذ و مسلط، ۲- ايدئولوژي سياسي جامعه ۳-ارزشهاي فرهنگي جامعه. به عنوان مثال، تغييرات به وجود آمده در حذف معاونت پرورشي به رغم عملكرد ضعيف آن، بيشتر با پافشاري، تعقيب و نفوذ افرادي در رأس نظام آموزش و پرورش همراه بوده است. اكنون نيز ابقاي مجدد امور تربيتي، بيشتر همراه با ديدگاه افراد مسلط و ايدئولوژي سياسي جامعه است. مي بينيم كه هيچ يك از اين مراحل، از يك فرآيند برنامه ريزي شده و پژوهشي و نظامداري پيروي نكرده و نمي كنند. تغيير نظام متوسطه نيز كه با رويكرد كارآفريني، اشتغالزايي و تربيت نيروهاي خلاق و هدايت داوطلبان واجد شرايط به تحصيلات عالي در يك فرآيند نفس گير انجام گرفته است، در مسير اجرا به جهت فشار ديدگاه افراد نافذ و مسلط و ارزشها و باورهاي فرهنگي جامعه دستخوش تغيير شد و از مسير اصلي و برنامه ريزي شده اش فاصله گرفته است. بنابراين چون منابع قدرت و نفوذ، همواره هم جهت با مسير و فرآيند برنامه ريزي ها و مطالعات و تغييرات بنياني نبوده و موجب نارسايي در عملكرد و بازده سازمان مي شوند، لذا بهتر است از ابتدا اين ملاحظات به نحوي مورد توجه قرار گيرند. چند راهكار اصلي ۱- اهداف دوره هاي تحصيلي براساس نيازها و تحولات جهان امروز با نگاهي استراتژيك بازآرايي و تدوين شوند. ۲- شاخص هايي كه پيامدهاي سيستم آموزش و پرورش (آموزش و پرورش اثربخش) را ارزشيابي كنند، تدوين شوند؛ نه شاخص هاي عملكردي و كمي موجود كه عمدتاً ناظر بر خروجي است نه نتايج. ۳- هويت، شخصيت، رفتار و عملكرد آموزش و پرورش متناسب با شاخص ها و استانداردها اصلاح و بهسازي شوند. ۴- وظايف، كاركرد، ظرفيت و هوش سازماني سيستم آموزش و پرورش بازنگري شوند. ۵- برنامه جامع استراتژيك و راهبردي آموزش و پرورش در افق چشم انداز ۲۰ ساله كشور تدوين شود (به نظر مي رسد آنچه كه امروز به عنوان سند ملي آموزش و پرورش مطرح است، تا حدود بسيار زيادي مبين آن است.) سخن پاياني بنابراين، آموزش و پرورش اثر بخش مي تواند، ورودي هاي سيستم آموزشي را، در جريان يك فرآيند پويا به نتايجي كه همه الزامات و مجموعه اي از ويژگي هاي ذاتي مورد انتظار و مطلوب را داشته باشد، برساند. آموزش و پرورش اثر بخش در جمهوري اسلامي ايران، بر پايه منابع اسلامي(كتاب، سنت، اجماع و عقل) با رويكردهاي مختلف از جمله «رويكرد فرهنگي- تربيتي» و يا هر رويكرد متناسب ديگر، قادر خواهد بود شهروندي را تحويل جامعه دهد كه علاوه بر داشتن شرايط مناسب با ويژگي هاي يك شهروند ايراني و اسلامي، بتواند با حفظ هويت ديني و ملي به عنوان يك شهروند جهاني نيز ايفاي نقش نموده و با جهان در حال تغيير، تعاملي سازنده داشته باشد. 
  • بازدید : 85 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۱صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

آنچه از متون تاريخي و نظرات محققان استفاده مي شود اين است كه آريايي ها قواي طبيعي و اجرام سماوي را پرستش مي نموده اند آنان داراي خدايان گوناگون بودندوهرتيره وقبيله اي به خداي خاصي گرايشي داشت. 
ايرانشناس معروف كريستنسن مي نويسد: “دين آرياها به پرستش قواي طبيعت وعناصرواجرام سماوي استوار بود .معذلك از زمان بسيار قديم خدايان عمده طبيعت داراي خصوصيات اخلاقي و اجتماعي مي شوند. 
     زرتشت وعقايد او : 
زرتشت پيام آور و مصلح ايران از خانواده ســپتمان نام پدرش پورشسپ و نام مادرش دغـدو مي باشد سپتمان  به معني برگزيده و بسيار پاك و داناست كه بااسفـتمان يكي است. پيروان اين مصلح پاك نژاد مزديســنا نامــيده مي شــوند كه به معـتني خداپرستي است . زيرا مـزذا ، دانـــاي بي همتاي بزرگ ، يســنان هم به معني پرسـتان مي باشند. وبه زباني ديگر يك روحاني يا به طور دقيق تر سرود مذهبي است. 
پايه هاي بنيادين زرتشت،هومت،هوخت وهورشت(انديشه نيك ،گفتار نيك،كردار نيك)است كه هر زرتشتـي ازآن برخوردار بوده واين سه پايه رادر سر سرشت خود مي پروراند. مردماني كه انديشه وگفتار وكردارشان درست 
ونيكو (اشو)باشد اشوان بي كمان از بدي هادور خواهند بود. اين اشوان نيكي را در ديگران نيز بر مي انگيزند. 
زرتشت پيامبري موحدوبشارت دهنده به قيام صاحب الزمان(عج)ومعتقدبه رستاخيزهمگاني (قيامت كبري)وقيام قيام عليه ديوپسنان براي برقراري روشنايي عدل ورهايي مظلومان از غارت مادي وفكري بود. 
 
در تعريف ديگر مي توان گفت: 
زرتشت پيامبر يكتاپرست آريـــايي است كه خط بطلان بر همه خدايان بي شمار ودايي بكـشيد وآنــان را از مـقام الوهيت به درجه ديوي و ظلمت تنزيل داد:زرتشت به خداي يكتايي قايل شد كه او را اهورامزدا يعني داناي توانا 
مي خواند. در پيش او همـه خدايان آريايي وموجودات شرير و تاريكي وجانوران درنده وآزاردهنده وبيماري ها ورنج ها ومرگ در شمار ديوان محسوب مي شدند. 
اهورامزدا نام خــداوند يكتا در آيين زرتشــتي است نام اهورامزدا به معني پــروردگار جان وخرد دركتيــبه هاي شاهان هخامنش زياد بكار رفته است. 
اهــورا مزدا در توصيف زرتشتيان اين چنـين است. او آغاز وپـايـاني ندارد.نه زاييده شده ونه مي مــيرد وهيچ مردي شبيه او نيــست. ماوراء اوجدا از او  وبـدون او چيزي نيست او تنها خــالق همه چيز است او درخــشان ترين و نوراني ترين نورهاست . بالاتـرين ووالاترين هم بلنديهاست او قديمي ترين قدمـا وبهـترين بهترينهاست بي مانند،پيوسته بدون تغيير ويكسان است . او بوده وهستوخواهد بود به طور خلاصـه اهورامزدا به وصف در نيايدوزبان و انديشه از وصفش درماند. 

كسي كه از انديشه بد پيروي بكند،گفتـار وكردارش به بدي آلــوده مي شودگزينــش اين نيرو در انديشه وگفتار وكردار،ايستايي،ويراني و بي نظمي ميآوردكه ناراحتي وجدان پاداشي است كه در پي اين پديدار مي شـود واز 
گريزي نيست دوگانگي واقعيت زندگي وهستي در جهان مادي است.روشنايي وتاريـكي ،سردي وگرمي ،ومثبت ومنفي،درك مااز هستي وتظاهر،نمودآن است. 
 
راههاي گسترش مهرورزي :
عيدهاي مذهبي 
يكي از راه هاي گسترش مهر ورزي درجامعه انجام مراسم هاي مذهبي است ازجملـه اين اعـياد قربــان،فــطر، غدير خم…مي باشنددر اين روزها مسلمانان با سرزدن به يكديگر با بخشيدن كينه ها و كدورت ها وكمك هاي مالي به افرادبي بضاعت و كم درآمد وحل گوشه اي ازمشكلات مادي هم وطنان وبرادران ديـني خود زمينه بهتر زيستن وباهم زيستن را فراهم مي كنندواين مهر ورزي درسطح وسيع دربين مسلمانان معتقد صورت مي گيرد. 
 
عيد قربان 
يكي از پيامبرهاي الهي خداوند ابراهيم مي باشد .به خاطــر مـهرش به خداوند هر خواسته وامر خداوند را اجرا مي فرمودند و همه سختي ها ومشــكلات را پذيرا بودند مهــاجرت هاي زيــادي را به خاطر خــداوند انجام دادند وسختي هاي زيادي راتحمل كردند و آخرين امتحان خداوند قرباني تنها فرزندش اسماعيل را در پيشگاه حق بود كه به نحو احسن انجام داد و خداوند هم قربــاني او را پذيــرفت و به او لقب دوست خــدا داد و اين نــهايت اوج محبت يك بنده پاك نسبت به خداوند بزرگ اســت كه بتواند از خود ونزديكــان خود به خاطــر خدا بگذارد كه اين مهرورزي هم باعث رستــگاري او هم كمك به نجات هم نوعان ديگــرش شد به خاطر هميــن هر ســال اين روز قرباني حـضرت اسماعيــل را جشن مي گيريم وبا قرباني كردن گوسفند ويا گوساله …طبق رسم وتقسيم ديگران عظمت و اهميت كار حضرت ابراهيم را نشان مي دهيم . 
 
عيد غدير خم 
به خاطر اينكه پيامبر اكرم ما خاتم انبيا مي باشند و بعد از ايشان پيامبري نمي آيد از شايسـته ترين انسـان ها و نسل او را با عنوان جانشين خود و امــام و راهنماي مردم معـــرفي كرد . وايــنكار را در آخرين مراسم حــج در هنگام بازگشت به مدينه در محل غدير خم در بين انبوه مسلمانان انجام داد و اين روز را با عنوان يكي ديگر از عيدهاي مذهبي جشن مي گيريم. 
 
عيد فطر 
در پايان ماه مبارك رمضان پس از روزه گرفتن آخـرين روز را به عنوان عيد فطــراعلام مي كنند وغير ازديد و بازديد از يكديگر قراردادن رسمي مذهبي به نام فطريه است يعني مقـداري پول يا غذا و كالا به نيازمنـدان داده مي شود البته در ماه رمضان يكي از كارها اطعام يتيمان است كه همه اين كارها نشانه مهرومحبت افراد نسبت به خداوندوبندگان اوست وراهي براي كاهش مشكلات عاطفي وافزايش دوستي وخوبي در بين مردم مي باشد.تا بدين طريق با آرامش وامنيت در كنار هم زندگي كنند 
 
مراسم هاي ملي 
جشن ها وآداب ورسوم ملي نيز هستند از جمله راه هاي گسترش مهر و محبت و دوستي بين مردم مي شود از جمله شب يلدا،جشن نوروز،جشن مهرگان ،چهارشنبه سوري مي باشند. 

عتیقه زیرخاکی گنج