• بازدید : 48 views
  • بدون نظر
این فایل در ۵۱صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

در اواخر سال ۱۹۶۸ ميلادي (۱۳۴۷ شمسي) پيش‌بيني افكار عمومي در كشور چنين بود كه (هويدا) به زودي از صحنه سياسي كنارگذارده خواهد شد، زيرا ناسازگاري‌هايي كه به تدريج در داخل هيئت دولت و همچنين در خارج از آن ريشه بسته بود ظاهر مي‌شد.
از همه مهم‌تر آن كه چند وزير حاضر در دولت هم به رقابت با يكديگر و نيز با نخست‌وزير برخاسته بودند و با وجود آنكه دوست هويدا بودند ولي خود را كانديداي نخست‌وزيري كرده و هر كدام هم تك‌روي‌هايي داشتند.
در كتاب ابوالهول پارسي كه به زبان انگليسي تاليف گرديده، دكتر عباس ميلاني با استناد به مدارك و اسناد و مصاحبه‌هايي كه در اختيار داشته در صفحه ۲۴۲ مي‌نويسد: 
دو وزير حاضر در كابينه‌ي هويدا كه داوطلب پست نخست‌وزيري بودند و از هيچ كوششي در رسيدن به آن مقام فروگذاري نداشتند عبارت بودند از:
اول- جمشيد آموزگار كه خود سال‌ها در كابينه‌ي هويدا وزير بود.
دوم- هوشنگ انصاري كه كوشش فراواني مي‌كرد تا راه نخست‌وزيريش را هموار نمايد.
در كتاب «سرآمدان يا نخبگان ايران و تقسيم قدرت قبل و بعد از انقلاب ايران» كه وسيله‌ي مقامات آمريكا تهيه گرديده و براساس گزارش‌هاي «سيا» تنظيم شده زير كد نمره‌ي ۳۵۱۰ آمده است:
«آموزگار مردي بود سرد و گرم چشيده، سال‌ها در مقامات مختلف به خدمت دولتي اشتغال داشت و در محافل سياسي و اقتصادي شخصيت موجهي بود، پادشاه هم با ديدي دگرگونه به او نگاه مي‌كرد، شخصيتي بود جدي، پركار، اقتصاددان، ولي تندخو و عصبي.
انصاري به عنوان تكنوكرات شناخته شده بود، با استعدادي كه در زمينه‌هاي مختلف از خود بروز مي‌داد خيلي زود راه ترقي خويش را باز كرد، به ويژه در مسائل نفت كه مورد علاقه‌ي پادشاه بود گزارش‌هاي روشني تهيه مي‌نمود كه وسيله‌ي تثبيتش در مقام وزارت و سپس مديريت عامل شركت ملي نفت ايران گرديد.»
توضيح: آموزگار همچنان كه در كتاب نخبگان ايران آمده سال‌ها مراتب اداري را در زمينه‌هاي مختلف طي كرده بود و استعداد خويش را به ويژه در امور اقتصادي نشان مي‌داد و مهمترين امري كه آموزگار را در بين رجال عصر پهلوي كاملاً ممتاز و مشخص مي‌كرد آنكه با وجود دوران طولاني كه در مقامات مختلف بود، ظاهراً هيچ شائبه‌ي آلودگي مالي پيدا ننمود.
هوشنگ انصاري در يك برخورد و تصادف، در زماني كه در ژاپن ماموريت داشت مورد توجه پاره‌اي از مقامات قرار مي‌گيرد، بدون ان كه سلسله مراتبي را در خدمات دولتي طي كرده باشد به سرعت به وزارت رسيد و شايعاتي هم درباره‌ي ترك خدمتش از شركت ملي نفت در روزهاي بحراني كشور بر سر زبان‌هاست كه هنوز روشن نشده است.
هويدا بين اين دو وزير با ساير وزرا فرق بسيار مي‌گذاشت، به طوري كه بين مردم آن دو نفر به «سوپر وزير» معروف شده بودند.
دكتر ميلاني در صفحه‌ي ۲۴۳ كتاب ابوالهول پارسي مي‌نويسد: «آن دو نفر نخستين وزرايي بودند كه بي‌اعتنا به مسئوليت نخست‌وزير و نقش مسئوليت مشترك وزرا مستقيماً به نزد شاه مي‌رفتند و گزارش‌هاي خويش را ارائه مي‌نمودند»، كه متأسفانه سهل‌انگاري شخص نخست‌وزير درباره‌ي رفتار ان دو به اصطلاح سوپروزير ساير وزرا را هم وادار به چنان اقدامي مي‌نمود، يعني ويروس قدرت‌طلبي از راه ناصحيح به سايرين هم سرايت كرد و موجب شد تا هر يك از وزرا به محض آنكه فرصتي مي‌يافت گزارش ويژه‌اي را بهانه قرار مي‌داد و خود را به دربار مي‌رساند و پس از آنكه فرصتي مي‌يافت گزارش ويژه‌اي را بهانه قرار مي‌داد و خود را به دربار مي‌رساند و پس از آنكه نظر موافق پادشاه را به گزارشش جلب مي‌نمود، فرمان يا دستوري را كه لازم بود مستقيماً دريافت مي‌كرد و آن وقت براي ان كه موقعيتش را به رخ سايرين بكشد قضيه را در نشست هيئت دولت طرح مي‌كرد و پس از خواندن گزارشش نظريه‌ي پادشاه را نيز اعلام مي‌نمود كه با چنين وضعي ديگر مطرح شدن مسئله در هيئت دولت به عنوان يك امر جدي و قابل بررسي به كلي منتفي مي‌گرديد، زيرا هيچ يك از وزرا يا كارشناسان قدرت و جرأت نمي‌يافتند كه با چنان طرحي مخالفت كنند و يا نظري ولو با عنوان كارشناس خلاف دستور پادشاه بيان نمايند، زيرا در آن سال‌ها تجربه نشان داده بود كه سخن گفتن برخلاف نظر و عقيده‌ي پادشاه چه عواقبي در پي دارد كه «حداقل مجازاتش خانه‌نشيني بود».
دكتر ميلاني مي‌نويسد: هويدا غالباً از چنين وضعي كه پيش آمده بود مكدر و مغموم مي‌شد اما «ديگر نه كاري از او بر مي‌آمد و نه قادر بود به پادشاه متذكر بشود كه چنين روشي تمام امور كشور را از مسير صحيح منحرف مي‌نمايد». جالب آن بود كه هر گاه اقدام صحيحي انجام مي‌گرفت، يا پروژه‌اي به موقع به ثمر مي‌رسيد، يا آنكه طرحي باب نظر پادشاه تهيه شده بود، وزراي دولت بدون اطلاع نخست وزير، مستقيماً نزد پادشاه مي‌رفتند و مورد را به نظر ايشان مي‌رساندند. اما، به محض آنكه در يك امري اشكالي توليد مي‌شد يا امر خاصي مانع از اجرا قضيه مي‌گرديد، ديگر جرات نمي‌كردند به پادشاه مراجعه كنند تا براي رفع مشكل چاره انديشي بنمايند، سريعاً خود را به دفتر نخست‌وزير مي‌رساندند و از هويدا مي‌خواستند كه در حل مسئله به ايشان كمك نمايد، و اين امر براي هويدا دردسر بزرگي شده بود، زيرا گاهي در مقابل مسائلي قرار مي‌گرفت كه از بن و ريشه با انجام آن امر مخالف بود، و يا آن كه اشكالات روشن قانوني و حقوقي داشت، در عين حال چون امريه پادشاه به آن الصاق بود ناگزير مي‌شد تا به هر كيفيت در رفع اشكال كوشش نمايد در غير آن به شاه وانمود مي‌كردند كه هويدا مخالف نظريه پادشاه مي‌باشد.

عتیقه زیرخاکی گنج