• بازدید : 39 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

رزمـنـده مـسـلمان از ديدگاه قرآن ، واجد ويژگى هاى است كه او راز ديگران ممتاز مى گرداند در ايـن فـصـل ، ايـن ويـژگى هاى را در سه بخش ، ويژگى هاى عمومى ، فرماندهان و فرمانبران ارائه مى دهيم .
قرآن مجيد به رزمندگان كه با جان و مال با دشمنان حق نبرد مى كنند و آنان را مى كشند و يا در ايـن راه بـه شـهـادت مـى رسـنـد، بـشـارت داده كـه خـداونـد خـريـدار جـان و مـال آنـان اسـت و بـه بـهـاى آن ، بـهـشت جاودان را مى دهد.  از امام صادق (ع ) سؤ ال شـد كـه آيـا ايـن وعـده قـرآن يـك وعـده عـمـومـى اسـت و هـر رزمـنـده اى را شـامـل مـى شـود يـا وعده اى است براى رزمندگانى با ويژگى هاى شخص ؟ امام (ع ) در پاسخ فرمود:
وقـتـى ايـن آيـه نـازل شـده ، عـدهـّاى از اصـحـاب پـيـامـبـر(ص ) هـمـيـن سـؤ ال را از آن حـضـرت كـردنـد و ايـشـان جـوابـى بـه آنـان نـداد تـا ايـنـكـه خـداونـد بـه دنبال آن ، اين آيه شريفه را نازل فرمود:
((اَلتّائِبُونَ الْعابِدُونَ الْحامِدُونَ السّائِحُونَ الرّاكِعُونَ السّاجِدُونَ الاَّْمِرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ النّاهُونَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ الْحافِظُونَ لِحُدُودَ اللّهِ وَ بَشِّرِ الْمُؤْمِنينَ))  
خـداونـد (بـا ايـن آيـه ) صـفـات مـؤ مـنـانـى را كـه جـان و مـالشـان را (در قبال بهشت ) خريدار است ، آشكار ساخت . پس هر كس طالب بهشت است ، بايد (با اتصاف ) به ايـن شـرايـط در راه خدا جهاد كند و گرنه از جمله كسانى خواهد بود كه پيامبر(ص ) در حق آنان فـرمـود: ((خـداونـد ايـن ديـن را بـه وسيله كسانى يارى مى كند كه خود، هيچ بهره اى از كوشش خويش ندارند.))
ايـنـك بـا تـوجـه به آيه مزبور و آياتى از اين قبيل به توضيح مختصر ويژگى هاى عمومى مجاهدان مسلمان مى پردازيم :
۱ـ تـوبـه : بازگشت از هر چه غير خداست . به پيشگاه حق تعالى ، و طلب آمرزش پى در پى بـراى لغـزشـها، خطاها و ندانم كارى ها و سعى و كوشش در جبران وظايفى كه از او فوت شده است .
۲ـ عـبـادت : تـنـهـا خـداوند را معبود گرفتن و با همه وجود به عبادت و بندگى او روى آوردن و اطاعت محض از خدا و سر بر تافتن از غير خدا.
۳ـ ستايش خدا: خداوند را با اسماى حسنى او اوصاف جميلش خواندن و ستودن .
۴ـ آمد و شد به مساجد: رفتن به عبادتگاه ها و پرستش نمودن خداوند در آنها.
۵ـ خضوع و ركوع : در برابر اوامر الهى خاضع بودن و سر تسليم فرود آوردن .
۶ـ سـجـده و اظـهـار ذلّت : در پـيشگاه حق پيشانى بندگى را بر خاك ساييدن و اظهار خاكسارى كردن .
۷ـ امر به معروف : ايجاد زمينه و ترويج خوبى ها و آگاه نمودن بندگان ناآگاه خدا.
۸ـ نهى از منكر: از بين بدن زمينه و ريشه كن كردن بدى ها و باز داشتن از آنها.
۹ـ حفظ حدود الهى : جلوگيرى از تعدى و تجاوز به حريم حق .
عـلاّمـه طـبـاطـبـايـى (ره ) شـش ويژگى اول را خصوصيات فردى مجاهدان و دو ويژگى امر به مـعـروف و نـهـى از مـنـكـر را خـصـوصـيت جمعى آنان و حفاظت از حدود الهى را مشتركاً مربوط به خـصـوصـيات فردى و جمعى مجاهدان مى داند؛ يعنى هم در مورد خويش و هم در مورد اجتماع توجه دارند كه حدود الهى رعايت گردد.  
۱۰ـ توكل و تضرّع : مجاهدان مسلمان براى رضاى خدا و ريشه كن كردن ظلم و شرك مى جنگند و در ايـن نـبـرد تنها تكيه گاه گاهشان خداست و به نصرت و يارى خدا باور دارند و معتقدند كه خـداونـد از آنـجا كه مولاى مؤ منان است ، از ياوران دين خود دفاع مى كند.  به همين جـهـت مـجـاهـدان ، بـر خـداوند توكل مى كنند  و با توجه به همين اعتقاد، در تمامى صـحـنـه هـاى زنـدگـى و از جـمـله در مـيـدان هـاى نـبـرد ، خـاضـعـانـه و مـتـواضـعـانـه بـه خـدا متوسل شده به قوت ، قدرت ، نصرت و غلبه را از او مى خواهند:
((رَبَّنـا اَفـْرِغْ عـَلَيـْنـا صـَبـْرا وَ ثـَبِّتْ اَقـْدامـَنـا وَ انـْصـُرْنـا عـَلَى الْقـَوْمـِ الْكافِرينَ))  
پـروردگـارا! پيمانه شكيبايى و استقامت را بر ما بريز و قدمهاى ما را ثابت بدار و ما را بر جمعيت كافران ، پيروز بگردان !
۱۱ـ ترجيح آخرت بر دنيا: از ديگر ويژگهاى رزمندگان اسلام ، برگزيدن آخرت بر دنياست . قرآن مجيد در اين باره مى فرمايد:
((فَلْيُقاتِلْ فى سَبيلِ اللّهِ الَّذينَ يَشْرُونَ الْحَيوةَ الدُّنْيا بِالاْخِرَةِ…))  
كسانى كه زندگى دنيا را به آخرت فروخته اند، بايد در راه خدا پيكار كنند!
ايـن آيـه شـريـفـه دلالت دارد بـر ايـنـكـه تـا انـسـان در انـتـخـاب دنـيا و آخرت ، سراى دنيا را بـرگـزيـند و به دنيا و آنچه در او هست تعلق داشته باشد، نمى تواند در جرگه مجاهدان راه خـدا قـرار گـيـرد. البـتـه روشـن اسـت كـه مـراد از ايـن سـخـن ، دل كـنـدن از دنـيـاسـت ، نـه تـرك ظـاهـرى آن و تـرك اسـتـفـاده از وسايل مورد نياز زندگى .
۱۲ـ تـحـمـل سـخـتـى هـاى مـبـارزه : از ويـژگـى هـاى بـارز مـجـاهـدان ، تـحـمـل و بـردبـارى سـرشـار آنـان در قـبـال سـخـتـى هـاى جـهـاد اسـت در قـرآن بـه تـفـصـيـل آمـده اسـت كـه طـالوت بـراى امـتـحـان نـيـروهـايـش بـه مـنـظـور تحمل سختى ها چنين اعلام داشت :
((اِنَّ اللّهَ مُبْتَليكُمْ بَنَهَرٍ فَمَنْ شَرِبَ مِنْهُ فَلَيْسَ مِنّى وَ مَنْ لَمْ يَطْعَمَهُ فَاِنَّهُ مِنى اِلاّ مَنِ اغْتَرَفَ غُرْفَةً بِيَدِهِ))  
خـداونـد، شـمـا را بـه وسـيـله يـك نـهـرِ آب ، آزمـايش مى كند؛ آنها (كه به هنگام تشنگى ) از آن بنوشند، از من نيستند؛ و آنها كه از آن نخورند، از من هستند؛ مگر كسى كه تنها كف دستى بردارد.
طـالوت مـطـرح مـى كند كه شما در مسير جهاد به يك رود برخورد مى كنيد؛ گر چه سختى راه و سـنـگـينى سلاح و گرمى آفتاب شما را سخت تشنه مى كند، ولى بايد مقاومت كنيد. هر كس مقاومت نـورزد و از آن بـنـوشـد، تـا سـيـراب شـود، نـمـى تـوانـد بـه عـنـوان يـك مـجـاهـد قابل مطرح باشد و هر كس طعم آن آب را نچشد، اين مجاهد واقعى و از ياوران من است . و اما طايفه سـومـى كـه نـمـى نـوشـنـد، بلكه با برداشتن كفى از آن آب ، شدت تشنگى خود را از بين مى برند، اين اگر چه مجاهد واقعى محسوب نمى شوند، اما مردود هم نيستند.  
مـجـاهـدان صـدر اسـلام نـيـز بـه شـهـادت تـاريـخ ، صـبـر و تـحـمـل ورزيـده در بـسـيـارى از مـوارد دشـوارى هـاى نـبرد را بر خود هموار مى ساختند. يكى از بـارزتـريـن ايـن گـونـه تـحـمّل ها، در جنگ تبوك بود. زمان حركت به سوى جبهه در اين جنگ ، فصل تابستان و شدت گرما بود و مسلمانان امكانات و تجهيزات كافى در اختيار نداشتند و بنا بـر روايـات ، تـعـداد دشـمـن بـسـيـار زيـاد و قـدرت و شوكت آنان فراوان بود. راه نيز بسيار طـولانـى و بيابانهاى وسيع و بدون آب و آبادى نيز زياد بود… با اين وجود، مؤ منان مجاهد از انـصـار و مـهـاجـر بـه فـرمـان پـيـامـبـر(ص ) عـلائم بـسـيـج شـدنـد و بـا تـحـمـّل سـخـت تـريـن شـرايـط بـه دسـت دشـمـن حـركـت كـردنـد. بـه هـمـيـن سـبـب خـداونـد متعال رحمت خود را مشمول آنان گردانيد و درباره ايشان فرمود :
((لَقـَدْ تـابَ اللّهُ عـَلَى النَّبـِىَّ وَ الْمـُهـاجـِريـنَ وَ الاَْنـْصـارِ الَّذيـنَ اتَّبـَعُوهُ فى ساعَةِ الْعُسْرَةِ …))  
بـدون شـك ، خداوند رحمت خود را شامل حال پيامبر و مهاجران و انصار نمود، كه در زمان عسرت و شدت ( در جنگ تبوك ) از او پيروى كردند.
۱۳- شجاعت : از ويژگى هاى بارز رزمندگان اسلام ، شجاعت كم نظير يا بى نظير آنان است . آنان صفات زشت بيم و هراس ، ترديد و دودلى ، دلهره و اضطراب و سردرگمى و بى هدفى را از وجـود خـود دور كـرده و بـه اطـمـينان ، آرامش ، پايدارى و وقار و در يك كلمه به صلابت و شـجـاعـت رسـيـده انـد. آنـهـا خـدا را تـنـهـا مـنـبـع قـدرت مـى دانـنـد و بـه قـدرت لايزال الهى تكيه مى كنند از اين رو، نيرو و قدرتى زايد الوصف رسيده اند.
۱۴- تـواضـع در برابر مؤ منان و سرسختى در برابر كافران : مجاهدان در برابر يكديگر مـتـواضـع و نـرمـخـو هـسـتـنـد و در بـرابر كافران سخت و استوارند. قرآن مجيد در اين باره مى فرمايد :
(( … اَذِلَّهٍ عَلَى الْمُؤْمِنينَ اَعِزَّةٍ عَلَى الْكافِرينَ يُجاهِدُونَ فى سَبيلِ اللّهِ))  
در بـرابـر مـؤ منان ، متواضع ، و در برابر كافران سرسخت و نيرومندند، آنها در راه خدا جهاد مى كنند.
اين ويژگى همان ويژگى پيامبراكرم (ص ) و ياران اوست كه قرآن در وصف آنان فرموده است :
((مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللّهِ وَ الَّذينَ مَعَهُ اَشِدّاءُ عَلَى الْكُفّارِ رُحَماءُ بَيْنَهُمْ…))  
مـحـمـد(ص ) فـرسـتاده خداست ؛ و كسانى كه با او هستند در برابر كفار سرسخت و شديد و در ميان خود مهربانند.
مـؤ مـنـان در بـرابر يكديگر با گذشت رفتار كنند؛ امّا در برابر دشمنان بايد به گونه اى رفـتـار كـنـنـد كـه نه تنها دشمنان بتوانند در آنها طمع كنند و از اخلاق نيكويشان سوء استفاده نـمـايند، بلكه حتى خشونتى در آنان ببينند كه دشمنان را به ترس و هراس وادارد و به تعبير آيه شريفه :
((وَلْيَجِدُوا فيكُمْ غِلْظَةً))  
آنها بايد در شما شدّت و خشونت احساس كنند.
بـرخـورد و راه رفـتـن مـتكبرانه كه در برخورد با مؤ منان جايز نيست ، در مواقع رويارويى با دشـمـنـان جـايـز شـمـرده شـده اسـت ؛ چـنانكه وقتى يكى از سرداران اسلام به نام ابودجانه در برابر دشمن ، متكبرانه قدم مى زد، پيامبر اكرم (ص ) فرمود : ((خداوند چنين راه رفتنى را دشمن مى دارد، مگر در اين موقعيت ))  
       ويژگى هاى فرماندهان
فـرمـانـدهـان نـظـامـى لشـكـر اسلام نه تنها بايد در ويژگى هاى عمومى ذكر شده از ديگران افضل باشند، كه حتى بايد ويژگى هاى ديگرى نيز داشته باشند، از جمله :
۱- دانـش و تـوان كـافـى : بـه عهده گرفتن فرماندهى از ديدگاه رزمندگان اسلام ، يك وظيفه اسـت . نـه يـك مـقـام و منصب و فرماندهى به كسى پيشنهاد مى شود كه علم ، تدبر و توان لازم بـراى تـحـمـّل ايـن مـسـؤ وليـت مـهـم را داشته باشد. البته براى هر مرحله از فرماندهى علم و تـدبـيـر مـتناسب با آن مرحله لازم است . ولى در هر حال اين يك ضابطه كلى است . وقتى پيامبر بنى اسرائيل ، طاغوت را براى فرماندهان تعيين كرد، گروهى ظاهربين و سست ايمان ، صلاحيت طالوت را به خاطر نداشتن مال و مكنت زير سؤ ال بردند. پيامبرشان در جواب فرمود :
((اِنَّ اللّهَ اصْطَفاهُ عَلَيْكُمْ وَ زادَهُ بَسْطَةً فِى الْعِلْمِ وَ الْجِسْمِ))  
خدا او را بر شما برگزيده و دانش و توان بدنى او را وسعت بخشيده است .
اين بسط علمى و جسمى همان توان جسمى و تدبير نظامى است كه بايد به عنوان يك ويژگى در فرماندهان سپاه توحيد وجود داشته باشد.
۲- پيشگامى در ميدان :فرمانده مسلمان در تحمل سختى ها و مشكلات ميدان نبرد پيشگام است . قرآن مـجـيـد شـخـص پيامبر را موظف مى كند كه اگر موقعيتى پيش آمد، حتى يك تنه با دشمن بجنگد و ديگران را به اين اقدام خداپسندانه تشويق و ترغيب نمايد:
((فَقاتِلْ فى سَبيلِ اللّهِ لا تُكَلَّفُ اِلاّ نَفْسَكَ وَ حَرِّضِ الْمُؤْمِنينَ))  
در راه خدا پيكار كن ! تنها مسؤ ول وظيفه خود هستى ! و مؤ منان را (بر اين كار) تشويق كن .
وقـتـى مـيـدان نـبـرد گـرم و شـديـد مـى شـد و دو گـروه بـا هـم درمـى آويـخـتـنـد، مـا بـه رسـول خـدا(ص ) پـنـاه مـى بـرديم و ايشان سپر ما بود و هيچ كس از ما به دشمن نزديك تر از ايشان نبوده .  
فـرماندهان شجاع جبهه اسلام نيز اين ويژگى را از پيامبر خويش به ارث برده خود پيشاپيش ديـگـر رزمـنـدگـان بـه اسـتـقـبـال خـطـر مـى رونـد و سـيـنـه را در مقابل تيرهاى دشمن سپر مى كنند.
۳- رحـمـت و عـطـوفـت : عطوفت ، رحمت و محبت به زير دستان ، ويژگى لازم فرماندهى است . در جـبـهه اسلام اين ويژگى نيز در فرماندهان بروز و ظهور دارد. فرمانده با داشتن اين ويژگى در بين زير دستان ، محبوب است و آنان با ميل و رغبت ، دستورهايش را اجرا مى كنند.
خداوند در ادامه آيات مربوط به جهاد به پيامبرش مى فرمايد:
((فـَبـِمـا رَحـْمـَةٍ مـِنَ اللّهِ لِنـْتَ لَهـُمْ وَ لَوْ كـُنـْتَ فـَظـاً غـَليـظَ الْقـَلْبِ لاَنـْفـَضُّوا مـِنـْ حَوْلِكَ))  
بـــه (بـــركـت ) رحـمـت الهـى ، در بـرابـر آنـان ( مـردم ) نـرم ( و مهربان ) شدى ؛ و اگر خشن و سنگدل بودى ، از اطراف تو پراكنده مى شدند.
۴- عـفو و گذشت :افراد زير دست ممكن است در اثر جهالت يا غفلت ، مرتكب خطايى شوند؛ گر چه تذكر، توبيخ و تنبيه لازم است ولى ويژگى عفو و گذشت از ضروريات فرماندهى است .
يـك رزمـنده شجاع را نبايد به خاطر يك تخلّف يا تخطّى از خود رانده و طرد نمود، بلكه بايد بـعـد از تـوبـيـخ لازم ، چـشـم پـوشـى نـمـود و به او ميدان داد كه توانايى هايش را به ظهور برساند قرآن مجيد به پيامبرش مى فرمايد :
((فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَ شاوِرْهُمْ فِى الاَْمْرِ))  
پس آنها را ببخش و براى آنها آمرزش بطلب و در كارها، با آنان مشورت كن !
ايـن آيـه نـاظـر بـه تـخـلّف رزمـنـدگـان اسلام در جنگ احد است . خداوند به پيامبرش به عنوان فرمانده نظامى خطاب مى كند كه از خطاى آنان درگذر و برايشان طلب آمرزش كن و با مشورت طلبى از آنان ، به آنها بها بده و از توانايى شان بهره گير!
فرمانده به طرف شور قرار دادن زير دستان ، به خصوص بعد از عفو و گذشت از خطايشان ، آنـان را بـه فـداكـارى ، مـقاومت و جانبازى تشويق كرده و در پيروزيهاى و شكست سهيم نموده و احساس تعهّد و مسؤ وليتشان را زيادتر مى كند.
۵- قـدرت تـصـمـيـم گـيـرى :عزم و اراده تصميم گيرى به ويژه در ميدان نبرد، بايد به عهده فرمانده باشد.
((فَاِذا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللّهِ))
امـّا هـنـگـامـى كـه تـصـمـيـم گـرفـتـى ، (قـاطـع بـاش و) بـر خـدا توكل كن !
بـنـابـرايـن ، فـرمـانده بايد از قدرت و توان تصميم گيرى بالايى برخوردار باشد تا در مـواقـع لازم ، بـه خـصـوص در شرايط حساس و بحرانى ، بهترين تقسيم را بگيرد، نه اينكه ترديد و دو دلى باعث از دست رفتن فرصت و موقعيت مناسب او شود. 
  • بازدید : 40 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

رزمـنـده مـسـلمان از ديدگاه قرآن ، واجد ويژگى هاى است كه او راز ديگران ممتاز مى گرداند در ايـن فـصـل ، ايـن ويـژگى هاى را در سه بخش ، ويژگى هاى عمومى ، فرماندهان و فرمانبران ارائه مى دهيم .
قرآن مجيد به رزمندگان كه با جان و مال با دشمنان حق نبرد مى كنند و آنان را مى كشند و يا در ايـن راه بـه شـهـادت مـى رسـنـد، بـشـارت داده كـه خـداونـد خـريـدار جـان و مـال آنـان اسـت و بـه بـهـاى آن ، بـهـشت جاودان را مى دهد.  از امام صادق (ع ) سؤ ال شـد كـه آيـا ايـن وعـده قـرآن يـك وعـده عـمـومـى اسـت و هـر رزمـنـده اى را شـامـل مـى شـود يـا وعده اى است براى رزمندگانى با ويژگى هاى شخص ؟ امام (ع ) در پاسخ فرمود:
وقـتـى ايـن آيـه نـازل شـده ، عـدهـّاى از اصـحـاب پـيـامـبـر(ص ) هـمـيـن سـؤ ال را از آن حـضـرت كـردنـد و ايـشـان جـوابـى بـه آنـان نـداد تـا ايـنـكـه خـداونـد بـه دنبال آن ، اين آيه شريفه را نازل فرمود:
((اَلتّائِبُونَ الْعابِدُونَ الْحامِدُونَ السّائِحُونَ الرّاكِعُونَ السّاجِدُونَ الاَّْمِرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ النّاهُونَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ الْحافِظُونَ لِحُدُودَ اللّهِ وَ بَشِّرِ الْمُؤْمِنينَ))  
خـداونـد (بـا ايـن آيـه ) صـفـات مـؤ مـنـانـى را كـه جـان و مـالشـان را (در قبال بهشت ) خريدار است ، آشكار ساخت . پس هر كس طالب بهشت است ، بايد (با اتصاف ) به ايـن شـرايـط در راه خدا جهاد كند و گرنه از جمله كسانى خواهد بود كه پيامبر(ص ) در حق آنان فـرمـود: ((خـداونـد ايـن ديـن را بـه وسيله كسانى يارى مى كند كه خود، هيچ بهره اى از كوشش خويش ندارند.))
ايـنـك بـا تـوجـه به آيه مزبور و آياتى از اين قبيل به توضيح مختصر ويژگى هاى عمومى مجاهدان مسلمان مى پردازيم :
۱ـ تـوبـه : بازگشت از هر چه غير خداست . به پيشگاه حق تعالى ، و طلب آمرزش پى در پى بـراى لغـزشـها، خطاها و ندانم كارى ها و سعى و كوشش در جبران وظايفى كه از او فوت شده است .
۲ـ عـبـادت : تـنـهـا خـداوند را معبود گرفتن و با همه وجود به عبادت و بندگى او روى آوردن و اطاعت محض از خدا و سر بر تافتن از غير خدا.
۳ـ ستايش خدا: خداوند را با اسماى حسنى او اوصاف جميلش خواندن و ستودن .
۴ـ آمد و شد به مساجد: رفتن به عبادتگاه ها و پرستش نمودن خداوند در آنها.
۵ـ خضوع و ركوع : در برابر اوامر الهى خاضع بودن و سر تسليم فرود آوردن .
۶ـ سـجـده و اظـهـار ذلّت : در پـيشگاه حق پيشانى بندگى را بر خاك ساييدن و اظهار خاكسارى كردن .
۷ـ امر به معروف : ايجاد زمينه و ترويج خوبى ها و آگاه نمودن بندگان ناآگاه خدا.
۸ـ نهى از منكر: از بين بدن زمينه و ريشه كن كردن بدى ها و باز داشتن از آنها.
۹ـ حفظ حدود الهى : جلوگيرى از تعدى و تجاوز به حريم حق .
عـلاّمـه طـبـاطـبـايـى (ره ) شـش ويژگى اول را خصوصيات فردى مجاهدان و دو ويژگى امر به مـعـروف و نـهـى از مـنـكـر را خـصـوصـيت جمعى آنان و حفاظت از حدود الهى را مشتركاً مربوط به خـصـوصـيات فردى و جمعى مجاهدان مى داند؛ يعنى هم در مورد خويش و هم در مورد اجتماع توجه دارند كه حدود الهى رعايت گردد.  
۱۰ـ توكل و تضرّع : مجاهدان مسلمان براى رضاى خدا و ريشه كن كردن ظلم و شرك مى جنگند و در ايـن نـبـرد تنها تكيه گاه گاهشان خداست و به نصرت و يارى خدا باور دارند و معتقدند كه خـداونـد از آنـجا كه مولاى مؤ منان است ، از ياوران دين خود دفاع مى كند.  به همين جـهـت مـجـاهـدان ، بـر خـداوند توكل مى كنند  و با توجه به همين اعتقاد، در تمامى صـحـنـه هـاى زنـدگـى و از جـمـله در مـيـدان هـاى نـبـرد ، خـاضـعـانـه و مـتـواضـعـانـه بـه خـدا متوسل شده به قوت ، قدرت ، نصرت و غلبه را از او مى خواهند:
((رَبَّنـا اَفـْرِغْ عـَلَيـْنـا صـَبـْرا وَ ثـَبِّتْ اَقـْدامـَنـا وَ انـْصـُرْنـا عـَلَى الْقـَوْمـِ الْكافِرينَ))  
پـروردگـارا! پيمانه شكيبايى و استقامت را بر ما بريز و قدمهاى ما را ثابت بدار و ما را بر جمعيت كافران ، پيروز بگردان !
۱۱ـ ترجيح آخرت بر دنيا: از ديگر ويژگهاى رزمندگان اسلام ، برگزيدن آخرت بر دنياست . قرآن مجيد در اين باره مى فرمايد:
((فَلْيُقاتِلْ فى سَبيلِ اللّهِ الَّذينَ يَشْرُونَ الْحَيوةَ الدُّنْيا بِالاْخِرَةِ…))  
كسانى كه زندگى دنيا را به آخرت فروخته اند، بايد در راه خدا پيكار كنند!
ايـن آيـه شـريـفـه دلالت دارد بـر ايـنـكـه تـا انـسـان در انـتـخـاب دنـيا و آخرت ، سراى دنيا را بـرگـزيـند و به دنيا و آنچه در او هست تعلق داشته باشد، نمى تواند در جرگه مجاهدان راه خـدا قـرار گـيـرد. البـتـه روشـن اسـت كـه مـراد از ايـن سـخـن ، دل كـنـدن از دنـيـاسـت ، نـه تـرك ظـاهـرى آن و تـرك اسـتـفـاده از وسايل مورد نياز زندگى .
۱۲ـ تـحـمـل سـخـتـى هـاى مـبـارزه : از ويـژگـى هـاى بـارز مـجـاهـدان ، تـحـمـل و بـردبـارى سـرشـار آنـان در قـبـال سـخـتـى هـاى جـهـاد اسـت در قـرآن بـه تـفـصـيـل آمـده اسـت كـه طـالوت بـراى امـتـحـان نـيـروهـايـش بـه مـنـظـور تحمل سختى ها چنين اعلام داشت :
((اِنَّ اللّهَ مُبْتَليكُمْ بَنَهَرٍ فَمَنْ شَرِبَ مِنْهُ فَلَيْسَ مِنّى وَ مَنْ لَمْ يَطْعَمَهُ فَاِنَّهُ مِنى اِلاّ مَنِ اغْتَرَفَ غُرْفَةً بِيَدِهِ))  
خـداونـد، شـمـا را بـه وسـيـله يـك نـهـرِ آب ، آزمـايش مى كند؛ آنها (كه به هنگام تشنگى ) از آن بنوشند، از من نيستند؛ و آنها كه از آن نخورند، از من هستند؛ مگر كسى كه تنها كف دستى بردارد.
طـالوت مـطـرح مـى كند كه شما در مسير جهاد به يك رود برخورد مى كنيد؛ گر چه سختى راه و سـنـگـينى سلاح و گرمى آفتاب شما را سخت تشنه مى كند، ولى بايد مقاومت كنيد. هر كس مقاومت نـورزد و از آن بـنـوشـد، تـا سـيـراب شـود، نـمـى تـوانـد بـه عـنـوان يـك مـجـاهـد قابل مطرح باشد و هر كس طعم آن آب را نچشد، اين مجاهد واقعى و از ياوران من است . و اما طايفه سـومـى كـه نـمـى نـوشـنـد، بلكه با برداشتن كفى از آن آب ، شدت تشنگى خود را از بين مى برند، اين اگر چه مجاهد واقعى محسوب نمى شوند، اما مردود هم نيستند.  
مـجـاهـدان صـدر اسـلام نـيـز بـه شـهـادت تـاريـخ ، صـبـر و تـحـمـل ورزيـده در بـسـيـارى از مـوارد دشـوارى هـاى نـبرد را بر خود هموار مى ساختند. يكى از بـارزتـريـن ايـن گـونـه تـحـمّل ها، در جنگ تبوك بود. زمان حركت به سوى جبهه در اين جنگ ، فصل تابستان و شدت گرما بود و مسلمانان امكانات و تجهيزات كافى در اختيار نداشتند و بنا بـر روايـات ، تـعـداد دشـمـن بـسـيـار زيـاد و قـدرت و شوكت آنان فراوان بود. راه نيز بسيار طـولانـى و بيابانهاى وسيع و بدون آب و آبادى نيز زياد بود… با اين وجود، مؤ منان مجاهد از انـصـار و مـهـاجـر بـه فـرمـان پـيـامـبـر(ص ) عـلائم بـسـيـج شـدنـد و بـا تـحـمـّل سـخـت تـريـن شـرايـط بـه دسـت دشـمـن حـركـت كـردنـد. بـه هـمـيـن سـبـب خـداونـد متعال رحمت خود را مشمول آنان گردانيد و درباره ايشان فرمود :
((لَقـَدْ تـابَ اللّهُ عـَلَى النَّبـِىَّ وَ الْمـُهـاجـِريـنَ وَ الاَْنـْصـارِ الَّذيـنَ اتَّبـَعُوهُ فى ساعَةِ الْعُسْرَةِ …))  
بـدون شـك ، خداوند رحمت خود را شامل حال پيامبر و مهاجران و انصار نمود، كه در زمان عسرت و شدت ( در جنگ تبوك ) از او پيروى كردند.
۱۳- شجاعت : از ويژگى هاى بارز رزمندگان اسلام ، شجاعت كم نظير يا بى نظير آنان است . آنان صفات زشت بيم و هراس ، ترديد و دودلى ، دلهره و اضطراب و سردرگمى و بى هدفى را از وجـود خـود دور كـرده و بـه اطـمـينان ، آرامش ، پايدارى و وقار و در يك كلمه به صلابت و شـجـاعـت رسـيـده انـد. آنـهـا خـدا را تـنـهـا مـنـبـع قـدرت مـى دانـنـد و بـه قـدرت لايزال الهى تكيه مى كنند از اين رو، نيرو و قدرتى زايد الوصف رسيده اند.
۱۴- تـواضـع در برابر مؤ منان و سرسختى در برابر كافران : مجاهدان در برابر يكديگر مـتـواضـع و نـرمـخـو هـسـتـنـد و در بـرابر كافران سخت و استوارند. قرآن مجيد در اين باره مى فرمايد :
(( … اَذِلَّهٍ عَلَى الْمُؤْمِنينَ اَعِزَّةٍ عَلَى الْكافِرينَ يُجاهِدُونَ فى سَبيلِ اللّهِ))  
در بـرابـر مـؤ منان ، متواضع ، و در برابر كافران سرسخت و نيرومندند، آنها در راه خدا جهاد مى كنند.
اين ويژگى همان ويژگى پيامبراكرم (ص ) و ياران اوست كه قرآن در وصف آنان فرموده است :
((مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللّهِ وَ الَّذينَ مَعَهُ اَشِدّاءُ عَلَى الْكُفّارِ رُحَماءُ بَيْنَهُمْ…))  
مـحـمـد(ص ) فـرسـتاده خداست ؛ و كسانى كه با او هستند در برابر كفار سرسخت و شديد و در ميان خود مهربانند.
مـؤ مـنـان در بـرابر يكديگر با گذشت رفتار كنند؛ امّا در برابر دشمنان بايد به گونه اى رفـتـار كـنـنـد كـه نه تنها دشمنان بتوانند در آنها طمع كنند و از اخلاق نيكويشان سوء استفاده نـمـايند، بلكه حتى خشونتى در آنان ببينند كه دشمنان را به ترس و هراس وادارد و به تعبير آيه شريفه :
((وَلْيَجِدُوا فيكُمْ غِلْظَةً))  
آنها بايد در شما شدّت و خشونت احساس كنند.
بـرخـورد و راه رفـتـن مـتكبرانه كه در برخورد با مؤ منان جايز نيست ، در مواقع رويارويى با دشـمـنـان جـايـز شـمـرده شـده اسـت ؛ چـنانكه وقتى يكى از سرداران اسلام به نام ابودجانه در برابر دشمن ، متكبرانه قدم مى زد، پيامبر اكرم (ص ) فرمود : ((خداوند چنين راه رفتنى را دشمن مى دارد، مگر در اين موقعيت ))  
       ويژگى هاى فرماندهان
فـرمـانـدهـان نـظـامـى لشـكـر اسلام نه تنها بايد در ويژگى هاى عمومى ذكر شده از ديگران افضل باشند، كه حتى بايد ويژگى هاى ديگرى نيز داشته باشند، از جمله :
۱- دانـش و تـوان كـافـى : بـه عهده گرفتن فرماندهى از ديدگاه رزمندگان اسلام ، يك وظيفه اسـت . نـه يـك مـقـام و منصب و فرماندهى به كسى پيشنهاد مى شود كه علم ، تدبر و توان لازم بـراى تـحـمـّل ايـن مـسـؤ وليـت مـهـم را داشته باشد. البته براى هر مرحله از فرماندهى علم و تـدبـيـر مـتناسب با آن مرحله لازم است . ولى در هر حال اين يك ضابطه كلى است . وقتى پيامبر بنى اسرائيل ، طاغوت را براى فرماندهان تعيين كرد، گروهى ظاهربين و سست ايمان ، صلاحيت طالوت را به خاطر نداشتن مال و مكنت زير سؤ ال بردند. پيامبرشان در جواب فرمود :
((اِنَّ اللّهَ اصْطَفاهُ عَلَيْكُمْ وَ زادَهُ بَسْطَةً فِى الْعِلْمِ وَ الْجِسْمِ))  
خدا او را بر شما برگزيده و دانش و توان بدنى او را وسعت بخشيده است .
اين بسط علمى و جسمى همان توان جسمى و تدبير نظامى است كه بايد به عنوان يك ويژگى در فرماندهان سپاه توحيد وجود داشته باشد.
۲- پيشگامى در ميدان :فرمانده مسلمان در تحمل سختى ها و مشكلات ميدان نبرد پيشگام است . قرآن مـجـيـد شـخـص پيامبر را موظف مى كند كه اگر موقعيتى پيش آمد، حتى يك تنه با دشمن بجنگد و ديگران را به اين اقدام خداپسندانه تشويق و ترغيب نمايد:
((فَقاتِلْ فى سَبيلِ اللّهِ لا تُكَلَّفُ اِلاّ نَفْسَكَ وَ حَرِّضِ الْمُؤْمِنينَ))  
در راه خدا پيكار كن ! تنها مسؤ ول وظيفه خود هستى ! و مؤ منان را (بر اين كار) تشويق كن .
وقـتـى مـيـدان نـبـرد گـرم و شـديـد مـى شـد و دو گـروه بـا هـم درمـى آويـخـتـنـد، مـا بـه رسـول خـدا(ص ) پـنـاه مـى بـرديم و ايشان سپر ما بود و هيچ كس از ما به دشمن نزديك تر از ايشان نبوده .  
فـرماندهان شجاع جبهه اسلام نيز اين ويژگى را از پيامبر خويش به ارث برده خود پيشاپيش ديـگـر رزمـنـدگـان بـه اسـتـقـبـال خـطـر مـى رونـد و سـيـنـه را در مقابل تيرهاى دشمن سپر مى كنند.
۳- رحـمـت و عـطـوفـت : عطوفت ، رحمت و محبت به زير دستان ، ويژگى لازم فرماندهى است . در جـبـهه اسلام اين ويژگى نيز در فرماندهان بروز و ظهور دارد. فرمانده با داشتن اين ويژگى در بين زير دستان ، محبوب است و آنان با ميل و رغبت ، دستورهايش را اجرا مى كنند.
خداوند در ادامه آيات مربوط به جهاد به پيامبرش مى فرمايد:
((فـَبـِمـا رَحـْمـَةٍ مـِنَ اللّهِ لِنـْتَ لَهـُمْ وَ لَوْ كـُنـْتَ فـَظـاً غـَليـظَ الْقـَلْبِ لاَنـْفـَضُّوا مـِنـْ حَوْلِكَ))  
بـــه (بـــركـت ) رحـمـت الهـى ، در بـرابـر آنـان ( مـردم ) نـرم ( و مهربان ) شدى ؛ و اگر خشن و سنگدل بودى ، از اطراف تو پراكنده مى شدند.
۴- عـفو و گذشت :افراد زير دست ممكن است در اثر جهالت يا غفلت ، مرتكب خطايى شوند؛ گر چه تذكر، توبيخ و تنبيه لازم است ولى ويژگى عفو و گذشت از ضروريات فرماندهى است .
يـك رزمـنده شجاع را نبايد به خاطر يك تخلّف يا تخطّى از خود رانده و طرد نمود، بلكه بايد بـعـد از تـوبـيـخ لازم ، چـشـم پـوشـى نـمـود و به او ميدان داد كه توانايى هايش را به ظهور برساند قرآن مجيد به پيامبرش مى فرمايد :
((فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَ شاوِرْهُمْ فِى الاَْمْرِ))  
پس آنها را ببخش و براى آنها آمرزش بطلب و در كارها، با آنان مشورت كن !
ايـن آيـه نـاظـر بـه تـخـلّف رزمـنـدگـان اسلام در جنگ احد است . خداوند به پيامبرش به عنوان فرمانده نظامى خطاب مى كند كه از خطاى آنان درگذر و برايشان طلب آمرزش كن و با مشورت طلبى از آنان ، به آنها بها بده و از توانايى شان بهره گير!
فرمانده به طرف شور قرار دادن زير دستان ، به خصوص بعد از عفو و گذشت از خطايشان ، آنـان را بـه فـداكـارى ، مـقاومت و جانبازى تشويق كرده و در پيروزيهاى و شكست سهيم نموده و احساس تعهّد و مسؤ وليتشان را زيادتر مى كند.
۵- قـدرت تـصـمـيـم گـيـرى :عزم و اراده تصميم گيرى به ويژه در ميدان نبرد، بايد به عهده فرمانده باشد.
((فَاِذا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللّهِ))
امـّا هـنـگـامـى كـه تـصـمـيـم گـرفـتـى ، (قـاطـع بـاش و) بـر خـدا توكل كن !
بـنـابـرايـن ، فـرمـانده بايد از قدرت و توان تصميم گيرى بالايى برخوردار باشد تا در مـواقـع لازم ، بـه خـصـوص در شرايط حساس و بحرانى ، بهترين تقسيم را بگيرد، نه اينكه ترديد و دو دلى باعث از دست رفتن فرصت و موقعيت مناسب او شود. 

عتیقه زیرخاکی گنج