• بازدید : 33 views
  • بدون نظر
این فایل در قالب PDFتهیه شده وشامل موارد زیر است:

گرچه هستی ما از خداست، لیکن سبب زندگی و وجود ما، پدر و مادر است و ما شاخه ای از وجود این دو عزیزیم و میوه ای از بوستان محبت و تربیت و مهر و عاطفه بی نظیر پدر و مادریم.

انسان فراموشکار، وقتی به قدرت و موقعیتی رسید، دوران عجز و کوچکی خویش را از یاد می برد و پدر و مادر و زحمات طاقت فرسای آنان را فراموش می کند، و چه ناسپاسی و کفرانی بدتر از این؟

انسانیت و اخلاق ایجاب می کند که پاسدار این دو گوهر باشیم و در حال حیاتشان از نیکی و احسان و پس از مرگشان از صدقات و یاد نیک غفلت نکنیم. ما امتداد وجودی والدین خودیم و فرزندان ما تداوم وجود مایند، چگونگی برخورد ما با پدر و مادر و احترام و نیکی ما به آنان سبب می شود: که فرزندان ما نیز در نسل آینده، حق شناس و قدردان و نیکوکار به بار آیند. فرزندان ما همانگونه خواهند بود که ما با والدین خویش رفتار می کنیم.
بزرگترین واجب
قال امیر المؤمنین علی(ع):

بر الوالدین اکبر فریضة.

امیر المؤمنین علی(ع) فرمود:

بزرگترین و مهمترین تکلیف الهی نیکی به پدر و مادر است.

میزان الحکمة، ج ۱۰، ص ۷۰۹٫

۲٫ برترین اعمال
قال الصادق(ع):

افضل الاعمال الصلاة لوقتها، و بر الوالدین و الجهاد فی سبیل الله.

امام صادق(ع) فرمود:

برترین کارها عبارتست از: ۱ – نماز در وقت ۲ – نیکی به پدر و مادر ۳ – جهاد در راه خدا.

بحار الانوار، ج ۷۴، ص ۸۵٫

۳٫ انس با پدر و مادر…
فقال رسول الله(ص):

فقر مع والدیک فوالذی نفسی بیده لانسهما بک یوما و لیلة خیر من جهاد سنة.

مردی خدمت پیامبر اکرم(ص) آمد و گفت:

پدر و مادر پیری دارم که به خاطر انس با من مایل نیستند به جهاد بروم، رسول خدا(ص) فرمود:

پیش پدر و مادرت بمان، قسم به آنکه جانم در دست اوست انس یکروز آنان با تو از جهاد یکسال بهتر است. (البته در صورتی که جهاد واجب عینی نباشد).

بحار الانوار، ج ۷۴، ص ۵۲٫

۴٫ محبوبترین کارها
عن ابن مسعود قال: سئلت رسول الله(ص):

ای الاعمال احب الی الله عز و جل؟ قال:

الصلاة لوقتها، قلت ثم ای شی ء؟

قال: بر الوالدین، قلت: ثم ای شی ء؟ قال: الجهاد فی سبیل الله.

ابن مسعود می گوید: از پیامبر گرامی(ص) سؤال کردم محبوبترین کار پیش خدا کدام است؟

فرمود: نماز در وقت،گفتم: بعد از آن چه چیز؟

فرمود: نیکی به پدر و مادر،گفتم: بعد از آن چه چیز،فرمود: جهاد در راه خدا.

بحار الانوار، ج ۷۴، ص ۷۰٫

۵٫ نگاه به پدر و مادر
قال رسول الله(ص):

ما ولد بار نظر الی ابویه برحمة الا کان له بکل نظرة حجة مبرورة.

فقالوا: یا رسول الله و ان نظر فی کل یوم مائة نظرة؟

قال: نعم، الله اکبر و اطیب.

پیامبر خدا(ص) فرمود:

هر فرزند نیکو کاری که با مهربانی به پدر و مادرش نگاه کند در مقابل هر نگاه، ثواب یک حج کامل مقبول باو داده می شود، سؤال کردند، حتی اگر روزی صد مرتبه به آنها نگاه کند؟

فرمود: آری خداوند بزرگتر و پاکتر است.

بحار الانوار، ج ۷۴، ص ۷۳٫

۶٫ عظمت پدر و مادر
عن ابی الحسن الرضا(ع) قال:

ان الله عز و جل امر بثلاثة مقرون بها ثلاثة اخری: امر بالصلاة و الزکاة، فمن صلی و لم یزک لم تقبل منه صلاته و امر بالشکر له و للوالدین، فمن لم یشکر والدیه لم یشکر الله، و امر باتقاء الله و صلة الرحم، فمن لم یصل رحمه لم یتق الله عز و جل.

امام رضا(ع) فرمود:

خداوند متعال فرمان داده سه چیز همراه سه چیز دیگر انجام گیرد:

۱ – به نماز همراه زکات فرمان داده است، پس کسی که نماز بخواند و زکات نپردازد نمازش نیز پذیرفته نمی شود.

۲ – به سپاسگزاری از خودش و پدر و مادر فرمان داده است، پس کسی که از پدر و مادرش سپاسگزاری نکند، خدا را شکر نکرده است.

۳ – به تقوای الهی فرمان داده و به صله رحم، پس کسی که صله رحم انجام ندهد تقوای الهی را هم بجا نیاورده است.

بحار الانوار، جلد ۷۴، ص ۷۷٫

۷٫ احترام پدر و مادر
قال الصادق(ع):

بر الوالدین من حسن معرفة العبد بالله اذ لا عبادة اسرع بلوغا بصاحبها الی رضی الله من حرمة الوالدین المسلمین لوجه الله تعالی.

امام صادق(ع) فرمود:

نیکی به پدر و مادر نشانه شناخت شایسته بنده خداست. زیرا هیچ عبادتی زودتر از رعایت حرمت پدر و مادر مسلمان به خاطر خدا انسان را به رضایت خدا نمی رساند.

بحار الانوار، ج ۷۴، ص ۷۷٫

۸٫ اطاعت از والدین
قال رسول الله(ص):

من اصبح مطیعا لله فی الوالدین اصبح له بابان مفتوحان من الجنة و ان کان واحدا فواحدا.

پیامبر خدا(ص) فرمود:

کسی که دستور الهی را در مورد پدر و مادر اطاعت کند، دو درب از بهشت برویش باز خواهد شد، اگر فرمان خدا را در مورد یکی از آنها انجام دهد یک درب گشوده می شود.

کنز العمال، ج ۱۶، ص ۴۶۷٫

۹٫ ارزش اطاعت از پدر و مادر
قال رسول الله(ص):

العبد المطیع لوالدیه و لربه فی اعلی علیین.

پیامبر اکرم(ص) فرمود:

بنده ای که مطیع پدر و مادر و پروردگارش باشد، روز قیامت در بالاترین جایگاه است.

کنز العمال، ج ۱۶، ص ۴۶۷٫

۱۰٫ پرداخت بدهی والدین
عن رسول الله(ص):

من حج عن والدیه او قضی عنهما مغرما بعثه الله یوم القیامة مع الابرار.

رسول خدا(ص) فرمود:

کسی که به نیت پدر و مادرش حج انجام دهد یا بدهکاری آنها را بپردازد خداوند او را در روز قیامت با نیکان بر می انگیزد.

کنز العمال، ج ۱۶، ص ۴۶۸٫

۱۱٫ خشنودی پدر و مادر
قال رسول الله(ص):

من ارضی والدیه فقد ارضی الله و من اسخط والدیه فقد اسخط الله.

پیامبر اکرم(ص) فرمود:

آنکه پدر و مادرش را خشنود کند، خدا را خشنود کرده و کسی که پدر و مادر خود را به خشم آورد، خدا را به خشم آورده است.

کنز العمال، ج ۱۶، ص ۴۷۰٫

۱۲٫ عاقبت نیکی به پدر و مادر
عن الصادق(ع) قال:

بینا موسی بن عمران یناجی ربه عز و جل اذ رای رجلا تحت عرش الله عز و جل فقال: یا رب من هذا الذی قد اظله عرشک؟

فقال: هذا کان بارا بوالدیه، و لم یمش بالنمیمة.

امام صادق(ع) فرمود:

هنگامی که حضرت موسی(ع) مشغول مناجات با پروردگارش بود، مردی را دید که در زیر سایه عرش الهی در ناز و نعمت است، عرض کرد: خدایا این کیست که عرش تو بر او سایه افکنده است؟

خداوند متعال فرمود: او نسبت به پدر و مادرش نیکوکار بود و هرگز سخن چینی نمی کرد.

بحار الانوار، ج ۷۴، ص ۶۵٫

۱۳٫ سفر برای نیکی به پدر و مادر
قال رسول الله(ص):

سر سنتین بر والدیک، سر سنة صل رحمک.

پیامبر خدا(ص) فرمود:

دو سال راه برو به پدر و مادرت نیکی کن، یکسال راه برو و صله رحم انجام بده، (یعنی اگر پدر و مادرت در فاصله دوری هستند که دو سال باید راه بروی تا به آنها برسی و نیکی کنی ارزش دارد).

بحار الانوار، ج ۷۴، ص ۸۳٫

۱۴٫ پدر و مادر و افزایش عمر و روزی
قال رسول الله(ص):

من احب ان یمد له فی عمره و ان یزاد فی رزقه فلیبر والدیه و لیصل رحمه.

پیامبر خدا(ص) فرمود:

کسی که دوست دارد عمرش طولانی و روزیش زیاد شود، نسبت به پدر و مادرش نیکی کند و صله رحم بجای آورد.

کنز العمال، ج ۱۶، ص ۴۷۵٫

۱۵٫ آثار نیکی به پدر و مادر
عن حنان بن سدیر قال: کنا عند ابی عبد الله(ع) و فینا میسر فذکروا صلة القرابة فقال ابو عبد الله(ع):

یا میسر قد حضر اجلک غیر مرة و لا مرتین، کل ذلک یؤخر الله اجلک، لصلتک قرابتک، و ان کنت ترید ان یزاد فی عمرک فبر شیخیک یعنی ابویک.

حنان بن سدیر می گوید: در حضور امام صادق(ع) بودیم که میسر هم در میان ما بود، از رابطه خویشاوندی سخن به میان آمد، امام صادق(ع) فرمود:

ای میسر چند بار اجل و مرگ تو فرا رسیده و هر بار خداوند آن را به خاطر صله رحم با خویشاوندانت تاخیر انداخته است، اگر می خواهی خداوند عمر تو را زیاد کند به پدر و مادرت نیکی کن.

بحار الانوار، ج ۷۴، ص ۸۴٫

۱۶٫ اول نیکی به مادر
عن ابی عبد الله(ع) قال:

جاء رجل الی النبی(ص) فقال:

یا رسول الله من ابر؟

قال(ص): امک،قال: ثم من؟

قال(ص): امک،قال: ثم من؟

قال(ص): امک،قال: ثم من؟

قال(ص): اباک.

امام صادق(ع) فرمود:

مردی خدمت پیامبر(ص) آمد و گفت: ای رسول خدا به چه کسی نیکی کنم؟

فرمود: به مادرت، عرض کرد، بعد از او به چه کسی؟

فرمود: به مادرت، گفت: سپس به چه کسی؟

فرمود: به مادرت، سؤال کرد: سپس به چه کسی؟

فرمود: به پدرت؟

بحار الانوار، ج ۷۴، ص ۴۹٫

۱۷٫ نتیجه نیکی به پدر و مادر
عن رسول الله(ص) قال:

بروا اباءکم یبرکم ابناءکم، عفوا عن نساء الناس تعف نسائکم.

رسول خدا(ص) فرمود:

به پدرانتان نیکی کنید تا فرزندانتان به شما نیکی کنند، از زنان مردم چشم پوشی کنید تا دیگران نسبت به زنهای شما چشم پوشی کنند.

کنز العمال، ج ۱۶، ص ۴۶۶٫

۱۸٫ حق پدر
عن ابی الحسن موسی(ع) قال:

سال رجل رسول الله(ص): ما حق الوالد علی ولده؟ قال: لا یسمیه باسمه، و لا یمشی بین یدیه، و لا یجلس قبله و لا یستسب له.

از امام کاظم(ع) نقل شده که فرمود:

مردی از پیامبر خدا(ص) سؤال کرد: حق پدر بر فرزند چیست؟ حضرت فرمود: ۱ – او را با نام صدا نکند ۲ – در راه رفتن از او جلو نیفتند. ۳ – قبل از او ننشیند. ۴ – کاری انجام ندهد که مردم پدرش را فحش بدهند.

بحار الانوار، ج ۷۴، ص ۴۵٫
  • بازدید : 51 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۲صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

تا مدتي نه چندان پيش عقيده ي عامه و بعضي از خواص همنوا با شاعر خوشكدام و بذله گوي تما ايرج ميرزا بود كه «زبان» نيز در راستاي ديگر مهارت ما ياد دادني است يعني مادر با گذاشتن الفاظ بر زبان كودك او را به ترني وا مي دارد همچون جوجه پرندگان كه به نواي مادر به ترنم در مي آيند 
از نظر رفارگرايان كودكان زبان را به عنوان فرآيندي تقليد و تقويت مي آموزند . كودك با تقليد كردن گفته هاي شنيده شده از اطرافيان و با تقويت پاسخ هايشان ، با تكرار و تصحيح اين شنيده ها و از طريق عكس العمل هايي كه بزرگترها نسبت به آن ها نشان مي دهند 
طرف مقابل رفتارگرايي مدعي است كه طفل همراه با دانش فطري خاصي به دنيا مي آيد ، دانشي كه نه تنها شامل آمادگي هاي قبلي و گرايشهاي كلي بلكه شامل علم بر ماهيت زبان و جهان است . سپس ، طفل از طريق اعمال اراده ي خود و با تكامل بخشيدن بدين مجموعه هاي دانش ، بر محيط خويش تأثير مي گذارد . 
يكي از منتقدين رفتارگرايي نوام چامسكي زبان شناسي آمريكايي است كه ادعا كرد كه كودكان با توانائي ذاتي رشد زبان به دنيا مي آيند . يعني مغز انسان آماده ي فراگيري است به طوري كه وقتي در معرفي زباني خاصي قرار مي گيرد اصول كلي خاص براي كشف ساختار زبان به طور خودكار شروع به عمل مي نمايد . اين اصول «وسيله فراگيري زبان» را تشكيل مي دهند . كودك با اين وسيله براي فهميدن گفته هاي اطراف خود يا درون داد به فرضيه سازي درباره ي ساخت و ساختن سلامت به كار مي برد . 
شيوه ي شناختي :
ژان پياژه رشد جامع الاطراف را نتيجه ي كنش متقابل و سن كودك و محيط او /// كنش متقابل و مكمل بين استعدادهاي شناختي در حال رشد او از يك طرف و تجربه ي زباني وي از طرف ديگر مي داند . آنچه كودك درباره ي زبان مي آموزد ، تابع چيزي است كه از قبل درباره ي دنيا مي داند . از نظر آنان فراگيري زبان را بايد در متن رشد فكري كودك مطالعه كرد . ساختارهاي زباني فقط هنگامي رشد خواهند كرد كه مباني شناختي قبلاً بوجود آمده باشد مثلاً قبل از به كارگيري مفهوم مقايسه كردن كودك بايد مفهوم اندازه را آموخته باشد . 
شيوه ي همخوان (تداعي) :
در سال ۱۹۷۲ جان مك نامارا مقاله اي متشر كرد كه استدلال چامسكي را درباره ي وسيله ي فراگيري زبان واژگون كرد . به جاي اين ادعا كه كودكان يك وسيله اي فراگيري «ذاتي» دارند كه محتوي آن خاصي زبان است ، با اين نتيجه كه كسب زبان زودتر از ديگر مهارت هاي عقلي جريان مي يابد ، مك نامارا گفت كه كودكان دقيقاً به اين علت قادر به يادگيري زبان هستند كه برخي مهارت هاي ديگر دارند و به ويژه به اين علت كه كودكان توانايي نسبتاً تكامل يافته اي براي درك كردن برخي از انواع وضعيت هاي روابط بلافصل و سيستم انساني دارند . يادگيري زبان بي شك براي مدتي دراز پيوند ناگسستني بيشتري با عناصر غيرزباني خواهد داشت تا با هر چيز ديگري كه تاكنون گفته شده است . 
زبان و رشد فرآيندهاي ذهني كودك :
براي پيوندهاي ميان و پيشرفت زباني و رشد كلي ذهن كار آساني نيست ، زيرا فرآيندهاي ذهن كودك ، هم بر اثر نضج و هم بر اثر شرايط زندگي دچار تغيير مي گردد و تفكيك اين دو عامل از عامل زبان كه در تشكيل فرآيندهاي ذهني كودك دخالت دارد ، بسيار دشوار است و غالب محققان در ريشه يابي و پيشرفت هاي ذهن كودك راه خطا رفته اند . 
پياژه رشد فكري و /// آموزش را دو فرآيند كاملاً مجزا از هم مي داند و وظيفه ي آموزشي را صرفاً آشنا ساختن كودك با روش هاي تفكر اشخاص بزرگ سال مي داند ، در صورتي كه ويگوتسكي در بررسي تفكر كودك به تأثير متقابل رشد و آموزش توجه كافي دارد . به عقيده ي ويگوتسكي معناي واژه هنگامي پديده ي زباني محسوب مي شود كه زبان با انديشه در مي آميزد . او معترف است كه تفكر صرفاً در قالب واژه ها بيان نمي شود ، بلكه با استعانت آن ها به وجود مي آيد . 
يكي از پيشاهنگان اين نظر كه زبان بر انديشه تأثير مي گذارد ، بنجامين و ورف بود كه با ادوارد ساپير فرضيه ي بسيار مشهور ساپير ـ ورف درباره ي نسبيت زباني را مشكل دادند . طبق اين فرضيه هر زبان «جهان بيني» خاصي بر گويندگان خود تحميل مي كند . 
جروم برونر ، الور ، و گرين فيله (۱۹۶۶) منابع رشد ذهني را ، كه متأثر از زبان است را مشخص نمودند ، منابع مانند : كلمات كه مفاهيم را شكل مي دهند ، مكالمات ميان والدين و كودك ، يا بين معلم و كودك كه در جهت دادن به ديدگاه كودك و تربيت وي مؤثر است و نيز منابع ديگر . پژوهشها بدين واقعيت اشاره داشته است كه رشد شناختي و رشد زباني به وجهي تفكيك ناپذير در هم پيوسته است و وابستگيهاي متقابل بين آن ها وجود دارد . 
نقش تقليد در زبان آموزي كودك : 
براون (۱۹۸۰) اظهار مي دارد كه عقيده ي شايع اين است كه كودكان «مقلدهاي خوبي» هستند . ما كودكان را مشخصاً تقليد كننده هاي مي دانيم و بعد نتيجه گيري مي كنيم كه تقليد يكي از استراتژه هاي مهمي است كه كودك در فراگيري زبان به كار مي برد . اين نتيجه گيري در سطح كلي نادرست نيست . در واقع ، تحقيقات نشان داده است كه بازگويي استراتژي مخصوصاً بارزي در اوايل يادگيري زبان و جنبه ي مهمي از فراگيري دستگاه واجي زبان در اين دوره است . 
اما بايد پرسيد كه چه نوع تقليد مورد نظر است . به گمان رفتارگراها يك نوع تقليد وجود دارد ، ولي تقليد عميق تري داريم كه در فرآيند فراگيري زبان از اهميت بيشتري برخوردار است . نوع اول تقليد روساختي است ، كه در آن شخص اجزاء سطحي زبان را تقليد مي كند و به جاي توجه به نظام معنايي ، به نظام واجي زبان مي پردازد . مراحل آغازين فراگيري زبان كودك ممكن است شامل مقدار زيادي تقليد سطحي باشد ، ولي وقتي كه به اهميت سطح معنايي زبان پي برد ، عمدتاً به اين سطح معنايي يعني ژرف ساخت زبان مي پردازد . او ديگر دست به كار تقليد ژرفساخت مي شود . 
درون نهاد زباني كودك : 
براي سال ها در غالب نظريه ي فطرت گرايانه اهميت زباني كه بزرگسالان در صحبت كردن با كودكان به كار مي برند (به خصوص مادران) از اهميت كمتري برخوردار بود . اما در سال هاي ۱۹۷۰ اهميت زبان مادرانه يا گفتار پرستار كودك نقش آن را آشكار ساخت . طرفداران نظريه ي فطرت گرايي ادعا مي كردند كه درون ـ نهاد فراهم شده براي كودكان از ساختاري پيچيده و بريده بريده ، تشكيل شده است . اما امروزه آشكار شده است كه مادران در صحيت خود با كودكان خردسال ، تقريباً تغييرات مداومي به عمل مي آورند . طبق تحقيقات به عمل آمده اين تغذيه ي كلامي از نظر نحوي ساده و به شدت روان و تكراري ، حاوي بخش عمده اي از جمله هاي /// و امري و هم اينكه با زير و بي بالاتر همراه با آهنگ نماهاي شدت يافته ادا شده بود . به علاوه ، اين تغييرات بي توجه به طبقه ي اجتماعي ، موقعيت مادر يا جنسيت كودك ، صورت مي گرفت (۱۹۷۷ show) در تحقيقات تعدي معلوم شد كه پدران و همسالان نيز قادر به فراهم آوردن گونه ي كاربردي ساده شده در صحبت خود با خردسالان زبان آموز هستند . مطالعات اوليه مربوط به تغذيه ي كلامي حاكي از آن بود كه مادران طول متوسط گفته هايشان را در رابطه با ميزان درك كودك تغيير مي دهند . 
ديويد كريستال (۱۹۸۹) اظهار مي دارد كه اين گفتگوي مادر با كودك به نظر مي رسد كه پايه ي مكالمات در هنگام همين تعامل اوليه ريخته شود . به موازات رشد كودك اين تعامل نيز تغيير مي يابد . در حول و حوش ۵ هفتگي اين دادوستد به هنگام لبخند زدن بيشتر احساس مي شود . حرف هاي مادر همراه با رشد تغيير مي كند . وقتي كودك شروع كرد به توجه كردن به اطراف مادر بلندتر صحبت مي كند و توجه خود را به اشياء دوروبر مي كشاند . تن صدا كشيده تر مي شود و جملات را بيشتر تكرار مي كند . در ۶ ماهگي مادر در توجه به پاسخ هاي كودك توجه خاص به آن قسمت هايي كه بيشتر ساختمندتر هستند مي كند در ۸ تا ۱۰ ماهگي كودكان با اشاره كردن به اشياء شروع به دنبال كردن مكالمه بزرگسالان مي پردازند . وقتي كه اولين كلمات كودك ظاهر شد ، كودكان در چيزهاي فراواني هم از مشاهده و هم از تمرين و توجه به اين كه مكالمه چيست و چگونه بايد در آن شركت جست آموخته است . 
براون (۱۹۸۰) اشاره مي كند كه طبق پژوهش هاي جديدتر آنچه كودك از بزرگسالان و همسالان خود ياد مي گيرد به مراتب مهمتر از آن است كه احتمالاً فطرت گرايان در گذشته معتقد بوده اند . به نظر مي رسد درون ـ نهاد كه اهميت درون ـ نهاد والدين به عنوان بخش از كل درون ـ نهاد تا چه اندازه است مطلبي است كه هنوز آشكار نشده است . 
××××××××××××××××××××××××
جين اچسون (۱۹۸۲) اظهار مي دارد كه استناد به زبان مادرانه نمي تواند مراحلي را كه كودكان در طول فراگيري زبان طي مي كنند توجيه نمايد . اما بايد اعتراف كرد كه زبان مادرانه عامل مهمي است كه در بررسي مربوط به تحول زبان كودك بايد مورد توجه قرار گيرد . 
به گفته ي لوريا و يودوويچ (۱۹۷۵) زبان كودك بازتابي از واقعيت است ، لاجرم خواهيم پذيرفت كه همزمان با پيشرفت هاي زباني كودك ، ساختمان ذهن كودك نيز دستخوش تغيير مي گردد و با اين تغيير ، رفتار او نيز دگرگون مي شود و كودك در سازگاري با محيط موفق تر خواهد بود . لذا پدران و مادران و مربيان آموزشي بايسته است كه با مطالعه و غور درباره ي نقشي كه زبان در ايجاد و تقويت قوي ي شناخت كودك ، قدرت تجزيه و تحليل و به طور كلي رشد فكري و تكوين شخصيت وي ايفا مي كند ، به لزوم و اهميت آموزش صحيح زبان پي برد ، و با بارور ساختن قواي دماغي و شكوفا ساختن استعدادها و نيروهاي خلاق وي او را براي زندگي سالم و سودمند آماده تر سازند . زبان فقط يكي از چند وسايلي است كه به كمك آن جهان را براي خود از نو خلق مي كنيم . 
به گفته ي لوريا (۱۹۷۵) رفتار كلامي عمدتاً از گفت و گو با شخص بزرگسال نشأت گرفته و نضج مي گيرد ، متناسب بودن «دستورالعمل هاي» نخستين شخص بزرگسال با علائق خود كودك و اشتياق و اعتمادي كه كودك در اطاعت از دستورالعمل هاي وي ابراز مي دارد به حصول شرايط مساعد كمك مي كند . 
لوريا معتقد است كه نه تصحيح كردن هاي مستقيم از جانب والدين و نه تكرار فوري از جانب كودك هيچكدام تأثير مهمي در يادگيري زبان ندارد . ولي منطقي به نظر مي رسد كه انتظار داشته باشيم كه لغات و ساخت هايي كه مكرراً در گفتار بزرگسالان به كار مي روند زودتر از ساخت ها و كلمات ديگر در حرف هاي كودكان ظاهر شوند .
جين اچسون مي گويد : گفته هاي والدين و مربيان كودك مي تواند عجيب و غيرعادي باشد بعضي از والدين بيشتر نگران حقيقت كدام هستند نه دستور . جمله غلط دستوري «بابا كلاه سر» ممكن است مورد تأييد گيرد اما جمله دستوري خوش ساخت «بابا كلاه سرش گذاشته» وقتي كه بابا دنبال كلاهش مي گردد نادرست جلوه كند . شايد انتظار اين باشد كه كودكان ما «حقيقت گو» بزرگ شوند تا جمله هاي دستوري درست بسازند . اما واقعيت برعكس اين را نشان مي دهد . 
والدين و مربيان بيشتر نگران ادب كودك خود هستند : بگو لطفاً … اين حرف بده . دوباره نشنوم اينو گفته باش … و گاهي اوقات سعي در اصلاح تلفظ او را دارند . 
لحن شاكيانه ، غرغر كردن راجع به نحوه ي حرف زدن كودك ممكن است كه اعتماد به نفس كودك را سلب كند . كودك شايد بفهمد كه چيزي را اشتباه كرده ولي نمي داند چه چيزي را . فقط آن دسته از حرف ها كه مستقيماً با او زده مي شود اثر دارد . اچسون از كودكي نام مي برد كه در خانواده اي با والدين ناشنوا متولد شد . 
او زبان اشاره را ياد گرفته بود كودك با اشتياق جلو تلويزيون مي نشست و به آن چشم مي دوخت اما او به صداها گوش نمي داد . تنها وقتي كه به مدرسه رفت و فرصت يافت تا با كسي حرف بزند ، شروع به صحبت كرد . نتيجه ي تحقيقي در منچستر نشان داد كه تلويزيون مي تواند رشد زبان حتي در كودكان سالم به تأخير اندازد. اين كودكان مجذوب رنگ ها و نور مي شوند و صداها را فراموش مي كنند . اين رقصي است كه دو نفره آن را 
اجرا مي كنند بدون طرف مقابل يادگيري در كار نخواهد بود . 
نادري و سيف (۱۳۷۲) در يك پژوهش كه بر روي ۳۰ نوزاد به صورت روش مقطعي صورت گرفت با توجه به نتايج آن پيشنهاد مي كنند كه : 
۱ـ اهميت تأمين سلامت رواني و ذهني كودكان ، لازم است والدين از آموزشي هاي پيش از موقع محرك هاي شنوايي پرهيز كنند . 
۲ـ براي آموزش مناسب و مؤثر لازم است ، مربيان دقيقاً مراحل رشد تكلم در كودكان را مورد توجه قرار دهند و آن را درك كنند . 
۳ـ نويسندگان كتاب هاي كودكان براي جذابيت كتاب هاي خويش لازم است از روند رشد تكلمي كودكان به خوبي مطلع باشند . 
  • بازدید : 37 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۳صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:
انسانها در بَدو تولد مانند کاغذ سفیدی هستند که هنوز چیزی بر روی آن نوشته نشده است. (راموز, ۱۹۷۶ : ۱۱۹) هر آنچه که ما بر روی آنها بنویسیم, در آینده همان را خواهیم خواند. به عبارت دیگر، شخصیتِ اجتماعی و فرهنگیِ فرزندان توسط : خانواده، مدرسه، رسانه ها و محیط های اجتماعی دیگر ساخته می شود. یعنی, قاعدتا شکل، فرم و محتویِ هر کدام از این منابع, نسبتا مشابه شکل, فرم و محتویِ شخصیتِ روانی، اجتماعی و هویت فرهنگی جوانان خواهد  این منابع بطور یکسان عمل نکرده و تاثیر یکسانی بر روی افراد جامعه ندارند. در بعضی از افراد، خانواده و در افراد دیگر، مدرسه و در تعدادی دیگر, ممکن است رسانه ها بیشترین تاثیر را داشته باشند
در مواقعی که خانواده بتواند با روابط آموزشی صحیح، فرزند را به سمت خود جذب کند، تاثیر نیروهای دیگر حتی در صورتی که مخالف با فرهنگ رایج خانواده باشند, به حداقل خواهد رسید، و در صورت موافقت نیز تشدید خواهد شد. در صورتیکه خانواده با روابط نا صحیح خود نقش دافعه را نسبت به فرزند داشته باشد، طبیعتا, منابعِ دیگر که رابطه ای بهتر و آموزشی تر از خانواده ایجاد کنند، می توانند بر روی چگونگی شخصیتِ روانی، اجتماعی و فرهنگی فرزندان اثر بسزایی داشته باشند. از منظری دیگر، در صورتیکه رابطة خانواده، رابطه ای بر اساس دمکراسی و آزادی باشد، اولا, فرزند بیشتر به سمت خانواده تمایل نشان خواهد داد، ثانیا, جنبة اجتماعی شدن او بیشتر تقویت شده و وی نقش فعالتری را در جامعه ایفا می کند. در غیر اینصورت غالبا دیده شده که فرد منزوی بوده و با محیط اطراف خود منفعلانه بر خورد خواهد کرد. 
وجود شخصیت سالم روانی و فرهنگی فرزندان در گروِ یک نکتة اساسی است که در اکثر خانواده های مورد مطالعة این پژوهش کیفی (لاپلانتین, ۲۰۰۰) که در سلامت روان بسر میبرند، مشترک به نظر می رسید، و این نکته, مسئلة حضور والدین در جمع خانواده بود. به عبارت دیگر، مدت زمانی است که والدین در خانه می باشند, و یا شکل فضایی که در خانه حاکم است. البته، وجود زمان و یا فضا به تنهایی کافی نبوده، بلکه در این مدت زمانِ حضورِ فیزیکی، داشتن رابطة آموزشی (هس و ویاند, ۱۹۹۴) و مسئلة وجود ارتباطات کلامی, (بودیشون, ۱۹۸۲) یعنی گفتگو در بین اعضاء خانواده لازم و مطرح است. 
رابطة والدین با فرزندان یا شیوه های فرزند پروری, در گذر از اعمالی است که اهداف گوناگونی را در بر دارد. تربیت اخلاقی و روانی، شناسائی, رشد و پیشرفت استعدادهای فرزندان، آموزش مهارت ها، آشنا کردن با قوانین و هنجارهای جامعه از دید والدین، از جملة این اهداف می باشند. ’پارسنز نیز دو کارکرد اساسی یعنی اجتماعی کردن و شکوفایی شخصیت فرزند را برای خانواده در نظر می گیرد.‘ (اعزازی، ۱۳۷۶: ۱۶) 
این گونه اهداف والدین که شامل تمام فعالیت ها و اعمالی می شود که به صورت مستقیم یا غیر مستقیم ارتباط آنها را با فرزندان در رفتارهای روزمره نشان می دهد، هستة اصلی این پژوهش بوده، که تحت عنوان فرزند پروری یا رابطة آموزشی مطرح می باشد. این فعالیت ها برطبق نظریة عمل بوردیو جامعه شناس معاصر فرانسوی (بوردیو, ۱۹۸۹) توسط نیروهائی هدایت و یا کنترل می شوند، که این نیروها به صورت یکسان و به یک اندازه نزد انسانها از جمله والدین وجود ندارد. این نیروها در ارتباط با وضعیت اقتصادی اجتماعی و فرهنگی خانواده می باشند. همچنین تصوراتی که والدین از فرزندان خود دارند, تاثیر بر روی چگونگی نوع روابط یعنی شیوه های فرزند پروری نیز دارند. (منادی، ۱۳۷۸) تصورات نیز تحت تاثیر طبقة اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی فرد (یا سرمایه های فرهنگی) می باشند. تصورات و فرهنگ فرد، یعنی عادت واره (بوردیو، ۱۳۸۰) هر دو عامل به صورت مستقیم و غیر مستقیم اعمال فرد را هدایت و کنترل می کنند. در این پژوهش، فرهنگ و تصورات والدین و نقش فرزند، هدایت کنندة رفتارهای آنها از جمله نوع رابطه با فرزندانشان می باشند. 
رابطة والدین اعم از آموزشی یا غیر آموزشی با فرزندان، رابطه ای یکسان و بر طبق یک الگو و مدل خاصی نیست. بر اساس تحقیقی در فرانسه، این مدلها در ارتباط با طبقة اجتماعی خانواده ها می باشند. (ژیفو لوواسور, ۱۹۹۵) به گفتة کاستلان ’یک مدل فرزند پروری در همة خانواده ها وجود ندارد. بلکه به تعداد خانواده ها, تعداد روش های فرزند پروری وجود دارد.‘ (کاستلان, ۱۹۸۶ : ۷) 
یکی از نکاتی که در شیوه های فرزند پروری نقش مهمی دارند، مسئلة زمانِ حضور اعضاء خانواده در کنار یکدیگر و نوع فعالیت آنها یعنی فضاهای حاکم بر خانواده است. در این زمینه نیز تفاوت هائی بین خانواده ها وجود دارد. به این معنی که خانواده ها زمان های یکسانی را از نظر کار، تفریح، باهم بودن و چگونگی گذراندن ایام ندارند. عوامل تغییرات زمان و فعالیت ها، اولا، تصورات آنها از مسائل مختلف از جمله زندگی, ثانیا طبقة اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی آنها می باشد. 
هانری لوفور بنیانگذار نظریة زمان (لوفور, ۱۹۶۲ و ۱۹۸۹) بوده که به تفصیل این نظریه را معرفی کرده ایم. (منادی، ۱۳۷۹) به طور اختصار لوفور معتقد است، یکی از تفاوت های بین انسان و حیوان وجود زمان در نزد انسانها می باشد. بدین معنی که برای مثال حیوان هر زمانی گرسنه شود به دنبال شکار رفته، در حالیکه انسان برای غذای خود از قبل برنامه ریزی می کند و نه تنها مواد غذائی خود را تهیه کرده، بلکه تحولات و تغییراتی بر روی این مواد خام نیز انجام می دهد. و حتی ۲۴ ساعت خود را به چند زمان اصلی و فرعی از جمله: صبحانه، نهار و شام و برنامه های میانی آنها که بر اساس فرهنگهای مختلف متفاوت است تقسیم می کند. انسانها دارای زمانهای دیگری مثل زمان : کار، استراحت، تفریح، بازی، شادی، عشق ورزیدن, فعالیت های هنری و ورزشی نیز می باشند. در اصل می توان گفت تفاوت بین انسانها در انواع، اندازه و محتوای اینگونه زمانها هم می باشد. (لوفور, ۱۹۸۹) 
در بین زمانهای یاد شده، انسان دارای زمان آموزشی نیز می باشد. (هس, ۱۹۹۴) که اولا، اندازه و محتوایِ آن در نزد همة خانواده ها یکسان نیست. ثانیا, آموزشی بودن رابطة والدین با فرزندان در درون این زمان آموزشی حائز اهمیت است. عوامل آموزشی بودن رابطة والدین با فرزندان در گِرو عناصری چون : زمان آموزشی، اعتماد متقابل، تحمیل نکردن، تعهد و قبول مسئولیت یعنی معنی سازی مشابه، برقراری ارتباط کلامی، همکاری و درک یکدیگر و تخصص یا تبحر یا شناخت می باشد. (منادی، ۱۳۷۷) در چنین شرایطی است که والدین می توانند در جامعه پذیری فرزندان و در انتقال فرهنگ و ارزش های مورد قبول خود و شخصیتِ مورد نظر خودشان موفق تر باشند. 
 
● شخصیت فرزندان : 
شخصیت مجموعة ویژگی های فکری، ذهنی, ذوقی و رفتاری انسان است که غالبا در گفتارها و رفتارها و عکس العمل انسان ها در فعالیت و برخوردهای روزمره اشان قابل رؤیت است. شخصیت به مانند ’وجدان که امری اجتماعی است‘ (لوفور, ۱۹۷۶ : ۶۱), محصول محیط اجتماعی و فرهنگی ای است که فرد در آن متولد شده و بزرگ می شود. پر واضح است که خانواده، فرهنگ حاکم بر جامعه، رسانه ها و نهاد آموزش و پرورش هر یک به نوعی در ساختن ویژگی های شخصیت فرد سهیم هستند. ولی, ’تاثیر خانواده بر شخصیت افراد از امتیاز خاصی بر خوردار است‘ (پروین، ۱۳۷۴: ۱۵) 
اردوآنو (اردوآنو ۱۹۹۴ : ۱۶ و ۱۷)، رفتار و رابطة انسان را با هر نظامی (خانه، مدرسه، محیط کار و غیره) که در آن قرار دارد به سه حالت معرفی می کند. وی معتقد است، وقتی انسان در مقابل قوانین، هنجارها و آداب های آشکار و پنهان نوشتاری و گفتاری یک نظامی قرار می گیرد، امکان انتخاب یکی از سه حالت مختلف را دارد. این سه حالت که هر یک ویژگی خاص خود را دارند، عبارتند از : رفتاری مجریانه، رفتاری بازیگرایانه، و رفتاری خالق گرایانه. این سه حالت هر یک محصول یکی از شیوه های فرزند پروری می باشند که در تجزیه و تحلیل به آنها می پردازیم. 
در این پژوهش، رابطة والدین با فرزندانشان را بر اساس پاسخ های آنها به چند دسته تقسیم کردیم. البته بدون آن که از روشهای مطرح شدة موجود, یعنی دمکراسی، آزادی و استبدادی دنباله روی کنیم، لیکن با توجه به یکسان بودن محتوای روش ها از نامگذاری آنها بهره جستیم. هر مدلی محصول متفاوتی را تولید کرد. یعنی فرزندان شخصیت های مختلفی داشتند. 
مجری : فرزندانی هستند که مطیعِ بدون چون و چرای دستورات و خواسته های والدین خود بوده و هیچگونه مخالفتی نسبت به اوامر آنها نداشته و خود را مسؤل کارهای خود نمی دانند. اینگونه افراد در نتایج بدست آمده از پژوهش های انجام شده متعلق به خانواده هائی بودند که والدین رابطه ای مستبدانه با فرزندان خود داشتند. (۱۰ مورد) البته فقط در بین نمونه های مردم نگارانة خود, نمونه ای از پدر مستبد (استبداد استدلالی) و فرزند مجری برخوردیم که فرزند بعد از رسیدن به مرز نوجوانی از حالت مجری خارج شده و به رفتار بازیگر دست زده بود. در هیچ یک از نمونه هائی که والدین رابطه ای بر اساس دمکراسی و آزادی داشتند، فرزندانشان رفتاری مجریانه نداشتند. 
بازیگر : فرزندانی هستند که هر چند مسؤلیتی در قبال اعمال خود ندارند, ولی سعی می کنند دستورات والدین خود را با توجه به شرایط خودشان تا حدودی تغییر دهند و شرایط را بر وفق مراد خود مهیا کنند. این نوع فرزندان مانند بازیگران نقش های مختلف را ایفا می کنند. به عبارت دیگر، بازیگران بر اساس محیط هائی که در آن قرار می گیرند، معنی خاصی از آن محیط کرده و رفتاری مشابه آن معنی دارند. (فرزاد و دولابار, ۱۹۹۰ : ۹۴) نمونة بارز اینگونه فرزندان در سنین بعد از نوجوانی مربوط به خانواده هائی است که رابطه ای استبدادی دارند. در نمونه های مردم نگاری خود فرزندانی را یافتیم که تا قبل از ۱۸ سالگی روشی صد در صد مجری گرایانه داشتند، ولی زمانیکه توانستند کمی پا را از محیط خانه فراتر بگذارند، رفتار بازیگرانه را در پیش گرفتند. ده مورد از ۱۷ خانواده هایی که در آن شیوة آزادی حاکم بود, رفتاری بازیگرانه داشتند. و فقط دو مورد از ۱۹ خانواده با شرایط دمکراسی, دارای فرزندان بازیگر بودند. 
خالق : فرزندانی که حرفها و دستورات والدین را گوش می کنند، شرایطی را بوجود می آورند که هم رضایت والدینشان را بدست آورده و هم به عقاید و خواسته های خودشان برسند. در واقع, آنها بر اساس خواسته های والدین و امکانات موجود، شرایط جدیدی را بوجود می آورند که مطابق رضایت خود و والدینشان باشند. اینگونه فرزندان بدون استثناء متعلق به خانواده هائی بودند که دمکراسی و یا آزادی در محیط خانواده اشان حاکم بود. ۱۷ مورد از ۱۹ خانواده ای که شیوة دمکراسی را اجرا می کردند, خالق بودند و ۷ فرزند از ۱۷ خانواده با شیوة آزادی، خالق بودند.
نقش دوستان و همسالان در اجتماعی شدن كودكان و نوجوانان 
همسالان و دوستان از مهمترین عوامل اجتماعی شدن كودكان و نوجوانان به شمار می آیند. آنها از طرق مختلف بر یكدیگر تأثیر می گذارند و از یكدیگر تأثیر می پذیرند. بسیاری از محققان بر این عامل تأكید دارند و از  آن به عنوان ارتباط افقی یاد كرده اند، یعنی ارتباطی كه در بین افرادی نسبتاً هم سطح از لحاظ سنی، طبقه اجتماعی، تحصیلی، اقتصادی و … برقرار است.
تا قبل از یك سالگی به ندرت ارتباطی معنی دار بین كودكان برقرار می شود. كودكان ده ماهه به گونه ای با یكدیگر برخورد می كنند كه انگار عروسك اند، برای هم صدا در می آورند، موهای همدیگر را می كشند یا اعتنایی به یكدیگر نمی كنند. از حدود دو سالگی به بعد اولین ارتباط های معنی دار میان كودكان ایجاد می شود. البته دوام این ارتباط ها بسیار اندك است و در حد چند دقیقه بازی با یكدیگر باقی می ماند.
در سنین دبستانی و پیش دبستانی، كودكان علاقه مند به برقراری ارتباط با همسالانی اند كه شاد و زیبا باشند و اسباب بازی ها، خوراكی ها و وسائل خود را در اختیار آنها قرار دهند. ارتباط و دوستی های این دوره حالت موقت و گذرا داشته، به سرعت شكل می گیرند و سریعاً تغییر می كنند. ویژگی های ارتباطات خاص این دوره تقریباً مطابق رشد اخلاقی كودكان این دوره است ( پیش قراردادی). كودك پایبندی مداوم به ارتباطات خود ندارد، به راحتی دوستانش را كنار می گذارد بدون این كه علت خاصی وجود داشته باشد و درك عمیقی از دوستان، صمیمیت و ارتباط متقابل ندارد.
در سال های میانه و پایانی كودكی ارتباط براساس كمك به یكدیگر و رفع نیازهای هم شكل می گیرند و اعتماد به هم نقش مهمی در تداوم آن ایفا می كند. كودكان دركی ذهنی از دوستان پیدا می كنند و دوستان تنها اشخاصی نیستند كه با هم بازی می كنند، بلكه كسانی اند كه ویژگی ها و مشتركات خاصی بین آنها برقرار است كه یكی از آنها دوست داشتن همدیگر است.
در دوران نوجوانی، همسالان مهم ترین نقش را در فرایند اجتماعی شدن فرد بازی می كنند. نوجوانان برای این كه بتوانند هویتی مستقل از والدین پیدا كنند باید ارتباطی صمیمی و متقابل با همسالان خود برقرار نمایند. ارتباط و دوستی دوران نوجوانی دارای این مشخصه هاست: دوستان ، یكدیگر را درك می كنند ؛ افكار و احساسات عمیق و درونی خود را با یكدیگر در میان می گذارند، برای حل مسائل و مشكلات روانی خود به یكدیگر كمك می كنند و سعی دارند باعث دردسر و مشكل برای دوستانشان نشوند. سازگاری علائم و شخصیت دو نفر، ملاك انتخاب دوست است و پایان دوستی منوط به عهد شكنی و عدم وفای به عهد یكی از دوستان است .
تحول و تغییر در استدلال های پنهان مربوط به دوستی با فرد یا اشخاص خاص، با افزایش سن تغییر می یابد. در اولین مرحله رشد دوستی و ارتباط، معمولاً استدلال نهان در ارتباط بین دو كودك و نزدیكی فیزیكی آنها به همدیگر است. یعنی این دو به این دلیل ساده با هم دوست اند كه همسایه، دوست خانوادگی، هم مدرسه یا هم كلاس اند. در مرحله دوم كودكان برای این با هم دوست هستند كه همسایه، هم كلاس، هم مدرسه و دوست خانوادگی بوده، در ضمن قادرند نیازهای همدیگر را به بهترین وجه رفع نمایند و به هم اعتماد كنند. اما در مرحله سوم دوستی، مهم ترین اصل و دلیل برای دوستی نوجوانان شباهت و ویژگی های شخصیتی، قابل اعتماد بودن دو دوست و پای بندی طرفین به ملاك های مورد قبول در خصوص دوستی است. در همین حال ممكن است نوجوانان باهم همسایه، هم كلاس یا هم مدرسه باشند یا نباشند.

تأثیر ارتباط و دوستی بر كودكان و نوجوانان
دوستان و همسالان علاوه بر این كه از عوامل مهم اجتماعی شدن فرد به شمار می آیند، می توانند روی یادگیری، پیشرفتِ و تحصیلی و مهارت های كلامی فرد نیز مؤثر باشند. از مهم ترین آثار مثبت همسالان، از بین بردن خودمداری است.
  • بازدید : 37 views
  • بدون نظر
این فایل در ۶صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

گرچه عواطف انسانى و مسايل حق شناسى به تنهايى براى رعايت احترام به پدر و مادر كافى است ولى از آنجا اسلام حتى در مسايلى كه هم عقل در آن استقلال كامل دارد و هم عاطفه آن را به وضوح در مى يابد, سكوت روا نمى دارد بلكه به عنوان تأكيد هم كه شده در اينگونه موارد دستورات لازم را صادر مي‌كند.
در مورد احترام والدين آنقدر تأكيد كرده است كه در كمتر مسأله اى ديده مى شود و در اكثر موارد بعد از اينكه دستور داده به اينكه ستايش نكنيد مگر خداى واحد را, احترام آنها را بلافاصله ذكر مي‌كند
آيات و روايات :
از آيات قرآن مجيد و روايات اهل بيت (عليه السلام) استفاده مى شود كه نه تنها عقوق والدين يعنى آزردن و رنجاندن آن ها حرام و از گناهان كبيره است بلكه احسان و نيكى كردن و اداى حق آن ها واجب است و ترك آن حرام مى باشد. 
قرآن كريم در اين باره مي‌فرمايد : (وَوَصَّيْنا الْاِنْسانَ بِوالِدَيْهِ اِحْساناً) [۱]
كه ترجمه آن ، چنين است : «ما به انسان توصيه كرديم كه به پدر و مادرش نيكى كند»
نكته : احسان گاهى با “إلي” و گاهى با “بـ” ذكر مى شود . در صورتى كه با ” إلي” ذكر شود ، مفهوم آن نيكى كردن است هرچند به طور غيرمستقيم و با واسطه باشد ، اما هنگامى كه با “ب” ذكر مى شود معنى آن نيكى كردن به طور مستقيم و بدون واسطه است. بنابراين آيه شريفه فوق تاكيد مى كند كه موضوع نيكى به پدر و مادر با بايد آن قدر اهميت داد كه شخصاً و بدونّ واسطه به آن اقدام نمود.[۲]
و يا در آیه ای دیگر می فرماید : «وَ وَصَّيْنا الْاِنْسانَ بِوالِدَيْهِ اِحْساناً» [۳]
ما به انسان توصيه كرديم كه به پدر و مادرش نيكى كند.
نكته قابل توجه :
شكرگزارى در برابر پدر و مادر در آيه در رديف شكرگزارى در برابر نعمت هاى خدا قرار داده شده‌ با اين كه نعمت خدا بيش از آن است كه قابل شمارش باشد و اين خود دليل بر عمق و وسعت حقوق پدران و مادران مى باشد.
آيات :
(و بياد آوريد) زمانى را كه از بنى اسراييل پيمان گرفتيم كه جز خداوند يگانه را پرستش نكنيد و نسبت به پدر و مادر و نزديكان و يتيمان و بينوايان نيكى و به مردم نيك بگوئيد…» (۴)
«و خدا را بپرستيد و هيچ چيز را شريك او قرار ندهيد و به پدر و مادر نيكى كنيد و همچنين به خويشاوندان و يتيمان و مسكينان و همسايه نزديك و همسايه دور و دوست و همنشين و واماندگان در سفر و برگانى كه مالك آن ها هستيد خوبى نماييد ,‌ زيرا خداوند كسى را كه متكبر و فخر فروش است (و از اداى حقوق ديگران سر باز مي‌زند) دوست نمي‌دارد.» [۵]
«پروردگارت فرمان داد جز او (را) نپرستيد و به پدر و مادر نيكى كنيد ,‌ هرگاه يكى از آن ها يا هر دوى آن‌ها نزد تو به سن پيرى برسند كمترين اهانتى به آن‌ها روا مدار و بر (سر) آن‌ها فرياد مزن و گفتار لطف و سنجيده و بزرگوارانه به آن‌ها بگو , بال هاى تواضع خويش را در برابرشان از محبت و لطف فرو آر و بگو پروردگارا همان گونه كه آن‌ها مرا در كوچكى تربيت كردند مشمول رحمتشان قرار ده.» [۶]
«و ما به همه انسان ها سفارش كرديم كه در حق پدر و مادر نيكى كنند خصوصاً به مادر كه چون بار حمل فرزند برداشته تا مدت دو سال كه طفل را از شير باز گرفته , هر روز به رنج و ناتوانى اش بيفزوده , بسيار نيكى و سپاسگزارى كن و نخست شكر من كن كه خالق و منعمم و آنگاه شكر پدر و مادر به جاى آور كه بازگشت خلق به سوى من خواهد بود و اگر آن‌ها به تو اصرار كنند كه مشرك شوى اطاعتشان مكن ولى در زندگى دنيا به نيكى با آن‌ها معاشرت نما.» [۷]
منصور بن حازم گويد :
به امام صادق (عليه السلام) گفتم : كدام عمل افضل است ؟ فرمود : نماز در وقتش و احسان به پدر و مادر و جهاد در راه خدا عزّ و جلّ.
از پيامبر اكرم (صلی الله عليه و آله) روايت شده كه فرمود :
«كسى كه والدين خود را بيازارد مرا اذيت كرده و  كسى كه مرا بيازارد خداى را آزرده و كسى كه خدا را بيازارد ملعون است.» [۸]
از حضرت امام صادق (عليه السلام) روايت شده كه : «كسى كه به پدر و مادرش از روى غيظ بنگرد در حالى كه والدين بر او ستم كرده باشند خداوند نماز او را نمى پذيرد.» [۹] پس چگونه است در صورتى كه به او نيكوكار باشند ؟
روايت شده كه مردى خدمت حضرت رسول (صلی الله علیه و آله) آمد ، عرض كرد :
كار زشتى نبوده مگر اين كه من انجام داده ام. آيا براى من توبه اى هست ؟
حضرت فرمود : برو به پدرت نيكى كن تا كفاره گناهانت گردد. چون آن شخص رفت ، فرمود : اگر مادرش زنده بود نيكى به او بهتر بود. [۱۰]
«اى رسول خدا به چه كسى نيكى كنم ؟ فرمود : به مادرت. 
عرض كرد ، بعداز او به چه كسي ؟
فرمود : به مادرت.
براى سومين بار عرض كرد : بعد از او به چه كسي ؟
باز فرمود : به مادرت.
و در چهارمين بار ، وقتى اين سوال را تكرار كرد ، فرمود : به پدرت» [۱۱]
از امام صادق (عليه السلام) نقل شده : «من نظر الى ابويه نظر ماقت وهما ظالمان له لم يقبل الله له صلاة [۱۲]؛ هر كس به پدر و مادر (خود) به ديده دشمنى بنگرد خداوند نمازش را نپذيرد. حتى در صورتى كه آن دو به او ستم (نيز) كرده باشند. 
امام باقر (عليه السلام) از پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله) نقل مى كند :
بپرهيزيد از آزردن پدر و مادر زيرا بوى بهشت از مسافت هزار سال به مشام مى رسد و عاق والدين و قطع رحم كننده و پيرمرد زنا كار و آن‌كه جامه اش را از روى تكبر و بزرگ منشى (بلند كند كه) بر زمين كشيده شود به آن نمى رسد و به حقيقت ‌كبريايى مخصوص ذات الهى است. [۱۳]
از امام صادق (عليه السلام) نقل شده :
اگر چيزى كمتر از «اف» وجود داشت خدا از آن نهى مى كرد (اف, كمترين اظهار ناراحتى است) و اين حداقل مخالفت و بى احترامى نسبت به پدر و مادر است و يكى از عقوق , نظر تند و غضب آلود به پدر و مادر كردن مى باشد. [۱۴]
از پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله) نقل شده : «نظر الوالد الى والديه حبا لهما عبادة [۱۵]
نگاه فرزند به پدر و مادرش بعنوان دوستى آن‌ها , عبادت است.»
سؤال : آيا احترام به پدر و مادر اختصاص به زمان حيات (آن‌ها) دارد يا شامل زمان ممات (مرگ) آن‌ها نيز مى شود ؟
جواب : شامل زمان ممات نيز مى گردد و از حضرت امام صادق (عليه السلام) نقل شده :
ما يمنع الرجل منكم ان يبر والديه حيين و ميتين [۱۶]
چه چيزى منع مى كند شما را از نيكى كردن به پدر و مادر در حال حيات و ممات ؟
از امام صادق (عليه السلام) نقل شده :
همانا گاهى بنده پيوسته در زمان حيات پدر و مادر خدمتگزار آن‌ها مى باشد , سپس آن دو مي ‌ميرند و دين آن‌ها را ادا نمى كند و استغفار براى آن‌ها نمى نمايد پس براى او «عاق» نوشته مى شود و گاهى به حقيقت نسبت به آن‌ها در زمان حياتشان خوبى نكرده ولى هنگامى كه آن دو بميرند دين آن‌ها را ادا و نسبت به آن‌ها استغفار مى كند خداى متعال او را نيكوكار مى نويسد.» [۱۷]
در پايان بايد بدانيم كه خدمت به پدر و مادر و يا آزار آن‌ها اثر تكوينى دارد كه در همين جهان شامل انسان مى گردد چنانكه از امام صادق (عليه السلام) نقل شده : «بروا آبائكم يبركم ابناؤكم [۱۸]: نيكى كنيد به پدرانتان تا بچه هايتان بر شما نيكى كنند.» [۱۹] 
حكايت :
۱- آستانه بهشت پيشانی حور العين :
مردى به حضور پيامبر (صلی الله عليه و آله) رسيد و پرسيد :
اى رسول خدا! من سوگند خورده ام كه آستانه در بهشت و پيشانى حورالعين را ببوسم ، اكنون چه كنم؟
پيامبر اكرم (صلی الله عليه و آله) فرمود : پاى مادر و پيشانى پدر را ببوس.
[يعنى اگر چنين كنى ، به آرزوى خود در مورد بوسيدن پيشانى حور العين و آستانه در بهشت مى رسي]
او پرسيد اگر پدر و مادرم مرده باشند چه كنم ؟ پيامبر (صلی الله عليه و آله) فرمود : قبر آن ها را ببوس [۲۰]
۲- از حضرت فاطمه زهرا (سلام الله عليها) بياموزيد :
روزى رسول اكرم (صلی الله عليه و آله) به خانه حضرت زهرا (سلام الله عليها) وارد شد. فاطمه (سلام الله عليها) در آن هنگام مشغول نماز مستحبى بود. وقتى كه صداى پيامبر (صلی الله عليه و آله) را شنيد، به احترام پدر بزرگوارش نمازش قطع كرد و شتابان به استقبال پيامبر (صلی الله عليه و آله) رفت و سلام كرد. پيامبر (صلی الله عليه و آله) دست محبت بر سر حضرت زهرا (سلام الله عليها) كشيد و فرمود : «خدا تورا مشمول مهر و رحمتش قرار دهد. حالت چطور است؟» [۲۱] و…
۳- جوان عاق و دعاى مشلول :
در باب فضيلت دعاى مشلول رسيده كه اين دعا را حضرت اميرمؤمنان (عليه السلام) به جوانى كه عاق پدر شده تعليم فرمود. اين جوان ، در اثر نفرين پدر ، دست راستش شل شد و سه سال مبتلا بود. پس از فوت پدرش ، در مسجد الحرام شب ها به خداوند استغاثه مى كرد. پس آن حضرت بر او ترحم فرمود و اين دعا را به او ياد داد و از بركات آن حضرت ، خداوند او را شفا داد. [۲۲]
۴- پيامبر (صلی الله عليه و آله) و اميرالمومنين (عليه السلام) دو پدر امت :
رسول خدا (صلی الله عليه و آله) فرمود : يا علي! من و تو ، دو پدر اين امتيم. هركس مارا ترك كند و بيازارد و از اطاعت ما خارج شود ، پس لعنت خدا بر او باد و هر آينه من و تو دو مولاى اين امتيم هركس از ما بگريزد لعنت خدا بر او باد و هر آينه من و تو اجير اين امتيم هركس پاداش ما را ندهد لعنت خدا بر او باد ! پس فرمود : خدايا اين نفرين را مستجاب فرم
  • بازدید : 69 views
  • بدون نظر
دانلود رایگان تحقیق نحوه ي گذراندن اوقات فراغت و نظريه هاي مربوط به آن-خرید اینترنتی تحقیق نحوه ي گذراندن اوقات فراغت و نظريه هاي مربوط به آن-دانلود رایگان مقاله نحوه ي گذراندن اوقات فراغت و نظريه هاي مربوط به آن-تحقیق نحوه ي گذراندن اوقات فراغت و نظريه هاي مربوط به آن

این فایل در ۲۷صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

 یکی از مسائل بسیار مهم و در خور توجهی که در فصل تابستان ذهن والدین و مربیان را به خود مشغول می دارد، فرارسیدن اوقات فراغت دانش آموزان است و این که با این زمان طولانی اوقات فراغت دانش آموزان است و این که با این زمان طولانی اوقات فراغت چه باید بکنند و چه تمهیداتی بیندیشند تا کمتر مورد اعتراض فرزندان قرار بگیرند
 معنای اوقات فراغت : 
 چنانچه از گروهی از مردم که به شکل تصادفی برگزیده شده اند بپرسیم که نظرتان درباره اوقات فراغت چیست؟ پاسخ های متفاوتی می دهند. عده ای ممکن است بر این باور باشند که اوقات فراغت مدت زمانی است که پس از انجام کار یا انجام وظایف و مسئولیت ها باقی می ماند. عده ای دیگر ممکن است به فعالیت های خاصی نظیر تماشای تلویزیون، شرکت در فعالیت های ورزشی، صرف غذا در بیرون از منزل، باغبانی یا هزاران نوع فعالیت دیگری که ممکن است برای آنان جالب باشد اشاره کنند. افزون بر این موارد، ممکن است افراد دیگری به تجربیات، یا کیفیت های خاصی توجه داشته باشند، یعنی موقعیت های ویژه ای که ایام فراغت برای آنان فراهم می آوزد تا بتوانند هر کاری که دوست دارند انجام بدهند. بنا به سلیقه خود تفریح و ورزش کنند و اموری را تجربه کنند که در اوقات دیگر زندگی برایشان امکان پذیر نباشد. عده ای نیز ممکن است اوقات فراغت را موقعیتی برای آرمیدن و جبران خستگی ناشی از کار و نوش دارویی برای گریز از فشارها و تنش ها و رهایی از بار زندگی مدرن به شمار آورند. 
 تنوع این پساخ ها نشان می دهد که اوقات فراغت برای افراد مختلف، معانی گوناگونی دارد و دیگر این که این جنبه از تجربیات زندگانی آدمی بس پیچیده است، اما می توان اجمالاً اوقات فراغت را به عنوان بازمانده وقت (اوقات غیرموظف) و نیز به عنوان فعالیت (ACTIVITY) مانند تماشای تلویزیون و به عنوان عملکرد ( یعنی انجام اعمالی مفید برای اشخاص و به طور خاص برای جامعه ) یا به عنوان آزادی عمل درنظر گرفت . 
 مفهوم فراغت : 
 اصطلاح فراغت معمولاً با ویژگیهایی چون «آزادی از اضطرار» ، «فرصتی برای انتخاب»، «زمانی فراتر از اوقات کار» یا زمان آزاد بعد از انجام وظایف اجتماعی توصیف می شود. پرسش از مفهوم فراغت، پاسخ های متفاوتی می طلبد، عموماً فراغت در معنای متضاد با کار به کار می رود، اما گاهی آنچه برای یک نفر کار محسوب می شود همان فعالیت برای دیگری در حکم فراغت است. آزادی از الزام اگرچه اغلب به عنوان کلید توجه به فراغت محسوب می شود ولی بسیاری از فعالیت های جمعی خانگی، اجتماعی و داوطلبانه که غیر کار محسوب می شوند، به طور قابل ملاحظه ای با الزام همراه هستند. برخی به اوقات فراغت به عنوان فرصتی برای آرامش و استراحت می نگرند، هر چند که بیشتر مردم اوقات فراغتشان را به انجام خدمت، مطالعه، آموزش جدی یا نوشتن یک کتاب اختصاص می دهند. چنان که ملاحظه می شود تعریف مفهوم فراغت به آسانی ممکن نیست اما با تعمق در ادبیات مربوط به آن، می توان سه ویژگی اساسی از فراغت را ارائه داد : 
 الف ) فراغت به مفهوم «مازاد»، زمانی که برنامه و وظایف الزام آوری برای آن درنظر گرفته نمی شود. 
 ب ) فراغت به معنای حالتی از بودن، یک نگرش، شیوه ای از انجام امور. 
 ج ) فراغت در مفهوم کارکردی، فعالیت آزادانه انتخاب شده ای که به شکل گیری شخصیت منجر می شود. 
 وجه مشترک همه این مفاهیم، آزادی از ضرورت و اجبار است. این ویژگی با نگرش اکثر افراد نیز مطابقت دارد. مفهوم فراغت در نزد عموم غالباً با تأکید بر آزادی از الزام همراه است. در این معنا فراغت آن چیزی است که شما مایل به انجام آن هستید نه آن چه مجبور به انجام آن باشید. (بمل و بمل ، ۱۹۹۶). 
آلن بيرو در بحث از اوقات فراغت و معناي آن مي نويسد: فراقت از LEISIR مصدر قديمي مبدل شده به اسم مصدر و از ريشه ي لاتيني LICER به معناي “مجاز بودن” گرفته شده است (دوزات)۲
فراغت در برابر كار قرار مي گيرد ، ليكن تعريف آن بدون توجه به مجموعه حيات اجتماعي، سطح فنون، شيوه ي زندگي، مدل هاي اجتماعي- فرهنگي مسلط ممكن نيست.
همچنين رابطه اي نزديك بين اشكال كلي توليد، سازمان اقتصادي، شيوه هاي توزيع عادلانه ي درآمدها و صورت، مدت و كيفيت گذران اوقات فراغت وجود دارد.
اوقات فراغت فقط زمان آزاد شده از كار نيست، بلكه فعاليتي غير اجباري است ۳ . در فرهنگ عميد نيز درباره ي تعريف و معناي اوقات فراغت در فارسي به معني آسودگي و آسايش و آسودگي از كار و شغل است۴
دوزمايه ۵مي نويسد: گذران اوقات فراغت دربرگيرنده ي مجموعه اي از اشتغالاتي است كه فرد با كمال ميل بدان پردازد، خواه به منظور استراحت، خواه براي ايجاد تنوع، خواه با هدف گسترش اطلاعات و آموزش خويشتن بدون توجه به اهداف مادي و خواه براي مشاركت اجتماعي ارادي و بسط توان آزاد ئ خلاقش، بعد از آنكه از الزامات حرفه اي ، خانوادگي و اجتماعي فارغ گشت۶٫
___________________
ارسطودر باب اهميت آسايش مي نويسد : همچنان كه بارها گفته شده است آسايش هدف كار است۷٫ شايان ذكر است كه آسايش (به يوناني SCHOLE) در اين گفتار به معناي سرگرمي(PAIDIA) نيست، بلكه مراد از آن رهايي ذهن از اشتغالات زندگي مادي است. ذهني كه از آسايش برخوردار باشد بهتر مي تواند فضايل را در خود بپرورد از اين رو معناي آسايش بيكارگي نيز نمي تواند باشد. زيرا ذهن آسوده (به اين معني) پيوسته در حال فعاليت است. شنيدن نواهاي دلنشين موسيقي و اشعار نغز و همدمي با دوستان يكدل و از همه مهمتر تفكر، فعاليت هايي است كه روان آدمي را در حال آسايش به فضائل آراسته مي دارد۸٫
به نظر مي رسد كه فردي خوب مي تواند معناي آسايش را دريابد، كه در موقع پرداختن به كار جدي باشد.
ارسطو نيز مي گويد: براي لذت بردن از آسايش، نخست بايد در پرتو كار حوائج زندگي را برآورد. از اين رو دليري و پايداري براي كار و فلسفه براي آسايش و اعتدال و دادگري براي هر دو ضروري است۹٫
نتيجه ي آن كه هم در طول سال تحصيلي و هم در ايام تابستان، فرزندان ما از اوقات فرغت برخوردارند و مهم آن است كه ما براي اين اوقات به كمك آنها بشتابيم و با همفكري و راهنمايي آنها بتوانيم آنان را به تدوين برنامه اي مناسب براي اوقات فرغت خود ترغيب كنيم، تا اوقات فراغت آنها به گونه اي سازنده، لذت بخش، نشاط آفرينو رضايت آميز سپري گرددو در پرتو گذران مطلوب اين اوقات، آمادگي هاي لازم براي حضور فعال در مدرسه فراهم آيد.
نيازهايي كه از طريق اوقات فراغت تامين مي شود
گذران اوقات فراغت تامين نيازهايي در پي داردكه به احتضار بدان ها اشاره مي كنيم.
۱-نياز به استراحت و رفع خستگي
انسان ها همه ناز به اتراحت و رفع خستگي دارند. پيوستگي در انجام كارها و نبود زمان كافي براي فراغت و استراحت موجب نزول كيفيت كار و نيز پرخاشگري فرد فعال مي گردد ولي بايد به كودكان و نوجوانان آموخت كه زمان استراحت زمان بطالت نيست، بلكه زماني است كه فرد به تمدد اعصاب مي پردازدو حاصل آن افزايش بازده است. بدن و ذهن آدمي پس از مدتي كار، خود به خود نيازمند استراحت استو بطور طبيعي بدان مي پردازد. پس اوقات فراغت مي تواند چنين نيازي را رفع كند.
_____________________
پس از انجام كار طي ايامي خاص، آدمي نياز دارد تا اوقاتي را صرف تفريح كند. نقل مي كنند كه علي (ع) در روزهاي جمعه به بيرون از شهر مدينه و به فصد تفريح مي رفتند. پس الگوهاي ديني جايگاهي براي تفريحات در زندگاني پربار خود در نظر گرفته بودند.
گاه در ايام فرغت به سفر نيز مي توان رفت و پيامبر (ص) فرموده اند كه “سافروا تصحوا” مسافرت كنيد تا سلامت بمانيد. حتي سفرهاي كوتاه به بيرون شهر در روزهاي جمعه و خوردن ناهار در كنار رودخانه و سبزه زار مي تواند تفريحي دلانگيز محسوب شود. به هر حال بايد ترتيبي اتخاذ نمود كه در ايام سال كودكان و نوجوانان از تفريحات سالم برخوردار بشوند. در مراكز مشاوره يكي از مشكلاتي كه خانم ها و كودكان و نوجوانان آنها مطرح مي كننداين است كه پدر با داشتن امكانات مالي از بردن آنها به سفر و تفريح امتناع مي كن. بايد دانست كه تفريحات موجب انيساط خاطر و سلامت رواني مي گردد.
۳-سرگرمي و ايجاد تنوع
نياز ديگري كه در اوقات فراغت رفع مي شود، نياز كودكان و نوجوانان به سرگرمي و تنوع داشتن است. بخشي از درگيري هاي درون منزل كه ميان كودكان رخ مي دهد به اين دليل است كه آنها بيكارند و وسيله اي براي سرگرمي ندارند. لذا يكيي براي ديگري ادا در مي آوردو او نيز در عوض وي را مي زند. اما وقتي هر دو داراي سرگرمي خاصي باشند، فرصت كمتري براي ايجاد مزاحمت و درگيري با يكديگر دارند.
مسئله ي تنوع نيز امري مهم است و زندگي بدون تنوع خسته كننده مي باشد. پس تنوع در گذران اوقات فرغت باعث ايجاد تنوع در زندگي مي گردد و تنوع مانع پديدآيي افسردگي است.آنچه افسرده ها از آن گله مندند، نداشتن تنوع در زندگي و يكنواخت شدن آن است. پس با راهنمايي فرزندان به انجام فعاليت هاي متنوع، زمينه ي علاقه مندي آنان را به زندگاني فراهم سازيم.

۴-شكوفايي استعدادهاي شخصي
هر يك از فرزندان ما داراي استعدادهايي است. در تعريف استعداد گفته اند كه آن توانايي بالقوه اي است كه اگر دز محيطمساعدي قرار بگيرد به شكوفايي مي انجامد۱۰٫
فردي كه استعداد هايش به نحو مطلوبي به شكوفايي رسيده باشد به تعبير مازلو۱۱ به خود شكوفايي۱۲ دست يافته است.
_____________________
يكي از زمينه هايي كه موجبات رشد استعداد ها را فراهم مي آورد پرداختن به فعاليت هايي است كه فرزند در اوقات فرغت انجام مي دهد و از جمله راهايي كه مي توان از طريق آنها مبادرت به شناخت استعدادهاي كودكان و نوجوانان نمود ملاحظه كردن كارهايي است كه آنها را با علاقه انجام مي دهندو نيز به تكرار آنها مي پردازند۱۳٫ پس در لحظه هاي آزاد كه كودكان و نوجوانان خود مايلند به فعاليتي رو آورند، بهتر مي توان به شناخت استعداد ها و علايق آنها پي بردو تمهيدات و امكانات لازم را براي رشد و بالندگي استعدادهايشان فراهم آورد.
۵-نياز به رشد فرهنگي
امروزه توجه به فرهنگ و تغييرات اجتماعي امري حائز اهميت است و با توجه به توسعه و پيش رفت فناوري اطلاعات مي توان در جهت تامين چنين نيازي اقدامات موثر به عمل آورد.
پس غني كردن اوقات فراغت از طريق تماشاي فيلم هاي فرهنگي مي تواند پاسخگوي نيازهاي مزبور باشد.شايان ذكر است كه بازديد از آثار تاريخي، كه معمولا در اوقات فراغت صورت مي گيرد، زمينه ي آشنايي بيشتر با سوابق ديرينه ي فرهنگي را فراهم مي آورد.
بورديو، جامعه شناسي كه به نهاد آموزش و پرورش توجهي ويژه داشته و به بررسي تاثير مسائل فرهنگي بر آموزش و پرورش و تحولات آن پرداخته است، مي نويسد: عوامل فرهنگي خانواده بر فرآيند ژيش رفت تحصيلي فرزندان موثر است۱۴٫
وي غناي فرهنگي خانواده را موجب پيشرفت تحصيلي بيش تر فرزندان آن دانسته، حاصل تحقيقات او اين است كه خانواده هايي كه فرزندان خود را به تماشاي تئاتر، سينما، گالري هاي نقاشي و كنسرت ها و موزه ها مي برند موجبات پيشرفت فرزندان خود را فراهم مي سازند. او همچنين متذكر مي شود كه وقتي فرزندان از خانواده هايي به مدرسه مي آيند كه از غناي فرهنگي بيش تري برخوردارند با محيط مدرسه سنخيت بيشتري احساس مي كنندو خود را با آن هماهنگ تر مي يابند،مفاهيم و مقاصد معلمان را بهتر درك مي كنند و لذا پيش رفت بيشتري دارند.
او با ذكر مثالي مي نويسد: مثلا در فرانسه كه بر اساس سنت جاري ، معلمان از طبقه ي متوسط جامعه به مدرسه مي آيند در درك مقاصد معلمين خود از توانايي بيش تري برخوردارندو به مدرسه علاقه مندي بيشتري را نشان مي دهند. به عكس وققتي كه انش آموزان از طبقات پايين جامعه وارد مدرسه

_______________________

  • بازدید : 63 views
  • بدون نظر

دانلود پروژه پایان نامه ورد بررسی علل تمایل به خود کشی و پیشگیری از آن رو براتون گذاشتم.

دانلود این فایل می تواند کمک ویژه ای به شما در تکمیل یک پایان نامه ی کامل و قابل قبول و ارایه و دفاع از آن در سمینار مربوطه باشد.

برخی از عناوین موجود در این مقاله :

۱-قطع رابطه با شخص مورد علاقه

۲-عدم رابطه مناسب با والدین 

۳-شکست در تحصیل

و بسیاری موارد دیگر.

امیدوارم از این مقاله لذت ببرید..

چكيده

من مشاور دوره متوسطه هستم در دوران دبيرستان و پيش دانشگاهي اغلب نوجوانان روابط نزديكي با والدين و ساير افراد خانواده ندارند و معمولاً دخترها در اين سن بسيار احساساتي بوده و به سرعت عاشق مي شوند اين عشق ها در بسياري از موارد مشكلاتي را براي آنان بوجود مي آورد كه گاهي منجر به فرار از خانه يا خودكشي مي گردد. در اين بررسي تجربه اي از حل مشكل دختري كه فرد مورد علاقه‌اش را از دست داده و در مرحله ضربه سوگ قصد خودكشي داشته، مورد تحقيق و پژوهش قرار گرفته است. كه با ايجاد ارتباط بين مشاور و مراجع و برانگيختن احساسات مذهبي و مسئوليت نسبت به زندگي و بهبود روابط بستگان با مراجع توانستم اميد به زندگي را در وي افزايش داده و او را به شرايط عاديبازگردانم. 

  • بازدید : 76 views
  • بدون نظر
این فایل در ۷۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشاملموارد زیر است:

افسردگی یکی از اختلالات روانی است که بین کودکان و نوجوانان نیز شایع است. تشخیص افسردگی در کودکان و نوجوانان موضوعی بالنسبه تازه است. 
طبق نظریه فروید و پیروان او، افسردگی مربوط است به کشمکش های وجدان اخلاقی (سوپرایگوی ) رشد یافته و چون طبق نظریه آنها رشد ایگو تا نوجوانی کامل نیست، افسردگی واقعی در کودکان نمی تواند وجود داشته باشد. 
چون کودکان همواره در حال رشد و تغییرات بدنی و روانی هستند ارزیابی مفهوم یا اثرات درازمدت رفتارهای افسردگی و سایر مسائل رفتاری مشکل است. 
افسردگی  یکی از رایج ترین انواع ناراحتی های روانی است، به حدی این بیماری شایع است که می توان آن را با سرماخوردگی در میان ناراحتی جسمی مقایسه کرد. در هر لحظه از زمان پانزده تا بیست درصد افراد جامعه ممکن است عوارض و نشانه های مختلف افسردگی را از خود نشان دهند. 
حداقل دوازده درصد از جمعیّت کشورهای پیشرفته در طی عمر خود برای معالجه علائم افسردگی به متخصصان روانی مراجعه می کنند (مهربان، ۱۳۷۳). 
عوامل متعددی در ایجاد افسردگی نقش ایفاء می کنند که یکی از این عوامل خانواده می باشد. خانواده به عنوان اولین محیط شکل گیری شخصیت انسان از اهمیت زیادی برخوردار است، به خصوص اینکه رابطه والدین بر رشد سالم و متعالی عاطفی روانی تأثیر زیادی می توان داشته باشد. 
چندین مقاله نظری و تعدد گزارش های روانی در زمینه ارتباط بین کارکرد خانواده و شروع اختلالات خلقی، بخصوص اختلالات افسردگی اساسی وجود دارد (کاپلان، ۱۹۹۴). 
با توجه به اینکه برای پیشگیری از ناراحتی های روانی بایستی عوامل وابسته به آن ناراحتی را شناسایی نمود و از آنجا که نتایج پژوهش های زیادی نشان می دهد که بسیاری از نارحتی های عاطفی و روانی فرزندان با کیفیت زناشویی مرتبط است لذا پژوهش حاضر در صدد بررسی ارتباط بین میزان رضایت زناشویی والدین و میزان افسردگی کودکان آنها است (ترجمه پورافکاری، ۱۳۷۶). 

اهداف پژوهش: 
با توجه به اینکه خانواده اولین پایه گذار شخصیت و ارزشهای معیارهای فکری است که نقش مهمی در تعیین سرنوشت و سبک و خط مشی زندگی آینده فرد را دارد و اخلاق و صحت و سلامتی روانی فرد تا حدود بسیار درگرو آن است و از آنجا که خانواده یک واحد اجتماعی است که ارزش ها و معیارهای اجتماعی از طریق آن به کودک منتقل می شود. هدف کلی این پژوهش بررسی رابطه بین میزان رضایت زناشویی والدین و افسردگی کودکان آنها در جامعه انتخابی دانش آموزان مقطع تحصیلی راهنمایی منطقه پنج تهران می باشد و اهداف جزئی آن نیز عبارتند از : 
۱- شناخت روابط بین میزان رضایت زناشویی پدران و میزان افسردگی فرزندان دختر مقطع راهنمایی آنها 
۲- شناخت روابط بین میزان رضایت زناشویی مادران و میزان افسردگی فرزندان دختر مقطع راهنمایی آنها 

فرضیه پژوهش : 
۱- بین میزان رضایت زناشویی پدران و میزان افسردگی فرزندان دختر آنها رابطه ای وجود دارد. 
۲- بین میزان رضایت زناشویی مادران و میزان افسردگی فرزندان دختر آنها رابطه ای وجود دارد. 

تعیین متغیر متغیر مستقل : میزان رضایت زناشویی 
متغیر وابسته : افسردگی کودکان
تعاریف متغیرها : 
رضایت زناشویی : 
از دیدگاههای مختلفی تعریف شده که با هم متفاوت هستند. سلیمانیان به نقل از وینچ و همکاران (۱۹۸۶) رضایت زناشوی را انطباق بین وضعیتی که وجود دارد و وضعیتی که مورد انتظار است تعریف می کند. بنابراین تعریف رضایت مندی از زناشویی بستگی زیادی به نوع تفکرات فرد دارد. یعنی رضایت مندی تابع نگرش ها و انتظارات فرد است. 
سلیمانیان (۱۳۷۳) به نقل از هاکینز (۱۹۸۷) رضایت از زناشویی را چنین تعریف می کند: احساسات عینی از خشنودی، رضایت و لذت از تجربه توس زن یا شوهر موقعی که همه جنبه های ازدواج شان را در نظر می گیرند. 

افسردگی : 
افسردگی اصطلاحی است که به مجموعه رفتارهایی اطلاق می شود که عناصر مشخص آن کندی حرکت و کلام، گریه کردن، غمگینی، فقدان پاسخ های شاد، خود کم بینی ، فقدان علاقه ، کم ارزشی، بی خوابی، بی اشتهایی، خلق افسرده، بازداری از عمل و بازداری از تفکر است (احمدی، ۱۳۶۸). 

تعریف عملیاتی متغیرها 
در این پژوهش رضایت زناشویی به متغیر مستقل عبارت است از نمرة حاصله از فرم ۴۷ سؤالی پرسشنامه رضایت زناشویی ENRICH.
افسردگی به عنوان متغیر وابسته عبارت است از نمرة حاصله از پرسشنامة افسردگی کودکان و نوجوانان. 
  • بازدید : 54 views
  • بدون نظر

این فایل در ۷صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

ارزشيابي پيشرفت تحصيلي به نمره دادن و صدور گواهينامه خلاصه نمي شود بلكه يكي از اهداف اصلي آن كمك به معلم در بهبود شيوه هاي آموزشي خود و رفع نواقص يادگيري دانش آموزان است، در صورتي كه ارزشيابي صحيح و مناسبي صورت نگيرد در ادامه برای آشنایی بیشتر شما توضیحات بیشتری می دهیم

  • بازدید : 41 views
  • بدون نظر
این فایل در ۷۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل مواردز یر است:

شرایط خلقت در تمامی جهان و برای تمامی کودکان يكسان است. همه ی افراد بشر به یک نحو پا به این دنیای خاکی می‌گذراند و نطفه آنان نیز به یک طریق بسته می‌شود. ولی حتی دو کودک را در این جهان پهناور نمی‌توان یافت که از نظر خصوصیات جسمانی و روانی کاملاً يكسان باشند. بررسی‌های انجام شده نشان می‌دهد که در میان مخلوقات خداوند عده ای با دیگران از نظر جسمی و روحی تفاوت‌هایی دارند، علاوه بر برخی تفاوت‌های ظاهری چون قد، رنگ مو، رنگ چشم، عده ای دیگر از ابنای بشر تفاوت‌های دیگری نیز با همنوعان خود دارند، مثلاً عده ای از نظر دید با دیگری متفاوت اند و یا از نظر شنوایی چون دیگران نیستند و گروهی از نظر هوش و استعداد فراگیری قدرت دیگران را ندارند و یا بالعکس از دیگران برترند
خویشاوندی عبارت است از مجموعه ای از پیوندهایی که به دلیل قرابت نسبی، سببی یا رضاعی بین عده ای از افراد وجود دارد. لذا خویشاوندی دارای انواع نسبی، سببی و رضاعی است (نقل از غیاثی، ۱۳۷۵).
اصولاً خویشاوندی از نظر علم ژنتیک به افرادی گفته می‌شود که دارای اجداد مشترک و بالطبع ژن‌های مشترک باشند، والدین و فرزندان یا خواهران و برادران را در اصطلاح خویشاوندان درجه اول می‌نامند.
نسبت خویشاوندی این افراد برابر   است (۵۰ درصد ژن مشترک). عموها، عمه‌ها، خاله‌ها، دایی‌ها را با توجه به برادرزاده‌ها، خواهرزاده‌ها و امثال آن‌ها خویشاوندان درجه دوم گویند. درجه خویشاوندی آن‌ها   می‌باشد. پسرعمو، دختر عمه و پسرخاله و دخترخاله و امصال آن‌ها را خویشاوندان درجه سوم می‌نامند، درجه خویشاوندی این قبیل اشخاصل نسبت به یکدیگر برابر   می‌باشد. (نقل از پلاسی زاده، ۱۳۷۶). 
عوامل و مشکلات وراثتی باعث ایجاد اختلالات فراوان در رشد جسمی و ذهنی کودکان می‌گردد.ازدواج با همخون یا ازدواج فامیلی احتمال بروز معلولیت‌های گوناگون را بیشتر می‌کند. بدین ترتیب که هرگاه والدین با هم فامیل باشند (یعنی ناقل خصوصیات یک خانواده باشند) در صورتی که نسل‌های گذشته این خانواده ضایعه ای بروز نموده باشد احتمال بارز شدن ناهنجاری به مقدار زیادی افزایش می‌یابد . (منبع قبلي)
مسئله ای که پژوهشگر در پژوهش حاضر قصد بررسی آن را دارد این است که آیا در والدین دانش آموزان دارای نارسایی بینایی شهر تهران ، ازدواج خویشاوندی بیش از سایر علل رایج نابینایی وجود دارد و همچنین آیا فراوانی ازدواج‌های خویشاوندی در والدین دانش آموزان مقطع دبستان و دبیرستان تغییری داشته است یا خیر .
ضرورت و اهمیت پژوهش
مهمترین عامل  معلولیت زایی، ازدواج فامیلی است که علت آن عامل همخونی است که در میان اقلیت‌ها و روستاییان و خانواده‌هایی که ازدواج با نزدیکان همخون متداول است (مانند دختر عمو، پسر عمو – دختر خاله، پسر خاله و…) نابهنجاری‌های ارثی بیش از دیگران می‌باشد، هرقدر نسبت خونی بیشتر و نزدیکتر باشد احتمال بروز خصوصیات منفی و بیمارگون بیشتر است (افروز، ۱۳۸۱). وفراوانی ازدواج‌های خویشاوندی در حال حاضر باعث می‌گردد که سالیانه کودکان معصوم زیادی قربانی انواع معلولیت‌ها شوند. لذا انجام  پژوهش‌هایی در   زمینه  تاثیر ازدواج‌های فامیلی بر بروز نارسایی بینایی موثر خواهد بود .  با توجه به عدم آگاهی بعضی والدین از عواقب و خطرات این ازدواج‌ها ، اهمیت این گونه  پژوهش‌ها در  افزایش اطلاعات جامعه انکار ناپذیر است ، زیرا پیشگیری مقدم بر درمان محسوب می‌گردد و می‌تواند   گام موثری باشد در سالم سازی نسل آینده . با انجام مشاوره‌های ژنتیک می‌توان پیشگیری موثری از بروز این گونه اختلالات داشت و تعداد اختلالات بینایی ناشی از زادواج‌های فامیلی را کاهش داد. (محقق، ۱۳۸۷).
اهداف پژوهش
ازدواج‌های همخون از لحاظ ژنتیکی بسیار مهم است. چرا که نزدیک بودن زن و شوهر موجب افزای آللهای مشترک می‌شود و در نتیجه ایجاد هموزیگوت می‌کند. بیماری‌های ارثی همخون‌ها افزایش می‌یابد، لذا در برخی از جامعه‌ها قوانینی برای ازدواج وضع کرده اند که مانع از پیوستگی‌های نزدیک می‌شود. ازدواج‌های خانوادگی و همخونی علاوه بر افزایش آزارهای ارثی و بیماریهای ژنتیک در نفوس موجب اغطاط مزاجی، کوتاهی عمر، گاهی موجب عقیمی، کاهش قدرت حیات و سقط جنین می‌گردد (به علت وجود ژن‌های مرگبار) (مولوی، ۱۳۳۵).
از زمان داروین به خوبی می‌دانستند که همخونی‌های طولانی موجب کاهش نیرومندی و قدرت جسم و جان می‌شود و از طول عمر می‌کاهد. به علاوه زحمات سوتروتاباخ  نشان می‌دهد که تعداد کودکانی که مبتلا به بدشکلی و نابهنجاری هستند بیشتر از ازدواج‌های نزدیک و همخون حاصل می‌شود. فرزندان پدر و مادری که نسبت خیلی نزدیکی دارند (ازدواج با عمه، خاله، دایی، خواهر و غیره) به شكل‌هایی فراوان تری را از سایر ازدواج‌ها نشان می‌دهد. به هر حال باید دانست که ازدواج‌های نزدیک نتایج شوم و پشیمان کننده ای در بر دارد مگر این که خانواده کاملاً سالم و عاری از هر نوع بیماری باشد (مولوی، ۱۳۳۵).
با توجه به تعداد دانش آموزان استثنایی که هر ساله نیز بر تعداد آن‌ها افزوده می‌شود و با توجه به ازدواج‌های همخونی که در کشور صورت می‌گیرد  ، هدف پزوهش حاضر  یافتن ارتباط دو عامل خویشاوندی والدین و نارسایی‌های بینایی است تا رهنمودی باشد برای کلیه جوانانی که در آستانه ازدواج قرار دارند.
پرسش پژوهش
۱) آيا ميزان ازدواج‌هاي خويشاوندي و عادي در والدين دانش آموزان داراي نارسايي بينايي تفاوت معني‌داري دارد؟
۲) آیا فراوانی ازدواج‌های خویشاوندی در والدین دانش آموزان دارای نارسایی بینایی مقطع ابتدایی شهر تهران تفاوت معني‌داري دارد؟
مفاهیم و اصطلاحات پژوهش
ازدواج فامیلی (خویشاوندی) : ازدواج بین دو نفر که با یکدیگر خویشاوند بوده و دارای ژن‌های مشابه با ساختمان يكسان هستند. ژن‌های مشابه را از اجداد و گذشتگان مشترک دریافت کرده اند (نقل از خانعلی زاده، ۱۳۷۸).
ازدواج فامیلی درجه یک : منظور از ازدواج پسر عمو – دختر عمو، پسر خاله – دختر خاله، پسر دایی – دختر عمه و پسر عمه – دختر دایی است (نقل از خانعلی زاده، ۱۳۷۸).
صفت: صفت، حالت ساختمان و یا عملی است از بدن، یا عضوی از بدن که وسیله تمایز دو فرد مختلف یک گونه می‌شود (هیئت مولفان، ۱۳۶۹).
صفات بارز: یعنی يكي از دو صفتی که در والدین وجود دارد، که يكي ظاهر شده است و خصوصیات صفات مربوطه آن در اندام موجود زنده (ارگانیسم) پدیدار می‌شود. به عنوان مثال چشم مشکی در فردی که چشمان وی مشکی است، ولی در عین حال دارای ژن چشم آبی نیز می‌باشد، ژن بارز به شمار می‌رود.
ژن مکنون یا نهفته: به ژنی اطلاق می‌شود که در سلول موجود زنده وجود دارد، لیکن خصوصیت آن در حضور یک ژن بارز مخفی مانده است. در مثال بالا، ژن چشم آبی در مقابل ژن چشم مشکی وجود دارد، لیکن نهفته مانده است (هیئت مولفان، ۱۳۶۹).
خالص یا هموزیگوت: موجودی را از حیث صفتی خالص می‌گویند که، یاخته‌های جنسی به وجود آورنده صفت مزبور از یک نوع باشند، مسلم است که چنین موجودی خود یاخته‌های جنسی مشابهی از نظر ایجاد همین صفت به وجود خواهد آورد. 
ناخالص یا هتروزیگوت: ناخالص به موجودی گفته می‌شود که یاخته‌های جنسی به وجود آورنده وی يكسان نباشد. بدون تردید، یک فرد ناخالص یاخته‌های مشابهی ندارد (۵۰ درصد از یک نوع و ۵۰ درصد از نوع دیگری خواهند بود).
ژنوتیپ و فنوتیپ: ژنوتیپ نمایانگر مجموعه عوامل ارثی یا ژن‌هایی است که در یک فرد وجود دارد. فنوتیپ تنها به صورت ظاهری و قیافه یک موجود گفته می‌شود.
ژن‌های آلل یا ژن‌های همردیف: هر صفت ارثی توسط دو ژن ظاهر می‌شود. يكي از این زن‌ها متعلق به پدر و دیگری از آن مادر است. این قبیل ژن‌ها در روی یک جفت کروموزوم همتا نقاط مشابهی را اشغال کرده‌اند و در اصطلاح به نام ژن‌های همردیف یا ژن‌های آلل نامیده می‌شوند .
نابینایی: انجمن نابینایی آمریکا برای افرادی که اصلاً بینایی قابل استفاده ندارند اصطلاح نابینا و نابینایی را پیشنهاد می‌کند (AFB، ۱۹۹۷).
کم بینایی: کم بینا به فردی اطلاق می‌شود که تیزی دیداری وی در چشم برتر و پس از ترمیم (استفاده از وسایل کمکی)   یا کمتر است (نامنی، ۱۳۸۱).
  • بازدید : 51 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۱صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

پدر و مادر مسئول سلامت و رشد جسمي و روحي و مهم ترين عامل سعادت و يا شقاوت فرزندان خود هستند، هر چه آنها در اين زمينه سرمايه گذاري و تلاش بيشتري كنند نتيجه و ثمر آن را در آينده بيشتر خواهند ديد. 
حساس ترين وظيفه پدر و مادر در برابر فرزندانشان، تربيت صحيح آنان است. 
اسلام شخصيت آينده كودك را مرهون تربيت و پرورش و مراقبت پدر و مادر مي داند و براي تمام لحظات زندگي و دوران عمر افراد، دستورات خاص و مقررات ويژه اي دارد. 
يكي از مسائل مطرح شده در اسلام، مسئله وظايف والدين در تربيت فرزندان است كه در نظر قرآن و اهل بيت(ع) جايگاه ويژه اي دارد. 
اهميت تربيت خانواده در قرآن و حديث
خداوند متعال در سوره فرقان يكي از ويژگي هاي بندگان راستين را توجه خاص به تربيت فرزند و خانواده خويش مي داند تا آن جا كه آنها براي خود در برابر آنها احساس مسئوليت فوق العاده اي مي كنند چنان كه مي فرمايد: «آنها پيوسته از درگاه خدا مي خواهند و مي گويند پروردگارا از همسران و فرزندان ما كساني قرار ده كه مايه روشني چشم ما گردد» 
مسلما چنين افرادي آنچه در توان دارند در تربيت فرزندان و همسران و آشنايي آنها به اصول و فروع اسلام و راه هاي حق و عدالت، فروگذار نمي كنند و در آنجا كه دستشان نمي رسد دست به دامن لطف پروردگار مي زنند و دعا مي كنند. 
همچنين در آيه شش سوره التحريم خيرخواهي براي اعضاي خانواده و تربيت ديني آنان را تكليفي بايسته برعهده مومنان دانسته، روي سخن را به همه مومنان كرده و دستوراتي درباره تعليم و تربيت همسر و فرزندان و خانواده به آنها مي دهد و مي فرمايد: «اي كساني كه ايمان آورده ايد! خود و خانواده خويش را از آتشي كه هيزم آن انسان ها و سنگ ها هستند نگاهداريد.»
نگهداري خويشتن به ترك معاصي و عدم تسليم در برابر شهوات سركش است، و نگهداري خانواده به تعليم و تربيت و امر به معروف و نهي از منكر و فراهم ساختن محيطي پاك و خالي از هرگونه آلودگي، در فضاي خانه و خانواده است. 
اين برنامه اي است كه بايد از نخستين سنگ بناي خانواده، يعني از مقدمات ازدواج، و سپس نخستين لحظه تولد فرزند آغاز گردد، و در تمام مراحل با برنامه ريزي صحيح و با نهايت دقت تعقيب شود. 
به تعبير ديگر حق زن و فرزند تنها با تأمين هزينه زندگي و مسكن و تغذيه آنهاحاصل نمي شود، مهم تر از آن تغذيه روح و جان آنها و به كار گرفتن اصول تعليم و تربيت صحيح است. 
از آيه فوق، و رواياتي كه درباره حقوق فرزند و مانند آن در منابع اسلامي وارد شده، به خوبي استفاده مي شود كه انسان در مقابل همسر و فرزند خويش مسئوليت سنگين تري نسبت به ديگران دارد، و موظف است تا آنجا كه مي تواند در تعليم و تربيت آنها بكوشد، آنها را از گناه بازدارد و به نيكي ها دعوت كند، نه اينكه تنها به تغذيه جسم آنها قناعت كند. 
در حديثي مي خوانيم: هنگامي كه آيه فوق نازل شد، كسي از ياران پيامبر(ص) سؤال كرد: چگونه خانواده خود را از آتش دوزخ حفظ كنم؟ حضرت(ص) فرمود: آن ها را امر به معروف و نهي از منكر مي كني، اگر از تو پذيرفتند آنها را از آتش دوزخ حفظ كرده اي، و اگر نپذيرفتند وظيفه خود را انجام دا ده اي»
امير مومنان علي(ع) نيز در تفسير آيه فوق فرمود: «منظور اين است كه خود و خانواده خويش را نيكي بياموزيد و آنها را ادب كنيد.»
همچنين امام سجاد(ع) در رساله حقوق خود با اشاره به اين موضوع، تربيت نيكو و كمك براي ايجاد رفتار صحيح در فرزندان را از وظايف والدين برشمرده و فرموده است: «و اما حق فرزندت آن است كه بداني او از توست و خير و شر او در همين دنيا به تو نسبت داده مي شود و تو نسبت به تربيت شايسته او و راهنمايي اش به سمت و سوي خدا و كمك به خداپرستي اش، مسئولي و در اين مورد، پاداش ياكيفر داده خواهي شد. پس در كار تربيت فرزند، چنان رفتار كن كه اگر در اين دنيا آثار خوب داشت، مايه آراستگي و زينت تو باشد و با رسيدگي شايسته اي كه نسبت به او داشته اي، نزد پروردگارت عذر و حجت داشته باشي!»
 
وظايف تربيتي والدين
 
انتخاب نام شايسته
انتخاب نام خوب براي كودك امري بسيار مهم وحساس است كه تأثير زيادي بر شخصيت و روح و روان او دارد، نام زيبا و شايسته، نماد هويت و شخصيت آينده هر فرد و مايه افتخار و مباهات وي خواهد بود. 
رسول خدا(ص) انتخاب نام نيك را از حقوق فرزند بر گردن پدر مي دانست و مي فرمايد: «فرزندانتان را به نام انبيا اسم گذاري كنيد.»
 
مهر و محبت
محبت اساس موفقيت خانواده و از مؤثرترين روش هاي تربيتي است كه در فرهنگ اسلامي به آن توجه خاصي شده. 
اسلام دستور داده كه پدر و مادر بايد براساس محبت فرزندان را تربيت كنند. چنان كه پيامبرگرامي اسلام(ص) نيز مي فرمايد: كودكان را دوست بداريد و نسبت به آنها مهربان باشيد.»
كودك بيش از هر كس تشنه محبت والدين خود مي باشد. كودكي كه در كانون مهر و محبت والدين خود پرورش يافته است داراي آرامش رواني، امنيت خاطر، اعتماد به نفس، اعتماد به والدين، الگوگيري در مهرورزي به ديگران و پيشگيري از انحرافات است، و بهتر مي تواند با مشكلات و حوادث سهمگين دوران بلوغ و تغييرات جسمي و رواني روبه رو گردد و با آرامش و اطمينان قدم به عرصه اجتماع گذارد. 
ارتباط عاطفي با فرزند موجب مي شود كه وي با والدين خويش صميمي باشد، به آنان اعتماد كند و آنان را پناهگاه خويش در بحران هاي زندگي بداند. خداوند در قرآن كريم، خطاب به پيامبرش مي فرمايد: «به خاطر رحمت خدا بود كه تو با آنان ارتباط صميمي و مهرآميزي پيدا كردي، اگر خشن بودي، هيچ كس دور تو جمع نمي شد.»
در اين ميان والدين بسياري هستند كه به فرزندان خود محبت فراوان دارند اما آن را ابراز نمي كنند. محبت وقتي سازنده و تأثيرگذار خواهد بود كه فرد مورد محبت از آن آگاهي يابد؛ اين نياز، را مي توان به شكل هاي گوناگون از جمله بوسيدن كودك، در آغوش گرفتن، گفتن جملات زيبا و محبت آميز، خريدن هديه و اسباب بازي و… برآورده كرد. 
از نكات بسيار مهمي كه والدين بايد در اين زمينه به آن توجه داشته باشند اين است كه از زياده روي و افراط در محبت بپرهيزند كه اين خود نيز مشكلاتي را به دنبال خواهد داشت. 
خداوند در سوره منافقون مسلمانان را از محبت و علاقه زياد به مال و فرزند كه باعث غفلت از ياد خدا مي شود، برحذر مي دارد و مي فرمايد: «اي كساني كه ايمان آورده ايد مبادا اموال و فرزندانتان، شما را از ياد خدا غافل گرداند و هر كسي چنين كند از زيان كاران است.»
محبت زياد و بي جا، موجب نازپروردگي، لوس بار آمدن و از خود راضي شدن كودك مي شود و به سبب وابستگي شديد كودك به والدين، فرزندان را از كسب استقلال باز مي دارد و در حقيقت زمينه ضعف و سستي كودك و عدم شكيبايي و پايداري او در مقابل مشكلات را فراهم مي كند. 
امام باقر(ع) در اين باره مي فرمايد: «بدترين پدر كسي است كه در نيكي از حد اعتدال خارج شود و به زياده روي بگرايد و بدترين فرزندان فرزندي است كه در اثر كوتاهي، به عاق والدين دچار شود
  • بازدید : 48 views
  • بدون نظر
این فایل در ۷۴صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

همزمان با آغاز سال تحصيلي روساي جمهور سئوالاتي را از دانش آموزان        مي پرسند و زمينه تحقيق و پژوهش و تفحص آنان را فراهم مي كنند امسال هم در آغاز سال تحصيلي ۸۵كه با حضور رياست محترم جمهوري در شهرستان بم برگزار شد دكتر احمدي نژاد سئوالاتي را مطرح كردند تا دانش آموزان كه آينده سازان فرداي ايران ما هستند را به تلاش و تحقيق و تفحص به پادارند و زمينه را براي رشد اخلاقي جوانان امروز بوجود آورند نكته جالبتر اين حركت فرهنگي سئوال مطرح شده آن است كه موضوع مهرورزي را نشانه گرفته است واين خود نشان ازآينده نگري درسئوال است زيراجوانان را برآن وا ميدارد كه براي زندگي كردن درعصرجديد راهي مطمئن را پيدا كنندكه آن راه خود نيز باعث هويت بخشيدن به زندگي‌ مي‌شود وبشر               مي تواند در سايه آن طعم لذيذ زندگي را بچشد وبه اين شيوه زندگي كردن را به كودكان خود بياموزد تا آينده اي روشن را براي او به ارمغان بياورد 
دكتراحمدي نژادرياست محترم جمهوردريكي ازسخنراني هاي خود با اشاره به دوراني كه اصول مهرورزي درآن رعايت شد، نشان دادند كه اين حركت جز درزير سايه دين مبين اسلام بودن و زير سايه پيامبران الهي تحقق نمي يابد .
كه به يكي از اين سخنرانيها اشاره مي كنم:
امروز آنچه از خوبى، اخلاق، جوانمردى، انسانيت، علم، كرامت، مطالبه عدالت و اخلاق مشاهده مى كنيد، حاصل مجاهدت انبياست. بشر آنچه از خوبيها در اختيار دارد از تلاش، حركت و مجاهدت انبياست. اگر لبخندى، زيبايى اى، محبتى، عشقى، خداپرستى و عدالت طلبى اى هست، همه از عليمات انبيا و به ويژه پيامبر بزرگ اسلام است. هرجا نقصى، نابسامانى اى ظلمى، بداخلاقى، كينه ورزى و جنايت هست، نتيجه دورى از خط و تعليمات انبيا به ويژه تعليمات پيامبر بزرگ اسلام است. هر جا كه جهل، دورى از انسانيت، فساد، از هم پاشيدگى بنيانهاى خانواده و اجتماع هست، ناشى از دورى از تعليمات انبياست. اگر امروز در دنيا مسابقه تسليحاتى است و بسيارى از كشورها به جاى اينكه پولشان، منابعشان و ثروتشان را در خدمت رفاه و آبادانى و پيشرفت ملتشان قرار بدهند، دنبال پر كردن انبارها از انواع تسليحات و جنگ افزار هستند به خاطر دورى از تعليمات انبياست. 

پيامبر عزيز ما مظهر رأفت و محبت بود. اسوه، الگو و نماد كامل مهرورزى و عشق به انسانها بود. او در عشق به انسانها مى سوخت و سر تا سر وجودش مهر و محبت و مودت نسبت به انسانها بود. او مظهر اخلاق كامل بود. همه زندگى او از سكوت، نگاه، لبخند، خشم و لحظه به لحظه رفتار او كامل ترين اخلاق الهى است در اختيار بشر قرار گرفته است. او مكرمتهاى اخلاق را به نهايت خود رساند. پيامبر عزيز ما مظهر مهربانى بود. امروز امت و پيروان او بايد مظهر مهربانى باشند. مهرورزى و عشق به همنوع، هم كيش و هموطن از اخلاق انبيا و پيامبر عزيز ماست. پايه تمام پيشرفتها، ترقيها و تحولات مثبت در يك ملت عشق و محبت بين آن ملت و آحاد آن ملت است. امروز ملت ما به تأسى از پيامبر عزيز اسلام شعارمهرورزى را انتخاب كرده است. ما نه تنها ملت خودمان و هموطنان خودمان، بلكه همه انسانها را دوست مى داريم و براى آنها دل مى سوزانيم. محبت پيامبر بود كه دلهاى بشريت را به هم نزديك كرد و بشريت را از توحش، جهالت و كينه ورزيها دور كرد. 
مهرورزى و محبت پيامبر بود كه پايه تمدن بزرگ اسلامى را بينان نهاد. مهرورزى و رحمت پيامبر بود كه جباران و ظالمين تاريخ را سركوب كرد و ان شاء الله در آينده هم سركوب خواهد كرد. ما پيرو چنان پيامبرى هستيم. مهر و محبت بايد در خانواده، مدرسه، كارخانه، مزرعه، دانشگاه و كوچه و بازار و در همه جاى زندگى ما موج بزند. مهر و محبت و مهرورزى نشانه خدا پرستى و حيات طيبه است. مهر و محبت يك عطيه الهى است كه خداوند به واسطه وجود پيامبر عزيز اسلام براى بشريت به ارمغان آورد. مهر و محبت موجب آرامش، وحدت و همبستگى دلها، دستها و فكرهاست. امروز ما به تأسى از پيامبر عزيز اسلام بايد مهرورزى را در بين خودمان گسترش بدهيم و ايران عزيز را به الگوى محبت، مودت و همبستگى و همدلى براى همه ملتها تبديل بكنيم. 
ويژگى ديگر پيامبر عزيز ما كار و مجاهدت پيوسته و مستمر بود. پيامبر عزيز ما در طول ۶۳ سال عمر با بركت خودش حتى يك لحظه آرامش نداشت. او مظهر كار و مجاهدت بود. چه در دوران قبل از بعثت و به خصوص دوران بعد از بعثت. در تمام طول عمر و تمام لحظات سرشار از كار و تلاش و فعاليت و مجاهده بود. كار و تلاش براى ساختن، تربيت كردن، پيش بردن، برپايى عدالت، مبارزه با ظلم و زور، مبارزه با انحرافات و تلاش و كار براى هدايت و راهنمايى بشريت. شما مى بينيد پيامبر عزيز ما به محض اينكه وارد مدينه منوره شد بلافاصله دست به سازندگى و برپايى اركان يك جامعه مترقى زد. در ساختن مسجد، آباد كردن مزارع، آبها، كار، توليد و در دفاع از اسلام و خداپرستى، مجاهدتها، جنگها، جهاد و نبردهاى پى در پى. پيامبر عزيز ما الگوى كار و مجاهدت است. 
يك ملت براى فتح قله هاى بلند نيازمند كار و مجاهدت است. هيچ ملتى و قومى بدون كار، تلاش و مجاهدت به هيچ نقطه افتخارى دسترسى پيدا نكرده است. امروز ما به پيروى از پيامبر عزيز اسلام، به تأسى از آن روح بزرگ، انسان كامل و عقل كل نيازمند مجاهدت، نيازمند كار و تلاشيم. 

عزيزان من! ملت ايران يك خانواده بزرگ است. ما امروز بايد ايران عزيز را بسازيم. همه جاى ايران عزيز را بايد بسازيم. ساختن ايران و دسترسى به جامعه پيشرفته، آباد، مرفه، مقتدر و اسلامى، نيازمند كار و مجاهدت امروز من و شماست.

حال بايد با ديد ديگري به اين سئوال نگاه كرد زيرا ديگر يك سئوال نيست چون يك هدف بلند مرتبه است و براي رسيدن به اين هدف بايد مواردي را بدانيم كه منبع محبت و مهرورزي كجاست بايد بدانيم كه نبود آن چه تاثيري بر محيط اطاف ما مي گذارد بايد دانست كه بهترين مكان براي مهرورزي كجاست بايد دانست كه اگر بخواهيم جامعه اي استوار ، پرقدرت ، ايثارگر با روحي پراميد وآينده اي روشن براي نيل به آرمانهاي ديني و اجتماعي مردمش داشته باشيم از كجا شروع كنيم و مقام و منزلت آن را درك كنيم.
نظام هستى براساس مهر و محبت پروردگار به انسان پديد آمده است. و خداوند انسان را فقط به خاطرلطف وكرمش به او پديد آورد اگر محبت نبود، نه طلوعى بود و نه غروبى. نه بهارى بود نه زمستاني نه باغي بود و نه شكفتن گلي و نه نغمه هاى شورانگيز بلبلان كه برفراز درختان براي رهگذران خسته بخواند نه كوهسارى وجود داشت و نه آبشارى ونه ستاره اي در آسمان بود كه به مردم شهر چشمك بزند و نه امواج غلتان درياها به چشم مى خورد و نه نسيمي خنك كه در دشت و صحرا صورت كودكان را نوازش دهد. پس اگر عشق و دلدادگى نبود شوريدگان به دنيا نمى آمدند و اشعار نغز و زيبا سروده نمى شد. اگر سوز و گداز دلدادگان نبود كوه بيستون شكافته نمى شد و ذوق و هنر هرگز تولد نمى يافت، ديگر معلم شوريده دلى پيدا نمى شد كه همراه عشاير باشد و به كودكان آنها درس مهر و وفا بياموزد و كلاس هاى درس تعطيل مى گرديد وسكوت مي كرد وصداي پيشرفت ديگر به گوش نمي رسيد ، صداي عدالت در پشت  درهاي بسته خفه مي شد وديگر اميدي به زندگي نبود.
دفتر زندگى با واژه محبت آغاز شد و جلوه هاى گوناگون جمال و كمال در كل هستى پديد آمد. انسان ها هم كه جزيى از نظام كلى هستى هستند با محبت متولد مى شوند با دلدادگى به كوشش مى پردازند و در آخرين لحظات زندگى سرشار و لبريز از عشق و دلدادگى چون حباب ها به اقيانوس هستى و ابديت مى پيوندند.
پس آغاز و سرانجام زندگى و هستى از مهر و محبت آكنده است و آنان كه از مهر و دلدادگى خبرى ندارند نامشان در دفتر و جريده انسان ها ثبت و ضبط نمى شود.


تعريف محبت و مهرورزي
محبت انسان را مي سازد و براي حيات آدمي هدف و غرض نشان مي دهد و به همت او كرامات وارزش مي بخشد ، زيرا محبت مثبت رشد دهنده همه سعادت ها و اساس اعتماد و زير بناي تواضع وامانت و حكمت و عدالت است وبه همه ، تهذيب اخلاق و ازخود گذشتگي هديه مي كند.


پاسكال در تعريف محبت و مهرورزي مي گويد:
محبت برتر از ماده و عقل است ،نه از اين جهت كه آدمي از قيد و بند اين جهان مادي نجات مي‌دهد بلكه از اين حيث كه شخص را از قيد نفس خود هم آزاد مي نمايد و اورا با ساير آدميان مربوط مي سازد . محبت از عقل و ماده بالاتر است زيرا آدمي را از جهان وجودش نجات داده و به سوي خدا مي برد تا متحد شدن با اقيانوس هستي را تحقق بخشد.
مي توان گفت محبت يگانه نيروي است كه جباران قدرتمند را مي ترساند و همين محبت است كه اثبات مي كند جهان هستي غير از جهان مادي است كه تا حدي محكوم قدرت و خواست ما انسان هاست ، در حالي كه جهان هستي واقعي محكوم يك قدرت بالاتر از اداره مي باشد كه خير و نيكي و حيات را مجسم مي كند و مانع از اين مي شود كه ماده با همه استحكامي كه دارد به وي حكومت كند
بنابراين محبت ، اصل همه تمدن ها و پيشرفت هاست و بدون وجود محبت ، اضطراب وپريشاني جاي آرامش و سعادت را مي گيرد، در نتيجه برخوردها جاي ايثار و حماقت ها جاي حكمت را اشغال مي كند و تعدي و زورگويي ، جانشين عدالت و شهوت ، جايگزين عاطفه مي گردد، همان طوري كه بدون وجود محبت ، در عوض الهام ، شك و وسواس به آدمي غلبه مي كند.
تعريف خانواده: 
خانواده گروهي است متشكل از افرادي كه از طريق نسب يا سبب و رضاع با يكديگر به عنوان شوهر، زن، فرزندان، مادر، پدر، برادر و خواهر در ارتباط متقابلند و فرهنگ مشتركي پديد آورده و در واحد خاصي به نام خانواده زندگي مي‌كنند. كه كوچكترين نوع يك اجتماع را تشكيل مي دهند و كانون پرورش محبت و مهرورزي در بشر مي باشد زيرا دانه مهرورزي در اين جامعه كوچك كاشته مي شود ،خانواده به خاطر اهميت زيادي كه دارد در جامعه داراي نقشهاي  نيز مي باشد كه مي توان اين نقش  ها را مورد بررسي قرارداد.

نقش خانواده:
خانواده از ابتداي تاريخ تاكنون در بين تمامي جوامع بشري، به عنوان اصلي‌ترين نهاد اجتماعي؛ زيربناي جوامع و منشأ فرهنگ‌ها، تمدن‌ها و تاريخ بشر بوده است، پرداختن به اين بناي مقدس و بنيادين و حمايت و هدايت آن به جايگاه واقعي و متعالي‌اش، همواره سبب اصلاح خانواده بزرگ انساني و غفلت از آن موجب دور شدن بشر از حيات حقيقي و سقوط به ورطه هلاكت و ضلالت بوده است.
مي توان گفت که خانواده هر چند ساده ترين و کوچکترين شکل زندگي اجتماعي است، در اسلام، در رديف مهمترين نهادهاي اجتماعي قرار دارد و به نقش و تاثير آن اهميت بسيار داده شده و به پايه داري و دوام آن توجه فراوان شده است. خانواده واحد بنيادين جامعه و كانون اصلي رشد و تعالي انسان است، قوانين ومقررات و برنامه‌هاي جامعه بايد در جهت آسان كردن تشكيل خانواده، حمايت و پاسداري از قداست آن واستواري روابط خانوادگي باشد. تربيت و عواطف اجتماعي به عنوان مهمترين ويژگي‌هاي نظام انساني از خانواده نشأت مي‌گيرد از اين رو خانواده در اجتماع داراي جايگاه هاي مختلفي مي باشد.پس خانواده منطقه اي كليدي در يك جامعه دارد كه اگر به آن توجه اي نشود باعث ازبين رفتن جامعه مي شود 

نقش عاطفي خانواده در توسعه مهرورزي:
انسان نيازمند محبت است. با محبت، زندگي سرد و افسرده او گرم گرديده، عطر و طعمي دلپذير پيدا مي کند. دوستي و مهرباني و صلح و صفا و آرامش، مطلوب همه انسانهاست. زندگي بدون محبت، مانند پيکر بدون روح است. خانواده کانون گرم محبت است. آنجاست که انسان مي تواند ديگران را، بدون هيچ شائبه اي، دوست بدارد و احساس کند که ديگران نيز او را دوست دارند. بهمين سبب است که كسانيکه مي خواهند زندگي بشر را در اجتماعي دلپذيرتر سازند اجتماع را به يک خانواده تشبيه کرده اند و از مردم مي خواهند تا ديگران را به چشم افراد خانوادة خود نگاه کنند. لذا مهمترين اصل در تشكيل يك اجتماع كوچك جايگاه عاطفي آن است هرچقدر بناي اين اصل محكمتر ساخته شود تاثير آن در جامعه به صورت آشكارترنمايان مي شود و جامعه اي كه بر اساس محبت پايه ريزي شده است بسيارتوانمند است و زندگي دراين اجتماع  بسيار دلپذير است زيرا تمام اعضاي اين اجتماع خود را نسبت به ديگري مسئول مي داند وبراي حل مشكلات جامعه تمامي توان خود را به كار ميبندند پس خانواده در اجتماع از نظر عاطفي نقش بزرگي دارد و هر خانواده اي كه در آن مهر و محبت باشد باعث ترويج و انتشارمهرورزي در جامعه مي شود كه اين خود نيز باعث روشن ماندن آينده كشور مي گردد واميد به زندگي را در جامعه بالا مي برد زيرا هريك اعضاي جامعه دليلي براي زندگي دارند و آن مهرورزيست.

نقش اجتماعي خانواده در توسعه مهرورزي:
زندگي خانوادگي فرد را براي زندگي اجتماعي آماده مي سازد از آنجا که خانواده نخستين اجتماعي است که فرد رسما در آن عضو مي شود اين اجتماع مي تواند چگونگي اجتماعي زيستن را بياموزد، فرزندان در خانه از رهگذر تقسيم کار هر يک وظيفه و مسئوليتي بر عهده مي گيرند و از طريق همکاري با ساير اعضاي خانواده طرز کار دسته جمعي در يک واحد اجتماعي را تمرين مي کنند، سازندگي مهمتر خانواده، هنگامي آغاز مي شود که مرد و زن جوان ازدواج مي کنند و خانودة جديدي تشکيل مي دهند. تشکيل خانواده عملا به معني پذيرش مسئوليت ادارة يک واحد اجتماعي است.پس اگر در حفظ اين  نظام اجتماعي خانواده محبت و مهرورزي را به صورت عادلانه بين اعضاي خانواده تقسيم كنيم مي توانيم شاهد حركتي عظيم باشيم زيرا توانسته ايم در اين اجتماع كوچك رابطه اي صميمانه بين اعضاي آن ايجاد كنيم و هريك از اعضاي اين اجتماع علاوه بر تلاش براي زندگي وانجام وظايف خود به ساير اعضاء وفادار بمانند وبراي بهبود حال آنها تمام تلاش خود را بكارببندند. پس براي آنكه به فرزندان خود درس احساس مسئوليت كردن را بياموزيم تا در اجتماع مسئوليتي را برعهده بگيرند بايد ابتدا راه مهر ومهرورزي را به آنان نشان  داد تا در سايه آن بتواند مسئوليتهاي بزرگ جامعه را برعهده بگيرد. 
  • بازدید : 47 views
  • بدون نظر

دانلود رایگان تحقیق تربیت چیست-خرید اینترنتی تحقیق تربیت چیست

این فایل در ۵صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:
مهر همان انرژي حياتي است که خالق هستي از مهر اسپرم و تخمک نسبت به هم آغاز مي کند . در لقاح نمادين مي شود و رشد مي کند . 
نوزاد از مهر مادر تمايل به زنده بودن پيدا مي کند و در سير زندگي به دنبال مهر مي گردد و مهر مي دهد تا در عالي ترين مراتب مهر ، عشق به خدا مي رسد و با کل هستي  با شعور آگاه يکي مي شود .  در ادامه برای آشنایی بیشتر شما توضیحات مفصلی می دهیم.
نکات کليدي در تربيت : 
هنگام رويا روئي و مواجهه با کودکان به سه موضوع اساسي توجه داشته باشيم : 
۱-   کل شخصيت و ابعاد وجودي ۵ گانه يک انسان و تاثير و تاثر متقابل اين ابعاد بر يکديگر . 
۲-  اهميت استمرار و پيگيري در جريان شکل گيري رفتار به اين معنا که بينديشيم . هيچ رفتار يا عادتي ، به صورت آني و فوري در فرد به وجود نمي آيد و از ميان نمي رود . 
۳-  تفاوتهاي فردي ، يعني هر يک ازانسانها با وجود تشابه هاي کلي در جريان خلقت ، بي نظير و منحصر به فرد هستند و دائما به ياد داشته باشيم که هر يک از بي نظير ، هستيم . بنابراين با شيوه هاي يکسان نمي توان حتي فرزندان يک خانواده را تربيت کنيم . 
نکته دوم : پذيرش 
تغيير پذيري دائمي و انعطاف پذيري سالم از جمله مهمترين عناصر کليدي براي تربيت انسان به شمار مي آيد . بنابراين با يک نگرش واقع بينانه به اين عوامل مهم توجه داشته باشيد : 
A : مرحله رشد کودک يعني کودک در مرحله اول شيرخوارگي ويژگيهاي خاصي را دارااست ، در مرحله کودکي اول ويژگيهاي خاص خودرا داراست در مرحله دوم نوجواني ، جواني … دقت کنيم اين ويژگيهاي را همواره با توجه به همان ابعاد پنجگانه وجودي انسان و تاثير و تاثر متقابل آنها بر هم در نظر بگيريم . 
B : با مطالعه، انديشه و تامل در تجربيات و اجتناب از نتيجه گيريهاي شتابزده شخصي و محدود ، به گسترش آگاهيهاي خود در زمينه تربيت کودکان بپردازيم . 
چون اگر اسير جهل و کج بيني شويم بنابر فرمايش مولانا :
موي کژ چون پرده گردون شود
گر همه اجزات گژشد چون شود 
جهل بعنوان مانع بسيار مهمي در تربيت انسان باعث مي شود که تعبيرات ذهني انسان آرام آرام در جريان رشد و زندگي يک توده مجازي در ذهن انسان شود و انسان جاهل غير قابل انعطاف ، خودمدار و لجوج است . بنابراين از مهمترين عنصرزندگي اجتماعي در جريان رشد باز ميماند . 
مهمترين عنصر اجتماعي درجريان رشد و تربيت انسانها چيست ؟ 
ارتباط عالي ترين دستاورد بشري و رمز موفقيت جوامع بشري است . چرا که انسان تنها  و در خود مانده ، بيمار است نه تنها از وجود انساني خود نمي تواند بهره مند شود بلکه موجب آسيب به سايرين مي شود . به ويژه نزديکترين افراد در زندگي که همان اعضاي خانواده اش باشند از اين موضوع رنج خواهند برد . 
ارتباط کارآمد در خانواده چگونه ارتباطي است ؟ 
ارتباط کارآمد ارتباطي است که در آن از موانع ارتباط خبري نباشد . موانع ارتباط کدامند ؟ 
۱-   قضاوت در مورد فرد : 
–        انتقاد
–        نام گذاري 
–        تشخيص گذاري 
–        ستايش همراه با ارزيابي 
۲-   ارائه راه حل : 
–        دستور دادن 
–        تهديد 
–        اخلاقي سازي 
–        طرح سوالهاي زياد و نامناسب 
–        نصيحت يا توصيه 
۳-   اجتناب از نگرانيهاي طرف مقابل : 
–        منحرف سازي 
–        بحث منطقي 
–        اطمينان آفريني 
نتيجه گيري : 
در جهان امروز و با گسترش تکنولوژي و حضور آن در تمامي لايه هاي زندگي انسان باز هم  بشر در يافته است که اهميت تربيت انسان بيش از پيش ضرورت دارد و تنها راه نجات انسانها از خشم ، نفرت ، کلافگي ، ناتواني و احساس حسرت ، يادگيري مهارتهاي اساسي زندگي است و عمده ترين اين مهارتها همان مهارت خودشناسي است که اين خودشناسي موجب خودآگاهي و خودنظم بخشي فرد مي شود . والديني که خود نظم بخشي را در وجود خود متجلي ساخته باشند توانائي پرورش و درک فرزندان خود را دارند و مي توانند به طور مستمر جريان تربيت را راهنما و هدايتگر باشند و موجبات رشد و پيشرفت شخصيت هاي بالنده و سالم در جامعه شوند 

عتیقه زیرخاکی گنج