• بازدید : 36 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۵صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

توکل یعنی « جمع کردن عزم بر فعل یا اطمینان قلبی به خدای تعالی و از نظر صوفیه افکنون در عبودیّت و تعلّق قلب به ربوبّیت »۱
اما در لغت نامه دهخدا «توکل یعنی اعتماد کردن، تکیه کردن و اعتماد نمودن بر کسی و اعتراف کردن به عجز خود، به خدا سپردن و دل برداشتن از اسباب دنیا و به حضرت مسبب الاسباب توجه نمودن، نزد اهل حقیقت اعتماد کردن به آنجه از خداست و یأس از آنچه در دست انسان است.
این اصطلاح اخلاقی و عرفانی است و آن بود كه در كارهايي كه حواله آن به قدرت و كفايت بشري نبوده و رأي و رؤيت خلق را در آن مجال تصرّفي صورت نبندد، زياده و نقصان و تعجيل و تأخير نطلبد و به خلاف آن چه باشد ميل نكند و از نظر عارفان دلبستگي او به آن ذات بي همتا زيادت شود.۲»
توكل در بعضي آيات قرآن
منظور از توكل بر خدا، اين است كه انسان تلاشگر كار خود را به او واگذارد و حل مشكلات خويش را از او بخواهد، خدايي كه از تمام نيازهاي او آگاه است، خدايي كه نسبت به او رحيم و مهربان است «و توكل علي العزيز الرحيم»۳
و خدايي كه قدرت به حل هر مشكلي دارد: «و ان يمسسك الله بضر فلاكاشف له الاهووان يمسسك بخير فهو علي كل شيءٍ قديرٌ»۴
________________________________
۱- فرهنگ لاروس (عربي- فارسي) خليل جُر- مترجم سيد حميد طبيبيان- انتشارات امير كبير- تهران ۱۳۷۳- جلد اول- صفحه ۶۸۳٫
۲- لغت نامه- علي اكبر دهخدا- دانشگاه تهران ۱۳۴۴- جلد ۸ حرف ت
۳- شعرا ۲۶/۲۱۷
۴- انعام ۶/۱۷
و اينكه انسان در برابر مشكلات و حوادث زندگي و دشمنيها و سرسختيهاي مخالفان و پيچيدگي ها و بن بستهايي كه در مسير خود به سوي هدف دارد در جايي كه توانايي برگشودن آنها ندارد او را وكيل خود سازد و به او تكيه كند، از تلاش  و كوشش باز نايستد، بلكه در آنجاهم كه توانايي بر انجام كاري دارد باز مؤثر اصلي را خدا بداند. «و كفي بالله وليا و كفي بالله نصيراً»۱
از دريچه چشم يك موحد سرچشمه تمام قدرتها و نيروها اوست و هر حركت و كوشش و تلاش و جنبش و هر پديده اي كه در جهان صورت مي گيرد  بالاخره به علت نخستين اين جهان يعني ذات خداوند ارتباط مي يابد.
«الله خالق كل شي ء و هو علی کل شئ وكيل»۲
و چنانچه بعضي از مفسران گفته اند كه تمام مسير انسان در طريق عبوديت پروردگار در دو جمله ي اين آيه خلاصه شده: «فاعبده و توكل عليه»۳ چرا كه عبادت خواه عبادت جسماني باشد مانند عبادات معمولي و يا عبادات روحاني باشد مانند تفكر در عالم آفرينش و نظام اسرار هستي، آغاز اين سير است.
و توكل يعني واگذاري مطلق به خدا و سپردن همه چيز به دست او كه يك نوع «فناء في الله« محسوب مي شود آخرين نقطه اين سير مي باشد.
در تمام اين مسير از آغاز تا انتها توجه به حقيقت توحيد صفات؛ رهروان اين راه را ياري مي دهد و به تلاش و تكاپوي آميخته با عشق وا مي دارد.»۴
_______________________________
۱- نساء ۴/۴۵٫
۲- زمر ۳۹/۶۲ .
۳- هود ۱۱/۱۲۳٫
۴- تفسير نمونه- ناصر مكارم شيرازي- ناشر دارالكتب الاسلاميه- ۱۳۷۲- چاپ مدرسه الامام امیرالمؤمنين- جلد ۹- صفحه ۲۸۹
توكل در حديث
در حديثي از پيامبر اكرم (ص) آمده است كه فرمود: از پيك وحي خدا جبرئيل پرسيدم: توكل چيست؟ گفت: حقيقت توكل اين است كه انسان بداند: مخلوق، نه زيان مي رساند و نه نفع، نه عطا مي كند و نه منع، چشم اميد از خلق برداشتن، هنگامي كه چنين شود انسان جز براي خدا كار نمي كند، به غير او اميد ندارد، از غير او نمي ترسد، و دل به كسي جز او نمي بندد اين روح توكل است۱ «فقل حسبي الله لااله الاّ هو عليه توكلت، و هو رب العرش العظيم»۲
«در حديث ديگر پيغمبر (ص) در شب معراج از پيشگاه خداوند سؤال فرمود: پروردگارا ! اي الاعمال افضل؛ خداوند متعال فرمود: ليس شيءٌ عندي افضل من التوكل علي والرضا بما قسمت
چيزي در نزد من افضل و برتر از توبر من و خشنودي به آنچه قسمت كرده ام نيست۳»
امير المؤمنين علي (ع) نيز در همين رابطه مي فرمايند: «من رضي من الله بما قسم له استراح بدنه۴»
نبي مكرم  اسلام در جايي ديگرمي فرمايند: «من احب ان يكون اتقي الناس، فليتو كل علي الله»۵ كه در اين حديث شريف توكل از مصاديق بارز تقواي الهي ذكر شده است.
مولا امير المؤمنين (ع) نيز در باب توكل فرمودند: «من وثق بالله اراه السر و رومن توكل عليه كفاه الامور»۶
________________________________________
۱- تفسير نمونه- ناصر مكارم شيرازي- ناشر دارالكتاب الاسلاميه- ۱۳۷۲- چاپ مدرسه الامام امیر المؤمنين- جلد ۲۴- صفحه ۲۳۹ به نقل از بحار الانوار جلد ۶۹- صفحه ۳۷۳- حديث ۱۹٫
۲- تؤبه ۹/۱۲۹٫
۳- تفسير نمونه- جلد ۲۴- صفحه ۲۸۹- به  نقل از سفينه البحار- جلد ۲- صفحه ۶۸۳٫
۴- بحار الانوار- محمد باقر مجلسي- چاپ مدرسه الوفاء بيروت- ۱۴۰۳هـ – جلد ۶۸- صفحه ۱۳۹٫
۵- بحار الانوار- جلد ۶۸- صفحه ۱۳۸٫ ۶- همان- صفحه ۱۵۱٫
بر طبق فرمايش ايشان كفايت امور در توكل بر خدا خلاصه مي شود و اين بدين معناست كه اراده حق در تمامي امور زندگي بشر اعم از كوچك و بزرگ و جسماني و روحاني ساري و جاري است و توكل بر خدا باعث آرامش دل و اطمينان خاطر مي شود.
« به نا خداي توكل سپرده ام خود را مرا تردد خاطر زموج دريانيست »۱
امام صادق (ع) نيز در اين باره مي فرمايند: «من اعطی ثلاثاً لم یمنع ثلاتاً : من اعطی الدعا اعطی الاجابه   ومن اعطی الشکر اعطی الزیاده من اعطي التوكل اعطي الكافيه »۲
شخصي از امام رضا (ع) پرسيد ما حد التوكل: «فقال ان لاتخاف مع الله احداً«۳ اينكه با اتكاي به خدا از هيچ كس نترسي.
« خانه بر دوشان كه دارند از توكل پشتبان                     هر دو عالم گر شود زير و زبر در مأمند »۴
و انسان بايد از صميم قلب به خدا اعتماد وثوق داشته باشد و تمام امور را به او واگذارد و دل به دنيا و زرو زيور و علايق مادي نبندد و به كسي جز خدا اعتماد نداشته باشد و خدا را در تمام كارها وكيل خود قرار دهد و چه وكيلي بهتر از او «حسبنا الله و نعم الوكيل»۵
 چون توكل مي كني مگو ازغير رخ درو كن، بتاب رو از غير ۶
________________________________________
۱- لوح فشرده در ج۲- ديوان اشعار صائب تبريزي.
۲- وسائل الشيعه – محمد بن الحسين الحر العاملي- چاپ مكتبه الاسلاميه- تهران- ۱۳۹۶ هجري قمري- جلد ۱۱ صفحه ۱۶۷- حديث ۲۰۳۱۰٫
۳- تفسير نمونه- جلد ۱۰- صفحه ۲۹۸- به نقل از اصول كافي جلد ۲- باب التفويض الي الله حديث۳ 
۴- لوح فشرده در ج ۲- ديوان اشعار صائب تبريزي.
۵- آل عمران ۳/۱۷۳٫
۶- لوح فشرده در ج ۲ از جام جم- اوحدي مراغه اي.

توكل در سخنان و نظرات بعضي از عرفا و صوفيان
«به اعتقاد صوفيه، مقام توكل از عالي ترين مقامات مقربين است و از مقاماتي است كه هم از جهت علم، فهم آن غامض و هم در عمل به جا آوردن آن بسيار دشوار است، توكل از فروغ توحيد است، يعني توحيد حقيقي اصل و پديد آورنده توكل است۱»
توكل لغتي است مشتق از وكالت كه موكول اليه «وكيل» و مفوّض به او «متوكل» ناميده مي شود.
به عبارت ديگر« توكل تفويض امر است به كسي كه بدان اعتماد باشد و به معناي واگذاري امور شخص است به مالك خود و اعتماد بر وكالت او مالك شئ كسي است كه مقتدر باشد بر آن در جهات مصاح او و در اصطلاح سالكان واگذاري امور است بر مالك علي الاطلاق۲ »
با توجه به تعاريف فوق در مورد توكل به ذكر نظرات برخي از عرفا و صوفيان مي پردازيم:
سهل بن عبدالله التستري مي گويد: « اول مقامات التوكل ان يكون العبد بين يدي الله كالميت بين يدي الغاسل يقلبه كيف ارادو لايكون له حركه ولا تدبير، نخستين مرحله توكل آن است كه بنده در برابر خدا، چون مرده باشد در دست غسال كه هر طور خواهد او را زير و رو كند و حركت اراده اي از خود نداشته باشد»۳
همچنين از او نقل است كه گفت: «اهل توكل را سه چيز دهند، حقيقت يقين، مكاشفه غيبي و مشاهده قرب حق تعالي. و نيز گفت : توکل درست نيايد الابه  بذل روح و بذل روح نتوان كرد الا به ترك تدبير 
و همچنين گفت: توكل حال پيغمبران است هركه در توكل حال پيغمبر دارد گو سنت او فرو مگذار۴

عتیقه زیرخاکی گنج