• بازدید : 92 views
  • بدون نظر
این فایل در ۳۸صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

در تشكيلات اداري و كشوري و گاه لشكري، همواره وزير نقش اول را ايفا كرده است. در طول تاريخ ايران وزارت، مهمترين ركن اداره كشور محسوب مي‌شد چه در دوراني كه ايراني بر ايران حكومت مي كرد و چه زماني كه مهاجمان بر اين آب و خاك حكمراني كردند،‌ همه به كمك وزيران كاردان بوده. و اگر حاكمي از بركت وجود وزير شايسته محروم بود به طور حتم عمر دولت او نيز كوتاه بود و اگر رعيت در آرامش و كشور در ثبات قرار مي گرفت در سايه تدبير و كفايت وزير بود. 
همه حكومت هاي بزرگ ايران چه در قبل از سلام و چه بعد از اسلام، جملگي وزراي مدبري را به خود ديده اند. آخرين ايشان، قبل از هجوم فعول ، سلجوقيان بودند كه با كمك وزاري كاردان توانستند يكي از بزرگترين امپراطوري‌ها را در زمان خود به وجود آورند و به وسيلة همين وزرا توانستند آن قلمرو وسيع را اداره كنند. شايد يكي از دلايل افول زود هنگام و سريع خوارزمشاهيان تهي بودند حكومت ايشان از وزراي با كفايت بوده باشد. چنگيزخان و جانشينانش نيز به اين نكته واقف بودند، حضور ديوانيان و وزراء ايراني در دربار مغولان و همراهي ايشان در ادارة‌ قلمرو وسيع مغولان بدون شك بنا به درخواست مهاجمان بود. 
البته به طور مسلم مغولان نيز به اين موضوع آگاه بودند كه كار ملك داري با جنگ آوري جداست و معلوم نبود كه يك جنگاور خوب بتواند اداره كنندة‌ خوب هم باشند. 
مغولان فاتحان و جنگجويان خوبي بودند، اما تسلط ايشان بر امور كشوري هرگز بر پايه امور لشكري نمي رسيد به همين دليل بود كه خود را بي‌نياز از داشتن وزراي بر امور كشوري هرگز به پايه امور لشكري نمي‌رسيد به همين دليل بود كه خود را بي‌نياز از داشتن وزاري توانمند و با كفايت از ميان مغلوبين متمدن، نمي ديدند. از همين رو ايرانيان ديوانسالار نيز مشتاق آن بودند كه به خدمت مغولان در آيند، و به تعبير ديگر ايرانيان در دوران بعد از اسلام در رويارويي با عنصر بيگانه هر گاه از شمشيركاري ساخته نمي‌ديد جنگ قلم را آغاز مي كرد و همواره از اين نبرد پيروز بيرون مي‌آمد. و اين جنگ قلم نه براي آنكه سرعت تسلط ايشان را بيشر سازد بلكه خواهان آن بودند تا با ورود به دستگاه ايشان جلو ويراني بيشتر سرزمينهايشان را بدست مهاجمان بگيرند.  
از همين رو، وزير ايلخان به تناسب كارداني و سياست خود و اعتماد ايلخانان به ايشان از قدرت بسياري برخوردار بودند و ثروت فراوان اندوختند و در نتيجه، محسود نزديكان و رقيبان و هدف توطئه‌هاي فراوان مي شدند چنانكه جز يكي از آنها همه به كين دشمنان و تيغ ايلخانان گرفتار و كشته شدند.  
اهميت وزير به وظايف او 
در دوران اشغال نظامي ايران (۶۱۶- ۶۵۱ هـ.ق) حكام اعزامي مغول با ياري ديوانيان و وزراي ايراني توانستند ادارة‌ كشور را بدست گيرند و حكام مغول در اين دوره تنها نقش ناظر را داشتند. وزارت در عهد ايلخاني بيش از دوران ديگر تاريخ ايران دچار فراز و فرودهايي است، مقام و مرتبة‌ وزير در نزد مغولان بسيار شكنند» به نظر مي‌رسد و به قول وصاف: «حقوق پنجاه سالة ‌خدمت ايشان گاه با تهمت مفسدي زير پا گذاشته مي شد. »
ظاهراً انتخاب وزير با توجه به سابقة وي و يا پيشنة خانوادگي او انجام مي‌گرفت و بيشتر وزاري اين دوره با توجه به سابقة قبلي خود در امر حكومت به وزارت انتخاب مي شدند، و وظايف وزير در اين عهد به قول نخجواني آن بود: 
«مهمات خزانه وجوه خزانه و حضور لشكريان احتياج افتد مجموع مدير و مرتب باشد.» 
بنابراين اولين وظيفة وزير رسيدگي به امور مالي مالي بود كه بايد به نظم كشيده مي‌شود تا بتواند از عوايد آن چرخ بزرگ نيروي نظامي را ، كه ركن اساسي را در تشكيلات حكومتي دارا بود به گردش در آورد. گر چه امور نظامي را به امراي سپاه واگذار مي كردند اما تأمين بودجه لازم براي اين نيرو از وظايف وزير محسوب مي شد. به شكلي كه اين نيور بايد هميشه آمادگي لازم را براي رزم دارا باشد و اين مهم بدون توجه به تأمين مالي سپاه مقدور نبود. علاوه بر اين هر وزير داراي يك ديوان و دفتر بود كه در منزل خود نگهداري مي كرد و هنگامي كه منصوب مي شد اين ديوان و دفتر ار به وي واگذار مي كردند و هر گاه معزول مي شد از خانه وي خارج مي‌كردند. 
ظاهراً وزير امور مربوط به خود را توسط «نوابش» در نقاط مختلف كشور به انجام مي‌رسانيد. اين امور توسط احكامي كه مستقيماً از سوي وزير به نواب خود در ايالات ارسال مي‌شد، اجرا مي گرديد. به اين احكام «پروانچه» گفته مي شد و براي آنكه صحت حكم بر حاكم محل اثبات شود و به «علامت آل تمغا موشع مي‌گرديد.»  
نظارت بر كار نواب و حكمان ايالت و ولايت را وزير از طريق «منهيان» انجام مي‌داد منهيان تنها در مقابل سلطان و وزير پاسخگو بودند و تنها از سوي آنها به نواحي اعزام مي‌شدند.  چنانچه از سوي نواب و حكام تعدي بر مردم انجام مي گرفت و يا در وصول عبارتي ديگري وزير بخشي از وظيفه نظارتي خود را به وسيله ايشان انجام مي داد. 
در مكتوبي كه رشيدالدين فضل‌الله بر فرزند خود امير محمود حاكم كرمان، به جهت اهالي بم نوشته آمده كه: 
« . . .  غرض از تسطير اين تحرير و تدوين اين تقرير آن بود كه منهيان اخبار بگوش ما رسانيدند كه بر اهالي و متوطنان بم آن فرزند دست تغلب دراز كره و ايشان را در بوته آز و بر آتش نياز مي گذرارند و به سبب تفاوت و تكاليفات ديواني و تواتر حوالات سلطاني و واسطة قلان و قبجور و چريك و اخراجات متفرقه متسأصل شده‌اند و لشكر هجوم بر ايشان هجوم آورده . . .  » 
انتطاب مقامات مختلف ديواني و روساي دواوين گوناگون قاعدتاً بايد توسط وزير انجام مي‌گرفت، اما در اين دوران به دليل نوسانان مقام و قدرت وزير اين عمل در عهد هر يك از ايلخانان به طور متفاوت انجام پذيرفت هر گاه وزير داراي قدرت و توانايي فراوان بود كليه انتطافات پس از خود را شخصاً انجام مي داد و هر گاه ايلخان و گاه اميرالامرا كه در اين عهد رقيب وزير محسوب مي شد – قدرتمند بودند، اين وظايف را آنان انجام مي‌دادند. 
وزاي ايراني دورة مغول: 
محمود يلواج: 
اولين وزير ايراني كه به خدمت چنگيزخان در آمد، محمود يلواج بود. محمود يلوج پس از چندي بندگي در نزد چنگيز به عنوان نمايندة‌ خان به منظور ايجاد روابط بازرگاني با خوارزمشاه به ايران فرستاده شد، نتايج اين سفر در ابتدا موفقيت آميز بود، با كشته شدن بازرگانان و تيرگي روابط محمود يلواچ بار ديگر به ايران فرستاده شد تا مانع بروز جنگ گردد، ولي اين بار بي نتيجه بازگشت، سومين سفارت وي پس از جنگ بين طرفين بود، آنگاه كه چنگيز به ايران آمد خواستار آن بود تا بين تركان خاتون و فرزندش اختلاف اندازد و مادر را با خود موافق سازد، محمود يلواج نزديك تركان خاتون فرستاده شد كه البته اين رسالت نيز بي نتيجه بود.  چنگيزخان محود را تربيت نمود و شغل وزارت بد و تفويض كرد و پس از وفات چنگيز اوگتاي تا آن نيز منصب وزارت را به او واگذار كرد. 

عتیقه زیرخاکی گنج