• بازدید : 38 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۱صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

وقف را چنین تعریف کرده‌اند: منعفت حاصل از چیزی را در راه بخصوصی خرج کردن. 
وقف در اسلام ثواب بسیاری دارد و پس از مرگ، به عنوان صدقه دایماً به شخص وقف‌کننده می‌رسد. 
ائمه اطهار علیهم السلام خود در اجرای سنت وقف پیشقدم بودند؛ امام علی علیه السلام چاه‌ها و باغ‌های بسیاری را که به دست خود احداث فرموده بود، در راه خدا و مسلمانان وقف کرد. برخی از این چاه‌ها هنوز در کشور عربستان با عنوان «آبار علی» (چاه‌های علی) شناخته می‌شود و مورد استفاده است. 
رفع بسیاری از نیازمندی‌های مستمندان و گشوده شدن بسیاری از گره های اقتصادی با سنت وقف، عملی است. 

وقف، ثروت و مایملک را بسان چشمه ای همیشه جوشان می سازد، که هرگز از فیضان و جوشش باز نمی ایستد و برای همیشه روزگار خیر و برکت را بر بستر زمان و اجتماع جاری می سازد و صاحب خویش را از بهره های عظیم برخوردار می کند. 
در اینجا یادآوری کلامی گرانسنگ از میان سخنان و تأکیدات بسیاری که پیامبر بزرگ اسلام در زمینه ترغیب و تشویق مؤمنان به انفاق داشته اند مناسب به نظر می رسد. 
پیامبر اکرم می فرمایند، با مردن انسان طومار زندگی او پیچیده شده و برای همیشه ارتباط او با دنیا قطع می گردد، مگر سه گروه: 
دانشمندی که اثری علمی برای هدایت مردم، از خود به یادگار گذاشته باشد. 
صدقات و خیرات مستمری که مردم، به آنها سود برند، از کسی باقی مانده باشد. 
فرزند صالح و نیک کرداری که پدر و مادر را به دعای خیر یاد کنند. 
حسب تأکید پیامبر عظیم الشأن اسلام از همان آغاز، مسلمانان وقف را مورد عمل خود قرار دادند. 
در کتب تاریخ و حدیث آمده است اغلب صحابه پیغمبرصلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم از خود موقوفاتی را به یادگار گذاشتند، تا آنجا که جابر بن عبدالله انصاری می گوید: از یاران پیامبرصلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم کسی نبود که توانایی مالی داشته و چیزی را وقف نکرده باشد. 
امام علی لیه السلام موقوفات بسیاری را از خود به جای گذاشت اسامی موقوفات و وقفنامه های امام علیعلیه‌السلام در مطاوی کتب حدیث آمده است، این وقفنامه ها خود همواره یک منبع الهام بخش، برای مسلمانان در طول تاریخ بوده است.
وقف
وقف عبارت است از اینکه عین مال حبس و منافع آن تسبیل شود.» (ماده ۵۵ قانون مدنی). جمع این واژه اوقاف است. به مال و زمین وقف شده، موقوفه گفته می‌شود. وقف از جمله عقود معینی است که در فقه امامیه از اعتبار خاصی برخوردار می‌باشد.
پیشینه در ایران
در اواخر شاهنشاهی ساسانیان بنیادهای نیکوکاری به منظور رستگاری روان در ایران بنیاد شد که پول آن صرف کمک به تنگدستان و احداث تأسیسات عام‌المنفعه می‌شد. همین بنیادها بعدها الگویی برای وقف اسلامی شدند.[۱]
در ایران در تشکیلات اداری دورهٔ سامانیان (۲۶۱ – ۳۸۹ هجری) از دیوان موقوفات و یا دیوان اوقاف نام برده شده که کار آن رسیدگی به امور مساجد و اراضی موقوفه بوده‌است.
[ویرایش] انعقاد وقف
برای انعقاد وقف به جز «شرایط اساسی صحت قراردادها» شرایط خاصی ضروری می‌باشد که عبارت‌اند از:
۱٫ حبس عین 
۲٫ تسبیل منفعت 
۳٫ قابلیت بقای عین 
۴٫ قبض عین 
اینک به شرح هر یک از موارد بالا می‌پردازیم:
۱٫ حبس عین:منظور از حبس مال موقوفه این است که واقف(وقف دهنده)در مدت وقف، حق هیچ گونه دخل و تصرفی در عین موقوفه ندارد. یعنی واقف حق ندارد که مال موقوفه را بفروشد یا اینکه هرگونه نقل و انتقال حقوقی نسبت به مال موقوفه انجام دهد یا تصرفی در مال موقوفه بکند که منافی وقف باشد. 
۲٫ تسبیل منفعت:وقف در صورتی صحیح می‌باشد که منظور واقف از وقف حبس عین به منظور قرب الهی و فی سبیل الله باشد. 
۳٫ قابلیت بقای عین:«فقط وقف مالی جایز می‌باشد که با بقای عین بتوان از آن منتفع شد…»(ماده ۵۸ قانون مدنی)بنابراین وقف مالی که در صورت استفاده از آن مال، قابلیت بقا ندارد باطل می‌باشد؛به عنوان مثال خوراکیها را نمی‌توان وقف نمود. 
۴٫ قبض عین:وقف از عقود تشریفاتی می‌باشد بنابراین وقف زمانی تحقق پیدا می‌کند که واقف عین موقوفه را در اختیار موقوف علیه(کسی که وقف به نفع اوست)یا موقوف علیهم قرار دهد و عین موقوفه به قبض موقوف علیه یا موقوف علیهم درآید. 
[ویرایش] آثار وقف
وقف از جمله عقود لازم می‌باشد.بنابراین بعد از انعقاد وقف، واقف نمی‌تواند از آن برگردد و اختیار هر گونه تصرفی در عین موقوفه را از دست می‌دهد.این است که ماده ۶۱ قانون مدنی در عبارتی مفصل بیان می‌کند :«وقف بعد از وقوع آن به نحو صحت و حصول قبض لازم است و واقف نمی‌تواند از آن رجوع کند یا درآن تغییری بدهد یا از موقوف علیهم کسی را خارج کند یا کسی را داخل در موقوف علیهم نماید یا با آنها شریک کند یا اگر در ضمن عقد متولی معین نکرده بعد از آن متولی قرار دهد یا خود به عنوان تولیت دخالت کند.»
خصوصيات وقف
وقف بهترين ومؤ ثر ترين وسيله تکافل اجتماعی که أن عبارت است مقدار مالی که فرد يا افراد به انتخاب خود از ما لکيت مجازی شان خارج می کنند وبه مالکيت حقيقی آن, يعنی خداوند پاک وبلند مرتبه, بر می گردانند تا مورد استفاده ی عموم مردم که جانشين خداوند در اموال او هستند قرار گيرد ومنافع آن در راه تامين نياز مندی های مردم وتحقق عدالت اجتماعی مصرف شود. دکتر رافت استاذ دانشگاه اسلامی ازهرشريف  می گويد: از امتيازات شريعت اسلامی آنست که مسلمان را بر تکافل اجتماعی ترغيب می نمايد, آنانرا بر صدقه دادن در راه های خير واعانه مساکين تشويق ميکند. نصوص قران کريم واحاديث نبوی بر اين مطلب تأکيد می کند اين نصوص شرعی در زمانه های گذشته انگيزۀمهمی بود تا مسلمانان صدقه دهند واموال خود را در راه های مختلف خير وبهبود وقف نمايند. در باره وقف آياتی مخصوص در قران کريم مذکور نيست ليکن آنچه کلا بر کردن کارهای خير وجود دارد دال بر اين کارها است. بعضی ازعلمای اسلام چند آيه مبارکه را در اين راه آورده اند از آن جمله آيه { وَآتَى الْمَالَ عَلَى حُبِّهِ ذَوِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ وَالسَّآئِلِينَ وَفِي الرِّقَابِ وَأَقَامَ الصَّلاةَ وَآتَى الزَّكَاةَ وَالْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذَا عَاهَدُواْ وَالصَّابِرِينَ فِي الْبَأْسَاء والضَّرَّاء وَحِينَ الْبَأْسِ أُولَـئِكَ الَّذِينَ صَدَقُوا وَأُولَـئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ [البقرة:۱۷۷] به خويشاوندان ويتميان ودر ماندگان ووامنداگان در راه  وگدايان دهد ودر راه آزاد سازی بردگان صرف کند, .نماز را بر پا دارد, وزکات را بپردازد وفاکنند گان به پيمان خود بوده هنگامی که پيمان بندند, ودر برابر فقر وبه هنگام نبرد, شکيبا يند اينان کسانی هستند که راست ميگويند وبه راستی پرهيزکاران اينانند”.   
 مسلمانان عقيده دارند که هر صدقه آنها علی الرغم منفعت دنيوی مفاد وثواب اخروی را دارا ميباشد, از جمله آن صدقه ها وقف هم ميباشد, وقف از قديم الايام در تمدن اسلامی وپيشبرد آن رول مهم بازی نموده, در کتابهای حديث وسيرت آمده است:درحديث شريف از حضرت جابر بن عبد الله نقل است که حضرت محمد صلی الله عليه وسلم فرمودند: هر فرد قادر به وقف در ميان صحابه کرام برخی ازدارايی خود را وقف گردانيده بود. 
 واقدى در كتاب مغازی، نقل می ‏كند مخيرق بن نصر (۳هـ ق)به پيامبر خدا صلی الله عليه وسلم وصيت کرد تا اموالش را که هفت باغ بود در راه خدا به مصرف رساند, حضرت نيز آن ها را موقوفه قرار داد,تا اصل باغ ها محفوظ ماند وثمره ها يش مورد استفاده ای امت اسلامی قرار گيرد. در سيرت ذکر شده است که بسياری از ياران حضرت محمد صلی الله عليه وسلم در زندگی آن حضرت هر کدام مالی را وفق کردند از جمله خلفای اربعه وحضرت ابي ايوب انصاری وحضرت عثمان ونيز گروهی هم بعد از وفات پيامبر خدا صلی الله عليه وسلم اقدام به وقف نمودند. عوايد اين  اوقاف مطابق وقف کننده مصرف می شد. اين سنت ادامه يافت وصحابه کرام وتابعين يکی بعد ديگری برای تآسی به اين سنت حسنه مالی را در راه خدا ويا برای اقرباء وخويشاوندان شان وقف می کردند . متاسفانه اين سنت حسنه بعد ها ماهيت يافت و وقف در دست برخی,  وسيله محروم ساختن بعضی از ورثه از ميراث ويا فرار از ضرائب قرار گرفت.دکتر عبد القادر وقيع الله عضو مرکز دعوت وارشاد دبی می گويد: هر تمدن از خود خاصيت ها ونشانه هايی دارد که آنرا از تمدن های ديگر جدا ميسازد, اکثر اين نشانه ها وخاصيتها از اصول واهداف اساسی آن تمدن سر چشمه ميگيرد. تمدن اسلامی بين سائر تمدن ها صاحب امتياز اصل تکافل اجتماعی بين افراد جامعه ميباشد که در زمانه های مختلف به پيمانه وسيع تطبيق گرديده, مسلمانان به استناد اين اصل شکل يک بدن را داشتند, مصيبت يک فرد مصيبت وانده تمام جامعه محسوب ميگردد. لذا مسلمانان سعی دارند تا در مالی که خداوند به آنان ارزانی فرموده مسافران ونيازمندان را شريک سازند. اين تکافل واحساس برادری وهم نوع پروری را در ساير اديان چه آسمانی باشند ويا نه, نمی يابيم. استاد سيد سابق می گويد: نظام وقف در زمان جاهليت رواج نداشت,  رسول اکرم صلی الله هليه وسلم  صحابه کرام رضوان الله عليهم اجمعين را بخاطر رفع احتيجات فقرا به اين نوع صدقه تشويق نمود, غربی ها بعد از آنکه با تمدن اسلامی آشنائی حاصل کردند وقف را شناختند. مؤسساتی چون (  انجلو سکونيه) به شکل مبينی وقف درفقه اسلامی تأسيس نمودند. ولی آنان هدف اين عمل خويش را محض نفع دنيوی قرار دادند که با آخرت وثواب آن ربطی نداشت , اوقاف اسپانيه وانگلستان در ساحات صحت وتعليم شهرت پيدا کرد که مشهور ترين آنها مؤسسه وقفی انگلستان ( کوليستوک) وبنياد نوبل در سوئد ميباشد  . نظام وقف در غرب آهسته آهسته آنقدر تطور ونمو کرد که در ايالات متحده امريکا به بلند ترين درجه خود رسيد, ساحات تعليم منفعت عامه, وبهداشتی را در بر گرفت, مشهور ترين وقف در امريکا, وقف بنام ميليونر” جون او کيسفلير” تأسيس شد, در صورتيکه غرب از اين اصل نظام اسلامی استفاده نموده , اولی است که از آن استفاده نموده ضرورت های اجتماعی واقتصادی جامعه خود را رفع نمايم. 
فوائد اقتصادی وقف
 دکتر عطيه عبد الحليم استاد ماليات عمومی دانشکده اسلامی قاهره اثرات اقتصادی وقف را اينگونه بيان می کند.
الف: بارز ترين امتياز اقتصادی وقف اينست که نميگذارد مال ودارايی که مفاد از آن بدست می آيد پراگنده وتوزيع گردد, چون مفاد وقف به ما می فهماند که در اصل مال , تصرفات که منجر به نقل ملکيت آن منوط به الله تعالی ميباشد. به همين سبب وقف بهترين وسيله نگهداری مال وثروت بوده نميگذارد کيانها وبنياد های اقتصادی از هم بپاشد وتلف گردد. مثلاً شخصی يک قطعه زمين, شرکت ويا تعمير خود را وقف ميکند ومفاد آنرا برای مساکين وفقيران صدقه ميگرداند بدين معنا است که اصل مال باقی بوده واز مفاد آن صدقه برای فقيران صورت ميگيرد.
ب ـ وقف در توزيع عوايد ملی بالای تمام افراد جامعه رول اساسی را ادا کرده ميتواند, دکتر عطيه می افزايد عادتا وبه شکل طبيعی عوايد ملی بالای عوامل توليد زمين يا طبيعت سر مايه, کار نظم واداره توزيع ميگردد, که هر يک آن به اندازه سهم اش در عمليه توليد ملی از آن حصه ميبرد, غالباً در نتيجه اين توزيع بين افراد جامعه تفاوت ثروت ها بوجود آمده جامعه طبقاتی تشکيل ميشود که به مرور زمان بين افراد جامعه دشمنی بروز ميکند, مال وقف سبب توزيع عيد ملی بر تمام اشخاصی و در از بين بردن اين تفاوت رول اساسی را ادا ميکند, زمانيکه ثروتمندان ومالداران برخی از اموال شان را وقف نمايند ومفاد آن به فقيران ومستمندان توزيع گردد ثروت ها به تمام افراد جامعه ميرسد وخود بخود طبقات جامعه باهم نزديک گرديده, روح اخوت وهمدردی بين افراد جامعه بوجود می آيد.
ج ـ  دکتر عبد الحليم می گويد:  وقف در بلند بردن سطح توليد ملی سهم فعال را ميتواند داشته باشد به اين شکل که: مفاد وقف خواه اهلی باشد ويا خيری به مستحقين توزيع ميگردد که در نتيجه بين آنها ميل به مصرف پيدا ميشود واز آن نزد افراد تقاضا به پارچه های استهلاکی وحتی توليدی خلق ميشود. وقاعده عمومی اقتصادی اينست که هر قدر تقاضا بين افراد برای يک پارچه بيشتر گردد به همان اندازه در توليد آن افزايش می آيد وبالآخره سبب به کار افتيدن ماشين اقتصادی شده,توليدات ملی زياد می شود.
چگونه نظام وقف مجدداً احياگردد؟ دکتر محمد شوقی الفخری يکی از کارشناسان اقتصادی در مورد احيای نظام وقف چنين می گويد: در اين راه چند نکته مهم می باشد أميد است مورد توجه دولت داران کشورهای اسلامی واقع گردد از آن جمله : 
۱ـ لازم وضروری است که نظام وقف مجدداً احيا گردد. تمام اشخاص ثروتمند تشويق شوند تا برخی از اموال خود را برای عمل خير ورفع فقر جامعه وقف نمايند.
۲ـ تمام قوانينی که سد راه نظام وقف گرديده ملغی قرار داده شود, وبجای آن يک قانون متناسب با خواسته های جامعه ترتيب شود.
۳ـ در ادارات ونظام اداری اوقاف تجديد نظر شود تا ثقه واعتماد افراد براين مؤسسات وادارات زياد گرديده واموال شان را وقف نمايند.
۴ـ قواعد شرعی که در مورد وقف وجود دارد کاملاً مراعات گردد. شرايط وقف کنندگان در نظر گرفته شود, قاعده فقهی است که شرط واقف مانند شارع ميباشد” زير اين کار اعتماد را بميان می آورد وثروتمندان تشويق ميگردند تا اموال خود را وقف کنند. ودکتر شوقی می افزايد که: در پهلوی اين اجراءات بايد در نظر گرفته شود  که انسان طبيعتاً مال را دوست دارد, به انفاق آن علاقه مند  نميباشد, بايد انگيزه های انفاق بين مردم زنده شود که قوی ترين آن ها انگيزه دينی بوده, نصوصيکه مردم را به انفاق تشويق ميکند پخش ونشر شود.
ذکر بعضی ازمراکز وقف های اسلامی 
وقف به عنوان يکی از منابع تأمين منافع  عمومی وتعادل عدالت اجتماعی ونيز تأمين روزی متقاضيان توسعه يافت تا جايی که  وقف طی تاريخ تمدن اسلامی در ايجاد ونوسازی اين تمدن به صورت يک مؤسسه ای مالی واعتباری مرکزی در آمد. از زمان دولت اموی در دوره ای هشام بن عبد المليک برای اوقاف پس از توسعه ای حجم آن ” ديوانی” مرکزی خاص تشکيل گرديد که توليت آن به عهده ی کسی بود که او را ” صدر الوقوف” می ناميدند. در مصر در دوره ی سلطان ظاهر برقوق ( ۷۳۸هـ) مساحت اراضی موقوفه به نصف اراضی دولتی رسيده ! امری که باعث شد تا فوايد آن به زمينه های مختلف عمران اسلامی گسترش يابد. به گونه ای که موارد زير را شامل گرديد: 
۱ـ مساجد: که حکم خانه های خدا بر زمين ومراکز امور اسلامی مردم ونيز ميخ های استوار اسلام در سرزمين مسلمانان.
۲ـ مدارس: که تمدن اسلامی را برای چندين قرن به عنوان تنها مرکز علمی دنيا قرار داد.
 3ـ کتاب خانه ها: که امکان فراگيری رايگان علم را برای علاقه مندان به آن فراهم می کرد.
۴ـ نگهداری نسخه های خطی: که مربوط به دوران پيش از صنعت چاپ بود, تا اندازه ای که يکی از کتابخانه های قاهره در عصر فاطمیتوانست ۲۲۰۰ نسخه خطی از کتاب تاريخ طبری که يکی از آن ها به خط مولف بود, در خود نگه دارد.
  • بازدید : 74 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده شوامل موارد زیر است:
از جمله اموری که شایسته است در جوامع اسلامی، بویژه ایران مورد توجه قرار گیرد و با قوت رواج یابد، احیای سنت حسنۀ وقف است که به نوبۀ خود میتواند حلالّ بسیاری از مشکلات جامعه باشد.
سنت پسندیده وقف ریشه در تاریخ صدر اسلام دارد و اولین واقف در اسلام و مشوق وقف، شخص پیامبر (ص) بوده است و پس از آن بزرگوار، اهلبیت (ع) و اصحاب آن بزرگواران بوده اند و تا به امروز همچنان به عنوان یک سنت نیکو، سیره مستمر مسلمین و مومنین بوده است و امروز بر عالمان و آگاهان جامعه بویژه خطبای محترم جمعه فرض است که در بنای جامعه نوین اسلامی، به برکت انقلاب اسلامی مان به تجدید حیات این سیره نیکو بپردازند که با گسترش فرهنگ وقف در جامعه، بسیاری از معضلات اجتماعی در اشکال گوناگون آن حل خواهد شد و در زدودن گرد و غبار فقر و محرومیت و تالیف قلوب و برداشتن یا تقلیل فاصله طبقاتی تاثیر بسزائی خواهد گذاشت.
وقف که از جمله عبادات و از صدقه جاریه است، در لغت به معنی ایستادن (۱) و در اصطلاح فقهی به معنی حبس عین ملکی است بر ملک خدای تعالی که ملکیت از مالک ملک به خداوند منتقل میشود(۲)
مرحوم محقق حلی میفرماید : وقف عقدی است که ثمره آن حبس کردن اصل و رها کردن منفعت آن است. (۳) 
صاحب جواهر می فرماید: الوقف عقد ثمرته تحبیس الاصل و اطلاق المنفعه. (۴)
وقف نوعی عقد است که ثمره آن حبس مال است و رها کردن منفعت آن .
بعبارتی دیگر : ماندن اصل مال و جابجائی منفعت آن، تا مردم از منافعش بهره مند شوند.
به عبارت دیگر : وقف یعنی رقبه شئی را نگهداشتن و منفعت آن را آزاد کردن است. 
________________________________________
۱-منتهی الارب
۲-لغتنامه دهخدا ذیل ماده وقف
۳-شرایع الاسلام
۴-جواهر الاکلام/ج۲۸/ص۲ 
________________________________________
شیخ طوسی می فرماید : وقف”تحبیس الاصل و تسبیل المنفعة” است (۱)
بنابراین وقف شرعا تحبیس است یعنی اصل آن نه قابل خرید و فروش است و نه به ارث برده میشود و نه قابل هبه و بخشش است و نه به رهن و اجاره و عاریه و از این قبیل … داده میشود ( الا ما خرج بالدلیل ) و تسبیل المنفعه یعنی صرف کردن مال وقفی در جهتی که واقف تعیین کرده است که همان راه خداست. چنانکه معصوم (ع) می فرماید : الوقف علی حسب ما یشرط الواقف (۲)
.مشروعیت وقف 
وقف، نزد تمام مذاهب اسلامی ( از امامیه و اهل سنت عموما ) جایز است دلیل همه آنها در جواز وقف، قرآن و سنت است.
از جمله آیات قرآن، آیه های ذیل است که می فرماید:
لن تنالوا البر حتی تنفقوا مما تحبون.(۳)
المال و البنون زینة الحیوة الدنیا و الباقیات الصالحات خیر عند ربک ثوابا و خیر املاء.(۴)
که در این آیات به انفاق و انجام آیات صالح پایدار و ماندگار توصیه و ترغیب شده و وقف کردن هم انفاق است و از بهترین اعمال شایسته ماندگار و جاوید.
و اما مشروعیت وقف با تمسک به سنت به استناد سیره عملی و احادیث شریف، نبوی است که از جمله پیامبر (ص) در ترغیب به وقف فرمود:
حبّس الاصل و سبّل المنفعه (۵)
یعنی اصل آن را حبس کردن و منفعتش را در راه خدا آزادنما.
و حدیث نبوی دیگر که فرمود:
اذا مات الانسان انقطع عمله الامن ثلاثة : صدقة جاریه او علم ینتفع به او ولد صالح یدعواله.(۶)
بسیاری از فقها از جمله شهید اول، وقف را صدقه جاریه می دانند (۷) که دارای اجری مستمر است.
 
.اقسام وقف
وقف به اعتبار موقوف بر دو قسم است:
الف: وقف عام
ب: وقف خاص 
________________________________________
۱-مبسوط/ج۳/کتاب الوقف
۲-خلاف، شیخ طوسی/ص۳۲۹
۳-آل عمران/۹۲
۴-کهف/۴۶
۵-المستدرک/ج۲/ص۵۱۱
۶-نهج الفصاحه/ص۱۸۲
۷-لمعه/کتاب الوقف 
________________________________________
مراد از وقف عام، امور خیریه عام المنفعه است و مخصوص دسته و طبقه معینی نیست.
وقف خاص وقفی که است مخصوص دسته معینی از مردم و افراد خاصی است مانند: وقف بر اولاد، وقف بر فقرا، وقف بر طلاب مدارس، مساجد و … (۱)
برخی از اعاظم در تعریف وقف عام و خاص گفته اند:
وقف عام وقفی است که برای انتفاع کل مردم قرار داده میشود و اختصاص به گروه و صنف خاصی ندارد مانند وقف مدارس ، بیمارستانها، مساجد، مشاهد مشرفه، اماکن متبرکه، مقبره ها، پل ها و خانه ها و…
وقف خاص وقفی است که ملک بر کسانی ” موقوف علیهم ” قرار داده شد و تنها آنان حق استفاده از آن را دارند مانند ” وقف ذرّی ” وقف بر علما و طلاب و یا وقف بر فقرا و محرومین یا وقف زمینی برای احداث مساجد، مدرسه، قبرستان و … (۲)
( که البته وقف مدارس، مساجد و امثال اینها از مصادیق وقف عام است)
از زاویه ای دیگر:
وقف دارای دو قسم دیگر نیز هست که از آن به عنوان:
الف: وقف انتفاع
ب: وقف منفعت، یاد میکنند
وقف انتفاع وقفی است که نظر واقف از وقف، تحصیل درآمد مادی نیست مثل وقف زمین ملکی برای احداث مسجد.
وقف منفعت، وقفی است که نظر واقف از وقف، تحصیل درآمد است تا در مصرف معینی هزینه شود مانند : وقف مغازه یا مزرعه برای نگهداری و اداره مسجد یا مدرسه و … که میتوان عنداللزوم تبدیل به احسن یا اعود و انفع از لحاظ درآمدمادی نمود.
ولی در وقف انتفاع نتوان تبدیل نمود.(۳)
 
.وقف در قرآن
در قرآن آیه ای که بر وقف و احکام فقهی آن صراحت داشته باشد وجود ندارد، لکن میتوان از باب اولویت به آیاتی که بطور عموم بر انجام افعال خیر و تحریص و ترغیب آن دلالت دارد تمسک جست و بدانها استناد کرد، نظیر آیاتی که پیرامون انفاق، احسان، تعاون، صدقه، قرض الحسنه، خیرات و مبرت، عمل صالح، باقیات الصالحات، ایثار و … در قرآن آمده می توان به جواز وقف بلکه رحجان و استحباب آن استدلال کرد که وقف را هم شامل میشود، نظیر آیات ذیل:
و ما تقدموا الانفسکم من خیر تجدوه عند الله هو خیرا و اعظم اجرا و استغفرو الله انّ الله غفور رحیم.(۴) 
________________________________________
۱-لغتنامه دهخدا، ماده وقف
۲-الفقه علی المذاهب الخمسه- اسناد محمد جواد مغنیه
۳-شرایع الاسلام، محقق حلی
۴-مزمل/۲۰ 
________________________________________
 لن تنالوا البّر حتی تنفقوامما تحبّون و ما تنفقوا من شئی فان الله به علیم.(۱)
لیس البران تولّوا وجوهکم قبل المشرق و المغرب و لکّن البّر من آمن بالله و الیوم الاخر و الملائکه و الکتاب و النبیّن و آتی المال علی حبّه ذوی القربی و الیتامی و المساکین و ابن السّبیل و فی الرقاب … (۲)
المال و البنون زینة الحیوة الدّنیا و الباقیات الصّالحات خیرة عند ربّک ثوابا و خیر املا. (۳)
و یرید الله الذین اهتدوا هدی و الباقیات الصالحات خیر عند ربّک ثوابا و خیر مردا. (۴)
از طرف دیگر باید بخاطر داشت که برابر رهنمودهای و حیانی، تکاثر اموال، کنز مال، استکبار، جمع و حب مال، طغیان ناشی از مال اندوزی، راندن قهرآمیز ایتام و فقرا، خود برتر بینی و تفاخر، پرخاش برسائل و مواردی از این قبیل و نادیده گرفتن حق الله و حق الناس، بشدت مورد نکوهش قرار گرفته است.
پس میتوان نتیجه گرفت که از آنچه در این محور ذکر گردید، وقف نه تنها جایز است بلکه در مواردی رجحان دارد و مستحب هم هست و چه بسا در شرایطی به انگیزۀ حق دماء و مبارزه با روحیه مال پرستی و بیماری ثروت اندوزی و یا بدلیل رعایت مصالح سیاسی – اجتماعی و تقلیل اختلاف طبقاتی و یا از باب مقدمه واجب، واجب هم بشود.
 
.وقف در سنّت
مراد از سنت، مجمع قول و فعل و تقریر یا سیرۀ علمی و عملی و جلوه های رفتاری پیامبر اسلام (ص) و ( به اعتقاد شیعه) ائمه معصومین علیهم السلام است که دومین منبع از منابع معارف اسلامی است.
الف: سنّت پیامبر (ص)
در حدیث مشهوری از پیامبر (ص) نقل شده که فرمود:
اذا مات الانسان انقطع عمله الّا من ثلاث : صدقة جاریة او علم ینتفع به او ولد صالح یدعو اله. (۵)
وقتی انسان بمیرد عمل او خاتمه می یابد مگر در سه چیز:
۱-صدقه جاریه (وقف)
۲-علمی که از آن استفاده شود.
۳-فرزند صالحی که برای او دعا کند. 
________________________________________
۱-آل عمران/۹۲
۲-بقره/۱۷۷
۳-کهف/۴۶
۴-مریم/۷۶
۵-نهج المصاحه/ص۲۰۰/ح۲۳۹ 
________________________________________
نظیر این روایت، روایاتی نیز از امام صادق (ع) نقل شده است.(۱)
پیامبر اکرم (ص) در حدیث دیگری فرمود:
انّ ممّا یلحق المومن من عمله و حسناته بعد موته علما نشره و ولدا صالحا ترکه و مصحفا ورثه او مسجد ابناه او بیتا لابن السّبیل بناه او نهرا اجراه او صدقة اخرجها من ماله فی صحّته و حیاته و تلحقه من بعد موته. (۲)
چند چیز از اعمال و حسنات مومن پس از مرگ هم بهره ای به او میرسد:
۱-دانشی که از خود به یادگار گذاشته باشد.
۲-فرزند صالحی که تربیت کرده است.
۳-قرآنی که به ارث گذاشته باشد.
۴-مسجدی که ساخته باشد.
۵-منزلی که مسافرین در راه مانده در آن مـأوا گزینند بنا کرده باشد.
۶-نهر آبی که احداث کرده باشد.
۷-صدقه ای که در زمان سلامت و حیات خود پرداخته و آثارش باقی باشد.
و باز از آن حضرت نقل شده که فرموده است:
من بنی علی ظهر طریق مأوی عابر سبیل بعثه الله یوم القیامه علی نجیب من دّر و جوهر و وجهه یضئی لاهل الجمع نورا حتی یزاحم ابراهیم خلیل الرحمن فی قبتّه فیقول اهل الجمع! هذا ملک من الملائکه، لم نر مثله قطّ و دخل فی شفاعته الجنة اربعون الف رجل.(۳)
کسی که در کنار جاده ای برای عابران و مسافرین محل استراحتی بسازد، خداوند در روز قیامت او را بر مرکبی که از درّ و گوهر تزئین شده سوار می نماید و نور صورت او را تمام نورها را تحت الشعاع قرار میدهد تا آنجا که با نور حضرت ابراهیم رقلبت میکند و مردم سوال می کنند که آیا این فرشته ای از فرشتگان است؟ هرگز مانند او را ندیده ایم و با شفاعت وی چهل هزار انسان به بهشت راه می یابند.
در سیرۀ عملی پیامبر (ص) می خوانیم که آن بزرگوار در این امر پسندیده (وقف) نیز همچون سایر کارهای نیکو پیشقدم بود، چنانکه در تاریخ آمده: 
پیامبر زمینی را وقف کرد و منافع آن را برای “ابن سبیل” صدقه قرار داد.(۴)
زمین ها و باغاتی که “مخیریق” یهودی که از احبار یهود بنی نضیر بود و تازه مسلمان شده و در جنگ احد بشهادت رسیده بود، قبل از حرکت به همراه سپاه اسلام بسوی احد، برای جنگ با مشرکین، وصیت کرد که اگر من در این جنگ شهید شدم هفت قطعه باغهای من مال رسول الله (ص) باشد،از قضا او در جنگ احد بشهادت رسید و باغات او از همان تاریخ یعنی از سال سوم هجری به ملک رسول خدا (ص) درآمد و پیامبر در آن تصرف کرد و کارگرانی از طرف پیامبر آن را اداره میکردند تا سال هفتم هجری که رسول خدا آن را وقف بر فاطمه و اولاد او کردند، یعنی این باغها را وقف خاص فرمود. 
________________________________________
۱-وسائل الشیعه، ج۱۳/کتاب الوقف و الصدقات/ص۲۹۲ مراجعه شود.
۲-نهج الفصاحه/ص۳۳۷/کلام۹۰۶
۳-وسایل الشیعه/ج۱۱/ص۵۶۲
۴-رک: اقتصاد اسلامی در مطبوعات 
________________________________________
و پیامبر عند الحاجه از درآمد آنها استفاده میکردند.(۱) که بعد از رحلت رسول اکرم (ص) خلیفه اول این باغها را از دختر رسول خدا(ص) گرفت و به احتیاجات و دفاع حضرت صدیقه اهره اعتنائی نکرد و سپس خلیفه دوم آن را به حضرت زهرا(ع) پس داد.(۲)
برخی از نزدیکان و بستگان پیامبر(ص) بر سر آن باغات در مقام ادعا و مخاصمه برآمدند که امیر المومنین(ع) و برخی از اصحاب شهادت دادند که آن ” حوائط سبعه” وقف بر حضرت زهرا، اولاد اوست.(۳) و حضرت زهرا(ع) هم پس از رحلت پیامبر (ص) برای هر یک از آنان رسول خدا “دوازده رقیه” (۴) وصیت فرمود و برای زنان بنی هاشم نیز “دوازده اوقیه” و برای خواهرزاده خود “امامه” نیز همان مبلغ را در نظر گرفت و آن هفت بستان را وقف بنی هاشم و بنی عبدالمطلب فرمود، آنگاه قبل از شهادت طبق نقل امام باقر(ع) طی یک وصیت نامه ای، تولیت و نظارت و سرپرستی این موقوفه را شرعا به امیر المومنین (ع) و حسنین علیهماالسلام و پس از امام حسین (ع) به فرزندان ذکورش، الاکبر فالاکبر سپرد.(۵)
اینها نمنه هایی از سنت شریف نبوی در دعوت و ترغیب و تشویق مسلمین و مومنین به عمل پسندیده وقف است.
جالب است که بدانیم بسیاری از مسلمان ها پس از جنگ خیبر بدلیل تشویق پیامبر(ص) مصمم بودند تا کلیه اموال خود را در راه خدا وقف کنند که رسول خدا (ص) بیش از ثلث را اجازه نفرمودند!(۶)
ب- سنت ائمه معصومین(ع)
اهل بیت (ائمه) علیهم السلام نیز با اقتدا به سیره پیامبر (ع) و تاسی از روش آن حضرت اهتمام زیادی در گسترش وقف در جامعه داشته اند و با قول و فعل و تقریر خود اقدام به وقف را مورد ترغیب و تایید و حمایت قرار می دادند. 
________________________________________
۱-موقوفه های رسول خدا (ص) منحصر در این هفت باغ مذکور نبود، در کتب تاریخ زمین های دیگری به نام “صدقات رسول الله” نقل کرده اند از جمله “بویره” که نخلستانی در “قبا” بود که پیامبر آنرا وقف فقرا کرده بود … رسولخدا(ص) در خیبر نیز موقوفه هایی داشته است.
۲-ر.ک:مالکیت خصوصی زمین/ص۵۷
۳-ناسخ التواریخ/ج۳/ص۲۴۵
۴-اوقیه واحد پول بوده و هر اوقیه چهل درهم می باشند
۵-وسائل الشیعه/ج۱۳/کتاب الوقف و الصدقات/باب ۱۰/ج۱- ر.ک فاطمه زهرا از ولادت تا شهادت ص۷۷۸
۶-ر.ک: اقتصاد اسلامی در مطبوعات 

عتیقه زیرخاکی گنج