• بازدید : 59 views
  • بدون نظر
این فایل در ۵۸صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

با گذشت زمان و پيشرفت تكنولوژي در زمينه نفت و گاز هر روز شاهد هستيم كه سيستم هاي قديمي كه با انواع سوخت فسيلي سنگين مانند مازوت و نفت و گازكار مي¬كردند دچار تغيير و دگرگوني مي¬شوند.ا مروزه بدليل مسائل و مشكلات زيست محيطي و آلودگي ناشي از سوخت اينگونه سوخت هاي فسيلي، پائين بودن راندمان حرارتي، عمر كم تجهيزاتي كه در ارتباط با اين سوختها هستند و غير اقتصادي بودن آنها ديده مي شود كه صاحبان صنايع به فكر جايگزيني اين منابع با گروه ديگري از سوخت ها هستند يكي از بهترين جايگزين ها گاز طبيعي است كه هم ارزان و در دسترس بوده و علاوه بر آن آلودگي بسيار كمي براي محيط بوجود مي آورد.
-توضيحات فني 
۱-۳-ورودي سيستم 
همانطور كه گفته شد گاز مورد نياز از خط لوله سراسري گاز تأمين مي شود پس از انشعاب از خط لوله سراسري، گاز وارد سيستم سوخت نيروگاه مي شود. براي جداسازي سيستم از خط لوله يك شير اصلي كه وظيفه قطع و وصل جريان گاز را به عهده دارد تعبيه شده است. اين شير به طور خودكار به وسيله سيگنالهايي كه دربافت مي كند عمل مي كند. هر گاه فشار گاز در سيستم بيش از حد بالا يا پائين برود اين شير بطور خودكار قطع مي شود در ضمن هر گاه دماي مشعل هاي ديگ هاي بخار بسيار بالا رود اين شير به طور خودكار بسته مي‌شود.
پس مي توان گفت سيگنالهاي مورد نياز از سوي بويلرها و كنترلهاي موجود در سيستم تأمين مي شود. در ادامه در مبحث كنترل به چگونگي توليد اين سيگنالها مي پردازيم.
همانطور كه كاملاً مشخص است ممكن است اين شير نياز به تعمير و تعويض داشته باشد بنابراين بايد يك خط Bay pass براي آن در نظر گرفت.
سايز خط ورودي ۲۰ اينچ در نظر گرفته شده است و حداكثر سرعت سيال داخل آن ۲۰ متر بر ثانيه است مشخصات مكانيكي لوله بر اساس ASMEB31.3  و ضخامت جداره برابر با  12.7mm و حداكثر خوردگي ناشي از فرسايش برابر با ۳mm ، در فشار طراحي ۱۶barg در نظر گرفته شده است.
به دليل بزرگ بودن سايز خط لوله و شيرهاي موجود شير اصلي به وسيله موتور الكتريكي باز و بسته مي شود كه اين موتور به وسيله سيگنال دريافتي كار مي‌كند.
براي خروج گاز باقيمانده در لوله ها به هنگام تعمير و نگهداري از يك خط ۲ اينچ كه حاوي نيتروژن است استفاده مي شود. بعد از خروج گاز از شير اصلي مسير به دو خط مساوي ۲۰ اينچ تقسيم شده و بسوي فيلترهاي تصفيه گاز مي رود قبل از ورود به فيلترها دو شير اصلي از نوع Ball valve در مسير تعبيه شده است كه براي جداسازي فيلترها از سيستم به منظور تعمير و تعويض بكار ميرود.
به نقشه هاي زير رجوع شود.
۱- FSP- PR- 1001
۲-FSP- PR- 2001
جهت مشاهده اطلاعات طراحي به ضميمه ۱ كه شامل گزارش اطلاعات و پردازش آنها كه به وسيله نرم افزار hycyc مدل شده است توجه فرمائيد.
اين نرم افزار كه اساس طراحي تمام پالايشگاه ها و سيستم هاي مربوط به نفت و گاز و پتروشيمي است با مدل كردن واقعي طرح كليه اطلاعات از قبيل اندازه خط لوله، فشار، ده، سرعت، تبادل انرژي، و …. را در اختيار ما قرار مي دهد.
۲-۳-فيلترهاي تصفيه كننده گاز 
به دليل وجود ميعان در داخل خط لوله و مايعات موجود در آن همچنين وجود ذرات جامد ناشي از نصب خطوط لوله و گرد و خاك داخل لوله گاز ورودي بايد تصفيه شود. اين امر به دليل اينكه اين گاز بعداً وارد قسمت تقليل فشار ميشود داراي اهميت خاصي است چون سيستم تقليل فشار نسبت به هرگونه جسم جامد و مايع حساس است همچنين در بويلرها نيز وجود ذرات جامد و مايع باعث بروز مشكلات جدي خواهد شد.
پس از خروج گاز از شير اصلي و وارد شدن آن به فيلترها عمليات زير صورت مي گيرد.
نازل N1  ورودي گاز بر روي فيلترها قرار دارد واين فيلترها به صورت افقي قرار دارند ابتدا گاز وارد مرحله اول فيلتر شده و در آنجا قطرات مايع آن به وسيله اختلاف وزن قطرات مايع از گاز جدا مي شود بعد از آن گاز به مرحله بعدي رفته و قطرات مايع در ته فيلتر ته نشين مي شود بعد از آن گاز كه داراي رطوبت و گرد و خاك است وارد مرحله دوم شده و در آنجا به وسيله نوع خاصي از فيلترهاي جدا كننده خشك و عاري از گرد و غبار مي شود رطوبت گرفته شده دوباره ته نشين مي‌شود و گرد وخاك و ذرات جامد درون فيلتر باقي مي ماند بعد از مدت زمان مشخصي فيلترهاي مرحله دوم تعويض خواهد شد.
سپس گاز خشك و تصفيه شده از نازل خروجي N2 خارج شده و به سوي ايستگاه اندازه گيري مي رود. هر گاه سطح مايعات داخل فيلتر به حد كافي بالا بيايد اين مايعات به مخزن ذخيره فرستاده مي شود. كه در زير اين فيلترها قرا ردارد اين كار به وسيله دو سنسور N9A/B انجام مي شود كه با اندازه گيري سطح مايع و بالا آمدن آن از حد معيني مايعات را به درون منبع ذخيره مي فرستد. هر گاه سطح مايعات درون منبع ذخيره بالا بيايد به وسيله دو سنسور ديگر N7A/B كه باعث باز شدن دو نازل N6,N5 مي شوند مايعات درون منبع تخليه شده و به سوي واحد تصفيه آب مي رود.
براي كنترل فشار داخل اين فيلترها مقداري فشار سنج بر روي آن نصب مي شود كه نازل شماره N8   براي اين كار در نظر گرفته شده است.
جهت خروج فشار اصلي درون اين فيلترها يك شير اطمينان كه به وسيله فشار باز مي شود در نظر گرفته شده است. كه هر گاه فشار از حد معيني بالاتر برود به طور خودكار عمل مي كند. خروجي اين شير به داخل سيستم FLARE كه باعث سوزاندن گازهاي مضر است مي رود كه بعداً توضيح داده خواهد شد. نازل شماره N4 جهت شير اطمينان تعبيه شده است.
به منظور تخليه گاز و مايعات درون فيلتر در زمان تعمير كليه ورودي ها و خروجي را بسته و مقداري گاز نيتروژن به داخل آن تزريق مي كنند كه باعث خروج گازها و مايعات باقيمانده مي شود. سپس اين گاز ها به همراه گاز نيتروژن به وسيله يك شير كوچك كه در خط شير اطمينان و قبل از آن است خارج مي شود اين شير بطور دستي باز و بسته مي شود و همانطور كه در نقشه ها مشخص است خروجي اين شير نيز به سيستم FLARE است. جهت تزريق نيتروژن از نازل شماره N3 استفاده مي شود.
پس از تصفيه گاز و خروج آن از فيلترها، گاز به سوي ايستگاه اندازه گيري دبي فرستاده مي شود.
سايز خروجي و فشار خط همچنان ثابت است و تمامي مشخصات مكانيكي ثابت است. بعد از خروجي فيلتر يك شير قرار دارد كه باعث جداسازي فيلتر و بسته شدن مسير گاز به هنگام تعمير و تعويض است.
به دليل اهميت اين فيلترها طراحي آنها بسيار مهم است. درانتها چگونگي طراحي اين فيلترها به صورت كامل توضيح داده شده است.
-به نقشه هاي زير رجوع شود.
۱-FSP- PR- 1001 2-FSP- PR- 2001
۳-۳-واحد اندازه گيري دبي 
پس از خروج گاز از هر فيلتر دو خط دوباره به يك خط تبديل شده هم چنان داراي سايز ثابت ۲۰ اينچ و فشار عملكرد ۸-۱۰BARG و ساير شرايط مكانيكي خط لوله كه قبلاً‌ ذكر شد مي باشد.
سپس گاز به سوي واحد اندازه گيري دبي مي شود تا دبي حجمي آن مشخص گردد. قبل از اين مرحله يك سير براي شير اطمينان با سايز ۳ اينچ در نظر گرفته شده است تا در صورت بروز احتمالي افزايش فشار به واحد اندازه گيري آسيب نرسد طبيعي است كه خروجي شير اطمينان به سيستم FLARE منتقل مي شود.
همچنين براي تخليه گازهاي باقيمانده در خط لوله در هنگام بسته بودن دو شيرخروجي فيلترها از يك سيستم تزريق نيتروژن كه قبلاً توضيح داده شد استفاده مي گردد.
كليه تجهيزاتي كه تاكنون توضيح داده شد در نزديكي خط لوله سراسري و در ورودي نيروگاه قرار دارد. براي انتقال گاز از بيرون نيروگاه به نزديكي محوطه مشعل ها يك فاصله ۶۰۰ متري وجود دارد كه لوله در طي اين مسير از زيرزمين عبور داده مي شود.
در ايستگاه اندازه گيري كنترل به وسيله تجهيزات ابزار دقيق مقدار دما و فشار اندازه گيري مي شود سپس به وسيله المان ديگري مقدار دبي گذرنده در خط لوله اندازه گيري مي شود.
اندازه گيري دبي به وسيله يك اريفيس صورت مي گيرد كه با تغيير سطح گذرنده جريان باعث ايجاد اختلاف فشار مي گردد و با توجه به رابطه زير مقدار دبي تعيين مي شود.
مقدار دبي اندازه گيري شده به صورت نرمال بر متر مكعب نيست براي استاندارد كردن دبي بايد مقدار فشار ودماي موجود در خط اندازه گيري شود اين كار به وسيله دو المان PT (اندازه گيري فشار) و TT (اندازه گيري دما) صورت مي گيرد.
سپس اطلاعات مربوط به دما و فشار و دبي به واحد پردازش FY منتقل مي شود و از آنجا خروجي به صورت يك عدد بروي FQI  ظاهر مي شود كه واحد آن نرمال متر مكعب بر ساعت است.
براي جداسازي تجهيزات اندازه گيري و تعمير آن دو شير در دوطرف اين سيستم تعبيه شده است كه در هنگام تعمير بسته ميشود و جريان گاز از مسيرBay  Pass عبور مي كند.
پس از اين مرحله جريان گاز به سوي ايستگاه تقليل فشار مي رود.
-به نقشه هاي زير رجوع شود.
۱- FSP- PR- 1001
۲-FSP- PR- 2001

انتخاب كنتور 
در ايستگاههاي تقليل فشار معمولاً از جريان سنجهاي توربيني براي اندازه گيري گاز استفاده مي شود. يكي از امتيازات اين نوع كنتورها سبكي و كوچك بودن آنهاست.
نوع توربيني اين جريان سنج حدود يك دوازدهم نوع مشابه روتاري خود وزن دارد.
بطور مثال جريان سنج ۶اينچ توربيني بين ۲۳۰۰ تا ۳۰۰۰۰ فوت مكعب (با افت فشار ً۲ اينچ ستون آب) ظرفيت دارد و در محدوده جريان مذكور دقت دستگاه %۱+ مي باشد در حاليكه براي جريانات كمتر از ۲۳۰۰ فوت مكعب در ساعت دقت آن به شدت كاهش مي يابد و همچنين ظرفيت آنها در فشارهاي بالاتر افزوده مي‌گردد.
زمانيكه گاز وارد جريان سنج توربيني مي شود سرعت آن تقريباً ۳ برابر شده و به پره هاي روتور توربين مي رسد. عبور جريان گاز نيروئي به روتور دستگاه وارد مي نمايد كه موجب چرخش آن با سرعتي معادل شدت جريان گاز مي شود و لذا چرخش روتور باعث بكار افتادن شماره انداز كه در حقيقت يك نوع دورشمار است مي گردد.
در صورتيكه درجه حرارت گاز و فشار آن با شرايط استاندارد متفاوت باشد بايد تصميمات لازم در سيستم شماره انداز صورت گيرد.
  • بازدید : 56 views
  • بدون نظر
این فایل قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

امروزه  با پيشرفت در زمينه ساخت قطعات قابل برنامه ريزي در روشهاي طراحي  سخت افزار تكنولوژي V LSIجايگزين SSI شده است.رشد سريع الكترونيك سبب شده است تا امكان طراحي با مدارهاي مجتمعي فراهم شود كه درآنها استفاده از قابليت مدار مجتمع با تراكم بالا و كاربرد خاص نسبت به ساير كاربردهاي ان اهميت بيشتري دارد. از اينرواخيرا مدارهاي مجتمع با كاربرد خاص(  Integrated Circuit (Application  Specific به عنوان راه حل مناسبي مورد توجه قرار گرفته است(ASIC) وروشهاي متنوعي در توليداين تراشه ها پديدآمده است.در يك جمع بندي كلي مزاياي طراحي به روش A SIC عبارت است از :
كاهش ابعاد و حجم سيستم
كاهش هزينه و افزايش قابليت اطمينان سيستم كه اين امر ناشي ازآن است كه بخش بزرگي از يك طرح به داخل تراشه منتقل ميشود وسبب كاهش زمان ، هزينه مونتاژ راه اندازي ونگهداري طرح مي شود و در نتيجه قابليت اطمينان بالا ميرود.
اولين تراشه قابل برنامه ريزي كه به بازار عرضه شد ، حافظه هاي فقط خواندني برنامه پذير PROM)) بود كه خطوط آدرس به عنوان ورودي وخطوط داده به عنوان خروجي اين تراشه ها تلقي مي شد. PROM شامل  دسته اي از گيتهاي  AND ثابت شده(غير قابل برنامه ريزي ) كه به صورت رمز گشا بسته شده اند و نيز يك ارايه O R قابل برنامه ريزي  است.
از آنجايي كه PROM داراي قابليت هاي لازم براي پياده سازي مدارهاي منطقي نمي باشد، از اين تراشه ها بيشتر به عنوان حافظه هاي قابل برنامه ريزي استفاده مي شود.
اين قطعات داراي دو آرايه قابل برنامه  ريزي AND,OR هستند .در سال ۱۹۲۰ Philips, ساختار PLA  را به بازار عرضه كرد كه دواشكال ان  هزينه گران ساخت ان وسرعت كم آن بود.
شركت Memories   Monolitic  براي پوشش دادن اشكالات PLA ساختار آرايه قابل  برنامه ريزي منطقي PAL را به بازار عرضه كرد. PAL شامل  يك آرايه AND قابل برنامه ريزي و يك OR تثبيت شده است.
PALهاي استاندارد،آرايشهاي متفاوتي دارند كه هر يك از آنها توسط عددي يكتا مشخص مي شوند.اين عدد هميشه  با پيشوند PAL  شروع مي- شود .دو رقم بعدازPAL , تعداد وروديها را نشان مي دهد كه شامل خروجيهايي است كه به صورت ورودي به كار روند.حرف بعد از تعداد وروديها نوع خروجي را نشان مي دهد:
L  يعني فعال پايين,  H  يعني فعال بالا و  P يعني قابل برنامه ريزي .
يك يا دو عد د بعدي كه بعد از نوع خروجي قرار مي گيرد،تعداد خروجيهاست. به عنوان مثال PAL10L8  داراي ۱۰ ورودي و۸ خروجي فعال پايين است.
علاوه بر اين شماره  PALمي تواند  پسوند هايي براي تعيين سرعت ،نوع بسته بندي و حوزه حرارتي داشته باشد.
بعد از PAL، يكي از تراشه هاي منطقي قابل برنامه ريزي PLD(Programable Logic Device) كه در بسياري از كاربرد ها،جايگزين مدارهاي MSI,LSI  با عنوان  آرايه عمومي منطقي GAL)) به بازار عرضه شد.
GAL(Generic Array Logic) شامل آرايه اي قابل برنامه ريزي از گيت هاي AND است كه به گيتهاي  OR متصل شده است.
درGAL به جاي فيوزاز سلولهايي از نوع CMOS كه قابل پاك شدن  به صورت الكتريكي هستند (E2CMOS) هستند استفاده شده است.
GAL آرايشهاي متنوعي  دارد  كه هر يك توسط  شماره  يكتايي مشخص مي شود.اين شماره ،همواره با پيشوند GAL آغاز ميشود دو رقم اوليه كه بعد از پيشوند GAL مي آيد تعداد وروديها را نشان مي دهند كه  خروجيها يي كه ميتوانند به عنوان ورودي نيز به كار روند را در بر دارد.حرف V كه بعد از وروديها مي ايد،خروجي متغير و يك يا دو رقم بعد از آن، تعداد خروجيها را نشان مي دهد.
به عنوان مثال GAL1 6V 8 داراي ۱۶ ورودي و ۸ خروجي متغير است.
به همراه تراشه هاي قابل برنامه ريزي ASIC قابل ماسك MPGA(Masked Programmable Gate Array) نيز شروع به رشد كرد كه به صورت ارايه أي  از ترانزيستور هاي پيش ساخته هستند و براي پياده سازي مدارهاي منطقي ، در كارخانه هاي سازنده به يكديگر متصل مي شوند.ظرفيت آنها طي ده سال ، از  حدود هزار گيت به مرز چند ده هزار گيت رسيد.
پيشرفت در ابزار هاي طراحي  و نيز تراشه هاي قابل برنا مه ريزي منجر به عرضه FPGA شد.
امروزه FPGA ها از نظر تكنولوژي در زمره بزرگترين مدارهاي مجتمع موجود در بازار هستند.مثلا محصولات Altera  از سري FLEX10K با تكنولوژي نيم ميكرون ، حدود ده ميليون ترانزيستور را در گستره أي به ابعاد  1.8cmدر ۱٫۵ cmجاي داده اند.
گر چه اين محصولات  ظرفيتي  بيش از ۳۰۰۰۰۰ گيت و۳۰۰ پايه I/ /O  را به كاربر عرضه مي كند ولي با اين همه هنوز از تراشه هايي چون ۱ ۶V8  و نيز سري   74LS00استفاده فراواني به عمل مي ايد. با وجود اينكه مي توان ۷۰۰۰ نوع از تراشه  اخير در يك FPGA معمولي جاي داد.
بيشتر FPGA ها ي مورد استفاده ظرفيتي حدود ۸۰۰۰ گيت دارند .از       هاي بزرگتر براي ساخت نمونه هاي اوليه  به منظور پياده سازي نهايي  با MPGA ها استفاده مي گردد .
اين امكان نتيجه پيشرفت در نرم افزار هاي طراحي است كه ميتوانند مستقل از تراشه نهايي طراحي را انجام دهند و در نهايت طراح مي تواند تصميم بگيرد كه طرح با FPGA يا MPGA پياده سازي گردد .
به نظر مي رسد كه در آينده ، ايدهFPGA  همچنان قوام بيشتري به خود گرفته و با ايجاد ابزارهاي طراحي قويتر كه دستورات پيشرفته تري از VHDL(Very Hardware Description Languages) و AHDL  (Altera Hardware  Description  Languages) را پشتيباني مي كنند، راه براي  به كار گيري هر چه بيشتر  اين گونه تراشه ها هموار گردد.طليعه اين گونه پيشرفت ها را مي توان درتراشه ها ي بسيار پيشرفته (FIPSOC (Fild ed  Programmable System On Chip مشاهده كرد.
ساختار كلي F  PGA :
FPGAما نند  MPGAتشكيل شده است از يك سري عناصر منطقي كه براي كار خاصي محدود شده اند و نيز مانند PAL داراي اتصالات قابل برنامه ريزي است. بنابر اين هر دو جزء اصلي تشكيل دهنده يك مدار يعني بلوكهاي منطقي و همچنين اتصالات بين آنها، قابل برنامه ريزي است.شكل زير ساختار اصلي يك F  PGA را نشان ميدهد.
همانطور كه در شكل مشخص است  سه جزء اصلي آن عبارتند از بلوكهاي منطقي ، عناصري كه براي اتصالات به كار مي روند وبلوكهاي ورودي ـ خروجي.
ساختار و محتويات بلوكهاي منطقي ميتواند خيلي ساده (در حد گيت NAND) و يا خيلي پيچيده(نظير چند  MUXياLook-UpTable  به همراه يك فليپ فلاپ) باشد.
بلوكهاي منطقي در حقيقت جايي هستند كه قسمتهاي اصلي مدار قرار مي گيرند . البته ابتدا بايد مداري كه قرار است روي F PGA قرار بگيرد به اجزاي يكساني كه همان محتويات بلوكهاي منطقي هستند تقسيم شود و بعد از اين عمل است كه مي توان با بلوكهاي پايه به هم مدار واقعي را به دست اورد.
عناصري كه براي اتصالات به كار مي روند ، همانطور كه در شكل مشخص است،معمولا بين بلوكهاي منطقي قرار مي گيرند واز قطعات فلزي كه مي توانند به هم يا به بلوك هاي منطقي متصل شوند تشكيل شده اند. براي متصل كردن اين قطعات از سوئيچهاي قابل برنامه ريزي استفاده  مي شود. اين قطعات مي توانند طولهاي متفاوتي داشته باشند.
بلوكهاي ورودي – خروجي براي اينكه پين ها ي FPGA را بتوان در مد هاي مختلف ۳/۳ يا ۵ ولت و..برنامه ريزي كرد به كار مي روند. طراحي بلوكهاي منطقي و عناصر اتصالي مهمترين قسمت طراحي يك F PGA مي باشد.زيرا طراحي اين دو با هم بايد به گونه أي باشد كه پياده سازي مدارات منطقي مختلف را روي F PGA ممكن سازد.معمولا بين پيچيدگي و انعطاف پذيري هر دوي بلوكهاي منطقي و منابع اتصالي يك نسبت معكوس وجود دارد .يعني با زياد شدن يكي  ديگري كم مي شود و بر عكس.در ضمن، معماري يك بلوك منطقي و همچنين منابع اتصالي بر كل مساحت تراشه و سرعت تراشه اثر دارد.

مقايسه FPGA با MPGA:
پيشرفت  تكنولوژي CMOS همواره باعث ايجاد مدارهاي مجتمع پيچيده تر و پيشرفته تر شده است .به گونه أي كه روز به روز بر بهبود وضعيت F PGA  ها در برابر MPGA ها افزوده مي شود. قبل از هر چيز توجه به اين نكته ضروري است كه به طور كلي نام اختصاري FPGA هم به FPGA هاو هم به CPLD ها اتلاق مي گردد.
تا پيش از اين تنها از MPGA ها براي توليد سريع نمونه هاي اوليه در طرح هاي ASIC استفاده ميشد اما به موازات پيشرفت در تكنولوژي C MOS و امكان جاي دادن مدارهاي بسيار پيچيده بر روي يك تراشه , را براي جايگزين شدن F PGA ها به جاي MPGA  ها در كاربردهايي همچون سيستمهاي كنترل صنعتي و مخابرات , هموار شد.
پس از اينكه ظرفيت FPGA به چند هزار گيت رسيد,صحبت از جايگزيني F PGA ها جنبه عملي تر يافت .به علت تنوع  تكنولوژي هاي به كار رفته در ساخت FPGA و نيز وجود ابزار هاي مختلف و پيشرفته  حامي هر يك از انها يك تكنولوژي به خصوص از FPGA ها را نمي توان به ساد گي انتخاب  كرد.
گر چه هم اكنون فركانس كار براي  F PGA ها نوعا حدود ۱۲۰MHZ  تا۸۰۰MHZ مي باشد ,اما محدوده واقعي كاملا به نوع طرح پياده شده بستگي داشته و همچنين بسته به نوع مكان يابي و مسير يابي ابزارهاي طراحي مي باشد.
FPGA ها معمولا به اندازه كافي پينI/O فراهم ميكنند به طوريكه FPGA هايي با بيش از ۳۰۰ پين نيز در دسترس مي باشند .در طرح هايي كه براي پياده سازي به چند FPGA نياز مي باشد ,از كل اين پايه ها استفاده مي شود.به خصوص اگر در در طرح,باس هاي ادرس و داده نيز وجود داشته باشد.
FPGA در مقايسه با MPGA داراي دو مزيت عمده مي باشد :
هزينه پايين براي توليد كم : اماده سازي MPGA نياز به استفاده از خط توليد كارخانه دارد  ودر نتيجه براي توليد كم مقرون به صرفه نيست.
سر عت بالاي اماده سازي :به دليل بالا بودن مدت زمان اماده سازي در كار خانه و همچنين صرف زمان براي رفع عيبهاي احتمالي ,اماده شدن چيپ M PGA خيلي طولا نيتر از FPGA  است كه به راحتي ظرف چند دقيقه در محل كار  برنامه ريزي ميشود.
در عوض سه عيب عمده اي كه   FPGA ها نسبت به MPGA ها دارند عبارتند از :
سرعت كم ( تا حد سه برابر ):به دليل تاخير زياد سوئيچهاي برنامه پذير در مسيرهاي اتصالات .(زيرا ظرفيت خازني و مقاومتي بالايي دارند.)
چگالي پايين تر منطقي :به دليل  سطح اشغال شده توسط سوئيچهايومداراتي كه براي برنامه پذير كردن چيپ استفاده مي شوند.
قيمت بالا براي توليدات با تعداد زياد .
مراحل پياده سازي يك طرح بر روي F PGA:
اصولا روش طرا حي مدارات منطقي مستقل از تراشه نهايي است كه براي پياده سازي انتخاب مي گردد .معمولا در اين گونه طراحي ها ,يك كتابخانه از بلوكهاي  پيش  ساخته در اختيار طراح قرار دارد كه اعضاي كتابخانه از قبل طراحي شده اند.البته در اين كتابخانه بر خلاف Data Bookها به pin-out نيازي نمي باشد.اعضاي پيچيده تر نظير شمارنده ها و يا ساختار هايي شبيه تراشه هاي استانداردT T L وCMOS را ماكرو مي نامند .هر ماكرو معمولا يك يا چند سلول از تراشه ها را اشغال مي كند كه با سيم بندي مناسب تابع مورد نظر را ايجاد مي كند .در پروسه طراحي مهمترين بخش را مرحله شبيه سازي تشكيل مي دهد. از انجا كه طرح به صورت بخش بخش مي باشد كليه اين بخش ها را مي توان جداگانه و با اعمال ورودي و دريافت هاي  خروجي هاي مورد نظر تست كرده و در نهايت كل طرح را به طور يك جا تست نمود .
بر خلاف تراشه هاي استاندارد,در ماكرو ها مي توان تنها بخشهاي مورد استفاده در طرح را استفاده كردو بقيه ماكرو را بدون هدر دادن هيچ بخشي از سلول قابل برنامه ريزي ,از طرح زدود.اما با  اين همه  اين مشكل به گونه أي د يگر مي تواند ظهور كند.از انجا كه هر تراشه با تعداد ثابتي سلول ساخته مي شود. بنا براين پياده سازي طرح با اولين تراشه اي صورت مي گيرد كه بتواند تعداد سلولهاي مورد نياز براي طرح را بر اورده كند.از اين رو در صورتي كه كوچكترين تراشه داراي ۱۰۰۰ سلول و تراشه بعدي داراي ۱۵۰۰ سلول باشد براي طرحي كه نياز به ۱۰۱۰ سلول دارد, ۳۰% از تراشه اخير بدون استفاده رها خواهد شد .  شكل صفحه بعد فلو چارت مراحلي را كه براي پياده سازي يك طرح بر روي F PGA بايد طي شود نشان مي دهد.
ورودي  سيستم
در يك نرم افزار طراحي  مدار را به روشهاي مختلف مي توا ن وارد نمود .و از جمله اين روشها ويرايشگر هاي شماتيكي مدار , زبانهاي ساده توصيف سخت افزار ( AHDLوDBEL و…) ويرايشگر هاي موج(كه شكل موج ورودي /خروجي را به عنوان ورودي به سيستم قبول مي كنند) و زبانهاي توصيف سخت افزار در سطوح مختلف(مانند  VHDLوVerilog) مي باشند.

عتیقه زیرخاکی گنج